یک سال و نیمه ترک ندادین؟ احتمالا منظورتوت سولو بوده باشه چون بعد رفتن تو همین تازه یک ساله شد و بعد از اون هلی هلی و رویای تاریکو احتمالاً عمهی من داد؟
از هم دفاع نکنین چیکار کنین؟ خنده دارید بخدا.
بد خراب کردین بددددد خراب کردین به ماهم فکر نکردین یه درصد این وسط.
بد خراب کردین بددددد خراب کردین به ماهم فکر نکردین یه درصد این وسط.
به پیشرفت هم کمک نمیکرد کنارهم بودنتون؟ این همه فن که حاضر بودن جانفدای ماکان بشنو چیکار کردین؟ به حسابمون نمیاوردین فکر کنم، دوتایی باهم بودین این همه استقبال داشتین هممممممه کار کردیم برای پیشرفتتون برای ماکان، این وسطا از سولوها هم به حرمت ماکان که خوانندهاش بودین حمایت کردین ولی همون حمایتا گور خودمونو کند.
ببخشید ولی دیگه جای هیچگونه دفاعی نزاشتین برای ما، بیچاره من و ماها که هنوووووزم امید داشتیم با اسم خودتونم که شده این وسطا بخاطر ما یکاری کنین، نگو ما اصلا برای شما وجود نداریم.
خداحافظی میکنم همینجا و میرم، نه پایان میزنم نه چیزی، بچها خداحافظتون و امیدوارم این غم از رو دلمون برداشته بشه، ناحق ترین غم سهم ما بود این وسط، حیف ماکان، حیف جایگاهی که خیلیا آرزوشو داشتن.
هیچوقت فکر نمیکردم این روز برسه اما الان وقت خداحافظی من با این خونه و اعضاشه.
چیزای زیادیو نمیتونم با خودم ببرم مثلا صندلیایی که یه روز روش نشستم و تماشاتون کردم، صحنه ای که روش اجرا کردین برام، میکروفونی که باهاش خوندین، تنها چیزی که از این خونه میبرم خاطراتتونه و منی که هویتم شده بودین، من خودمو هم با شما میشناختم.
شاید بهتر بود اگه اینجا وقت خداحافظی ما نبود اما حالا هست و کاری از ما برنیومد، اصرار باهم بودنمون و تلاشامون راه به جایی نبرد و حالا ما باید بریم و این درو برای همیشه پشت سرمون ببندیم.
بستن این در به روزی زندگیم یعنی خداحافظی با این دنیای جادویی که همیشه از دنیای واقعی برای من جدا بود.
هیچوقت روزایی که اینجا گذروندم و لحظه هایی که تو این خونه تجربه کردمو فراموش نمیکنم.
هیچوقت دلم نمیخواست باهات خداحافظی کنم اما
خداحافظ خونه و هم قبیلهایا.
چیزای زیادیو نمیتونم با خودم ببرم مثلا صندلیایی که یه روز روش نشستم و تماشاتون کردم، صحنه ای که روش اجرا کردین برام، میکروفونی که باهاش خوندین، تنها چیزی که از این خونه میبرم خاطراتتونه و منی که هویتم شده بودین، من خودمو هم با شما میشناختم.
شاید بهتر بود اگه اینجا وقت خداحافظی ما نبود اما حالا هست و کاری از ما برنیومد، اصرار باهم بودنمون و تلاشامون راه به جایی نبرد و حالا ما باید بریم و این درو برای همیشه پشت سرمون ببندیم.
بستن این در به روزی زندگیم یعنی خداحافظی با این دنیای جادویی که همیشه از دنیای واقعی برای من جدا بود.
هیچوقت روزایی که اینجا گذروندم و لحظه هایی که تو این خونه تجربه کردمو فراموش نمیکنم.
هیچوقت دلم نمیخواست باهات خداحافظی کنم اما
خداحافظ خونه و هم قبیلهایا.
