Forwarded from پریسکوپ| آرمین منتظری🎙
سوال 2
اگر فرض ترامپ را پذیریم که با هدف نابودی برنامه هستهای ایران و قطع دسترسی ایران به بمب، به ایران حمله کرده پس چرا چنین سخنانی درباره کرهشمالی نمیگوید؟
اینجا باید از نگاه آمریکاییها به مسئله نگاه کنیم. دلیلش ساده است. در خاورمیانه و اصولا کشورهای اسلامگرا میل به شهادت وجود دارد. بنابراین مسلح شدن چنین کشوری به بمب هستهای، از نظر آمریکاییها خطرناکترش میکند. اینجا فرهنگ شهادت مهم میشود.
کرهشمالی چنین فرهنگی ندارد. نه حالا و نه در گذشته. برخورداری کرهشمالی از بمب هستهای با تمرکز بر اهداف دفاعی است نه تهاجمی. اما کشوری مانند ایران در سراسر منطقه درگیر مناقشههای گوناگون است، اگر به سلاح هستهای دست یابد، وضعیت کاملا متفاوت خواهد شد.
دلیل بعدی این است که کرهشمالی همین حالا هم مسلح به بمب هستهای است. هیچ کشوری اینقدر احمق نیست که به یک کشور هستهای دیگر چنین حملهای بکند.
نکته بعد همسایگی چین با کرهشمالی است. چین صرفا همسایه است. نه رابطه نزدیکی دارد و نه دوست کرهشمالی است. ژاپن و کرهجنوبی هم دوست کرهشمالی نیستند. بنابراین اگر کرهشمالی بخواهد دست به اقدامی بزند، هدف اولیه و مستقیمش آمریکا نخواهد بود.
و اما کمی درباره جنگ
این جنگ از نوع جنگهای مدرن است. بسیار مشابه با جنگ اوکراین و روسیه.
چرا؟
اگر این جنگ مدرن نبود، خیلی قبلتر تفنگدارهای آمریکایی در دور طرف تنگه هرمز فرود آمده بودند. اما این کار آسان نیست. چون این جنگ، جنگی مدرن است. مدرن به این معنا که با ابزارهای هدفگیری دوربرد انجام میشود.
ایران وسعت زیادی دارد. دو برابر افغانستان و چهاربرابر عراق. سامانههای شلیک موشک و پهپاد ایران در همه این وسعت پراکنده هستند. بنابراین یافتن تک به تک آنها و انهدام آنها کار زمانبر و دشواری است. بنابراین اگر هدف آمریکا و اسرائیل این باشد که همه این سامانهها را، تک به تک، منهدم کنند، آنوقت باید گفت که این جنگ خیلی بیشتر از این طول خواهد کشید.
یک راه برای از کارانداختن موشکها و پهپاد وجود دارد و آن مختل کردن و یا نابود کردن سامانههای راهبری این پهپادها و ماهوارهها است که آن هم کار دشواری است. ما نمیدانیم ایران توان ماهوارهایاش چقدر است و از سوی چه کشورهایی کمک و اطلاعات ماهوارهای دریافت میکند.
سوال
آیا امکان ورود نیروی زمینی آمریکا هست؟
بله. همه نشانهها این را نشان میدهد.
اما آیا رخ میدهد؟
مطمئن نیستم.
خطر پهپادها و موشکهای کوتاهبرد دقیق برای نیروی زمینی آمریکا خیلی زیاد است.
برای پایان یافتن این جنگ به گونهای ترامپ خواستارش است (یعنی تسلیم ایران)، به نیروی زمینی نیاز است. جنگها اغلب، زمانی با شکست یک طرف تمام میشوند که طرف مهاجم کشور هدف را اشغال کرده باشد و یا کشور هدف ابزاری برای دفاع نداشته باشد.
اما اشغال ایران به راحتی ممکن نیست. آمریکاییها برای اشغال ایران به بیشتر از 400 هزار نیروی مسلح نیاز دارند. بسیج این نیروها و مهیا کردن تدارکات و لجستیک برای این تعداد نیرو برای انجام عملیات در ایران بین 4 تا 6 ماه زمان خواهد برد.
بنابراین گزینهای که باقی میماند، اشغال بخشهایی از خاک ایران به طور موقت و یا انجام یک عملیات کوتاه نیروهای ویژه با هدفی خاص در خاک ایران است.
اگر هدف جزایر سه گانه و یا جزیره خارک باشد، باید گفته اشغال این جزایر خیلی آسان نیست البته نمیگویم نشدنی است. اما نیروی زمینی ارتش و سپاه هنوز دست نخورده باقی ماندهاند.
به فرض اشغال، نگه داشتن این جزایر خودش ماجرایی بسیار پیچیده و دشوار است. بنابراین از نظر من خیلی عجیب خواهد بود که ترامپ چنین برنامهای در سر داشته باشد. و اگر دست به چنین کاری بزند، تصمیم گرفته وارد مارپیچی بسیار خطرناک شود.
انجام عملیات ویژه نیروهای دلتا فورس در خاک ایران را متحملتر میدانم. یا برای انهدام اورانیوم غنیشده در ایران یا انهدام مطمئن سایتهای هستهای.
به طور کلی، همانطور که قبلتر هم گفتم، کمپینهای هوایی در سرنگونی رژیمهای سیاسی اغلب ناموفق هستند. این یک تجربه تاریخی است. برای سرنگونی یک رژیم به نیروی زمینی نیاز است و در خصوص ایران، به واسطه وسعت زیاد و جغرافیای کوهستانی و بیابانی، این کار بسیار پرریسک، خطرناک و زمانبر است. بنابراین تا زمانی استراتژی نظامی آمریکا و اسرائیل همین باشد، سیستم سیاسی در ایران بر سر کار خواهد ماند.
اینکه در روزهای بعد از جنگ، این سیستم چه رفتاری در داخل و خارج خواهد داشت، بستگی به این دارد که جنگ به چه شکلی و با چه کیفیتی و در نتیجه چه فعل و انفعالاتی پایان یابد.
اگر فرض ترامپ را پذیریم که با هدف نابودی برنامه هستهای ایران و قطع دسترسی ایران به بمب، به ایران حمله کرده پس چرا چنین سخنانی درباره کرهشمالی نمیگوید؟
اینجا باید از نگاه آمریکاییها به مسئله نگاه کنیم. دلیلش ساده است. در خاورمیانه و اصولا کشورهای اسلامگرا میل به شهادت وجود دارد. بنابراین مسلح شدن چنین کشوری به بمب هستهای، از نظر آمریکاییها خطرناکترش میکند. اینجا فرهنگ شهادت مهم میشود.
کرهشمالی چنین فرهنگی ندارد. نه حالا و نه در گذشته. برخورداری کرهشمالی از بمب هستهای با تمرکز بر اهداف دفاعی است نه تهاجمی. اما کشوری مانند ایران در سراسر منطقه درگیر مناقشههای گوناگون است، اگر به سلاح هستهای دست یابد، وضعیت کاملا متفاوت خواهد شد.
دلیل بعدی این است که کرهشمالی همین حالا هم مسلح به بمب هستهای است. هیچ کشوری اینقدر احمق نیست که به یک کشور هستهای دیگر چنین حملهای بکند.
نکته بعد همسایگی چین با کرهشمالی است. چین صرفا همسایه است. نه رابطه نزدیکی دارد و نه دوست کرهشمالی است. ژاپن و کرهجنوبی هم دوست کرهشمالی نیستند. بنابراین اگر کرهشمالی بخواهد دست به اقدامی بزند، هدف اولیه و مستقیمش آمریکا نخواهد بود.
و اما کمی درباره جنگ
این جنگ از نوع جنگهای مدرن است. بسیار مشابه با جنگ اوکراین و روسیه.
چرا؟
اگر این جنگ مدرن نبود، خیلی قبلتر تفنگدارهای آمریکایی در دور طرف تنگه هرمز فرود آمده بودند. اما این کار آسان نیست. چون این جنگ، جنگی مدرن است. مدرن به این معنا که با ابزارهای هدفگیری دوربرد انجام میشود.
ایران وسعت زیادی دارد. دو برابر افغانستان و چهاربرابر عراق. سامانههای شلیک موشک و پهپاد ایران در همه این وسعت پراکنده هستند. بنابراین یافتن تک به تک آنها و انهدام آنها کار زمانبر و دشواری است. بنابراین اگر هدف آمریکا و اسرائیل این باشد که همه این سامانهها را، تک به تک، منهدم کنند، آنوقت باید گفت که این جنگ خیلی بیشتر از این طول خواهد کشید.
یک راه برای از کارانداختن موشکها و پهپاد وجود دارد و آن مختل کردن و یا نابود کردن سامانههای راهبری این پهپادها و ماهوارهها است که آن هم کار دشواری است. ما نمیدانیم ایران توان ماهوارهایاش چقدر است و از سوی چه کشورهایی کمک و اطلاعات ماهوارهای دریافت میکند.
سوال
آیا امکان ورود نیروی زمینی آمریکا هست؟
بله. همه نشانهها این را نشان میدهد.
اما آیا رخ میدهد؟
مطمئن نیستم.
خطر پهپادها و موشکهای کوتاهبرد دقیق برای نیروی زمینی آمریکا خیلی زیاد است.
برای پایان یافتن این جنگ به گونهای ترامپ خواستارش است (یعنی تسلیم ایران)، به نیروی زمینی نیاز است. جنگها اغلب، زمانی با شکست یک طرف تمام میشوند که طرف مهاجم کشور هدف را اشغال کرده باشد و یا کشور هدف ابزاری برای دفاع نداشته باشد.
اما اشغال ایران به راحتی ممکن نیست. آمریکاییها برای اشغال ایران به بیشتر از 400 هزار نیروی مسلح نیاز دارند. بسیج این نیروها و مهیا کردن تدارکات و لجستیک برای این تعداد نیرو برای انجام عملیات در ایران بین 4 تا 6 ماه زمان خواهد برد.
بنابراین گزینهای که باقی میماند، اشغال بخشهایی از خاک ایران به طور موقت و یا انجام یک عملیات کوتاه نیروهای ویژه با هدفی خاص در خاک ایران است.
اگر هدف جزایر سه گانه و یا جزیره خارک باشد، باید گفته اشغال این جزایر خیلی آسان نیست البته نمیگویم نشدنی است. اما نیروی زمینی ارتش و سپاه هنوز دست نخورده باقی ماندهاند.
به فرض اشغال، نگه داشتن این جزایر خودش ماجرایی بسیار پیچیده و دشوار است. بنابراین از نظر من خیلی عجیب خواهد بود که ترامپ چنین برنامهای در سر داشته باشد. و اگر دست به چنین کاری بزند، تصمیم گرفته وارد مارپیچی بسیار خطرناک شود.
انجام عملیات ویژه نیروهای دلتا فورس در خاک ایران را متحملتر میدانم. یا برای انهدام اورانیوم غنیشده در ایران یا انهدام مطمئن سایتهای هستهای.
به طور کلی، همانطور که قبلتر هم گفتم، کمپینهای هوایی در سرنگونی رژیمهای سیاسی اغلب ناموفق هستند. این یک تجربه تاریخی است. برای سرنگونی یک رژیم به نیروی زمینی نیاز است و در خصوص ایران، به واسطه وسعت زیاد و جغرافیای کوهستانی و بیابانی، این کار بسیار پرریسک، خطرناک و زمانبر است. بنابراین تا زمانی استراتژی نظامی آمریکا و اسرائیل همین باشد، سیستم سیاسی در ایران بر سر کار خواهد ماند.
اینکه در روزهای بعد از جنگ، این سیستم چه رفتاری در داخل و خارج خواهد داشت، بستگی به این دارد که جنگ به چه شکلی و با چه کیفیتی و در نتیجه چه فعل و انفعالاتی پایان یابد.
Forwarded from پریسکوپ| آرمین منتظری🎙
دقت داشته باشید که این نوشتار صرفا ترسیم چشمانداز و سناریو است نه ارائه پیشنهاد. این نوشته براساس احتمال وقوع حمله زمینی بنا شده و سناریوها و ریسکهای مختلف یک حمله زمینی را بررسی کرده. بنابراین به محض از روی میز برداشته شدن این گزینه، این نوشته هم بلاموضوع خواهد بود.
جنگی که حالا بین آمریکا-اسرائیل و ایران در جریان است یک جنگ مدرن هوایی است. با توجه به این تجربه تاریخی که کمپینهای هوایی بعید است پیروزی قاطعی را برای هر یک طرفین جنگ فراهم کنند، نشانههایی درباره احتمال استقرار نیروی زمینی آمریکا در خاک ایران دیده میشود.
کمپین هوایی در وادار کردن صدام به تسلیم موفق نبود. حملات هوایی گسترده متفقین به آلمان و ژاپن در طول جنگ جهانی دوم نتوانست آنها را وادار به تسلیم کند.
ترامپ بارها اعلام کرده که تمایلی ندارد هیچ گزینهای را از روی میز بردارد. بنابراین در صورتیکه فرض کنیم این جنگ ادامه خواهد داشت، یک عملیات نظامی فرضی در خاک ایران میتواند طیف وسیعی از گزینهها را شامل شود:
1-حمله کوچک و محدود با حضور چندده کماندو
۲-تهاجم با هزاران سرباز و حمایت دیپلماتیک منطقهای محدود
۳-تهاجم تمامعیار برای سرنگونی ساختار سیاسی، که به صدها هزار نیرو و حمایت اکثر کشورهای عربی خلیج فارس نیاز دارد.
ماموریتهای عملیاتی محدود و کوچک، عملیترین گزینه هستند.
تهاجمهای بزرگتر یا عملیات تغییر رژیم با خطرات لجستیکی، سیاسی و استراتژیک شدیدی روبرو خواهند بود.
انجام چنین عملیاتهایی بدون برخورداری از حمایت کشورهای منطقه و بدون جلب حمایت افکار عمومی آمریکا، و بدون تغییر عمده در حمایت منطقهای و داخلی ایالات متحده، بعید است.
بررسی مرحله به مرحله
سادهترین گزینه روی میز ترامپ، حملات کماندویی محدود و کوچک در داخل خاک ایران است.
تصمیم برای انجام چنین حملاتی به لحاظ سیاسی راحتتر اتخاذ میشود. این نوع حملات حمایتهای لجستیکی کمتری نیاز دارند. هدف این نوع حملات میتواند بدست آوردن کنترل مواد هستهای در خاک ایران، انجام ترورهای بیشتر، تخریب بیشتر زیرساختهای صنعتی نظامی و یا مسلح کردن و سازماندهی گروههای مسلح در خاک ایران باشد.
سازماندهی و اعزام نیروهای کماندو در قالب نیروی دریایی، نیروی دلتا و کلاه سبزها به خاورمیانه نسبتاً آسانتر خواهد بود، زیرا نیازی به ماهها آمادهسازی یا زنجیرههای تأمین لجستیکی گسترده ندارد. این نیروها میتوانند از طریق ناوهای هواپیمابر به خاک ایران اعزام شوند. با توجه به اینکه ایالات متحده و اسرائیل برتری هوایی نسبی بدست آوردهاند، نیروهای کماندو آمریکا میتوانند از طریق هوا در امتداد مرزها یا سواحل نفوذپذیر ایران مستقر شوند.
بنابراین سازماندهی و اعزام نیرو کماندویی نسبتاً ساده خواهد بود، اما ریسک ماجرا از این بعد خودش را نشان میدهد. اگر ماموریت بدست گرفتن کنترل مئاد هستهای باشد که در اصفهان دفن شدهاند، استخراج و یا رقیقکردن این مواد، فرآیندی زمانبر است.
معنایش این است که نیروهای کماندوی آمریکا مجبورند مدت زمان زیادی در خاک ایران بمانند و همین مدت زمان کافی برای اینکه آنها را در خطر روبرو شدن با نیروهای ویژه سپاه پاسداران قرار دهند.
ترور فرماندهان نظامی لزوماً کماندوها را در معرض همان خطراتی که تلاش برای نفوذ به سایتهای هستهای ایجاد میکند، قرار نمیدهد. با این حال، با توجه به ساختار شبکهای فرماندهی نظامی و تعدیل نیرو در زنجیرههای فرماندهی، بعید است که چنین قتلهایی، تأثیر قابل توجهی بر توانایی ساختار نظامی ایران در ادامه حملات پهپادی و موشکی منطقهای داشته باشد.
کماندوها همچنین ممکن است به هدف قرار دادن یا انجام عملیات خرابکارانه علیه مجتمع نظامی-صنعتی که از حملات موشکی و پهپادی پشتیبانی میکند، بپردازند و در نتیجه توانایی ایران در تولید و جایگزینی سامانههای نظامی را کاهش دهند. اما، مشکل این استراتژی این است که چنین، به دلیل پراکندگی مجتمعهای نظامی-صنعتی در ایران، لزوماً نتایج تعیینکننده نخواهد داشت.
در نهایت، کماندوهای ایالات متحده ممکن است در مأموریتهایی برای سازماندهی یا رهبری نیروهای مخالف در داخل ایران، مانند نیروهای کرد و یا گروههای داخلی ایرانی در شهرهای بزرگ فعال شوند.
اما این نوع عملیات نیز یک روند کند خواهد داشت و میتواند با واکنش شدید سپاه پاسداران مواجه شود.
بنابراین، هرگونه استقرار کماندوها در خاک ایران، خطر کشته یا اسیر شدن واحدهای ویژه را به همراه خواهد داشت و اگر چنین اتفاقی رخ دهد، یک شکست نظامی برای ترامپ خواهد بود که ضربه سیاسی شدیدی به او خواهد زد.👇
جنگی که حالا بین آمریکا-اسرائیل و ایران در جریان است یک جنگ مدرن هوایی است. با توجه به این تجربه تاریخی که کمپینهای هوایی بعید است پیروزی قاطعی را برای هر یک طرفین جنگ فراهم کنند، نشانههایی درباره احتمال استقرار نیروی زمینی آمریکا در خاک ایران دیده میشود.
کمپین هوایی در وادار کردن صدام به تسلیم موفق نبود. حملات هوایی گسترده متفقین به آلمان و ژاپن در طول جنگ جهانی دوم نتوانست آنها را وادار به تسلیم کند.
ترامپ بارها اعلام کرده که تمایلی ندارد هیچ گزینهای را از روی میز بردارد. بنابراین در صورتیکه فرض کنیم این جنگ ادامه خواهد داشت، یک عملیات نظامی فرضی در خاک ایران میتواند طیف وسیعی از گزینهها را شامل شود:
1-حمله کوچک و محدود با حضور چندده کماندو
۲-تهاجم با هزاران سرباز و حمایت دیپلماتیک منطقهای محدود
۳-تهاجم تمامعیار برای سرنگونی ساختار سیاسی، که به صدها هزار نیرو و حمایت اکثر کشورهای عربی خلیج فارس نیاز دارد.
ماموریتهای عملیاتی محدود و کوچک، عملیترین گزینه هستند.
تهاجمهای بزرگتر یا عملیات تغییر رژیم با خطرات لجستیکی، سیاسی و استراتژیک شدیدی روبرو خواهند بود.
انجام چنین عملیاتهایی بدون برخورداری از حمایت کشورهای منطقه و بدون جلب حمایت افکار عمومی آمریکا، و بدون تغییر عمده در حمایت منطقهای و داخلی ایالات متحده، بعید است.
بررسی مرحله به مرحله
سادهترین گزینه روی میز ترامپ، حملات کماندویی محدود و کوچک در داخل خاک ایران است.
تصمیم برای انجام چنین حملاتی به لحاظ سیاسی راحتتر اتخاذ میشود. این نوع حملات حمایتهای لجستیکی کمتری نیاز دارند. هدف این نوع حملات میتواند بدست آوردن کنترل مواد هستهای در خاک ایران، انجام ترورهای بیشتر، تخریب بیشتر زیرساختهای صنعتی نظامی و یا مسلح کردن و سازماندهی گروههای مسلح در خاک ایران باشد.
سازماندهی و اعزام نیروهای کماندو در قالب نیروی دریایی، نیروی دلتا و کلاه سبزها به خاورمیانه نسبتاً آسانتر خواهد بود، زیرا نیازی به ماهها آمادهسازی یا زنجیرههای تأمین لجستیکی گسترده ندارد. این نیروها میتوانند از طریق ناوهای هواپیمابر به خاک ایران اعزام شوند. با توجه به اینکه ایالات متحده و اسرائیل برتری هوایی نسبی بدست آوردهاند، نیروهای کماندو آمریکا میتوانند از طریق هوا در امتداد مرزها یا سواحل نفوذپذیر ایران مستقر شوند.
بنابراین سازماندهی و اعزام نیرو کماندویی نسبتاً ساده خواهد بود، اما ریسک ماجرا از این بعد خودش را نشان میدهد. اگر ماموریت بدست گرفتن کنترل مئاد هستهای باشد که در اصفهان دفن شدهاند، استخراج و یا رقیقکردن این مواد، فرآیندی زمانبر است.
معنایش این است که نیروهای کماندوی آمریکا مجبورند مدت زمان زیادی در خاک ایران بمانند و همین مدت زمان کافی برای اینکه آنها را در خطر روبرو شدن با نیروهای ویژه سپاه پاسداران قرار دهند.
