سخنگویی عقل
موسی غنینژاد
موسی غنینژاد
درباره موسی غنینژاد و اهمیت مناظرههایش
محمدجواد روح | از سعدی علیهالرحمه نقل است که: «دانا چو طبله عطار است خاموش و هنرنمای و نادان خود طبل غازی بلندآواز و میان تهی». و این گفتار، در دورانی که اهل عقل از دایره سیاستگذاران و کارگزاران رانده شدهاند و از دانشگاهها نیز درحال راندهشدناند، بیشتر به یاد میآید.
در این دوران پرهیاهوست که برآمدن تکصداهای دانایان دشوار میشود و اگر هم صدایی برآید، در غریو بلواگران به گوش کمتر کسی میرسد. اما در همین دوره، گاه فرصتهایی رخ مینماید که عقلانیت اقتضا میکند اهل عقل قدر آن را بدانند و هیاهوگران و مدعیان را - گرچه برای ساعتی - بر سر جای خود نشانند.
آنچه موسی غنینژاد، اقتصاددان لیبرال ایرانی، در دو مناظره تلویزیونیاش با مسعود درخشان و علی علیزاده کرد؛ نمونهای است از این فرصتشناسی و بسترسازی برای ظهور و بروز گفتمان مبتنی بر عقلانیت در برابر گفتارهای پراکنده، نامنسجم و درعینحال، مدعی و ذینفوذ.
با ایفای چنین نقشی است که غنینژاد نشان میدهد تفکرات ذینفوذ و تاثیرگذار در ایران امروز چه اندازه از عقلانیت و دانش و حتی بدیهیات فاصله دارند؛ بدیهیاتی که در سایه اقتصاد رانتی، حامیپرور و مدعی ارزشهای لاهوتی به شکلی مستمر نفی میشود و سخنگویان و دولتمردان و مجلسیها و رسانههای رسمی هر روز به شکلی و بهانهای آن را توجیه میکنند و آخرالامر، کاسهکوزهها را بر سر اقتصاددانان و اندک تکنوکراتهای واجد فهم و تجربه دولتهای گذشته میشکنند و آنان را «بانیان وضع موجود» میخوانند.
ظهور غنینژاد در دو مناظره اخیر، یادآور تکصدای لرزان اما منطقی مصطفی هاشمیطبا در مناظرههای انتخابات ریاستجمهوری۱۳۹۶ و استدلالهای عبدالناصر همتی در انتخابات ریاستجمهوری۱۴۰۰ است.
غنینژاد اما در این دو مناظره، موقعیتی متفاوت با مناظرههای انتخاباتی داشت. اینجا نه جدال بر سر قدرت که بر سر منطق و عقلانیت و تاحدی حقیقت بود. اینکه دو گفتمان برابر هم بنشینند و آنچه در انبان دارند، بیرون نهند و مخاطب را در مقام قضاوت گذارند.
در چنین بستر و موقعیتی، گفتمانی که اهل هیاهوست؛ ناچار از خاموشی یا پراکندهگویی است. فرار از مناظره یا برابرنهاد شخصیتهایی با وزن متفاوت در عموم مناظرههای تلویزیونی، واکنش طبیعی و بدیهی گفتمانهای ضعیف است.
همانها که به عبارت دقیقتر، «بیگفتمان» هستند و در انبان خود، جز ابراز وفاداری و وابستگی و تریبونهای گسترده دولتی و حکومتی هیچ ندارند.
صداها و چهرههایی تکراری که مدام از این شبکه به آن شبکه و از این دانشگاه به آن دانشگاه میروند و میآیند و اغلب، جز توهین و اتهامزنی به نخبگان و برآمدگان جامعه مدنی، سخنی برای عرضه ندارند.
غنینژاد در دو مناظره خود، تهی بودن طبلهای غازی را آشکار کرد. او همچنین، در این دو مناظره بهخوبی در مقام سخنگو و مدافع لیبرالیسم، ایفای نقش کرد. او نشان داد لیبرالیسم نه یک ناسزا (چنان که انقلابیون متقدم میگفتند و انقلابیون متاخر با صفاتی بدتر و رکیکتر تکرار میکنند)، که اتفاقا گفتمان و جریانی سزاوار قدرت گرفتن و بر صدر نشستن و قدر دیدن است.
همچنان که چند تجربه هرچند ناقص و تحت انواع فشارهای دولتهای دارای گرایش به لیبرالیسم در چهار دهه گذشته، نشان داده است آنان در نهایت، دستاورد و خروجی مثبت و مشخصی داشتهاند. از بازرگان که تندروی انقلابی را برنمیتابید تا سازندگی هاشمی، توسعه خاتمی و تنشزدایی روحانی که هریک از زاویهای به لیبرالیسم گرایش و قرابت داشتند.
در نگاهی کلان از پس چهار دهه، دستاوردها و خروجی ساختار سیاسی ناشی از همان لیبرالیسم کجدار و مریز این چهار دولت است. خروجی دیگران هم مشخص است؛ چه آن دولت پوپولیسم که میلیاردها دلار درآمد نفتی را آتش زد و چه این دولت انقلابی که در کمتر از دو سال، حامیان خود را هم از حمایت، پشیمان کرده است.
