Forwarded from اتاق آینده / شیرعلینیا
جنگ را در موقعیت برنده تمام کنید؛
ممکن است زود دیر شود
جعفر شیرعلی نیا
بخش دوم
رئیسجمهور موضوع را از احمد خمینی هم پیگیری کرد. رئیسجمهور خامنهای: «البته من نگفتم که به امام بگویند. ما باخود احمدآقا در میان گذاشتیم که یک فشاری... ایجاد کند. امااحمدآقا گفت که من بروم به امام بگویم و ببینم نظر ایشان چیست.» (نشریهی تاریخ جنگ؛ شماره ۱۰، ص۲۴)
احمدآقا وقتی از امام جواب گرفت نتوانست رئیسجمهورخامنهای را پیدا کند. برایش در استانداری خوزستان پیامی محرمانه گذاشت: «حضرت حجتالاسلام خامنهای دامتافاضاته. پس از سلام پیغام شما را به حضرت امام رساندم که رزمندگان آماده هستند عملیات کنند. حضرت امام فرمودند که بههیچوجه به خاک عراق حمله نکنید. حتی گلولهای به طرف آنها شلیک نکنید. درصورتیکه بمباران کردند، شما هم اگرصلاح دانستید دستور بمباران بدهید. شما نیروی مهیا داشته باشید، درصورتیکه آنها حمله کردند و زمینی را تصرف کردندشما هم به آنها حمله کنید. من اعلام کردهام که قبول قطعنامه تاکتیکی نیست. حمله نقض آن است. قبل و بعد آتشبس ندارد. مرید. احمد خمینی.» (نشریهی تاریخ جنگ؛ شماره ۱۰، ص۲۴)
حملهی ایران منتفی شد اما تغییر فاز ایران از اوج ناامیدی به وضعیت تهاجمی نکتهی بسیار مهمی است. دو هفته پیش از این، ایران پس از شکستهای فاجعهبار، قطعنامهی ۵۹۸ راپذیرفته بود. وضعیت ایران به شدت بغرنج بود، دو روز بعد از پذیرش قطعنامه هاشمی در خاطراتش نوشته است: «محسن رضایی آمد. ناراحت است. کمی گریه کرد. دلداریش دادم. آمادهی استعفا است؛ گفتم در سِمت خود بماند. قرار شدفردا مصاحبهی تلویزیونی داشته باشد که شایعهی بازداشت ردشود.» (پایان دفاع آغاز بازسازی؛ ص۲۲۲)
رئیسجمهور نیز آشفتگی اوضاع را از نزدیک مشاهد کرده بود. و چند روز پس از پذیرش قطعنامه، در یکی از خطوط جبهه،رزمندهای یقهی آقای خامنهای را گرفته بود و میگفت چرا دوسال پیش نیامدید؟ آقای خامنهای: «آقا حالا که آمدیم برادر،حالا کوتاه بیا.» همان جا که بحث میکردند دشمن اطراف منطقه را بمباران کرد. آقای خامنهای: «هشداری بود به بنده وایشان، که حالا اینجا یقهی هم را نگیریم.»
او این موضوع را یک روز قبل در جلسهای که با فرماندهان داشت تعریف کرد و جالب اینکه جلسهی فرماندهان نیز پر ازچالش و سوال و تردید بود.
