Toam Beri
Mahyar
من گفتم برو، صدتا نَرو داشت توش ولی
از غرور ، که نمی شه آغوش خرید
من گفتم برو، تو صدامو گوش کن ولی
این بُلُف ، کلِ تن و روحو دَرید..
از غرور ، که نمی شه آغوش خرید
من گفتم برو، تو صدامو گوش کن ولی
این بُلُف ، کلِ تن و روحو دَرید..
به کمالِ عَجز گفتم ، که به لب رسیده جانَم
به غرورِ ناز گفتی ، تو مگر هنوز هستی؟!
به غرورِ ناز گفتی ، تو مگر هنوز هستی؟!
Trauma
Hoodadk4
اونم یکی مثلِ من روانی
که هم عصبیه هم ادایی
که هم عاشقشم هم ازش فَراری
انگار فقط اون میتونه کُنه عصبانیم.
که هم عصبیه هم ادایی
که هم عاشقشم هم ازش فَراری
انگار فقط اون میتونه کُنه عصبانیم.
هیچوقت رویای دوری نداشتم؛
رویای من همیشه ماندن بود.
حالا فقط همین را میخواهم: وطن بماند؛
نه در دود، نه در آتش،
نه خمشده زیر وزنِ فریادها.
وطن را میخواهم ایستاده،
با پیشانی رو به نور،
با دستهایی که برای ساختن بالا میروند،
نه برای جنگ.
ما از تبارِ خاک و خورشیدیم، نه وارثِ ویرانی؛
میخواهیم بمانیم، نفس بکشیم،
و نامِ وطن را آرام اما بلند صدا بزنیم؛
نه از سرِ التماس، بلکه از حق
حَقی جاودانه برای خود و آیندگانِ این خاک..
-ماری
رویای من همیشه ماندن بود.
حالا فقط همین را میخواهم: وطن بماند؛
نه در دود، نه در آتش،
نه خمشده زیر وزنِ فریادها.
وطن را میخواهم ایستاده،
با پیشانی رو به نور،
با دستهایی که برای ساختن بالا میروند،
نه برای جنگ.
ما از تبارِ خاک و خورشیدیم، نه وارثِ ویرانی؛
میخواهیم بمانیم، نفس بکشیم،
و نامِ وطن را آرام اما بلند صدا بزنیم؛
نه از سرِ التماس، بلکه از حق
حَقی جاودانه برای خود و آیندگانِ این خاک..
-ماری
هممون بیرون از کلاس یه مُشت آدمِ افسرده و داغونیم که ادامه ی زندگی واقعا برامون سخته ، ولی یک ساعت و نیمی که کنارِ همیم رو جوری میگذرونیم که اگه فردایی نبود حداقل اخرین خاطره ی خوبمون همین کلاس زبان بوده باشه،
خوشحالم که با وجودِ این شرایطِ تُخمی ، هنوز قدرتِ ارتباط با زبان آموز هارو از دست ندادم ،
هنوز میتونم باهاشون بخندم و هنوز اعتمادِ بینمون در جریانه..
شر و بَلا از همتون دور🖤
خوشحالم که با وجودِ این شرایطِ تُخمی ، هنوز قدرتِ ارتباط با زبان آموز هارو از دست ندادم ،
هنوز میتونم باهاشون بخندم و هنوز اعتمادِ بینمون در جریانه..
شر و بَلا از همتون دور🖤
سی روزه که خیابونا شاهدِ یه خواسته ی ساده بودن : زندگی.
نه افسانه، نه قهرمانی؛ فقط نفس کشیدن
تو خاکِ خودمون.
سی روزه که صداها را دفن کردن اما دردِ از دست دادن بلندتر از هر فریادی زنده مونده.
دردی که تو سینهی مادرای داغدار آروم نمیگیره
ایران سی روزه که تو بوی خون نفس میکشه و ما با تمومِ زخمها هنوز سرِ پا موندیم.
به امیدِ نابودیِ ظالمانِ خونخوار.
نه افسانه، نه قهرمانی؛ فقط نفس کشیدن
تو خاکِ خودمون.
سی روزه که صداها را دفن کردن اما دردِ از دست دادن بلندتر از هر فریادی زنده مونده.
دردی که تو سینهی مادرای داغدار آروم نمیگیره
ایران سی روزه که تو بوی خون نفس میکشه و ما با تمومِ زخمها هنوز سرِ پا موندیم.
به امیدِ نابودیِ ظالمانِ خونخوار.
هیچ چیزی عادی نخواهد شد ،
حتی اگه تمومِ نِشونه ها بگن که اوضاع عادی شده ما فراموش نمیکنیم که چند هزار نفر دیگه بینمون نیستن ،
شب بخیر🖤
حتی اگه تمومِ نِشونه ها بگن که اوضاع عادی شده ما فراموش نمیکنیم که چند هزار نفر دیگه بینمون نیستن ،
شب بخیر🖤
الان پرسپولیس آخرین چیزیه که میتونم بهش فکر کنم.
بیا هر موقع که حالمون خوب شد باهم کُری بخونیم دوستم🖤
بیا هر موقع که حالمون خوب شد باهم کُری بخونیم دوستم🖤