در آغاز، شکر و سپاس بیپایان خدای بزرگ، ربّ العزت و الجلال را بهجا میآورم که توفیق پیمودن یکی دیگر از مراحل علمی را نصیبم فرمود و موفق شدم دورهی تحصیلات #ماستری (فقه اسلامی) و دفاع مونوگراف علمی ام از کشور ترکیه با موفقیت به پایان برسانم.
در این مسیر، شایسته است از پدر و مادر بزرگوارم، برادران عزیزم، استادان گرانقدرم و نیز همهی دوستان و آشنایانی که از دور و نزدیک با ارسال پیامهای تبریکی، مایه دلگرمی و تشویق من شدند، صمیمانه قدردانی و تشکر نمایم.
از درگاه خداوند متعال مسألت دارم که همهی شما عزیزان را در پناه لطف و عنایت خود از هرگونه گزند و آسیب حفظ فرماید.
و برای این بنده توفیق عطا فرماید تا در مسیر خدمت به دین و سرزمین خود، گامهای مؤثر و ارزشمندی بردارم.
در این مسیر، شایسته است از پدر و مادر بزرگوارم، برادران عزیزم، استادان گرانقدرم و نیز همهی دوستان و آشنایانی که از دور و نزدیک با ارسال پیامهای تبریکی، مایه دلگرمی و تشویق من شدند، صمیمانه قدردانی و تشکر نمایم.
از درگاه خداوند متعال مسألت دارم که همهی شما عزیزان را در پناه لطف و عنایت خود از هرگونه گزند و آسیب حفظ فرماید.
و برای این بنده توفیق عطا فرماید تا در مسیر خدمت به دین و سرزمین خود، گامهای مؤثر و ارزشمندی بردارم.
چگونه با الله دوست شویم
<unknown>
#سخنرانی_کامل_صوتی
موضوع : چگونه با الله دوست شویم ؟
سخنران : مولانا سید منیر منور خطیب مسجد جامع آقاصاحبان جکان هرات
موضوع : چگونه با الله دوست شویم ؟
سخنران : مولانا سید منیر منور خطیب مسجد جامع آقاصاحبان جکان هرات
بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
دوری از آغوش خانواده، همزمان با دوری از وطن که به مثابه مادر است، سختتر از آن است که بتوان آن را توصیف کرد.
امروز، بهمنظور ادامه مسیر مبارک دانش، ناگزیر شدم بار دیگر آنچه را که مایه آرامش قلبم بود، رها کنم.
خدای من میداند که اگرچه جسمم میرود، اما قلب و روانم در کنار خانوادهام، در زادگاهم هرات باستان، باقی میماند.
امیدوارم خالق منان با فضل و کرم خود دروازه های ترقی علم ،دانش و اخلاص را بسوی من بگشاید، تا بتوانم پس به آغوش وطنم بازگشته و برای سرزمین خود خدمت بکنم.
التماس دعاء خیر
کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
دوری از آغوش خانواده، همزمان با دوری از وطن که به مثابه مادر است، سختتر از آن است که بتوان آن را توصیف کرد.
امروز، بهمنظور ادامه مسیر مبارک دانش، ناگزیر شدم بار دیگر آنچه را که مایه آرامش قلبم بود، رها کنم.
خدای من میداند که اگرچه جسمم میرود، اما قلب و روانم در کنار خانوادهام، در زادگاهم هرات باستان، باقی میماند.
امیدوارم خالق منان با فضل و کرم خود دروازه های ترقی علم ،دانش و اخلاص را بسوی من بگشاید، تا بتوانم پس به آغوش وطنم بازگشته و برای سرزمین خود خدمت بکنم.
التماس دعاء خیر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در وصف شهر هرات
سخنران: مولانا سید منیر منور
سخنران: مولانا سید منیر منور
امیر بیوطن خوار و حقیر است
گدایی در وطن میرد، امیر است
سخن زیبا و پر محتوای از امام شافعی( رحمه الله) نقل شده است: «هیچکس نمیتواند مانند ناخن خودت، تو را بخاراند.»