و برای ادامهی این راهتون عزیزای من، نمیدونم چی میشه برای شما، امیدوارم خدا از کوه غم روی شونههاتون کم کنه، امیدوارم از زمین بلند شین، هنوز عزیزای منین، عزیزای من میمونین، فقط من از کنارتون میرم، این رفتن اجباریه که به من تحمیل شده، اما از خدا میخوام شما به هم برگردین، چون تنها موندنتون بیشتر از این زمینتون میزنه، هیچوقت دلم نمیخواست این روز برسه، هیچوقت دلم نمیخواست که باهاتون خداحافظی کنم، بلد نیستم برای اینکار چطوری کلماتو کنارهم بچینم، فقط ممنونم که تا الان بودین، کاش میشد بعد از اینم باشید اما نمیشه، این رسم روزگاره اما کاش این رسم روی شما عزیزای من بیتاثیر بود، کاش پایانی نداشتیم، کاش پایانمون انقدر غریبانه و تلخ نبود.
خدانگهدارتون وصلههای قلب من.🤍
خدانگهدارتون وصلههای قلب من.🤍
۰۵/۰۶/۱۹
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این ویدیو رو وقتی دیدم یه حس عجیبی به دلم داد، حس خونه و غربت توأمان باهم، نمیدونستم که حسم داره بهم میگه آخرینه، باهمین ویدیو خداحافظی میکنم، خداحافظ خونه و اهالی خونه.
امیدوارم آیندهای روشن سهم ما باشه.
دوستون دارم تا همیشه🤍.
امیدوارم آیندهای روشن سهم ما باشه.
دوستون دارم تا همیشه🤍.
میدونم خداحافظی کردم ولی اگر
اینو نگم خیلی میسوزم ببخشید،
قورباغه رو تو تشت طلا هم بندازی
باز میپره تو مرداب.
اینو نگم خیلی میسوزم ببخشید،
قورباغه رو تو تشت طلا هم بندازی
باز میپره تو مرداب.
رفتم پاک کنم چشمم به یه سری خاطرها که میخورد میدیدم انقدر عشقتون به هم و به ما واقعین، باورم نمیشد، احتمال اینکه دعا گرفته باشن برامون از اینکه اونا واقعی نباشن بیشتره.
ترجیح میدادم اون عصبانیت لحظهی اول باهام بمونه، دوباره دق داره میاد سراغم با این تفاوت که دیگه گریهم نمیاد.
مطمئنم بعد ضبط اولین کارتون، پخشش، اگه روزی قرار باشه رو استجی برید، یاد هم و یاد ما میوفتین اونموقعست که دقه، راهی برای برگشتم نیست…
ما بهتون احتیاج داریم
جملهشو قبلا وقتی از اینکه واقعا
دوسمون دارین دفاع کرده بودم
بهم زیاد گفته بودن.
جملهشو قبلا وقتی از اینکه واقعا
دوسمون دارین دفاع کرده بودم
بهم زیاد گفته بودن.
نه خب آخه، یه نیم درصد به ما فکر کردین این وسط؟ تو ذهنتون اومد بگید وای اگه فنامون بفهمن چی به سرشون میاد؟ آخه اصلا پشیمون به نظر نمیرسیدین، یکی میگفت سختش نکن یکی میگفت جاتون باشم سخته…
Forwarded from 𝙍𝙤𝙢𝙞𝙧.𝙘𝙝𝙖𝙞𝙣♬
هی میام بیخودی تو چنل به پیاما نگاه میکنم، میرم اینستا تو پیجم و بهش نگاه میکنم و نمیفهمم... نمیفهمم چجوری قراره روتین هر روزهی اینجا بودنمو فراموش کنم و از زندگیم حذف کنم =) چجوری قراره دیگه ماکان پناه هر لحظم نباشه که بتونم بخاطرش شده چند لحظه از عالم و آدم جدا باشم
فکر میکردم برای شما سختتر از ما باشه ثمرهی ده سال تلاشتون بره دست کسای دیگه، در واقع از ترس دیدن غمتون تو مصاحبه ندیدمش، ولی شما کاملاً عادی در مورد سپردن ماکان به جوونای خوشتیپ حرف زدین :)
𝙈𝙖𝙘𝙖𝙣𝙣𝙞𝙜𝙝𝙩
من نمیخوابم میترسم، به خیال خامم اگه نخوابم فردا نمیشه، کاش شب بمونه، کاش فردا نشه…
یه شب دیگه فجیع تر از اون شبم تجربه کردم و هنوز زندهم :)))