غنینژاد گرچه از مقام لیبرالیستی تمامعیار منتقد بازرگان و هاشمی و خاتمی و روحانی هم هست؛ اما در عمل، آنان را نیز سخنگویی و نمایندگی کرد...
منبع: https://vrgl.ir/m5xIN
موسی غنینژاد
موسی غنینژاد
درباره موسی غنینژاد و اهمیت مناظرههایش
محمدجواد روح | از سعدی علیهالرحمه نقل است که: «دانا چو طبله عطار است خاموش و هنرنمای و نادان خود طبل غازی بلندآواز و میان تهی». و این گفتار، در دورانی که اهل عقل از دایره سیاستگذاران و کارگزاران رانده شدهاند و از دانشگاهها نیز درحال راندهشدناند، بیشتر به یاد میآید.
در این دوران پرهیاهوست که برآمدن تکصداهای دانایان دشوار میشود و اگر هم صدایی برآید، در غریو بلواگران به گوش کمتر کسی میرسد. اما در همین دوره، گاه فرصتهایی رخ مینماید که عقلانیت اقتضا میکند اهل عقل قدر آن را بدانند و هیاهوگران و مدعیان را - گرچه برای ساعتی - بر سر جای خود نشانند.
آنچه موسی غنینژاد، اقتصاددان لیبرال ایرانی، در دو مناظره تلویزیونیاش با مسعود درخشان و علی علیزاده کرد؛ نمونهای است از این فرصتشناسی و بسترسازی برای ظهور و بروز گفتمان مبتنی بر عقلانیت در برابر گفتارهای پراکنده، نامنسجم و درعینحال، مدعی و ذینفوذ.
با ایفای چنین نقشی است که غنینژاد نشان میدهد تفکرات ذینفوذ و تاثیرگذار در ایران امروز چه اندازه از عقلانیت و دانش و حتی بدیهیات فاصله دارند؛ بدیهیاتی که در سایه اقتصاد رانتی، حامیپرور و مدعی ارزشهای لاهوتی به شکلی مستمر نفی میشود و سخنگویان و دولتمردان و مجلسیها و رسانههای رسمی هر روز به شکلی و بهانهای آن را توجیه میکنند و آخرالامر، کاسهکوزهها را بر سر اقتصاددانان و اندک تکنوکراتهای واجد فهم و تجربه دولتهای گذشته میشکنند و آنان را «بانیان وضع موجود» میخوانند.
ظهور غنینژاد در دو مناظره اخیر، یادآور تکصدای لرزان اما منطقی مصطفی هاشمیطبا در مناظرههای انتخابات ریاستجمهوری۱۳۹۶ و استدلالهای عبدالناصر همتی در انتخابات ریاستجمهوری۱۴۰۰ است.
غنینژاد اما در این دو مناظره، موقعیتی متفاوت با مناظرههای انتخاباتی داشت. اینجا نه جدال بر سر قدرت که بر سر منطق و عقلانیت و تاحدی حقیقت بود. اینکه دو گفتمان برابر هم بنشینند و آنچه در انبان دارند، بیرون نهند و مخاطب را در مقام قضاوت گذارند.
در چنین بستر و موقعیتی، گفتمانی که اهل هیاهوست؛ ناچار از خاموشی یا پراکندهگویی است. فرار از مناظره یا برابرنهاد شخصیتهایی با وزن متفاوت در عموم مناظرههای تلویزیونی، واکنش طبیعی و بدیهی گفتمانهای ضعیف است.
همانها که به عبارت دقیقتر، «بیگفتمان» هستند و در انبان خود، جز ابراز وفاداری و وابستگی و تریبونهای گسترده دولتی و حکومتی هیچ ندارند.
صداها و چهرههایی تکراری که مدام از این شبکه به آن شبکه و از این دانشگاه به آن دانشگاه میروند و میآیند و اغلب، جز توهین و اتهامزنی به نخبگان و برآمدگان جامعه مدنی، سخنی برای عرضه ندارند.
غنینژاد در دو مناظره خود، تهی بودن طبلهای غازی را آشکار کرد. او همچنین، در این دو مناظره بهخوبی در مقام سخنگو و مدافع لیبرالیسم، ایفای نقش کرد. او نشان داد لیبرالیسم نه یک ناسزا (چنان که انقلابیون متقدم میگفتند و انقلابیون متاخر با صفاتی بدتر و رکیکتر تکرار میکنند)، که اتفاقا گفتمان و جریانی سزاوار قدرت گرفتن و بر صدر نشستن و قدر دیدن است.
همچنان که چند تجربه هرچند ناقص و تحت انواع فشارهای دولتهای دارای گرایش به لیبرالیسم در چهار دهه گذشته، نشان داده است آنان در نهایت، دستاورد و خروجی مثبت و مشخصی داشتهاند. از بازرگان که تندروی انقلابی را برنمیتابید تا سازندگی هاشمی، توسعه خاتمی و تنشزدایی روحانی که هریک از زاویهای به لیبرالیسم گرایش و قرابت داشتند.
در نگاهی کلان از پس چهار دهه، دستاوردها و خروجی ساختار سیاسی ناشی از همان لیبرالیسم کجدار و مریز این چهار دولت است. خروجی دیگران هم مشخص است؛ چه آن دولت پوپولیسم که میلیاردها دلار درآمد نفتی را آتش زد و چه این دولت انقلابی که در کمتر از دو سال، حامیان خود را هم از حمایت، پشیمان کرده است.
غنینژاد گرچه از مقام لیبرالیستی تمامعیار منتقد بازرگان و هاشمی و خاتمی و روحانی هم هست؛ اما در عمل، آنان را نیز سخنگویی و نمایندگی کرد...
منبع: https://vrgl.ir/m5xIN
Forwarded from مجمع دیوانگان
«حجاب شرعی در عصر پیامبر»، پژوهشی است به کوشش «امیرحسین ترکاشوند» که تلاش کرده وجوه مختلف این مسالهی چالشبرانگیز را در بستر سنت تاریخی دین اسلام مورد واکاوی قرار دهد. نتیجهی نهایی این پژوهش به رغم استنادات دقیق و گستردهی تاریخی، به دلایلی که میدانیم موفق به دریافت مجوز انتشار نشد و کتاب از سال ۱۳۹۰ (تا جایی که ما میدانیم، با رضایت نویسنده) در رسانههای مجازی منتشر شد.
اکنون یک گروه از فعالین، همت کرده و نسخهای صوتی و رایگان از کتاب تهیه کردهاند که اجرا و تدوین مناسبی دارد و میتواند مورد توجه علاقمندان به کتاب صوتی قرار گیرد. به درخواست خود این دوستان، این پیام را در کانال منتشر کردیم تا علاقمندان بتوانند به فایلهای این مجموعه دسترسی پیدا کنند. برای اینکار، کافی است به این کانال تلگرامی «@goyaast» مراجعه کرده و یا روی این لینک کلیک کنید.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
اکنون یک گروه از فعالین، همت کرده و نسخهای صوتی و رایگان از کتاب تهیه کردهاند که اجرا و تدوین مناسبی دارد و میتواند مورد توجه علاقمندان به کتاب صوتی قرار گیرد. به درخواست خود این دوستان، این پیام را در کانال منتشر کردیم تا علاقمندان بتوانند به فایلهای این مجموعه دسترسی پیدا کنند. برای اینکار، کافی است به این کانال تلگرامی «@goyaast» مراجعه کرده و یا روی این لینک کلیک کنید.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
Forwarded from مجمع دیوانگان
جعل ملتی به نام «فلسطین» و پیامدهای آن
#A 430
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
#A 430
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
Forwarded from مجمع دیوانگان
جعل ملتی به نام «فلسطین» و پیامدهای آن
#A 430
آرمان امیری @armanparian
✍️ اگر با رویکردی تاریخی به سراغ منطقه برویم، اکثر قریب به اتفاق کشورهای منطقه (بجز ایران و مصر) جعلی هستند و اغلب از متلاشی شدن امپراطوری عثمانی حاصل شدهاند که عمر آن به پایان جنگ جهانی اول باز میگردد. در چنین رویکردی اسرائیل نسبت به باقی کشورهای منطقه مورد متفاوتی به حساب نمیآید و البته فلسطینیها هم میتوانند به همان اندازهی باقی مردم منطقه امیدوار به تشکیل یک دولت مستقل باشند: وقتی هر روز یک کشور جدیدی ساخته میشود، چرا ما یکی نسازیم؟!
✍️ اما اگر بخواهیم با رویکرد حقوقی و با استناد به نظام رسمی حقوق بینالملل به سراغ مساله برویم، آنگاه نتایجی که به دست میآید، اصلا با پروپاگاندای «جعلی» خواندن اسرائیل سازگار نخواهد بود. پیشینهی معاصر اسرائیل هم به مانند باقی کشورهای حوزهی امپراطوری عثمانی، به حدود سال ۱۹۲۰ باز میگردد که تا زمان استقلال کامل، یک دوران «تحت قیمومیت» را سپری کرد. در نهایت، با خروج انگلیسیها، استقلال کامل اسرائیل در ۱۹۴۸ محقق شد و در ۱۹۴۹ نیز این کشور به عضویت سازمان ملل متحد درآمد.
✍️ بر خلاف تمامی این کشورها که همگی با یک تاریخچهی نسبتا مشابه از عثمانی جدا شدند و تقریبا در یک بازهی زمانی مشابه با کسب استقلال کامل به عضویت سازمان ملل درآمدند، کشور، یا دولت، یا حتی مفهومی به نام «ملت فلسطین»، ابدا در آن بازهی زمانی نه تنها رسمیت نداشت بلکه اصلا مطرح هم نبود!
✍️ سالها پیش یک مقالهی پژوهشی کامل با عنوان «یاسر عرفات، مخترع مفهوم ملت فلسطین» نوشتم. جزییات مقاله مفصل است و برای مطالعهی بیشتر میتوانید به همان مراجعه کنید. اینجا به اختصار به نتیجهگیری و موضوع اصلی مقاله اشاره میکنم که اساسا طرح عنوان مفهومی به نام «ملت فلسطین»، تنها در دههی ۸۰میلادی بود که به اصرار یاسر عرفات به ادبیات بینالمللی راه پیدا کرد.
برای خواندن متن کامل این یادداشت اینجا کلیک کنید و یا از گزینهی INSTANT VIEW استفاده کنید.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
#A 430
آرمان امیری @armanparian
✍️ اگر با رویکردی تاریخی به سراغ منطقه برویم، اکثر قریب به اتفاق کشورهای منطقه (بجز ایران و مصر) جعلی هستند و اغلب از متلاشی شدن امپراطوری عثمانی حاصل شدهاند که عمر آن به پایان جنگ جهانی اول باز میگردد. در چنین رویکردی اسرائیل نسبت به باقی کشورهای منطقه مورد متفاوتی به حساب نمیآید و البته فلسطینیها هم میتوانند به همان اندازهی باقی مردم منطقه امیدوار به تشکیل یک دولت مستقل باشند: وقتی هر روز یک کشور جدیدی ساخته میشود، چرا ما یکی نسازیم؟!
✍️ اما اگر بخواهیم با رویکرد حقوقی و با استناد به نظام رسمی حقوق بینالملل به سراغ مساله برویم، آنگاه نتایجی که به دست میآید، اصلا با پروپاگاندای «جعلی» خواندن اسرائیل سازگار نخواهد بود. پیشینهی معاصر اسرائیل هم به مانند باقی کشورهای حوزهی امپراطوری عثمانی، به حدود سال ۱۹۲۰ باز میگردد که تا زمان استقلال کامل، یک دوران «تحت قیمومیت» را سپری کرد. در نهایت، با خروج انگلیسیها، استقلال کامل اسرائیل در ۱۹۴۸ محقق شد و در ۱۹۴۹ نیز این کشور به عضویت سازمان ملل متحد درآمد.
✍️ بر خلاف تمامی این کشورها که همگی با یک تاریخچهی نسبتا مشابه از عثمانی جدا شدند و تقریبا در یک بازهی زمانی مشابه با کسب استقلال کامل به عضویت سازمان ملل درآمدند، کشور، یا دولت، یا حتی مفهومی به نام «ملت فلسطین»، ابدا در آن بازهی زمانی نه تنها رسمیت نداشت بلکه اصلا مطرح هم نبود!
✍️ سالها پیش یک مقالهی پژوهشی کامل با عنوان «یاسر عرفات، مخترع مفهوم ملت فلسطین» نوشتم. جزییات مقاله مفصل است و برای مطالعهی بیشتر میتوانید به همان مراجعه کنید. اینجا به اختصار به نتیجهگیری و موضوع اصلی مقاله اشاره میکنم که اساسا طرح عنوان مفهومی به نام «ملت فلسطین»، تنها در دههی ۸۰میلادی بود که به اصرار یاسر عرفات به ادبیات بینالمللی راه پیدا کرد.
برای خواندن متن کامل این یادداشت اینجا کلیک کنید و یا از گزینهی INSTANT VIEW استفاده کنید.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
Telegraph
جعل ملتی به نام فلسطین و پیامدهای آن!
* * *
Forwarded from مجمع دیوانگان
دیگر ملتی وجود نداشت!
#A 431
آرمان امیری @armanparian - این یادداشت، بیشتر کارکرد تکملهای بر یادداشت قبلی و طرح ادعای «جعلی بودن ملت فلسطین» را دارد. در واقع، در پاسخ به برخی تصاویر و کلیپهایی است که این مدت در فضای مجازی منتشر شده تا ادعا کند نه تنها ملت، بلکه حتی دولتی به نام فلسطین در تاریخ وجود داشته که اشغال شده. در این یادداشت، ضمن پاسخ دادن به برخی از این اسناد، شواهد و ارجاعات تاریخی دیگری نیز ارائه میشود که نشان میدهد جعلی بودن عنوان «ملت فلسطین» را نه تنها کشورهای عربی/اسلامی باور داشتند، بلکه حتی خود یاسر عرفات نیز به صراحت بدان تاکید کرده بود.
بخشهایی از متن یادداشت:
✍️ اینکه دیپلمات ارشدی در سطح «حسین موسویان» هم ادعای مشابهی را به استناد به چنین تصاویری مطرح کند، دیگر نمیتواند محصول یک شایعهی غیرموثق باشد. اگر نخواهیم اینقدر سادهنگر باشیم که یکی از کهنهکارترین دیپلماتهای کشور را به کل ناآشنا با تاریخچه روابط بینالملل قلمداد کنیم، ناچاریم بپذیریم که با یک شارلاتانیسم سازمانیافته مواجهیم که همچنان تلاش میکند نیم قرن پروپاگاندای دروغین رژیم حاکم را برای گمراه کردن ذهن ایرانیان در مورد واقعیت مسالهی فلسطین ادامه دهد.
✍️ فراتر از جناب موسویان که یک سیاستمدار است، جناب «مجید تفرشی»، که در چند سال اخیر و به پشتوانهی رسانههای حکومتی به سرعت برق و باد تا جایگاه «تاریخپژوه رسمی» ارتقای درجه یافتهاند نیز با انتشار یک کلیپ قدیمی از مصاحبهی «گلدا مایر»، دروغی مشابه را تکرار کرده است. (از توییتر ایشان بخوانید) اینبار هم مسالهی مهم این است که کسی دارد از یک «کلیپ برش خورده»، تفسیری «کاملا وارونه» ارائه میدهد، که سمت رسمی و رسانهای خودش را «تاریخپژوه» معرفی میکند! جناب «تاریخپژوه»، سندی را دستمایهی ادعای خودش قرار داده، که اتفاقا گلدامایر در جریان آن میخواست اثبات کند که اصلا دولت فلسطینی وجود نداشته!
✍️ همهی اینها یعنی، اگر عرفات و سازمان او نبودند، امروز احتمالا شاهد یک کشور اسرائیلی بودیم، در مرزهایی حدودا معادل همان مرزهای ۱۹۶۸. در کنار آن هم سرزمینهای اردن، مصر، لبنان و سوریه را داشتیم که شامل کرانه باختری هم میشدند. نه خبری از «ملت فلسطین» بود، نه آوارگان، نه جدالهای خونین تمامی این سالها و نه این مشکلی که به مرحلهای غامض و ای بسا لاینحل رسیده! اشعار درویش را هم میشد همچنان خواند، البته در رثای سرزمینی به نام فلسطین، که بخشی از خاک اردن شده بود، همانطور که پیشتر بخشی از خاک عثمانی بود.
برای خواندن متن کامل این یادداشت اینجا کلیک کنید و یا از گزینهی INSTANT VIEW استفاده کنید.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
#A 431
آرمان امیری @armanparian - این یادداشت، بیشتر کارکرد تکملهای بر یادداشت قبلی و طرح ادعای «جعلی بودن ملت فلسطین» را دارد. در واقع، در پاسخ به برخی تصاویر و کلیپهایی است که این مدت در فضای مجازی منتشر شده تا ادعا کند نه تنها ملت، بلکه حتی دولتی به نام فلسطین در تاریخ وجود داشته که اشغال شده. در این یادداشت، ضمن پاسخ دادن به برخی از این اسناد، شواهد و ارجاعات تاریخی دیگری نیز ارائه میشود که نشان میدهد جعلی بودن عنوان «ملت فلسطین» را نه تنها کشورهای عربی/اسلامی باور داشتند، بلکه حتی خود یاسر عرفات نیز به صراحت بدان تاکید کرده بود.
بخشهایی از متن یادداشت:
✍️ اینکه دیپلمات ارشدی در سطح «حسین موسویان» هم ادعای مشابهی را به استناد به چنین تصاویری مطرح کند، دیگر نمیتواند محصول یک شایعهی غیرموثق باشد. اگر نخواهیم اینقدر سادهنگر باشیم که یکی از کهنهکارترین دیپلماتهای کشور را به کل ناآشنا با تاریخچه روابط بینالملل قلمداد کنیم، ناچاریم بپذیریم که با یک شارلاتانیسم سازمانیافته مواجهیم که همچنان تلاش میکند نیم قرن پروپاگاندای دروغین رژیم حاکم را برای گمراه کردن ذهن ایرانیان در مورد واقعیت مسالهی فلسطین ادامه دهد.
✍️ فراتر از جناب موسویان که یک سیاستمدار است، جناب «مجید تفرشی»، که در چند سال اخیر و به پشتوانهی رسانههای حکومتی به سرعت برق و باد تا جایگاه «تاریخپژوه رسمی» ارتقای درجه یافتهاند نیز با انتشار یک کلیپ قدیمی از مصاحبهی «گلدا مایر»، دروغی مشابه را تکرار کرده است. (از توییتر ایشان بخوانید) اینبار هم مسالهی مهم این است که کسی دارد از یک «کلیپ برش خورده»، تفسیری «کاملا وارونه» ارائه میدهد، که سمت رسمی و رسانهای خودش را «تاریخپژوه» معرفی میکند! جناب «تاریخپژوه»، سندی را دستمایهی ادعای خودش قرار داده، که اتفاقا گلدامایر در جریان آن میخواست اثبات کند که اصلا دولت فلسطینی وجود نداشته!
✍️ همهی اینها یعنی، اگر عرفات و سازمان او نبودند، امروز احتمالا شاهد یک کشور اسرائیلی بودیم، در مرزهایی حدودا معادل همان مرزهای ۱۹۶۸. در کنار آن هم سرزمینهای اردن، مصر، لبنان و سوریه را داشتیم که شامل کرانه باختری هم میشدند. نه خبری از «ملت فلسطین» بود، نه آوارگان، نه جدالهای خونین تمامی این سالها و نه این مشکلی که به مرحلهای غامض و ای بسا لاینحل رسیده! اشعار درویش را هم میشد همچنان خواند، البته در رثای سرزمینی به نام فلسطین، که بخشی از خاک اردن شده بود، همانطور که پیشتر بخشی از خاک عثمانی بود.
برای خواندن متن کامل این یادداشت اینجا کلیک کنید و یا از گزینهی INSTANT VIEW استفاده کنید.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
Telegraph
دیگر ملتی وجود نداشت!
منطقهی جغرافیایی وسیعی که به صورت تاریخی فلسطین خوانده میشد، در تاریخ ۱۰ ژانویه ی ۱۹۱۹، و در جریان کنفرانس سانرمو، با این «شرط» به قیمومیت انگلستان درآمد که پس از پایان دوران قیمومیت، انگلستان ملزم به اجرای شرایط اعلامیهی «بالفور» باشد. شرط اجرای اعلامیهی…
Forwarded from 📥ربات فیلیموکام📥
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥| فیلم « نسخه ایرانی 2023 »
📝| #زیرنویس_فارسی_چسبیده
📥| کیفیت 720p
✂️ بدون_سانسور و حذفیات
🆔 @Filiimokam
📝| #زیرنویس_فارسی_چسبیده
📥| کیفیت 720p
✂️ بدون_سانسور و حذفیات
🆔 @Filiimokam
✅ استعفای چهار وزیر کابینه ژاپن به خاطر…
کمتر از 4 میلیون دلار
✍️محمدرضا اسلامی
این روزها در شرق دور و در کشور ژاپن نیز پرونده یک فساد مالی مطرح شده است.
ولی واکنش افکار عمومی، رسانه ها و خصوصا دولت به این پرونده فراتر از حد تصور بوده است: چهار وزیر کابینه نخست وزیر کیشیدا (Fumio Kishida) و هفت معاون وزیر استعفا داده اند.
نیازی به گفتن نیست که استعفای چهار وزیر کابینه مترادف با چه ضربه بزرگی به دولت است.
ژاپن، سرزمینی است شرقی با روحیات و خلقیات کاملا سنتی. در زمان امپراطور مِیجی، مدرنیته از غرب وارد این سرزمین شد ولی ژاپنی ها معتقدند با اینکه علوم نوین را غرب فراگرفتند، اما آن را در بستری شرقی و در فرهنگی ژاپنی بکار بستند. اینکه «فرهنگ ژاپنی» و «هویت ژاپنی» چیست مقصود این یادداشت نیست؛ بلکه بحث بر سر آن است که نگاه ژاپن به غرب و شرق، نگاهِ مبتنی بر «آموختن» بوده است.
ژاپنی ها آموختند که غربی ها روی مساله «شفافیت در امر پول» به خاطر «سلامت جامعه» کارهای جدی کرده اند.
ژاپنی ها آموختند که در سیستم حکمرانی غربی، پول برای جامعه از مواد مخدر خطرناک تر است. ژاپنی ها آموختند که تولید ثروت مهم است ولی وجود پول و «نقدینگی بی حساب و کتاب» آسیبی به بنیانهای اخلاقی جامعه می زند، که مواد مخدر نمی زند.
بنابراین، مساله «ساختارهای مالی» و «شفافیت مالی» در ژاپن شکل گرفت.
به بیان دیگر اینطور صحبت کنیم: سیستم و «ساختارها» طوری طراحی شدند که پولِ بی صاحب در جامعه «امکان دست به دست شدن» نداشته باشد.
لذا مساله «مدیریت سیستمی» است، چرا که مدیریت جهادی در چنین موضوعاتی کار نمی کند. طراحیِ ساختارهای ضابطه مند مالی با مدیریت جهادی نمی شود. «طراحی ساختار» نیازمند وسواس، حوصله، عمق و مطالعه است.
در یادداشت قبل توضیح داده شد که فقط یک شرکت نیسان در طول یک سال بودجه ای معادل چهل و هشت برابر بودجه وزارت نیروی کشور ایران را جابجا می کند
بله ۷۸ میلیارد دلار گردش مالی یک سال شرکت نیسان است ولی با وجود چنین رقم درشتی آقای کارلوس گون مدیرعامل شرکت را به خاطر عدم شفافیت در پاداش حدودا یک میلیون دلاری(!) به خودش با آن فضاحت از مدیرعاملی برکنار کردند.
کارلوس گون نفهمیده بود و نمی توانست باور کند که ژاپنی ها برای یک میلیون دلار آن بلا را بر سرش خواهند آورد.
انضباط مالی، و عدم امکان دسترسی به پولهای بادآورده، شرط اول توسعه در یک کشور است. ژاپن این را از غرب آموخت و با انضباط بیشتر در ساختارهای مالی-بانکی خود به کار گرفت.
حال امروز، آذرماه ۱۴۰۲، در یک برنامه جمع آوری پول (Found raining) مشخص شده که مبلغ کوچکی (کمتر از چهار میلیون دلار) درست و روشن «گزارش نشده» و بی حساب کتاب بوده.
در مملکتی که فقط یک قلم شرکت نیسان ۷۸ میلیارد دلار جابجا می کند، یک شرکت تویوتا سالیانه ۲۵۶ میلیارد دلار گردش مالی دارد، و «بزرگیِ اعداد» و پولهای بنگاههای اقتصادی اش رشک کشورهای غربی است، چهار وزیر کابینه بخاطر چنین رقم ناچیزی استعفا می دهند. چرا؟
چون سیستم/ساختار طوری طراحی شده که نسبت به این موضوع «حساس» است و می داند در مساله انضباط مالی اگر که گپ وجود داشته باشد، همه چیزت بر باد رفت.
همه چیز.
حزب لیبرال دموکرات برای انتخابات آینده روزگار سختی را در پیش خواهد داشت. آقای شینزو آبه نیست که ببینید که چه بر سر حزبش آمد.
همان حزبی که شینزو آبه جانش را در یک فعالیت انتخاباتی برای آن از دست داد، امروز منشاء آبروریزی شده.
کاش کمی از ژاپن بیاموزیم
کمتر از 4 میلیون دلار
✍️محمدرضا اسلامی
این روزها در شرق دور و در کشور ژاپن نیز پرونده یک فساد مالی مطرح شده است.
ولی واکنش افکار عمومی، رسانه ها و خصوصا دولت به این پرونده فراتر از حد تصور بوده است: چهار وزیر کابینه نخست وزیر کیشیدا (Fumio Kishida) و هفت معاون وزیر استعفا داده اند.
نیازی به گفتن نیست که استعفای چهار وزیر کابینه مترادف با چه ضربه بزرگی به دولت است.
ژاپن، سرزمینی است شرقی با روحیات و خلقیات کاملا سنتی. در زمان امپراطور مِیجی، مدرنیته از غرب وارد این سرزمین شد ولی ژاپنی ها معتقدند با اینکه علوم نوین را غرب فراگرفتند، اما آن را در بستری شرقی و در فرهنگی ژاپنی بکار بستند. اینکه «فرهنگ ژاپنی» و «هویت ژاپنی» چیست مقصود این یادداشت نیست؛ بلکه بحث بر سر آن است که نگاه ژاپن به غرب و شرق، نگاهِ مبتنی بر «آموختن» بوده است.
ژاپنی ها آموختند که غربی ها روی مساله «شفافیت در امر پول» به خاطر «سلامت جامعه» کارهای جدی کرده اند.
ژاپنی ها آموختند که در سیستم حکمرانی غربی، پول برای جامعه از مواد مخدر خطرناک تر است. ژاپنی ها آموختند که تولید ثروت مهم است ولی وجود پول و «نقدینگی بی حساب و کتاب» آسیبی به بنیانهای اخلاقی جامعه می زند، که مواد مخدر نمی زند.
بنابراین، مساله «ساختارهای مالی» و «شفافیت مالی» در ژاپن شکل گرفت.
به بیان دیگر اینطور صحبت کنیم: سیستم و «ساختارها» طوری طراحی شدند که پولِ بی صاحب در جامعه «امکان دست به دست شدن» نداشته باشد.
لذا مساله «مدیریت سیستمی» است، چرا که مدیریت جهادی در چنین موضوعاتی کار نمی کند. طراحیِ ساختارهای ضابطه مند مالی با مدیریت جهادی نمی شود. «طراحی ساختار» نیازمند وسواس، حوصله، عمق و مطالعه است.
در یادداشت قبل توضیح داده شد که فقط یک شرکت نیسان در طول یک سال بودجه ای معادل چهل و هشت برابر بودجه وزارت نیروی کشور ایران را جابجا می کند
بله ۷۸ میلیارد دلار گردش مالی یک سال شرکت نیسان است ولی با وجود چنین رقم درشتی آقای کارلوس گون مدیرعامل شرکت را به خاطر عدم شفافیت در پاداش حدودا یک میلیون دلاری(!) به خودش با آن فضاحت از مدیرعاملی برکنار کردند.
کارلوس گون نفهمیده بود و نمی توانست باور کند که ژاپنی ها برای یک میلیون دلار آن بلا را بر سرش خواهند آورد.
انضباط مالی، و عدم امکان دسترسی به پولهای بادآورده، شرط اول توسعه در یک کشور است. ژاپن این را از غرب آموخت و با انضباط بیشتر در ساختارهای مالی-بانکی خود به کار گرفت.
حال امروز، آذرماه ۱۴۰۲، در یک برنامه جمع آوری پول (Found raining) مشخص شده که مبلغ کوچکی (کمتر از چهار میلیون دلار) درست و روشن «گزارش نشده» و بی حساب کتاب بوده.
در مملکتی که فقط یک قلم شرکت نیسان ۷۸ میلیارد دلار جابجا می کند، یک شرکت تویوتا سالیانه ۲۵۶ میلیارد دلار گردش مالی دارد، و «بزرگیِ اعداد» و پولهای بنگاههای اقتصادی اش رشک کشورهای غربی است، چهار وزیر کابینه بخاطر چنین رقم ناچیزی استعفا می دهند. چرا؟
چون سیستم/ساختار طوری طراحی شده که نسبت به این موضوع «حساس» است و می داند در مساله انضباط مالی اگر که گپ وجود داشته باشد، همه چیزت بر باد رفت.
همه چیز.
حزب لیبرال دموکرات برای انتخابات آینده روزگار سختی را در پیش خواهد داشت. آقای شینزو آبه نیست که ببینید که چه بر سر حزبش آمد.
همان حزبی که شینزو آبه جانش را در یک فعالیت انتخاباتی برای آن از دست داد، امروز منشاء آبروریزی شده.
کاش کمی از ژاپن بیاموزیم
Forwarded from instagram | اینستاگرام | youtube | یوتیوب
کپشندر نگاه اول شاید فکر کنید این بنای زیبا ، آرامگاه یکی از شاهان هخامنشی در تخت جمشید است ، اما اینگونه نیستاینجا یکی از معماهای سر به مهر تاریخ پر رمز و راز ایران زمین است ، اینجا یک بنای مهم فراموش و رها شده و کمتر شناخته شده ، متعلق به دوره هخامنشیان استاینجا کوه مِهر یا میتراست ، همان کوه مقدسی که ارگ باستانی تخت جمشید و آرامگاه بسیاری از شاهان و شاهزادگان بلند پایه هخامنشی و بسیاری مردم عادی در آن جای گرفته است و این خود گواهی است بر اهمیت ویژه این کوه در باور ایرانیان باستان .نظر به این است که داستانهای فردوسی ریشه در واقعیت دارند ، شما در شاهنامه فردوسی میخوانید که اسفندیار پس از تولد در آب مقدس شستشو شد وسپس او روئین تن شد ،جالب است بدانید که تا ده سال قبل در قسمت جلو این بنای باستانی چشمه ای خروشان و زیبا جاری بود که مردم بومی از دیر باز و طبق باوری قدیمی نوزادان خود را در آب این چشمه شستشو میدادند تا فرزندانشان از گزند و آسیب و بیماری در امان بماندامروزه به دلیل برداشتهای بی رویه از منابع ابهای زیر زمینی و حفر چاههای عمیق ، این چشمه مقدس و زیبا و خروشان خشکید تا گواهی باشد بر بی مهری ما بر دامان کوه مهر ، تا نامی باشد غریب و فراموش شده که در دل تاریخ پر رمز و راز این سرزمین برای همیشه دفن میشود .امروزه اطلاعات دقیقی در مورد کاربرد این بنا وجود ندارد، اما آنچه مشخص است اینجا یک بنای مقدس برای انجام مراسم آئینی بوده است و احتمالا یک بنا برای سپاسگزاری از الهه میترا خدای آب و آبادانی و چیزی که مشخص است این بنا با چشمه زیر آن کاملا در ارتباط مستقیم بوده است .برای ساخت این بنا حجم زیادی از سنگ کوه استادانه تراش خورده است که در نوع خود بینظیر است.در قسمت جلو این بنا دو ایوان وجود دارد که دو ردیف پله در طرفین ،ایوان اول را به ایوان بالایی متصل میکند ، در دیواره ایوان بالایی چند فرو رفتگی چهار گوش جلب توجه میکند که به گفته افراد محلی در آنها نقش برجسته هایی وجود داشته است که در چند دهه گذشته توسط افرادی ربوده شده .متاسفانه این بنا دارای آسیب های جدی در اثر گذر زمان و فرسایش و عوامل محیطی و انسانی شده است .ادامه در قسمت کامنت👇🏻
🤖 دریافت شده توسط @iDownloadersBot
🤖 دریافت شده توسط @iDownloadersBot
Forwarded from instagram | اینستاگرام | youtube | یوتیوب
ناگفته های دادگاههای ویژه اقتصادی دادگاه محمد امامی، PCC و شبنم نعمتزاده از جنجالیترین دادگاههای ویژه اقتصادی دوران ریاست ابراهیم رئیسی در قوه قضاییه بود.واقعیت دادگاهها و آن چیزی که در صدا و سیما و خبرگزاریها نه تنها همه حقیقت نبود بلکه با اشتباهات فاحش در روند رسیدگی موجب محکومیت ناعادلانه برخی متهمان شد. در این برنامه در گفتوگو با بابک پاکنیا، وکیل دادگستری؛ سعی کردم به ناگفتهها و پشت پرده دادگاههای نمایشی مبارزه با فساد دوران ابراهیم رئیسی در قوه قضاییه بپردازم.
🤖 دریافت شده توسط @iDownloadersBot
🤖 دریافت شده توسط @iDownloadersBot