ما زمانی میتوانیم صاحب عزت شویم که شعور عمومی جامعه ما زنده شود و درک کنیم که تنها در وطن خود، با کار و تلاش صادقانه میتوانیم به زندگی عزتمند دست یابیم.
متأسفانه، بهسبب زد و خوردهای داخلی، بستر بیداری جامعه فراهم نشده است. مردم ما چنین میپندارند که وقتی چند نفری مهاجر شدند، ما نیز باید مهاجرت کنیم؛ گمان میکنند دیگران در کشورهای خود ما را عزیز خواهند داشت.
نه، این ممکن نیست.
ما باید برای آبادی سرزمین خود، عرق بریزیم و آن را آباد کنیم.
باور کنید، هر اندازه که در وطن سختی باشد، از سختیهای زندگی در کشورهای بیگانه کمتر است.
بیحرمتیهایی که برادران ما در کشورهای مختلف با آن مواجهاند، باید برای ما درس عبرتی باشد تا بازگردیم و خود را در وطن خود بسازیم.
گدایی در وطن میرد، امیر است
سخن زیبا و پر محتوای از امام شافعی( رحمه الله) نقل شده است: «هیچکس نمیتواند مانند ناخن خودت، تو را بخاراند.»
ما زمانی میتوانیم صاحب عزت شویم که شعور عمومی جامعه ما زنده شود و درک کنیم که تنها در وطن خود، با کار و تلاش صادقانه میتوانیم به زندگی عزتمند دست یابیم.
متأسفانه، بهسبب زد و خوردهای داخلی، بستر بیداری جامعه فراهم نشده است. مردم ما چنین میپندارند که وقتی چند نفری مهاجر شدند، ما نیز باید مهاجرت کنیم؛ گمان میکنند دیگران در کشورهای خود ما را عزیز خواهند داشت.
نه، این ممکن نیست.
ما باید برای آبادی سرزمین خود، عرق بریزیم و آن را آباد کنیم.
باور کنید، هر اندازه که در وطن سختی باشد، از سختیهای زندگی در کشورهای بیگانه کمتر است.
بیحرمتیهایی که برادران ما در کشورهای مختلف با آن مواجهاند، باید برای ما درس عبرتی باشد تا بازگردیم و خود را در وطن خود بسازیم.
برداشت سطحی از آیات و احادیث؛ نگاهی دوباره به فهم دینی
در فهم نصوص شرعی، گاهی برخی مفاهیم به شکل سطحی درک شده و به همان صورت نیز منتقل میگردند.
یکی از مسائل مهم در علم اصول فقه، قاعدهی «التکلیف بما لا یطاق» است که بهطور کلی بیان میدارد: انسان به چیزی که در توان و استطاعت او نیست، مکلف نمیشود.
با این حال، در نگاه ابتدایی به برخی آیات قرآن و احادیث نبوی، ممکن است چنین تصور شود که شارع، انسان را به اموری خارج از اختیار و ارادهاش مکلف کرده است. برای نمونه:
1. پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم میفرمایند: «لا تغضب» – یعنی خشمگین مشو. این در حالی است که خشم، واکنشی طبیعی و ناخودآگاه در وجود انسان است و غالباً در اختیار و اراده فرد نیست.
2. در سوره حدید، آیه ۲۳، آمده است:
«لكي لا تأسوا على ما فاتكم ولا تفرحوا بما آتاكم»
یعنی: «تا برای آنچه از دست شما رفت، اندوهگین نشوید و به آنچه به شما داده شده، شادمان نگردید.» حال آنکه اندوه در هنگام فقدان نعمت و شادی هنگام دستیابی به آن، واکنشهای طبیعی انسانی هستند و بهسختی میتوان گفت که کاملاً تحت اراده فرد باشند.
این موارد، اگر بهصورت سطحی و بدون درک دقیق از لسان شارع و مقاصد دین فهم شوند، منجر به برداشتهای نادرست خواهند شد؛ چنانکه گاه برخی کسانی که خود را صاحبنظر در علوم دینی میدانند، به دلیل فقدان تخصص لازم، دچار این خطا میشوند.
