Forwarded from ᅠᅠtannie’s ྀ
ㅤ ㅤㅤ jk weverse post ❀ ۪۪ ִ ۫
آرمی های موردعلاقه ی من، آخرای آبان ماهه، باد شدیدی میاد، از اونجایی که شما از قبل همه چیز رو میدونید، من براتون نامه کوتاه مینویسم، دسامبر آینده سفر جدیدی رو شروع میکنم و شما رو برای مدتی ترک میکنم تا برم سربازی، این خبر رو میگم و از یک طرف قلبم سنگینه اما از طرف دیگه وقتی یاد خاطره های ارزشمندمون با آرمی میفتم دلم گرم میشه، هر لحظه ای که باهاتون سپری کردم، درخشان ترین دوران زندگی من بود، لبخند، حمایت و عشق آرمی من رو تا اینجا رسونده، از اینکه رویام رو حمایت کردید و با منید خیلی ممنونم و ازتون میخوام تا زمانی که ما سربازیم صبر کنید، ۱ سال و ٦ ماه زياده، بنابراین نمیگم خودخواهیه، قول میدم وقتی برگشتم توی همون مکان همیشگی با ظاهری پخته تر روی صحنه بایستم، در ضمن امیدوارم زندگی آرمی همیشه پر از خنده و شادی باشه، امیدواریم که زندگی روزمره آرمی ها مملو از سلامتی و زیبایی باشه، دلم براتون تنگ میشه و مشتاقانه منتظر روزی ام که بتونیم دوباره همدیگه رو ببینیم و داستان های جدیدی رو به اشتراک بذاریم، لطفا مریض نشید و سالم باشید، دوستتون دارم
آرمی های موردعلاقه ی من، آخرای آبان ماهه، باد شدیدی میاد، از اونجایی که شما از قبل همه چیز رو میدونید، من براتون نامه کوتاه مینویسم، دسامبر آینده سفر جدیدی رو شروع میکنم و شما رو برای مدتی ترک میکنم تا برم سربازی، این خبر رو میگم و از یک طرف قلبم سنگینه اما از طرف دیگه وقتی یاد خاطره های ارزشمندمون با آرمی میفتم دلم گرم میشه، هر لحظه ای که باهاتون سپری کردم، درخشان ترین دوران زندگی من بود، لبخند، حمایت و عشق آرمی من رو تا اینجا رسونده، از اینکه رویام رو حمایت کردید و با منید خیلی ممنونم و ازتون میخوام تا زمانی که ما سربازیم صبر کنید، ۱ سال و ٦ ماه زياده، بنابراین نمیگم خودخواهیه، قول میدم وقتی برگشتم توی همون مکان همیشگی با ظاهری پخته تر روی صحنه بایستم، در ضمن امیدوارم زندگی آرمی همیشه پر از خنده و شادی باشه، امیدواریم که زندگی روزمره آرمی ها مملو از سلامتی و زیبایی باشه، دلم براتون تنگ میشه و مشتاقانه منتظر روزی ام که بتونیم دوباره همدیگه رو ببینیم و داستان های جدیدی رو به اشتراک بذاریم، لطفا مریض نشید و سالم باشید، دوستتون دارم
Forwarded from 𝘊𝘩𝘢𝘭𝘭𝘦𝘯𝘨𝘦
★ @ll0o7ve
تنها چیزی که از زندگی میخواست، او بود. میخواست تمام زندگیش را در کنار محبوبش باشد و با هم در کلبهای وسط جنگل زندگی کنند. میخواست که هرروز صبح دست دلبرکش را بگیرد و به دریاچه وسط جنگل بروند؛ سوار آن قایق قدیمی شوند و به صدای طبیعت، در کنار صدای قلبهایشان گوش بسپارند.
تمام چیزی که میخواست، لحظهای آرامش به دور از انسانها و در کنار او بود.
تنها چیزی که از زندگی میخواست، او بود. میخواست تمام زندگیش را در کنار محبوبش باشد و با هم در کلبهای وسط جنگل زندگی کنند. میخواست که هرروز صبح دست دلبرکش را بگیرد و به دریاچه وسط جنگل بروند؛ سوار آن قایق قدیمی شوند و به صدای طبیعت، در کنار صدای قلبهایشان گوش بسپارند.
تمام چیزی که میخواست، لحظهای آرامش به دور از انسانها و در کنار او بود.
𝚛ᴍᴇᴄяц𝚊
Photo
گفته بودی که چرا محو تماشای منی؟ آنچنان مات كه يك دم مژه بر هم نزنی.. مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود؛ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی!