Forwarded from کانال شخصی یاشار سلطانی
قطع سیمکارت برخی خبرنگاران و حذف پستهای اینستاگرام
مهدی امیرپور، روزنامهنگار و مدیر روابط عمومی دیجیکالا با انتشار این تصویر خبر داده است که «بعد از حدود یک ماه قطعی ناگهانی سیمکارت صدف فاطمی (همسرم)، او را مجبور کردند تمام پستهای توییتر و اینستاگرامش را پاک کند و این پست دستوری را بگذارد.»
صدف فاطمی روزنامهنگار حوزه اجتماعی است.
سهشنبه سوم مهرماه خانم فاطمی در صفحه شخصی خود نوشت: «سیمکارت من از هفته پیش قطع شده و هنوز مشخص نیست این دستور از طرف کدام شخص یا نهاد و سازمانی و برمبنای کدام قانون صورت گرفته است.»
چندی پیش شرق نیز در گزارشی نوشت: در چند ماه اخیر سیم کارت برخی از خبرنگاران و فعالان سیاسی قطع و مسدود شده است که با پیگیری آنها مشخص شد این محدودیت توسط برخی نهادها انجام شده است.
پیام درفشان، وکیل حقوق بشری، به شرق گفته پیش از این هم در پرونده های مشابه چنین محدودیتی وجود داشته است.
شهلا اروجی نیز این شکل مجازات را برخلاف قوانین موجود میداند و به «شرق» گفته چنین مجازاتی در قوانین ما پیش بینی نشده است و حتی به عنوان مجازات تکمیلی و تبعی هم قابل اعمال نیست./ باشگاه روزنامهنگاران
@yashar_soltani | یاشار سلطانی
مهدی امیرپور، روزنامهنگار و مدیر روابط عمومی دیجیکالا با انتشار این تصویر خبر داده است که «بعد از حدود یک ماه قطعی ناگهانی سیمکارت صدف فاطمی (همسرم)، او را مجبور کردند تمام پستهای توییتر و اینستاگرامش را پاک کند و این پست دستوری را بگذارد.»
صدف فاطمی روزنامهنگار حوزه اجتماعی است.
سهشنبه سوم مهرماه خانم فاطمی در صفحه شخصی خود نوشت: «سیمکارت من از هفته پیش قطع شده و هنوز مشخص نیست این دستور از طرف کدام شخص یا نهاد و سازمانی و برمبنای کدام قانون صورت گرفته است.»
چندی پیش شرق نیز در گزارشی نوشت: در چند ماه اخیر سیم کارت برخی از خبرنگاران و فعالان سیاسی قطع و مسدود شده است که با پیگیری آنها مشخص شد این محدودیت توسط برخی نهادها انجام شده است.
پیام درفشان، وکیل حقوق بشری، به شرق گفته پیش از این هم در پرونده های مشابه چنین محدودیتی وجود داشته است.
شهلا اروجی نیز این شکل مجازات را برخلاف قوانین موجود میداند و به «شرق» گفته چنین مجازاتی در قوانین ما پیش بینی نشده است و حتی به عنوان مجازات تکمیلی و تبعی هم قابل اعمال نیست./ باشگاه روزنامهنگاران
@yashar_soltani | یاشار سلطانی
یک پیشنهاد برای تنظیم روابط با کشور بیچشم و روی لبنان
نخست وزیر لبنان خطاب به ایران: «عواطف خود را نسبت به لبنان کم کنید»
https://virgool.io/@mrali/%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%86%D8%B8%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%A8%DB%8C-%DA%86%D8%B4%D9%85-%D9%88-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D9%84%D8%A8%D9%86%D8%A7%D9%86-qwcpc8lwxyeo
نخست وزیر لبنان خطاب به ایران: «عواطف خود را نسبت به لبنان کم کنید»
https://virgool.io/@mrali/%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%86%D8%B8%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%A8%DB%8C-%DA%86%D8%B4%D9%85-%D9%88-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D9%84%D8%A8%D9%86%D8%A7%D9%86-qwcpc8lwxyeo
ویرگول
یک پیشنهاد برای تنظیم روابط با کشور بیچشم و روی لبنان - ویرگول
نخست وزیر لبنان خطاب به ایران: «عواطف خود را نسبت به لبنان کم کنید»
یک پیشنهاد برای تنظیم روابط با کشور بیچشم و روی لبنان
https://virgool.io/@mrali/%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%86%D8%B8%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%A8%DB%8C-%DA%86%D8%B4%D9%85-%D9%88-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D9%84%D8%A8%D9%86%D8%A7%D9%86-qwcpc8lwxyeo
https://virgool.io/@mrali/%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%86%D8%B8%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%A8%DB%8C-%DA%86%D8%B4%D9%85-%D9%88-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D9%84%D8%A8%D9%86%D8%A7%D9%86-qwcpc8lwxyeo
ویرگول
یک پیشنهاد برای تنظیم روابط با کشور بیچشم و روی لبنان - ویرگول
نخست وزیر لبنان خطاب به ایران: «عواطف خود را نسبت به لبنان کم کنید»
Forwarded from مجمع دیوانگان
دو دستاورد از پس ۵۰۰۰ روز مقاومت
#A 451
آرمان امیری @armanparian
نخست:
نقدی تاریخی به برخی رویکردهای سیاسی وارد است که اتفاقا در کشور ما بسیار اهمیت پیدا میکند. نقدی که مدعی است: خلط کردن کارکرد اصلی سیاست، از محل مصالحه برای کسب نتیجه، به محل مقاومت بر سر حقانیت، انحرافی در اساس مفهوم و کارکرد امر سیاسی است. از نظرگاه این نقد، بزرگترین آسیب در تاریخ معاصر کشور ما، فقدان شیوهای از سیاست بوده که نتیجهگرایی را در راس اولویتهای خود قرار دهد، و هرگز عرصهی چانهزنی مداوم سیاسی را به انسداد تقابلگرایی نکشاند. من بدون شک با چنین نظرگاه و نقدی موافقم، اما گمان میکنم این مقدمهی قابل قبول و حتی ضروری، امروز به دستمایهای برای وهن اساس و بنیان مفهوم سیاست در کشور ما بدل شده است.
وقتی از ضرورت حصول توافق در سیاست سخن میگوییم، به صورت پیشفرض در نظر گرفتهایم که جریانات سیاسی متفاوت، نمایندهی مطالبات، رویکردها و ارزشهای متفاوتی هستند. توافق تنها وقتی معنادار است که به عنوان نقطهی توازنی میان «امکانات» با «اهداف» دیده شود. به همان میزان که نادیده گرفتن «امکانات» و تمرکز متعصبانه بر «اهداف» میتواند سیاست را به ورطهی «حقطلبی انتزاعی» بکشاند، تمرکز بر ضرورت حصول هرگونه «توافق» بدون در نظر گرفتن «اهداف، مقاصد و ارزشها» نیز اصل مسالهی سیاست را بلاموضوع میکند.
مایی که به چشم دیدیم طی ربع قرن گذشته چطور رویای «اصلاحات»، ابتدا به «اعتدال» نزول یافت و سپس تا سر حد «روزنهگشایی» سقوط کرد به خوبی میتوانیم قضاوت کنیم که بیتوجهی به پرنسیبهای سیاسی چطور میتواند اصل موضوع سیاست را به ابتذال بکشاند. کافی است از خود بپرسیم که همین امروز، آن جریانات مدعی نتیجهگرایی از پس سیاست معطوف به توافق کجا ایستادهاند؟ آیا مهرههایی اثرگذار در سطح تغییر سیاستهای کلان کشوری هستند؟ آیا میتوانند جلوی بحرانهای بزرگ داخلی و خارجی را بگیرند؟ آیا در دل جامعه قدرت نفوذ، اثرگذاری و بسیج نیرویی برایشان باقی مانده؟ یا به کل به مهرههایی خنثی، بیاراده و بیاثر در تمامی ساحتهای سیاسی و اجتماعی بدل شدهاند؟
در نقطهی مقابل، این فهم و روش متفاوت میرحسین موسوی از معنا و ساحت سیاست بود که سبب شد در زمانی که منتقدان به ظاهر واقعبینش به ورطهی یک سقوط آزاد سیاسی و اجتماعی افتادهاند، نام او همچنان به عنوان یک وزنهی اثرگذار و ای بسا آیندهساز در سیاست و جامعهی کشور سنگینی کند.
دوم:
در مباحث معطوف به توسعه سیاسی، تعبیری وجود دارد معروف به «جلگهی انتخاب»؛ منظور آنکه هیچ کشوری به تمامی راهها و مسیرهایی که از نظر تئوریک میتوان متصور شد دسترسی ندارد. امکانهای انتخاب پیش روی هر ملت و جامعهای، محدود به ظرفیتهایی است که پیشتر در دل خود فراهم کرده باشد. ما میتوانیم روی کاغذ از الفاظی چون سوسیال دموکراسی، لیبرال دموکراسی، جمهوریخواهی، مشروطهخواهی یا غیره سخن بگوییم، اما این ایدهها تنها زمانی به عنوان یک «امکان واقعی سیاسی» مطرح هستند که یک نیروی واقعی سیاسی بتواند آنها را نمایندگی کند. با چنین مقدمهای، هرچه تنوع جریانات سیاسی یک کشور گستردهتر شود، به نوعی توانایی ذاتی آن کشور برای توسعهی سیاسی افزایش مییابد، چرا که دایرهی امکانات و جلگهی انتخابش گستردهتر و متنوعتر میشود.
حال میتوان دریافت که وقتی یک چهرهی سیاسی یا حتی یک جریان سیاسی وجاهت، اعتبار و آبروی خود را روی منفعتطلبیهای شتابزده و کوتهبینانه قمار میکند و اعتماد عمومی را از بین میبرد، این تنها خودش نیست که متضرر میشود، بلکه با حذف خودش از دایرهی نیروهای اثرگذاری سیاسی و اجتماعی، به کاهش «امکانهای سیاسی جامعه» و در نتیجه سقوط ظرفیتهای توسعهی سیاسی هم دامن زده است.
این مقدمهی به ظاهر نظری، مسالهای است که اتفاقا امروز هر شهروند ایرانی با پوست و گوشت و استخوانش میتواند آن را لمس کند، در تکتک لحظاتی که از خود میپرسد: «برای تغییر مسیر آینده چه گزینههایی وجود دارد؟»
اینجا جایی است که دوست و دشمن، مخالف و موافق ناچار به اعتراف هستند که نام «میرحسین موسوی» همچنان به عنوان یک گزینهی غیرقابل انکار، و در نتیجه یک انتخاب و یک مسیر سیاستورزی پیش روی جامعهی ایرانی قرار دارد، چرا که او بر خلاف بسیاری دیگر حاضر نشد با تکرارهای مداوم راههای شکست خورده، با وجاهت سیاسی خود و اعتماد متقابل اجتماعی بازی کند، و حال میتواند نتیجهی این پایداری را به شکل یک امکان انتخاب، به جلگهی انتخاب سیاسی کشور تقدیم کند و همهی ما را به اندکی گستردهتر شدن ظرفیتهای توسعهی سیاسی کشور امیدوار نگه دارد.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
#A 451
آرمان امیری @armanparian
نخست:
نقدی تاریخی به برخی رویکردهای سیاسی وارد است که اتفاقا در کشور ما بسیار اهمیت پیدا میکند. نقدی که مدعی است: خلط کردن کارکرد اصلی سیاست، از محل مصالحه برای کسب نتیجه، به محل مقاومت بر سر حقانیت، انحرافی در اساس مفهوم و کارکرد امر سیاسی است. از نظرگاه این نقد، بزرگترین آسیب در تاریخ معاصر کشور ما، فقدان شیوهای از سیاست بوده که نتیجهگرایی را در راس اولویتهای خود قرار دهد، و هرگز عرصهی چانهزنی مداوم سیاسی را به انسداد تقابلگرایی نکشاند. من بدون شک با چنین نظرگاه و نقدی موافقم، اما گمان میکنم این مقدمهی قابل قبول و حتی ضروری، امروز به دستمایهای برای وهن اساس و بنیان مفهوم سیاست در کشور ما بدل شده است.
وقتی از ضرورت حصول توافق در سیاست سخن میگوییم، به صورت پیشفرض در نظر گرفتهایم که جریانات سیاسی متفاوت، نمایندهی مطالبات، رویکردها و ارزشهای متفاوتی هستند. توافق تنها وقتی معنادار است که به عنوان نقطهی توازنی میان «امکانات» با «اهداف» دیده شود. به همان میزان که نادیده گرفتن «امکانات» و تمرکز متعصبانه بر «اهداف» میتواند سیاست را به ورطهی «حقطلبی انتزاعی» بکشاند، تمرکز بر ضرورت حصول هرگونه «توافق» بدون در نظر گرفتن «اهداف، مقاصد و ارزشها» نیز اصل مسالهی سیاست را بلاموضوع میکند.
مایی که به چشم دیدیم طی ربع قرن گذشته چطور رویای «اصلاحات»، ابتدا به «اعتدال» نزول یافت و سپس تا سر حد «روزنهگشایی» سقوط کرد به خوبی میتوانیم قضاوت کنیم که بیتوجهی به پرنسیبهای سیاسی چطور میتواند اصل موضوع سیاست را به ابتذال بکشاند. کافی است از خود بپرسیم که همین امروز، آن جریانات مدعی نتیجهگرایی از پس سیاست معطوف به توافق کجا ایستادهاند؟ آیا مهرههایی اثرگذار در سطح تغییر سیاستهای کلان کشوری هستند؟ آیا میتوانند جلوی بحرانهای بزرگ داخلی و خارجی را بگیرند؟ آیا در دل جامعه قدرت نفوذ، اثرگذاری و بسیج نیرویی برایشان باقی مانده؟ یا به کل به مهرههایی خنثی، بیاراده و بیاثر در تمامی ساحتهای سیاسی و اجتماعی بدل شدهاند؟
در نقطهی مقابل، این فهم و روش متفاوت میرحسین موسوی از معنا و ساحت سیاست بود که سبب شد در زمانی که منتقدان به ظاهر واقعبینش به ورطهی یک سقوط آزاد سیاسی و اجتماعی افتادهاند، نام او همچنان به عنوان یک وزنهی اثرگذار و ای بسا آیندهساز در سیاست و جامعهی کشور سنگینی کند.
دوم:
در مباحث معطوف به توسعه سیاسی، تعبیری وجود دارد معروف به «جلگهی انتخاب»؛ منظور آنکه هیچ کشوری به تمامی راهها و مسیرهایی که از نظر تئوریک میتوان متصور شد دسترسی ندارد. امکانهای انتخاب پیش روی هر ملت و جامعهای، محدود به ظرفیتهایی است که پیشتر در دل خود فراهم کرده باشد. ما میتوانیم روی کاغذ از الفاظی چون سوسیال دموکراسی، لیبرال دموکراسی، جمهوریخواهی، مشروطهخواهی یا غیره سخن بگوییم، اما این ایدهها تنها زمانی به عنوان یک «امکان واقعی سیاسی» مطرح هستند که یک نیروی واقعی سیاسی بتواند آنها را نمایندگی کند. با چنین مقدمهای، هرچه تنوع جریانات سیاسی یک کشور گستردهتر شود، به نوعی توانایی ذاتی آن کشور برای توسعهی سیاسی افزایش مییابد، چرا که دایرهی امکانات و جلگهی انتخابش گستردهتر و متنوعتر میشود.
حال میتوان دریافت که وقتی یک چهرهی سیاسی یا حتی یک جریان سیاسی وجاهت، اعتبار و آبروی خود را روی منفعتطلبیهای شتابزده و کوتهبینانه قمار میکند و اعتماد عمومی را از بین میبرد، این تنها خودش نیست که متضرر میشود، بلکه با حذف خودش از دایرهی نیروهای اثرگذاری سیاسی و اجتماعی، به کاهش «امکانهای سیاسی جامعه» و در نتیجه سقوط ظرفیتهای توسعهی سیاسی هم دامن زده است.
این مقدمهی به ظاهر نظری، مسالهای است که اتفاقا امروز هر شهروند ایرانی با پوست و گوشت و استخوانش میتواند آن را لمس کند، در تکتک لحظاتی که از خود میپرسد: «برای تغییر مسیر آینده چه گزینههایی وجود دارد؟»
اینجا جایی است که دوست و دشمن، مخالف و موافق ناچار به اعتراف هستند که نام «میرحسین موسوی» همچنان به عنوان یک گزینهی غیرقابل انکار، و در نتیجه یک انتخاب و یک مسیر سیاستورزی پیش روی جامعهی ایرانی قرار دارد، چرا که او بر خلاف بسیاری دیگر حاضر نشد با تکرارهای مداوم راههای شکست خورده، با وجاهت سیاسی خود و اعتماد متقابل اجتماعی بازی کند، و حال میتواند نتیجهی این پایداری را به شکل یک امکان انتخاب، به جلگهی انتخاب سیاسی کشور تقدیم کند و همهی ما را به اندکی گستردهتر شدن ظرفیتهای توسعهی سیاسی کشور امیدوار نگه دارد.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
Telegram
مجمع دیوانگان
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
Forwarded from instagram | اینستاگرام | youtube | یوتیوب
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤖 دریافت شده توسط @iDownloadersBot
🤖 دریافت شده توسط @iDownloadersBot
Forwarded from پروکسی ملی | Nova Proxy (ᴇᴍᴀᴅ)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نگاهش از صد تا فحش بدتر بود
آیفون|آیفون|آیفون|آیفون|آیفون|آیفون
همراه|همراه|همراه|همراه|همراه
همراه|همراه|همراه|همراه|همراه
همراه|همراه|همراه|همراه|همراه
همراه|همراه|همراه|همراه|همراه
همراه|همراه|همراه|همراه|همراه
همراه|همراه|همراه|همراه|همراه
پروکسی|پروکسی|پروکسی|پروکسی
پروکسی|پروکسی|پروکسی|پروکسی
پروکسی|پروکسی|پروکسی|پروکسی
پروکسی|پروکسی|پروکسی|پروکسی
ایرانسل|ایرانسل|ایرانسل|ایرانسل|ایرانسل
ایرانسل|ایرانسل|ایرانسل|ایرانسل|ایرانسل
[ خبر فوری و کانفیگ رایگان ]
🌐 @NPROXY ☜
آیفون|آیفون|آیفون|آیفون|آیفون|آیفون
همراه|همراه|همراه|همراه|همراه
همراه|همراه|همراه|همراه|همراه
همراه|همراه|همراه|همراه|همراه
همراه|همراه|همراه|همراه|همراه
همراه|همراه|همراه|همراه|همراه
همراه|همراه|همراه|همراه|همراه
پروکسی|پروکسی|پروکسی|پروکسی
پروکسی|پروکسی|پروکسی|پروکسی
پروکسی|پروکسی|پروکسی|پروکسی
پروکسی|پروکسی|پروکسی|پروکسی
ایرانسل|ایرانسل|ایرانسل|ایرانسل|ایرانسل
ایرانسل|ایرانسل|ایرانسل|ایرانسل|ایرانسل
[ خبر فوری و کانفیگ رایگان ]
🌐 @NPROXY ☜
Forwarded from Production Line
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📽 به این قوری میگن «Assassin's Teapot»و میگن تو چین باستان برای مسموم کردن دشمنان ازش استفاده میشده! مکانیزم ساده و جالبی هم داره!
🛠 @ProductionLine
🛠 @ProductionLine
Forwarded from چُراز
من از اولش هم اشتباهی بودم...
مسعود شصت چی
امیر حسین ثابتی که با رای 5 درصد مردم تهران به مجلس راه یافته است، گفته:
"تا قبل از روی کار آمدن دولت روحانی در سال ۹۲؛
نه قطعی برق داشتیم
و نه وارد کننده بنزین بودیم
اما تفکر قاجاری دولت روحانی با محوریت ظریف، ترکان و... امروزه کشور را به وارد کننده بنزین و قطع مکرر برق رسانده است.
تاوان یک انتخاب اشتباه در سال ۹۲، همچنان گریبانگیر یک ملت است..."
ببینیم چند تا غلط در 4 جملهای که ایشون فرمایش کرده وجود دارد:
1- تا قبل از روی کار آمدن روحانی قطعی داشتیم، خوب هم داشتیم. یک نمونه اش خاموشی های برنامه ریزی شده سال 87:
جدول خاموشی اطراف تهران
برنامه خاموشی استان یزد
و البته خاموشی های اوایل دهه 90...
2- نه وارد کننده بنزین بودیم؟ جدی میفرمایید؟
ما برحسب آمار رسمی تقریبا در تمام تاریخ معاصر وارد کننده بنزین بودیم بجز سالهای 98، 99 و 1400 که همه در دوران ریاست جمهوری روحانی بودند و با روی کار آمدن رئیسی مجددا به سرعت به وارد کننده تبدیل شدیم. البته ساخت پالایشگاه ستاره خلیج فارس از سال 1385 شروع شده بود که در سال 97 پس از برجام و واردات تکنولوژی مورد نیاز به ثمر نشست.
به نظرتون امیرحسین شصت چی هیچ ایدهای در مورد بنزین داره؟
3- تفکر قاجاری ظریف و ترکان؟ کل صنعت نفت مدیون تفکر توسعه محور ترکان در دهه 70 و 80 است و پالایشگاه ستاره که بزرگترین پالایشگاه جهان است مدیون برجام ظریف و مجوز برجامی واردات پمپ های آن بود.
4- انتخاب اشتباه مردم در سال 92 یا 82؟
این جدول تاریخچه قیمت بنزین از سال 1330 تا حال حاضر را نگاه کنید که خیلی حرفها در آن نهفته است. تنها سالهایی که در تاریخ معاصر ایران، مشکل قیمت بنزین وجود نداشته سالهای 1377 تا 1383 بوده که اول فروردین هر سال قیمت بنزین حدود 20 درصد و متناسب با تورم بالا میرفته. که میشود از چند ماه بعد از روی کار آمدن دولت خاتمی تا سال یکی مانده به آخر آن. خب سال آخر چرا این روند ادامه پیدا نکرد؟ بخاطر مجلس هفتم و همفکران امیر حسین شصت چی که طرح ضد منافع ملی "تثبیت قیمت ها" را تصویب کردند و جلوی دولت خاتمی را گرفتند و کشور را در مهلکه ناترازی انرژی انداختند. پس از آن دیگر قیمت انرژی درست نشد که نشد. افزایش قیمت های چند صد درصدی قبل و بعد از خاتمی را نگاه کنید... مشکلی که با بالا رفتن تدریجی قیمت حل شده بود را حدادعادل و توکلی و نادران و سبحانی و دیگر اصولگرایان دوباره احیا کردند و کشور را به مهلکه ناترازی انرژی انداختند.
به نظر شما انتخاب مردم در سال 92 اشتباه بوده یا انتخاب 5 درصدی امیرحسین شصت چی؟
https://t.me/ChorazRef/13
مسعود شصت چی
امیر حسین ثابتی که با رای 5 درصد مردم تهران به مجلس راه یافته است، گفته:
"تا قبل از روی کار آمدن دولت روحانی در سال ۹۲؛
نه قطعی برق داشتیم
و نه وارد کننده بنزین بودیم
اما تفکر قاجاری دولت روحانی با محوریت ظریف، ترکان و... امروزه کشور را به وارد کننده بنزین و قطع مکرر برق رسانده است.
تاوان یک انتخاب اشتباه در سال ۹۲، همچنان گریبانگیر یک ملت است..."
ببینیم چند تا غلط در 4 جملهای که ایشون فرمایش کرده وجود دارد:
1- تا قبل از روی کار آمدن روحانی قطعی داشتیم، خوب هم داشتیم. یک نمونه اش خاموشی های برنامه ریزی شده سال 87:
جدول خاموشی اطراف تهران
برنامه خاموشی استان یزد
و البته خاموشی های اوایل دهه 90...
2- نه وارد کننده بنزین بودیم؟ جدی میفرمایید؟
ما برحسب آمار رسمی تقریبا در تمام تاریخ معاصر وارد کننده بنزین بودیم بجز سالهای 98، 99 و 1400 که همه در دوران ریاست جمهوری روحانی بودند و با روی کار آمدن رئیسی مجددا به سرعت به وارد کننده تبدیل شدیم. البته ساخت پالایشگاه ستاره خلیج فارس از سال 1385 شروع شده بود که در سال 97 پس از برجام و واردات تکنولوژی مورد نیاز به ثمر نشست.
به نظرتون امیرحسین شصت چی هیچ ایدهای در مورد بنزین داره؟
3- تفکر قاجاری ظریف و ترکان؟ کل صنعت نفت مدیون تفکر توسعه محور ترکان در دهه 70 و 80 است و پالایشگاه ستاره که بزرگترین پالایشگاه جهان است مدیون برجام ظریف و مجوز برجامی واردات پمپ های آن بود.
4- انتخاب اشتباه مردم در سال 92 یا 82؟
این جدول تاریخچه قیمت بنزین از سال 1330 تا حال حاضر را نگاه کنید که خیلی حرفها در آن نهفته است. تنها سالهایی که در تاریخ معاصر ایران، مشکل قیمت بنزین وجود نداشته سالهای 1377 تا 1383 بوده که اول فروردین هر سال قیمت بنزین حدود 20 درصد و متناسب با تورم بالا میرفته. که میشود از چند ماه بعد از روی کار آمدن دولت خاتمی تا سال یکی مانده به آخر آن. خب سال آخر چرا این روند ادامه پیدا نکرد؟ بخاطر مجلس هفتم و همفکران امیر حسین شصت چی که طرح ضد منافع ملی "تثبیت قیمت ها" را تصویب کردند و جلوی دولت خاتمی را گرفتند و کشور را در مهلکه ناترازی انرژی انداختند. پس از آن دیگر قیمت انرژی درست نشد که نشد. افزایش قیمت های چند صد درصدی قبل و بعد از خاتمی را نگاه کنید... مشکلی که با بالا رفتن تدریجی قیمت حل شده بود را حدادعادل و توکلی و نادران و سبحانی و دیگر اصولگرایان دوباره احیا کردند و کشور را به مهلکه ناترازی انرژی انداختند.
به نظر شما انتخاب مردم در سال 92 اشتباه بوده یا انتخاب 5 درصدی امیرحسین شصت چی؟
https://t.me/ChorazRef/13
Telegram
محتواهای ارجاعی چراز
Forwarded from جناب گاو
یومالنحس ۱۳ آبان
بخش۲: عوارض و عواقب
در ایران
اثری که ۱۳ آبان ۵۸ و حوادث بعد از آن بر ایران گذاشت بیسابقه بود. حتی شاید بسیار بیشتر از خود انقلاب ۵۷. به قول دوستی: ۱۳ آبان روزی بود که عروس ایران بعد از ۵۰ سال مقاومت به زور به حجله کمونیستها برده شد.
در ایران، دشمنی با آمریکا و تمام ایدئولوژی چپ به واسطهی این حرکت در عمیقترین لایههای حکومت نهادینه شد. در ۴۵ سال گذشته، در کنار کرهی شمالی (که به صورت رسمی هنوز در حال جنگ با آمریکا به شمار میرود) تنها دو کشوری هستیم که با آمریکا روابط دیپلوماتیک نداریم. حتی ویتنام و کوبا (حتی کوبا!) در آمریکا سفارت دارند. در بسیاری از جنگهای بزرگ و کوچک قرن بیستم، دو کشور متخاصم حتی در زمان جنگ هم سفارتهای خود را در کشور همدیگر حفظ کردند.
روز ۱۳ آبان رادیکالیسم را جزو لاینفک تمام سیاستگذاریهای بعدی در امور خارجی کرد: رادیکالیسمی که همواره شعار و ایدئولوژی را جایگزین عقل سلیم و دیپلوماسی کرد. در تمام این سالها، هر گونه روابط با آمریکا یا حتی مذاکره با آن به یکی از تابوهای ج.ا. تبدیل شده، که هر جور نگاه کنی کاملاً بیمعناست، و فقط با همان نوع بلاهتی میخواند که هنوز گروگانگیری سال ۵۸ را عملی قهرمانانه میبیند.
چسبیدن به آمریکاستیزی، آن هم به این گونهی افراطی، کشور ما را دچار یک تصلب ايدئولوژيک کرد و آن را به یک طلسم حاکمیت احمقانه دچار کرد. از طرف دیگر، این اقدام ستونی شد برای خبیثترین افراد جامعه (انحصارطلب، رادیکال، سرکوبگر، ضدعقل و عقدهای) که دور آن گرد آیند و بقیه را حذف کنند و با هزینه زندگی چند نسل مفتخوری کنند. حتی آنهایی در میان مقامات بالا که در ابتدا با این کار مخالف بودند، خیلی زود کشف کردند که وجود یک "دشمن" بزرگ چه قدر به نفع حکومتشان است. در واقع گروگان گیری سفارت مقدمه و تمثیلی شد از به گروگان گرفتن چهل ساله ملت ایران.
در آمریکا
از آن طرف، آمریکاییها ۴۴۴ روز، هر روز و هر ساعت، با دلهره شاهد استخفاف و تحقیر دیپلوماتهایشان در دست تعدادی اوباش بودند، که مرتب از تلویزیون و روزنامهها گزارش میشد. تقریباً برای تمام آمریکاییها، از هر دسته و گرایشی، تصویری که از ایران و ایرانی شکل گرفت تصویر مردمی بود که به هیچ قاعده و قانونی و مرامی پایبند نیست. چهار دهه گذشت تا نسل آمریکایی که با آن تصاویر بزرگ شد و هرگز آن اعمال جبنآمیز را نبخشید و فراموش نکرد، کمکم با نسلهای جوانتر جایگزین شود.
ملتی دچار مازوخیسم (خودآزاری)
کمتر از ده ماه از حادثهی ۱۳ آبان نگذشته بود و هنوز گروگانهای امریکایی در ایران بودند که جنگ بین عراق و ایران شروع شد. مسلماً یکی از مهمترین عواملی که صدام را به جنگ با ایران تشویق و تشجیع کرد این بود که میدانست که، به دلیل حرکت ابلهانهی ۱۳ آبان، آمریکاییها (که تا آن زمان مهمترین فروشنده سلاح به ایران بودند)، و در کل غربیها، در مورد فروش سلاح به ایران کاملاً بیمیل عمل خواهند کرد. در کلِ جنگ، عراق تقریباً تمام سلاح خود را از بلوک شرق خرید. بلوک غرب، به خصوص آمریکا، در این زمینه تقریباً بیطرفانه عمل کرد و به هر دو طرف سلاح کمی فروخت (جزئیات اینجا)، و در حالیکه شوروی که به ایران حتی اجازهی حمل سیم خاردار را هم نمیداد، تقریباً تمام سلاح عراق را تامین میکرد. این در همان هشت سالی بود که ما، از طرفی داشتیم سلاحهای آمریکایی خریداری شده در زمان شاه را به کار میبردیم (سلاحهایی که ما را از شکست کامل نجات داد!)، و از طرف دیگر یک لحظه شعار "مرگ بر آمریکا" را ترک نکردیم و هر چه بیشتر سعی میکردیم خود را به بلوک کمونیسم (که ما را جزو آدم حساب نمیکردند و با صدام خیلی رفیقتر بودند) بچسبانیم!
از این ابلهانهتر و مازوخیستیتر ممکن بود؟!
عاملان
تا آنجا که میدانم هیچ یک از عاملان این بدترین ضربهی تاریخی به ایران هیچگاه هیچ علامتی از پشیمانی از خود نشان نداد. اینها بعداً از سفرهی انقلاب خوب چریدند و مشهور شدند و به مقامات رسیدند و بعضیشان بچههایشان را به آمریکا فرستادند و بعضیشان اصلاحطلب شدند و .... ولی پشیمانی از فقر و فلاکت و مرگهای بیشماری که این عمل شومشان بر سر بسیاری از مردم ایران آورد، هیچگاه در ناصیهشان نبود. هیچ آدم عاقلی به چنین افرادی نباید کوچکترین اعتمادی کند، حتی اگر امروز حرفهای خوب و موجهی هم بزنند! هیچ کدام از اینها، لااقل تا وقتی که روی دو زانو نیفتاده، از مردم ایران به خاطر بلایی که سرشان آورده پوزش نطلبد، قابل اعتماد نیست!
@jenabegav
بخش۲: عوارض و عواقب
در ایران
اثری که ۱۳ آبان ۵۸ و حوادث بعد از آن بر ایران گذاشت بیسابقه بود. حتی شاید بسیار بیشتر از خود انقلاب ۵۷. به قول دوستی: ۱۳ آبان روزی بود که عروس ایران بعد از ۵۰ سال مقاومت به زور به حجله کمونیستها برده شد.
در ایران، دشمنی با آمریکا و تمام ایدئولوژی چپ به واسطهی این حرکت در عمیقترین لایههای حکومت نهادینه شد. در ۴۵ سال گذشته، در کنار کرهی شمالی (که به صورت رسمی هنوز در حال جنگ با آمریکا به شمار میرود) تنها دو کشوری هستیم که با آمریکا روابط دیپلوماتیک نداریم. حتی ویتنام و کوبا (حتی کوبا!) در آمریکا سفارت دارند. در بسیاری از جنگهای بزرگ و کوچک قرن بیستم، دو کشور متخاصم حتی در زمان جنگ هم سفارتهای خود را در کشور همدیگر حفظ کردند.
روز ۱۳ آبان رادیکالیسم را جزو لاینفک تمام سیاستگذاریهای بعدی در امور خارجی کرد: رادیکالیسمی که همواره شعار و ایدئولوژی را جایگزین عقل سلیم و دیپلوماسی کرد. در تمام این سالها، هر گونه روابط با آمریکا یا حتی مذاکره با آن به یکی از تابوهای ج.ا. تبدیل شده، که هر جور نگاه کنی کاملاً بیمعناست، و فقط با همان نوع بلاهتی میخواند که هنوز گروگانگیری سال ۵۸ را عملی قهرمانانه میبیند.
چسبیدن به آمریکاستیزی، آن هم به این گونهی افراطی، کشور ما را دچار یک تصلب ايدئولوژيک کرد و آن را به یک طلسم حاکمیت احمقانه دچار کرد. از طرف دیگر، این اقدام ستونی شد برای خبیثترین افراد جامعه (انحصارطلب، رادیکال، سرکوبگر، ضدعقل و عقدهای) که دور آن گرد آیند و بقیه را حذف کنند و با هزینه زندگی چند نسل مفتخوری کنند. حتی آنهایی در میان مقامات بالا که در ابتدا با این کار مخالف بودند، خیلی زود کشف کردند که وجود یک "دشمن" بزرگ چه قدر به نفع حکومتشان است. در واقع گروگان گیری سفارت مقدمه و تمثیلی شد از به گروگان گرفتن چهل ساله ملت ایران.
در آمریکا
از آن طرف، آمریکاییها ۴۴۴ روز، هر روز و هر ساعت، با دلهره شاهد استخفاف و تحقیر دیپلوماتهایشان در دست تعدادی اوباش بودند، که مرتب از تلویزیون و روزنامهها گزارش میشد. تقریباً برای تمام آمریکاییها، از هر دسته و گرایشی، تصویری که از ایران و ایرانی شکل گرفت تصویر مردمی بود که به هیچ قاعده و قانونی و مرامی پایبند نیست. چهار دهه گذشت تا نسل آمریکایی که با آن تصاویر بزرگ شد و هرگز آن اعمال جبنآمیز را نبخشید و فراموش نکرد، کمکم با نسلهای جوانتر جایگزین شود.
ملتی دچار مازوخیسم (خودآزاری)
کمتر از ده ماه از حادثهی ۱۳ آبان نگذشته بود و هنوز گروگانهای امریکایی در ایران بودند که جنگ بین عراق و ایران شروع شد. مسلماً یکی از مهمترین عواملی که صدام را به جنگ با ایران تشویق و تشجیع کرد این بود که میدانست که، به دلیل حرکت ابلهانهی ۱۳ آبان، آمریکاییها (که تا آن زمان مهمترین فروشنده سلاح به ایران بودند)، و در کل غربیها، در مورد فروش سلاح به ایران کاملاً بیمیل عمل خواهند کرد. در کلِ جنگ، عراق تقریباً تمام سلاح خود را از بلوک شرق خرید. بلوک غرب، به خصوص آمریکا، در این زمینه تقریباً بیطرفانه عمل کرد و به هر دو طرف سلاح کمی فروخت (جزئیات اینجا)، و در حالیکه شوروی که به ایران حتی اجازهی حمل سیم خاردار را هم نمیداد، تقریباً تمام سلاح عراق را تامین میکرد. این در همان هشت سالی بود که ما، از طرفی داشتیم سلاحهای آمریکایی خریداری شده در زمان شاه را به کار میبردیم (سلاحهایی که ما را از شکست کامل نجات داد!)، و از طرف دیگر یک لحظه شعار "مرگ بر آمریکا" را ترک نکردیم و هر چه بیشتر سعی میکردیم خود را به بلوک کمونیسم (که ما را جزو آدم حساب نمیکردند و با صدام خیلی رفیقتر بودند) بچسبانیم!
از این ابلهانهتر و مازوخیستیتر ممکن بود؟!
عاملان
تا آنجا که میدانم هیچ یک از عاملان این بدترین ضربهی تاریخی به ایران هیچگاه هیچ علامتی از پشیمانی از خود نشان نداد. اینها بعداً از سفرهی انقلاب خوب چریدند و مشهور شدند و به مقامات رسیدند و بعضیشان بچههایشان را به آمریکا فرستادند و بعضیشان اصلاحطلب شدند و .... ولی پشیمانی از فقر و فلاکت و مرگهای بیشماری که این عمل شومشان بر سر بسیاری از مردم ایران آورد، هیچگاه در ناصیهشان نبود. هیچ آدم عاقلی به چنین افرادی نباید کوچکترین اعتمادی کند، حتی اگر امروز حرفهای خوب و موجهی هم بزنند! هیچ کدام از اینها، لااقل تا وقتی که روی دو زانو نیفتاده، از مردم ایران به خاطر بلایی که سرشان آورده پوزش نطلبد، قابل اعتماد نیست!
@jenabegav
Telegram
جناب گاو
یوم النحس ۱۳ آبان
بخش۱
یومالشیاطین!
روز ۱۳ آبان، تعدادی دانشجوی چپی (دانشجویان خط امام) از دیوارهای سفارت بالا رفتند، و ۶۶ نفر از اعضای سفارت را گروگان گرفتند. خواستهشان: استرداد شاه پیر و بیمار بستری در بیمارستانی در آمریکا برای اعدام شدن به دست خلخالی!…
بخش۱
یومالشیاطین!
روز ۱۳ آبان، تعدادی دانشجوی چپی (دانشجویان خط امام) از دیوارهای سفارت بالا رفتند، و ۶۶ نفر از اعضای سفارت را گروگان گرفتند. خواستهشان: استرداد شاه پیر و بیمار بستری در بیمارستانی در آمریکا برای اعدام شدن به دست خلخالی!…
Forwarded from جناب گاو
یوم النحس ۱۳ آبان
بخش۱
یومالشیاطین!
روز ۱۳ آبان، تعدادی دانشجوی چپی (دانشجویان خط امام) از دیوارهای سفارت بالا رفتند، و ۶۶ نفر از اعضای سفارت را گروگان گرفتند. خواستهشان: استرداد شاه پیر و بیمار بستری در بیمارستانی در آمریکا برای اعدام شدن به دست خلخالی!
ترهات و خزعبلات بعدی در مورد "لانهی جاسوسی" را فراموش کنید. عمل گروگانگیری، آن هم گروگانگیری دیپلوماتهای یک کشور خارجی، در سطح جهانی بسیار مذموم و جبنآمیز حساب میشود، و گروگانگیری دیپلوماتها در آبان ۵۸ حتی خیلی زشتتر و قبیحتر جلوه مینمود، زیرا که هدفش حتی یک خواسته اعلای سیاسی نبود! بلکه هدفش انتقام انقلابی از یک پیرمرد بیمار بود! زشتی و پلشتی بیحد این مساله نظام را بعداً مجبور کرد که روایت را عوض کند: از گروگانگیری به "تسخیر لانهی جاسوسی"! ولی حتی اگر مسأله جاسوسی هم مطرح بود، در عرف جهانی همواره کشور میزبان فقط حق اخراج دیپلوماتها را دارد. کما آنکه در طی شدیدترین سالهای جنگ سرد بین آمریکا و شوروی و جاسوسی از هر دو طرف، هرگاه کسی از کادر دیپلوماتیک از کشور مقابل به جاسوسی متهم میشد، فقط از کشور اخراج میشد.
نگاهی سریع کنیم به آنچه اتفاق افتاد!
آمریکا و انقلاب ۵۷
در جريان انقلاب ۵۷، آمریکاییها عمدتاً نقش تماشاگر را بازی کردند. از آنجا که دوران جنگ سرد با شوروی بود، و آمریکاییها متقاعد شده بودند که شاه کنترل خود را بر امور از دست داده (و شاید از سرطان شاه باخبر بودند)، عمده نگرانیشان افتادن ایران به دست کمونیستهای وابسته به شوروی بود. این بود که، اگر چه با نگرانی، از قدرت گرفتن طیف مذهبی (گرچه چپی!) در انقلاب خیلی ناخشنود نبودند؛ آنها حتی از حدود دو ماه قبل از پیروزی انقلاب مذاکراتی را نیز با انقلابیها شروع کرده بودند. با حجم زیاد تسلیحاتی که به ایران فروخته بودند (اسلحهای که در جنگ ۸سالهی بعدی با عراق، ایران را نجات داد!)، و نیز از آنجا که ایران یکی از تامینکنندگان نفت دنیا بود، نگرانی آمریکاییها قابل فهم بود.
بعد از پیروزی انقلاب، آمریکا بلافاصله حکومت جدید را به رسمیت شناخت.
انقلاب چپها و آمریکا
ولی جو ایران آن روز به شدت چپزده بود، و دشمنی با آمریکا تقریباً بلافاصله از اولین روز پیروزی انقلاب در میان انقلابیون شروع شد. انگار که مسابقه در نفرت از آمریکا باشد، افراد و گروههای مختلف سعی می کردند تا در شعار و تبلیغات از بقیه در ضدآمریکایی بودن جلوتر باشند. حرف هایشان هم همان حرفهای همیشگی چپها بود: ویتنام، شیلی، کوبا، امپریالیسم آمریکا....
سه روز بعد از پیروزی انقلاب، یعنی روز ۲۵ بهمن ۵۷، اعضای سازمان چریکهای فدایی خلق ایران که یکی از دهها گروه از اراذل و اوباش انقلابی آن زمان بود به سفارت آمریکا حملهی چریکی کردند و برای چند ساعت دیپلوماتهای آمریکایی را حبس کردند و قهرمانبازی درآوردند. این فتنهی اول با دخالت دولت موقت پایان یافت، و دولت موقت توانست آمریکا و دنیا را متقاعد کند که این حرکت کاملاً ابلهانه و جبنآمیز حاصل شور اول انقلاب بوده، و غائله را رفع و رجوع کردند.
شاه به آمریکا میرود!
شاه فراری از کشور دچار سرطان بود، و برای معالجه از کارتر رئیسجمهور وقت آمریکا درخواست ورود به آمریکا کرده بود. کارتر علیرغم میلش و علیرغم خواستش برای حفظ رابطه با حکومت جدید، بعد از چندی تامل و تردید به شاه اجازهی ورود به آمریکا داد. بعضی از مشاوران کارتر مخالف بودند، ولی در مقابل بعضیشان میگفتند که راه ندادنپیرمردی بیمار و دم مرگ که قبلا متحد آمریکا بوده وجههی آمریکا را خراب میکند. هر چه بود، شاه در آخر مهرماه ۵۸ وارد آمریکا شد، ولی بدون هیچ استقبال رسمی یا غیررسمی! چنان سرد با شاه مخلوع بیمار رفتار کردند که هیچ شبهای برای او و خانوادهاش نگذاشتند که الان به آنها به چشم مهمانان مزاحم نگاه میشود.
اوباش به سفارت میروند
دانشجویان خط امام در ابتدا فقط یک چیز میخواستند و آن استرداد شاه بود. البته آن اوباش خود دقیقاً نمیدانستند برنامهشان چیست! احتمالاً بیشتر میخواستند ضرب شصتی به آمریکای جهانخوار نشان دهند، دو سه روزی گروگانها را نگهداری کنند، و بعد بشوند قهرمان خلق! ولی موج حمایتی که از این عمل ابلهانه به عمل آمد، خود آنان را هم متحیر کرد و در معرض عمل انجامشده قرار داد. حمایتها از هر طرف بود: تمام گروههای چپی، تمام گروههای چپ مذهبی، روشنفکران (غلامحسین ساعدی، شاملو، هوشنگ ابتهاج....)، روحانیت انقلابی (مگر تک و توکی که بعداً به محافظهکاران مشهور شدند)، همه از این حرکت استقبال کردند، و روزانه راهپیماییهایی در حمایت از آنها انجام میشد.
دولت موقت بازرگان به شدت با این عمل مخالف بود! ولی الان بر عکس بهمن ۵۷ وقت خلاص شدن از دست آنان بود، پس اینبار به آنان توجهی نشد و دولت موقت مجبور به استعفا شد!
ادامه دارد...
@jenabegav
بخش۱
یومالشیاطین!
روز ۱۳ آبان، تعدادی دانشجوی چپی (دانشجویان خط امام) از دیوارهای سفارت بالا رفتند، و ۶۶ نفر از اعضای سفارت را گروگان گرفتند. خواستهشان: استرداد شاه پیر و بیمار بستری در بیمارستانی در آمریکا برای اعدام شدن به دست خلخالی!
ترهات و خزعبلات بعدی در مورد "لانهی جاسوسی" را فراموش کنید. عمل گروگانگیری، آن هم گروگانگیری دیپلوماتهای یک کشور خارجی، در سطح جهانی بسیار مذموم و جبنآمیز حساب میشود، و گروگانگیری دیپلوماتها در آبان ۵۸ حتی خیلی زشتتر و قبیحتر جلوه مینمود، زیرا که هدفش حتی یک خواسته اعلای سیاسی نبود! بلکه هدفش انتقام انقلابی از یک پیرمرد بیمار بود! زشتی و پلشتی بیحد این مساله نظام را بعداً مجبور کرد که روایت را عوض کند: از گروگانگیری به "تسخیر لانهی جاسوسی"! ولی حتی اگر مسأله جاسوسی هم مطرح بود، در عرف جهانی همواره کشور میزبان فقط حق اخراج دیپلوماتها را دارد. کما آنکه در طی شدیدترین سالهای جنگ سرد بین آمریکا و شوروی و جاسوسی از هر دو طرف، هرگاه کسی از کادر دیپلوماتیک از کشور مقابل به جاسوسی متهم میشد، فقط از کشور اخراج میشد.
نگاهی سریع کنیم به آنچه اتفاق افتاد!
آمریکا و انقلاب ۵۷
در جريان انقلاب ۵۷، آمریکاییها عمدتاً نقش تماشاگر را بازی کردند. از آنجا که دوران جنگ سرد با شوروی بود، و آمریکاییها متقاعد شده بودند که شاه کنترل خود را بر امور از دست داده (و شاید از سرطان شاه باخبر بودند)، عمده نگرانیشان افتادن ایران به دست کمونیستهای وابسته به شوروی بود. این بود که، اگر چه با نگرانی، از قدرت گرفتن طیف مذهبی (گرچه چپی!) در انقلاب خیلی ناخشنود نبودند؛ آنها حتی از حدود دو ماه قبل از پیروزی انقلاب مذاکراتی را نیز با انقلابیها شروع کرده بودند. با حجم زیاد تسلیحاتی که به ایران فروخته بودند (اسلحهای که در جنگ ۸سالهی بعدی با عراق، ایران را نجات داد!)، و نیز از آنجا که ایران یکی از تامینکنندگان نفت دنیا بود، نگرانی آمریکاییها قابل فهم بود.
بعد از پیروزی انقلاب، آمریکا بلافاصله حکومت جدید را به رسمیت شناخت.
انقلاب چپها و آمریکا
ولی جو ایران آن روز به شدت چپزده بود، و دشمنی با آمریکا تقریباً بلافاصله از اولین روز پیروزی انقلاب در میان انقلابیون شروع شد. انگار که مسابقه در نفرت از آمریکا باشد، افراد و گروههای مختلف سعی می کردند تا در شعار و تبلیغات از بقیه در ضدآمریکایی بودن جلوتر باشند. حرف هایشان هم همان حرفهای همیشگی چپها بود: ویتنام، شیلی، کوبا، امپریالیسم آمریکا....
سه روز بعد از پیروزی انقلاب، یعنی روز ۲۵ بهمن ۵۷، اعضای سازمان چریکهای فدایی خلق ایران که یکی از دهها گروه از اراذل و اوباش انقلابی آن زمان بود به سفارت آمریکا حملهی چریکی کردند و برای چند ساعت دیپلوماتهای آمریکایی را حبس کردند و قهرمانبازی درآوردند. این فتنهی اول با دخالت دولت موقت پایان یافت، و دولت موقت توانست آمریکا و دنیا را متقاعد کند که این حرکت کاملاً ابلهانه و جبنآمیز حاصل شور اول انقلاب بوده، و غائله را رفع و رجوع کردند.
شاه به آمریکا میرود!
شاه فراری از کشور دچار سرطان بود، و برای معالجه از کارتر رئیسجمهور وقت آمریکا درخواست ورود به آمریکا کرده بود. کارتر علیرغم میلش و علیرغم خواستش برای حفظ رابطه با حکومت جدید، بعد از چندی تامل و تردید به شاه اجازهی ورود به آمریکا داد. بعضی از مشاوران کارتر مخالف بودند، ولی در مقابل بعضیشان میگفتند که راه ندادنپیرمردی بیمار و دم مرگ که قبلا متحد آمریکا بوده وجههی آمریکا را خراب میکند. هر چه بود، شاه در آخر مهرماه ۵۸ وارد آمریکا شد، ولی بدون هیچ استقبال رسمی یا غیررسمی! چنان سرد با شاه مخلوع بیمار رفتار کردند که هیچ شبهای برای او و خانوادهاش نگذاشتند که الان به آنها به چشم مهمانان مزاحم نگاه میشود.
اوباش به سفارت میروند
دانشجویان خط امام در ابتدا فقط یک چیز میخواستند و آن استرداد شاه بود. البته آن اوباش خود دقیقاً نمیدانستند برنامهشان چیست! احتمالاً بیشتر میخواستند ضرب شصتی به آمریکای جهانخوار نشان دهند، دو سه روزی گروگانها را نگهداری کنند، و بعد بشوند قهرمان خلق! ولی موج حمایتی که از این عمل ابلهانه به عمل آمد، خود آنان را هم متحیر کرد و در معرض عمل انجامشده قرار داد. حمایتها از هر طرف بود: تمام گروههای چپی، تمام گروههای چپ مذهبی، روشنفکران (غلامحسین ساعدی، شاملو، هوشنگ ابتهاج....)، روحانیت انقلابی (مگر تک و توکی که بعداً به محافظهکاران مشهور شدند)، همه از این حرکت استقبال کردند، و روزانه راهپیماییهایی در حمایت از آنها انجام میشد.
دولت موقت بازرگان به شدت با این عمل مخالف بود! ولی الان بر عکس بهمن ۵۷ وقت خلاص شدن از دست آنان بود، پس اینبار به آنان توجهی نشد و دولت موقت مجبور به استعفا شد!
ادامه دارد...
@jenabegav
Forwarded from جناب گاو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رحیم قمیشی رزمنده سابق در جنگ ایران و عراق و بازنشسته سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که از سال ۱۳۶۵ تا ۱۳۶۹ در اسارت ارتش صدام بود. اینجا از خاطراتش در جنگ و شکسته شدن توهماتش میگوید.
جنگهای مدرن همیشه با پروپاگاندا همراهند. به علاوه، باور کردن این پروپاگاندا به نوعی وظیفه ملی حساب میشود، و کسی که در پروپاگاندا شک کند، اگر متهم به خیانت نشود، لااقل به نداشتن احساس وظیفه ملی یا مذهبی متهم خواهد شد.
@jenabegav
جنگهای مدرن همیشه با پروپاگاندا همراهند. به علاوه، باور کردن این پروپاگاندا به نوعی وظیفه ملی حساب میشود، و کسی که در پروپاگاندا شک کند، اگر متهم به خیانت نشود، لااقل به نداشتن احساس وظیفه ملی یا مذهبی متهم خواهد شد.
@jenabegav
مصاحبه و گفتگو با هنرپیشه ایرانی سینما و تلویزیون ژاپن
https://www.balatarin.com/permlink/2024/11/20/6256465
https://www.balatarin.com/permlink/2024/11/20/6256465
بالاترین
مصاحبه و گفتگو با هنرپیشه ایرانی سینما و تلویزیون ژاپن
۱ رأی و ۰ نظر تاکنون در بالاترین
Forwarded from جناب گاو
بعد از این هر کس در مورد "قانون حجاب" گفت که "قانون" باید محترم شمرده شود، این را بزنید توی سر بیشرفش! قانونی که با آن فقط توی سر ضعیفان زده شود، قانون نیست، ابزار اِعمال بیغیرتی و بیحمیتی و ناجوانمردی است. هر روز در این کشور قانون اساسی را خودشان نقض میکنند، و به چهار تا دختر که میرسند قانون قانون میکنند!👇
بهرام پارسائی، نماینده ادوار مجلس:
بهرام پارسائی، نماینده ادوار مجلس:
تا زمانی که مجلس بودم بدهی #سوریه #بشار_اسد به #ایران ۳۰میلیارد دلار بود که بر خلاف اصل هشتادم #قانون_اساسی به تصویب مجلس نرسیده بود!@jenabegav
به دلار ۷۰ هزار تومان برابر است با
۲٫۱۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ بیش از دو
کادریلیون (quadrillion) یعنی دو هزار تریلیون تومان!
تکلیف این مبلغ کلان چیست؟
Forwarded from جناب گاو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نطق سه هفته پیش سردار نوعیاقدم، فرمانده قرارگاه حضرت زینب سپاه قدس در سوریه رو گوش کنید: «ارتش سوریه یک تکون به خودش بده جولان رو آزاد میکنه»
شما را نمیدانم، ولی من همان زمان کرونا که چند نفر از عالیرتبهترین فرماندهان نظامی کشور (با شکمهای ورقلمبیده) در تلویزیون به صف شدند تا "کرونایاب" را به ملت عرضه کنند، فهمیدم چه خبر است. اینکه یک شارلاتان توانسته بود اینگونه تمام لایههای لازم امنیتی را پشت سر بگذارد و کل اینها را مشنگ خودش کند، همه آن چیزی بود که دانستنش برای فهم عمق فاجعه کافی بود.
@jenabegav
شما را نمیدانم، ولی من همان زمان کرونا که چند نفر از عالیرتبهترین فرماندهان نظامی کشور (با شکمهای ورقلمبیده) در تلویزیون به صف شدند تا "کرونایاب" را به ملت عرضه کنند، فهمیدم چه خبر است. اینکه یک شارلاتان توانسته بود اینگونه تمام لایههای لازم امنیتی را پشت سر بگذارد و کل اینها را مشنگ خودش کند، همه آن چیزی بود که دانستنش برای فهم عمق فاجعه کافی بود.
@jenabegav
Forwarded from Vahid Online وحید آنلاین
دو نماینده پیشین مجلس شرای اسلامی، در میانه پیشروی سریع مخالفان بشار اسد به سمت دمشق و احتمال سقوط حکومت او، از بلاتکلیفی در تسویه «بدهی ۳۰ میلیارد دلاری» سوریه به ایران خبر دادهاند.
بهرام پارسایی، نماینده پیشین مجلس، روز ۱۷ آذر با انتشار پستی در شبکه ایکس نوشت: «تا زمانی که مجلس بودم بدهی سوریه و بشار اسد به ایران ۳۰ میلیارد دلار بود که بر خلاف اصل هشتادم قانون اساسی به تصویب مجلس نرسیده بود».
آقای پارسایی در ادامه تصریح کرده که این بدهی «به دلار ۷۰ هزار تومان برابر است با دو هزار تریلیون تومان. تکلیف این مبلغ کلان چیست؟»
همزمان، حشمتالله فلاحتپیشه، رئیس پیشین کمیسیون امنیت ملی مجلس، نیز نوشته است: «در پاسخ به ارگانهای کاسبان جنگ و تحریم، که میگویند به خاطر ناآرامی شام، مذاکره را تعطیل کنید! جنگ سوریه جنگ مردم ایران نیست. دولت هنوز تکلیف میلیاردها دلار هزینه جنگ قبل را روشن نکرده، نباید جان و مال ایرانیان را در کمین تازه بیاندازد».
او اردیبهشت امسال نیز رقم بدهی حکومت بشار اسد به ایران را «۳۰ میلیارد دلار» اعلام کرده بود.
بخشی از این بدهیها، به خاطر ارسال نفت از سوی سپاه پاسداران به سوریه است.
@VahidHeadline
📡 @VahidOnline
بهرام پارسایی، نماینده پیشین مجلس، روز ۱۷ آذر با انتشار پستی در شبکه ایکس نوشت: «تا زمانی که مجلس بودم بدهی سوریه و بشار اسد به ایران ۳۰ میلیارد دلار بود که بر خلاف اصل هشتادم قانون اساسی به تصویب مجلس نرسیده بود».
آقای پارسایی در ادامه تصریح کرده که این بدهی «به دلار ۷۰ هزار تومان برابر است با دو هزار تریلیون تومان. تکلیف این مبلغ کلان چیست؟»
همزمان، حشمتالله فلاحتپیشه، رئیس پیشین کمیسیون امنیت ملی مجلس، نیز نوشته است: «در پاسخ به ارگانهای کاسبان جنگ و تحریم، که میگویند به خاطر ناآرامی شام، مذاکره را تعطیل کنید! جنگ سوریه جنگ مردم ایران نیست. دولت هنوز تکلیف میلیاردها دلار هزینه جنگ قبل را روشن نکرده، نباید جان و مال ایرانیان را در کمین تازه بیاندازد».
او اردیبهشت امسال نیز رقم بدهی حکومت بشار اسد به ایران را «۳۰ میلیارد دلار» اعلام کرده بود.
بخشی از این بدهیها، به خاطر ارسال نفت از سوی سپاه پاسداران به سوریه است.
@VahidHeadline
📡 @VahidOnline
ببینید | افشاگری تکاندهنده مدیرعامل اسبق شرکت ملی گاز / شرکت بینالمللی شل: ما چراغ سبز آمریکا را گرفتهایم، چرا میخواهید ما را بیرون کنید؟ - خبرآنلاین
https://www.khabaronline.ir/news/1993058/%D8%A8%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D9%82-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%85%D9%84%DB%8C-%DA%AF%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA
https://www.khabaronline.ir/news/1993058/%D8%A8%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D9%82-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%85%D9%84%DB%8C-%DA%AF%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA
www.khabaronline.ir
ببینید | افشاگری تکاندهنده مدیرعامل اسبق شرکت ملی گاز / شرکت بینالمللی شل: ما چراغ سبز آمریکا را گرفتهایم، چرا میخواهید ما…
مدیرعامل اسبق شرکت ملی گاز توضیح داد گفتند اگر شرکت شِل زیر مجموعه فلان پیمانکار داخلی کار می کند، بماند! در ادامه وی افزود: میرکاظمی گفت پروژه ال ان جی شل چقدر طول میکشد؟ پاسخ دادم ۴ سال دیگر. او در واکنش گفت: اگر ۳۵ ماهه میتوانند انجام دهند بمانند، اگر…
Forwarded from Vahid Online وحید آنلاین
دو نماینده پیشین مجلس شرای اسلامی، در میانه پیشروی سریع مخالفان بشار اسد به سمت دمشق و احتمال سقوط حکومت او، از بلاتکلیفی در تسویه «بدهی ۳۰ میلیارد دلاری» سوریه به ایران خبر دادهاند.
بهرام پارسایی، نماینده پیشین مجلس، روز ۱۷ آذر با انتشار پستی در شبکه ایکس نوشت: «تا زمانی که مجلس بودم بدهی سوریه و بشار اسد به ایران ۳۰ میلیارد دلار بود که بر خلاف اصل هشتادم قانون اساسی به تصویب مجلس نرسیده بود».
آقای پارسایی در ادامه تصریح کرده که این بدهی «به دلار ۷۰ هزار تومان برابر است با دو هزار تریلیون تومان. تکلیف این مبلغ کلان چیست؟»
همزمان، حشمتالله فلاحتپیشه، رئیس پیشین کمیسیون امنیت ملی مجلس، نیز نوشته است: «در پاسخ به ارگانهای کاسبان جنگ و تحریم، که میگویند به خاطر ناآرامی شام، مذاکره را تعطیل کنید! جنگ سوریه جنگ مردم ایران نیست. دولت هنوز تکلیف میلیاردها دلار هزینه جنگ قبل را روشن نکرده، نباید جان و مال ایرانیان را در کمین تازه بیاندازد».
او اردیبهشت امسال نیز رقم بدهی حکومت بشار اسد به ایران را «۳۰ میلیارد دلار» اعلام کرده بود.
بخشی از این بدهیها، به خاطر ارسال نفت از سوی سپاه پاسداران به سوریه است.
@VahidHeadline
📡 @VahidOnline
بهرام پارسایی، نماینده پیشین مجلس، روز ۱۷ آذر با انتشار پستی در شبکه ایکس نوشت: «تا زمانی که مجلس بودم بدهی سوریه و بشار اسد به ایران ۳۰ میلیارد دلار بود که بر خلاف اصل هشتادم قانون اساسی به تصویب مجلس نرسیده بود».
آقای پارسایی در ادامه تصریح کرده که این بدهی «به دلار ۷۰ هزار تومان برابر است با دو هزار تریلیون تومان. تکلیف این مبلغ کلان چیست؟»
همزمان، حشمتالله فلاحتپیشه، رئیس پیشین کمیسیون امنیت ملی مجلس، نیز نوشته است: «در پاسخ به ارگانهای کاسبان جنگ و تحریم، که میگویند به خاطر ناآرامی شام، مذاکره را تعطیل کنید! جنگ سوریه جنگ مردم ایران نیست. دولت هنوز تکلیف میلیاردها دلار هزینه جنگ قبل را روشن نکرده، نباید جان و مال ایرانیان را در کمین تازه بیاندازد».
او اردیبهشت امسال نیز رقم بدهی حکومت بشار اسد به ایران را «۳۰ میلیارد دلار» اعلام کرده بود.
بخشی از این بدهیها، به خاطر ارسال نفت از سوی سپاه پاسداران به سوریه است.
@VahidHeadline
📡 @VahidOnline
نفیسه کوهنورد از جانب عضو هیئت تحریر شام برای رعایت حجاب تذکر گرفت - BBC News فارسی
https://www.bbc.com/persian/articles/cvgmpy5lk4do
https://www.bbc.com/persian/articles/cvgmpy5lk4do
BBC News فارسی
خبرنگار بیبیسی از سوی عضو هیئت تحریر شام تذکر حجاب گرفت
در مسیر رفتن به میدان اموی، که میدان اصلی شهر دمشق است، با یکی از اعضای مسلح هیئت تحریر شام به نام ابوهمام و پسرعمویش محمد، مواجه میشوم.