𝚛ᴍᴇᴄяц𝚊
Photo
"اون خوب در عمق قلبش میدونه که عاشق کسی که خودش با محبت و اهمیت بزرگش کرده شده، اما میترسه..نگران و اشفتهست،فکر میکنم که اون،خیلی زیاد ازین تغییر میترسه.."
𝚛ᴍᴇᴄяц𝚊
Photo
"و حالا آنگاه که شاید میخواستند،طعم تلخ اما دلخوشکنندهی آغوشی پر از ترس را بچشند،چرا اینگونه اسیر و حبس شده به دست آنان میماندند؟!"
𝚛ᴍᴇᴄяц𝚊
Photo
"حرفهای زیادی درون مغزش میچرخید،اما ایا قلبش در مقابل ترسی که زندگیشرو در بر گرفته بود سکوت رو ترجیح میداد؟نمیدونست.."