Forwarded from کانال بازنگری | ترکاشوند
🔸چهارده سال گذشت و
(اکثر نتایج ترکاشوند در کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر به کرسی نشست)
✍️امیر ترکاشوند، ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۴
از مهر ۱۳۸۴ تا مرداد ۱۳۸۸ سرسختانه مشغول تحقیق پیرامون وضعیت پوشیدگی مردم در عصر پیامبر بودم؛ حاصل را در اختیار شماری از محققان و برخی مراکز پژوهشی قرار دادم و متأثر از نظرات دریافتی، تحقیق را در زمستان ۸۹ به پایان رساندم و سرانجام در چنین روزی (۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۰) به یاد مرتضی مطهری که با نوشتن کتاب "مسئله حجاب" خطشکنی کرد، فایل کتاب و نسخههایی تکثیر شده از آن را اندک اندک در اختیار پژوهشگران قرار دادم و چون برق و باد دست به دست شد.
امروز ۱۴ سال از آن روز میگذرد و در این مدت نگاه متولیان نیز دستخوش تحول و تغییر شده و با اینکه در آن روز، فاصله میان نتایج تحقیق اینجانب با برداشت رسمی بسیار زیاد بود ولی اینک این فاصله به حداقلیترین مقدار ممکن رسیده و قرائت قانونی به نتایج کتاب بسیار نزدیک شده است!
کنگرهها تَرَک برداشت!
برای پی بردن به عمق این پیروزی کافی است نگاهی فقط به دو فقره از نتایج کتاب و مقایسه آن دو با بندهای مشابه در لایحه حجاب و عفاف که شرعاً مورد تأیید شورای نگهبان قرار گرفته، بیندازیم (به اشکالات مهمی که بر این لایحه وارد است فعلا نمیپردازم):
فقره اول- مانتو و واجب نبودنِ آن
فقره دوم- افزایش اندام جایز الکشف
در سالهایی که سرگرم پژوهش در موضوع بودم، مطابق قرائت مشهور:
اولاً- استفاده از مانتو/روپوش شرعاً لازم بود
ثانیا- مواضع جایزالکشف شرعاً محدود به دو عضو "وجه و کفین" بود
ولی اینجانب بر اساس یافتههای پژوهشیام در عصر پیامبر:
اولاً- پوشش مانتو را غیر واجب شمردم (مردم آن زمان همچو امروز نبودند که چند جامهی زیر و رو داشته باشند و چیزی همچو مانتو/روپوش که بر روی جامههای زیرین پوشیده شود رایج نبود و همینکه اندام پوشیده میشد مورد رضایت شرع بود).
ثانیاً- قائل به جایزالکشف بودن هفت موضع (وجه و کفین و قدمین و گردن و ساعد و ساق و مو) در آن عصر شدم و نمایان شدنشان را موجب گناه نیافتم
اینک پس از گذشتِ سالهای پر از چالش و پژوهش، میبینیم که در لایحه حجاب و عفاف که شرعاً به تأیید شورای نگهبان رسیده:
اولاً- وجوب و لزوم مانتو حذف شده و مطابق تبصره ۱ ماده ۴۸ آن قانون همین که زنان اندام خود را بپوشانند کفایت میکند.
شگفت آنکه بیش از نیمی از چالش گشتهای ارشاد در سالهای گذشته، به همین مانتو (و کوتاهی و بلندی آن یا بسته و باز بودن دکمههایش) برمیگشت
ثانیاً- آن دو عضوِ جایزالکشف به پنج و نیم عضو افزایش یافت زیرا:
الف- سه عضوِ "قدم و ساعد و گردن" به وجه و کفین افزوده شد
ب- و "خصوص مو" نیز از موضوعیت افتاد و به صِرف قرار داشتن پارچهای بر روی سر (همچو سرانداز زنان مسلمان پاکستانی) بسنده شد
این تغییر فتوا و قانون، به ما میگوید که لایحه حجاب در فقره مانتو ۱۰۰٪ و در فقره اندام جایزالکشف ۷۸٪ و بطور میانگین با ۸۹٪ از نتایج کتاب موافق و همراه شده است!
کاش به تعبیر یکی از اعضای هیئت دولت، همان سال ۱۳۸۹ به کتاب توجه میشد تا شاهد رخدادهای تأسفبار بعدی (به ویژه وقایع تلخ ۱۴۰۱) نمیبودیم
تبصره ۱ [ماده ۴۸ قانون حجاب]- بدپوششی در مورد زنان عبارت است از پوشیدن لباسی که قسمتی از بدن پایینتر از گردن یا بالاتر از مچ پا یا بالاتر از ساعدِ دستها دیده شود..
ماده ۵۰ [تعریف کشف حجاب و از موضوعیت افتادن عین مو]– هر زنی .. چادر یا مقنعه یا روسری یا شال و امثال آنها بر سر نداشته باشد..
در این ۱۴ سال چند کتاب در نقد کتابم منتشر شد که در زیر به ۴ مورد که نشر رسمی و مکتوب یافت اشاره کرده و خوانندگان را به مطالعه آنها توصیه میکنم:
۱- نقدی بر کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر اسلام (سیدمحمدمهدی دزفولی)
۲- حجاب در آیات و روایات: نقدی بر کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر (حسین سوزنچی)
۳- حجاب در صدر اسلام؛ بررسی و نقد نظرات امیرحسین ترکاشوند (محمّدرضا شاهسنائی)
۴- پوشش زنان در زمان پیامبر؛ جلد اول از مجموعه سه جلدیِ حجاب پژوهی (مرکز تحقیقات زن و خانواده، ویراستاران علمی: مجید دهقان محمد عشایری منفرد)
در این مدت همچنین بارها به مناظره دعوت شدم اما فقط ۵ دعوت که در دانشکدههای الهیات یا مؤسسات حوزوی برگزار شد را پذیرفتم تا از موجسازیهای نابهنگام جلوگیری نمایم:
۱- دانشکده الهیات دانشگاه تهران
۲- مؤسسه حوزوی فهیم. قم
۳- دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد
۴- اردوی آموزشی دانشگاه فرهنگیان. مشهد
۵- پژوهشگاهِ نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاهها. تهران
توجه
شماره حساب زیر، در پی درخواستِ خوانندگانی که در این سالها خواهان واریز وجه به حساب نویسنده کتاب بودند اعلام میشود:
5892101186804551
یا
IR040150000001177303167211
لطفا این پُست را به مناسبت ۱۴ سالگی کتاب برای دوستانتان بازنشر کنید
@baznegari
(اکثر نتایج ترکاشوند در کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر به کرسی نشست)
✍️امیر ترکاشوند، ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۴
از مهر ۱۳۸۴ تا مرداد ۱۳۸۸ سرسختانه مشغول تحقیق پیرامون وضعیت پوشیدگی مردم در عصر پیامبر بودم؛ حاصل را در اختیار شماری از محققان و برخی مراکز پژوهشی قرار دادم و متأثر از نظرات دریافتی، تحقیق را در زمستان ۸۹ به پایان رساندم و سرانجام در چنین روزی (۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۰) به یاد مرتضی مطهری که با نوشتن کتاب "مسئله حجاب" خطشکنی کرد، فایل کتاب و نسخههایی تکثیر شده از آن را اندک اندک در اختیار پژوهشگران قرار دادم و چون برق و باد دست به دست شد.