اما تفسیر تخصصی این دو نمونه چنین است:
نخست: مقصود پیامبر اسلام از «خشمگین مشو» نهی از اصل خشم – که در اختیار انسان نیست – نمیباشد، بلکه ناظر به آثار و پیامدهای منفی خشم است؛ یعنی: «در هنگام خشم، از گفتار یا رفتار نادرست پرهیز کن». به تعبیر دیگر، نهی متوجه افعال اختیاری بعد از خشم است، نه خود حالت خشم که غیرارادی است.
دوم: در آیهی مذکور از سوره حدید نیز، نهی در حقیقت متوجه اندوه طبیعی یا شادی معمولی نیست، بلکه ناظر به پیامدهای افراطی آنهاست. خداوند از یأس و ناامیدی در پی فقدان نعمت، و نیز از غرور و طغیان به سبب بهرهمندی از نعمت نهی فرموده است؛ نه از خود اندوه یا شادی طبیعی که لازمهی فطرت انسانی است.
در نتیجه، برای درک صحیح نصوص دینی، نباید به ظواهر اکتفا کرد، بلکه باید با مراجعه به اصول تفسیری و قواعد اصولی، عمق مفاهیم را دریافت. این مهم جز با تخصص و مهارت در علوم شرعی بهدست نمیآید و بیتردید، فهم سطحی از این متون میتواند به برداشتهای نادرست و حتی خطرناک منتهی گردد.
در فهم نصوص شرعی، گاهی برخی مفاهیم به شکل سطحی درک شده و به همان صورت نیز منتقل میگردند.
یکی از مسائل مهم در علم اصول فقه، قاعدهی «التکلیف بما لا یطاق» است که بهطور کلی بیان میدارد: انسان به چیزی که در توان و استطاعت او نیست، مکلف نمیشود.
با این حال، در نگاه ابتدایی به برخی آیات قرآن و احادیث نبوی، ممکن است چنین تصور شود که شارع، انسان را به اموری خارج از اختیار و ارادهاش مکلف کرده است. برای نمونه:
1. پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم میفرمایند: «لا تغضب» – یعنی خشمگین مشو. این در حالی است که خشم، واکنشی طبیعی و ناخودآگاه در وجود انسان است و غالباً در اختیار و اراده فرد نیست.
2. در سوره حدید، آیه ۲۳، آمده است:
«لكي لا تأسوا على ما فاتكم ولا تفرحوا بما آتاكم»
یعنی: «تا برای آنچه از دست شما رفت، اندوهگین نشوید و به آنچه به شما داده شده، شادمان نگردید.» حال آنکه اندوه در هنگام فقدان نعمت و شادی هنگام دستیابی به آن، واکنشهای طبیعی انسانی هستند و بهسختی میتوان گفت که کاملاً تحت اراده فرد باشند.
این موارد، اگر بهصورت سطحی و بدون درک دقیق از لسان شارع و مقاصد دین فهم شوند، منجر به برداشتهای نادرست خواهند شد؛ چنانکه گاه برخی کسانی که خود را صاحبنظر در علوم دینی میدانند، به دلیل فقدان تخصص لازم، دچار این خطا میشوند.
اما تفسیر تخصصی این دو نمونه چنین است:
نخست: مقصود پیامبر اسلام از «خشمگین مشو» نهی از اصل خشم – که در اختیار انسان نیست – نمیباشد، بلکه ناظر به آثار و پیامدهای منفی خشم است؛ یعنی: «در هنگام خشم، از گفتار یا رفتار نادرست پرهیز کن». به تعبیر دیگر، نهی متوجه افعال اختیاری بعد از خشم است، نه خود حالت خشم که غیرارادی است.
دوم: در آیهی مذکور از سوره حدید نیز، نهی در حقیقت متوجه اندوه طبیعی یا شادی معمولی نیست، بلکه ناظر به پیامدهای افراطی آنهاست. خداوند از یأس و ناامیدی در پی فقدان نعمت، و نیز از غرور و طغیان به سبب بهرهمندی از نعمت نهی فرموده است؛ نه از خود اندوه یا شادی طبیعی که لازمهی فطرت انسانی است.
در نتیجه، برای درک صحیح نصوص دینی، نباید به ظواهر اکتفا کرد، بلکه باید با مراجعه به اصول تفسیری و قواعد اصولی، عمق مفاهیم را دریافت. این مهم جز با تخصص و مهارت در علوم شرعی بهدست نمیآید و بیتردید، فهم سطحی از این متون میتواند به برداشتهای نادرست و حتی خطرناک منتهی گردد.
جوانان عزیز!
به سرزمین خویش، خوش آمدید.
زمینه کار و دانش برای جوانان، میتواند جهش دوباره ی برای آبادی وطن مان باشد.
برگشت اینها به معنای برگشت نیرو و توان بالقوه.
به سرزمین خویش، خوش آمدید.
زمینه کار و دانش برای جوانان، میتواند جهش دوباره ی برای آبادی وطن مان باشد.
برگشت اینها به معنای برگشت نیرو و توان بالقوه.
هرات یا شهر انصار!
بیجهت نیست که هرات را «شهر علم و فرهنگ» مینامند؛
لقبی شایسته که در حقیقت، ساکنان فرهیخته و بااخلاص این سرزمین با کردار و رفتارشان شایستگی آن را به اثبات رساندهاند.
این همه فداکاریها، جلوهایست از فرهنگی غنی که بر پایهی همیاری، همدلی و انساندوستی بنا شده است؛
همانگونه که سعدی بزرگ گفته است:
«بنیآدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند»
امروز مردم هرات با عمل خود ثابت کردند که همچنان پرچمدار فرهنگ برادری و اخوتاند.
گویی تاریخ، صحنه مهربانی انصار و مهاجرین را بار دیگر در این شهر زنده کرده است؛
چنانکه این مردم، همچون انصار مدینه منوره، صفت یاریگری را با جان و دل در برابر مهاجران برگشته، از آنِ خود کردهاند.
بلی، میدانیم که هرات و مردمان شریف آن، در این روزها بهویژه به سبب مسئله مهاجرین، دوران سختی را پشت سر میگذارند؛
اما این روزها نیز خواهند گذشت، همانگونه که دیگر روزهای سخت را با صبر و استقامت پشت سر گذاشتهاند.
و آنچه ماندگار خواهد بود، نه رنج روزگار، بلکه نیکنامی، کرامت، صداقت، و بزرگواری مردمیست که همواره در کنار برادران خود ایستادهاند؛
و امروز نیز در مرز اسلامقلعه، جلوهای از آن را با روی گشاده و دلهای بیآلایش به نمایش میگذارند.
دست همه شما عزیزان درد نکند؛ دعای خیر دلهای قدردان، همیشه همراهتان باد.
بیجهت نیست که هرات را «شهر علم و فرهنگ» مینامند؛
لقبی شایسته که در حقیقت، ساکنان فرهیخته و بااخلاص این سرزمین با کردار و رفتارشان شایستگی آن را به اثبات رساندهاند.
این همه فداکاریها، جلوهایست از فرهنگی غنی که بر پایهی همیاری، همدلی و انساندوستی بنا شده است؛
همانگونه که سعدی بزرگ گفته است:
«بنیآدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند»
امروز مردم هرات با عمل خود ثابت کردند که همچنان پرچمدار فرهنگ برادری و اخوتاند.
گویی تاریخ، صحنه مهربانی انصار و مهاجرین را بار دیگر در این شهر زنده کرده است؛
چنانکه این مردم، همچون انصار مدینه منوره، صفت یاریگری را با جان و دل در برابر مهاجران برگشته، از آنِ خود کردهاند.
بلی، میدانیم که هرات و مردمان شریف آن، در این روزها بهویژه به سبب مسئله مهاجرین، دوران سختی را پشت سر میگذارند؛
اما این روزها نیز خواهند گذشت، همانگونه که دیگر روزهای سخت را با صبر و استقامت پشت سر گذاشتهاند.
و آنچه ماندگار خواهد بود، نه رنج روزگار، بلکه نیکنامی، کرامت، صداقت، و بزرگواری مردمیست که همواره در کنار برادران خود ایستادهاند؛
و امروز نیز در مرز اسلامقلعه، جلوهای از آن را با روی گشاده و دلهای بیآلایش به نمایش میگذارند.
دست همه شما عزیزان درد نکند؛ دعای خیر دلهای قدردان، همیشه همراهتان باد.
برکات جمعه ات را دریافت کن،،
- نیتات را تجدید کن...
- سورهی کهف را با حضور قلب تلاوت کن...
- به پیامبرت درود بفرست...
- خودت و دیگران را در دعاهای فراوان شامل بساز...
لحظات حضور را از دست نده ،،
چه درک حضور حضرت حق
چه درک حضور جمع خانواده و محبت دادن و دعوت با عشق
و صله رحم،،
که همان هم درک حضور اوتعالی و اجابت امرش ست،،
یا الرحم الراحمین نظری
- نیتات را تجدید کن...
- سورهی کهف را با حضور قلب تلاوت کن...
- به پیامبرت درود بفرست...
- خودت و دیگران را در دعاهای فراوان شامل بساز...
لحظات حضور را از دست نده ،،
چه درک حضور حضرت حق
چه درک حضور جمع خانواده و محبت دادن و دعوت با عشق
و صله رحم،،
که همان هم درک حضور اوتعالی و اجابت امرش ست،،
یا الرحم الراحمین نظری
متن را اول تا اخیر بخوان، بعد نقد کن!
این روزها شاهد کمکهای زیادی از سوی مردم نیکوکار برای مهاجرین هستیم؛ کاری که بسیار ارزشمند و قابل تقدیر است. اما اجازه بدهید موضوعی دیگر را با شما در میان بگذارم.
برای تهیه غذا، آب و انتقال مهاجرین، هزینههای زیادی صرف شده است. البته این خدمات ضروری و مفید هستند، اما کوتاهمدتاند و مشکل را بهصورت ریشهای حل نمیکنند. چیزی که متأسفانه در کشور ما کمتر به آن توجه میشود، کارهای زیربنایی و ماندگار برای رشد و پیشرفت است.
اگر تاجران و خیرین ما همین همدلی را در بخش آموزش و پرورش جوانان نشان بدهند و برای تحصیلات عالیهی آنها سرمایهگذاری کنند، نتیجهاش بسیار گستردهتر خواهد بود. فرض کنیم استعدادهای جوانان شناسایی شود و افرادی که توانایی دارند، برای ادامه تحصیل به دانشگاههای معتبر دنیا فرستاده شوند تا بعد از برگشت، در بخشهای مهمی مثل تکنولوژی و علوم جدید به کشور خدمت کنند. این یک قدم بسیار مؤثر برای آینده خواهد بود.
ناراحتکننده این است که در کشور ما به "غذای فکر" آنطور که باید، اهمیت داده نمیشود. بعضیها میگویند: «اول شکم سیر شود، بعد دنبال دانش برو!» ولی من با این فکر مخالفم. چون همین سرزمین ما دانشمندانی داشته که با شکم گرسنه اما دل پُر از عشق به علم و وطن، تلاش کردند و افتخار آفریدند.
ما همیشه دنبال بهانهایم تا خودمان را از مسئولیت کنار بکشیم. جوانی که امروز در کشور غریبهای سرگردان است، برای لقمه نانی مهاجرت کرده، چون هیچ برنامهای برای رشد علمیاش دیده نشده. هیچکس او را با علم آشتی نداده. استعدادهای او مثل معدنهایی هستند که هنوز کشف نشدهاند.
این ما هستیم که میتوانیم این استعدادها را روشن و فعال کنیم. جوانان ما به خوراک علم و دانش نیاز دارند؛ چیزی که مسیر زندگیشان را تغییر بدهد و آیندهای روشن برایشان بسازد.