و آنجا فرماندهان به شدت منتقد عملکرد دولتی بودند که آقای خامنهای رئیسجمهورش بود. همانجا بود که آقای خامنهای تاکید کرد: «ممکن است بگویید خب مگر دولت زیر نظررئیسجمهور نیست؟ نه، جوابش نه است.» و به فرماندهان گفت: «نخستوزیر را قبول نداشتم.» گفت اما چون امام منصوب کرده بود تا الان از او حمایت کرده است. جملهی عجیبتر این بود: «جنگ مسئولیتش با من نیست، حالا هم نبوده، دیروز هم نبوده. عرض کنم از سال ۶۲ به این طرف، بنده هیچگونه مسئولیتی درجنگ ندارم.» (اسرار مکتوم؛ ص۷۷ تا ۹۴)
سوال اینجاست که آیا می شد مشکلات ریشه دار کشور را نادیده گرفت و به تعداد جمعیت دل بست و بانیروهایی که ذهنشان درگیر هزاران سوال و چالش و ابهام است قدم به میدان جنگی تازه گذاشت؟ و اگر چنین عملیاتی انجام میشد، سرنوشت جنگ به کجا میانجامید؟
حضور مردم در جبههها پس از حملهی مجدد عراق و منافقین معجزهی ملت ایران بود. به نظر میرسد آیتالله خمینی قدر این معجزه را دریافته بود و میدانست این بهترین پایان ممکن برای جنگ هشتساله خواهد بود. او نمیتوانست زخمهای عمیق جنگ بر پیکر کشور را نادیده بگیرد و به حضور مردم دل ببندد و دوباره اجازهی شعلهور شدن جنگ را بدهد. شاید اگر چنین میشد و آتش جنگ زبانه میکشید، همین حضور گسترده نیز رو به کمرنگ شدن میرفت.
آیت الله خمینی از یاد نبرده بود که روزگاری خودش اصرار بر ادامهی جنگ تا پیروزی بر صدام داشته است؛ تا آنجا که گفته بود: «حتی اگر یک خانه سالم مانده باشد و یک نفر در اینمملکت زنده مانده باشد، این جنگ را ادامه خواهیم داد.».
هرگاه تردیدها دربارهی امکان ادامهی جنگ جدی میشد،آیتالله خمینی با جملههایی از این جنس با تردیدها مقابله میکرد. اما شاید در نزدیکیهای پایان جنگ بود که عمیقترین زخمهای ناشی از جنگ به یکباره پیش چشم او قرار گرفت.
او دربارهی پذیرش قطعنامه گفت که تصمیمش «با توجه بهنظر تمامی كارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای كشور»بوده است. (صحیفه، ج21، ص92)
در پیامی که برای مسئولین نوشت، معلوم شد چند گزارش تلخ ویک گزارش تکاندهنده او را با حقایقی روبهرو کرده که بهسرعت نظرش را تغییر داده است.
ادامه👇
ممکن است زود دیر شود
جعفر شیرعلی نیا
بخش دوم
رئیسجمهور موضوع را از احمد خمینی هم پیگیری کرد. رئیسجمهور خامنهای: «البته من نگفتم که به امام بگویند. ما باخود احمدآقا در میان گذاشتیم که یک فشاری... ایجاد کند. امااحمدآقا گفت که من بروم به امام بگویم و ببینم نظر ایشان چیست.» (نشریهی تاریخ جنگ؛ شماره ۱۰، ص۲۴)
احمدآقا وقتی از امام جواب گرفت نتوانست رئیسجمهورخامنهای را پیدا کند. برایش در استانداری خوزستان پیامی محرمانه گذاشت: «حضرت حجتالاسلام خامنهای دامتافاضاته. پس از سلام پیغام شما را به حضرت امام رساندم که رزمندگان آماده هستند عملیات کنند. حضرت امام فرمودند که بههیچوجه به خاک عراق حمله نکنید. حتی گلولهای به طرف آنها شلیک نکنید. درصورتیکه بمباران کردند، شما هم اگرصلاح دانستید دستور بمباران بدهید. شما نیروی مهیا داشته باشید، درصورتیکه آنها حمله کردند و زمینی را تصرف کردندشما هم به آنها حمله کنید. من اعلام کردهام که قبول قطعنامه تاکتیکی نیست. حمله نقض آن است. قبل و بعد آتشبس ندارد. مرید. احمد خمینی.» (نشریهی تاریخ جنگ؛ شماره ۱۰، ص۲۴)
حملهی ایران منتفی شد اما تغییر فاز ایران از اوج ناامیدی به وضعیت تهاجمی نکتهی بسیار مهمی است. دو هفته پیش از این، ایران پس از شکستهای فاجعهبار، قطعنامهی ۵۹۸ راپذیرفته بود. وضعیت ایران به شدت بغرنج بود، دو روز بعد از پذیرش قطعنامه هاشمی در خاطراتش نوشته است: «محسن رضایی آمد. ناراحت است. کمی گریه کرد. دلداریش دادم. آمادهی استعفا است؛ گفتم در سِمت خود بماند. قرار شدفردا مصاحبهی تلویزیونی داشته باشد که شایعهی بازداشت ردشود.» (پایان دفاع آغاز بازسازی؛ ص۲۲۲)
رئیسجمهور نیز آشفتگی اوضاع را از نزدیک مشاهد کرده بود. و چند روز پس از پذیرش قطعنامه، در یکی از خطوط جبهه،رزمندهای یقهی آقای خامنهای را گرفته بود و میگفت چرا دوسال پیش نیامدید؟ آقای خامنهای: «آقا حالا که آمدیم برادر،حالا کوتاه بیا.» همان جا که بحث میکردند دشمن اطراف منطقه را بمباران کرد. آقای خامنهای: «هشداری بود به بنده وایشان، که حالا اینجا یقهی هم را نگیریم.»
