𝚛ᴍᴇᴄяц𝚊
Photo
_وقتی چهار سال پیش فرستادیم خارج،به تنها چیزی که میتونستم فکر کنم رفتن و پشت کردنت به من بود،خیلی درد داشت..
میخواستم که تسلیم بشم اما،نتونستم! ادم نمیتونه قلبش رو کنترل کنه.
میخواستم که تسلیم بشم اما،نتونستم! ادم نمیتونه قلبش رو کنترل کنه.
𝚛ᴍᴇᴄяц𝚊
Photo
"اون خوب در عمق قلبش میدونه که عاشق کسی که خودش با محبت و اهمیت بزرگش کرده شده، اما میترسه..نگران و اشفتهست،فکر میکنم که اون،خیلی زیاد ازین تغییر میترسه.."
𝚛ᴍᴇᴄяц𝚊
Photo
"و حالا آنگاه که شاید میخواستند،طعم تلخ اما دلخوشکنندهی آغوشی پر از ترس را بچشند،چرا اینگونه اسیر و حبس شده به دست آنان میماندند؟!"