در هر نفسی روح و روانهاست علی
اعجاز زمین و آسمانهاست علی
بر کرسی حق نشسته از روز ازل
اصلاً همه آرامش جانهاست علی
عید سعید غدیر خم بر شما دوستان عزیز گرامی باد
اعجاز زمین و آسمانهاست علی
بر کرسی حق نشسته از روز ازل
اصلاً همه آرامش جانهاست علی
عید سعید غدیر خم بر شما دوستان عزیز گرامی باد
دوست داشتن که عیب نیست,
دوست داشتن دل آدم را روشن می کند.
اما کینه و نفرت دل آدم را سیاه می کند.
اگر از حالا دلت به محبت انس گرفت،
بزرگ هم که شدی آماده دوست داشتن
چیزهای خوب و زیبای دنیا هستی.
دل آدم عین یک باغچه پر از غنچه است،
اگر با محبت غنچه ها را آب دادی
باز می شوند،
اگر نفرت ورزیدی
غنچه ها پلاسیده می شوند...!
-سیمین دانشور
دوست داشتن دل آدم را روشن می کند.
اما کینه و نفرت دل آدم را سیاه می کند.
اگر از حالا دلت به محبت انس گرفت،
بزرگ هم که شدی آماده دوست داشتن
چیزهای خوب و زیبای دنیا هستی.
دل آدم عین یک باغچه پر از غنچه است،
اگر با محبت غنچه ها را آب دادی
باز می شوند،
اگر نفرت ورزیدی
غنچه ها پلاسیده می شوند...!
-سیمین دانشور
دوست دخترم؛
بدون آرایش، شبیه فرشتهها میمونه.
بدون کاشت مژه، قد پر طاووس مژه داره.
بدون کاشت ناخون، دستاش بوسیدنی و نازه.
بدون لنز، چشاش مثل رنگ بهشت میمونه.
بدون بادی لوسین بوی شکوفه بهاری میده.
بدون عشوه و لوس بازی، دلربا و لونده.
بدون منت و بدون شرط دوسم داره.
خدارو هرروز صدبار به خاطرش شکر میکنم و از همینجا اعلام میکنم که دیوانه وار عاشقشم.
بدون آرایش، شبیه فرشتهها میمونه.
بدون کاشت مژه، قد پر طاووس مژه داره.
بدون کاشت ناخون، دستاش بوسیدنی و نازه.
بدون لنز، چشاش مثل رنگ بهشت میمونه.
بدون بادی لوسین بوی شکوفه بهاری میده.
بدون عشوه و لوس بازی، دلربا و لونده.
بدون منت و بدون شرط دوسم داره.
خدارو هرروز صدبار به خاطرش شکر میکنم و از همینجا اعلام میکنم که دیوانه وار عاشقشم.
قشنگ ترین ترکیب دنیام دستات چفت دستام، تنت چفت تنت جوری که مژه هامون بخورن بهم، یه خونه جنگلی و بارون، من و تو کنار هم.🤎
آدمها ذرّه ذرّه محو میشوند .
آرام ... بی صدا ... و تدریجی
همان آدمهایی که هر از گاهی پیغام کوچکی برایت میفرستند ، بی هیچ انتظار جوابی ، فقط برایِ آنکه بگویند هنوز هستند. برای آنکه بگویند هنوز هستی و هنوز برای آنها مهم ترینی ... همان آدمهایی که روزِ تولد تو یادشان نمیرود. همانهایی که فراموش میکنند که تو هر روز خدا آنها را فراموش کرده ای. همانهایی که برایت بهترین آرزوها را دارند و میدانند در آرزوهای بزرگِ تو کوچکترین جایی ندارند ... همان آدمهایی که همین گوشه کنارها هستند برای وقتی که دل تو پر درد میشود و چشمان تو پر اشک. که ناگهان از هیچ کجا پیدایشان میشود ، در آغوشت میگیرند و میگذراند غمِ دنیا را رویِ شانههایشان خالی کنی. همانهایی که لحظهای پس از آرامشت ، در هیچ کجای دنیای تو گم میشوند و تو هرگز نمیبینی ، سینه ی سنگین از غمِ دنیا را با خود به کجا میبرند ... همان آدمهایی که آنقدر در ندیدنشان غرق شدهای که نابود شدن لحظههایشان را و لحظه لحظه نابود شدنشان را در کنار خودت نمیبینی. همانهایی که در خاموشیِ غم انگیز خود ، از صمیمِ قلب به جایِ چشمان تو میگریند ، روزی که بفهمی چقدر برای همه چیز دیر شده است.
