جواب سوال پنجم
خیلی ساده
✅ فرزندم حرفهای رکیک و زشت میزنه، چیکار کنم؟
♦️ یکی از درسهای دورهی «سوالات والدین».
حتما گوش کنید و دوره رو تهیه کنید و سوادتون رو زیاد کنید.
«خیلی سادهست»
@kheylisadas
♦️ یکی از درسهای دورهی «سوالات والدین».
حتما گوش کنید و دوره رو تهیه کنید و سوادتون رو زیاد کنید.
«خیلی سادهست»
@kheylisadas
Forwarded from سخنرانیها
🖊 نمیتوانم باور کنم!
روایت دردناک آقای رحیم قمیشی را در زیر بخوانید، استحقاق مسئولان این کشور همان حضرت آیتالله تبریزیان است و آتش زدن کتاب هاریسون، نیازی هم به علم طب و طبیبان فرهیخته و دلسوز نیست!
✍️ رحیم قمیشی
🖊 نمیتوانم باور کنم!
رئیس بیمارستان بزرگی در یکی از شهرهای مطرح ایران بوده.
چهار ماه پیش فرماندار برای او نامه مینویسد که از این پس، حق ارائه خدمت به بانوان بدحجاب را ندارید!
به نظرش میرسد فرماندار حواسش نبوده، و به اشتباه این نامه را به رئیس بیمارستان زده.
به منشی میگوید نامه بدون هیچ اقدامی بایگانی شود.
مگر میشود به بانوان و دختران کم حجاب یا بیحجاب، خدمات درمانی نداد!
یا مادر بیحجابی را گفت فرزندت ویزیت نمیشود!
@sokhanranihaa
همه اینها را با تاسف دکتر م. م. دیشب برایم تعریف میکرد، کاش تاریکی و سکوت شب نبود و مظلومیت دکتری با مدرک فوق تخصص در کشورم، که دلم کمتر درد میگرفت.
میگفت دوهفته نگذشت که از دفتر دادستان زنگ زدند که آقای دادستان شهر با شما فرمایشی دارند. رفته بود آنجا.
میگفت با اینکه بهموقع رفتم، یک ساعت در دفترش به انتظار نگهم داشتند، و وقتی هم داخل شدم با دادستانی مواجه شد، بینزاکت، بیادب، انگار که با دزد یا با دشمنش گفتگو میکند!
- تو به چه حقی دستور فرماندار را اجرا نکردی، تو چه کسی هستی که برابر تصمیم نظام اخلال میکنی.
با لرزش صدا میگفت، همینکه گفتم ما پزشکان قسم پزشکی داریم، شروع به اهانت کرد، که بله پزشکان همهشان فلانند. و بلافاصله دادن نسبتهای ناروا به کل پزشکان. که شما در مطبهایتان دستگاه پوز ندارید و همهتان فاسدید و...
یک ماه بعد از این حادثه دکتر م. از ریاست بیمارستان استعفا میدهد، میگفت من به اندازه کافی تحقیر شده بودم، دلم نمیخواست یک روز هم به کارم ادامه بدهم، تنها یک ماه را صبر کردم مبادا بیمارستان لطمه ببیند.
و حالا سه ماه است آزاد است...
دل و دماغ مطب زدن هم ندارد!
دلش گرفته، باورش نمیشود کشوری که برایش سی و پنج سال پیش جنگیده بوده، افتاده دست چه کسانی.
گفتم دکتر! میدانم چه میکشی و چقدر بد گذشته به شما، اما چرا اصلا رفتی نزد دادستان، او باید میآمد خدمتت، تو خیلی خیلی بزرگتر از این بیادبانی. تو در دنیا ارج و قرب داری، تو حتی رئیس جمهور و رئیس قوه قضاییه هم باید برابرت تعظیم کنند که با آنهمه موقعیتها ماندهای و در کشور، خدمت میکنی.
میگفت نه! این وظیفه من است، من که کاری نکردهام، اتفاقا از کشور عمان خواستند بروم آنجا، و برای شروع به کار پیشنهادشان ماهیانه پانصد میلیون (نیم میلیارد تومان) بود. اما من دلم نمیخواهد از ایران بروم.
