مهارت مدیریت
98 subscribers
26 photos
5 videos
2 files
1 link
گردآوری و انتشار نکاتی جهت افزایش مهارتهای مدیریت
تفکر سیستمی
تفکر استراتژیک
رهبری
برنامه‌ریزی
منابع انسانی
Download Telegram
ﺭﻭﺯﯼ ﭘﺴﺮﯼ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﭘﺪﺭ ﺧﻮﺩ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺮ ﻣﺎﺷﯿﻨﯽ ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﺟﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﭘﺮپیچ ﻭ ﺧﻢ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺣﺮﮐﺖ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﭘﺪﺭ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺗﺼﺎﺩﻑ ﺳﺨﺖ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﻪ ﺩﺭﻩ ﺳﻘﻮﻁ می کند ،
ﭘﺪﺭ ﺩﺭ ﺟﺎ ﻓﻮﺕ می کند ﺍﻣﺎ ﭘﺴﺮ ﺗﻮﺳﻂ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎﯼ ﺍﻣﺪﺍﺩﯼ ﻧﺠﺎﺕ می یاﺑﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ داده می شود

ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺭﯾﯿﺲ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﺟﺴﻤﺎﻧﯽ ﮐﻮﺩﮎ ﺑﻪﻣﻼﻗﺎﺕ ﺍﻭ می رود، ﺑﻪ ﯾﮑﺒﺎﺭﻩ ﻭ ﺑﺎ ﺷﮕﻔﺘﯽ ﻣﺘﻮﺟﻪ می شود ﮐﻪ ﺁﻥ ﮐﻮﺩﮎ، ﭘﺴﺮ ﺧﻮﺩ ﺍﻭﺳﺖ!

ﺳﻮﺍﻝ:
ﺍﮔﺮ ﭘﺪﺭ ﮐﻮﺩﮎ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﭘﺲ ﺭﯾﯿﺲ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺍﺳﺖ؟!
چندثانیه فکر کنید سپس بخوانید؛

ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﺎﺧﻮﺩﺁﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﺍﻓﮑﺎﺭﯼ ﭼﻨﮓ ﻣﯿﺰﻧﺪ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﭘﺸﺘﻮﺍﻧﻪ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻥ ﻧﺪﺍﺭد!
ﺁﯾﺎ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﻓﮑﺮﺵ ﺭﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﺭﺋﯿﺲ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺑﺎﺷﺪ؟!

ﺍﮔﺮ ﺗﻔﮑﺮ ﻗﺎﻟﺒﯽ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺟﻨﺴﯿﺖ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺍﯾﻦﺳﻮﺍﻝ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺭﺳﺖ می دادیم،
ﺑﻠﻪ ﺭﺋﯿﺲ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﻣﺎﺩﺭ ﭘﺴﺮ ﺑﻮﺩ
ﻣﮕﺮ ﻓﻘﻂ یک ﻣﺮﺩ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺪ ﺭﺋﯿﺲ ﺑﺎﺷﺪ؟!

ﺍﻣﺮﻭﺯه ﻣﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺳﯿﺮ ﺗﻔﮑﺮﺍﺕ ﻗﺎﻟﺒﯽ ﺧﻮﺩ ﻫﺴﺘﯿﻢ، ﺗﻔﮑﺮ ﻗﺎﻟﺒﯽ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺟﻨﺴﯿﺖ ﻧﯿﺴﺖ ...

«ﺗﻔﮑﺮ ﻗﺎﻟﺒﯽ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﺍﯼ میتواند ﺑﺎشد!!»

@manager_skill
۳۰ ویژگی افراد توانا ...

