هرموقع تصمیم گرفتم پیش بچم کتاب بخونم که توی ذهنش تثبیت شه و بعدا لایف استایلش بشه
اون کتاب تیکه تیکه و پاره شده
همون گوشی رو دستم بگیرم کمتر خسارت میبینم
اون کتاب تیکه تیکه و پاره شده
همون گوشی رو دستم بگیرم کمتر خسارت میبینم
مگه قرار نبود ساز بزنیم که به آرامش برسیم؟
پس چرا من یه هفته اس چشام اشکیه و دستام دیگه توانایی ادامه دادن نداره
اعصابمم که بایه مریض اعصاب روان برابری میکنه
پس چرا من یه هفته اس چشام اشکیه و دستام دیگه توانایی ادامه دادن نداره
اعصابمم که بایه مریض اعصاب روان برابری میکنه
خوشبحال استادمون ،فردا میاد سرکلاس روبه روی من میشینه و هیچ استرسی نداره.
ولی من چی😭😭😭😭😭😭
کاش همه مثل من وجودشون باعث آرامش میشد🙂↔️
ولی من چی😭😭😭😭😭😭
کاش همه مثل من وجودشون باعث آرامش میشد🙂↔️
𝑳𝒊𝒔𝒕𝒆𝒏 𝒕𝒐 𝒎𝒆𝄞
خوشبحال استادمون ،فردا میاد سرکلاس روبه روی من میشینه و هیچ استرسی نداره. ولی من چی😭😭😭😭😭😭 کاش همه مثل من وجودشون باعث آرامش میشد🙂↔️
خواستم اطلاع بدم که نگران نباشید
همه چیز به خوبی تمام شد😌
همه چیز به خوبی تمام شد😌
Forwarded from سهم من از جهان
بعضی وقتها به خودِ چند سال پیش فکر میکنم. به اون آدمی که فکر میکرد توی سن الانش دیگه همهچیز مشخص شده. فکر میکرد میدونه کجا زندگی میکنه، چه کاری داره، با چه آدمهایی رفتوآمد میکنه و زندگیش قراره چه شکلی باشه. بعد به زندگی الانم نگاه میکنم و میبینم خیلی از چیزهایی که یک زمانی برام بدیهی به نظر میرسیدن، اصلاً اتفاق نیفتادن. حالا نه اینکه لزوماً زندگی بدی شده باشه. اتفاقاً یه جاهایی بهتر از چیزی شده که فکر میکردم. ولی با این حال، دلم برای آدمی که شاید میشدم اگر فلان تصمیم رو میگرفتم، تنگ میشه. برای شهری که اگه همون موقع میرفتم، شاید الان خونهم اونجا بود. برای کاری که اگر یه کم زودتر جدیش میگرفتم، شاید امروز بخش اصلی زندگیم بود. آدم چطور میتونه دلتنگ چیزی باشه که هیچوقت تجربهش نکرده؟ جوابش رو هم حدس میزنم. چون بعضی چیزها رو از دست نمیدیم؛ فقط یک روز میفهمیم دیگه قرار نیست به همون شکل اتفاق بیفتن.
من برخلاف خیلی از دانش آموزای امروزی عاشق اول مهر و مدرسه رفتن بودم
عاشق فیزیکو زیست و ریاضی بودم
عاشق اون تایمی که تو مدرسه بدون دغدغه با دوستام میگذروندمبودم
ای کاش هنوزم محصل بودم 🚶🏻♀➡️
عاشق فیزیکو زیست و ریاضی بودم
عاشق اون تایمی که تو مدرسه بدون دغدغه با دوستام میگذروندمبودم
ای کاش هنوزم محصل بودم 🚶🏻♀➡️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اره بابا انقدر خوش میگذره که کاش دوتا بچه داشتم🥲
دیدی میگن فلانی دریا زده شده؟
من قطار زده شدم.
از وقتی پیاده شدیم تا الان نمیتونم بایستم چون حس میکنم زمین زیر پام مثل گهواره تکون میخوره 🫨
من قطار زده شدم.
از وقتی پیاده شدیم تا الان نمیتونم بایستم چون حس میکنم زمین زیر پام مثل گهواره تکون میخوره 🫨
خواهرم چهار روزه از خونه بابام نقل مکان کرده و اومده خونه من بخاطر شرایط کاریش
روز اول که مامانم زنگش زد و کلی گریه و زاری بخاطر دوری و گفت دیشبش کلی گریه کرده بعد خوابیده
روز دوم بابام اومد خونمون و یه کلیپ از مهاجرت یه آقایی گذاشت که مادرش دلتنگ بود و کلی گریه میکرد و آرزوی دیدار بچش رو میکرد و بابای من گفت دیشب کلی گریه کردم با این کلیپ
حالا فاصله خونه بابام با خونه من ۴۰ دقیقه اس💔😂
بعد من ازدواج کردم نه تنها گریه نکردند از دوریم بلکه خونه اشونو هم جابه جا کردند رفتند دورتر😂😂😂
روز اول که مامانم زنگش زد و کلی گریه و زاری بخاطر دوری و گفت دیشبش کلی گریه کرده بعد خوابیده
روز دوم بابام اومد خونمون و یه کلیپ از مهاجرت یه آقایی گذاشت که مادرش دلتنگ بود و کلی گریه میکرد و آرزوی دیدار بچش رو میکرد و بابای من گفت دیشب کلی گریه کردم با این کلیپ
حالا فاصله خونه بابام با خونه من ۴۰ دقیقه اس💔😂
بعد من ازدواج کردم نه تنها گریه نکردند از دوریم بلکه خونه اشونو هم جابه جا کردند رفتند دورتر😂😂😂