او این موضوع را یک روز قبل در جلسهای که با فرماندهان داشت تعریف کرد و جالب اینکه جلسهی فرماندهان نیز پر ازچالش و سوال و تردید بود.
و آنجا فرماندهان به شدت منتقد عملکرد دولتی بودند که آقای خامنهای رئیسجمهورش بود. همانجا بود که آقای خامنهای تاکید کرد: «ممکن است بگویید خب مگر دولت زیر نظررئیسجمهور نیست؟ نه، جوابش نه است.» و به فرماندهان گفت: «نخستوزیر را قبول نداشتم.» گفت اما چون امام منصوب کرده بود تا الان از او حمایت کرده است. جملهی عجیبتر این بود: «جنگ مسئولیتش با من نیست، حالا هم نبوده، دیروز هم نبوده. عرض کنم از سال ۶۲ به این طرف، بنده هیچگونه مسئولیتی درجنگ ندارم.» (اسرار مکتوم؛ ص۷۷ تا ۹۴)
سوال اینجاست که آیا می شد مشکلات ریشه دار کشور را نادیده گرفت و به تعداد جمعیت دل بست و بانیروهایی که ذهنشان درگیر هزاران سوال و چالش و ابهام است قدم به میدان جنگی تازه گذاشت؟ و اگر چنین عملیاتی انجام میشد، سرنوشت جنگ به کجا میانجامید؟
حضور مردم در جبههها پس از حملهی مجدد عراق و منافقین معجزهی ملت ایران بود. به نظر میرسد آیتالله خمینی قدر این معجزه را دریافته بود و میدانست این بهترین پایان ممکن برای جنگ هشتساله خواهد بود. او نمیتوانست زخمهای عمیق جنگ بر پیکر کشور را نادیده بگیرد و به حضور مردم دل ببندد و دوباره اجازهی شعلهور شدن جنگ را بدهد. شاید اگر چنین میشد و آتش جنگ زبانه میکشید، همین حضور گسترده نیز رو به کمرنگ شدن میرفت.
آیت الله خمینی از یاد نبرده بود که روزگاری خودش اصرار بر ادامهی جنگ تا پیروزی بر صدام داشته است؛ تا آنجا که گفته بود: «حتی اگر یک خانه سالم مانده باشد و یک نفر در اینمملکت زنده مانده باشد، این جنگ را ادامه خواهیم داد.».
هرگاه تردیدها دربارهی امکان ادامهی جنگ جدی میشد،آیتالله خمینی با جملههایی از این جنس با تردیدها مقابله میکرد. اما شاید در نزدیکیهای پایان جنگ بود که عمیقترین زخمهای ناشی از جنگ به یکباره پیش چشم او قرار گرفت.
او دربارهی پذیرش قطعنامه گفت که تصمیمش «با توجه بهنظر تمامی كارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای كشور»بوده است. (صحیفه، ج21، ص92)
در پیامی که برای مسئولین نوشت، معلوم شد چند گزارش تلخ ویک گزارش تکاندهنده او را با حقایقی روبهرو کرده که بهسرعت نظرش را تغییر داده است.