ترور فرماندهان نظامی لزوماً کماندوها را در معرض همان خطراتی که تلاش برای نفوذ به سایتهای هستهای ایجاد میکند، قرار نمیدهد. با این حال، با توجه به ساختار شبکهای فرماندهی نظامی و تعدیل نیرو در زنجیرههای فرماندهی، بعید است که چنین قتلهایی، تأثیر قابل توجهی بر توانایی ساختار نظامی ایران در ادامه حملات پهپادی و موشکی منطقهای داشته باشد.
کماندوها همچنین ممکن است به هدف قرار دادن یا انجام عملیات خرابکارانه علیه مجتمع نظامی-صنعتی که از حملات موشکی و پهپادی پشتیبانی میکند، بپردازند و در نتیجه توانایی ایران در تولید و جایگزینی سامانههای نظامی را کاهش دهند. اما، مشکل این استراتژی این است که چنین، به دلیل پراکندگی مجتمعهای نظامی-صنعتی در ایران، لزوماً نتایج تعیینکننده نخواهد داشت.
در نهایت، کماندوهای ایالات متحده ممکن است در مأموریتهایی برای سازماندهی یا رهبری نیروهای مخالف در داخل ایران، مانند نیروهای کرد و یا گروههای داخلی ایرانی در شهرهای بزرگ فعال شوند.
اما این نوع عملیات نیز یک روند کند خواهد داشت و میتواند با واکنش شدید سپاه پاسداران مواجه شود.
بنابراین، هرگونه استقرار کماندوها در خاک ایران، خطر کشته یا اسیر شدن واحدهای ویژه را به همراه خواهد داشت و اگر چنین اتفاقی رخ دهد، یک شکست نظامی برای ترامپ خواهد بود که ضربه سیاسی شدیدی به او خواهد زد.👇
Forwarded from پریسکوپ| آرمین منتظری🎙
البته کاخ سفید معمولاً از آزادی عمل بالایی در تصمیمگیری برای انجام عملیاتهای ویژه محدود برخوردار است، زیرا کنگره آمریکا در این خصوص خیلی اعمال کنترل نمیکند. این مأموریتها اغلب بسیار محرمانه یا محدود هستند بنابراین خیلی موجب برانگیخته شدن واکنش افکار عمومی نیز نمیشوند.
مثلا ترامپ در دوره اول ریاست جمهوری خود در سال ۲۰۱۹، نیروهای ویژه نیروی دریایی را برای یک مأموریت نظارتی مخفی در کره شمالی اعزام کرد. این نیروها به طور تصادفی با ماهیگیران کرهای روبرو شدندو این ماهیگیران کشته شدند. چند سال طول کشید تا جزئیات این ماموریت آشکار شود و منجر به رسوایی سیاسی بزرگی نشد.
گزینه دیگر ضربه به اقتصاد ایران با استفاده از نیروهای ویژه است.
ممکن است ایالات متحده برای فلج کردن اقتصاد ایران، حملات محدودی را با هدف قرار دادن بنادر یا جزایر کلیدی انجام دهد. اگرچه این امر نیاز به استقرار نیروهای زمینی بسیار کمتری نسبت به یک حمله کامل دارد، اما همچنان خطر تلفات نیروهای آمریکایی و درگیر شدن بیشتر ایالات متحده را به همراه خواهد داشت.
چنین حملات محدودی به هزاران نیرو و پشتیبانی هوایی و دریایی قابل توجه نیاز دارد. اما همچنان مقیاس نیروی زمینی در این نوع حمله پائین است و این نوع حمله از زمره یک حمله تمام عیار محسوب نمیشود بنابراین لزوما نیازی به جلب حمایت گسترده افکار عمومی آمریکا و یا جلب حمایت کنگره نخواهد داشت.
واحدهایی مانند هنگ ۸۲ هوابرد که به منطقه اعزام شدهاند یا واحدهای ۱۵ یا ۲۶ تفنگدار دریایی که از قبل به گروههای ضربت ناو هواپیمابر ملحق شدهاند، میتوانند در جزایر ایرانی که برای کنترل سواحل و صادرات نفت کشور کلیدی هستند، مانند جزیره خارک، کیش و قشم، پیاده شوند.
در یک سناریوی پرریسکتر، نیروهای آمریکایی حتی ممکن است سعی کنند کنترل یک بندر بزرگ مانند بندرعباس یا چابهار را که برای تجارت ایران بسیار مهم هستند، به دست گیرند. علاوه بر این، برخی از نیروهای زمینی ممکن است شهرهای بزرگ ایران را تهدید کنند.
اما حملات آبی-خاکی و هوایی از پیچیدهترین عملیاتهای نظامی هستند و ایالات متحده از زمان جنگ کره در دهه ۱۹۵۰ تاکنون چنین عملیاتهایی را انجام نداده است.
همچنین خطرات قابل توجهی برای نیروهای آمریکایی که سعی در چنین فرودهایی دارند وجود دارد، زیرا آنها در معرض ضدحمله پهپادها و موشکها قرار میگیرند و اگر در یک منطقه پرجمعیت فرود بیایند، ممکن است در یک نبرد شهری گیر بیفتند.
علاوه بر این، نیروهای آمریکایی در خاک ایران احتمالاً واکنشهای ملیگرایانه را در داخل ایران دامن میزند و نوعی روحیه دفاعی برمیانگیزد.حضور نیروهای زمینی در این مقیاس تقریباً به طور حتم واکنشهای سیاسی علیه جنگ را ایالات متحده را تشدید میکند و حمایت داخلی ترامپ را بیشتر تضعیف میکند.
علاوه بر این، مشخص نیست که اگر جمهوری اسلامی به شدت پاسخ دهد،، ایالات متحده چگونه میتواند با موفقیت خود را از چنین عملیاتی خلاص کند. چراکه در صورت واکنش شدید جمهوری اسلامی، این پتانسیل وجود دارد که ایالات متحده درگیر یک عملیات طولانی اشغال در ایران شود. و این یعنی یک جنگ فرسایشی.
نیروهای آمریکایی پیش از این نیز برای تأثیرگذاری بر کلید زدن تغییرات سیاسی در بنادری مانند هائیتی در سال ۱۹۹۴، پاناما در سال ۱۹۸۹ و بیروت در سال ۱۹۵۸ فرود آمدهاند. اما این فرودها بدون مخالفت و بدون آتش دشمن انجام شده بودند. آخرین تهاجم آبی خاکی پرتنش ژی کهایالات متحده انجام داد، در اینچئون، کره، در سال ۱۹۵۰ بود.
جزیره خارک حدود ۹۰ درصد از صادرات نفت ایران را تشکیل میدهد و از نظر اقتصادی برای دولت بسیار حیاتی تلقی میشود. اما اگر این جزیره تصرف شود، ایران تهدید کرده است که حملات خود را به زیرساختهای انرژی کشورهای عربی خلیج فارس تشدید خواهد کرد و خطر اختلالات بیشتر در بازارهای جهانی نفت و گاز را افزایش میدهد. همچنین مشخص نیست که آیا ایران بدون تلاش برای نابودی زیرساختهای خارک، به ایالات متحده اجازه اشغال جزیره را میدهد یا خیر.
گزینه سوم که شدیدترین و بعیدترین سناریو است از این قرار است که ایالات متحده یک تهاجم زمینی بزرگ را آغاز کند، با هدف تضعیف قابلیتهای متعارف ایران برای ایجاد یک شورش تمامعیار، یا به دست گرفتن کنترل شهرهای بزرگ ایران برای تغییر رژیم.
آغاز یک عملیات زمینی بزرگ در ایران مستلزم غلبه بر موانع لجستیکی، سیاسی و دیپلماتیک قابل توجهی است. هرچند شدت این موانع به نوع ماموریت انتخاب شده بستگی دارد. ایالات متحده ممکن است بخواهد از نیروهای زمینی متعارف و برتری تکنولوژیکی خود برای نابودی ساختارهای نظامی و دفاعی ایران بر روی زمین استفاده کند تا به یک دولت مخالف اجازه دهد قدرت را به دست گیرد.👇
مثلا ترامپ در دوره اول ریاست جمهوری خود در سال ۲۰۱۹، نیروهای ویژه نیروی دریایی را برای یک مأموریت نظارتی مخفی در کره شمالی اعزام کرد. این نیروها به طور تصادفی با ماهیگیران کرهای روبرو شدندو این ماهیگیران کشته شدند. چند سال طول کشید تا جزئیات این ماموریت آشکار شود و منجر به رسوایی سیاسی بزرگی نشد.
گزینه دیگر ضربه به اقتصاد ایران با استفاده از نیروهای ویژه است.
ممکن است ایالات متحده برای فلج کردن اقتصاد ایران، حملات محدودی را با هدف قرار دادن بنادر یا جزایر کلیدی انجام دهد. اگرچه این امر نیاز به استقرار نیروهای زمینی بسیار کمتری نسبت به یک حمله کامل دارد، اما همچنان خطر تلفات نیروهای آمریکایی و درگیر شدن بیشتر ایالات متحده را به همراه خواهد داشت.
چنین حملات محدودی به هزاران نیرو و پشتیبانی هوایی و دریایی قابل توجه نیاز دارد. اما همچنان مقیاس نیروی زمینی در این نوع حمله پائین است و این نوع حمله از زمره یک حمله تمام عیار محسوب نمیشود بنابراین لزوما نیازی به جلب حمایت گسترده افکار عمومی آمریکا و یا جلب حمایت کنگره نخواهد داشت.
واحدهایی مانند هنگ ۸۲ هوابرد که به منطقه اعزام شدهاند یا واحدهای ۱۵ یا ۲۶ تفنگدار دریایی که از قبل به گروههای ضربت ناو هواپیمابر ملحق شدهاند، میتوانند در جزایر ایرانی که برای کنترل سواحل و صادرات نفت کشور کلیدی هستند، مانند جزیره خارک، کیش و قشم، پیاده شوند.
در یک سناریوی پرریسکتر، نیروهای آمریکایی حتی ممکن است سعی کنند کنترل یک بندر بزرگ مانند بندرعباس یا چابهار را که برای تجارت ایران بسیار مهم هستند، به دست گیرند. علاوه بر این، برخی از نیروهای زمینی ممکن است شهرهای بزرگ ایران را تهدید کنند.
اما حملات آبی-خاکی و هوایی از پیچیدهترین عملیاتهای نظامی هستند و ایالات متحده از زمان جنگ کره در دهه ۱۹۵۰ تاکنون چنین عملیاتهایی را انجام نداده است.
همچنین خطرات قابل توجهی برای نیروهای آمریکایی که سعی در چنین فرودهایی دارند وجود دارد، زیرا آنها در معرض ضدحمله پهپادها و موشکها قرار میگیرند و اگر در یک منطقه پرجمعیت فرود بیایند، ممکن است در یک نبرد شهری گیر بیفتند.