امروز ۱۴ سال از آن روز میگذرد و در این مدت نگاه متولیان نیز دستخوش تحول و تغییر شده و با اینکه در آن روز، فاصله میان نتایج تحقیق اینجانب با برداشت رسمی بسیار زیاد بود ولی اینک این فاصله به حداقلیترین مقدار ممکن رسیده و قرائت قانونی به نتایج کتاب بسیار نزدیک شده است!
کنگرهها تَرَک برداشت!
برای پی بردن به عمق این پیروزی کافی است نگاهی فقط به دو فقره از نتایج کتاب و مقایسه آن دو با بندهای مشابه در لایحه حجاب و عفاف که شرعاً مورد تأیید شورای نگهبان قرار گرفته، بیندازیم (به اشکالات مهمی که بر این لایحه وارد است فعلا نمیپردازم):
فقره اول- مانتو و واجب نبودنِ آن
فقره دوم- افزایش اندام جایز الکشف
در سالهایی که سرگرم پژوهش در موضوع بودم، مطابق قرائت مشهور:
اولاً- استفاده از مانتو/روپوش شرعاً لازم بود
ثانیا- مواضع جایزالکشف شرعاً محدود به دو عضو "وجه و کفین" بود
ولی اینجانب بر اساس یافتههای پژوهشیام در عصر پیامبر:
اولاً- پوشش مانتو را غیر واجب شمردم (مردم آن زمان همچو امروز نبودند که چند جامهی زیر و رو داشته باشند و چیزی همچو مانتو/روپوش که بر روی جامههای زیرین پوشیده شود رایج نبود و همینکه اندام پوشیده میشد مورد رضایت شرع بود).
ثانیاً- قائل به جایزالکشف بودن هفت موضع (وجه و کفین و قدمین و گردن و ساعد و ساق و مو) در آن عصر شدم و نمایان شدنشان را موجب گناه نیافتم
اینک پس از گذشتِ سالهای پر از چالش و پژوهش، میبینیم که در لایحه حجاب و عفاف که شرعاً به تأیید شورای نگهبان رسیده:
اولاً- وجوب و لزوم مانتو حذف شده و مطابق تبصره ۱ ماده ۴۸ آن قانون همین که زنان اندام خود را بپوشانند کفایت میکند.
شگفت آنکه بیش از نیمی از چالش گشتهای ارشاد در سالهای گذشته، به همین مانتو (و کوتاهی و بلندی آن یا بسته و باز بودن دکمههایش) برمیگشت
ثانیاً- آن دو عضوِ جایزالکشف به پنج و نیم عضو افزایش یافت زیرا:
الف- سه عضوِ "قدم و ساعد و گردن" به وجه و کفین افزوده شد
ب- و "خصوص مو" نیز از موضوعیت افتاد و به صِرف قرار داشتن پارچهای بر روی سر (همچو سرانداز زنان مسلمان پاکستانی) بسنده شد
این تغییر فتوا و قانون، به ما میگوید که لایحه حجاب در فقره مانتو ۱۰۰٪ و در فقره اندام جایزالکشف ۷۸٪ و بطور میانگین با ۸۹٪ از نتایج کتاب موافق و همراه شده است!
کاش به تعبیر یکی از اعضای هیئت دولت، همان سال ۱۳۸۹ به کتاب توجه میشد تا شاهد رخدادهای تأسفبار بعدی (به ویژه وقایع تلخ ۱۴۰۱) نمیبودیم
تبصره ۱ [ماده ۴۸ قانون حجاب]- بدپوششی در مورد زنان عبارت است از پوشیدن لباسی که قسمتی از بدن پایینتر از گردن یا بالاتر از مچ پا یا بالاتر از ساعدِ دستها دیده شود..
ماده ۵۰ [تعریف کشف حجاب و از موضوعیت افتادن عین مو]– هر زنی .. چادر یا مقنعه یا روسری یا شال و امثال آنها بر سر نداشته باشد..
در این ۱۴ سال چند کتاب در نقد کتابم منتشر شد که در زیر به ۴ مورد که نشر رسمی و مکتوب یافت اشاره کرده و خوانندگان را به مطالعه آنها توصیه میکنم:
۱- نقدی بر کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر اسلام (سیدمحمدمهدی دزفولی)
۲- حجاب در آیات و روایات: نقدی بر کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر (حسین سوزنچی)
۳- حجاب در صدر اسلام؛ بررسی و نقد نظرات امیرحسین ترکاشوند (محمّدرضا شاهسنائی)
۴- پوشش زنان در زمان پیامبر؛ جلد اول از مجموعه سه جلدیِ حجاب پژوهی (مرکز تحقیقات زن و خانواده، ویراستاران علمی: مجید دهقان محمد عشایری منفرد)
در این مدت همچنین بارها به مناظره دعوت شدم اما فقط ۵ دعوت که در دانشکدههای الهیات یا مؤسسات حوزوی برگزار شد را پذیرفتم تا از موجسازیهای نابهنگام جلوگیری نمایم:
۱- دانشکده الهیات دانشگاه تهران
۲- مؤسسه حوزوی فهیم. قم
۳- دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد
۴- اردوی آموزشی دانشگاه فرهنگیان. مشهد
۵- پژوهشگاهِ نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاهها. تهران
توجه
شماره حساب زیر، در پی درخواستِ خوانندگانی که در این سالها خواهان واریز وجه به حساب نویسنده کتاب بودند اعلام میشود:
5892101186804551
یا
IR040150000001177303167211
لطفا این پُست را به مناسبت ۱۴ سالگی کتاب برای دوستانتان بازنشر کنید
@baznegari
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
Forwarded from کانال بازنگری | ترکاشوند
▪️ دلخوش به این مقدار نباشید
(امام خمینی)
امیر ترکاشوند، ۱۴۰۳/۱۱/۲۶
زندگی مادی و زندگی معنوی شما را مرفّه میکنیم
هم دنیا هم آخرتتان را آباد میکنیم
دلخوش به این مقدار نباشید
شما را به مقام انسانیت میرسانیم
ما عمل میکنیم حرف نمیزنیم
عبارات بالا گزیدههایی از سخنان امام خمینى بود که در تاریخ ۱۰ اسفند ۱۳۵۷ در روز ورود به قم یعنی ۱۸ روز پس از پیروزی انقلاب، با تأکید بر زبان جاری کردند. با هم سخنان حاویِ آن عبارات را میخوانیم:
《ما عمل مىکنیم، حرف نمىزنیم ... ما علاوه بر اینکه زندگى مادى شما را مىخواهیم مرفه بشود، زندگى معنوى شما را هم مىخواهیم مرفه باشد. شما به معنویات احتیاج دارید. معنویات ما را بردند اینها. دلخوش نباشید که مسکن فقط بسازیم، آب و برق را مجانى مىکنیم براى طبقه مستمند، اتوبوس را مجانى مىکنیم براى طبقه مستمند، دلخوش به این مقدار نباشید، معنویات شما را، روحیات شما را عظمت مىدهیم، شما را به مقام انسانیت مىرسانیم. اینها شما را منحط کردند، اینقدر دنیا را پیش شما جلوه دادند که خیال کردید همه چیز این است. ما، هم دنیا را آباد مىکنیم و هم آخرت را ... لاکن یک قدری باید تحمّل کنید》 (صحیفه نور ج ۵ ص ۱۲۷ "اینجا")
درخواست
اینک پس از گذشت ۴۶ سال از پیروزی انقلاب و استقرار نظام مطلوب امام خمینی، لازم است نهادهای مسئول و پژوهشی به کمک کارشناسان خبره بررسی کنند که چه مقدار از آن وعدهها در هر دو بُعد اقتصادی و معنوی محقق شده است. بهمن، ماه پیروزی انقلاب بهترین بهانه برای بررسی کارنامهی نظامِ برآمده از آن انقلاب، و استخراج میزان انحراف از آن وعدهها و درصد توفیق در تحقق آن وعدهها است.
به نظر میرسد مردم مدتهاست دلِ خوشی از اوضاعِ کلان ندارند و چنانچه نتیجه بررسی نهادهای پژوهشی نیز گواه انحراف بسیار چشمگیر از شاخصهای رفاهی و مقامات انسانی یادشده باشد ناچار جانشینان امام خمینی دوباره باید به آرای مردم مراجعه کنند تا شرعاً جوازی برای تمدید سلسله فقها و حکمرانیشان داشته باشند چه، امام خمینی چند هفته پیش از آن سخنرانی، در روز ورود به ایران (۱۲ بهمن ۱۳۵۷)، مشروعیت حکومتها و نظامهای سیاسی و نیز حاکمان مطلق الاختیار را منوط به رضایت مردمِ زمان حاضر دانست و نه انتخاب نسلهای گذشته!؛ به این منتخب از سخنان مفصّل بنیانگذار دقت کنید: 《...... به چه حقى ملتِ پنجاه سال پيش از اين، سرنوشت ملتِ بعد را معين مىكند؟ سرنوشت هر ملتى به دست خودش است. ......》 (صحیفه امام ج ۶ ص ۱۱ "اینجا")
آیا اگر خودِ امام خمینی زنده بود
آیا رهبر کنونی با ۳۵ سال ولایت مطلقه
آیا تک تک رؤسای جمهور تاکنون
آیا رویشان میشود همین دو سخنرانی بسیار مهم و اساسی را پیشِ خود بخوانند و شرمنده نشوند.
شعار امام خمینی، در سال ۱۳۴۳ این بود که فقط با در دست گرفتن وزارت اوقاف میتواند فقرا را غنی کند:
《بايد وزارت اوقاف از ما باشد ... آن وقت ببينيد كه اين طورى كه الآن دارد لوطىخور مىشود نخواهد شد؛ تمام مطالب به خودش خواهد رسيد. دست ما بدهيد تا ببينيد چه خواهد شد. آن وقت ببينيد كه ما با همين اوقاف اين فقرا را غنىشان مىكنيم؛ با همين اوقاف، با همين اوقاف، ما فقرا را غنى مىكنيم》
"اینجا"
اماما! ۱۸ روز پس از پیروزی انقلاب، برای تحقق وعدههای رفاهی، مهلت خواستی و فرمودی: "لاکن قدری باید تحمل کنید" ما نیز با گذشت ۴۶ سال، بسیار تحمل کردیم ولی گویا نه فقط وعدهها چندان نصیب نشد و از دیگران بسیار جا ماندیم بلکه همواره عبارتِ "در برهه حساس کنونی" به رخمان کشیده شد و زندگی مرفّهِ (مادی و معنویِ) وعدهشده که میسور نشد، زندگی معمولی نیز دچار ناترازیها و خطرها و ناامنیها و چه و چه و چه گردید. بگو شکایت به که بریم؟
@baznegari
(امام خمینی)
امیر ترکاشوند، ۱۴۰۳/۱۱/۲۶
زندگی مادی و زندگی معنوی شما را مرفّه میکنیم
هم دنیا هم آخرتتان را آباد میکنیم
دلخوش به این مقدار نباشید
شما را به مقام انسانیت میرسانیم
ما عمل میکنیم حرف نمیزنیم
عبارات بالا گزیدههایی از سخنان امام خمینى بود که در تاریخ ۱۰ اسفند ۱۳۵۷ در روز ورود به قم یعنی ۱۸ روز پس از پیروزی انقلاب، با تأکید بر زبان جاری کردند. با هم سخنان حاویِ آن عبارات را میخوانیم:
《ما عمل مىکنیم، حرف نمىزنیم ... ما علاوه بر اینکه زندگى مادى شما را مىخواهیم مرفه بشود، زندگى معنوى شما را هم مىخواهیم مرفه باشد. شما به معنویات احتیاج دارید. معنویات ما را بردند اینها. دلخوش نباشید که مسکن فقط بسازیم، آب و برق را مجانى مىکنیم براى طبقه مستمند، اتوبوس را مجانى مىکنیم براى طبقه مستمند، دلخوش به این مقدار نباشید، معنویات شما را، روحیات شما را عظمت مىدهیم، شما را به مقام انسانیت مىرسانیم. اینها شما را منحط کردند، اینقدر دنیا را پیش شما جلوه دادند که خیال کردید همه چیز این است. ما، هم دنیا را آباد مىکنیم و هم آخرت را ... لاکن یک قدری باید تحمّل کنید》 (صحیفه نور ج ۵ ص ۱۲۷ "اینجا")
درخواست
اینک پس از گذشت ۴۶ سال از پیروزی انقلاب و استقرار نظام مطلوب امام خمینی، لازم است نهادهای مسئول و پژوهشی به کمک کارشناسان خبره بررسی کنند که چه مقدار از آن وعدهها در هر دو بُعد اقتصادی و معنوی محقق شده است. بهمن، ماه پیروزی انقلاب بهترین بهانه برای بررسی کارنامهی نظامِ برآمده از آن انقلاب، و استخراج میزان انحراف از آن وعدهها و درصد توفیق در تحقق آن وعدهها است.
به نظر میرسد مردم مدتهاست دلِ خوشی از اوضاعِ کلان ندارند و چنانچه نتیجه بررسی نهادهای پژوهشی نیز گواه انحراف بسیار چشمگیر از شاخصهای رفاهی و مقامات انسانی یادشده باشد ناچار جانشینان امام خمینی دوباره باید به آرای مردم مراجعه کنند تا شرعاً جوازی برای تمدید سلسله فقها و حکمرانیشان داشته باشند چه، امام خمینی چند هفته پیش از آن سخنرانی، در روز ورود به ایران (۱۲ بهمن ۱۳۵۷)، مشروعیت حکومتها و نظامهای سیاسی و نیز حاکمان مطلق الاختیار را منوط به رضایت مردمِ زمان حاضر دانست و نه انتخاب نسلهای گذشته!؛ به این منتخب از سخنان مفصّل بنیانگذار دقت کنید: 《...... به چه حقى ملتِ پنجاه سال پيش از اين، سرنوشت ملتِ بعد را معين مىكند؟ سرنوشت هر ملتى به دست خودش است. ......》 (صحیفه امام ج ۶ ص ۱۱ "اینجا")
آیا اگر خودِ امام خمینی زنده بود
آیا رهبر کنونی با ۳۵ سال ولایت مطلقه
آیا تک تک رؤسای جمهور تاکنون
آیا رویشان میشود همین دو سخنرانی بسیار مهم و اساسی را پیشِ خود بخوانند و شرمنده نشوند.
شعار امام خمینی، در سال ۱۳۴۳ این بود که فقط با در دست گرفتن وزارت اوقاف میتواند فقرا را غنی کند:
《بايد وزارت اوقاف از ما باشد ... آن وقت ببينيد كه اين طورى كه الآن دارد لوطىخور مىشود نخواهد شد؛ تمام مطالب به خودش خواهد رسيد. دست ما بدهيد تا ببينيد چه خواهد شد. آن وقت ببينيد كه ما با همين اوقاف اين فقرا را غنىشان مىكنيم؛ با همين اوقاف، با همين اوقاف، ما فقرا را غنى مىكنيم》
"اینجا"
اماما! ۱۸ روز پس از پیروزی انقلاب، برای تحقق وعدههای رفاهی، مهلت خواستی و فرمودی: "لاکن قدری باید تحمل کنید" ما نیز با گذشت ۴۶ سال، بسیار تحمل کردیم ولی گویا نه فقط وعدهها چندان نصیب نشد و از دیگران بسیار جا ماندیم بلکه همواره عبارتِ "در برهه حساس کنونی" به رخمان کشیده شد و زندگی مرفّهِ (مادی و معنویِ) وعدهشده که میسور نشد، زندگی معمولی نیز دچار ناترازیها و خطرها و ناامنیها و چه و چه و چه گردید. بگو شکایت به که بریم؟
@baznegari
Telegram
تاریخ معاصـر ایران
فیلمی تاریخی از وعدههای معروف آیت الله خمینی در مدرسه فیضیه قم :
« ما علاوه بر اینکه زندگی مادی شما میخواهیم مرفه باشد ، زندگی معنوی
شمارا هم میخواهیم مرفه باشد...
معنویات شمارا هم بردند..
دلخوش نباشید که مسکن فقط می سازیم...
آب و برق را مجانی می کنیم،…
« ما علاوه بر اینکه زندگی مادی شما میخواهیم مرفه باشد ، زندگی معنوی
شمارا هم میخواهیم مرفه باشد...
معنویات شمارا هم بردند..
دلخوش نباشید که مسکن فقط می سازیم...
آب و برق را مجانی می کنیم،…
https://khabgard.com/8994/%d8%a2%da%a9%d8%a7%d8%af%d9%85%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%b3%d9%87/
خوابگرد
آکادمی فرانسه؛ واژهگزینی برای زبان فرانسوی با کتهای ۵۰ هزار یورویی
در این مطلب با تاریخچه و وضعیت کنونی آکادمی فرانسه آشنا میشوید و انتقادها به آن و وضعیت زبان فرانسه و سرنوشت زبانهای منطقهای کشور
Forwarded from دکتر تقی کیمیایی اسدی (Taghi Kimyai-asadi)
یادم هست که در ابتدای ورود احمقانه ایلان ماسک با ذکاوت تکنولوژی و خلاقیت بالا اما ذکاوت اجتماعی پایین ناشی از بیماری دو قطبی، مصرف مواد توهمزا و مخدر ، پرورش اجتماعی در بین سفید پوستان نژاد پرست افریقای جنوبی و در رابطه با ترامپ با شخصیت خاص خودش، و بیکار کردن بیهوده ی هزاران کارمند کارکشته امریکایی گفتم او بزرگترین اشتباه زندگیش را مرتکب شده است. فکر نکنم در زمان حال هیچ کسی در اروپا و امریکا منفور تر از او باشد و همین نفرت باعث آسیب شدید اقتصادی و اجتماعی به او می شود. در نزاع با ترامپ هم مطمئنا بازنده خواهد شد. ممکن است مجبور شود از امریکا به کانادا برگردد. اگر ترامپ آن طور که تهدید کرده معافیت مالیاتی ۲۰۰۰۰ دلاری فقط برای خرید ماشین های الکتریکی تسلا را قطع کند، تسلا ورشکسته خواهد شد. ایالات مختلف هم معافیت های متفاوتی برای این نوع خرید دارند.
Forwarded from دکتر تقی کیمیایی اسدی (Taghi Kimyai-asadi)
جنین انسان از لحظه لقاح تا شش ماهگی به شدت به مصرف الکل حتی مقدار ظاهرا ناچیز توسط مادر حساس است. این کار بستگی به زمان و مقدار مصرف، دو گروه اختلال در جنین ایجاد می کند که تا آخر عمرش گریبانگیر او خواهند بود. این دو گروه عبارتند از: ۱- اختلال طیف الکل جنینی، که باعث اختلال در یادگیری، رفتاری، ناتوانی های جسمانی، مشکلات احساسی و روانی می شود. ۲- سندرومالکل جنینی که اختلال وخیمتری است و باعث اختلالات جسمانی، شناختی، رفتاری، کم وزنی موقع تولد، اختلال در هماهنگی حرکتی، بیماری های قلبی، کلیوی و استخوانی، کوتاه قدی، مشکلات بینایی و شنوایی، کوچکی سر و مغز، اختلالات خواب، مشکلات در مکیدن پستان، کوچکشدن فاصله پلک ها، مسطح شدن پل بینی، مسطح شدن ثلث میانی صورت، از بین رفتن گودی وسط لب بالا و نازک شدن شدید این لب می شود. مراقب باشید در حال مستی حامله نشوید و اگر از حاملگی جلوگیری نمی کنید و هر زمانی امکان حاملگی دارید از مصرف کوچکترین مقدار الکل خودداری کنید و گرنه خیانت بزرگی به فرزندتان می کنید .
Forwarded from دکتر تقی کیمیایی اسدی (Taghi Kimyai-asadi)
علاوه بر بدبختی میلیون ها نفر، دو هزار میلیارد دلار هزینه فعالیت های اتمی کرده اند و حالا رئیس سابق سازمان اذعان می کند که اورانیومتغلیظ شده هیچ قابلیت استفاده ای حتی در راکتور عهد بوق بوشهر را هم ندارد. روس های استعمارگر که کشور را به هدف استثمار مدیریت می کنند، اجازه تست این مواد ساخت نکبت را نداده اند چون با شناختی که از زیر و بم کشور دارند، احتمال خطر انفجار نیروگاه را با این مواد می دهند. فکر کنید بخواهند سلاح هسته ای آزمایش یا استفاده کنند. فقط باید به شیطان پناه برد تا مانع کشتار کثیری از ایرانیان نشود، شیطانی که گویی خدای رژیم است. رژیمی که نمی تواند آب و نان مردم را به آسانی تهیه ببیند نباید گنده گوزی کند و دست بکارهایی بزند که مغزهای پوکیده سپاهیان ضد مردمی و ملاهای با و بدون عبا و عمامه که حداکثر کارشان نمایش جهنم است، آن ها را در دست گرفته اند. همان کرونایاب مستعان نماد حماقت این قزلباشان آدمخوار عصر حاضر است. کله پوک اعظم هم در رویاهای جنون آمیز گول همین کلاشان را خورده و دست از ادامه احمقانه این روش بر نمی دارد.
Forwarded from دکتر تقی کیمیایی اسدی (Taghi Kimyai-asadi)
یادمهست وقتی سی تی اسکن مغز آمد یکی از استادان ما گفت این پایان حرفه نورولوژیست. اما تصویربرداری ها و پیشرفت علم اعصاب چنان شد که الان کمبود نورولوژیست در امریکا هست. ترس از هوش مصنوعی برای کار هم احتمالا همین طور است.
Forwarded from دکتر تقی کیمیایی اسدی (Taghi Kimyai-asadi)
این هم از فرمایشات فیلسوف و متفکر اسلامی!!
Forwarded from Anarchonomy
اینجا دنیاییه که باید گستاخ بود، و بهتره آدمهایی که قراره بدرد بقیه بخورند گستاختر باشند. برای همین حتی الان که دولت ترامپ صدور ویزا برای ایرانیها رو متوقف کرده روحیه درست برای یک ایرانی گستاخ اینه که باز هم ازشون درخواست ویزا کنه. چون همونطور که بارها نوشتم حتی اگه خجالتآورترین وضعیتها هم در آمریکا پیش بیاد، باز برای ما بهترین جاست، و انقدر برای اثبات این مسئله شواهد موجوده که لیست کردنشون حوصلهبر میشه. حتی در روزمرهترین موارد اقتصادی، مثل آمار اخیر ایجاد شغل که وسط به اصطلاح جنگ تجاری، از هرچیزی که کارشناسان پیشبینی میکردند هم بیشتر بوده. چون اقتصاد آمریکا صرفا بزرگترین نیست، بلکه پیچیدهترین هم است.
اما ازین مسائل عددی گذشته، یک واقعیت دیگه هم وجود داره. در کدوم کشور دیگه یک ثروتمند، ولو الیگارش و پرنفوذ، اجازه پیدا میکنه فرمانده کل قوا رو به پدوفیلی و بیکفایتی و دروغگویی متهم کنه، و حتی دولتش رو تهدید به بایکوت کنه، و همه بخندند و میم بسازند، و آب از آب تکون نخوره، و هیچ اتفاق بدی هم براش نیفته؟
بذارید ندن، ولی شما درخواست بدید. اگه پرسیدند چرا؟ بگید چون میخوام تو یه کشور باحال زندگی کنم.
اما ازین مسائل عددی گذشته، یک واقعیت دیگه هم وجود داره. در کدوم کشور دیگه یک ثروتمند، ولو الیگارش و پرنفوذ، اجازه پیدا میکنه فرمانده کل قوا رو به پدوفیلی و بیکفایتی و دروغگویی متهم کنه، و حتی دولتش رو تهدید به بایکوت کنه، و همه بخندند و میم بسازند، و آب از آب تکون نخوره، و هیچ اتفاق بدی هم براش نیفته؟
بذارید ندن، ولی شما درخواست بدید. اگه پرسیدند چرا؟ بگید چون میخوام تو یه کشور باحال زندگی کنم.
Forwarded from Anarchonomy
میتونستند به جای اسلامهراسی بگن مسلمانهراسی، همونوطور که واژه هوموفوبیا رو ساختند، که همجنسگراهراسیه، نه همجنسگراییهراسی؛ و درست هم است، چون این خود همجنسگراست که در دیگران حس تهدید ایجاد میکنه، حتی اگه یک گوشه نشسته باشه و زندگیش رو بکنه و هیچ نیتی برای ترویج سبک زندگیش نداشته باشه. اما ازونجایی که فوبیا رو پسوند پدیدههایی قرار میدن که ذاتا هراسانگیز نیستند، بلکه مشکل از خود فرد دچار هراس است، مثل هراس از فضای تنگ و باریک، که بیشتر مردم مشکلی باش ندارند جز اقلیتی از افراد، اسلام رو هم پشت فوبیا قرار میدن تا وانمود کنند اسلام ذاتا هراسانگیز نیست، و مشکل از خود فردیه که ازش وحشت داره. در حالی که اسلام ذاتا هراسانگیزه. چون چارچوبی که بگه «خدا خیلی بیشتر ناراحت میشه ازینکه یک مرد رو بکشی، تا اینکه یک زن رو بکشی» هراسانگیزه. حتی اگه خودت یک مرد باشی، چون حتی اگه یک مرد باشی با زنهای زیادی نسبت خونی داری و فکر اینکه اون بیرون این باور وجود داره که خدا ازینکه زنها کشته بشن کمتر ناراحت میشه، میتونه نگرانت کنه.
اما اسلامهراسانگیز عامل اصلی هراس امروزه، یا مسلمان هراسانگیز؟ این منطقیه که فرض گرفته بشه فرد باورمند به یک باور باستانی هراسانگیز، به طور خودکار هراسانگیزه. همونطور که منطقیه فرض گرفته بشه هرکس بازوبند نازیها رو بسته حاضره همون جنایتهایی رو انجام بده که نازیها انجام دادند. اما هراس از اسلام دیگه موضوعیت نداره وقتی مسلمان از خود اسلام هم هراسانگیزتره. چون مسلمان امروز حتی به همون بدویت اسلام باستانی هم وفادار نیست. اسلام در محاسبات خودش حائز همخوانی اجزاء بود. اون نگاهی که ازش مجازات بردهای که فرار میکنه حاصل شده بود، همون نگاهی بود که ازش نصف بودن دیه زن حاصل شده بود. در چارچوب قبیلهای اون زمان، اسلام برنامهای برای تعیین بدهیها بود. بدهی کسی که در جنگ میبازه، به کسی که در جنگ میبره، این بود که بردهش باشه. پس اگه فرار کنه، یعنی از زیر بار بدهیش شونه خالی کرده، و باید مجازات بشه. زن و مرد هم، با احتساب اینکه کدومشون پول بیشتری درمیاره، از هم تفکیک میشدند؛ بنابراین کشتن مرد مثل کشتن یک گاو بود، که ده نفر رو سیر میکرد، و کشتن زن مثل کشتن گوسفند بود که پنج نفر رو سیر میکرد. پس اگه مرد رو میکشتی بدهکارتر میشدی. اما مسلمان امروز حتی به این چارچوب هراسانگیز هم اکتفا نکرد. زکات ده درصد درآمد رو شامل میشه، اما مسلمان مالیات و عوارض دیگهای هم اضافه کرد، و نگفت گرفتن اینها خلاف شرع اسلامه. گفت زکات رو باید داد، مالیات هم باید داد، چون زکات رو خدا لازم داره و مالیات رو کشور! اما همین منطق رو درباره دیه به کار نبرد. نگفت دیه زن نصف مرد و متعلق به خداست، و به اندازه یک نصف دیگهش هم باید کشور بگیره، تا مردی که یک زن رو کشته به اندازه یک دیه کامل بدهکار بشه.
اگه از واژه اسلامهراسی استفاده کنیم، علاوه بر اینکه غلطه چون اسلام یک پدیده طبیعی خنثی مثل فضای تنگ و باریک نیست، غلطه چون معنیش اینه که داریم میگیم مسلمان امروز همونقدر هراسانگیزه که مسلمان هزارسال پیش هراسانگیز بود. که نیست. چون مسلمان امروز به مراتب هراسانگیزتر از مسلمان هزارسال پیشه.