۱-وقت ندارند علیه کسی، کاری انجام دهند
۲-وقت ندارند پشت سر دیگران صحبت کنند

۳-وقت ندارند در وقایع گذشته، متوقف شوند
۴-وقت ندارند که دروغ بگویند

۵-بسیار انتخاب می کنند چون ذهن اولویت‌بندی شده دارند
۶-تفاوت‌های انسانها را می‌ستایند

۷-بدنبال این نیستند کسی را مانند خود کنند
۸-حجم و کیفیت غذای خود را با دقت زیر نظر دارند

۹-بد بودن بعضی انسانها را، عادی می‌دانند
۱۰-با دو زبان مهم، آشنایی ندارند بلکه بر آنها مسلط‌ اند

۱۱-در فهم رفتار انسانها، اول منافع آنها را می شکافند
۱۲-کارآمدی را بر مساوات ترجیح می‌دهند زیرا که مساوات خود نتیجه کارآمدی است

۱۳-کارآمدی را نتیجۀ رقابت می‌دانند
۱۴-راستگو هستند چون منافع دراز مدت دارند

۱۵-حتی در استفاده از حروف اضافه دقت می کنند تا اعتماد دیگران را حفظ کنند

۱۶-از افراد توانا، با مهارت و باهوش، هراسی ندارند
۱۷-دائما در حال گسترش شعاع شبکه‌های ارتباطی خود هستند

۱۸-بعد از شش ماه که آنها را می‌بینید، بهتر شدن آنها را متوجه می‌شوید
۱۹-اطرافشان، مملو از افراد تواناست

۲۰-میلی‌متری مراقب سخنانشان هستند
۲۱-مبنای تواناییهایشان، قدرت نرم است

۲۲-یک تا صد هر مسئله ای را، دقیق طراحی و مانیتور می‌کنند
۲۳-به ندرت از کسی، درخواستی داشته باشند

۲۴-اگر لازم باشد، ظرفیت تنها ماندن را دارند
۲۵-آنقدر تلاش می‌کنند، درخواب هم اغلب، مسئله حل می‌کنند

۲۶-با هر فردی، دوست نمی‌شوند
۲۷-وقتی با فردی آشنا می‌شوند می‌پرسند: چه کتابی این روزها می‌خوانید؟

۲۸-سلول‌های مغزشان، فرصت استراحت ندارند
۲۹-شناخت عمیقی از طبع بشر دارند

۳۰-سؤالاتشان از پاسخ‌هایشان به مراتب مهم‌تر است.

@manager_skill
💢20 سال تجربه کاری یا 20 سال تکرار یک تجربه؟!!

در سال 2007 تماس غیرمنتظره‌ای از استفان کاوی دریافت کردم. او درخواست کرد که با من ملاقات کند. در ملاقاتی که با او داشتم، استفان کاوی گفت که به یکی از سخنرانی‌های من گوش داده است و از من خواست که در مؤسسه او دوره‌های آموزشی برای مدیران برگزار کنم.

من که از این درخواست او شگفت زده شده بودم، به او گفتم: "هر چند باعث افتخار من است که در مؤسسه شما تدریس کنم، اما احساس می‌کنم که برای این کار، بسیار جوان و بی تجربه هستم"

سپس، استفان کاوی اصل گرانبهایی را به من آموخت که برای همیشه دیدگاه من را نسبت به ماهیت آموزش و تجربه، تغییر داد. او گفت: "در خصوص اهمیت تجربه اغراق صورت گرفته است. برخی از افراد می‌گویند که 20 سال تجربه دارند، اما در حقیقت آنها فقط یک سال تجربه دارند که بیست سال آن را تکرار کرده‌اند."

✏️ریچی نورتون - نویسنده کتاب «قدرت شروع چیزی احمقانه»
گردآوری: حسین حسینی پناه

@manager_skill
⭕️ فرق دانش و هوش

دانش، داشتن پاسخ درست است در حالیکه هوش، پرسیدن سوال درست است

@manager_skill
Trends & Strategies 2021.pdf
3.4 MB
روندها و استراتژی های کسب و کار در سال ٢٠٢١

@manager_skill
⭕️ جلّاسانِ گِردگو
✍️ دکتر محمد فاضلی
@manager_skill
واژه‌های طبّاخ، قصّاب و خبّاز را شنیده‌اید، نام مشاغل‌اند، و کسانی هم هستند که بر وزن همین مشاغل می‌توان آن‌ها را «جَلّاس» نامید، اگرچه چنین واژه‌ای وجود نداشته باشد. این‌ آدم‌ها را حتماً می‌شناسید. این دسته – که هر یک از ما هم می‌توانیم یکی از آن‌ها باشیم – کارشان این است که از این جلسه به آن جلسه در حرکت هستند. اگر طبّاخ یعنی «بسیار طبخ‌کننده»، «جَلّاس» نیز «بسیار نشیننده در جلسه است، بسیار جلوس‌کننده»
خصیصه بارز دستگاه اداری این مملکت انبوه جلسات است و «جَلّاسان» بوروکرات‌هایی هستند که در هر روز چندین جلسه شرکت می‌کنند. تقصیر خودشان نیست، ساختار است که آن‌ها را صبح تا شب دور میزهایی می‌نشاند تا فرسوده‌شان کند، تا فرصت نکنند چیزی بخوانند، فکر کنند و به کار و بارشان برسند. همه در جلسه‌اند.
«جَلّاسی» بیماری نظام اداری‌ است. نظام اداری به دلیل ابهام در وظایف، کمبود دانشی که به مدیران جرأت تصمیم‌گیری بدهد، فقدان شفافیتی که اطلاعات را با سرعت و دقت به گردش درآورد و لازم نباشد در جلسه اطلاعات را رد و بدل کرد، و ساختار مستعد تخلف که مدیران را در معرض رسیدگی سازمان‌های نظارتی قرار می‌دهد، به تدریج هر تصمیمی را مؤکول به جلسه می‌کند. اکثریت مدیران قادر به تصمیم‌گیری نیستند و بنابراین وقت گرانبها صرف جلوس در جلسات می‌شود و به تدریج «جَلّاسان» ظهور می‌کنند.
نظام اداری «جَلّاس‌پرور» به این حد نیز قناعت نمی‌کند. کثیری از «جَلّاسان» به تدریج خود را به خُلقی دیگر نیز می‌آرایند و آن «گِردگویی» است. «گِردگو» کسی است که ماهرانه درباره هر مسأله مهمی چنان سخن می‌گوید که نه سیخ بسوزد نه کباب. «گِردگو» می‌تواند چنان سخن بگوید که دل همه را به دست آورد، سخنش هیچ گوشه‌ای ندارد و رئیس فعلی و رؤسای محتمل آتی را خرسند می‌سازد. گِردگو می‌تواند چنان سخن بگوید که هیچ مسئولیتی را متوجه اظهارنظرش نسازد.
«گِردگویان» طائفه‌ای هستند که جز در مواردی که ناچار شوند، پای هیچ اظهارنظری را امضا نمی‌کنند تا مبادا امروز و فردایی گریبانش را بگیرند. این جماعت از مکتوب کردن بیزارند و ترجیح می‌دهند صدای‌شان در کنار صداهای همگان قرار گیرد و همواره مسئولیت تصمیم‌ها میان همگان تقسیم شود. دیوار حاشا برای «جَلّاسان گِردگو» بلند است.
«گِردگویی» مهارتی است برای گفتن سخنانی که آن‌قدر گرد هستند که در هر زمینی می‌توان آن‌ها را غلطاند، و به هر زمان و مکانی می‌توان آن‌ها را قِل داد. گویِ گِرد را از هر زاویه که نگاه کنید، فرقی نمی‌کند، جهت خاصی ندارد.
«جَلّاسانِ گِردگو» محصول نظام اداری‌ای هستند که بر سنت شفاهی بنا شده و گزارش کارشناسی مکتوب و امضاشده در آن جایگاهی ندارد. نظامی که در غوغای آمارهای متناقض همواره می‌توان هر اظهارنظری را توجیه کرد. اکثریت آدم‌ها در چنین سیستمی آخر و عاقبت حرفه‌ای‌شان «جَلّاسی» و «گِردگویی» است؛ حرفه‌ای که در آن می‌آموزند چگونه سی سال بمانند و کسی را نرنجانند؛ روی حرفی نایستند، و مسئولیت هیچ مخاطره حرفه‌ای را نپذیرند.
«جَلّاسی» و «گِردگویی» بسیار به هم مرتبط هستند، زیرا گردگویان بسیاری را دیده‌اید که چون جلسه تمام می‌شود و بیرون از اتاق جلسه، ایستاده در کنار شما سخن می‌گویند، حرف‌هایی می‌گویند که از خود می‌پرسید چرا این‌ها را همان‌جا داخل جلسه نگفت؟ گویی وقتی می‌نشینند و آن‌گاه که ایستاده‌اند، متفاوت‌اند. گِردگویی در این نظام اداری، راهی برای ماندن است. «جَلّاسان گِردگو» خود می‌مانند، بی هیچ صراحتی، سی سال یا بیشتر، اما سرمایه‌های بسیاری را به فنا می‌برند.

@manager_skill
🔳⭕️سبد خرچنگ‌ها

🔴سبد خرچنگ‌ها در زبان فرانسه به ضرب المثلی تبدیل شده با عنوان panier de crab به این دلیل که وقتی خرچنگ‌های شکار شده در سبدی نگهداری بشوند، از فرط استیصال با چنگال خود سعی می‌کنند چنگال‌های خرچنگ‌های دیگر را قطع کنند.

🔴این جمله فرانسوی زمانی بکار برده می‌شود که در داخل مجموعه‌ای(شرکت، سازمان، اداره) افراد آن باصطلاح زیر آب هم را بزنند و نتیجه‌اش اینست که هیچکس در این مجموعه از آسیب دیدن در امان نیست.

#سبد_خرچنگ_ها
#زیراب_زدن

@manager_skill
🔳⭕️اگر می‌خواهید پيشبينى كنید كه چه مساله‌اى در آينده سازمان را با بحران مواجه خواهد كرد و در معرض نابودى قرار خواهد داد، ببينید در سازمان درباره چه موضوعى هيچ كس حق ندارد حرفى بزند.

#آزادی_بیان
#شکست
#سازمان
@manager_skill
🔳⭕️مراقب اهدافتان باشید.

🔴هر چند وقت یک بار اهداف را دوباره مرور و در صورت لزوم به روز کنید. کسب و کار یک فعالیت پویاست و اصلا نمی‌تواند ایستا بماند. مهم است که هر چند وقت یکبار مطمئن شوید که اهدافتان هنوز با رویای نهایی‌تان ارتباط دارد.

🔴اگر اینطور است، می‌توانید به کارتان ادامه دهید وگرنه دوباره اهدافتان را ویرایش کنید و برنامه هایتان را تغییر دهید.

#اهداف
#فعالیت_پویا
#بازنگری

@manager_skill
كارگزارانت را بيازما و سپس بكار گمار، چرا كه انتصاب بدون مشورت و آزمايش موجب پشيماني خواهد بود. امام علی(ع)

میلاد با سعادت امام علی(ع) و روز پدر را تبریک عرض میکنم. با آرزوی آنکه با الگوگیری از سخنان بزرگان دینی مان که مدعی پیروی از آنها هستیم آینده ای درخور را برای سازمانهایمان خلق کنیم.

👌#نمونه عملی انتصاب نامناسب در سازمان....

@manager_skill
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نگاه به مشکلات در تفکر سیستمی

تفکر سیستمی به ما آموزش می‌دهد که مسائل و مشکلات پیرامون را جدا از خود نبینیم و همواره خود را بخشی از آن‌ها درنظر بگیریم.

@manager_skill
درک صحیح مسائل و تحلیل درست داده ها یک ضرورت است.

در طول جنگ جهانی دوم، متفقین نقشه سوارخهای گلوله را در هواپیماهایی زدند که توسط آتش نازی ها مورد اصابت قرار گرفت. آنها با تقویت مناطقی که گلوله های بیشتری دریافت می کنند (نقاط قرمزی که بر روی تصویر نشان داده شده است) سعی در تقویت هواپیما ها داشتند.

از لحاظ تئوریک، یک استنباط منطقی بود. به هرحال، این مناطق بیشتر تحت تاثیر قرار گرفتند، اما، آبراهام والد، یک ریاضیدان به نتیجه دیگری رسید:

نقاط قرمز فقط آسیب هواپیماهایی است که قادر به بازگشت به خانه بودند.

به گفته وی، ما باید مناطقی را که هیچ نقطه ای وجود ندارد را تقویت کنیم. زیرا این مکانها مکان هایی هستند که هواپیما در اثر ضربه زنده نمی ماند. این پدیده را انحراف بقا یا
‏Survival Deviation
می نامند.

این اتفاق زمانی رخ می دهد که به چیزهایی که باقی مانده اند نگاه می کنیم در حالیکه باید روی چیزهایی که باقی نمانده اند متمرکز شویم.

تحلیل غلط و تفسیر اشتباه داده ها می تواند سازمان ها را به نقطه مرگ برساند. پس مراقب دیدگاه و روش تحلیلی سازمان خود باشید.

@manager_skill
این عکس واقعی است و دستکاری نشده است. سنگ واقعی است، آسمان، درختان و خاک همه واقعی هستند. فقط کافی است زاویه دیدتان را عوض کنید! حالا عکس را سر و ته نگاه کنید!! وسعت دید و زاویه نگاه، فهم و‌دریافت از واقعیت را عوض می‌کند!! گاهی، وقتی زاویه دیدمان را عوض کنیم به‌خاطر باورهای اشتباه گذشته، آه از نهادمان برمی‌آید.

@manager_skill
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❇️ تا سه دهه پیش، ژاپن را با لوازم ساده و ارزان قیمتی مانند چتر و چراغ قوه می‌شناختند. ژاپن با برداشتن گامهای کوچک و اندک اندک به جایگاه امروزی رسید.
این راهی است که چین نیز پیمود و راه دیگری وجود ندارد. ماهم بر اساس مزیت‌های موجود خودمان باید از گامهای کوچک آغاز کنیم.
✴️ ویدیو مربوط به مراحل ساخت کشتی بزرگ آیداپریما در کارخانه میتسوبیشی است . این کشتی به سفارش ایتالیا ساخته شده است.
@manager_skill
تنها پرنده‌ای که جرات می‌کند عقاب را نوک بزند، دورنگوی سیاه است. به پشت عقاب می‌نشیند و گردنش را گاز می‌گیرد. با این حال، عقاب هیچ واکنشی نشان نمی‌دهد و با دورنگو نمی‌جنگد. او وقت و انرژی خود را تلف نمی‌کند. فقط بال‌های خود را باز می‌کند و شروع به پرواز بالاتر در آسمان ‏می‌کند. هر چه پرواز بالاتر باشد نفس کشیدن برای دورنگو سخت‌تر است و سرانجام به دلیل کمبود اکسیژن دورنگو سقوط می‌کند.

🔴نیازی نیست که به همه نبردها واکنش نشان دهید. لازم نیست که به همه استدلال‌ها یا منتقدان پاسخ داده شود. شما فقط استاندارد را بالا ببرید، همه مخالفان از بین می‌روند.

@manager_skill
تصوير كامل و همه جانبه از ⁧ #ايران⁩ امروز! ‏
💠عدم پيش بيني اوضاع و احوال
💠‏استمرار بر يك تصميم اشتباه
💠نداشتن سناريو جايگزين! ‏
💠اداي حال خوبها را دراوردن و نشان دادن مقاوت ظاهري! ‏
💠عدم وجود چتر در روزي كه كاملا باراني بود! ‏
💠تصويري قابل تامل در ⁧ #مديريت_ريسک و #مدیریت_بحران

@manager_skill
شروع امسال هم مثل سال گذشته متفاوت‌تر از سال‌های قبله، ولی براساس اصل «زندگی ادامه دارد» احتمالا امسال هم هدف‌های بزرگ و کوچکی در ذهن داریم که باید برای انجام آنها برنامه‌ریزی کنیم.

در سال جدید با توجه به شرایط موجود باید هدف‌هامون رو طوری تعیین کنیم که در نهایت به رضایت و خوشحالی بیشتر ما منجر بشه. مهم نیست هدف‌هامون چقدر بزرگه، مهم اینکه به وسیله آنها بیشتر به خودمون اعتماد کنیم و تبدیل به انسان‌های بهتری در زندگی شخصی و کاریمون بشیم.

