دیر میرسی، شبیهِ رویایِ رنگ و رو رفته ای که صبح به سراغم می آید💫
شبیهِ جامِ شرابی که دیگر کسی را مست نمیکند🍷
شبیهِ روزی که بخواهی ام و نباشم
دیر میرسی ...
آنقدر که ممکن است این حجم از احساس و عاطفه را دیگر در هیچ کسی نبینی
آنقدر که ممکن است یکبار برایِ همیشه از خودم رفته باشم، از این منی که جز یک پوسته چیزی از آن باقی نمانده است و تو هنوز هم دیر میرسی ... به این خیابان، زمان، به حالِ من ...
دیر میرسی، که پیش از آمدنت، طوفان، شمع هایِ خانه ام را خاموش میکند و من دیگر از تنهایی و سکوت و رعدوبرق هایِ همیشگیِ پشتِ این پنجره ها نمیترسم⚡️
دیر میرسی، که از من پشتِ این صندلیِ رو به در مترسکی مانده است که خاموش است و بی جان، که هنوز به هوایِ دیدنِ دوباره ات پلک نمیزند، که هنوز از ترسِ آمدن و ندیدنت به خواب نمیرود ...
دیر میرسی محبوبِ من🖤
درست وقتی که در تمامِ آلبوم هایت، عکسی جامانده و قدیمی ام
وقتی برایِ فرزندانت خاطره ای دورم که یک شب گلویِ پیری ات را گرفته است و هرچه هست را بازگو میکنی که این سرفه ها امانت دهند ...
دیر میرسی، وقتی که وجب به وجبِ تنِ مرا به خاک سپرده باشند و چشم هایم به خاموشیِ ابدی رفته باشند ...
آنقدر دیر که اندوهِ جایِ خالیِ پیشانی ام رویِ شانه هایت بماند ...
بماند و حسرتِ در آغوش گرفتنت مرا در آن دنیا هم رها نکند🙃
آنقدر دیر که تاریک ترین گوشه یِ گورستان، آن قطعه یِ فراموش شده از آنِ من باشد، از آنِ همان کسی که آوازه یِ عشقش را بارها به گوشَت رساند
به تو که همیشه دیر میرسی ...
@luvablee
شبیهِ جامِ شرابی که دیگر کسی را مست نمیکند🍷
شبیهِ روزی که بخواهی ام و نباشم
دیر میرسی ...
آنقدر که ممکن است این حجم از احساس و عاطفه را دیگر در هیچ کسی نبینی
آنقدر که ممکن است یکبار برایِ همیشه از خودم رفته باشم، از این منی که جز یک پوسته چیزی از آن باقی نمانده است و تو هنوز هم دیر میرسی ... به این خیابان، زمان، به حالِ من ...
دیر میرسی، که پیش از آمدنت، طوفان، شمع هایِ خانه ام را خاموش میکند و من دیگر از تنهایی و سکوت و رعدوبرق هایِ همیشگیِ پشتِ این پنجره ها نمیترسم⚡️
دیر میرسی، که از من پشتِ این صندلیِ رو به در مترسکی مانده است که خاموش است و بی جان، که هنوز به هوایِ دیدنِ دوباره ات پلک نمیزند، که هنوز از ترسِ آمدن و ندیدنت به خواب نمیرود ...
دیر میرسی محبوبِ من🖤
درست وقتی که در تمامِ آلبوم هایت، عکسی جامانده و قدیمی ام
وقتی برایِ فرزندانت خاطره ای دورم که یک شب گلویِ پیری ات را گرفته است و هرچه هست را بازگو میکنی که این سرفه ها امانت دهند ...
دیر میرسی، وقتی که وجب به وجبِ تنِ مرا به خاک سپرده باشند و چشم هایم به خاموشیِ ابدی رفته باشند ...
آنقدر دیر که اندوهِ جایِ خالیِ پیشانی ام رویِ شانه هایت بماند ...
بماند و حسرتِ در آغوش گرفتنت مرا در آن دنیا هم رها نکند🙃
آنقدر دیر که تاریک ترین گوشه یِ گورستان، آن قطعه یِ فراموش شده از آنِ من باشد، از آنِ همان کسی که آوازه یِ عشقش را بارها به گوشَت رساند
به تو که همیشه دیر میرسی ...
@luvablee
_خاما؟
_خلیل!
_خاما؟
_خلیل!
