Forwarded from 𝗜𝗞𝗜𝗚𝗔𝗜 ❞ 𝗣𝗥𝗜𝗠𝗘 (sʜᴇʏᴅᴀ)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
𖥦☕️:macannight
-پیانویست و بازیگر تائتر،🩰' ᐢ..ᐢ!
اتاق تو سکوت فرو رفته بود و کسی جرئت نمیکرد حرفی بزنه، چون اون کارگردان انقدر عصبی و خشمگین به همشون نگاه میکرد که میلی برای حرف زدنشون نمیموند!
از شدت کلافگی و گرما، چنگی به موهای بلند و مشکی رنگش زد و پشت پیانو آکوستیکش نشست؛اومدنش به اینجا بیشتر شبیه یک خفت گیری بود تا یک دعوت محترمانه برای همکاری...
با صدای پچ پچ آرومی، سرش رو کمی بالاتر آورد؛پسر جوونی با لباس های بهم ریخته و گریم نیمه کاره،فقط سرش رو از پرده بیرون آورده بود و بیرون میپایید.
:اومده؟
عضلات صورتش توی هم رفتن و شکل علامت سوال به خودشون گرفتن.
-کی؟
پسر چشم غره ای رفت و قبل از اینکه فرصت جواب دادن داشته باشه گوشش توسط کارگردان کشیده شد.
:هیچ معلوم هست تو کجایی مقاره ؟
پسرک با لودگی خندید و کمی جابه جا شد تا خودش رو آزاد کنه
-به شکم بزرگت قسم که ترافیک بود.
ابروهای کارگردان توی هم گره خوردن.
:بیا برو خودتو سیاه کن
پسرک خندید و دست دور شونه کارگردان انداخت.
-سیاه بازی نیست جان دادا، جدید اومده؟
کارگردان نیم نگاهی به اون مرد کلافه انداخت و خندید.
:آشنای بچه هاست، به جای سهیل اومده.
-پیانویست و بازیگر تائتر،🩰' ᐢ..ᐢ!
اتاق تو سکوت فرو رفته بود و کسی جرئت نمیکرد حرفی بزنه، چون اون کارگردان انقدر عصبی و خشمگین به همشون نگاه میکرد که میلی برای حرف زدنشون نمیموند!
از شدت کلافگی و گرما، چنگی به موهای بلند و مشکی رنگش زد و پشت پیانو آکوستیکش نشست؛اومدنش به اینجا بیشتر شبیه یک خفت گیری بود تا یک دعوت محترمانه برای همکاری...
با صدای پچ پچ آرومی، سرش رو کمی بالاتر آورد؛پسر جوونی با لباس های بهم ریخته و گریم نیمه کاره،فقط سرش رو از پرده بیرون آورده بود و بیرون میپایید.
:اومده؟
عضلات صورتش توی هم رفتن و شکل علامت سوال به خودشون گرفتن.
-کی؟
پسر چشم غره ای رفت و قبل از اینکه فرصت جواب دادن داشته باشه گوشش توسط کارگردان کشیده شد.
:هیچ معلوم هست تو کجایی مقاره ؟
پسرک با لودگی خندید و کمی جابه جا شد تا خودش رو آزاد کنه
-به شکم بزرگت قسم که ترافیک بود.
ابروهای کارگردان توی هم گره خوردن.
:بیا برو خودتو سیاه کن
پسرک خندید و دست دور شونه کارگردان انداخت.
-سیاه بازی نیست جان دادا، جدید اومده؟
کارگردان نیم نگاهی به اون مرد کلافه انداخت و خندید.
:آشنای بچه هاست، به جای سهیل اومده.
𝗜𝗞𝗜𝗚𝗔𝗜 ❞ 𝗣𝗥𝗜𝗠𝗘
𖥦☕️:macannight -پیانویست و بازیگر تائتر،🩰' ᐢ..ᐢ! اتاق تو سکوت فرو رفته بود و کسی جرئت نمیکرد حرفی بزنه، چون اون کارگردان انقدر عصبی و خشمگین به همشون نگاه میکرد که میلی برای حرف زدنشون نمیموند! از شدت کلافگی و گرما، چنگی به موهای بلند و مشکی رنگش زد و…
ایده های شیدا همیشه باعث سوپرایز شدنم میشن🤍⚡
۲۵روز پیش آخرین باریه که رمیر دیدیم.
و آخرین باری که رهام داشتیم ۱۰ روز گذشته.
امیر هم که قدیمی میزاره.
#خدایا_شکرت🧡🌺
و آخرین باری که رهام داشتیم ۱۰ روز گذشته.
امیر هم که قدیمی میزاره.
#خدایا_شکرت🧡🌺
باید بگم که آیدلام همو برای:
شریک زندگی
شریک استیج
شریک کاری
انتخاب کردن و با هم رو به جلو میرن.
شریک زندگی
شریک استیج
شریک کاری
انتخاب کردن و با هم رو به جلو میرن.
از آقای مقاره خواهشمندم که یه جعبه شیرینی بگیره و آقای هادیانو با گوشیش و دوربینِ گوشیش آشتی بده.
Forwarded from 𝘙𝘰𝘩𝘢𝘮𝘪𝘳𝘎𝘈𝘙𝘋𝘌𝘕;🔮
نمیخوام تند برم به هیچ وجه آدم قضاوتِ عزیزترینم نیستم ولی لطفاً توهم تند نرو عزیزترین وقتی میدونم دلت و حواست هست و میدونی که چقدر عزیزی و چقدر ماهم پیشت عزیزیم، این کارو نکن.
@رهام
@رهام