مارتین گفت وقتی تعطیلاته، معمولاً فقط میخوابه، غذا میخوره، بازی میکنه و بعد وقتی بیدار میشه، نوتاپ گوشیش رو باز میکنه و هر چیزی که همون لحظه به ذهنش میاد رو مینویسه. کلی نوت، شعر و لیریک مینویسه. یه بار هم یکی از نوشتههاش رو برای سونگهیون خوند و سونگهیون اینجوری بوده که ” yo این خیلی عمیقه “ 😭😭😭
این دوتا الان به سیکسسون میخندن درحالی که قبلا معتقد بودن خیلی زیادی استفاده شده 😭
اوتفیت چك با ادوارد مارتین ♡
جوهون : (کامنت میخونه) ” نانی فردا منتشر میشه؟ “
مارتین : باور کنید؟ 🤷🏻 واقعا همچین فکری میکنید؟
مارتین : باور کنید؟ 🤷🏻 واقعا همچین فکری میکنید؟
مارتین : (کامنت) ” نانی رو زود ریلیز کنید دیگه “
جوهون : شما نانی رو دوست دارید؟؟
مارتین : خودمم نمیدونم کی دقیق ریلیز میشه، با اینکه این بیتی که ساختم و آهنگی که باهم ساختیم
جوهون : این ترك همونه که تو یه ساعت ساختی؟
جوهون : شما نانی رو دوست دارید؟؟
مارتین : خودمم نمیدونم کی دقیق ریلیز میشه، با اینکه این بیتی که ساختم و آهنگی که باهم ساختیم
جوهون : این ترك همونه که تو یه ساعت ساختی؟
مارتین قبل لایو غذا خورده بود؛ جوهون داشت اینجا سوشی میخورد و بهش تعارف کرد اینم خیلی چیل گفت نه نمیخوام بعد قیافش وقتی جوهون پاشد رفت 😭 خیلی خنگوله وای
مارتین : (کامنت) ” مارتین چه بلایی سر تیشرتت اومده “ با جوهون دعوا کردم، خیلی شدید بود واسه همین انقدر جرواجر شده
جوهون : من تیشرتش رو گاز زدم چون گشنم بود🤣
جوهون : من تیشرتش رو گاز زدم چون گشنم بود
اینجا چیز خاصی نشد فقط چون خندههاشون رو دوست دارم میذارمش :(((
ولی خب دارن راجب این حرف میزنن که اولش دوتاشون باهم زدن زیر خنده و میخواستن ببینن واقعا سر یه موضوع یکسانی که توی کامنتا بوده میخندن که معلوم شد اره 😭 انگار یکی تو کامنتا راجب گونهو چیزی گفته بوده