~Loveaвle
268 subscribers
960 photos
109 videos
27 files
90 links
همون جایی که دلبر خونه داره 🫴🏽

بگو: https://t.me/HarfBeManBOT?start=HBM45678
Download Telegram
@luvablee
اگر الان اینجا بودی و سالها پیش به طورِ بی رحمانه ای رهایم نکرده بودی ، شاید من مثلِ قبل عاشقت نبودم ..
خانمِ خانه دارِ معمولی‌ای بودم که هر روزش را در آشپزخانه میگذراند ..
کَمی ریشه موهایم درآمده بود و ناخن هایم بی رنگ ..
موهایِ بلندم را بالایِ سرم جمع میکردم و آرام زیرِ لب برایِ خودم شعر میخواندم ..
و تو همان مردِ مغرورِ بی احساسی بودی که من دیگر زنِ موردِ علاقه ات نبودم 😑
انگار مرا نمیدیدی و هرشب در حسرتِ گرمایِ نوکِ انگشتانت رویِ پوستِ سَرم ، آب میشدم ..
آرزو داشتم مرا با خود به یکی از آن ده همایشی که هرسال میرفتی بِبَری ، ولی نقشِ من در همه آنها فقط بستنِ کرواتِ تو قبل از رفتنت بود !!
به اصرارِ زیادم ، هفته ای یکبار ، دوشنبه ها ، بعد از کلاس زبان ، میآمدی دنبالم و موقعِ برگشت در ترافیکِ شدیدِ نیایش زیرِ لب به خودت بدُبیراه میگفتی که چرا به حرفِ من گوش دادی و با عصبانیت دستت را دورِ فرمونِ ماشین مشت میکردی و من از سفید شدنِ انگشتانت میترسیدم ..
هر روز تمامِ مجله هایِ خانواده و سایتهایِ روانشناسی را زیرُ رو میکردم و مطلبِ موردِنظرم این بود "چگونه همسرمان را عاشقِ خود کنیم؟"
و بعد از خواندنِ راهکارهایش انگار خونِ گرمی در رگهایم جاری میشد ، ذوق میکردم ، خودم را به بهترین شکل آرایش میکردم ، پیراهنی که به مناسبتِ تولدم در دورانِ نامزدیمان کادو داده بودی میپوشیدم و موهایم را شانه زده ، رها میکردم ، رژِ قرمزی هم همرنگِ لباسم میزدم و خالِ بالایِ لبم را کمی سیاه تر میکردم 💄
جلویِ آینه می‌ایستادم و حرفایِ روانشناس ها را صدها بار تمرین میکردم ...
تو زنگِ در را میزدی و من به سمتت پرواز میکردم ..
نگاهم نمیکردی و با اخم و بدنی خسته خودت را رویِ اولین مبل می‌انداختی ؛
پاهایت را رویِ میزِ مقابلت میگذاشتی و بی توجه به من چشمانت را میبستی و من در سکوتِ شب و خانه‌مان ، صدایی بلندتر از شکستنِ قلبم نمیشنیدم 😑
صبح میشد و باز من همان زنِ خانه دارِ معمولی‌ای میشدم در آشپزخانه ، با موهایِ جمع شده بالایِ سر و لبهایِ بیرنگ ، ناخن هایِ پاک شده از لاکِ دیشب با چشم هایی غمگین 🙂
واقعاً اگر تو اینجا بودی ، میگفتم : فلانی ، جداییِ ما شیرین ترین و بجا ترین اتفاقِ بشریت بود ..
راستی من الآن بدونِ تو خوشبخت ترینِ این سرزمینم 😊
اما ، مانده ام تو با آتشی که موهایِ مشکی‌ام بر خرمنِ زندگیت میزند چه خواهی کرد ؟؟ :)
@luvablee
همه آدماي دورِمون فقط تا يه جا و يه روز خاصي كنارمون ميمونن
يكي چند سال دبيرستان
يكي چند ماهي از سال
يكي تا روز تولدش
يكيم كه از شب كه ميخوابي مياد تو خوابتُ صبح كه بيدارشي ميبيني نيس
اوني موندنيه كه عاشقت باشه .

- ناشناس
@luvablee🐼
که شب وصال کوتاه و
سخن دراز باشد

- سعدی
@luvablee🐼
melobot | ربات موزیک ملوبات
Abbas Ghaderi – Ziyarat
بعدِ خدا من تورو میپرستم❤️
دیدین وقتی یکی دوستون داره و شمام خیلی دوسش دارین و با هم بهترین لحظه هارو میسازین ، چه حسِ خوبیه ؟؟ منم ندیدم 😐
@luvablee
Yadam Miay
Talk Down
@luvablee •_-
همیشه "آخر" شدنم بد نیست ..
مثلاً
عشقِ آخرِ کسی باشی که دوسش داری 😌💞
@luvablee
Act like you know me
But you never will...

تَظاهُر میکُنیـ کِهـ مَنو میشناسْیـ{👽💙}
وَلیـ تْو هیچـ وَقتـ مَنو نمیشناسْیـ{🐬🌪}
🐰🍁 @luvablee 🍁🐰
شبها داستانِ هزارُ یک شب
دردی از دلِ من دَوا نمیکند
این دل تو را میخواهد ..
تــــو 😑🖤
@luvablee
‏من لذت انتقام رو چشيدم،ببخشي باختي🤗

@luvablee🐼
روزی دختری به تمام خواستگارانش جواب رد داد و به قول بعضیها ترشید!

تا آخر عمرش با دوستانش مسافرت رفت
کرم های پوست خوب خرید،مد روز را پوشید، سرکار رفت ، پولهایش رو پس انداز کرد
ماشین و آپارتمانی شیک خرید،بدون صدای بچه و دستورات شوهر ادامه تحصیل داد و دکتری گرفت
به کسی جواب پس نداد، خیانت شوهر را تجربه نکرد
دروغ های مرد را نشنید، کهنه ی بچه نشست،موهایش بوی پیاز داغ و قرمه سبزی نگرفت،پوستش چروک نشد و جوان و خوشگل ماند و تا میتوانست از زندگی اش لذت برد

چیه فک کردی میخوام بگم تهش پشیمون شد؟ نه بابا خیلیم بهش خوش گذشت تازه کنترل تلويزيونم همش دست خودش بود .عقلش كار كرده
@luvablee🐼
شاهزاده رویاهام هیچوقت به دنیا نیومد ؛
چون نَنَـــش دختر زا بود :||😐
@luvablee
+ حسودیم میشه وقتی دخترا بهت نگاه میکنن 😒
- حسودی نکن
- تو چیزی داری که اونا ندارن 😊
+ چی؟؟
- قلبمو 😌💖
+ 🙈
@luvablee
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@luvablee ✌️
کاش یه معده هم تو سَرِمون داشتیم تا بعضی حرفا و رفتارارو
بتونیم هضم کنیم 🤐
@luvablee
از نگاه يك زن :
...
به سرم زد يك شب ناشناس امتحانش كنم
بازىِ خطرناكى بود اما به ريسكش ميارزيد
+سلام
-سلام...شما؟
+غريبه
خدا خدا ميكردم كه ديگر پيامى نگيرم
آخر قرارمان اين بود كه ناشناسى واردِ حريممان نشود
-ميشه خودتونو معرفى كنيد؟
نوشتمو نوشت
ساعتها برايم گفت
از تنهايى اش
از گذشته اش كه پاك بود از آدمها
ناليد از عشقهاى امروزى
گفت منتظر است يك دانه نابَش سرِ راهش قرار گيرد...
با شماره ى خودم پيغام دادم جواب نداد
براىِ غريبه اما،
حاضر بود جانَش را بدهد
عجيب بود كه ديگر خبرى از شلوغىِ كارَش نبود
عجيب بود كه ديگر دستش هم بند نبود
عجيب بود،همه چيز عجيب بود
بعد از سالها،
مرا با غريبه اى عوض كرد كه خودم بودم
گاهى در زندگى غريبه شويد
آدمها گاهى غريبه ها را به عشقشان ترجيح ميدهند!

- علي قاضي نظام
@luvablee🐼
دنیا یه باشگاه بزرگه که هممون داریم اشتباه میزنیم!

@luvablee🐼