Forwarded from Iranwire
انتشار تصاویری از آموزش کار با سلاح به کودکان و نوجوانان در تجمعات شبانه میدان آزادی تهران، بار دیگر نگرانیها درباره نظامیسازی فضای عمومی و پایبندی ایران به تعهدات بینالمللی خود در زمینه حقوق کودک را برانگیخته است.
بخوانید: https://iranwire.com/fa/news-1/155438
@Farsi_Iranwire
بخوانید: https://iranwire.com/fa/news-1/155438
@Farsi_Iranwire
https://www.balatarin.com/permlink/2026/8/1/6475249
کدام باشگاهها در تاریخ بیشترین قهرمان جام جهانی را داشتهاند؟ بارسلونا هنوز به یوونتوس نرسیده است!
کدام باشگاهها در تاریخ بیشترین قهرمان جام جهانی را داشتهاند؟ بارسلونا هنوز به یوونتوس نرسیده است!
https://www.khabarvarzeshi.com/news/550961/%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF
کدام باشگاهها در تاریخ بیشترین قهرمان جام جهانی را داشتهاند؟ بارسلونا هنوز به یوونتوس نرسیده است!
کدام باشگاهها در تاریخ بیشترین قهرمان جام جهانی را داشتهاند؟ بارسلونا هنوز به یوونتوس نرسیده است!
خبرورزشی
کدام باشگاهها در تاریخ بیشترین قهرمان جام جهانی را داشتهاند؟ بارسلونا هنوز به یوونتوس نرسیده است!
بارسلونا با قهرمانی هشت بازیکن خود در جام جهانی ۲۰۲۶، شمار بازیکنان قهرمان جهانش را به ۲۰ رساند و در رده چهارم باشگاههای صاحب بیشترین قهرمان جام جهانی قرار گرفت.
غمنامهٔ جوان بادغیسی مهاجر کار در راه ایران؛ «مادر، دعا کن؛ من میمیرم… آخرین دیدار است» - BBC News فارسی
https://www.bbc.com/persian/articles/c4gj9v38703o
https://www.bbc.com/persian/articles/c4gj9v38703o
BBC News فارسی
غمنامهٔ جوان بادغیسی مهاجر کار در راه ایران؛ «مادر، دعا کن؛ من میمیرم… آخرین دیدار است»
سرگذشت حیاتالله ۳۳ ساله، باشندهٔ درهٔ بوم بادغیس، از ولایتهای دور افتاده و محروم افغانستان، بازتابی از زندگی هزاران جوانی است که از بیبضاعتی و درماندگی راههای پر خطر را در پیش میگیرند و جلای وطن میکنند تا مگر بتوانند، زندگی خود را تأمین کرده و آیندهٔ…
«مادر برایم دعا کن. من میمیرم...» (آخرین جملات جوان مهاجر افغانستانی در راه ایران)
https://www.aparat.com/v/cuq7jwu?refererRef=channel_page#video-description
https://www.aparat.com/v/cuq7jwu?refererRef=channel_page#video-description
Forwarded from Instant Saver - Repost For Instagram
Forwarded from چُراز
🎬 «لبه خاموشی» روی پرده رفت
امروز در کارخانه نوآوری آزادی، اکران و رونمایی مستند «لبه خاموشی» برگزار شد؛ مستندی درباره یکی از مهمترین پرسشهای امروز ایران:
چرا کشوری با یکی از بزرگترین منابع انرژی جهان، هر سال بیشتر با خاموشی و کمبود برق، گاز و بنزین مواجه میشود؟
جمعی از دوستان ما در این مراسم حاضر شدند و به تماشای مستندی نشستند که تلاش میکند ریشههای این مسئله و انتخابهای پیش روی ایران را روایت کند.
بعد از اکران هم پنلی با حضور علی سرزعیم، پویا ناظران و محسن یزدانپناه برگزار میشود و درباره ریشههای ناترازی انرژی و مسیر پیش روی کشور گفتوگو خواهد شد.
اگر فکر میکنید پرداختن جدی، مستند و مستقل به مسائل مهم ایران باید ادامه پیدا کند، میتوانید با حمایت مالی از «لبه خاموشی» به ساخت چنین آثاری کمک کنید.
🔸برای حمایت از مستند «لبه خاموشی» به سایت روایت مستقل مراجعه کنید:
revayatmostaghel.ir
امروز در کارخانه نوآوری آزادی، اکران و رونمایی مستند «لبه خاموشی» برگزار شد؛ مستندی درباره یکی از مهمترین پرسشهای امروز ایران:
چرا کشوری با یکی از بزرگترین منابع انرژی جهان، هر سال بیشتر با خاموشی و کمبود برق، گاز و بنزین مواجه میشود؟
جمعی از دوستان ما در این مراسم حاضر شدند و به تماشای مستندی نشستند که تلاش میکند ریشههای این مسئله و انتخابهای پیش روی ایران را روایت کند.
بعد از اکران هم پنلی با حضور علی سرزعیم، پویا ناظران و محسن یزدانپناه برگزار میشود و درباره ریشههای ناترازی انرژی و مسیر پیش روی کشور گفتوگو خواهد شد.
اگر فکر میکنید پرداختن جدی، مستند و مستقل به مسائل مهم ایران باید ادامه پیدا کند، میتوانید با حمایت مالی از «لبه خاموشی» به ساخت چنین آثاری کمک کنید.
🔸برای حمایت از مستند «لبه خاموشی» به سایت روایت مستقل مراجعه کنید:
revayatmostaghel.ir
Forwarded from نویسهگرام | طوبا وطنخواه
بازار مکاره
یکی از کاملترین مجموعه داستانهای «نیکلای گوگول» را «نشر چشمه» در کتابی به نام «بازار مکاره» منتشر کرده، این کتاب به غیر از دو داستان «تاراس بولبا» و «نفوس مرده» شامل کلیهی داستانهای کوتاه این نویسندهی شهیر است؛ بنابراین اگر به دنبال مجموعهی کاملی از آثار این نویسنده هستید این کتاب را با ترجمه بسیار خوبی که «عباسعلی عزتی» از متن روسی انجام داده به شما پیشنهاد میدهم.
به شخصه شناخت چندانی از «نیکلای گوگول» و نام و آوازهی او نداشتم جز اینکه نویسندگان بنامی چون «تولستوی» و «داستایفسکی» از سبک او در برخی نوشتههایشان الهام گرفتهاند و وامدار اویند. صرفا از سر همین کنجکاوی «بازار مکاره» را برای خواندن انتخاب کردم و گمانم بر این بود که آنچه خواهم خواند مشابه آثار «داستایفسکی» و «تولستوی» است. اما کاملا در اشتباه بودم چراکه داستانهای «نیکلای گوگول» در فضاهایی اسرارآمیز روایت شده بودند؛ فضاهایی بر مبنای قدرت تخیل شاعرانهی غریب او که ناشی از افسانهها و خرافات مردم سرزمیناش بود.
بخش نخست کتاب «بازار مکاره» شامل داستانهایی با محوریت وجودی ساحرهها و شیاطین است که با جادو مشکلاتی بر سر راه رسیدن عشاق جوان به یکدیگر ایجاد میکنند و یا دردسرهایی برای قزاقها. داستانهایی که تنها جنبه واقعگرایانه بودنشان شهر یا دهکدهای است که داستان در آن پیش میرود.
داستانهای بخش دوم کتاب از آن فضای افسانهآمیز و خیالی حاکم بر بخش نخست اندکی فاصله میگیرند و عنصر تخیل در آنها کمتر به چشم میآید و فضاسازی داستانها کم و بیش به سمت و سوی واقعیت سوق پیدا میکند اما پایانبندی این قصهها همچنان در بستری از خیال و توهم صورت میگیرد.
در مجموعه داستانهای بخش پایانی کتاب که شامل شاهکارهایی چون «تکچهره»، «دماغ»، «پالتو»، «خیابان نفسکی» و «یادداشتهای یک دیوانه» است، روح انسانیت و دغدغهی اخلاقیات نمایان میگردد؛ هرچند که این داستانها هم عاری از تخیلات شاعرانه گوگول و عناصر غیرواقعی مانند ارواح و اشباح نیستند اما احتمالا همین بخش از آثار اوست که راهنمای نویسندگان بزرگ پس از او شده است، نویسندگانی که فرصت این را داشتند که بسیار از «گوگول» پرآوازهتر و نامیتر بشوند.
زبان شیرین و ساده روایتگری «گوگول» که با چاشنی طنزی هم همراه است، نه تنها نظر منتقدان را جلب میکند بلکه به سادگی مخاطب عام را هم شیفته خود میکند چرا که داستانهای «گوگول» همچون یک کتاب مصور حاوی تصویر به صورت یک نمایش قابل دیدن است.
📝طوبا وطنخواه
یکی از کاملترین مجموعه داستانهای «نیکلای گوگول» را «نشر چشمه» در کتابی به نام «بازار مکاره» منتشر کرده، این کتاب به غیر از دو داستان «تاراس بولبا» و «نفوس مرده» شامل کلیهی داستانهای کوتاه این نویسندهی شهیر است؛ بنابراین اگر به دنبال مجموعهی کاملی از آثار این نویسنده هستید این کتاب را با ترجمه بسیار خوبی که «عباسعلی عزتی» از متن روسی انجام داده به شما پیشنهاد میدهم.
حتی یک ستاره هم در آسمان نبود. همهجا مثل انبار شراب تاریک و ساکت بود؛ تنها چیزی که شنیده میشد صدای باد سردی بود که آن بالابالاها بر فراز درختها میوزید و درختها، مثل سرهای قزاقهای مست، تندتند تکان میخوردند و برگهایشان مثل مستها با هم زمزمه میکردند.
