اغلب آدمها در بزرگسالی بالاخره بقاگر/survivalist میشن. چه با فلسفهی «این نیز بگذرد»، چه با پوستکلفتی، چه با کرختی نسبت به دنیا و مصائبش.
یاد میگیرن زنده بمونن. یاد میگیرن بپذیرن که خیلی چیزای دنیا دستشون نیست. حتی رفتارهای آدمای دیگه (که زمانی عزیز و نزدیک بودهان.) مخصوصاً رفتارهای آدمای دیگه (که زمانی عزیز و نزدیک بودهان.)
یاد میگیرن گاهی خودشون رو بغل کنن. حتی طوریکه کسی نبینه. مخصوصاً اگه مَردن. (مردها گاهی طوری خودشون رو بغل میکنن که حتی خودشون هم نبینن.)
یاد میگیرن غمشون رو قایم کنن و یواشکی بریزن توی صندوق غمدونی همیشگی. که شاید هیچکس تو دنیا نمیدونه اصن همچینجایی هم داره اون آدم.
بعد آروم در گوش خودشون میگن: «درست میشه.»
بعد یهکم به در و دیوار زل میزنن و با تردید از خودشون میپرسن: «اگه نشد چی؟»
بعد با یه تردید یا یه سردی یا امید یا تسلیم و پذیرش به خودشون جواب میدن: «نمیدونم. ولی یه کاریش میکنیم...»
یاد میگیرن اگه نمیخوان همین دیالوگ سخت رو با خودشون داشته باشن، یا میترسن که مؤثر واقع نشه یا بدتر شه، یه پلیلیست با آهنگهای قفلی ویژه خودشون رو داشته باشن. یه کنسرت اختصاصی با صندلی VIP جلو. که اون آهنگه، که مثل یه رفیق قدیمی همیشه پایهات هست، این بار هم خیلی خوب میفهمدت.
یاد میگیرن بعدش که اون بادهای خشک (که گلو رو هم خشک میکنن) از مغزشون رد شد، یه سری به اطراف بزنن. شاید یه دوست قدیمی، یا یه آشنای دور بیدار باشه. مثلاً همون دوستی که تا میگی سلام، سریع میفهمه غمی اما به روت نمیاره. و تو هم میفهمی که فهمیده غمی اما به روش نمیاری. و میخندین.
یاد میگیرن گاهی فقط راهش یه ریسِت کردنه. یه روشن و خاموش. یه شب خوابیدن (گاهی با الکل، گاهی با اشک، گاهی با سه تا پتو دو تا بالش) و صبح بیدار شدن و به فولدر «گذشته» انتقال دادنِ همهی فایلهای دیروز. چون چه بخوای چه نخوای، یه روز جدیده و استحقاق زندگی کردن خودش رو داره.
آدما یاد میگیرن زنده موندن یه بخش مهمی از زندگیه. یاد میگیرن در زندگی روزهایی هست که جا داره بهخاطر زندهموندن تا تهش به خودشون جایزه بدن! و این جایزه گاهی یه لبخنده، یا یه نخ سیگار، یا کمی نوشتن یا خوندن یه شعر یا نوشتهی قشنگ، توی یه کنجِ دنجِ امن.
همهی آدما الزاماً عاشق همهی روزهای زندگی نیستن. اما میدونن یهسری روزهای سخت باید گذشته بشن که روزهای خوبِ بعدشون بیاد. مثل یه دسته کارتِ پاسور که فقط حق داری رویی رو برداری. و تقویم دکمهی فستفوروارد نداره.
آدما، تهش چه بخوان یا نخوان، بقاگرایی/survivalism رو بالاخره یاد میگیرن. چه با فسلفهی «این نیز بگذرد»، چه با پوستکلفتی، چه با کرختی به دنیا و مصائبش.
و کمکم توش ماهر میشن. و میفهمن اگه با زندگی قهر کنی، تویی که ضرر میکنی، نه اون!
و تا موقعی که موج میاد و از یه گوشهای یه صدای آهنگی پخش میشه روی تختهی موجسواریشون میرقصن، میخندن، میخوابن، پا میشن، گاهی غصه میخورن، و بعد باز
میرقصن
و میرقصن
و میرقصن...
[Loc0m0]
یاد میگیرن زنده بمونن. یاد میگیرن بپذیرن که خیلی چیزای دنیا دستشون نیست. حتی رفتارهای آدمای دیگه (که زمانی عزیز و نزدیک بودهان.) مخصوصاً رفتارهای آدمای دیگه (که زمانی عزیز و نزدیک بودهان.)
یاد میگیرن گاهی خودشون رو بغل کنن. حتی طوریکه کسی نبینه. مخصوصاً اگه مَردن. (مردها گاهی طوری خودشون رو بغل میکنن که حتی خودشون هم نبینن.)
یاد میگیرن غمشون رو قایم کنن و یواشکی بریزن توی صندوق غمدونی همیشگی. که شاید هیچکس تو دنیا نمیدونه اصن همچینجایی هم داره اون آدم.
بعد آروم در گوش خودشون میگن: «درست میشه.»
بعد یهکم به در و دیوار زل میزنن و با تردید از خودشون میپرسن: «اگه نشد چی؟»
بعد با یه تردید یا یه سردی یا امید یا تسلیم و پذیرش به خودشون جواب میدن: «نمیدونم. ولی یه کاریش میکنیم...»
یاد میگیرن اگه نمیخوان همین دیالوگ سخت رو با خودشون داشته باشن، یا میترسن که مؤثر واقع نشه یا بدتر شه، یه پلیلیست با آهنگهای قفلی ویژه خودشون رو داشته باشن. یه کنسرت اختصاصی با صندلی VIP جلو. که اون آهنگه، که مثل یه رفیق قدیمی همیشه پایهات هست، این بار هم خیلی خوب میفهمدت.
یاد میگیرن بعدش که اون بادهای خشک (که گلو رو هم خشک میکنن) از مغزشون رد شد، یه سری به اطراف بزنن. شاید یه دوست قدیمی، یا یه آشنای دور بیدار باشه. مثلاً همون دوستی که تا میگی سلام، سریع میفهمه غمی اما به روت نمیاره. و تو هم میفهمی که فهمیده غمی اما به روش نمیاری. و میخندین.
یاد میگیرن گاهی فقط راهش یه ریسِت کردنه. یه روشن و خاموش. یه شب خوابیدن (گاهی با الکل، گاهی با اشک، گاهی با سه تا پتو دو تا بالش) و صبح بیدار شدن و به فولدر «گذشته» انتقال دادنِ همهی فایلهای دیروز. چون چه بخوای چه نخوای، یه روز جدیده و استحقاق زندگی کردن خودش رو داره.
آدما یاد میگیرن زنده موندن یه بخش مهمی از زندگیه. یاد میگیرن در زندگی روزهایی هست که جا داره بهخاطر زندهموندن تا تهش به خودشون جایزه بدن! و این جایزه گاهی یه لبخنده، یا یه نخ سیگار، یا کمی نوشتن یا خوندن یه شعر یا نوشتهی قشنگ، توی یه کنجِ دنجِ امن.
همهی آدما الزاماً عاشق همهی روزهای زندگی نیستن. اما میدونن یهسری روزهای سخت باید گذشته بشن که روزهای خوبِ بعدشون بیاد. مثل یه دسته کارتِ پاسور که فقط حق داری رویی رو برداری. و تقویم دکمهی فستفوروارد نداره.
آدما، تهش چه بخوان یا نخوان، بقاگرایی/survivalism رو بالاخره یاد میگیرن. چه با فسلفهی «این نیز بگذرد»، چه با پوستکلفتی، چه با کرختی به دنیا و مصائبش.
و کمکم توش ماهر میشن. و میفهمن اگه با زندگی قهر کنی، تویی که ضرر میکنی، نه اون!
و تا موقعی که موج میاد و از یه گوشهای یه صدای آهنگی پخش میشه روی تختهی موجسواریشون میرقصن، میخندن، میخوابن، پا میشن، گاهی غصه میخورن، و بعد باز
میرقصن
و میرقصن
و میرقصن...
[Loc0m0]
❤83👍24👏3🤩2🐳2💊1
موفقیت حداقل ۳ تا مؤلفهی اصلی داره:
۱. داشتنِ هدف: دستیافتنی، دقیق، با برنامه، و مؤثر
۲. داشتنِ کونِ تنگ: روزی حداقل ۶ ساعت تلاشِ باتمرکز
۳. داشتنِ انگیزه: هر روز خوب شارژ کنی یا بدوزی خودتو
چون اولی و دومی خیلی سختن، این پکیجِ-موفقیت-فروشها فقط سومی رو میفروشن!
[Loc0m0]
۱. داشتنِ هدف: دستیافتنی، دقیق، با برنامه، و مؤثر
۲. داشتنِ کونِ تنگ: روزی حداقل ۶ ساعت تلاشِ باتمرکز
۳. داشتنِ انگیزه: هر روز خوب شارژ کنی یا بدوزی خودتو
چون اولی و دومی خیلی سختن، این پکیجِ-موفقیت-فروشها فقط سومی رو میفروشن!
[Loc0m0]
😁73👍44❤16🤣14👏3👎1🔥1🐳1
👍43😢20❤9🤮3👎1🐳1
اگه واژههای انگلیسی توی بیان یا نوشتار فارسی استفاده میکنین:
۱. سکس کردن عجیبه. «سکس داشتن» (we had sex) رایجه.
۲. پلی دادن عجیبه. «پلی کردن» (we did play) رایجه.
۳. ویزا شدن عجیبه. «ویزا گرفتن» رایجه. (ویزا یه سنده. اون got ینی گرفتن، نه شدن.)
۴. تافل گرفتن عجیبه. «تافل دادن» رایجه. (TOEFL یه آزمونه، نه یه مدرک.)
۵. اپلای شدن یا گرفتن عجیبه. «اپلای کردن» خیلی رایجتره.
۶. جمله I am agree غلطه. درستش I agree هست فقط.
۷. «من الآن خیلی هم ریلکس ام» در واقع باید «ریلکسد ام» (اسم) باشه.
۸. یه اتوبان ۴ تا لِین/Lane داره نه لاین. «بنداز لِینِ سبقت» درسته.
۹. لِفت دادن عجیبه. لیو کردن رایجه. (I will leave this chatroom)
۱۰. کراش کردن عجیبه. کراش داشتن رایجه. (I had a crush on you)
[Loc0m0]
۱. سکس کردن عجیبه. «سکس داشتن» (we had sex) رایجه.
۲. پلی دادن عجیبه. «پلی کردن» (we did play) رایجه.
۳. ویزا شدن عجیبه. «ویزا گرفتن» رایجه. (ویزا یه سنده. اون got ینی گرفتن، نه شدن.)
۴. تافل گرفتن عجیبه. «تافل دادن» رایجه. (TOEFL یه آزمونه، نه یه مدرک.)
۵. اپلای شدن یا گرفتن عجیبه. «اپلای کردن» خیلی رایجتره.
۶. جمله I am agree غلطه. درستش I agree هست فقط.
۷. «من الآن خیلی هم ریلکس ام» در واقع باید «ریلکسد ام» (اسم) باشه.
۸. یه اتوبان ۴ تا لِین/Lane داره نه لاین. «بنداز لِینِ سبقت» درسته.
۹. لِفت دادن عجیبه. لیو کردن رایجه. (I will leave this chatroom)
۱۰. کراش کردن عجیبه. کراش داشتن رایجه. (I had a crush on you)
[Loc0m0]
👍77❤8👌4👎1🥰1🐳1
گاهی یه دوست خیلی نزدیک یا پارتنری داریم که خیلی شخصیت قوی و استواری داره و بهسختی آزرده میشه. اما یه حرف سادهی ما یهو طرف رو خیلی درد میاره. و ما گیج میشیم که چرا؟!
دلیلش اینه که اون وقتی پیش ماست تمام زرههاش رو در میاره. برای همینه که یه ناخن ما از مشت مردم براش دردناکتره.
[Loc0m0]
دلیلش اینه که اون وقتی پیش ماست تمام زرههاش رو در میاره. برای همینه که یه ناخن ما از مشت مردم براش دردناکتره.
[Loc0m0]
👍131❤39💔11👏6🕊2👎1🐳1
سلام و صد سلام!
روزهی ۳۰ روزهی من به پایان رسید. نیاز داشتم روی خودم، زندگی شخصیم و کارهام کمی بیشتر تمرکز کنم که موفق هم بود.
خبرهای خوبی در راه هست! منتظر باشید. :)
پ.ن. از ابراز لطف همه دوستای گل و نازنین هم ممنون. ❤️ ظرف چند روز آتی پاسخگوی پیامهای این مدت خواهم بود. 🙏
[Loc0m0]
روزهی ۳۰ روزهی من به پایان رسید. نیاز داشتم روی خودم، زندگی شخصیم و کارهام کمی بیشتر تمرکز کنم که موفق هم بود.
خبرهای خوبی در راه هست! منتظر باشید. :)
پ.ن. از ابراز لطف همه دوستای گل و نازنین هم ممنون. ❤️ ظرف چند روز آتی پاسخگوی پیامهای این مدت خواهم بود. 🙏
[Loc0m0]
❤🔥83❤45👍16🔥7👏7🤩4🕊3🐳3
روزهایی که دنیا واقعاً باهات نامهربونه، یادت باشه که در اوج خستگی و کلافگی و بیرمقی یه وظیفه اضافه داری. اونم اینه که:
«حداقل همین امروز، لطفاً، کمی با خودت مهربونتر از همیشه باش.»
[Loc0m0]
«حداقل همین امروز، لطفاً، کمی با خودت مهربونتر از همیشه باش.»
[Loc0m0]
❤106👍31🐳6😢5
یه ترومای رایج از کودکی نسل ما، که مثل نقل و نبات یک روش تربیتی والدین بوده، اینه که «چون ناکافی/inadequate هستی پس طرد/abandon میشی.»
آسیب این قضیه در زمان کودکی (بیدفاعی، شکلگیری هویت) خیلی دردناکه و مغز وظیفهشه که از تکرار اون پیشگیری کنه. منتهی اشتباهی که مغز میکنه اینه که بیدقتانه (یا از سر پیشگیری همهجانبه) جای اگر و آنگاه رو عوض میکنه و اون تروما رو تعبیر میکنه به «پس هر طردشدگی و جداییای بهدلیل ناکافی بودنه.» و درحالیکه شاید صرفاً بحثِ باهم سازگار نبودنه، شخص خودشو ناکافی میبینه و بیشتر و عمیقتر خودشو سرزنش میکنه.
خلاصه تروماها با «من مامانم رو بخشیدهم» یا «قصد/intentش خیر بوده، اما فقط همینو بلد بوده» الزاماً رفع نمیشن. و عواقب و عفونت همهی اون زخمهای قدیمی با چسبزخم گذاشتن روشون یا بوسشون کردن یا بهشون نگاه نکردن، ترمیم نمیشن. بلکه نیاز به درمان حرفهای دارن تا آینده رو به فنا ندن.
[Loc0m0]
آسیب این قضیه در زمان کودکی (بیدفاعی، شکلگیری هویت) خیلی دردناکه و مغز وظیفهشه که از تکرار اون پیشگیری کنه. منتهی اشتباهی که مغز میکنه اینه که بیدقتانه (یا از سر پیشگیری همهجانبه) جای اگر و آنگاه رو عوض میکنه و اون تروما رو تعبیر میکنه به «پس هر طردشدگی و جداییای بهدلیل ناکافی بودنه.» و درحالیکه شاید صرفاً بحثِ باهم سازگار نبودنه، شخص خودشو ناکافی میبینه و بیشتر و عمیقتر خودشو سرزنش میکنه.
خلاصه تروماها با «من مامانم رو بخشیدهم» یا «قصد/intentش خیر بوده، اما فقط همینو بلد بوده» الزاماً رفع نمیشن. و عواقب و عفونت همهی اون زخمهای قدیمی با چسبزخم گذاشتن روشون یا بوسشون کردن یا بهشون نگاه نکردن، ترمیم نمیشن. بلکه نیاز به درمان حرفهای دارن تا آینده رو به فنا ندن.
[Loc0m0]
👍71😢6❤5👏5🐳3🦄1
راحت بودن با (و تسلط بر) تنهایی مثل یاد گرفتن نیمرو و ماکارونی میمونه: وقتی یادشون بگیری دیگه هر فستفودی رو از سر گرسنگی نمیخوری.
مضافاً وقتی قرمهسبزی و پیتزا پختن تو خونه رو هم یاد بگیری، اونوقت اگه بری یه رستوران بیرون، اون طرف باید بهخودش افتخار کنه که تو مشتریش شدهای!
[Loc0m0]
مضافاً وقتی قرمهسبزی و پیتزا پختن تو خونه رو هم یاد بگیری، اونوقت اگه بری یه رستوران بیرون، اون طرف باید بهخودش افتخار کنه که تو مشتریش شدهای!
[Loc0m0]
👍99🔥10❤7🐳4👎3👏3
یه نشانه بلوغ اینه که بدون انزجار بپذیریم یه کتاب، فیلم، پادکست، روش یادگیری، مسیر پیشرفت، تعریف موفقیت، رشته تحصیلی، هابی، ورزش، شغل، و ... اگه مدل و سلیقه و انتخاب من نیست، الزاماً چیز بدی نیست.
[Loc0m0]
[Loc0m0]
👍123❤13🐳2👎1🤔1
یکی از بدترین روشهای رشد فردی، خوندن کتاب و گوشدادن به پادکست به مثابه خوردن قرص هست.
زندگی یه امتحان حفظی نیست. زندگی یه کارگاه عملیه.
[Loc0m0]
زندگی یه امتحان حفظی نیست. زندگی یه کارگاه عملیه.
[Loc0m0]
👍131👎8❤6🐳4💩3
هنرِ معلم بودن به این نیست که شاگرد زرنگت بیست شه. بلکه به اینه که شاگردی که از هیچ معلمی نتونسته یاد بگیره، با تو موفق شه.
هنرِ معاشرت به این نیست که بری با خوشمشربترین آدمِ جمع گرم بگیری. بلکه به اینه که بتونی به اون ساکتِ گوشهگیر و تنها، گرمی و امنیتِ صحبتکردن بدی.
هنرِ مهربونی به این نیست که در زمانهای اوجِ رابطه، عشق بورزی. بلکه به اینه که در تلخترین لحظات رابطه هم، ذاتش و بودنش رو دوست داشته باشی.
[Loc0m0]
هنرِ معاشرت به این نیست که بری با خوشمشربترین آدمِ جمع گرم بگیری. بلکه به اینه که بتونی به اون ساکتِ گوشهگیر و تنها، گرمی و امنیتِ صحبتکردن بدی.
هنرِ مهربونی به این نیست که در زمانهای اوجِ رابطه، عشق بورزی. بلکه به اینه که در تلخترین لحظات رابطه هم، ذاتش و بودنش رو دوست داشته باشی.
[Loc0m0]
👍124❤27💯5👎2👏2🕊2🥰1🤔1🐳1
گذشته یه موزهس. میتونی بری بهش سر بزنی، خیلی هم خوبه که به جزییاتش و چراییهاش دقت کنی، اما نمیتونی عوضش کنی.
[Loc0m0]
[Loc0m0]
👌61👍14❤13👏4🐳4
کسی که گوست میکنه (یهو ناپدید میشه تو یه رابطه نزدیک):
۱. این یه مکانیزم دفاعی معیوبشه.
۲. بهشدت اینسکیوره نسبت به خودش. و یه زخم، شکست یا ترومای هضم نشدهش باعث این فرار میشه.
۳. خوشبین یا ناآگاهه نسبت به شدت ضربهای که میزنه. و توجیهش یا انکاره یا خودبرتربینانه دفاع از خود.
[Loc0m0]
۱. این یه مکانیزم دفاعی معیوبشه.
۲. بهشدت اینسکیوره نسبت به خودش. و یه زخم، شکست یا ترومای هضم نشدهش باعث این فرار میشه.
۳. خوشبین یا ناآگاهه نسبت به شدت ضربهای که میزنه. و توجیهش یا انکاره یا خودبرتربینانه دفاع از خود.
[Loc0m0]
👍64❤10👌8🐳2👻2👎1
آدما وقتی از یادگیری و رشد کردن دستبرمیدارن که شروع میکنن به ترسیدن و تخفیف دادن به خودشون.
[Loc0m0]
[Loc0m0]
👍86❤10🐳4🥴3
یه اپیزود تصویری با علی از پادکست خوب @podcast_10minpause راجع به مرخصی سیروزه من از توییتر، مکث، و خودنگری!
https://youtu.be/clPELsi_tm8
https://youtu.be/clPELsi_tm8
YouTube
سی روز مکث! مصاحبه علی با لوکوموتیو در مورد جدایی از شبکه های اجتماعی و تاثیرش بر سلامت روان
در این مصاحبه با لوکوموتیو از پادکست لوکوموتیو از تجربه اش در مورد جدایی سی روزه از شبکه های اجتماعی صحبت میکنیم. کلی گپ باحال هم در مورد سلامت روان میزنیم که این قسمت رو تبدیل به یه مصاحبه خودمونی باحال کرده.
لوکوموتیو یکی از همراهان اولیه ده دقیقه مکث…
لوکوموتیو یکی از همراهان اولیه ده دقیقه مکث…
❤20👍11🐳1
اگر علاقهی واقعی و پشتکار منظم وجود داشته باشه، نقش هوش و استعداد بهجای شدن یا نشدن صرفاً در حد ۴ ساله شدن یا ۵ ساله شدن خواهد بود!
[Loc0m0]
[Loc0m0]
❤74👍41🐳4🤔3
کشتن یه سرباز دشمن تو جبهه جنگ جرم نیست. اما کشتن همون آدم وقتی سلاح و زره نداره خارج جنگ، جرمه.
شاید ما نباید مسئول حساسیتهای همه آدمهای رندوم توی خیابون یا سوشال مدیا باشیم. اما نسبت به اثر حرفها و رفتارمون جلوی کسی که اعتماد شخصی کرده و زرهش رو برای ما درآورده، مسئولیم.
[Loc0m0]
شاید ما نباید مسئول حساسیتهای همه آدمهای رندوم توی خیابون یا سوشال مدیا باشیم. اما نسبت به اثر حرفها و رفتارمون جلوی کسی که اعتماد شخصی کرده و زرهش رو برای ما درآورده، مسئولیم.
[Loc0m0]
👍134❤27🐳4👎2🥰2
درک = شاید اون درگیر جَنگیه که از مال منم بزرگتره.
مهربونی = میفهمم خستهس. حق داره. زندگی واقعاً سخته.
درک + مهربونی = آدم امن
[Loc0m0]
مهربونی = میفهمم خستهس. حق داره. زندگی واقعاً سخته.
درک + مهربونی = آدم امن
[Loc0m0]
👍91❤36👎4🐳3🤷1
وقتی فاصله بگیری وسیعتر میبینی.
اگه مدام داری خودت رو تکرار میکنی و به یافتهی جدیدی تو ذهنت نمیرسی، شاید لازمه چند قدم بری عقب تا بتونی از دورتر و جامعتر ببینی و چیزای جدید کشف کنی!
[Loc0m0]
اگه مدام داری خودت رو تکرار میکنی و به یافتهی جدیدی تو ذهنت نمیرسی، شاید لازمه چند قدم بری عقب تا بتونی از دورتر و جامعتر ببینی و چیزای جدید کشف کنی!
[Loc0m0]
❤68👍37🐳2🔥1