علاوه بر این، نیروهای آمریکایی در خاک ایران احتمالاً واکنشهای ملیگرایانه را در داخل ایران دامن میزند و نوعی روحیه دفاعی برمیانگیزد.حضور نیروهای زمینی در این مقیاس تقریباً به طور حتم واکنشهای سیاسی علیه جنگ را ایالات متحده را تشدید میکند و حمایت داخلی ترامپ را بیشتر تضعیف میکند.
علاوه بر این، مشخص نیست که اگر جمهوری اسلامی به شدت پاسخ دهد،، ایالات متحده چگونه میتواند با موفقیت خود را از چنین عملیاتی خلاص کند. چراکه در صورت واکنش شدید جمهوری اسلامی، این پتانسیل وجود دارد که ایالات متحده درگیر یک عملیات طولانی اشغال در ایران شود. و این یعنی یک جنگ فرسایشی.
نیروهای آمریکایی پیش از این نیز برای تأثیرگذاری بر کلید زدن تغییرات سیاسی در بنادری مانند هائیتی در سال ۱۹۹۴، پاناما در سال ۱۹۸۹ و بیروت در سال ۱۹۵۸ فرود آمدهاند. اما این فرودها بدون مخالفت و بدون آتش دشمن انجام شده بودند. آخرین تهاجم آبی خاکی پرتنش ژی کهایالات متحده انجام داد، در اینچئون، کره، در سال ۱۹۵۰ بود.
جزیره خارک حدود ۹۰ درصد از صادرات نفت ایران را تشکیل میدهد و از نظر اقتصادی برای دولت بسیار حیاتی تلقی میشود. اما اگر این جزیره تصرف شود، ایران تهدید کرده است که حملات خود را به زیرساختهای انرژی کشورهای عربی خلیج فارس تشدید خواهد کرد و خطر اختلالات بیشتر در بازارهای جهانی نفت و گاز را افزایش میدهد. همچنین مشخص نیست که آیا ایران بدون تلاش برای نابودی زیرساختهای خارک، به ایالات متحده اجازه اشغال جزیره را میدهد یا خیر.
گزینه سوم که شدیدترین و بعیدترین سناریو است از این قرار است که ایالات متحده یک تهاجم زمینی بزرگ را آغاز کند، با هدف تضعیف قابلیتهای متعارف ایران برای ایجاد یک شورش تمامعیار، یا به دست گرفتن کنترل شهرهای بزرگ ایران برای تغییر رژیم.
آغاز یک عملیات زمینی بزرگ در ایران مستلزم غلبه بر موانع لجستیکی، سیاسی و دیپلماتیک قابل توجهی است. هرچند شدت این موانع به نوع ماموریت انتخاب شده بستگی دارد. ایالات متحده ممکن است بخواهد از نیروهای زمینی متعارف و برتری تکنولوژیکی خود برای نابودی ساختارهای نظامی و دفاعی ایران بر روی زمین استفاده کند تا به یک دولت مخالف اجازه دهد قدرت را به دست گیرد.👇
Forwarded from پریسکوپ| آرمین منتظری🎙
چنین استراتژیای ممکن است موازی با حمله کردهای مسلح و فعالیت کماندوها که اعتراضات و شورشها را در پشت خطوط مقدم سازماندهی میکنند، انجام شود؛ عملیاتی مشابه استراتژی ایالات متحده در افغانستان در سال ۲۰۰۱، که به شدت به نیروهای نیابتی محلی برای گرفتن کنترل کشور از طالبان متکی بود.
اگر این طرح عملی به نظر نرسد، ایالات متحده ممکن است در عوض یک حمله زمینی تمامعیار مشابه حمله سال ۲۰۰۳ به عراق را در نظر بگیرد. هر دوی این طرحها نیازمند ماهها تقویت تجهیزات و زیرساختهای نظامی در منطقه هستند.
آمریکا نیاز دارد تا سایر کشورهای منطقه نیز میزبان این تعداد بسیار زیاد از نیروهای آمریکایی باشند و از خطوط تدارکاتی آنها پشتیبانی کنند. البته بسیار بعید است که ترکیه، از چنین عملیاتی حمایت کند، و عراق نیز چنین نخواهد کرد. بنابراین ایالات متحده تنها گزینههای نامطلوب فرودهای آبی-خاکی بزرگ از کشورهای عربی خلیج فارس و یا حمله محدود از سمت آذربایجان را روی میز خواهد داشت.
در حال حاضر، هیچ یک از این کشورها، به حمله ایالات متحده به ایران چراغ سبز نشان نمیدهند، هرچند اگر جنگ ماهها طول بکشد و ایران خسارات قابل توجهی به آنها وارد کند، ممکن است این وضعیت تغییر کند.
ضمن اینکه آغاز یک حمله زمینی بزرگ به ایران به حمایت سیاسی قابل توجهی در داخل آمریکا نیز نیاز دارد. دولت ترامپ چارهای ندارد جز اینکه کنگره را قانع کند تا هزینههای دفاعی لازم و اختیارات جنگی برای چنین بسیج نیروی گستردهای تصویب کند.
اما این امر بعید است مگر اینکه ایران آسیب اقتصادی و نظامی شدیدی به ایالات متحده وارد کند تا افکار عمومی آمریکا را به نفع جنگ زمینی تمام عیار تغییر دهد.
با فرض اینکه ایالات متحده از این موانع متعدد عبور کند، تجمع صدها هزار نیرو و نیروهای پشتیبانی برای حمله آغاز کار خواهد بود. احتمالاً تمرکز بر فرودهای آبی-خاکی در امتداد سواحل ایران و تلاش برای به دست گرفتن کنترل برخی از شهرهای بزرگ ایران و خوزستان نفتخیز در امتداد مرز عراق خواهد بود.
در نهایت، هدف این خواهد بود که یا ارتش ایالات متحده یا متحدان نیابتی آن، کنترل تهران را به دست گیرند. چنین عملیاتی احتمالاً ماهها یا حتی سالها طول خواهد کشید، به خصوص اگر ایالات متحده به جای طی کردن مسیر طولانی از ساحل تا خود تهران، به یک نیروی نیابتی متکی باشد. این امر ایالات متحده را در یک پروژه درگیری و اشغال طولانی مدت در ایران گرفتار خواهد کرد که ممکن است سالها، اگر نگوئیم دههها، طول بکشد تا به پایان برسد.
در چنین شرایطی منابع نظامی ایالات متحده از اروپا و آسیا دور خواهد شد، تمرکز بر چین تضعیف خواهد شد و استراتژی اعلامن شده امنیت ملی آمریکا به بیراهه خواهد رفت. ضمن اینکه چنین کمپینی به مرور زمان حمایت افکار عمومی را نیز از دست خواهد داد.
ایالات متحده برای شکستدادن ارتش ایران، به صدها هزار نیروی ارتش، تفنگداران دریایی و واحدهای گارد ملی نیاز دارد. استقرار و آموزش این تعداد نیرو ماهها طول میکشد. یادمان باشد که بیش از شش ماه طول کشید تا بیش از 200 هزار سرباز در حمله ایالات متحده به عراق بسیج شوند. حمله به ایران به دلیل وسعت بیشتر و جغرافیای متنوعتر و پیچیدهتر، همراه با احتمال نیاز به فرودهای آبی-خاکی، پیچیدهتر خواهد بود.
ضمن اینکه کنگره ایالات متحده باید حمله زمینی به ایران را تصویب کند. دلیل این امر این است که چنین عملیات گستردهای از مهلت ۶۰ روزه تعیین شده توسط قانون اختیارات جنگی برای اقدام نظامی یکجانبه توسط رئیس جمهور فراتر خواهد رفت. البته ترامپ ممکن است چنین شرطی را نادیده بگیرد. اما این کار را بکند، بودجه کنگره برای عملیات نظامی به خطر خواهد افتاد و بحران سیاسی تازهای بین کنگره و کاخ سفید ایجاد خواهد شد
اگر این طرح عملی به نظر نرسد، ایالات متحده ممکن است در عوض یک حمله زمینی تمامعیار مشابه حمله سال ۲۰۰۳ به عراق را در نظر بگیرد. هر دوی این طرحها نیازمند ماهها تقویت تجهیزات و زیرساختهای نظامی در منطقه هستند.
آمریکا نیاز دارد تا سایر کشورهای منطقه نیز میزبان این تعداد بسیار زیاد از نیروهای آمریکایی باشند و از خطوط تدارکاتی آنها پشتیبانی کنند. البته بسیار بعید است که ترکیه، از چنین عملیاتی حمایت کند، و عراق نیز چنین نخواهد کرد. بنابراین ایالات متحده تنها گزینههای نامطلوب فرودهای آبی-خاکی بزرگ از کشورهای عربی خلیج فارس و یا حمله محدود از سمت آذربایجان را روی میز خواهد داشت.
در حال حاضر، هیچ یک از این کشورها، به حمله ایالات متحده به ایران چراغ سبز نشان نمیدهند، هرچند اگر جنگ ماهها طول بکشد و ایران خسارات قابل توجهی به آنها وارد کند، ممکن است این وضعیت تغییر کند.
ضمن اینکه آغاز یک حمله زمینی بزرگ به ایران به حمایت سیاسی قابل توجهی در داخل آمریکا نیز نیاز دارد. دولت ترامپ چارهای ندارد جز اینکه کنگره را قانع کند تا هزینههای دفاعی لازم و اختیارات جنگی برای چنین بسیج نیروی گستردهای تصویب کند.
اما این امر بعید است مگر اینکه ایران آسیب اقتصادی و نظامی شدیدی به ایالات متحده وارد کند تا افکار عمومی آمریکا را به نفع جنگ زمینی تمام عیار تغییر دهد.
با فرض اینکه ایالات متحده از این موانع متعدد عبور کند، تجمع صدها هزار نیرو و نیروهای پشتیبانی برای حمله آغاز کار خواهد بود. احتمالاً تمرکز بر فرودهای آبی-خاکی در امتداد سواحل ایران و تلاش برای به دست گرفتن کنترل برخی از شهرهای بزرگ ایران و خوزستان نفتخیز در امتداد مرز عراق خواهد بود.
در نهایت، هدف این خواهد بود که یا ارتش ایالات متحده یا متحدان نیابتی آن، کنترل تهران را به دست گیرند. چنین عملیاتی احتمالاً ماهها یا حتی سالها طول خواهد کشید، به خصوص اگر ایالات متحده به جای طی کردن مسیر طولانی از ساحل تا خود تهران، به یک نیروی نیابتی متکی باشد. این امر ایالات متحده را در یک پروژه درگیری و اشغال طولانی مدت در ایران گرفتار خواهد کرد که ممکن است سالها، اگر نگوئیم دههها، طول بکشد تا به پایان برسد.