به شخصه شناخت چندانی از «نیکلای گوگول» و نام و آوازهی او نداشتم جز اینکه نویسندگان بنامی چون «تولستوی» و «داستایفسکی» از سبک او در برخی نوشتههایشان الهام گرفتهاند و وامدار اویند. صرفا از سر همین کنجکاوی «بازار مکاره» را برای خواندن انتخاب کردم و گمانم بر این بود که آنچه خواهم خواند مشابه آثار «داستایفسکی» و «تولستوی» است. اما کاملا در اشتباه بودم چراکه داستانهای «نیکلای گوگول» در فضاهایی اسرارآمیز روایت شده بودند؛ فضاهایی بر مبنای قدرت تخیل شاعرانهی غریب او که ناشی از افسانهها و خرافات مردم سرزمیناش بود.
بارها در سرتاسر دنیا اتفاق افتاده که زمین از این سر تا آن سر بلرزد؛ دلیلش، چنانکه باسوادها توضیح می دهند، آن است که در جایی نزدیک دریا کوهی است که شعلههای آتش از آن بیرون میزند و چون نهری سوزان جاری میشود. اما سالخوردههایی که در مجارستان و سرزمین گالیج زندگی میکنند دلیلش را بهتر میدانند و میگویند: مردههایی که در زیر زمین بزرگ و تنومند شدهاند، هر وقت که میخواهند از گورهایشان برخیزند زمین را میلرزانند.
بخش نخست کتاب «بازار مکاره» شامل داستانهایی با محوریت وجودی ساحرهها و شیاطین است که با جادو مشکلاتی بر سر راه رسیدن عشاق جوان به یکدیگر ایجاد میکنند و یا دردسرهایی برای قزاقها. داستانهایی که تنها جنبه واقعگرایانه بودنشان شهر یا دهکدهای است که داستان در آن پیش میرود.
به محض آنکه شیطان ماه را در جیب خود پنهان کرد، ناگهان سراسر جهان آنقدر تاریک شد که دیگر نه کسی راه میخانه را پیدا میکرد، نه راه خانه خادم کلیسا را. ساحره هم، که ناگهان خود را در تاریکی دید، چنان فریاد کشید که شیطان دوید و با تعظیم و لبخند بازویش را گرفت و در گوشش چیزهایی پچپچ کرد.
داستانهای بخش دوم کتاب از آن فضای افسانهآمیز و خیالی حاکم بر بخش نخست اندکی فاصله میگیرند و عنصر تخیل در آنها کمتر به چشم میآید و فضاسازی داستانها کم و بیش به سمت و سوی واقعیت سوق پیدا میکند اما پایانبندی این قصهها همچنان در بستری از خیال و توهم صورت میگیرد.
هنوز نمیتوانم پیرزن و پیرمردی از قرن گذشته را فراموش کنم که، افسوس، اکنون از دنیا رفتهاند. هرگاه تصور میکنم که با گذشت زمان به منزل متروک آنها برمیگردم و در جایی که خانه کمارتفاعشان بود انبوهی کلبهی ویران و تالابی خشکیده و گودالی بسیار بزرگ میبینم تاسف میخورم.
در مجموعه داستانهای بخش پایانی کتاب که شامل شاهکارهایی چون «تکچهره»، «دماغ»، «پالتو»، «خیابان نفسکی» و «یادداشتهای یک دیوانه» است، روح انسانیت و دغدغهی اخلاقیات نمایان میگردد؛ هرچند که این داستانها هم عاری از تخیلات شاعرانه گوگول و عناصر غیرواقعی مانند ارواح و اشباح نیستند اما احتمالا همین بخش از آثار اوست که راهنمای نویسندگان بزرگ پس از او شده است، نویسندگانی که فرصت این را داشتند که بسیار از «گوگول» پرآوازهتر و نامیتر بشوند.
«آکاکی آکاکیویچ» را بردند و دفن کردند، و پتربورگ بدون «آکاکی آکاکیویچ» ماند، انگار هرگز در آن نبوده است. موجودی از دنیا رفت و ناپدید شد که هیچکس از او حمایت نمیکرد، برای هیچکس عزیز نبود، برای هیچکس جالب نبود. موجودی که متواضعانه تمسخرهای اداری را تحمل کرد و بدون انجام دادن هیچ کار فوقالعادهای در قبر آرمید.
زبان شیرین و ساده روایتگری «گوگول» که با چاشنی طنزی هم همراه است، نه تنها نظر منتقدان را جلب میکند بلکه به سادگی مخاطب عام را هم شیفته خود میکند چرا که داستانهای «گوگول» همچون یک کتاب مصور حاوی تصویر به صورت یک نمایش قابل دیدن است.
دنیای ما به چه طرز شگفتانگیزی چیده شده است. سرنوشت چه بازیهای عجیب و غیرقابلدرکی با ما میکند. آیا روزی به آنچه میخواهیم میرسیم؟ آیا به چیزی که ظاهرا قدرت دستیابی به آن به ما داده شده است دست مییابیم؟ کار روزگار برعکس است. به یکی زیباترین اسبها را داده که بیتفاوت سوار میشود اما دیگری که دلش در آرزوی داشتن اسب پر میکشد پیاده میرود.
📝طوبا وطنخواه
Forwarded from Reza Alijani
🔹گفتوگوی رضا علیجانی با بیبیسی
✅ بعد از امضای تفاهمنامه توسط روسای جمهور دو کشور همه مشکلات از شلیک عجیب و مشکوک به سه کشتی در تنگه هرمز آغاز شد که هنوز هم معلوم نیست چرا شلیک شد و دستورش از کجا آمده بود. تا اینجا البته روشن شده که...
🔹اول قرار بود ترامپ به کمک مردم ایران بیاید الان اما برعکس شده و در واقع وی از مردم ایران کمک خواسته که با اعتراض و انقلابشان، او را در خروج از این جنگ نجات بدهند. این چرخش خود نشانگر آن است که مسائل پیچیدهتر از آن چیزی بود که در قبل تصور میشد.
🔹ج.ا نیز استاد فرصتسوزی است. چون به بازی برد- برد باور ندارد و با سوزاندن زمان، به هزینه ملت و مملکت، مجبور میشود معاملهای را بپذیرد که بیشتر به نفع طرف مقابل است.
🔹قرار بود با بستن تنگه هرمز...، اما...
🔹دونالد ترامپ هم چند روز پیش جمله عجیبی گفت که...
🔹به نظر میرسد گرهگاه اصلی، «تفاوت» در دعوت هر دو طرف به مذاکره است است و اینکه آیا...
🔹در کشاکش گره خوردن مسائل و معمای دعوت طرفین به میز مذاکره پیامها و مواضع دوپهلو و مغشوش مجتبی خامنهای هم نمیتواند گرهگشایی از وضع حکومت و مملکت بکند.
🔺یک مثال بارز برای فرصتسوزیهای تاریخی ج.ا، همین مسئله تنگه هرمز است؛ قرار بود با بستن تنگه قیمت نفت دویست دلار بشود ولی نه تنها به آن حد نرسید بلکه از سقف صد و بیست دلاری که رسیده بود نیز مرتب کاهش پیدا کرد و الآن به زیر نود دلار رسیده است.
🔺همچنین قرار بود با بستن تنگه به آمریکا و غرب فشار اقتصادی وارد بشود اما حالا برعکس با محاصره دریایی آمریکا، این فروش نفت ج.ا است که دارد به صفر نزدیک میشود و بحرانهای اقتصادیاش رو به ازدیاد نهاده است.
🔺قرار بود با بستن تنگه دیگر نفتی از خلیج فارس صادر نشود حالا اما، بنا به شهادت موسسات ناظر، خروج نفت از تنگه به دو-سوم قبل رسیده و به تدریج دارد به سمت وضعیت قبل از بستن تنگه میرود.
🔺از طرفی دونالد ترامپ هم چند روز پیش جمله عجیبی گفت که «رئیس جمهورهای آمریکا معمولا در انتخابات میان دورهای میبازند. البته من نمیدانم چرا!». این جمله نشان میدهد که او دیگر پیه باختن انتخابات میان دورهای نمایندگان مجلس را به تنش مالیده و برایش چندان هم مهم نیست.
🔺ما اینک از پشت صحنه مذاکرات و تبادلات بین ج.ا و آمریکا خبر نداریم ولی ظاهرا هر دو طرف خواهان بازگشت به میز مذاکرات هستند. آقای بسنت وزیر خزانهداری آمریکا گفت هدف ما از فشارهای اقتصادی این است که شرایطی فراهم شود تا ایران به میز مذاکرات برگردد.
🔺در ج.ا هم کسانی که دست بالاتری در قدرت دارند میگویند اگر آمریکا به تفاهمنامه اسلام آباد برگردد ما هم تنگه را باز میکنیم.
🔺به نظر میرسد گرهگاه اصلی تفاوت در همین دو دعوت است و اینکه آیا منظور آمریکا از دعوت به میز مذاکره بازگشت به همان تفاهمنامه اسلامآباد است و یا میخواهد آن را تغییر بدهد و یا همان را قبول دارد ولی روی فاز دوم آن تفاهمنامه که قرار بود پس از شصت روز آغاز شود برود که مسئله غنیسازی اورانیوم موضوع محوریاش بود.
🔺این روزها هم دیدیم که پسر مسعود پزشکیان و قائمپناه معاون اجراییاش و برخی دیگر همگی بحثهایی را در باره غنیسازی مطرح کردند. این خود شاید علامتی از اختلافات پشت صحنه باشد.
🔺حالا دیگر روشن شده که دستور شلیک عجیب و مشکوک به سه کشتی در تنگه هرمز از سوی شورایعالی امنیت ملی صادر نشده است. پزشکیان و عراقچی در همان زمان در عراق بودند و ذوالقدر دبیر شورا نیز بیخبر بوده و بعد هم موضع مخالف داشته است.
🔺طرفین همدیگر را«بد ذات» و «بد عهد» میدانند و به تخلف از توافقات متهم میکنند. ایرانیها در باره این خصوصیات آمریکاییها یک طومار تاریخی دارند. در آن سو نیز ترامپ در همین روزها گفت ایرانیها میآیند حرفهایی میزنند و بعد میروند کارهای دیگری میکنند.جی.دی ونس که خودش از طرفداران مذاکره است هم گفت تنها تجربهای که من در این مدت کسب کردهام این است که اینها دیوانهاند و حاضرند بدون محاسبه راهبردی دست به هر کاری بزنند.
🔺در این میان؛ پیامهای مجتبی خامنهای نیز دوپهلو و مغشوش است. از یک طرف سخن از «ایران قوی» و «اقتصاد مقاومتی» میزند و از طرف دیگر میگوید «ضعفها» را نگویید و «دوگانه مذاکره و سازش» هم نسازید. نهایتا هم از ورای این دکان دو نبش، معلوم نمیشود موضع و راهکار مشخص او در این شرایط چیست.
🔹نکات کاملتر در فایل صوتی:
https://t.me/RezaAlijaniarchive/914
✅ بعد از امضای تفاهمنامه توسط روسای جمهور دو کشور همه مشکلات از شلیک عجیب و مشکوک به سه کشتی در تنگه هرمز آغاز شد که هنوز هم معلوم نیست چرا شلیک شد و دستورش از کجا آمده بود. تا اینجا البته روشن شده که...
🔹اول قرار بود ترامپ به کمک مردم ایران بیاید الان اما برعکس شده و در واقع وی از مردم ایران کمک خواسته که با اعتراض و انقلابشان، او را در خروج از این جنگ نجات بدهند. این چرخش خود نشانگر آن است که مسائل پیچیدهتر از آن چیزی بود که در قبل تصور میشد.
🔹ج.ا نیز استاد فرصتسوزی است. چون به بازی برد- برد باور ندارد و با سوزاندن زمان، به هزینه ملت و مملکت، مجبور میشود معاملهای را بپذیرد که بیشتر به نفع طرف مقابل است.
🔹قرار بود با بستن تنگه هرمز...، اما...
🔹دونالد ترامپ هم چند روز پیش جمله عجیبی گفت که...
🔹به نظر میرسد گرهگاه اصلی، «تفاوت» در دعوت هر دو طرف به مذاکره است است و اینکه آیا...
🔹در کشاکش گره خوردن مسائل و معمای دعوت طرفین به میز مذاکره پیامها و مواضع دوپهلو و مغشوش مجتبی خامنهای هم نمیتواند گرهگشایی از وضع حکومت و مملکت بکند.
🔺یک مثال بارز برای فرصتسوزیهای تاریخی ج.ا، همین مسئله تنگه هرمز است؛ قرار بود با بستن تنگه قیمت نفت دویست دلار بشود ولی نه تنها به آن حد نرسید بلکه از سقف صد و بیست دلاری که رسیده بود نیز مرتب کاهش پیدا کرد و الآن به زیر نود دلار رسیده است.
🔺همچنین قرار بود با بستن تنگه به آمریکا و غرب فشار اقتصادی وارد بشود اما حالا برعکس با محاصره دریایی آمریکا، این فروش نفت ج.ا است که دارد به صفر نزدیک میشود و بحرانهای اقتصادیاش رو به ازدیاد نهاده است.
🔺قرار بود با بستن تنگه دیگر نفتی از خلیج فارس صادر نشود حالا اما، بنا به شهادت موسسات ناظر، خروج نفت از تنگه به دو-سوم قبل رسیده و به تدریج دارد به سمت وضعیت قبل از بستن تنگه میرود.
🔺از طرفی دونالد ترامپ هم چند روز پیش جمله عجیبی گفت که «رئیس جمهورهای آمریکا معمولا در انتخابات میان دورهای میبازند. البته من نمیدانم چرا!». این جمله نشان میدهد که او دیگر پیه باختن انتخابات میان دورهای نمایندگان مجلس را به تنش مالیده و برایش چندان هم مهم نیست.
🔺ما اینک از پشت صحنه مذاکرات و تبادلات بین ج.ا و آمریکا خبر نداریم ولی ظاهرا هر دو طرف خواهان بازگشت به میز مذاکرات هستند. آقای بسنت وزیر خزانهداری آمریکا گفت هدف ما از فشارهای اقتصادی این است که شرایطی فراهم شود تا ایران به میز مذاکرات برگردد.
🔺در ج.ا هم کسانی که دست بالاتری در قدرت دارند میگویند اگر آمریکا به تفاهمنامه اسلام آباد برگردد ما هم تنگه را باز میکنیم.
🔺به نظر میرسد گرهگاه اصلی تفاوت در همین دو دعوت است و اینکه آیا منظور آمریکا از دعوت به میز مذاکره بازگشت به همان تفاهمنامه اسلامآباد است و یا میخواهد آن را تغییر بدهد و یا همان را قبول دارد ولی روی فاز دوم آن تفاهمنامه که قرار بود پس از شصت روز آغاز شود برود که مسئله غنیسازی اورانیوم موضوع محوریاش بود.
🔺این روزها هم دیدیم که پسر مسعود پزشکیان و قائمپناه معاون اجراییاش و برخی دیگر همگی بحثهایی را در باره غنیسازی مطرح کردند. این خود شاید علامتی از اختلافات پشت صحنه باشد.
🔺حالا دیگر روشن شده که دستور شلیک عجیب و مشکوک به سه کشتی در تنگه هرمز از سوی شورایعالی امنیت ملی صادر نشده است. پزشکیان و عراقچی در همان زمان در عراق بودند و ذوالقدر دبیر شورا نیز بیخبر بوده و بعد هم موضع مخالف داشته است.
🔺طرفین همدیگر را«بد ذات» و «بد عهد» میدانند و به تخلف از توافقات متهم میکنند. ایرانیها در باره این خصوصیات آمریکاییها یک طومار تاریخی دارند. در آن سو نیز ترامپ در همین روزها گفت ایرانیها میآیند حرفهایی میزنند و بعد میروند کارهای دیگری میکنند.جی.دی ونس که خودش از طرفداران مذاکره است هم گفت تنها تجربهای که من در این مدت کسب کردهام این است که اینها دیوانهاند و حاضرند بدون محاسبه راهبردی دست به هر کاری بزنند.
🔺در این میان؛ پیامهای مجتبی خامنهای نیز دوپهلو و مغشوش است. از یک طرف سخن از «ایران قوی» و «اقتصاد مقاومتی» میزند و از طرف دیگر میگوید «ضعفها» را نگویید و «دوگانه مذاکره و سازش» هم نسازید. نهایتا هم از ورای این دکان دو نبش، معلوم نمیشود موضع و راهکار مشخص او در این شرایط چیست.
🔹نکات کاملتر در فایل صوتی:
https://t.me/RezaAlijaniarchive/914
Telegram
Reza Alijani archive
🔹گفتوگوی رضا علیجانی با بیبیسی
✅ بعد از امضای تفاهمنامه توسط روسای جمهور دو کشور همه مشکلات از شلیک عجیب و مشکوک به سه کشتی در تنگه هرمز آغاز شد که هنوز هم معلوم نیست چرا شلیک شد و دستورش از کجا آمده بود. تا اینجا البته روشن شده که...
🔹اول قرار بود…
✅ بعد از امضای تفاهمنامه توسط روسای جمهور دو کشور همه مشکلات از شلیک عجیب و مشکوک به سه کشتی در تنگه هرمز آغاز شد که هنوز هم معلوم نیست چرا شلیک شد و دستورش از کجا آمده بود. تا اینجا البته روشن شده که...
🔹اول قرار بود…
Forwarded from مجمع دیوانگان
نظریهای در دفاع از فهم مردم
#A 488
✍️ آرمان امیری @armanparian - زمستان سال ۹۶ دختری در خیابان انقلاب بر روی یک صندوق برق رفت. روسری سفیدش را سر چوب زد و در سکوت ایستاد. تصویر و خبر این حرکت اعتراضی ساده مثل یک بمب خبری منفجر شد. یکی از نمادینترین اعتراضات در تاریخ حجاب اجباری، آن هم از جانب کسی که هیچکس حتی نام او را نمیدانست. نه یک فعال سیاسی بود، نه یک کنشگر حقوق بشر، نه یک فمنیست شناخته شده. مدتی پس از بازداشت، ابتدا دادستان تهران و سپس سخنگوی قوه قضائیه اعلام کردند که او «مشکل روحی و روانی دارد و باید بستری شود».
در وهلهی نخست، این توجیهات میتوانند صرفا یک مانور رسانهای برای سرپوش گذاشتن بر فشارهای امنیتی و نارضایتیهای عمومی قلمداد شوند. سالها بعد اما، این شیوه از تقلیل دادن نارضایتیهای عمومی به عارضههای شخصی و یا حتی اجتماعی، از دایرهی مقامات رسمی خارج شد و به سطح تحلیل برخی الیت سیاسی و اجتماعی هم کشیده شد. صاحب تریبونهایی که با تحلیلهای مفصل میخواستند اثبات کنند که دلایل بسیاری از اعتراضات اجتماعی، شعارهای معترضان، نوع اعتراضشان، تمرکزی که روی مظاهر زندگی آزاد دارند و البته تشخیصی که در ترجیح دوران پیش از انقلاب نسبت به وضعیت فعلی داشتهاند، همگی محصول بیسوادی، ناآگاهی، بیاطلاعی از تاریخ، فریب خوردن از رسانههای بیگانه و خلاصه هزار و یک عارضه و ناهنجاری بوده است.
نتیجهی نهایی تمامی این تحلیلها به اینجا ختم میشد که اگر هم قرار بر اصلاح چیزی باشد، اصلاح خواست و رفتار همین معترضان است نه وضعیت بیرونی یا نظریههایی که توجیهگر این وضعیت هستند. استدلال نهفته در پس پشت این توجیهات، مبتنی بر یک پیشفرض بسیار کلان اما ناگفته بود: تودههای جامعه (یک سری «نوبادی») هرگز نمیتوانند مصلحت خود را به درستی تشخیص بدهند، چه برسد به اینکه وارد اقدام عملی در عرصهی عمومی بشوند!
جای خالی نظریهپردازی
در نقد این شیوه از تخطئهی مردم توسط الیت صاحب تریبون صحبت زیاد شده است؛ اما حلقهی مفقودهی این نقدها برای شخص من، پاسخی مناسب و نظری بود به همان پیشفرض پنهان در پس مغالطههای ظاهری و سفسطههای نظریشان. در نخستین واکنشها، بسیاری دیگر بودند که با تکیه بر کلیدواژههایی همچون «عقل سلیم»، یا «شهود عامه» تلاش میکردند از مطالبات بدیهی جامعه و خواست و ارادهی یک «زیست نرمال» دفاع کنند. دیدن این «فیل وسط اتاق» اینقدر بدیهی بود که سخت میشد به تئوریزه کردن آن فکر کرد. با این حال، تدوین یک روایت منسجم نظری برای من یک دغدغه باقی ماند. به گمان من، ما نیاز به شاخصهایی ملموس و سنجشپذیر داشتیم که بتوانند با اتکا به پژوهشهای علمی، از این تحولات شگرف اجتماعی در برابر نظریهبافیهای الیت دفاع کنند. سرانجام و با تأخیری قابل توجه، پاسخ نهایی را، در کتابی پیدا کردم که شاید اصلا انتظارش را نداشتم.
کتاب «جدال ارزشها: بنیادگرایی اسلامی در برابر ناسیونالیسم لیبرال» را «منصور معدل» در سال ۲۰۲۰ میلادی نوشته است. او که یک جامعهشناس تجربی-تطبیقی است، در ابتدای این کتاب هم تلاش کرده است تا شاخصی سنجشپذیر برای پژوهش خود ارائه کند که امکان تحلیل دادههای بیش از ۶۰ هزار مصاحبه رو در رو در کشورهایی چون مصر، عراق، عربستان، تونس، ترکیه، لبنان و پاکستان را فراهم کند. برای این منظور، نویسنده از تعبیر «فردگرایی ابرازی» (Expressive Individualism) استفاده میکند؛ یعنی: «به رسمیت شناختن، تکریم و بزرگداشت قضاوت خصوصی فرد درباره مسائل مربوط به زندگی خود و تقدم بخشیدن به انتخابها و ترجیحات شخصی بر اقتدار والدین، سلطه پدرسالارانه و دستورالعملهای مذهبی».
معدل میخواهد نشان دهد که بر خلاف تصویرهای بیرونی، در بخش بزرگی از خاورمیانه، تودهی شهروندان به سمت گونهای از ناسیونالیسم لیبرال گرایش پیدا کردهاند که در تقابل آشکار با بنیادگرایی مذهبی قرار میگیرد. او برای این فردگرایی ابرازی خود، سه شاخص ساده و سنجشپذیر در نظر میگیرد:
ادامهی یادداشت را از اینجا بخوانید (یا از گزینه instant view استفاده کنید)
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
.
#A 488
✍️ آرمان امیری @armanparian - زمستان سال ۹۶ دختری در خیابان انقلاب بر روی یک صندوق برق رفت. روسری سفیدش را سر چوب زد و در سکوت ایستاد. تصویر و خبر این حرکت اعتراضی ساده مثل یک بمب خبری منفجر شد. یکی از نمادینترین اعتراضات در تاریخ حجاب اجباری، آن هم از جانب کسی که هیچکس حتی نام او را نمیدانست. نه یک فعال سیاسی بود، نه یک کنشگر حقوق بشر، نه یک فمنیست شناخته شده. مدتی پس از بازداشت، ابتدا دادستان تهران و سپس سخنگوی قوه قضائیه اعلام کردند که او «مشکل روحی و روانی دارد و باید بستری شود».
در وهلهی نخست، این توجیهات میتوانند صرفا یک مانور رسانهای برای سرپوش گذاشتن بر فشارهای امنیتی و نارضایتیهای عمومی قلمداد شوند. سالها بعد اما، این شیوه از تقلیل دادن نارضایتیهای عمومی به عارضههای شخصی و یا حتی اجتماعی، از دایرهی مقامات رسمی خارج شد و به سطح تحلیل برخی الیت سیاسی و اجتماعی هم کشیده شد. صاحب تریبونهایی که با تحلیلهای مفصل میخواستند اثبات کنند که دلایل بسیاری از اعتراضات اجتماعی، شعارهای معترضان، نوع اعتراضشان، تمرکزی که روی مظاهر زندگی آزاد دارند و البته تشخیصی که در ترجیح دوران پیش از انقلاب نسبت به وضعیت فعلی داشتهاند، همگی محصول بیسوادی، ناآگاهی، بیاطلاعی از تاریخ، فریب خوردن از رسانههای بیگانه و خلاصه هزار و یک عارضه و ناهنجاری بوده است.
نتیجهی نهایی تمامی این تحلیلها به اینجا ختم میشد که اگر هم قرار بر اصلاح چیزی باشد، اصلاح خواست و رفتار همین معترضان است نه وضعیت بیرونی یا نظریههایی که توجیهگر این وضعیت هستند. استدلال نهفته در پس پشت این توجیهات، مبتنی بر یک پیشفرض بسیار کلان اما ناگفته بود: تودههای جامعه (یک سری «نوبادی») هرگز نمیتوانند مصلحت خود را به درستی تشخیص بدهند، چه برسد به اینکه وارد اقدام عملی در عرصهی عمومی بشوند!
جای خالی نظریهپردازی
در نقد این شیوه از تخطئهی مردم توسط الیت صاحب تریبون صحبت زیاد شده است؛ اما حلقهی مفقودهی این نقدها برای شخص من، پاسخی مناسب و نظری بود به همان پیشفرض پنهان در پس مغالطههای ظاهری و سفسطههای نظریشان. در نخستین واکنشها، بسیاری دیگر بودند که با تکیه بر کلیدواژههایی همچون «عقل سلیم»، یا «شهود عامه» تلاش میکردند از مطالبات بدیهی جامعه و خواست و ارادهی یک «زیست نرمال» دفاع کنند. دیدن این «فیل وسط اتاق» اینقدر بدیهی بود که سخت میشد به تئوریزه کردن آن فکر کرد. با این حال، تدوین یک روایت منسجم نظری برای من یک دغدغه باقی ماند. به گمان من، ما نیاز به شاخصهایی ملموس و سنجشپذیر داشتیم که بتوانند با اتکا به پژوهشهای علمی، از این تحولات شگرف اجتماعی در برابر نظریهبافیهای الیت دفاع کنند. سرانجام و با تأخیری قابل توجه، پاسخ نهایی را، در کتابی پیدا کردم که شاید اصلا انتظارش را نداشتم.
کتاب «جدال ارزشها: بنیادگرایی اسلامی در برابر ناسیونالیسم لیبرال» را «منصور معدل» در سال ۲۰۲۰ میلادی نوشته است. او که یک جامعهشناس تجربی-تطبیقی است، در ابتدای این کتاب هم تلاش کرده است تا شاخصی سنجشپذیر برای پژوهش خود ارائه کند که امکان تحلیل دادههای بیش از ۶۰ هزار مصاحبه رو در رو در کشورهایی چون مصر، عراق، عربستان، تونس، ترکیه، لبنان و پاکستان را فراهم کند. برای این منظور، نویسنده از تعبیر «فردگرایی ابرازی» (Expressive Individualism) استفاده میکند؛ یعنی: «به رسمیت شناختن، تکریم و بزرگداشت قضاوت خصوصی فرد درباره مسائل مربوط به زندگی خود و تقدم بخشیدن به انتخابها و ترجیحات شخصی بر اقتدار والدین، سلطه پدرسالارانه و دستورالعملهای مذهبی».
معدل میخواهد نشان دهد که بر خلاف تصویرهای بیرونی، در بخش بزرگی از خاورمیانه، تودهی شهروندان به سمت گونهای از ناسیونالیسم لیبرال گرایش پیدا کردهاند که در تقابل آشکار با بنیادگرایی مذهبی قرار میگیرد. او برای این فردگرایی ابرازی خود، سه شاخص ساده و سنجشپذیر در نظر میگیرد:
ادامهی یادداشت را از اینجا بخوانید (یا از گزینه instant view استفاده کنید)
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
.
Telegraph
نظریهای در دفاع از فهم مردم
۱- مبنای ازدواج: سنجش این موضوع که آیا از نظر پاسخدهندگان، «عشق شخصی» مبنای مهمتری برای ازدواج است یا «تأیید و تصمیم والدین». ۲- پوشش اختیاری برای زنان: سنجش میزان حمایت پاسخدهندگان از این گزاره که «انتخاب نوع پوشش در محیطهای عمومی کاملاً بر عهده خودِ…