از آدمایی که وقتی چیزی میبینن برام میفرستن و میگن'اینو دیدم یاد تو افتادم' واقعا خوشم میاد، حس میکنم اون آدما واقعا منو میشناسن.
جالبه پسرا همیشه دنبال دخترای از دید خودشون خوشگلن، بعد اگر دخترا یه ذره توقعشون از حدی که پسره میخواد بیشتر باشه هزار تا اسم و برچسب میزنن روش.
اصلا جدیدا یه چیزایی دارم از پسرای دور و برم که مدت طولانی به عنوان آشنا یا دوست میشناختم میبینم که به خودم شک میکنم یه زمان اینارو آدم حساب میکردم
امروز که با اترین رفتیم بیرون اندازه 5 سال حرف زدیم و فهمیدیم چقدر باهمدیگه شباهت و... داریم و چقدر کم دوتایی باهم حرف زدیم و وقت گذروندیم.
اصلا اکیپ رفیقام جوری رفاقت رو برام تموم کردن که اگر هرجا از نمونه رفاقت خوب بخوام بگم راجب خودمون حرف میزنم و بهترین رفیقام میشناسمشون.
یه نظریه نامحبوب که من اینطور حس میکنم و خیلیا هم قبول دارن و اونایی که قبول ندارن دارن خودشونو گول میزنن..
دوست/رفاقتی که هرگونه احساسی مانند عشق و فراتر از دوستی و مالکیت بیش از اندازه داخلش ایجاد بشه اسمش هرچیزی هست جز دوستی، و همچنین آدمایی که عاشق هم بودن (*حتی یکیشون) نمیتونن دوست بمونن و بگن اره ما دوستیم و اینا قبول کنین همو دوست دارین و فقط تعهد رو جدا کردین.