این روزها شاهد کمکهای زیادی از سوی مردم نیکوکار برای مهاجرین هستیم؛ کاری که بسیار ارزشمند و قابل تقدیر است. اما اجازه بدهید موضوعی دیگر را با شما در میان بگذارم.
برای تهیه غذا، آب و انتقال مهاجرین، هزینههای زیادی صرف شده است. البته این خدمات ضروری و مفید هستند، اما کوتاهمدتاند و مشکل را بهصورت ریشهای حل نمیکنند. چیزی که متأسفانه در کشور ما کمتر به آن توجه میشود، کارهای زیربنایی و ماندگار برای رشد و پیشرفت است.
اگر تاجران و خیرین ما همین همدلی را در بخش آموزش و پرورش جوانان نشان بدهند و برای تحصیلات عالیهی آنها سرمایهگذاری کنند، نتیجهاش بسیار گستردهتر خواهد بود. فرض کنیم استعدادهای جوانان شناسایی شود و افرادی که توانایی دارند، برای ادامه تحصیل به دانشگاههای معتبر دنیا فرستاده شوند تا بعد از برگشت، در بخشهای مهمی مثل تکنولوژی و علوم جدید به کشور خدمت کنند. این یک قدم بسیار مؤثر برای آینده خواهد بود.
ناراحتکننده این است که در کشور ما به "غذای فکر" آنطور که باید، اهمیت داده نمیشود. بعضیها میگویند: «اول شکم سیر شود، بعد دنبال دانش برو!» ولی من با این فکر مخالفم. چون همین سرزمین ما دانشمندانی داشته که با شکم گرسنه اما دل پُر از عشق به علم و وطن، تلاش کردند و افتخار آفریدند.
ما همیشه دنبال بهانهایم تا خودمان را از مسئولیت کنار بکشیم. جوانی که امروز در کشور غریبهای سرگردان است، برای لقمه نانی مهاجرت کرده، چون هیچ برنامهای برای رشد علمیاش دیده نشده. هیچکس او را با علم آشتی نداده. استعدادهای او مثل معدنهایی هستند که هنوز کشف نشدهاند.
این ما هستیم که میتوانیم این استعدادها را روشن و فعال کنیم. جوانان ما به خوراک علم و دانش نیاز دارند؛ چیزی که مسیر زندگیشان را تغییر بدهد و آیندهای روشن برایشان بسازد.
Forwarded from استاد سید توفیق منور
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کاروان انتقال رایگان مهاجرین از ولایت هرات به ولایات فاریاب و غور و توزیع بسته های غذایی و آب برای مهاجرین
توسط بخش فرهنگی مسجد جامع آقاصاحبان جکان هرات
توسط بخش فرهنگی مسجد جامع آقاصاحبان جکان هرات
یک محقق دانا، کسی است که هر روز چیز نو و جدید را میآموزد. به تعبیر دیگر، تکرار مکررات را نمیپذیرد
قال رسول الله ﷺ:
«أَتَدْرُونَ مَنِ الْمُفْلِسُ؟»
قالوا: المفلسُ فينا من لا درهمَ له ولا متاعَ.
فقال:
«إِنَّ الْمُفْلِسَ مِن أُمَّتِي يَأْتِي يَومَ القِيَامَةِ بِصَلَاةٍ، وَصِيَامٍ، وَزَكَاةٍ، وَيَأْتِي قَدْ شَتَمَ هَذَا، وَقَذَفَ هَذَا، وَأَكَلَ مَالَ هَذَا، وَسَفَكَ دَمَ هَذَا، وَضَرَبَ هَذَا، فَيُعْطَى هَذَا مِن حَسَنَاتِهِ، وَهَذَا مِن حَسَنَاتِهِ، فَإِنْ فَنِيَتْ حَسَنَاتُهُ قَبْلَ أَنْ يُقْضَى مَا عَلَيْهِ، أُخِذَ مِن خَطَايَاهُمْ فَطُرِحَتْ عَلَيْهِ، ثُمَّ طُرِحَ فِي النَّارِ»
پیامبر خدا صلیاللهعلیهوسلم فرمودند:
آیا میدانید مفلس کیست؟
صحابه گفتند: مفلس در میان ما کسی است که نه پولی دارد و نه وسایلی (داراییای).
حضرت فرمودند:مفلس از امت من کسی است که در روز قیامت با نماز و روزه و زکات میآید، اما (در دنیا) این یکی را دشنام داده، آن یکی را بهتان زده، مال دیگری را خورده، خون کسی را ریخته و دیگری را زده است.
پس (در قیامت) از حسنات او به آنها داده میشود، و اگر حسناتش پیش از آنکه بدهیهایش پرداخت شود تمام گردد، از گناهان آنان برداشته شده و بر او انداخته میشود، سپس در آتش افکنده میشود.
«أَتَدْرُونَ مَنِ الْمُفْلِسُ؟»
قالوا: المفلسُ فينا من لا درهمَ له ولا متاعَ.
فقال:
«إِنَّ الْمُفْلِسَ مِن أُمَّتِي يَأْتِي يَومَ القِيَامَةِ بِصَلَاةٍ، وَصِيَامٍ، وَزَكَاةٍ، وَيَأْتِي قَدْ شَتَمَ هَذَا، وَقَذَفَ هَذَا، وَأَكَلَ مَالَ هَذَا، وَسَفَكَ دَمَ هَذَا، وَضَرَبَ هَذَا، فَيُعْطَى هَذَا مِن حَسَنَاتِهِ، وَهَذَا مِن حَسَنَاتِهِ، فَإِنْ فَنِيَتْ حَسَنَاتُهُ قَبْلَ أَنْ يُقْضَى مَا عَلَيْهِ، أُخِذَ مِن خَطَايَاهُمْ فَطُرِحَتْ عَلَيْهِ، ثُمَّ طُرِحَ فِي النَّارِ»
پیامبر خدا صلیاللهعلیهوسلم فرمودند:
آیا میدانید مفلس کیست؟
صحابه گفتند: مفلس در میان ما کسی است که نه پولی دارد و نه وسایلی (داراییای).
حضرت فرمودند:مفلس از امت من کسی است که در روز قیامت با نماز و روزه و زکات میآید، اما (در دنیا) این یکی را دشنام داده، آن یکی را بهتان زده، مال دیگری را خورده، خون کسی را ریخته و دیگری را زده است.
پس (در قیامت) از حسنات او به آنها داده میشود، و اگر حسناتش پیش از آنکه بدهیهایش پرداخت شود تمام گردد، از گناهان آنان برداشته شده و بر او انداخته میشود، سپس در آتش افکنده میشود.
از من در خواست کردند تا شرحی بنویسم....
وقتی محصل به مقدمهی کتابهای شروح علمی و فقهی مینگرد، با پیامی بسیار ارزشمند روبهرو میشود؛ پیامی که دریغ است در روزگار ما به آسانی یافت شود. نویسندگان و مصنفان آن آثار غالباً چنین مینویسند:
«شاگردان و دوستانم از من خواستند تا شرحی جامع بر فلان کتاب بنویسم، و من نیز به اصرار و درخواست آنان، این شرح را به رشتهی تحریر درآوردم.»
آیا به عمق این پیام میاندیشید؟ بیشتر شروح ارزشمند علمی و فقهی، به همت و پشتکار محصلان همان روزگار پدید آمده است.
امروز اما، از آن دست محصلان خبری نیست. کسی نمیآید تا چنین درخواستی از دانشمندی یا محققی بکند. میان ما و کتاب، مرزهایی کشیده شده که گویی گذر از آن ناممکن است.
آیا میدانید یکی از علل اصلی عقبماندگی افغانستان، همان وضعیتی است که در گذشته نیز وجود داشت و امروز نیز ادامه یافته است؟ گویی کتابخواندن و کتابخریدن به امری شگفت و دور از ذهن بدل شده است. آنچنان میان ما و کتاب بیگانگی افتاده که حتی حاضر نیستیم لحظهای مهمان آن باشیم.