ادامه👇
Forwarded from اتاق آینده / شیرعلینیا
جنگ را در موقعیت برنده تمام کنید؛
ممکن است زود دیر شود
جعفر شیرعلی نیا
بخش سوم
یکی از گزارشها از دولت بود که در آن، وضع مالی نظام زیر صفر اعلام شد. گزارشی دیگر از مسئولین سیاسی که با شرح وضعیت جنگ نوشته بودند: «شوق رفتن به جبهه» در مردم کم شده است. یک نامه هم از فرماندهی سپاه آمده بود که امام آن را «تکاندهنده» توصیف کرد. در آن نامه امکاناتِ بسیار زیاد و خواستههای عجیبی مطرح شده بود و امام نوشت این فرمانده«مهمترین قسمت موفقیت طرح خود را تهیهی بهموقع بودجه وامکانات دانسته است... البته با ذکر این مطالب میگوید بایدباز هم جنگید، که این دیگر شعاری بیش نیست.» (نشریهینگین، ش21، ص43)
همین جملات مختصر فضای پذیرش قطعنامه را بهخوبی نشان میدهد.
اما پس از آنکه امام لیست درخواستهای فرمانده سپاه را دیده بود، دربارهی انگیزه او برای ادامهی جنگ میگفت؛ این دیگرشعاری بیش نیست. آیتالله خمینی نمیخواست روی شعارحساب باز کند.
برگردیم به امروز ۲۹ خرداد ۱۴۰۴؛
به نظرم میرسد ایران تا امروز جنگ را برده است؛ اما اگر این جنگ ادامه پیدا کند ممکن است شرایط بسیار پیچیده شود. از زخمهای عمیق اقتصادی و اجتماعی آگاه هستیم و در همین یک هفته دیدیم برخی زخمها که از جنس نفوذ و وطنفروشی بود،عفونی شده است.
اما اکنون ملت ایران با این همه زخم سرپا ایستاده است و درمقابل صهیونیستهای جانی خم به ابرو نیاورده است. هماکنون تلاش دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ میتواند پیروزی مردم ایران را تثبیت کند. اما اصرار بر ادامه ممکن است کار را به منقطهی غیرقابل بازگشت برساند.
دست ما در مذاکره اکنون پُرتر از پیش از جنگ است؛ چرا که اغلب ناظران گمان میکردند ایران نه توان نظامی چندان بالایی دارد ونه دلهای تپندهی مردمی در برابر دشمن.
الان اوضاع فرق کرده است و ایران با معجزهی مردم و توان موشکی، دستپُر ظاهر شده.
اما با این همه میتوانیم نگران زخمهایی باشیم که خدای نکرده سر باز کند و شرایط را تغییر دهد.
این یادداشت را با روایتی از سردار غلامعلی رشید که هفتهیپیش به شهادت رسید به پایان میبرم.
در پایان جنگ اوضاع آشفتهی ایران مسئولان ایرانی را ناچارکرد قطعنامهای را بپذیرند که یک سال از تصویبش میگذشت. تیر 66، در زمان صدور قطعنامه، ایران در زمینِ جنگ موضع برتر را داشت و بخشهایی از خاک عراق در اختیارش بود. اما در تیرماه 67 در حالی قطعنامه را پذیرفت که تمام جایپاهایش در عراق را از دست داده بود. نظامیان و سیاسیون ایران هنگامی تلخی این تاخیر در تصمیمگیری و از دست رفتن مناطق را بیشتر دریافتند كه مذاكرات با نمایندههای صدام آغاز شد. غلامعلی رشید، از فرماندهان ارشد جنگ که پس از پایان جنگ عضو تیم مذاکرهکننده بود، میگوید وقتی عازم مذاکره بودند وزیر خارجه در فرودگاه به حسن روحانی گفت: «ای کاش حالا فاو دردست ما بود... من در فرودگاه تهران نفهمیدم که اینها چه میگویند. وقتی در فضای مذاکره قرار گرفتیم... گفتم: عجب، ایکاش یک جای دیگر در دست ما بود» رشید میگوید آنجا بودکه فهمیدم «اگر چیزی دست ما باشد در مذاکره مقابل عراقیها، چقدر محکم میتوانیم بایستیم.» (اسرار مکتوم، ص279)
باید قدر همدلی ایجاد شده در میان مردم را دانست. این بزرگترین دارایی ما در مذاکرات است که در کنار قدرت موشکی میتواند بهترین پایان ممکن را برایمان رقم بزند؛ پیش از آنکه زخمهای عمیق، این قدرت بهدستآمده را مخدوش کند.
