از کوچهی شما که رد میشوم
حس خوبی دارم
مثل رد شدن قطاری
از میان شکوفههای گیلاس
یاد عطر شالت افتادم
و این یادها باز مرا کشاند
به کوچهی خاطره ها
یاد دستهایت در کوچهی بنبست
یاد خیره شدن در چشم های هم
و لحضه تلخ وداع با جانان
ولی من اگر میدانستم
که مدتهاست کوچهی شما
انقدر شلوغ شده
نمیآمدم!
صبر میکردم بعدها
پنهانی می آمدم
آخر اینهمه راه آمدم
دلم میخواست
تنها تو را ببینم
دلم میخواست
تو را تنها ببینم...
ولی سرنوشت برایم تلخی آورد...
#پوریا_رمضانی#فریاد
#کوچه_ای_که_خاطره_بود_ولی_آرزو_شد
@luvablee🎀
حس خوبی دارم
مثل رد شدن قطاری
از میان شکوفههای گیلاس
یاد عطر شالت افتادم
و این یادها باز مرا کشاند
به کوچهی خاطره ها
یاد دستهایت در کوچهی بنبست
یاد خیره شدن در چشم های هم
و لحضه تلخ وداع با جانان
ولی من اگر میدانستم
که مدتهاست کوچهی شما
انقدر شلوغ شده
نمیآمدم!
صبر میکردم بعدها
پنهانی می آمدم
آخر اینهمه راه آمدم
دلم میخواست
تنها تو را ببینم
دلم میخواست
تو را تنها ببینم...
ولی سرنوشت برایم تلخی آورد...
#پوریا_رمضانی#فریاد
#کوچه_ای_که_خاطره_بود_ولی_آرزو_شد
@luvablee🎀
رایا فراموشی مسخرهترین و بیهودهترین کاریه که توی طول تاریخ آدمها سعی کردن انجامش بدن. درست از لحظهای که تصمیم میگیری کسی یا چیزی رو فراموش کنی شب طولانیتر میشه و خورشید راهش رو گم میکنه، از ساختمونای متروکِ شهر صدای موسیقی میپیچه تو گوشت، جلوی آینه که میری توی سیاهی چشمات یه نفر تمام قد بهت زل زده، تمام خیابونهای شهر پر میشه از باهم بودنها، از نیمکتهای خالی، از بیرحمیِ بوی عطر..
کافیه تصمیم بگیری چیزی یا کسی رو فراموش کنی، تمام کائنات جلوت وایمیستن که بهت بفهمونن ذهن و دل آدم شاید سطل زباله داشته باشه اما درِ خروجی نداره...
#سپیده_بیگدلی
@luvablee🐼
کافیه تصمیم بگیری چیزی یا کسی رو فراموش کنی، تمام کائنات جلوت وایمیستن که بهت بفهمونن ذهن و دل آدم شاید سطل زباله داشته باشه اما درِ خروجی نداره...
#سپیده_بیگدلی
@luvablee🐼
راستی شبها آرام میخوابی؟
خواب من را که نه،
خواب چه کسی را میبینی؟
راستیصبح ها به امید من که نه،
به امید چه کسی چشم باز میکنی؟
اصلا من را چه به این حرف ها
شب بخیر آنِ او...
شب بخیر مالِ او...
#پوریا_رمضانی
@luvablee🎀
خواب من را که نه،
خواب چه کسی را میبینی؟
راستیصبح ها به امید من که نه،
به امید چه کسی چشم باز میکنی؟
اصلا من را چه به این حرف ها
شب بخیر آنِ او...
شب بخیر مالِ او...
#پوریا_رمضانی
@luvablee🎀
ما زنها هرچقدر ادعاهایِ فمنیستی داشته باشیم و برایِ اثباتِ بی نیازیمان به مردان گروه و نهاد تشکیل دهیم و دورِ هم جلسه برگزار کنیم که بگوییم وجودمان به مردان بی نیاز است ؛
باز هم وقتی نیمه هایِ یک شبِ بارانی با صدایِ رعدوبرقِ مهیبی از خواب میپریم و با ترس روشن خاموش شدنِ خانه را میبینیم ، دلمان آغوشِ مردانه ای میخواهد که به آن پناه ببریم تا ضربانِ قلبمان آرام شود ...🤦🏾♀
یا وقتی وسطِ یک چهارراهِ شلوغ دستپاچه میشویم و با ماشینِ جلویی تصادف میکنیم ، دلمان میخواهد مردی داشته باشیم که در آن لحظه با او تماس بگیریم که فقط یک "نگران نباش الان میام پیشت" از او بشنویم ...🙋🏾
یا وقتی خوشمزه ترین غذایی را که بلدیم میپزیم ، دلمان میخواهد مردی در حالِ برگشت به خانه داشته باشیم که دستپختِ ما را به بهترین غذاهایِ دنیا ترجیح دهد ..
فرقی نمیکند که زنی بیسواد در روستایی دورافتاده باشیم یا زنی تحصیلکرده در پایتخت ، همگی دوست داریم شب که میشود موهایمان را به دستِ مردی بسپاریم که آرام آرام نوازشش کند و ما آرام آرام دلگرم شویم🙆🏾
بیایید این بار با خودمان صادق باشیم که مردان جزءِ جدانشدنیِ زندگیمان هستند و ما زنها برایِ تمامِ دلخوری ها و غم هایمان به مردی نیاز داریم که کنارش تمامِ دلتنگی هایمان را فراموش کنیم ..
راستش هیچ چیز به اندازه نگاهِ مهربانِ یک مرد نمیتواند به ما قوتِ قلب و آرامش بدهد ..
اصلاً اگر مردان نبودند رژِ لبِ قرمز اختراع نمیشد و به فکرِ هیچ خیاطی نمیرسید که دامنِ چین دار بدوزد و زیباییِ ما معنا پیدا نمیکرد ..💄👗
بیشتر که فکر میکنم میفهمم که دنیایِ بدونِ مردان دنیایِ قشنگی نخواهد بود ..🤴🏻
#پریسا_امیریان
@luvablee
باز هم وقتی نیمه هایِ یک شبِ بارانی با صدایِ رعدوبرقِ مهیبی از خواب میپریم و با ترس روشن خاموش شدنِ خانه را میبینیم ، دلمان آغوشِ مردانه ای میخواهد که به آن پناه ببریم تا ضربانِ قلبمان آرام شود ...🤦🏾♀
یا وقتی وسطِ یک چهارراهِ شلوغ دستپاچه میشویم و با ماشینِ جلویی تصادف میکنیم ، دلمان میخواهد مردی داشته باشیم که در آن لحظه با او تماس بگیریم که فقط یک "نگران نباش الان میام پیشت" از او بشنویم ...🙋🏾
یا وقتی خوشمزه ترین غذایی را که بلدیم میپزیم ، دلمان میخواهد مردی در حالِ برگشت به خانه داشته باشیم که دستپختِ ما را به بهترین غذاهایِ دنیا ترجیح دهد ..
فرقی نمیکند که زنی بیسواد در روستایی دورافتاده باشیم یا زنی تحصیلکرده در پایتخت ، همگی دوست داریم شب که میشود موهایمان را به دستِ مردی بسپاریم که آرام آرام نوازشش کند و ما آرام آرام دلگرم شویم🙆🏾
بیایید این بار با خودمان صادق باشیم که مردان جزءِ جدانشدنیِ زندگیمان هستند و ما زنها برایِ تمامِ دلخوری ها و غم هایمان به مردی نیاز داریم که کنارش تمامِ دلتنگی هایمان را فراموش کنیم ..
راستش هیچ چیز به اندازه نگاهِ مهربانِ یک مرد نمیتواند به ما قوتِ قلب و آرامش بدهد ..
اصلاً اگر مردان نبودند رژِ لبِ قرمز اختراع نمیشد و به فکرِ هیچ خیاطی نمیرسید که دامنِ چین دار بدوزد و زیباییِ ما معنا پیدا نمیکرد ..💄👗
بیشتر که فکر میکنم میفهمم که دنیایِ بدونِ مردان دنیایِ قشنگی نخواهد بود ..🤴🏻
#پریسا_امیریان
@luvablee
"دريا يكي رو غرق كرد، پس ديگه دريا نريم!"
نميشه كه.. بايد اعتماد كنى به زندگى.
ديروز كسى از زندگيت رفت و تو از تعجب گريه كردى..
فردا اگر تنها شدى نبايد برات عجيب باشه، عجيب وقتيه كه، يكى باهات موند تو هر شرايطى. عجيب يعنى جوونيش رو ببيني، ميانساليش رو ببيني.. و توى پيرى بهش بگى چقدر خوشگل شدى
رهگذرهاى زندگي همديگه ايم تا وقتى كه يك جا، دل رو ميزنيم به دريا و تا عمر داريم تو حال و هواى يك نفر غرق ميشيم. عجيب اونه كه يا تو يه طبقه بالا، يا من يه طبقه بالاتر از تو، تو دل خاكيم و هيچكس جز من و تو نميدونه روزگارى، چه روزگارى داشتيم.
#اميرعلى_ق
@luvablee🐼
نميشه كه.. بايد اعتماد كنى به زندگى.
ديروز كسى از زندگيت رفت و تو از تعجب گريه كردى..
فردا اگر تنها شدى نبايد برات عجيب باشه، عجيب وقتيه كه، يكى باهات موند تو هر شرايطى. عجيب يعنى جوونيش رو ببيني، ميانساليش رو ببيني.. و توى پيرى بهش بگى چقدر خوشگل شدى
رهگذرهاى زندگي همديگه ايم تا وقتى كه يك جا، دل رو ميزنيم به دريا و تا عمر داريم تو حال و هواى يك نفر غرق ميشيم. عجيب اونه كه يا تو يه طبقه بالا، يا من يه طبقه بالاتر از تو، تو دل خاكيم و هيچكس جز من و تو نميدونه روزگارى، چه روزگارى داشتيم.
#اميرعلى_ق
@luvablee🐼
به نظر من یکی از بدترین اختراع های بشر را باید عطر هادانست... منظورم از عطر یک برند خاص مثلا آنیک گوتال نیست.. منظورم همه آن بوهای خوبیست که آدم راوابسته میکند، دلتنگ میکند وبعد هم دیوانه...
مثلا من میتوانم فراموش کنم که وقتی قهرمیکردم می آمد دستم رامیگرفت میگذاشت سمت چپ سینه اش و میگفت ببین دختر جان قهر که میکنی قلبم میرود روی دور تند..! یا میشود فراموش کرد که وقتی سرما میخوردم میشد مثل خدابیامرز خانم جان! یک سر نصیحت میکرد؛ فلان غذا رانخور فلان لباس رابپوش و فلان دمنوشی را درست کن.. خب اینها رو تنها او میکرد اما عطر لعنتیش را که فقط اونمیزد...
تو فرض کن مدتی از رفتنش گذشته باشد، یک عصر لعنتی برای نجات از دست خاطراتش بزنی به خیابان، بعد، یک آدم از خدا بی خبر از کنارت بگذرد و بوی عطر او را بدهد... اینجاست که حتی شیوه ی پلک زدنش راهم نمیتوانی از یادببری...
لعنت به این عطرها...
#فاطما_نیّری
@luvablee🐼
مثلا من میتوانم فراموش کنم که وقتی قهرمیکردم می آمد دستم رامیگرفت میگذاشت سمت چپ سینه اش و میگفت ببین دختر جان قهر که میکنی قلبم میرود روی دور تند..! یا میشود فراموش کرد که وقتی سرما میخوردم میشد مثل خدابیامرز خانم جان! یک سر نصیحت میکرد؛ فلان غذا رانخور فلان لباس رابپوش و فلان دمنوشی را درست کن.. خب اینها رو تنها او میکرد اما عطر لعنتیش را که فقط اونمیزد...
تو فرض کن مدتی از رفتنش گذشته باشد، یک عصر لعنتی برای نجات از دست خاطراتش بزنی به خیابان، بعد، یک آدم از خدا بی خبر از کنارت بگذرد و بوی عطر او را بدهد... اینجاست که حتی شیوه ی پلک زدنش راهم نمیتوانی از یادببری...
لعنت به این عطرها...
#فاطما_نیّری
@luvablee🐼