_خاما؟
_ها؟
نگفته بودم که حسرت به دل مانده بودم وقتی بهش می گفتم ((خاما)) به وزنِ اسمش بگوید ((جانا)) و چقدر می چسبید اگر خاما یک بار، فقط یک بار گفته بود جانا و..
📙خاما
#یوسف_علیخانی
@luvablee🐼
_خلیل!
_خاما؟
_خلیل!
_خاما؟
_ها؟
نگفته بودم که حسرت به دل مانده بودم وقتی بهش می گفتم ((خاما)) به وزنِ اسمش بگوید ((جانا)) و چقدر می چسبید اگر خاما یک بار، فقط یک بار گفته بود جانا و..
📙خاما
#یوسف_علیخانی
@luvablee🐼
~Loveaвle
Mohammadreza Golzar & Sina Sarlak – Koja Beram
بدونِ تو نمیگذره شبایی که خرابِ حالم **
~Loveaвle
Kamran Hooman – Fereshteye Nejat
آدمای قصه های گذشته، به کسی مثلِ تو میگن فرشته ❤️
Forwarded from 🍂Fall of the leaves🍂 (غ ز ا ل)
اين روزها "دوست داشتن" اون چيزي نيست كه ما فكر ميكنيم
اين روزها رنگُ بوي دوست داشتن فرق كرده، ادما، رو حساب كتاب دوستت دارن، ميان ميشينن چرتكه ميندازن، ببينن اصلا ميصرفه دوست داشتنت! ميصرفه واست وقت بذارن، بعد يكم با خودشون دو دو تا چهارتا ميكنند، اگه واسشون سود و منفعتي داشته باشي اونوقته كه ميشي اولويت اول زندگيشون جوري كه بدون تو ميميرن و بيست و چهار ساعت ،گوشتو پر ميكنند از جمله هاي عاشقانه و دوستت دارم هاي الكي، ميدوني كنتور كه نميدازه، مثل آب و برق نيست كه بگن زياد ازش استفاده كنند پولش زياد مياد، همينجوري ميگن ديگه، امان از روزي كه اين دو دوتا چهارتا كردناشون به ضررشون باشه اونوقته كه تو نه اولويت اول زندگيشوني، و نه وقتتو دارن، سرشون شلوغ ميشه و كلي كار ميريزه رو سرشون ، جمله هاي عاشقانه براشون ميشه كليشه اي كه سعي ميكنن ازش استفاده نكنن، و با دل درد جوابتو ميدن، رو راست بگم بهت، اين روزها همه يه چرتكه دم دستشون دارن، اين روزها نبايد منتظر دوست داشته شدن از طرف ادم هايي كه حساب و كتاب بلدن باشي! اين روزها دنبال ادم هاي چرتكه به دست نرو، واسه اين جور ادم ها يه چيزي واسه دوست داشته شدن بايد داشته باشي.
#آزاده_فتاحي
@falloftheleaves
اين روزها رنگُ بوي دوست داشتن فرق كرده، ادما، رو حساب كتاب دوستت دارن، ميان ميشينن چرتكه ميندازن، ببينن اصلا ميصرفه دوست داشتنت! ميصرفه واست وقت بذارن، بعد يكم با خودشون دو دو تا چهارتا ميكنند، اگه واسشون سود و منفعتي داشته باشي اونوقته كه ميشي اولويت اول زندگيشون جوري كه بدون تو ميميرن و بيست و چهار ساعت ،گوشتو پر ميكنند از جمله هاي عاشقانه و دوستت دارم هاي الكي، ميدوني كنتور كه نميدازه، مثل آب و برق نيست كه بگن زياد ازش استفاده كنند پولش زياد مياد، همينجوري ميگن ديگه، امان از روزي كه اين دو دوتا چهارتا كردناشون به ضررشون باشه اونوقته كه تو نه اولويت اول زندگيشوني، و نه وقتتو دارن، سرشون شلوغ ميشه و كلي كار ميريزه رو سرشون ، جمله هاي عاشقانه براشون ميشه كليشه اي كه سعي ميكنن ازش استفاده نكنن، و با دل درد جوابتو ميدن، رو راست بگم بهت، اين روزها همه يه چرتكه دم دستشون دارن، اين روزها نبايد منتظر دوست داشته شدن از طرف ادم هايي كه حساب و كتاب بلدن باشي! اين روزها دنبال ادم هاي چرتكه به دست نرو، واسه اين جور ادم ها يه چيزي واسه دوست داشته شدن بايد داشته باشي.
#آزاده_فتاحي
@falloftheleaves
#مرتضی_برزگر :
سر ما همیشه دعواست. سر ما آدم های معمولیِ مهربان، که یاد گرفته ایم محبت کنیم بیمنت، رفیق باشیم بیتوقع و مونس باشیم بیدلیل. سرِ ما که احساسمان را فریاد می زنیم، دوست داشتنمان را نشان میدهیم و بدیها را با اولین لبخند، دور میریزیم. ما که میتوانیم هزار بار ببخشیم، هزار و یک بار دل ببندیم و در تمام ابد و یک روز بودنمان، جوری بگوییم "جانم" که انگار صبح روز نخستین است.
سر ما همیشه دعواست. سر ما و همه آدم های مثل ما. چه کسی است که نخواهد دلبری داشته باشد با وفا، رفیقی، دوست داشتنی و گوشی برای همیشه امن و شنوا؟ چه کسی است که یاد ما، لپش را گل نیندازد و خیال ما، خاطرش را آشفته نسازد؟ ما رد خواهیم انداخت به همه روزهای بعد از این شما. به همه ثانیه هایی که بی ما سر میکنید. به همه خیابان ها، شهر ها. هر کجا که بروید، ما پیش تر از شما آنجاییم. چرا که ما محبتی هستیم که دیگر تجربه اش نخواهید کرد.
سر ما همیشه دعواست. گرچه راز کوچکی وجود دارد. اسمش را چه بگذاریم؟ نمی دانم. ولی از شما میخواهم برای یک لحظه هم که شده، فامیل ها، دوست ها، هم کلاسی ها یا حتا معشوق های گذشته خود را بخاطر بیاورید. ببینید مهربان ترین ها، عزیز تر بوده اند یا بی رحم ترین ها. با وفاها ارزش بیشتری داشته اند یا آن ها که محل تان نمی داده اند. صبور ها بیشتر به چشم تان آمده اند یا پاچه ورمالیده ها. ترازو را برای شما به جا می گذارم. توی خلوت خودتان، روی هر کدام وزنه ای بگذارید. یادتان باشد که سرِ ما همیشه دعواست. سر نخواستن مان. چرا که ما نمی توانیم جور دیگری باشیم :)
@luvablee🐼
سر ما همیشه دعواست. سر ما آدم های معمولیِ مهربان، که یاد گرفته ایم محبت کنیم بیمنت، رفیق باشیم بیتوقع و مونس باشیم بیدلیل. سرِ ما که احساسمان را فریاد می زنیم، دوست داشتنمان را نشان میدهیم و بدیها را با اولین لبخند، دور میریزیم. ما که میتوانیم هزار بار ببخشیم، هزار و یک بار دل ببندیم و در تمام ابد و یک روز بودنمان، جوری بگوییم "جانم" که انگار صبح روز نخستین است.
سر ما همیشه دعواست. سر ما و همه آدم های مثل ما. چه کسی است که نخواهد دلبری داشته باشد با وفا، رفیقی، دوست داشتنی و گوشی برای همیشه امن و شنوا؟ چه کسی است که یاد ما، لپش را گل نیندازد و خیال ما، خاطرش را آشفته نسازد؟ ما رد خواهیم انداخت به همه روزهای بعد از این شما. به همه ثانیه هایی که بی ما سر میکنید. به همه خیابان ها، شهر ها. هر کجا که بروید، ما پیش تر از شما آنجاییم. چرا که ما محبتی هستیم که دیگر تجربه اش نخواهید کرد.
سر ما همیشه دعواست. گرچه راز کوچکی وجود دارد. اسمش را چه بگذاریم؟ نمی دانم. ولی از شما میخواهم برای یک لحظه هم که شده، فامیل ها، دوست ها، هم کلاسی ها یا حتا معشوق های گذشته خود را بخاطر بیاورید. ببینید مهربان ترین ها، عزیز تر بوده اند یا بی رحم ترین ها. با وفاها ارزش بیشتری داشته اند یا آن ها که محل تان نمی داده اند. صبور ها بیشتر به چشم تان آمده اند یا پاچه ورمالیده ها. ترازو را برای شما به جا می گذارم. توی خلوت خودتان، روی هر کدام وزنه ای بگذارید. یادتان باشد که سرِ ما همیشه دعواست. سر نخواستن مان. چرا که ما نمی توانیم جور دیگری باشیم :)
@luvablee🐼