𝚛ᴍᴇᴄяц𝚊
Photo
"دستها.. انعکاسی کز ابر های بارانی احساسات میگذرد و آنگاه به رنگین کمانی آغشته از عشق میرسد، دست های در هم تنیده شدهای که تا سر حد مرگ محکم نگه داری شدند همان جنونیست که سخن بازگویش نمیکند.
و اینک دست ها، بی پناهی را پناه میدهند.."
و اینک دست ها، بی پناهی را پناه میدهند.."
𝚛ᴍᴇᴄяц𝚊
Photo
_هیچکس نمیتونه هروز رو یادش بمونه،
+پیجودی میتونه..
+پیجودی میتونه..
But he can.