در چنین شرایطی منابع نظامی ایالات متحده از اروپا و آسیا دور خواهد شد، تمرکز بر چین تضعیف خواهد شد و استراتژی اعلامن شده امنیت ملی آمریکا به بیراهه خواهد رفت. ضمن اینکه چنین کمپینی به مرور زمان حمایت افکار عمومی را نیز از دست خواهد داد.
ایالات متحده برای شکستدادن ارتش ایران، به صدها هزار نیروی ارتش، تفنگداران دریایی و واحدهای گارد ملی نیاز دارد. استقرار و آموزش این تعداد نیرو ماهها طول میکشد. یادمان باشد که بیش از شش ماه طول کشید تا بیش از 200 هزار سرباز در حمله ایالات متحده به عراق بسیج شوند. حمله به ایران به دلیل وسعت بیشتر و جغرافیای متنوعتر و پیچیدهتر، همراه با احتمال نیاز به فرودهای آبی-خاکی، پیچیدهتر خواهد بود.
ضمن اینکه کنگره ایالات متحده باید حمله زمینی به ایران را تصویب کند. دلیل این امر این است که چنین عملیات گستردهای از مهلت ۶۰ روزه تعیین شده توسط قانون اختیارات جنگی برای اقدام نظامی یکجانبه توسط رئیس جمهور فراتر خواهد رفت. البته ترامپ ممکن است چنین شرطی را نادیده بگیرد. اما این کار را بکند، بودجه کنگره برای عملیات نظامی به خطر خواهد افتاد و بحران سیاسی تازهای بین کنگره و کاخ سفید ایجاد خواهد شد
Forwarded from پریسکوپ| آرمین منتظری🎙
بعید است که جمهوری اسلامی بدون تضمینهای امنیتی مبنی بر عدم از سرگیری حملات ایالات متحده و اسرائیل در آینده، با آتشبس موقت موافقت کند.
در صورت عدم دستیابی به یک پیشرفت دیپلماتیک، ایالات متحده و اسرائیل به احتمال زیاد حملات علیه ایران را تشدید خواهند کرد، حتی اگر ترامپ مهلت بازگشایی تنگه هرمز توسط ایران را به تعویق بیندازد، همانطور که در گذشته انجام داده است.
چنین تشدید تنشی میتواند انتقامجویی گستردهتر ایران علیه اهداف منطقهای، به ویژه زیرساختهای حیاتی و تجاری کشورهای خلیج فارس را به دنبال داشته باشد.
این روند میتواند اختلالات بازار انرژی و سایر بازارها را طولانیتر کند و احتمال دخالت مستقیم کشورهای خلیج فارس را در این درگیری افزایش دهد.
در صورت عدم دستیابی به یک پیشرفت دیپلماتیک، ایالات متحده و اسرائیل به احتمال زیاد حملات علیه ایران را تشدید خواهند کرد، حتی اگر ترامپ مهلت بازگشایی تنگه هرمز توسط ایران را به تعویق بیندازد، همانطور که در گذشته انجام داده است.
چنین تشدید تنشی میتواند انتقامجویی گستردهتر ایران علیه اهداف منطقهای، به ویژه زیرساختهای حیاتی و تجاری کشورهای خلیج فارس را به دنبال داشته باشد.
این روند میتواند اختلالات بازار انرژی و سایر بازارها را طولانیتر کند و احتمال دخالت مستقیم کشورهای خلیج فارس را در این درگیری افزایش دهد.
Forwarded from اسکان نیوز
دامی بهنام «تعرفه تردد در تنگه هرمز» که ایران در آن گرفتار شد.
✍️ عبداله باباخانی - کارشناس حوزه انرژی
بارها تأکید کردهام که در حوزه انرژی، همهچیز با عدد و رقم سنجیده میشود و محاسبات باید به کارشناسان سپرده شود.
با این حال، برخی بدون محاسبه دقیق، اعداد بزرگی مطرح کردند و این تصور را شکل دادند که درآمد ایران از محل دریافت تعرفه عبور از تنگه هرمز میتواند بین ۴۰ تا ۶۰ میلیارد دلار در سال باشد.
این ارقام بهسرعت توسط برخی رسانههای غربی بازنشر شد و حتی تا ۱۰۰ میلیارد دلار در سال نیز بزرگنمایی گردید؛ بهگونهای که تصویری از ایران بهعنوان یک «گردنهگیر ۱۰۰ میلیارد دلاری» در ذهن افکار عمومی جهانی شکل گرفت.
اما واقعیت چیز دیگری است.
حتی اگر فرض کنیم ایران از هر بشکه نفت عبوری ۱ دلار تعرفه دریافت کند، کل درآمد سالانه با احتساب دریافت تعرفه از خودش هم به حدود ۶.۷ میلیارد دلار میرسد؛ آن هم در شرایطی که حداقل نیمی از این رقم، با توجه به موقعیت جغرافیایی، سهم عمان خواهد بود.
در یک محاسبه دقیقتر، با در نظر گرفتن حدود ۲۵ هزار کشتی عبوری در سال، تنوع بار و نرخهای متعارف (حتی در قیاس با گرانترین آبراههای مصنوعی جهان)، و همچنین ملاحظات سیاسی و تجاری ایران با کشورهایی مانند چین، هند، روسیه و پاکستان، برآورد واقعبینانه از درآمد ایران رقمی در حدود ۱.۵ میلیارد دلار در سال است.( قبلا محاسبات دقیق را در یادداشتی آورده ام).
اکنون باید دید در چه دامی گرفتار شدهایم:
جهان در برابر ما موضع گرفته، نه بهخاطر یک سیاست اجرایی، بلکه بهدلیل بزرگنمایی چند ده میلیارد دلاری که در عمل، حتی در صورت اجرا نیز به ۱.۵ میلیارد دلار هم نمیرسد.
@eskannews_com | اسکان نیوز
✍️ عبداله باباخانی - کارشناس حوزه انرژی
بارها تأکید کردهام که در حوزه انرژی، همهچیز با عدد و رقم سنجیده میشود و محاسبات باید به کارشناسان سپرده شود.
با این حال، برخی بدون محاسبه دقیق، اعداد بزرگی مطرح کردند و این تصور را شکل دادند که درآمد ایران از محل دریافت تعرفه عبور از تنگه هرمز میتواند بین ۴۰ تا ۶۰ میلیارد دلار در سال باشد.
این ارقام بهسرعت توسط برخی رسانههای غربی بازنشر شد و حتی تا ۱۰۰ میلیارد دلار در سال نیز بزرگنمایی گردید؛ بهگونهای که تصویری از ایران بهعنوان یک «گردنهگیر ۱۰۰ میلیارد دلاری» در ذهن افکار عمومی جهانی شکل گرفت.
اما واقعیت چیز دیگری است.
حتی اگر فرض کنیم ایران از هر بشکه نفت عبوری ۱ دلار تعرفه دریافت کند، کل درآمد سالانه با احتساب دریافت تعرفه از خودش هم به حدود ۶.۷ میلیارد دلار میرسد؛ آن هم در شرایطی که حداقل نیمی از این رقم، با توجه به موقعیت جغرافیایی، سهم عمان خواهد بود.
در یک محاسبه دقیقتر، با در نظر گرفتن حدود ۲۵ هزار کشتی عبوری در سال، تنوع بار و نرخهای متعارف (حتی در قیاس با گرانترین آبراههای مصنوعی جهان)، و همچنین ملاحظات سیاسی و تجاری ایران با کشورهایی مانند چین، هند، روسیه و پاکستان، برآورد واقعبینانه از درآمد ایران رقمی در حدود ۱.۵ میلیارد دلار در سال است.( قبلا محاسبات دقیق را در یادداشتی آورده ام).
اکنون باید دید در چه دامی گرفتار شدهایم:
جهان در برابر ما موضع گرفته، نه بهخاطر یک سیاست اجرایی، بلکه بهدلیل بزرگنمایی چند ده میلیارد دلاری که در عمل، حتی در صورت اجرا نیز به ۱.۵ میلیارد دلار هم نمیرسد.
@eskannews_com | اسکان نیوز
Forwarded from جناب گاو
بیکاری و چپ
ورشکستگی شرکتها و کسب و کارها، یا عدم توانایی آنان به ادامهٔ کار به دلیل نبود مواد اولیه، شروع شده است، و در پی آن تعدیل گسترده نیرو و سیل بیکاری در راه است. نزدیک چهار ماه است که با قطعیهای اینترنت از طرف حکومت، چند میلیون شغل متکی به اینترنت هوا رفته است و نابود شده. حتی اگر همین امروز اینترنت وصل شود و در بهترین شرایط اقتصادی، شاید یکی دو سالی طول بکشد که این کسب و کارهای اینترنتی دوباره جان بگیرند. اوضاع اقتصادی حتی قبل از جنگ هم خوب نبود و در خیلی از قسمتهای اقتصاد (به خصوص در ساخت و ساز و املاک) قبل از این هم کساد اساسی وجود داشت.
اکثر این شغلها به هر حال ارزش افزودهای در اقتصاد ایجاد میکرد. تا ارزش افزودهای نباشد، مشتری وجود ندارد!
اما در تمام این سالهای کسادی و در این دوران کمرشکن اقتصادی، کارمندان دولت جایشان محکم بوده است، یعنی همانهایی که اکثراً کارشان نه تنها ارزشی نمیافزاید، بلکه خیلی اوقات مضر به جامعه و اقتصاد است. هیچ کارمندی از تعدیل نمیترسد، حتی اگر اوضاع مالی دولت خراب و ویران شود. چند سال هم هست که به انواع دلایل (کرونا، جنگ، آلودگی، کمبود برق....) نصفهنیمه سر کار میروند، اما حقوق کامل دریافت میکنند.
بهجای آن ده بیست میلیونی که الان دارند بیکار میشوند و بابت آن فقط غرغری آهسته میشنویم، تصور کنید به جای آنان دولت میخواست فقط صدهزار تایی از بهدردنخورترین کارکنان رسمی خود را اخراج کند! چنان سروصدا و داد و فریاد و قیل و قالی میشد که انگار قیامت کبری رسیده است. همه، به خصوص فرهیختگان چپی، دلواپس آن کارمندان بیچاره و خانوادههای آنان میشدند و از نئولیبرالیسم هار سخن میراندند و ....
ولی برای فرهیخته چپ، از بین رفتن چند میلیون کسب و کار اینترنتی به خاطر قطع اینترنت از طرف دولت اهمیت چندانی ندارد.
ورشکستگی شرکتها و کسب و کارها، یا عدم توانایی آنان به ادامهٔ کار به دلیل نبود مواد اولیه، شروع شده است، و در پی آن تعدیل گسترده نیرو و سیل بیکاری در راه است. نزدیک چهار ماه است که با قطعیهای اینترنت از طرف حکومت، چند میلیون شغل متکی به اینترنت هوا رفته است و نابود شده. حتی اگر همین امروز اینترنت وصل شود و در بهترین شرایط اقتصادی، شاید یکی دو سالی طول بکشد که این کسب و کارهای اینترنتی دوباره جان بگیرند. اوضاع اقتصادی حتی قبل از جنگ هم خوب نبود و در خیلی از قسمتهای اقتصاد (به خصوص در ساخت و ساز و املاک) قبل از این هم کساد اساسی وجود داشت.
