~Loveaвle
268 subscribers
960 photos
109 videos
27 files
90 links
همون جایی که دلبر خونه داره 🫴🏽

بگو: https://t.me/HarfBeManBOT?start=HBM45678
Download Telegram
با اولین بوسه ات باید میرفتم🚶🏻‍♀
مثلِ ورزشکاری که در اوج خداحافظی میکند ..
@luvablee
‏قسمت شه ميليمترىِ گوشِت زمزمه كنم دوستت دارم *_^❤️
@luvablee
Pop-Music
Mehdi Yarrahi WwW.Pop-Music.Ir – Mehdi Yarrahi - 21 Rooz Ba'd
آیندمُ بی طُ ندیده میفروشم 🖤
@luvablee
وَ چه داستانِ تلخی ..
من تو را با تمامِ بدی ها و خوبی هایت دوست داشتم ؛
امّا تو با تمامِ خوبی هایم هم مرا دوست نداشتی -.-
@luvablee
موهایت را بباف ..
بگذار جهان دوباره آرام بگیرد ..
@luvablee
• حِسّـ خوبـ یَعنیـ-🙈🍕-
• تو اوجِـ تَنهاییـ ـ-💘-
• یِکیـ بیاد تو زِندگیتـ-🌍🍃-
• هَمِعـ چیو عَوَضـ کُنِعـ-🌹🌙-
🐰🍁 @luvablee🍁🐰
Never ruin a goood day,
by thinking about a bad yesterday.
هرگز يك روز خوب رو با فكر كردن به
يك گذشته ى بد خراب نكن 😇

@luvablee💜
+چرا عاشقش شدی؟
-نصفهـ شبی زنگ میزد میگف هیچي نگو ! میخام صدای نفساتو بشنوم ، شما بودی عاشقش نمیشدی؟ 🙃
@luvablee💜
‏اشتباه‌مون اینجاس
که بجای این که ادامه بدیم،
کشش میدیم...
@luvablee💜
دیگری از نظرم گر برود باکی نیست 🙌🏻
تو که معشوقیُ محبوبیُ منظور ؛
مَرو 😻
@luvablee
آرامشِ مُطلق 🕴🏻🎶💖
@luvablee🐼
تنهایی میتونه یه سبکِ زندگی باشه ، یه انتخابِ درست بعد از کلّی اشتباه 😊🤘🏾
@luvablee
يك روزِ بلند آفتابى
در آبى بيكران دريا
امواج تو را به من رساندند ...!

#فروغ_فرخزاد
@luvablee🐼
میخواهم دوستت نداشته باشم
امّا نمیتوانم -.-
و این تنها جاییست که
خواستن ، توانستن نیست 😓
@luvablee
گیسویِ بلندم به نبودنت نمی‌آید ؛
کوتاه کنم یا کوتاه میایی ؟
@luvablee
زیاده خواه نیستم ...
یک کلبه جنگلی
کَمی هیزم
کَمی آتش
مهِ جنگلی
کَمی مَستی
کَمی مهتاب
و
بویِ یارُ
بویِ یارُ
بویِ یار ❤️❤️
@luvablee
@luvablee 🙄💚
@luvablee
اگر الان اینجا بودی و سالها پیش به طورِ بی رحمانه ای رهایم نکرده بودی ، شاید من مثلِ قبل عاشقت نبودم ..
خانمِ خانه دارِ معمولی‌ای بودم که هر روزش را در آشپزخانه میگذراند ..
کَمی ریشه موهایم درآمده بود و ناخن هایم بی رنگ ..
موهایِ بلندم را بالایِ سرم جمع میکردم و آرام زیرِ لب برایِ خودم شعر میخواندم ..
و تو همان مردِ مغرورِ بی احساسی بودی که من دیگر زنِ موردِ علاقه ات نبودم 😑
انگار مرا نمیدیدی و هرشب در حسرتِ گرمایِ نوکِ انگشتانت رویِ پوستِ سَرم ، آب میشدم ..
آرزو داشتم مرا با خود به یکی از آن ده همایشی که هرسال میرفتی بِبَری ، ولی نقشِ من در همه آنها فقط بستنِ کرواتِ تو قبل از رفتنت بود !!
به اصرارِ زیادم ، هفته ای یکبار ، دوشنبه ها ، بعد از کلاس زبان ، میآمدی دنبالم و موقعِ برگشت در ترافیکِ شدیدِ نیایش زیرِ لب به خودت بدُبیراه میگفتی که چرا به حرفِ من گوش دادی و با عصبانیت دستت را دورِ فرمونِ ماشین مشت میکردی و من از سفید شدنِ انگشتانت میترسیدم ..
هر روز تمامِ مجله هایِ خانواده و سایتهایِ روانشناسی را زیرُ رو میکردم و مطلبِ موردِنظرم این بود "چگونه همسرمان را عاشقِ خود کنیم؟"
و بعد از خواندنِ راهکارهایش انگار خونِ گرمی در رگهایم جاری میشد ، ذوق میکردم ، خودم را به بهترین شکل آرایش میکردم ، پیراهنی که به مناسبتِ تولدم در دورانِ نامزدیمان کادو داده بودی میپوشیدم و موهایم را شانه زده ، رها میکردم ، رژِ قرمزی هم همرنگِ لباسم میزدم و خالِ بالایِ لبم را کمی سیاه تر میکردم 💄
جلویِ آینه می‌ایستادم و حرفایِ روانشناس ها را صدها بار تمرین میکردم ...
تو زنگِ در را میزدی و من به سمتت پرواز میکردم ..
نگاهم نمیکردی و با اخم و بدنی خسته خودت را رویِ اولین مبل می‌انداختی ؛
پاهایت را رویِ میزِ مقابلت میگذاشتی و بی توجه به من چشمانت را میبستی و من در سکوتِ شب و خانه‌مان ، صدایی بلندتر از شکستنِ قلبم نمیشنیدم 😑
صبح میشد و باز من همان زنِ خانه دارِ معمولی‌ای میشدم در آشپزخانه ، با موهایِ جمع شده بالایِ سر و لبهایِ بیرنگ ، ناخن هایِ پاک شده از لاکِ دیشب با چشم هایی غمگین 🙂
واقعاً اگر تو اینجا بودی ، میگفتم : فلانی ، جداییِ ما شیرین ترین و بجا ترین اتفاقِ بشریت بود ..
راستی من الآن بدونِ تو خوشبخت ترینِ این سرزمینم 😊
اما ، مانده ام تو با آتشی که موهایِ مشکی‌ام بر خرمنِ زندگیت میزند چه خواهی کرد ؟؟ :)
@luvablee