اما اسلامهراسانگیز عامل اصلی هراس امروزه، یا مسلمان هراسانگیز؟ این منطقیه که فرض گرفته بشه فرد باورمند به یک باور باستانی هراسانگیز، به طور خودکار هراسانگیزه. همونطور که منطقیه فرض گرفته بشه هرکس بازوبند نازیها رو بسته حاضره همون جنایتهایی رو انجام بده که نازیها انجام دادند. اما هراس از اسلام دیگه موضوعیت نداره وقتی مسلمان از خود اسلام هم هراسانگیزتره. چون مسلمان امروز حتی به همون بدویت اسلام باستانی هم وفادار نیست. اسلام در محاسبات خودش حائز همخوانی اجزاء بود. اون نگاهی که ازش مجازات بردهای که فرار میکنه حاصل شده بود، همون نگاهی بود که ازش نصف بودن دیه زن حاصل شده بود. در چارچوب قبیلهای اون زمان، اسلام برنامهای برای تعیین بدهیها بود. بدهی کسی که در جنگ میبازه، به کسی که در جنگ میبره، این بود که بردهش باشه. پس اگه فرار کنه، یعنی از زیر بار بدهیش شونه خالی کرده، و باید مجازات بشه. زن و مرد هم، با احتساب اینکه کدومشون پول بیشتری درمیاره، از هم تفکیک میشدند؛ بنابراین کشتن مرد مثل کشتن یک گاو بود، که ده نفر رو سیر میکرد، و کشتن زن مثل کشتن گوسفند بود که پنج نفر رو سیر میکرد. پس اگه مرد رو میکشتی بدهکارتر میشدی. اما مسلمان امروز حتی به این چارچوب هراسانگیز هم اکتفا نکرد. زکات ده درصد درآمد رو شامل میشه، اما مسلمان مالیات و عوارض دیگهای هم اضافه کرد، و نگفت گرفتن اینها خلاف شرع اسلامه. گفت زکات رو باید داد، مالیات هم باید داد، چون زکات رو خدا لازم داره و مالیات رو کشور! اما همین منطق رو درباره دیه به کار نبرد. نگفت دیه زن نصف مرد و متعلق به خداست، و به اندازه یک نصف دیگهش هم باید کشور بگیره، تا مردی که یک زن رو کشته به اندازه یک دیه کامل بدهکار بشه.
اگه از واژه اسلامهراسی استفاده کنیم، علاوه بر اینکه غلطه چون اسلام یک پدیده طبیعی خنثی مثل فضای تنگ و باریک نیست، غلطه چون معنیش اینه که داریم میگیم مسلمان امروز همونقدر هراسانگیزه که مسلمان هزارسال پیش هراسانگیز بود. که نیست. چون مسلمان امروز به مراتب هراسانگیزتر از مسلمان هزارسال پیشه.
Forwarded from Anarchonomy
الان پیک مصرف برق ایران ۶۷ هزارمگاواته، و ۱۲ هزارمگاوات کسری دارند. همزمان پیک ایالت تگزاس به ۷۶ هزارمگاوات رسیده. ازین مقدار، بالای ۲۸ درصدش از خورشید بوده، بالای ۲۳ درصدش از باد، که یعنی مجموعا بالای ۵۲ درصد! این حجم تولید این دو باعث شده معادل ۱۶ هزار مگاوات از ظرفیت نیروگاههای سوخت فسیلی آفلاین بشه.
مهمه اداره خونه رو به کی بسپاری.
مهمه اداره خونه رو به کی بسپاری.
Forwarded from Anarchonomy
بچه جهان سومی وقتی به جایی غیر از کشور خودش مهاجرت میکنه چیزی که باعث میشه دچار یأس بشه اینه که مترو اون کشور بوی ادرار میده! یا آسفالت چاله داره! اینها نوادگان همون جهانگردان دوران قاجار هستند که وقتی به دیار فرنگ میرفتند چیزی که مأیوسشون میکرد این بود که کنار توالت اونها آفتابه نبود!
اما من رو این مأیوس میکنه که شهروندانی که در یک تمدن پیشرفتهتر زندگی کردهاند به همون جمعبندیهای فکری میرسند که پدر بیسواد من رسیده (منظور از پدرم صرفا یک شخص نیست، مجموعه تیپی این آدمهاست). شهروند جامعه متمدنتر و پیشرفتهتر داره میگه بعد از هفتاد سالگی دیگه به پزشک مراجعه نمیکنم، چون میدونم که ازین سن به بعد درمانها یا جواب نمیدن یا یک دوره سخت رو به قبل از مرگ اضافه میکنند و اسمش رو میذارن «زنده نگه داشتن» که عملا زندگی نیست. پس بعد از هفتاد سالگی هرچه پیش آمد، میپذیرم و میذارم روند خودش رو طی کنه و اونجوری که میخواد جونم رو بگیره. اینجوری ممکنه کمتر زنده بمونم ولی دردسر و عذابش کمتره! و این نظر نسل پدر من هم است. مردمانی که در پشت کوهها چوپون به دنیا اومدند.
شخصا این موضوع مربوط به من نمیشه و خارج از بحثم، چون هرگز به هفتاد سالگی نخواهم رسید و خیلی زودتر پروندهم بسته میشه. اما این اشتراک در طرز فکرهاست که مأیوسکنندهست. خود نسل پدرم میگه در قدیم وقتی پیرمرد و پیرزنی در خونه داشتند که امید به بهبودی نبود، میرفتند گاوی گوسفندی چیزی تهیه میکردند و میآوردند میبستند تو حیاط، که وقتی فوت کرد غذای مراسم ختمش آماده باشه، و گاهی اون حیوان تو این مدت پروارتر میشد! و میپرسم پس چرا فراموشی مصلحتی گرفتید؟ همینکه اون حیوان پروارتر شده یعنی اون سالمند چند هفته خوابیده بوده؟ که البته خواب نبوده، داشته رنج میکشیده. چطور وقتی به راه حلهای امروز پزشکی که میرسید، اون رنج کشیدنهای طولانی رو یادتون میره؟ ناگهان یادتون میره که همون قدیم هم خیلی کم پیش میاومد کسی شب بخوابه و صبح بیدار نشه. بقیه با عذاب جان میدادند. اما الان وانمود میکنید این عذاب رو راهحلهای پزشکی اضافه کردهاند! این دوگانه «مرگ راحت» و «مرگی که دکترها تحمیل میکنند» یک دوگانه فیکه. مرگ راحت نصیب یک اقلیت میشه، چه دکترها دخالت میکردند چه نمیکردند. تمام شدن بدن، یک پروسه سخت و دردناک و معمولا طولانیه. این طبیعتشه و تحمیل پزشکی نیست. با فاصله گرفتن از راهحلهای پزشکی نمیتونی ازش فرار کنی.
ازین گذشته هیچکس بدن خودش رو نمیشناسه، حتی اونهایی که فکر میکنند خوب میشناسند. آیا کرونا شاهد کافی نبود که بعضی جوانهای سی ساله از پسش برنیومدند و بعضی پیرزنهای هفتاد ساله بعد از یک هفته تنفس با ونتیلاتور زنده موندند؟ چون زود سرما میخوری تضمین نمیکنه که از یه سینه پهلوی شدید زنده درنمیای، یا عوارض آنتیبیوتیکهای خیلی قوی که برای اون سینه پهلو بت دادن بعدا از کار میندازتت. باید همه اینها انجام بشه تا معلوم بشه.
اینکه شهروند جامعه باسوادتر و علمپذیرتر هم این منطق ساده رو نمیپذیره، مأیوس کنندهست. و گرنه اگه مترو بو بده میشه اوبر گرفت.
اما من رو این مأیوس میکنه که شهروندانی که در یک تمدن پیشرفتهتر زندگی کردهاند به همون جمعبندیهای فکری میرسند که پدر بیسواد من رسیده (منظور از پدرم صرفا یک شخص نیست، مجموعه تیپی این آدمهاست). شهروند جامعه متمدنتر و پیشرفتهتر داره میگه بعد از هفتاد سالگی دیگه به پزشک مراجعه نمیکنم، چون میدونم که ازین سن به بعد درمانها یا جواب نمیدن یا یک دوره سخت رو به قبل از مرگ اضافه میکنند و اسمش رو میذارن «زنده نگه داشتن» که عملا زندگی نیست. پس بعد از هفتاد سالگی هرچه پیش آمد، میپذیرم و میذارم روند خودش رو طی کنه و اونجوری که میخواد جونم رو بگیره. اینجوری ممکنه کمتر زنده بمونم ولی دردسر و عذابش کمتره! و این نظر نسل پدر من هم است. مردمانی که در پشت کوهها چوپون به دنیا اومدند.
شخصا این موضوع مربوط به من نمیشه و خارج از بحثم، چون هرگز به هفتاد سالگی نخواهم رسید و خیلی زودتر پروندهم بسته میشه. اما این اشتراک در طرز فکرهاست که مأیوسکنندهست. خود نسل پدرم میگه در قدیم وقتی پیرمرد و پیرزنی در خونه داشتند که امید به بهبودی نبود، میرفتند گاوی گوسفندی چیزی تهیه میکردند و میآوردند میبستند تو حیاط، که وقتی فوت کرد غذای مراسم ختمش آماده باشه، و گاهی اون حیوان تو این مدت پروارتر میشد! و میپرسم پس چرا فراموشی مصلحتی گرفتید؟ همینکه اون حیوان پروارتر شده یعنی اون سالمند چند هفته خوابیده بوده؟ که البته خواب نبوده، داشته رنج میکشیده. چطور وقتی به راه حلهای امروز پزشکی که میرسید، اون رنج کشیدنهای طولانی رو یادتون میره؟ ناگهان یادتون میره که همون قدیم هم خیلی کم پیش میاومد کسی شب بخوابه و صبح بیدار نشه. بقیه با عذاب جان میدادند. اما الان وانمود میکنید این عذاب رو راهحلهای پزشکی اضافه کردهاند! این دوگانه «مرگ راحت» و «مرگی که دکترها تحمیل میکنند» یک دوگانه فیکه. مرگ راحت نصیب یک اقلیت میشه، چه دکترها دخالت میکردند چه نمیکردند. تمام شدن بدن، یک پروسه سخت و دردناک و معمولا طولانیه. این طبیعتشه و تحمیل پزشکی نیست. با فاصله گرفتن از راهحلهای پزشکی نمیتونی ازش فرار کنی.
ازین گذشته هیچکس بدن خودش رو نمیشناسه، حتی اونهایی که فکر میکنند خوب میشناسند. آیا کرونا شاهد کافی نبود که بعضی جوانهای سی ساله از پسش برنیومدند و بعضی پیرزنهای هفتاد ساله بعد از یک هفته تنفس با ونتیلاتور زنده موندند؟ چون زود سرما میخوری تضمین نمیکنه که از یه سینه پهلوی شدید زنده درنمیای، یا عوارض آنتیبیوتیکهای خیلی قوی که برای اون سینه پهلو بت دادن بعدا از کار میندازتت. باید همه اینها انجام بشه تا معلوم بشه.
اینکه شهروند جامعه باسوادتر و علمپذیرتر هم این منطق ساده رو نمیپذیره، مأیوس کنندهست. و گرنه اگه مترو بو بده میشه اوبر گرفت.
Forwarded from Anarchonomy
بچه جهان سومی وقتی به جایی غیر از کشور خودش مهاجرت میکنه چیزی که باعث میشه دچار یأس بشه اینه که مترو اون کشور بوی ادرار میده! یا آسفالت چاله داره! اینها نوادگان همون جهانگردان دوران قاجار هستند که وقتی به دیار فرنگ میرفتند چیزی که مأیوسشون میکرد این بود که کنار توالت اونها آفتابه نبود!
اما من رو این مأیوس میکنه که شهروندانی که در یک تمدن پیشرفتهتر زندگی کردهاند به همون جمعبندیهای فکری میرسند که پدر بیسواد من رسیده (منظور از پدرم صرفا یک شخص نیست، مجموعه تیپی این آدمهاست). شهروند جامعه متمدنتر و پیشرفتهتر داره میگه بعد از هفتاد سالگی دیگه به پزشک مراجعه نمیکنم، چون میدونم که ازین سن به بعد درمانها یا جواب نمیدن یا یک دوره سخت رو به قبل از مرگ اضافه میکنند و اسمش رو میذارن «زنده نگه داشتن» که عملا زندگی نیست. پس بعد از هفتاد سالگی هرچه پیش آمد، میپذیرم و میذارم روند خودش رو طی کنه و اونجوری که میخواد جونم رو بگیره. اینجوری ممکنه کمتر زنده بمونم ولی دردسر و عذابش کمتره! و این نظر نسل پدر من هم است. مردمانی که در پشت کوهها چوپون به دنیا اومدند.
شخصا این موضوع مربوط به من نمیشه و خارج از بحثم، چون هرگز به هفتاد سالگی نخواهم رسید و خیلی زودتر پروندهم بسته میشه. اما این اشتراک در طرز فکرهاست که مأیوسکنندهست. خود نسل پدرم میگه در قدیم وقتی پیرمرد و پیرزنی در خونه داشتند که امید به بهبودی نبود، میرفتند گاوی گوسفندی چیزی تهیه میکردند و میآوردند میبستند تو حیاط، که وقتی فوت کرد غذای مراسم ختمش آماده باشه، و گاهی اون حیوان تو این مدت پروارتر میشد! و میپرسم پس چرا فراموشی مصلحتی گرفتید؟ همینکه اون حیوان پروارتر شده یعنی اون سالمند چند هفته خوابیده بوده؟ که البته خواب نبوده، داشته رنج میکشیده. چطور وقتی به راه حلهای امروز پزشکی که میرسید، اون رنج کشیدنهای طولانی رو یادتون میره؟ ناگهان یادتون میره که همون قدیم هم خیلی کم پیش میاومد کسی شب بخوابه و صبح بیدار نشه. بقیه با عذاب جان میدادند. اما الان وانمود میکنید این عذاب رو راهحلهای پزشکی اضافه کردهاند! این دوگانه «مرگ راحت» و «مرگی که دکترها تحمیل میکنند» یک دوگانه فیکه. مرگ راحت نصیب یک اقلیت میشه، چه دکترها دخالت میکردند چه نمیکردند. تمام شدن بدن، یک پروسه سخت و دردناک و معمولا طولانیه. این طبیعتشه و تحمیل پزشکی نیست. با فاصله گرفتن از راهحلهای پزشکی نمیتونی ازش فرار کنی.
ازین گذشته هیچکس بدن خودش رو نمیشناسه، حتی اونهایی که فکر میکنند خوب میشناسند. آیا کرونا شاهد کافی نبود که بعضی جوانهای سی ساله از پسش برنیومدند و بعضی پیرزنهای هفتاد ساله بعد از یک هفته تنفس با ونتیلاتور زنده موندند؟ چون زود سرما میخوری تضمین نمیکنه که از یه سینه پهلوی شدید زنده درنمیای، یا عوارض آنتیبیوتیکهای خیلی قوی که برای اون سینه پهلو بت دادن بعدا از کار میندازتت. باید همه اینها انجام بشه تا معلوم بشه.
اینکه شهروند جامعه باسوادتر و علمپذیرتر هم این منطق ساده رو نمیپذیره، مأیوس کنندهست. و گرنه اگه مترو بو بده میشه اوبر گرفت.
اما من رو این مأیوس میکنه که شهروندانی که در یک تمدن پیشرفتهتر زندگی کردهاند به همون جمعبندیهای فکری میرسند که پدر بیسواد من رسیده (منظور از پدرم صرفا یک شخص نیست، مجموعه تیپی این آدمهاست). شهروند جامعه متمدنتر و پیشرفتهتر داره میگه بعد از هفتاد سالگی دیگه به پزشک مراجعه نمیکنم، چون میدونم که ازین سن به بعد درمانها یا جواب نمیدن یا یک دوره سخت رو به قبل از مرگ اضافه میکنند و اسمش رو میذارن «زنده نگه داشتن» که عملا زندگی نیست. پس بعد از هفتاد سالگی هرچه پیش آمد، میپذیرم و میذارم روند خودش رو طی کنه و اونجوری که میخواد جونم رو بگیره. اینجوری ممکنه کمتر زنده بمونم ولی دردسر و عذابش کمتره! و این نظر نسل پدر من هم است. مردمانی که در پشت کوهها چوپون به دنیا اومدند.
شخصا این موضوع مربوط به من نمیشه و خارج از بحثم، چون هرگز به هفتاد سالگی نخواهم رسید و خیلی زودتر پروندهم بسته میشه. اما این اشتراک در طرز فکرهاست که مأیوسکنندهست. خود نسل پدرم میگه در قدیم وقتی پیرمرد و پیرزنی در خونه داشتند که امید به بهبودی نبود، میرفتند گاوی گوسفندی چیزی تهیه میکردند و میآوردند میبستند تو حیاط، که وقتی فوت کرد غذای مراسم ختمش آماده باشه، و گاهی اون حیوان تو این مدت پروارتر میشد! و میپرسم پس چرا فراموشی مصلحتی گرفتید؟ همینکه اون حیوان پروارتر شده یعنی اون سالمند چند هفته خوابیده بوده؟ که البته خواب نبوده، داشته رنج میکشیده. چطور وقتی به راه حلهای امروز پزشکی که میرسید، اون رنج کشیدنهای طولانی رو یادتون میره؟ ناگهان یادتون میره که همون قدیم هم خیلی کم پیش میاومد کسی شب بخوابه و صبح بیدار نشه. بقیه با عذاب جان میدادند. اما الان وانمود میکنید این عذاب رو راهحلهای پزشکی اضافه کردهاند! این دوگانه «مرگ راحت» و «مرگی که دکترها تحمیل میکنند» یک دوگانه فیکه. مرگ راحت نصیب یک اقلیت میشه، چه دکترها دخالت میکردند چه نمیکردند. تمام شدن بدن، یک پروسه سخت و دردناک و معمولا طولانیه. این طبیعتشه و تحمیل پزشکی نیست. با فاصله گرفتن از راهحلهای پزشکی نمیتونی ازش فرار کنی.
ازین گذشته هیچکس بدن خودش رو نمیشناسه، حتی اونهایی که فکر میکنند خوب میشناسند. آیا کرونا شاهد کافی نبود که بعضی جوانهای سی ساله از پسش برنیومدند و بعضی پیرزنهای هفتاد ساله بعد از یک هفته تنفس با ونتیلاتور زنده موندند؟ چون زود سرما میخوری تضمین نمیکنه که از یه سینه پهلوی شدید زنده درنمیای، یا عوارض آنتیبیوتیکهای خیلی قوی که برای اون سینه پهلو بت دادن بعدا از کار میندازتت. باید همه اینها انجام بشه تا معلوم بشه.
اینکه شهروند جامعه باسوادتر و علمپذیرتر هم این منطق ساده رو نمیپذیره، مأیوس کنندهست. و گرنه اگه مترو بو بده میشه اوبر گرفت.
Forwarded from فروشگاه کورد ستلایت شاپ (پشتیبانی فروشگاه کورد ستلایت)
🐧 #سيستم_عامل_لینوکس_4K🐧
👻 #سیستم_عامل_اندروید👻
🔹 #سیستمعامل_وب🔹
✔️ #فول_اچدیH265_10BIT✔️
🤩 #فول_اچدیH265_8BIT🤩
🛒 اندروید باکس 4k و حرفه ای☑
🟡#رسیورهای فول اچدی🟣
✳️رسیور مینی آیکون فوراور ساپورت H265 با چندین IP TV
💠 رسیور استارست مینی 688HD GOLD _ SR _ FOREVER کنترل بزرگ دو چشمی
⭕️ رسیور استارست ۹۹۹۰ کارتن جدید کنترل بزرگ جدید
✳️رسیور مینی توکیوسات
🔅 #موتور پرمیوم لوله گرد قدیمی بدون کارتن کار نکرده
🟢برد اصلی
🟡برد کپی
✳️ماژول جایگزین IC میکرو کنترلر
📶 فایندر های موجود در فروشگاه 🥏
🟢PREMIUM X12200
⭕️ PREMIUM 10900
✳️PREMIUM 4000 عقربه ای
🥏GTMEDIA V8 FINDER V2
(تک کاره)
(سه کاره )
⭕️ ال ان بی اینورتو دو سوزنه
〰️〰️
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
YouTube
❤️ معرفی و انباکس رسیور VU +ZERO 4K (ویو پلاس زیرو فورکی) جهت خرید تماس با ما 09144344709
❤️ فروش رسیور های حرفه ای (8K-4K-Full HD) از برندهای مختلف والنبی های قوی
🕸️نمایندگی محصولات شرکت اسپایدر
https://t.me/kurd_sat_shop لینک کانال
لینک گروه https://t.me/Kurd_sat_shop_gorup
✅جهت خرید محصولات🛒
@seller_kurd_sat_shop
👈 واتساپ wa.me/+989149401251…
🕸️نمایندگی محصولات شرکت اسپایدر
https://t.me/kurd_sat_shop لینک کانال
لینک گروه https://t.me/Kurd_sat_shop_gorup
✅جهت خرید محصولات🛒
@seller_kurd_sat_shop
👈 واتساپ wa.me/+989149401251…
Forwarded from Vahid Online وحید آنلاین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیوی دریافتی از #فسا: گفتند شورای تامین اجازه نمیده #زنان در استادیوم حضور داشته باشند، همه #مردان ورزشگاه رو ترک کردند، از جمله ورزشکاران.
Vahid
📡 @VahidOnline
Vahid
📡 @VahidOnline
Forwarded from Vahid Online وحید آنلاین
پست جدید ترامپ در شبکه تروث سوشال
ترجمه گوگل: ما همچنان به حل دیپلماتیک مسئله هستهای ایران متعهد هستیم! به کل دولت من دستور داده شده است که با ایران مذاکره کنند. آنها میتوانند کشور بزرگی باشند، اما ابتدا باید کاملاً از امید به دستیابی به سلاح هستهای دست بکشند. از توجه شما به این موضوع متشکرم!
realDonaldTrump
📡 @VahidOnline
ترجمه گوگل: ما همچنان به حل دیپلماتیک مسئله هستهای ایران متعهد هستیم! به کل دولت من دستور داده شده است که با ایران مذاکره کنند. آنها میتوانند کشور بزرگی باشند، اما ابتدا باید کاملاً از امید به دستیابی به سلاح هستهای دست بکشند. از توجه شما به این موضوع متشکرم!
realDonaldTrump
📡 @VahidOnline
Forwarded from Vahid Online وحید آنلاین