جنگ است و نمیشود هیچ احتمالی را نادیده گرفت و اطلاعات ما نیز محدود اما شاید موقعیت بهتری از موقعیت امروز، برای ایران در این جنگ فراهم نشود.
آرزوی شکست کامل صهیونیستهای کودک کش را داریم اما همیشه شرایط برای پیروزی کامل مهیا نیست.
ممکن است طرف های مقابل رضایت به توقف در این مقطع نداشته باشند اما ایران نباید از هیچ تلاشی برای توقف جنگ دریغ کند.
ممکن است زود دیر شود
جعفر شیرعلی نیا
بخش سوم
یکی از گزارشها از دولت بود که در آن، وضع مالی نظام زیر صفر اعلام شد. گزارشی دیگر از مسئولین سیاسی که با شرح وضعیت جنگ نوشته بودند: «شوق رفتن به جبهه» در مردم کم شده است. یک نامه هم از فرماندهی سپاه آمده بود که امام آن را «تکاندهنده» توصیف کرد. در آن نامه امکاناتِ بسیار زیاد و خواستههای عجیبی مطرح شده بود و امام نوشت این فرمانده«مهمترین قسمت موفقیت طرح خود را تهیهی بهموقع بودجه وامکانات دانسته است... البته با ذکر این مطالب میگوید بایدباز هم جنگید، که این دیگر شعاری بیش نیست.» (نشریهینگین، ش21، ص43)
همین جملات مختصر فضای پذیرش قطعنامه را بهخوبی نشان میدهد.
اما پس از آنکه امام لیست درخواستهای فرمانده سپاه را دیده بود، دربارهی انگیزه او برای ادامهی جنگ میگفت؛ این دیگرشعاری بیش نیست. آیتالله خمینی نمیخواست روی شعارحساب باز کند.
برگردیم به امروز ۲۹ خرداد ۱۴۰۴؛
به نظرم میرسد ایران تا امروز جنگ را برده است؛ اما اگر این جنگ ادامه پیدا کند ممکن است شرایط بسیار پیچیده شود. از زخمهای عمیق اقتصادی و اجتماعی آگاه هستیم و در همین یک هفته دیدیم برخی زخمها که از جنس نفوذ و وطنفروشی بود،عفونی شده است.
اما اکنون ملت ایران با این همه زخم سرپا ایستاده است و درمقابل صهیونیستهای جانی خم به ابرو نیاورده است. هماکنون تلاش دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ میتواند پیروزی مردم ایران را تثبیت کند. اما اصرار بر ادامه ممکن است کار را به منقطهی غیرقابل بازگشت برساند.
دست ما در مذاکره اکنون پُرتر از پیش از جنگ است؛ چرا که اغلب ناظران گمان میکردند ایران نه توان نظامی چندان بالایی دارد ونه دلهای تپندهی مردمی در برابر دشمن.
الان اوضاع فرق کرده است و ایران با معجزهی مردم و توان موشکی، دستپُر ظاهر شده.
اما با این همه میتوانیم نگران زخمهایی باشیم که خدای نکرده سر باز کند و شرایط را تغییر دهد.
این یادداشت را با روایتی از سردار غلامعلی رشید که هفتهیپیش به شهادت رسید به پایان میبرم.