اکثر این شغلها به هر حال ارزش افزودهای در اقتصاد ایجاد میکرد. تا ارزش افزودهای نباشد، مشتری وجود ندارد!
اما در تمام این سالهای کسادی و در این دوران کمرشکن اقتصادی، کارمندان دولت جایشان محکم بوده است، یعنی همانهایی که اکثراً کارشان نه تنها ارزشی نمیافزاید، بلکه خیلی اوقات مضر به جامعه و اقتصاد است. هیچ کارمندی از تعدیل نمیترسد، حتی اگر اوضاع مالی دولت خراب و ویران شود. چند سال هم هست که به انواع دلایل (کرونا، جنگ، آلودگی، کمبود برق....) نصفهنیمه سر کار میروند، اما حقوق کامل دریافت میکنند.
بهجای آن ده بیست میلیونی که الان دارند بیکار میشوند و بابت آن فقط غرغری آهسته میشنویم، تصور کنید به جای آنان دولت میخواست فقط صدهزار تایی از بهدردنخورترین کارکنان رسمی خود را اخراج کند! چنان سروصدا و داد و فریاد و قیل و قالی میشد که انگار قیامت کبری رسیده است. همه، به خصوص فرهیختگان چپی، دلواپس آن کارمندان بیچاره و خانوادههای آنان میشدند و از نئولیبرالیسم هار سخن میراندند و ....
ولی برای فرهیخته چپ، از بین رفتن چند میلیون کسب و کار اینترنتی به خاطر قطع اینترنت از طرف دولت اهمیت چندانی ندارد.
Forwarded from جناب گاو
واقعاً توهم این برادران چیز عجیبی است! و گمان نکنید این توهمات فقط در لایههای پایین آنها هست. حتی کسانی از اینها که در مورد مسائل دیگر باهوشاند (مثلاً در مسائل اقتصادی)، به اینجاها که میرسد کلاً توهمزده میشوند. یک ماه تنگه هرمز را بستند، عمدتاً به این دلیل که آمریکا فکر اینجای کار را نکرده بود و اللهبختکی وارد جنگی شد که اسرائیل به دلیل فرصت مناسبی که برای زدن رهبر پیدا کرده بود، با عجله آن را شروع کرد. حالا گمان کردهاند تنگه هرمز همان اکسیر بازدارندگی و شکستناپذیری است که قبلاً در اتم و موشک و پهپاد میجستند.
بعد هم، عدد و رقم سرشان نمیشود! حرف از ۸۰میلیارد دلار عوارض تنگه در سال میزنند! توجه کنید که کانال سوئز که ساخت بشر است و کاملاً در خاک مصر قرار دارد و تردد بیشتری دارد و غرب و شرق عالم را به هم وصل میکند، در دو سال گذشته حدوداً سالی ۴میلیارد درآمد داشته است. نیز کانال پاناما که شاهکار مهندسی است. ۴میلیارد دلار در مقایسه با پولی که اینها میتوانند از فروش نفت در شرایط غیرتحریمی درآورند هیچ است! حالا اینها چگونه میخواهند ۸۰میلیارد دلار پول یامفت از گردنهگیری کسب کنند، الله اعلم!
@jenabegav
بعد هم، عدد و رقم سرشان نمیشود! حرف از ۸۰میلیارد دلار عوارض تنگه در سال میزنند! توجه کنید که کانال سوئز که ساخت بشر است و کاملاً در خاک مصر قرار دارد و تردد بیشتری دارد و غرب و شرق عالم را به هم وصل میکند، در دو سال گذشته حدوداً سالی ۴میلیارد درآمد داشته است. نیز کانال پاناما که شاهکار مهندسی است. ۴میلیارد دلار در مقایسه با پولی که اینها میتوانند از فروش نفت در شرایط غیرتحریمی درآورند هیچ است! حالا اینها چگونه میخواهند ۸۰میلیارد دلار پول یامفت از گردنهگیری کسب کنند، الله اعلم!
@jenabegav
Forwarded from Vahid Online وحید آنلاین
خبرنگار الجزیره با انتشار پیامی در اکس نوشت هیئت پاکستانی تا عصر شنبه، ۲۹ فروردینماه، در تهران حضور داشت و «در تلاش بود پاسخ روشن ایران به خواستههای آمریکا را دریافت کند»، اما «تا این لحظه نتیجه این تلاشها مشخص نیست.» او افزود: «فضای حاکم تا ساعات ابتدایی عصر چندان نزدیک به خوشبینی نبود» و به نظر میرسد تهران همچنان بر «خطوط قرمز اولیه خود درباره غنیسازی و ذخایر اورانیوم با غنای بالا» پافشاری میکند. خبرنگار آکسیوس نیز در واکنش به این گزارش نوشت: «به نظر میرسد این سومین محاسبه اشتباه رژیم ایران در کمتر از یک سال باشد».
خبرنگار الجزیره همچنین نوشت «وضعیت تنگه به تصمیم آمریکا برای لغو محاصره بستگی دارد» و پاکستان همچنان برای یافتن «هرگونه گشایش ممکن به منظور جلوگیری از ازسرگیری درگیریها» تلاش میکند. هاشم افزود آتشبس شکننده در لبنان نیز بر این صحنه سایه انداخته و «اصرار روشنی برای پیوند دادن همه پروندهها» وجود دارد. به گفته او، سفر اعلامشده اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس، به بغداد برای گفتگو درباره انتخاب نخستوزیر، پیامی از سوی جمهوری اسلامی است که «تهران از نفوذ خود در عراق عقبنشینی نمیکند و جنگ تغییری در سیاست منطقهای آن ایجاد نکرده است.» او در پایان نوشت: «گام بعدی چیست؟ همه چیز به اقدام بعدی واشنگتن بستگی دارد.»
@VahidOOnLine
📡 @VahidOnline
خبرنگار الجزیره همچنین نوشت «وضعیت تنگه به تصمیم آمریکا برای لغو محاصره بستگی دارد» و پاکستان همچنان برای یافتن «هرگونه گشایش ممکن به منظور جلوگیری از ازسرگیری درگیریها» تلاش میکند. هاشم افزود آتشبس شکننده در لبنان نیز بر این صحنه سایه انداخته و «اصرار روشنی برای پیوند دادن همه پروندهها» وجود دارد. به گفته او، سفر اعلامشده اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس، به بغداد برای گفتگو درباره انتخاب نخستوزیر، پیامی از سوی جمهوری اسلامی است که «تهران از نفوذ خود در عراق عقبنشینی نمیکند و جنگ تغییری در سیاست منطقهای آن ایجاد نکرده است.» او در پایان نوشت: «گام بعدی چیست؟ همه چیز به اقدام بعدی واشنگتن بستگی دارد.»
@VahidOOnLine
📡 @VahidOnline
Forwarded from BBCPersian
🔻پیام صوتی منوچهر بختیاری، فعال سیاسی زندانی و پدر پویا بختیاری، از زندان هرمزگان که در آن از عملکرد رضا پهلوی انتقاد کرده، با تأیید خانوادهاش درباره اصالت آن، بازتاب گستردهای در شبکههای اجتماعی داشته است.
در این پیام که روز سهشنبه در شبکههای اجتماعی خانواده آقای بختیاری منتشر شد، او شاهزاده رضا پهلوی را به عدم پایبندی به تعهدات و برخورد با منتقدان با برچسب «نفوذی» متهم کرده است.
خانواده آقای بختیاری با انتشار بیانهای هرگونه فشار یا اجبار در بیان این سخنان را رد کرده و تأکید کردهاند که این پیامها و نقدها بازتاب دیدگاه واقعی آقای بختیاری و مبارزانی است که نادیده گرفته میشوند.
واکنشها به این پیام در فضای مجازی گسترده بوده است.
برخی نزدیکان جریان پادشاهیخواه، از جمله الهیار کنگرلو، در گفتوگو با تلویزیون بیبیسی فارسی این انتقادات را رد کرده و بر پایبندی رضا پهلوی به مواضع و آرمانهای اعلامشده خود تأکید کردهاند.
دفتر آقای پهلوی به درخواست بیبیسی فارسی برای اظهار نظر پاسخی نداده است.
برای خواندن مطلب کامل، به وبسایت بیبیسی مراجعه کنید:
https://bbc.in/4uftI5y
📷UGC
@BBCPersian
در این پیام که روز سهشنبه در شبکههای اجتماعی خانواده آقای بختیاری منتشر شد، او شاهزاده رضا پهلوی را به عدم پایبندی به تعهدات و برخورد با منتقدان با برچسب «نفوذی» متهم کرده است.
خانواده آقای بختیاری با انتشار بیانهای هرگونه فشار یا اجبار در بیان این سخنان را رد کرده و تأکید کردهاند که این پیامها و نقدها بازتاب دیدگاه واقعی آقای بختیاری و مبارزانی است که نادیده گرفته میشوند.
واکنشها به این پیام در فضای مجازی گسترده بوده است.
برخی نزدیکان جریان پادشاهیخواه، از جمله الهیار کنگرلو، در گفتوگو با تلویزیون بیبیسی فارسی این انتقادات را رد کرده و بر پایبندی رضا پهلوی به مواضع و آرمانهای اعلامشده خود تأکید کردهاند.
دفتر آقای پهلوی به درخواست بیبیسی فارسی برای اظهار نظر پاسخی نداده است.
برای خواندن مطلب کامل، به وبسایت بیبیسی مراجعه کنید:
https://bbc.in/4uftI5y
📷UGC
@BBCPersian
Forwarded from DW Persian دویچهوله فارسی
🔸خانواده منوچهر بختیاری: انتقادها واقعیاند و زیر فشار مطرح نشدهاند
منوچهر بختیاری، پدر پویا بختیاری، از جانباختگان اعتراضات آبان ۹۸ که از حامیان و فعالان گرایش پادشاهیخواهی است در فایل صوتی یادشده از زندان هرمزگان، نسبت به عملکرد شاهزاده رضا پهلوی انتقادهایی را مطرح کرده است.
بختیاری با طرح این موضوع که "مسیر مبارزه را با هزینههای سنگین شخصی طی کرده" و "هفت سال زندان و شکنجه، انفرادی و از دست دادن زندگی و خانواده" را متحمل شده، هدف خود را "ادامه مبارزه برای آزادی ایران" و "بازگشت نهاد شاهنشاهی" و "حاکمیت مردم" عنوان کرده و از این موضع انتقاداتش را به رضا پهلوی مطرح میکند.
او ضمن طرح یک اتهام خطاب به رضا پهلوی میگوید: «در میان مدعیان پادشاهیخواهی، این شما هستید که بیش از همه به آنچه سوگند خوردید و به نهاد شاهنشاهی پشت کردهاید.»
بختیاری در ادامه انتقادات خود شاهزاده رضا پهلوی را متهم کرده است که فقط "صدای اطرافیان خود" را میشنود که به گفته او "به دنبال سهمخواهی و قدرتطلبی هستند و اهداف خود را در قالب "دفترچه گذار" با استفاده از نام و جایگاه او به مردم تحمیل میکنند.
@dw_farsi
منوچهر بختیاری، پدر پویا بختیاری، از جانباختگان اعتراضات آبان ۹۸ که از حامیان و فعالان گرایش پادشاهیخواهی است در فایل صوتی یادشده از زندان هرمزگان، نسبت به عملکرد شاهزاده رضا پهلوی انتقادهایی را مطرح کرده است.
بختیاری با طرح این موضوع که "مسیر مبارزه را با هزینههای سنگین شخصی طی کرده" و "هفت سال زندان و شکنجه، انفرادی و از دست دادن زندگی و خانواده" را متحمل شده، هدف خود را "ادامه مبارزه برای آزادی ایران" و "بازگشت نهاد شاهنشاهی" و "حاکمیت مردم" عنوان کرده و از این موضع انتقاداتش را به رضا پهلوی مطرح میکند.
او ضمن طرح یک اتهام خطاب به رضا پهلوی میگوید: «در میان مدعیان پادشاهیخواهی، این شما هستید که بیش از همه به آنچه سوگند خوردید و به نهاد شاهنشاهی پشت کردهاید.»
بختیاری در ادامه انتقادات خود شاهزاده رضا پهلوی را متهم کرده است که فقط "صدای اطرافیان خود" را میشنود که به گفته او "به دنبال سهمخواهی و قدرتطلبی هستند و اهداف خود را در قالب "دفترچه گذار" با استفاده از نام و جایگاه او به مردم تحمیل میکنند.
@dw_farsi
Forwarded from کانال شخصی یاشار سلطانی
اسم این فرد مهدی اخوان است. مدیرعامل #همراه_اول و بزرگترین #فیلترشکن_فروش تاریخ ایران!
این قماش با امنیتی نشان دادن فضای اینترنت؛ آن را به نفع خود و فیلترشکن فروشها بستند و شروع به کاسبی کردند.
نافشان را با ایجاد رانت، تبعیض، فساد و مکیدن خون خلق بریدهاند.
شاعر میفرماید:
بی اصل و نسَب اگر به جایی برسد
کی آب خنک به بينوایی برسد؟
از بـاغِ خـودش كسی نچيند ثمَری
بی مایه اگر به كدخدایی برسد
#اینترنت_پرو
لینک توییتر
@yashar_soltani | یاشار سلطانی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from محمود فرجامی (Mahmud)
ماکان نصیری. یکی از صد و شصت کودکی که در مدرسه میناب کشته شدند با موشک تاما هاوک آمریکایی. یکی از چند هزار قربانی این جنگ و موشکهای نقطهزنش. دودل بودم عکسش را بگذارم مبادا روز مخاطبم خرابتر شود. اگر قرار به یادآوری باشد چنان فجایعی فقط در یک سال گذشته دیدیم که با یادآوری تکتکشان همه عمر سوگوارانیم. دیگر اینکه شرمم میآمد کامنت بگیرم که: "عه، اگه اینه پس اون چی؟ اینو گذاشتی چرا اونو نذاشتی؟!" زمانی به اینها کودکمانده میگفتیم و بعد کودکزامبی. وقتش رسیده کودکی را حذف کنیم ازشان.
انگار عمیقترین عواطف انسانی در بعضی چنان مرده که اول باید ببینند قربانی، شهید، درخونتپبده، جاویدنام... یا هر اسمی که روی بدن تکهتکه میگذاریم کجا و کی و به دست کی کشته شده؛ آدم را کجا عدد کنیم و چه آماری را بالا ببریم.
از دیگران انگشتی، سری، تکهای گوشت، قطرهای خون بر دفتری... از ماکان هیچ چیز پیدا نشد برای آزمایش دیانای. ماکان پراکنده شد بر زمین، در هوا، در خاطرهها، بر وجدانها. ماکان ملاک شد.
انگار عمیقترین عواطف انسانی در بعضی چنان مرده که اول باید ببینند قربانی، شهید، درخونتپبده، جاویدنام... یا هر اسمی که روی بدن تکهتکه میگذاریم کجا و کی و به دست کی کشته شده؛ آدم را کجا عدد کنیم و چه آماری را بالا ببریم.
از دیگران انگشتی، سری، تکهای گوشت، قطرهای خون بر دفتری... از ماکان هیچ چیز پیدا نشد برای آزمایش دیانای. ماکان پراکنده شد بر زمین، در هوا، در خاطرهها، بر وجدانها. ماکان ملاک شد.
مقامهای سابق آمریکا از سکوت پنتاگون درباره حمله مرگبار به مدرسه میناب انتقاد کردند - BBC News فارسی
https://www.bbc.com/persian/articles/c3w26g9nvnjo
https://www.bbc.com/persian/articles/c3w26g9nvnjo
BBC News فارسی
مقامهای سابق آمریکا از سکوت پنتاگون درباره حمله مرگبار به مدرسه میناب انتقاد کردند - BBC News فارسی
پنج مقام پیشین آمریکا، از جمله یکی از بلندپایهترین وکلای نظامی سابق، از پنتاگون به دلیل خودداری از پذیرفتن نقش احتمالی آمریکا در حمله مرگبار به یک مدرسه در شهر میناب در آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران انتقاد کردهاند.
Forwarded from سخنرانیها
🖊 قدرتمندترین داروی جهان در شیشه قرصها یافت نمیشود: حرکت به عنوان نسخه درمانی
@sokhanranihaa
🔹 ورزش و فعالیت بدنی معمولاً به عنوان یک انتخاب برای سبک زندگی یا تناسب اندام معرفی میشود. اما پژوهشهای جدید دانشگاه ویتس آفریقای جنوبی نشان میدهند که حرکت فیزیکی در واقع یکی از قویترین و ارزانترین فرمهای «دارو» در جهان است که میتواند از بیماریها پیشگیری کند، روند درمان را سرعت ببخشد و حتی بر نرخ بقای بیماران مبتلا به سرطان تأثیری شگفتانگیز بگذارد.
❕ سرعت شگفتانگیز زوال بدن در بیتحرکی: تخریب تنها در ۲۴ ساعت
بررسیهای آزمایشگاهی نشان میدهند که حتی یک روز کامل بیتحرکی و نشستن مداوم، تغییرات منفی قابل اندازهگیری در سیستم قلبی-عروقی و عضلانی ایجاد میکند. در مقابل، کوچکترین فعالیت فیزیکی مانند بلند شدن از روی صندلی، بلافاصله مولکولهای سیگنالدهنده را در بدن آزاد میکند که متابولیسم سلولی، بازسازی بافتها و سیستم ایمنی را فعال میسازند. به همین دلیل است که امروزه پزشکان میگویند «نشستن، دخانیات جدید است».
❕ پیشتوانبخشی چیست؟ آمادهسازی بدن برای نبردهای بزرگ
یکی از حوزههای نوین در طب ورزش، مفهوم «پیشتوانبخشی» است. در این روش، پزشکان بیمارانی را که قرار است تحت عملهای جراحی سنگین قرار گیرند، از هفتهها قبل با تمرینات ورزشی و تغذیه مناسب آماده میکنند. آمارها نشان میدهند این آمادهسازی بدنی، عوارض پس از جراحی را به شدت کاهش داده، روند بهبودی را سرعت میبخشد و کیفیت زندگی بیماران را پس از عمل بهبود میدهد.
🔹 برخلاف تصور عموم، برای بهرهمندی از این دارو نیازی به دویدنهای طولانی یا اهداف سختی مانند ۱۰ هزار قدم پیادهروی روزانه نیست. دادههای جدید نشان میدهند که روزانه تنها ۲ تا ۴ هزار قدم پیادهروی سبک میتواند به طرز معناداری علائم افسردگی را کاهش دهد، فشار خون را تنظیم کرده و استرس را مهار کند.
🔹 شگفتانگیزترین بخش این پژوهشها که در ژورنال معتبر علمی منتشر شده، مربوط به بیماران مبتلا به سرطان است. آمارها نشان میدهند که تنها ۶۰ دقیقه فعالیت بدنی منظم در هفته (کمی بیش از ۸ دقیقه در روز)، احتمال پیشرفت بیماری سرطان را تا ۲۷ درصد و خطر مرگ ناشی از آن را تا ۴۷ درصد کاهش میدهد. اگرچه ورزش هرگز جایگزین درمانهای اصلی پزشکی نیست، اما به عنوان یک مکمل قدرتمند، قویترین نسخهای است که هر فردی میتواند برای خود بپیچد.
[منبع]
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @Science_Focus
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
@sokhanranihaa
🔹 ورزش و فعالیت بدنی معمولاً به عنوان یک انتخاب برای سبک زندگی یا تناسب اندام معرفی میشود. اما پژوهشهای جدید دانشگاه ویتس آفریقای جنوبی نشان میدهند که حرکت فیزیکی در واقع یکی از قویترین و ارزانترین فرمهای «دارو» در جهان است که میتواند از بیماریها پیشگیری کند، روند درمان را سرعت ببخشد و حتی بر نرخ بقای بیماران مبتلا به سرطان تأثیری شگفتانگیز بگذارد.
❕ سرعت شگفتانگیز زوال بدن در بیتحرکی: تخریب تنها در ۲۴ ساعت
بررسیهای آزمایشگاهی نشان میدهند که حتی یک روز کامل بیتحرکی و نشستن مداوم، تغییرات منفی قابل اندازهگیری در سیستم قلبی-عروقی و عضلانی ایجاد میکند. در مقابل، کوچکترین فعالیت فیزیکی مانند بلند شدن از روی صندلی، بلافاصله مولکولهای سیگنالدهنده را در بدن آزاد میکند که متابولیسم سلولی، بازسازی بافتها و سیستم ایمنی را فعال میسازند. به همین دلیل است که امروزه پزشکان میگویند «نشستن، دخانیات جدید است».
❕ پیشتوانبخشی چیست؟ آمادهسازی بدن برای نبردهای بزرگ
یکی از حوزههای نوین در طب ورزش، مفهوم «پیشتوانبخشی» است. در این روش، پزشکان بیمارانی را که قرار است تحت عملهای جراحی سنگین قرار گیرند، از هفتهها قبل با تمرینات ورزشی و تغذیه مناسب آماده میکنند. آمارها نشان میدهند این آمادهسازی بدنی، عوارض پس از جراحی را به شدت کاهش داده، روند بهبودی را سرعت میبخشد و کیفیت زندگی بیماران را پس از عمل بهبود میدهد.
🔹 برخلاف تصور عموم، برای بهرهمندی از این دارو نیازی به دویدنهای طولانی یا اهداف سختی مانند ۱۰ هزار قدم پیادهروی روزانه نیست. دادههای جدید نشان میدهند که روزانه تنها ۲ تا ۴ هزار قدم پیادهروی سبک میتواند به طرز معناداری علائم افسردگی را کاهش دهد، فشار خون را تنظیم کرده و استرس را مهار کند.
🔹 شگفتانگیزترین بخش این پژوهشها که در ژورنال معتبر علمی منتشر شده، مربوط به بیماران مبتلا به سرطان است. آمارها نشان میدهند که تنها ۶۰ دقیقه فعالیت بدنی منظم در هفته (کمی بیش از ۸ دقیقه در روز)، احتمال پیشرفت بیماری سرطان را تا ۲۷ درصد و خطر مرگ ناشی از آن را تا ۴۷ درصد کاهش میدهد. اگرچه ورزش هرگز جایگزین درمانهای اصلی پزشکی نیست، اما به عنوان یک مکمل قدرتمند، قویترین نسخهای است که هر فردی میتواند برای خود بپیچد.
[منبع]
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @Science_Focus
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
Forwarded from سخنرانیها
🖊 بانکها زیر آتش هکرها/ فیلترینگ چگونه شبکه بانکی را آسیبپذیر کرد؟
@sokhanranihaa
▫️بر خلاف تصورات سنتی پدافند غیرعامل که فیلترینگ و انزوای شبکه را سدی دفاعی در برابر حملات سایبری قلمداد میکنند، شواهد فنی و مستندات امنیتی سال ۱۴۰۵ نشان میدهند که فیلترینگ خود به یکی از بزرگترین پیشرانهای تخریب زیرساخت و تسهیل حملات سایبری تبدیل شده است.
حذف IPv6؛ پاشنه آشیل امنیت شبکه بانکی شد
▫️تجهیزات بازرسی عمیق بستهها (DPI) که توسط شرکت ارتباطات زیرساخت درگاههای اینترنت کشور را پایش میکنند، توانایی پردازش همزمان و بازرسی ترافیک مبتنی بر پروتکل نسل ششم (IPv6) را به دلیل ساختار رمزنگاری و آدرسدهی پیچیده آن ندارند. در نتیجه، متولیان فیلترینگ با حذف سازمانیافته این پروتکل، فضای آدرسدهی کشور را به محدوده منسوخ IPv4 زنجیر کردند.
فیلترینگ ریسک آلودگی زنجیره تأمین نرمافزار را افزایش داد
▫️به دلیل محدودیتهای دوطرفه فیلترینگ داخلی و تحریمهای خارجی، مهندسان نرمافزار در بانکها، شرکتهای تابعه خدمات انفورماتیک، دسترسی مستقیمی به مراجع اصلی پکیجهای برنامهنویسی ندارند. برنامهنویسان برای دور زدن این بنبست، ناگزیر به استفاده از نمونههای داخلی غیررسمی یا اتصال از طریق پروکسیهای واسطه ناشناس هستند.
فرار نخبگان، بانکها را در برابر هکرها آسیبپذیرتر کرد
▫️در غیاب نیروهای خبرهای که قادر به تحلیل رفتارهای پیچیده مهاجمان و مدیریت بحران در زمان حملات روز صفر باشند، سامانههای دفاعی بانکها به صورت دستی و با خطاهای فاحش اداره میشوند که ثمره آن تداوم دوهفتهای آثار تخریبی یک حمله سایبری است.
📌 خبرانلاین
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
@sokhanranihaa
▫️بر خلاف تصورات سنتی پدافند غیرعامل که فیلترینگ و انزوای شبکه را سدی دفاعی در برابر حملات سایبری قلمداد میکنند، شواهد فنی و مستندات امنیتی سال ۱۴۰۵ نشان میدهند که فیلترینگ خود به یکی از بزرگترین پیشرانهای تخریب زیرساخت و تسهیل حملات سایبری تبدیل شده است.
حذف IPv6؛ پاشنه آشیل امنیت شبکه بانکی شد
▫️تجهیزات بازرسی عمیق بستهها (DPI) که توسط شرکت ارتباطات زیرساخت درگاههای اینترنت کشور را پایش میکنند، توانایی پردازش همزمان و بازرسی ترافیک مبتنی بر پروتکل نسل ششم (IPv6) را به دلیل ساختار رمزنگاری و آدرسدهی پیچیده آن ندارند. در نتیجه، متولیان فیلترینگ با حذف سازمانیافته این پروتکل، فضای آدرسدهی کشور را به محدوده منسوخ IPv4 زنجیر کردند.
فیلترینگ ریسک آلودگی زنجیره تأمین نرمافزار را افزایش داد
▫️به دلیل محدودیتهای دوطرفه فیلترینگ داخلی و تحریمهای خارجی، مهندسان نرمافزار در بانکها، شرکتهای تابعه خدمات انفورماتیک، دسترسی مستقیمی به مراجع اصلی پکیجهای برنامهنویسی ندارند. برنامهنویسان برای دور زدن این بنبست، ناگزیر به استفاده از نمونههای داخلی غیررسمی یا اتصال از طریق پروکسیهای واسطه ناشناس هستند.
فرار نخبگان، بانکها را در برابر هکرها آسیبپذیرتر کرد
▫️در غیاب نیروهای خبرهای که قادر به تحلیل رفتارهای پیچیده مهاجمان و مدیریت بحران در زمان حملات روز صفر باشند، سامانههای دفاعی بانکها به صورت دستی و با خطاهای فاحش اداره میشوند که ثمره آن تداوم دوهفتهای آثار تخریبی یک حمله سایبری است.
📌 خبرانلاین
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
Forwarded from سخنرانیها
🖊 اعتماد عمومی روی لبه تیغ
✍️ حسین_قتیب
@sokhanranihaa
▫️وضعیت نابسامان نظام بانکی و قفل شدن نظام پرداخت در حال تبدیل شدن به بحران سیاسی است.
▪️مسئله فقط چند اختلال فنی یا چند ساعت قطعی خدمات نیست. وقتی مردم نتوانند کارت بکشند، پول جابهجا کنند، خرید روزمره انجام دهند یا به حسابهایشان دسترسی مطمئن داشته باشند، بحران از سطح فناوری عبور میکند و به سطح اعتماد عمومی و امنیت ملی میرسد.
▫️هر آدم عاقلی میدانست وقتی نظام بانکی تا این اندازه دیجیتالی میشود، وقتی پول نقد از زندگی روزمره عقب مینشیند و همه چیز به کارت، اپلیکیشن، شاپرک، شتاب و زیرساختهای متمرکز وابسته میشود، احتمال جنگ سایبری هم بالا میرود.
این دیگر علم غیب نمیخواست. تجربه جهان هم روشن بود: در جنگهای جدید، بانک، برق، اینترنت، حملونقل و داده، خود میدان جنگاند.
⁉️ پس پدافند غیرعامل کجاست؟ وزارت اقتصاد کجاست؟ بانک مرکزی کجاست؟ نهادهای امنیت سایبری کجایند؟ مگر وظیفه پدافند غیرعامل فقط صدور بیانیه و برگزاری همایش است؟ نقشه ریسک نظام پرداخت کجاست؟ سامانه جایگزین کجاست؟ سناریوی بحران کجاست؟ چرا اختلال در چند بانک باید زندگی روزمره مردم را مختل کند؟
⚠️ مسئله فقط این نیست که دشمن حمله کرده است. دشمن کار خودش را میکند. مسئله این است که چرا زیرساخت حیاتی کشور تا این اندازه آسیبپذیر است و چرا قبل از بحران، کسی هزینه آمادهسازی، تابآوری و پشتیبانسازی را جدی نگرفته است.
🔚 اگر این خلأ پر نشود، هر حمله سایبری بعدی میتواند از یک اختلال بانکی به بحران اجتماعی و از بحران اجتماعی به بحران سیاسی تبدیل شود. حکمرانی که نظام پرداخت را دیجیتالی میکند اما پدافند سایبری و مدیریت بحران آن را جدی نمیگیرد، خودش اعتماد عمومی را روی لبه تیغ میگذارد!
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
✍️ حسین_قتیب
@sokhanranihaa
▫️وضعیت نابسامان نظام بانکی و قفل شدن نظام پرداخت در حال تبدیل شدن به بحران سیاسی است.
▪️مسئله فقط چند اختلال فنی یا چند ساعت قطعی خدمات نیست. وقتی مردم نتوانند کارت بکشند، پول جابهجا کنند، خرید روزمره انجام دهند یا به حسابهایشان دسترسی مطمئن داشته باشند، بحران از سطح فناوری عبور میکند و به سطح اعتماد عمومی و امنیت ملی میرسد.
▫️هر آدم عاقلی میدانست وقتی نظام بانکی تا این اندازه دیجیتالی میشود، وقتی پول نقد از زندگی روزمره عقب مینشیند و همه چیز به کارت، اپلیکیشن، شاپرک، شتاب و زیرساختهای متمرکز وابسته میشود، احتمال جنگ سایبری هم بالا میرود.
این دیگر علم غیب نمیخواست. تجربه جهان هم روشن بود: در جنگهای جدید، بانک، برق، اینترنت، حملونقل و داده، خود میدان جنگاند.
⁉️ پس پدافند غیرعامل کجاست؟ وزارت اقتصاد کجاست؟ بانک مرکزی کجاست؟ نهادهای امنیت سایبری کجایند؟ مگر وظیفه پدافند غیرعامل فقط صدور بیانیه و برگزاری همایش است؟ نقشه ریسک نظام پرداخت کجاست؟ سامانه جایگزین کجاست؟ سناریوی بحران کجاست؟ چرا اختلال در چند بانک باید زندگی روزمره مردم را مختل کند؟
⚠️ مسئله فقط این نیست که دشمن حمله کرده است. دشمن کار خودش را میکند. مسئله این است که چرا زیرساخت حیاتی کشور تا این اندازه آسیبپذیر است و چرا قبل از بحران، کسی هزینه آمادهسازی، تابآوری و پشتیبانسازی را جدی نگرفته است.
🔚 اگر این خلأ پر نشود، هر حمله سایبری بعدی میتواند از یک اختلال بانکی به بحران اجتماعی و از بحران اجتماعی به بحران سیاسی تبدیل شود. حکمرانی که نظام پرداخت را دیجیتالی میکند اما پدافند سایبری و مدیریت بحران آن را جدی نمیگیرد، خودش اعتماد عمومی را روی لبه تیغ میگذارد!
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