Forwarded from همیشهنوا
فوارهوار سر به هوایی و سر به زیر
چون تلخی شراب دل آزار و دلپذیر
ماهی تویی و آب من و تنگ، روزگار
من در حصار تنگ و تو در مشت من اسیر
مرداب زندگی همه را غرق کردهاست
ای عشق همتی کن و دست مرا بگیر
ای مرگ میرسی به من اما چقدر زود
ای عشق میرسم به تو اما چقدر دیر
شیرینی فراق کم از شور وصل نیست
گر عشق مقصد است خوشا لذت مسیر
چشم انتظار حادثهای ناگهان مباش
با مرگ زندگی کن و با زندگی بمیر
چون تلخی شراب دل آزار و دلپذیر
ماهی تویی و آب من و تنگ، روزگار
من در حصار تنگ و تو در مشت من اسیر
مرداب زندگی همه را غرق کردهاست
ای عشق همتی کن و دست مرا بگیر
ای مرگ میرسی به من اما چقدر زود
ای عشق میرسم به تو اما چقدر دیر
شیرینی فراق کم از شور وصل نیست
گر عشق مقصد است خوشا لذت مسیر
چشم انتظار حادثهای ناگهان مباش
با مرگ زندگی کن و با زندگی بمیر
فاضل نظری
❤5🕊5
چیه از رقابت میترسی؟
نه، از رقابت نمیترسم.
از اینکه همیشه در رقابت باشم میترسم..
•ناتور دشت
نه، از رقابت نمیترسم.
از اینکه همیشه در رقابت باشم میترسم..
•ناتور دشت
🕊8
ژاژ؛
گیاهی که سفید و سخت است و شتر هرچه بخواید از حلقش فرونرود
و
ژاژ خواییدن از همین ساخته شده
یعنی سخن بی مزه گفتن.
گیاهی که سفید و سخت است و شتر هرچه بخواید از حلقش فرونرود
و
ژاژ خواییدن از همین ساخته شده
یعنی سخن بی مزه گفتن.
❤6🍓2
tasian
Amir Hoshang Ebtehaj - MokhtalefMusic.com
تاسیان
.
.
[گیلکی] حالتی که به خاطر نبودن کسی به انسان دست می دهد. دل و دماغ هیچ کاری را نداشتن. دلتنگی غریب. غم فزاینده ـ
.
.
بهطور کلی تاسیان در گیلکیبه حسرتی اشاره دارد که از نرسیدن به چیزی یا از
دست دادن فرصتی برآمده است.
.
.
تاسیان در شعر ابتهاج همبه معنای حسرت و اندوه عمیقی ست که در دل شاعر جای گرفته است. این واژه در اشعار وی، به ویژه در شعر تاسیان، بازتابی از دلتنگیها و افسوس هایی است که شاعر از گذر زمان و نرسیدن به آرزوهایش احساس می کند. او با استفاده از این واژه توانسته است احساساتی نظیر غم، حسرت و ناامیدی را به زیبایی و با هنرمندی در اشعار خود منتقل کند. ریشه این واژه در زبان فارسی به ادبیات کهن بازمی گردد و در آثار بسیاری از شاعران و نویسندگان دیگر نیز به کار رفته است.
به بهانه ی سالگرد درگذشت ابتهاج
@maaqhmoom
.
.
[گیلکی] حالتی که به خاطر نبودن کسی به انسان دست می دهد. دل و دماغ هیچ کاری را نداشتن. دلتنگی غریب. غم فزاینده ـ
.
.
بهطور کلی تاسیان در گیلکی
دست دادن فرصتی برآمده است
.
.
تاسیان در شعر ابتهاج هم
به بهانه ی سالگرد درگذشت ابتهاج
@maaqhmoom
❤10
دیروز توی تئاتر؛
شخصیت اصلی رو به معشوقه ی سابقش گفت زندگی یعنی انکار دوست داشتن
و سوال من اینجاست که انسان مگه چقدر زنده ست و زندگی میکنه که اون رو به دوری و انکار عشق بگذرونه؟
اصلا تا وقتی عشق و دوست داشتن حضور نداشته باشه یا کتمان بشه،چطور میشه اسمش رو زندگی گذاشت؟
و چرا اصلا دوست داشتن رو انکار می کنیم؟
شخصیت اصلی رو به معشوقه ی سابقش گفت زندگی یعنی انکار دوست داشتن
و سوال من اینجاست که انسان مگه چقدر زنده ست و زندگی میکنه که اون رو به دوری و انکار عشق بگذرونه؟
اصلا تا وقتی عشق و دوست داشتن حضور نداشته باشه یا کتمان بشه،چطور میشه اسمش رو زندگی گذاشت؟
و چرا اصلا دوست داشتن رو انکار می کنیم؟
🕊7❤3