دقیقا زمانی که همو بخشیدن، فکر انتقام از سرش رفت و اونو نکشت و بهم ابراز علاقه کردن، چاقو رو تو بدن خودش فرو کرد و اونیکیم خودشو کشت و افتاد بغلش)
ولی جدی حداقل سداند بودنشو دوست داشتم
اگر یکیشون میمرد و اونیکی با دردش میگذروند بدتر بود
اگر یکیشون میمرد و اونیکی با دردش میگذروند بدتر بود
از بچگی بهم گفتن بزرگ شین میونتون خوب میشه ولی نمیدونم چرا ما داریم بزرگ نمیشیم.
ما خواهر کوچیک ترا جونمونو واسه برادر بزرگتمون میدیم، ولی واسه اینکه بهش یه لیوان آب ندیم میزنیم لهش میکنیم.
وقتی مامانم داره منو با یکی مقایسه میکنه ولی من نمیدونم الان وقت درستی هست که اون آدم واقعی رو به مامانم نشون بدم یا نه.