ینی بیشتر مثل یه پروژه ای میمونه که هم واسم پورتفولیو بشه و هم تمرین حسابی
حتی شخصیت هارو هم پیچیده نکردم ( سلیقه ی خودم پیچ و تاب دادن به داستان و شخصیت هاس )
بریم سراغ خلاصه داستان ...
شخصیت اصلی داستان به نام آلینا Alina یه دختر پر انرژی و خوش ذوقه که یروز تو سفر خانوادگی به یه روستایی میره که توش جنگلی وجود داره که جنگلی وجود داره که درمودش افسانه ی مرموزی راجب به آینه هایی وجود داره که شمارو به دنیای دیگه ای میبرن
شخصیت اصلی داستان به نام آلینا Alina یه دختر پر انرژی و خوش ذوقه که یروز تو سفر خانوادگی به یه روستایی میره که توش جنگلی وجود داره که جنگلی وجود داره که درمودش افسانه ی مرموزی راجب به آینه هایی وجود داره که شمارو به دنیای دیگه ای میبرن
طبق این افسانه شما نباید به هیچ وجه وارد این جنگل بشین وگرنه بطور حتمی گم میشین و هرکسی وارد این جنگل بشه دیگه به خونه برنمیگرده . اما کسایی هم بودن که وقتی تونستن با کلی دردسر برگردن و از جنگل خارج بشن ، گفتن که تو اون جنگل آینه ای عظیم دیدن که اونورش منظره ای از دنیای دیگه انعکاس داشت .
آلینای کنجکاو ما وقتی وارد جنگل میشه مثل کسایی که در مورد اون آینه گفته بودن ، آینه ای بزرگ رو میبینه و وارد اون آینه میشه
به محض ورودش به آینه واقعا تونست دنیای دیگه و گسترده ای رو ببینه که پر شده از رنگ و گیاهان یا موجوداتی که اصلا تو دنیای خودش وجود نداشتن . خودش رو در قالب چهره ی دیگه و لباسی دیگه دید ، انگار که هویت جدیدی رو بهش داده بودن
🌙Rahoyim(again)✨
دتیس یادتون نره~
یکی دیگه از دتیز هایی که قطعا شرکت میکنم ✨🫠
LUCENT_STUDIO
یکی دیگه از دتیز هایی که قطعا شرکت میکنم ✨🫠
خیلی وایب اوسی هاشو دوس دارم