آرام ... بی صدا ... و تدریجی
همان آدمهایی که هر از گاهی پیغام کوچکی برایت میفرستند ، بی هیچ انتظار جوابی ، فقط برایِ آنکه بگویند هنوز هستند. برای آنکه بگویند هنوز هستی و هنوز برای آنها مهم ترینی ... همان آدمهایی که روزِ تولد تو یادشان نمیرود. همانهایی که فراموش میکنند که تو هر روز خدا آنها را فراموش کرده ای. همانهایی که برایت بهترین آرزوها را دارند و میدانند در آرزوهای بزرگِ تو کوچکترین جایی ندارند ... همان آدمهایی که همین گوشه کنارها هستند برای وقتی که دل تو پر درد میشود و چشمان تو پر اشک. که ناگهان از هیچ کجا پیدایشان میشود ، در آغوشت میگیرند و میگذراند غمِ دنیا را رویِ شانههایشان خالی کنی. همانهایی که لحظهای پس از آرامشت ، در هیچ کجای دنیای تو گم میشوند و تو هرگز نمیبینی ، سینه ی سنگین از غمِ دنیا را با خود به کجا میبرند ... همان آدمهایی که آنقدر در ندیدنشان غرق شدهای که نابود شدن لحظههایشان را و لحظه لحظه نابود شدنشان را در کنار خودت نمیبینی. همانهایی که در خاموشیِ غم انگیز خود ، از صمیمِ قلب به جایِ چشمان تو میگریند ، روزی که بفهمی چقدر برای همه چیز دیر شده است.
در نیست
راه نیست
شب نیست
ماه نیست
نه روز و
نه آفتاب،
ما
بیرونِ زمان
ایستادهایم
با دشنهی تلخی
در گُردههایِمان.
هیچکس
با هیچکس
سخن نمیگوید
که خاموشی
به هزار زبان
در سخن است.
در مردگانِ خویش
نظر میبندیم
با طرحِ خندهیی،
و نوبتِ خود را انتظار میکشیم
بیهیچ
خندهیی!
_ احمدشاملو
راه نیست
شب نیست
ماه نیست
نه روز و
نه آفتاب،
ما
بیرونِ زمان
ایستادهایم
با دشنهی تلخی
در گُردههایِمان.
هیچکس
با هیچکس
سخن نمیگوید
که خاموشی
به هزار زبان
در سخن است.
در مردگانِ خویش
نظر میبندیم
با طرحِ خندهیی،
و نوبتِ خود را انتظار میکشیم
بیهیچ
خندهیی!
_ احمدشاملو
حتما كه نبايد كلمه ى دوستت دارم را ...
به زبان آورد ...
اصلا دوست داشتن گفتن نمی خواهد...
فهميدن می خواهد...
من با صبح بخير ...
و شب بخير گفتن ها...
مواظب خودت باش گفتن ها...
با نگرانى هايم...
دلتنگــ شدن هايم...
حسادت هاى لو رفته ام...
پرواز كردن براى لحظه اى ديدنت...
و آن خنده هاى از ته دلى ...
كه در زمانِ با تو بودن می کردم...
بارها و بارها فرياد زده ام ...
دوستت دارم...
دوست داشتن را فقط بايد فهميد...
به زبان آورد ...
اصلا دوست داشتن گفتن نمی خواهد...
فهميدن می خواهد...
من با صبح بخير ...
و شب بخير گفتن ها...
مواظب خودت باش گفتن ها...
با نگرانى هايم...
دلتنگــ شدن هايم...
حسادت هاى لو رفته ام...
پرواز كردن براى لحظه اى ديدنت...
و آن خنده هاى از ته دلى ...
كه در زمانِ با تو بودن می کردم...
بارها و بارها فرياد زده ام ...
دوستت دارم...
دوست داشتن را فقط بايد فهميد...
Sei capace di molto più di quanto pensi
تو خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر میکنی توانایی داری
تو خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر میکنی توانایی داری
چرا شماها انقد از یه رابطه پایدار فراری هستین، من به شخصه خیلی دوست دارم فقط یکی باشه و باهم یه زندگی بسازیم، صبح اولین نفریکه میبینم اون باشه، عصر با ذوق دیدن همدیگه بیایم خونه و با ذوق آشپزی کنم، باهم مسافرت بریم و کلی خاطره قشنگ بسازیم ولی حیف که نیس...