شما چه هدفی برای سال جدید دارید؟

#ایران_تلنت

@manager_skill
آدم‌بزرگ‌ها هر شب یا یک شب درمیان زباله‌هایشان را می‌گذارند دم در تا مامور شهرداری بیاید ببرد.
آنها دوست ندارند خانه‌شان بو بگیرد و در تعفن‌اش خفه شوند

اما هیچ انگیزه‌ای برای دم در گذاشتن آشغال‌های فکری‌شان ندارند.

سرشان بو می‌دهد حرف که می‌زنند.
نظرشان را که می‌پرسی هنوز مثل همان هفته‌ی پیش، مثل همان سال قبل، مثل مادرشان یا پدرشان، اجدادشان فکر می‌کنند.
به زباله‌هایشان خو گرفته‌اند.

بویش شمیم دل‌نواز ذهنشان شده و آنقدر تعصب دارند به کیسه‌ی سیاه آشغال‌ها که اگر به زور هم ازشان بگیری و بگذاری بیرون، نصفه شب پاورچین می‌روند برمی‌دارند می‌آورند داخل خانه سرشان را می‌گذارند رویش و می‌خوابند.

👤 آرزو صالحی

 @manager_skill
✴️ دوستی می‌گفت، برای تایید یک مدرک به سفارتمان در مسکو مراجعه کردم، چهل نفر کارمند ایرانی و ده نفر کارمند روس حضور داشتند، بعد از کلی معطلی، یکی مدارک را گرفت و روی کازیر گذاشت و گفتند برو دو هفته بعد بیا.
دو هفته بعد آمدم، دیدم پرونده من دقیقاً همانجا در کازیر است، خلاصه با اصرار پرونده را برداشت و ورق زد و چند مهر روی آن زد و گفت بسلامت. مشخص بود خط روسی هم نمی‌داند و در طی دو هفته اصلا مدارک را ندیده است.
در مرحله بعد باید مدارک را به سفارت کره جنوبی میبردم، کلا دو نفر کره ای و دو نفر روس در سفارت حضور داشتند. کارم را به کارمند روس توضیح دادم، مدارک را به طبقه بالا که دو نفر کره ای بودند برد و گفت یکساعت بعد تشریف بیاورید.
یک ساعت بعد کارم آماده بود یک کتابچه راهنما هم برای راهنمایی من روی پرونده گذاشته بودند.
❇️ کره بیست میلیارد دلار با روسیه مبادلات اقتصادی دارد با دو نفر کارمند، ما دو میلیارد هم نداریم با چهل نفر کارمند.
آیا باید برای بهبود بهره‌وری با ذره بین دنبال دلیل بگردیم!؟

@manager_skill
شما را چگونه می شناسند؟

آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود که اين شانس را داشت تا قبل از مردن، آگهی وفاتش را بخواند!

زمانی که برادرش لودويگ فوت شد، روزنامه‌ها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف (مخترع ديناميت) مرده است.
آلفرد وقتی صبح روزنامه ها را مي‌خواند با ديدن تيتر صفحه اول، ميخکوب شد:
«آلفرد نوبل، دلال مرگ و مخترع مر‌گ آورترين سلاح بشری مرد!»

آلفرد، خيلی ناراحت شد. با خود فکر کرد: «آيا خوب است که من را پس از مرگ اين گونه بشناسند؟»

سريع وصيت نامه‌اش را آورد. جمله‌های بسياری را خط زد و اصلاح کرد. پيشنهاد کرد ثروتش صرف جايزه‌ای براي صلح و پيشرفت‌های صلح آميز شود. امروزه نوبل را نه به نام ديناميت، بلکه به نام مبدع جايزه صلح نوبل، جايزه‌های فيزيک و شيمی نوبل و ... مي‌شناسيم. او امروز، هويت ديگري دارد.

يک تصميم، برای تغيير يک سرنوشت کافی است!

@manager_skill