در پایان جنگ اوضاع آشفتهی ایران مسئولان ایرانی را ناچارکرد قطعنامهای را بپذیرند که یک سال از تصویبش میگذشت. تیر 66، در زمان صدور قطعنامه، ایران در زمینِ جنگ موضع برتر را داشت و بخشهایی از خاک عراق در اختیارش بود. اما در تیرماه 67 در حالی قطعنامه را پذیرفت که تمام جایپاهایش در عراق را از دست داده بود. نظامیان و سیاسیون ایران هنگامی تلخی این تاخیر در تصمیمگیری و از دست رفتن مناطق را بیشتر دریافتند كه مذاكرات با نمایندههای صدام آغاز شد. غلامعلی رشید، از فرماندهان ارشد جنگ که پس از پایان جنگ عضو تیم مذاکرهکننده بود، میگوید وقتی عازم مذاکره بودند وزیر خارجه در فرودگاه به حسن روحانی گفت: «ای کاش حالا فاو دردست ما بود... من در فرودگاه تهران نفهمیدم که اینها چه میگویند. وقتی در فضای مذاکره قرار گرفتیم... گفتم: عجب، ایکاش یک جای دیگر در دست ما بود» رشید میگوید آنجا بودکه فهمیدم «اگر چیزی دست ما باشد در مذاکره مقابل عراقیها، چقدر محکم میتوانیم بایستیم.» (اسرار مکتوم، ص279)
باید قدر همدلی ایجاد شده در میان مردم را دانست. این بزرگترین دارایی ما در مذاکرات است که در کنار قدرت موشکی میتواند بهترین پایان ممکن را برایمان رقم بزند؛ پیش از آنکه زخمهای عمیق، این قدرت بهدستآمده را مخدوش کند.
جنگ است و نمیشود هیچ احتمالی را نادیده گرفت و اطلاعات ما نیز محدود اما شاید موقعیت بهتری از موقعیت امروز، برای ایران در این جنگ فراهم نشود.
آرزوی شکست کامل صهیونیستهای کودک کش را داریم اما همیشه شرایط برای پیروزی کامل مهیا نیست.
ممکن است طرف های مقابل رضایت به توقف در این مقطع نداشته باشند اما ایران نباید از هیچ تلاشی برای توقف جنگ دریغ کند.
Forwarded from حسین باستانی Hossein Bastani
🔻هشدار خبرگزاری سپاه در مورد زمینهسازی «تسلیم وسازش» مقابل اسرائیل به کمک «علمای قم»
متن عجیب زیر، امروز در خبرگزاری تسنیم وابسته به سپاه منتشر شده است: «خبری موثق حاکی است چند عنصر مشکوک و بدسابقه، به زعم خود در صدد به میدان آوردن تعدادی از علمای قم و درخواست نوعی تسلیم و سازش در برابر رژیم کودک کش صهیونی شده اند. آنها نگران واکنش شدید نظام در برابر این اقدام هستند، لذا قصد دارند یکی از مقامات سابق کشور را به عنوان سردمدار این حرکت خائنانه ، جلو بیندازند که آن مقام تاکنون به آنها پاسخ نداده است.»
https://www.tasnimnews.com/fa/news/1404/03/29/3338554/تنفس-مصنوعی-به-نتانیاهو-توسط-عناصر-مشکوک-داخلی/amp
@HosseinBastaniChannel
متن عجیب زیر، امروز در خبرگزاری تسنیم وابسته به سپاه منتشر شده است: «خبری موثق حاکی است چند عنصر مشکوک و بدسابقه، به زعم خود در صدد به میدان آوردن تعدادی از علمای قم و درخواست نوعی تسلیم و سازش در برابر رژیم کودک کش صهیونی شده اند. آنها نگران واکنش شدید نظام در برابر این اقدام هستند، لذا قصد دارند یکی از مقامات سابق کشور را به عنوان سردمدار این حرکت خائنانه ، جلو بیندازند که آن مقام تاکنون به آنها پاسخ نداده است.»
https://www.tasnimnews.com/fa/news/1404/03/29/3338554/تنفس-مصنوعی-به-نتانیاهو-توسط-عناصر-مشکوک-داخلی/amp
@HosseinBastaniChannel
Forwarded from حسین باستانی Hossein Bastani
🔻وضعیت پیچیده خامنهای در جنگ اسرائیل و ایران
اکنون بعید است حتی در میان مسئولان حکومتی، افراد زیادی معتقد باشند که رهبر جمهوری اسلامی از ریسک حذف فیزیکی در امان است. این در حالی است که حتی اگر حمله مستقیمی علیه او انجام نشود، صرف «احتمال جدی» آن، به درجات عظیمی از آشفتگی در سطوح مختلف حکومت میانجامد.
برای درک بهتر پدیده فوق، می توان به تجربه اوایل اعتراضات ۱۴۰۱ اشاره کرد که صرفِ شایعه «مرگ رهبر»، بهوضوح بر رفتار بدنه حکومت تاثیر گذاشت و نوعی بلاتکلیفی اولیه را در برخورد با اعتراضات ایجاد کرد...