اینکه چه زمانی به اصالت حقیقی خود بازگردیم، تنها خدا میداند.
وقتی محصل به مقدمهی کتابهای شروح علمی و فقهی مینگرد، با پیامی بسیار ارزشمند روبهرو میشود؛ پیامی که دریغ است در روزگار ما به آسانی یافت شود. نویسندگان و مصنفان آن آثار غالباً چنین مینویسند:
«شاگردان و دوستانم از من خواستند تا شرحی جامع بر فلان کتاب بنویسم، و من نیز به اصرار و درخواست آنان، این شرح را به رشتهی تحریر درآوردم.»
آیا به عمق این پیام میاندیشید؟ بیشتر شروح ارزشمند علمی و فقهی، به همت و پشتکار محصلان همان روزگار پدید آمده است.
امروز اما، از آن دست محصلان خبری نیست. کسی نمیآید تا چنین درخواستی از دانشمندی یا محققی بکند. میان ما و کتاب، مرزهایی کشیده شده که گویی گذر از آن ناممکن است.
آیا میدانید یکی از علل اصلی عقبماندگی افغانستان، همان وضعیتی است که در گذشته نیز وجود داشت و امروز نیز ادامه یافته است؟ گویی کتابخواندن و کتابخریدن به امری شگفت و دور از ذهن بدل شده است. آنچنان میان ما و کتاب بیگانگی افتاده که حتی حاضر نیستیم لحظهای مهمان آن باشیم.
اینکه چه زمانی به اصالت حقیقی خود بازگردیم، تنها خدا میداند.
نسخه های خطی تفسیر تأویلات القرآن امام ابو منصور ماتریدی(رحمه الله) در ضمن اینکه در کتاب خانه های مشهور جهان اسلام موجود میباشد، دو نسخه دیگر در اروپا است.
یکی در برلین آلمان و دیگری در بریتانیا.
یکی در برلین آلمان و دیگری در بریتانیا.
این چه خاکی است؟ پر از استعداد...
از دل خاکهای سرزمینم، استعدادها چون موج میجوشند.
این روزها سخن از نوجوان بااستعدادی است که در عرصه فوتبال توانایی چشمگیری دارد. از کشف استعدادش خوشحالم؛ اما ما افرادی نیز داریم که در حوزههای تمدن و دانش، استعدادهایی شگرف و کم نظیر هستند، ولی تاکنون پرده حائل از برابرشان کنار نرفته و در پسِ پردهها پنهان ماندهاند.
چه بسا اگر بستر رشدشان فراهم شود، میتوانند درخشش خیرهکنندهای داشته باشند.
خاک افغانستان، خاستگاه استعدادهای ناب است. درد ما، کمبود استعداد نیست؛ درد ما، عدم کشف و شکوفایی این استعداد ها است.
ما منتظر آن هستیم تا دستی یاریگر و لطفی غیبی برسد تا کاشف این گوهرهای نهفته باشد.
از دل خاکهای سرزمینم، استعدادها چون موج میجوشند.
این روزها سخن از نوجوان بااستعدادی است که در عرصه فوتبال توانایی چشمگیری دارد. از کشف استعدادش خوشحالم؛ اما ما افرادی نیز داریم که در حوزههای تمدن و دانش، استعدادهایی شگرف و کم نظیر هستند، ولی تاکنون پرده حائل از برابرشان کنار نرفته و در پسِ پردهها پنهان ماندهاند.
چه بسا اگر بستر رشدشان فراهم شود، میتوانند درخشش خیرهکنندهای داشته باشند.
خاک افغانستان، خاستگاه استعدادهای ناب است. درد ما، کمبود استعداد نیست؛ درد ما، عدم کشف و شکوفایی این استعداد ها است.
ما منتظر آن هستیم تا دستی یاریگر و لطفی غیبی برسد تا کاشف این گوهرهای نهفته باشد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM