~Loveaвle
268 subscribers
960 photos
109 videos
27 files
90 links
همون جایی که دلبر خونه داره 🫴🏽

بگو: https://t.me/HarfBeManBOT?start=HBM45678
Download Telegram
‏اشتباه‌مون اینجاس
که بجای این که ادامه بدیم،
کشش میدیم...
@luvablee💜
دیگری از نظرم گر برود باکی نیست 🙌🏻
تو که معشوقیُ محبوبیُ منظور ؛
مَرو 😻
@luvablee
آرامشِ مُطلق 🕴🏻🎶💖
@luvablee🐼
تنهایی میتونه یه سبکِ زندگی باشه ، یه انتخابِ درست بعد از کلّی اشتباه 😊🤘🏾
@luvablee
يك روزِ بلند آفتابى
در آبى بيكران دريا
امواج تو را به من رساندند ...!

#فروغ_فرخزاد
@luvablee🐼
میخواهم دوستت نداشته باشم
امّا نمیتوانم -.-
و این تنها جاییست که
خواستن ، توانستن نیست 😓
@luvablee
گیسویِ بلندم به نبودنت نمی‌آید ؛
کوتاه کنم یا کوتاه میایی ؟
@luvablee
زیاده خواه نیستم ...
یک کلبه جنگلی
کَمی هیزم
کَمی آتش
مهِ جنگلی
کَمی مَستی
کَمی مهتاب
و
بویِ یارُ
بویِ یارُ
بویِ یار ❤️❤️
@luvablee
@luvablee 🙄💚
@luvablee
اگر الان اینجا بودی و سالها پیش به طورِ بی رحمانه ای رهایم نکرده بودی ، شاید من مثلِ قبل عاشقت نبودم ..
خانمِ خانه دارِ معمولی‌ای بودم که هر روزش را در آشپزخانه میگذراند ..
کَمی ریشه موهایم درآمده بود و ناخن هایم بی رنگ ..
موهایِ بلندم را بالایِ سرم جمع میکردم و آرام زیرِ لب برایِ خودم شعر میخواندم ..
و تو همان مردِ مغرورِ بی احساسی بودی که من دیگر زنِ موردِ علاقه ات نبودم 😑
انگار مرا نمیدیدی و هرشب در حسرتِ گرمایِ نوکِ انگشتانت رویِ پوستِ سَرم ، آب میشدم ..
آرزو داشتم مرا با خود به یکی از آن ده همایشی که هرسال میرفتی بِبَری ، ولی نقشِ من در همه آنها فقط بستنِ کرواتِ تو قبل از رفتنت بود !!
به اصرارِ زیادم ، هفته ای یکبار ، دوشنبه ها ، بعد از کلاس زبان ، میآمدی دنبالم و موقعِ برگشت در ترافیکِ شدیدِ نیایش زیرِ لب به خودت بدُبیراه میگفتی که چرا به حرفِ من گوش دادی و با عصبانیت دستت را دورِ فرمونِ ماشین مشت میکردی و من از سفید شدنِ انگشتانت میترسیدم ..
هر روز تمامِ مجله هایِ خانواده و سایتهایِ روانشناسی را زیرُ رو میکردم و مطلبِ موردِنظرم این بود "چگونه همسرمان را عاشقِ خود کنیم؟"
و بعد از خواندنِ راهکارهایش انگار خونِ گرمی در رگهایم جاری میشد ، ذوق میکردم ، خودم را به بهترین شکل آرایش میکردم ، پیراهنی که به مناسبتِ تولدم در دورانِ نامزدیمان کادو داده بودی میپوشیدم و موهایم را شانه زده ، رها میکردم ، رژِ قرمزی هم همرنگِ لباسم میزدم و خالِ بالایِ لبم را کمی سیاه تر میکردم 💄
جلویِ آینه می‌ایستادم و حرفایِ روانشناس ها را صدها بار تمرین میکردم ...
تو زنگِ در را میزدی و من به سمتت پرواز میکردم ..
نگاهم نمیکردی و با اخم و بدنی خسته خودت را رویِ اولین مبل می‌انداختی ؛
پاهایت را رویِ میزِ مقابلت میگذاشتی و بی توجه به من چشمانت را میبستی و من در سکوتِ شب و خانه‌مان ، صدایی بلندتر از شکستنِ قلبم نمیشنیدم 😑
صبح میشد و باز من همان زنِ خانه دارِ معمولی‌ای میشدم در آشپزخانه ، با موهایِ جمع شده بالایِ سر و لبهایِ بیرنگ ، ناخن هایِ پاک شده از لاکِ دیشب با چشم هایی غمگین 🙂
واقعاً اگر تو اینجا بودی ، میگفتم : فلانی ، جداییِ ما شیرین ترین و بجا ترین اتفاقِ بشریت بود ..
راستی من الآن بدونِ تو خوشبخت ترینِ این سرزمینم 😊
اما ، مانده ام تو با آتشی که موهایِ مشکی‌ام بر خرمنِ زندگیت میزند چه خواهی کرد ؟؟ :)
@luvablee
همه آدماي دورِمون فقط تا يه جا و يه روز خاصي كنارمون ميمونن
يكي چند سال دبيرستان
يكي چند ماهي از سال
يكي تا روز تولدش
يكيم كه از شب كه ميخوابي مياد تو خوابتُ صبح كه بيدارشي ميبيني نيس
اوني موندنيه كه عاشقت باشه .

- ناشناس
@luvablee🐼
که شب وصال کوتاه و
سخن دراز باشد

- سعدی
@luvablee🐼
melobot | ربات موزیک ملوبات
Abbas Ghaderi – Ziyarat
بعدِ خدا من تورو میپرستم❤️
دیدین وقتی یکی دوستون داره و شمام خیلی دوسش دارین و با هم بهترین لحظه هارو میسازین ، چه حسِ خوبیه ؟؟ منم ندیدم 😐
@luvablee
Yadam Miay
Talk Down
@luvablee •_-
همیشه "آخر" شدنم بد نیست ..
مثلاً
عشقِ آخرِ کسی باشی که دوسش داری 😌💞
@luvablee
Act like you know me
But you never will...

تَظاهُر میکُنیـ کِهـ مَنو میشناسْیـ{👽💙}
وَلیـ تْو هیچـ وَقتـ مَنو نمیشناسْیـ{🐬🌪}
🐰🍁 @luvablee 🍁🐰
شبها داستانِ هزارُ یک شب
دردی از دلِ من دَوا نمیکند
این دل تو را میخواهد ..
تــــو 😑🖤
@luvablee