متن کامل مقاله را ملاحظه بفرمایید:
https://www.bbc.com/persian/articles/cd6gywp0gx6o
@HosseinBastaniChannel
اکنون بعید است حتی در میان مسئولان حکومتی، افراد زیادی معتقد باشند که رهبر جمهوری اسلامی از ریسک حذف فیزیکی در امان است. این در حالی است که حتی اگر حمله مستقیمی علیه او انجام نشود، صرف «احتمال جدی» آن، به درجات عظیمی از آشفتگی در سطوح مختلف حکومت میانجامد.
برای درک بهتر پدیده فوق، می توان به تجربه اوایل اعتراضات ۱۴۰۱ اشاره کرد که صرفِ شایعه «مرگ رهبر»، بهوضوح بر رفتار بدنه حکومت تاثیر گذاشت و نوعی بلاتکلیفی اولیه را در برخورد با اعتراضات ایجاد کرد...
متن کامل مقاله را ملاحظه بفرمایید:
https://www.bbc.com/persian/articles/cd6gywp0gx6o
@HosseinBastaniChannel
Forwarded from حسین باستانی Hossein Bastani
🔻سندروم ترک نکردن میز تا لحظه شکست
نظام هرگز عادت نداشته که تا وقتی «همه چیز» را از دست نداده، از پای میز هیچ قماری بلند شود.
اعم از اشغال سفارت آمریکا، ادامه جنگ در خاک عراق، اسفتاده نامحدود از خاک لبنان، حضور نامحدود در خاک سوریه، برنامه بلاتکلیف هستهای و …
حتی شوک #فردو هم، لزوما آخرین تجربه از این جنس نخواهد بود.
جهت یادآوری:
https://youtube.com/watch?v=5eAMMIIuf54
@HosseinBastaniChannel
نظام هرگز عادت نداشته که تا وقتی «همه چیز» را از دست نداده، از پای میز هیچ قماری بلند شود.
اعم از اشغال سفارت آمریکا، ادامه جنگ در خاک عراق، اسفتاده نامحدود از خاک لبنان، حضور نامحدود در خاک سوریه، برنامه بلاتکلیف هستهای و …
حتی شوک #فردو هم، لزوما آخرین تجربه از این جنس نخواهد بود.
جهت یادآوری:
https://youtube.com/watch?v=5eAMMIIuf54
@HosseinBastaniChannel
Forwarded from Vahid Online وحید آنلاین
♦️ یک مقام آمریکایی به شبکه سیانان گفت ایالات متحده در حمله به سایت هستهای فردو در ایران، از شش بمبافکن رادارگریز بی-۲ استفاده کرده و دوازده بمب نفوذگر موسوم به «سنگرشکن» را بر فراز این تاسیسات پرتاب کرده است.
این مقام افزود، زیردریاییهای نیروی دریایی آمریکا نیز ۳۰ فروند موشک کروز «تیالایام» را به سمت دو سایت دیگر، یعنی نطنز و اصفهان شلیک کردهاند. همچنین یک فروند بی-۲ دو بمب سنگرشکن دیگر را بر روی نطنز فروریخته است.
جزئیات این حملات پیشتر توسط نیویورک تایمز نیز گزارش شده بود.
@VahidOOnLine
📡 @VahidOnline
این مقام افزود، زیردریاییهای نیروی دریایی آمریکا نیز ۳۰ فروند موشک کروز «تیالایام» را به سمت دو سایت دیگر، یعنی نطنز و اصفهان شلیک کردهاند. همچنین یک فروند بی-۲ دو بمب سنگرشکن دیگر را بر روی نطنز فروریخته است.
جزئیات این حملات پیشتر توسط نیویورک تایمز نیز گزارش شده بود.
@VahidOOnLine
📡 @VahidOnline
Forwarded from Vahid Online وحید آنلاین
Forwarded from Paskoocheh | پسکوچه
https://telegra.ph/iranian-messaging-apps-security-audit-12-17
@PaskoochehBot
@Paskoocheh
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM