رسما زندگیم به قبل از شنیدن اون حرف و بعد از گفتن"اون واقعا از چی میترسه؟!"، و بعد شنیدن"نیوشا، بعضی آسیب ها فیزیکی نیستن. روحین، و اون نمیخواد دوباره روحی آسیب ببینی و روی زندگیت تاثیر بذاره' تقسیم شد.
وقتی میگم احتمالا بخاطر تکنولوژی و جهش زیستی و ژنتیکی در آینده، امگاهای زن و مرد قابلیت بارداری ، و آلفاهای زن و مرد قابلیت باردار کردن رو داشته باشن، ولی اونقدر نرد نیست که بفهمه.
وقتی که اونا مسخرم کردن، پس فقط رفتم دستشویی و با بغض به دیوار تکیه دادم و همینجوری به این فکر کردم که اگر مدرسه قبلیم بود، حداقل آدمایی رو داشتم که اجازه ندن کسی راجبم حرف بزنه
شاید اون داستان گذشت و حتی دیگه نبینمشون، ولی امیدوارم یه روز بتونم براشون جبران کنم
برگشتم به این مدرسه و آدما شبیه کسیه که به اکسش که یهویی و بدون بیان دلیل ولش کرده و رفته، و یهو برمیگرده
979.
دین ربطی به سیاست نداره، و من جداگانه از هردو متنفرم.
اشتباه میکردم، دین به سیاست ربط داره. و من بازم از هردو متنفرم