دکتر، خیلی ساده و صمیمی بود، خیلی افتاده، خیلی آرام، مثل اکثر ایرانیها.
میگفت در همان اتاقش مرا تهدید کرد که همین الان دستور میدهم زندانت ببرند!
و من گفتم اگر درمان بیحجابها زندان دارد مرا ببرید...
حالا سه ماه است دکتر فوقتخصص کودکان و فوق تخصص پیوند مغز استخوان خوش قلب ما، بیکار است. دلش به هیچ کاری نمیرود، او دلش شکسته، از کار در کشوری که این همه بیفرهنگی وجود دارد!
من از دیشب فقط کابوس میبینم.
ایران به دست دشمنان مردم افتاده.
نمیشود صبر کرد تا روند تاریخ تغییری رقم بزند.
ما همه چیز را خواهیم باخت
اگر کاری نکنیم...
من هنوز نمیتوانم باور کنم
در ایرانم
و این همه نامردمی
و این همه انحطاط
.
🆔 @sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
روایت دردناک آقای رحیم قمیشی را در زیر بخوانید، استحقاق مسئولان این کشور همان حضرت آیتالله تبریزیان است و آتش زدن کتاب هاریسون، نیازی هم به علم طب و طبیبان فرهیخته و دلسوز نیست!
✍️ رحیم قمیشی
🖊 نمیتوانم باور کنم!
رئیس بیمارستان بزرگی در یکی از شهرهای مطرح ایران بوده.
چهار ماه پیش فرماندار برای او نامه مینویسد که از این پس، حق ارائه خدمت به بانوان بدحجاب را ندارید!
به نظرش میرسد فرماندار حواسش نبوده، و به اشتباه این نامه را به رئیس بیمارستان زده.
به منشی میگوید نامه بدون هیچ اقدامی بایگانی شود.
مگر میشود به بانوان و دختران کم حجاب یا بیحجاب، خدمات درمانی نداد!
یا مادر بیحجابی را گفت فرزندت ویزیت نمیشود!
@sokhanranihaa
همه اینها را با تاسف دکتر م. م. دیشب برایم تعریف میکرد، کاش تاریکی و سکوت شب نبود و مظلومیت دکتری با مدرک فوق تخصص در کشورم، که دلم کمتر درد میگرفت.
میگفت دوهفته نگذشت که از دفتر دادستان زنگ زدند که آقای دادستان شهر با شما فرمایشی دارند. رفته بود آنجا.
میگفت با اینکه بهموقع رفتم، یک ساعت در دفترش به انتظار نگهم داشتند، و وقتی هم داخل شدم با دادستانی مواجه شد، بینزاکت، بیادب، انگار که با دزد یا با دشمنش گفتگو میکند!
- تو به چه حقی دستور فرماندار را اجرا نکردی، تو چه کسی هستی که برابر تصمیم نظام اخلال میکنی.
با لرزش صدا میگفت، همینکه گفتم ما پزشکان قسم پزشکی داریم، شروع به اهانت کرد، که بله پزشکان همهشان فلانند. و بلافاصله دادن نسبتهای ناروا به کل پزشکان. که شما در مطبهایتان دستگاه پوز ندارید و همهتان فاسدید و...
یک ماه بعد از این حادثه دکتر م. از ریاست بیمارستان استعفا میدهد، میگفت من به اندازه کافی تحقیر شده بودم، دلم نمیخواست یک روز هم به کارم ادامه بدهم، تنها یک ماه را صبر کردم مبادا بیمارستان لطمه ببیند.
و حالا سه ماه است آزاد است...
دل و دماغ مطب زدن هم ندارد!
دلش گرفته، باورش نمیشود کشوری که برایش سی و پنج سال پیش جنگیده بوده، افتاده دست چه کسانی.
گفتم دکتر! میدانم چه میکشی و چقدر بد گذشته به شما، اما چرا اصلا رفتی نزد دادستان، او باید میآمد خدمتت، تو خیلی خیلی بزرگتر از این بیادبانی. تو در دنیا ارج و قرب داری، تو حتی رئیس جمهور و رئیس قوه قضاییه هم باید برابرت تعظیم کنند که با آنهمه موقعیتها ماندهای و در کشور، خدمت میکنی.
میگفت نه! این وظیفه من است، من که کاری نکردهام، اتفاقا از کشور عمان خواستند بروم آنجا، و برای شروع به کار پیشنهادشان ماهیانه پانصد میلیون (نیم میلیارد تومان) بود. اما من دلم نمیخواهد از ایران بروم.
دکتر، خیلی ساده و صمیمی بود، خیلی افتاده، خیلی آرام، مثل اکثر ایرانیها.
میگفت در همان اتاقش مرا تهدید کرد که همین الان دستور میدهم زندانت ببرند!
و من گفتم اگر درمان بیحجابها زندان دارد مرا ببرید...
حالا سه ماه است دکتر فوقتخصص کودکان و فوق تخصص پیوند مغز استخوان خوش قلب ما، بیکار است. دلش به هیچ کاری نمیرود، او دلش شکسته، از کار در کشوری که این همه بیفرهنگی وجود دارد!
من از دیشب فقط کابوس میبینم.
ایران به دست دشمنان مردم افتاده.
نمیشود صبر کرد تا روند تاریخ تغییری رقم بزند.
ما همه چیز را خواهیم باخت
اگر کاری نکنیم...
من هنوز نمیتوانم باور کنم
در ایرانم
و این همه نامردمی
و این همه انحطاط
.
🆔 @sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
مقاله زبان بین الملی علم و فناوری
سارا ایزدیار، علی هادیان
🎙مقاله صوتی
🔹زبان بین المللی علم و فناوری
نویسنده: سارا ایزدیار، علی هادیان
با صدای: ح. پرهام
چاپ شده در صفحه ی علم روزنامه ی شرق (خرداد ۱۳۹۷)
🔹کانال تلگرام #علم_برای_عموم:
🆔 @Ali_Hadyan
🔹زبان بین المللی علم و فناوری
نویسنده: سارا ایزدیار، علی هادیان
با صدای: ح. پرهام
چاپ شده در صفحه ی علم روزنامه ی شرق (خرداد ۱۳۹۷)
🔹کانال تلگرام #علم_برای_عموم:
🆔 @Ali_Hadyan
زیست تخریب پذیر یا سبزشویی؟!
در طول دوره خدمتم با انواع کوچک و بزرگ سبزشویی مواجه بودهام. سبزشویی (Greenwashing) یعنی اقداماتی محیط زیستی از جانب شرکتها، صنایع و سازمانها به جامعه نشان داده شود، بیآنکه این اقدامات خوش آب و رنگ و دهان پرکن عملا تاثیر چندانی بر عملکرد محیط زیستی این واحدها داشته باشد و یا از عوارض منفی و اثرات نامطلوب فعالیتهایشان بر طبیعت بکاهد.
به عنوان مثال زمانی که مدیر دفتر پایش سازمان حفاظت محیط زیست بودم، برخی صنایع با نصب سیستمهای پایش آنلاین( لحظهای) در خروجی سیستمهای تصفیه فاضلاب یا دودکش خود را دوستدار محیط زیست معرفی میکردند، موضوع را در بوق و کرنا میکردند و در مناسبتها افتتاحیههای پر زرق و برق راه میانداختند، ولی پس از بررسی کارشناسان مشخص میشد پارامتری که آنلاین شده چندان پارامتر مهمی در آن صنعت نیست و یا آلودگی اصلی آن واحد پارامتر دیگری است که آنلاین نشده یا اساسا امکان برخط شدن آن میسر نبوده است. القصه نگرانی درباره سبزشویی زمانی بیشتر میشود که محصول یا کالای آسیبرسان برای محیط زیست به عنوان دوستدار و سازگار با طبیعت عرضه شود. به یاد دارم چند سال قبل در جلسهای با سازمان میادین میوه و ترهبار شهرداری تهران وقتی از مصوبهٔ شورا برای تغییر الگو و کاهش مصرف کیسههای پلاستیکی یکبار مصرف صحبت شد، مدیرعامل وقت با اطمینان گفت که کیسههای پلاستیکی عرضه شده در میادین میوه و ترهبار همگی «زیستتخریبپذیر» هستند و از این رو مشکلی برای محیط زیست ایجاد نمیکنند.
بیتردید اطلاعات داده شده مبنی بر مشکلساز نبودن کیسههای «زیست تخریبپذیر» و ذهنیت سازگاری محصول با طبیعت موجب میشود که مصرف بیرویه و غیرمتعارف آن محصول دغدغهای ایجاد نکند. اگر محصول یا کالای تولیدی برخلاف پلاستیکهای یکبار مصرفی که گفته میشود در طبیعت ماندگاری طولانی دارند بهراحتی تجزیه شوند، پس مصرف گسترده آنها مشکلی برای محیط زیست ایجاد نمیکند! نکته این است که با وجود آییننامه اجرایی مهرماه سال گذشته دولت و تبصره ۳ ماده ۶ آییننامه دربارهٔ دریافت استاندارد از سوی شرکتهای تولیدکننده پلاستیکهای «زیستتخریبپذیر»، موضوع استاندارد این محصولات همچنان در اما و اگرهایی باقی مانده است و عرضه گسترده پلاستیکهای یکبار مصرف با عنوان پرطمطراق زیستتخریبپذیر بدون تاییدیههای لازم از سازمان ملی استاندارد موجب تولید پسماندهای پلاستیکی بیشمار و بدتر از آن تولید میکروپلاستیکهای غیرقابل هضم در محیط زیست و منابع آب و خاک ما میشود. توهمی سبز و غیرواقع که مدیران و سیاستگذاران حوزهٔ محیط زیست را در شرایط کنونی به بیراهه میکشاند و باری سنگین بر خیل معضلات پسماند و طبیعت کشور آوار میکند./ روزنامه پیام ما
https://vrgl.ir/S35uZ
در طول دوره خدمتم با انواع کوچک و بزرگ سبزشویی مواجه بودهام. سبزشویی (Greenwashing) یعنی اقداماتی محیط زیستی از جانب شرکتها، صنایع و سازمانها به جامعه نشان داده شود، بیآنکه این اقدامات خوش آب و رنگ و دهان پرکن عملا تاثیر چندانی بر عملکرد محیط زیستی این واحدها داشته باشد و یا از عوارض منفی و اثرات نامطلوب فعالیتهایشان بر طبیعت بکاهد.
به عنوان مثال زمانی که مدیر دفتر پایش سازمان حفاظت محیط زیست بودم، برخی صنایع با نصب سیستمهای پایش آنلاین( لحظهای) در خروجی سیستمهای تصفیه فاضلاب یا دودکش خود را دوستدار محیط زیست معرفی میکردند، موضوع را در بوق و کرنا میکردند و در مناسبتها افتتاحیههای پر زرق و برق راه میانداختند، ولی پس از بررسی کارشناسان مشخص میشد پارامتری که آنلاین شده چندان پارامتر مهمی در آن صنعت نیست و یا آلودگی اصلی آن واحد پارامتر دیگری است که آنلاین نشده یا اساسا امکان برخط شدن آن میسر نبوده است. القصه نگرانی درباره سبزشویی زمانی بیشتر میشود که محصول یا کالای آسیبرسان برای محیط زیست به عنوان دوستدار و سازگار با طبیعت عرضه شود. به یاد دارم چند سال قبل در جلسهای با سازمان میادین میوه و ترهبار شهرداری تهران وقتی از مصوبهٔ شورا برای تغییر الگو و کاهش مصرف کیسههای پلاستیکی یکبار مصرف صحبت شد، مدیرعامل وقت با اطمینان گفت که کیسههای پلاستیکی عرضه شده در میادین میوه و ترهبار همگی «زیستتخریبپذیر» هستند و از این رو مشکلی برای محیط زیست ایجاد نمیکنند.
بیتردید اطلاعات داده شده مبنی بر مشکلساز نبودن کیسههای «زیست تخریبپذیر» و ذهنیت سازگاری محصول با طبیعت موجب میشود که مصرف بیرویه و غیرمتعارف آن محصول دغدغهای ایجاد نکند. اگر محصول یا کالای تولیدی برخلاف پلاستیکهای یکبار مصرفی که گفته میشود در طبیعت ماندگاری طولانی دارند بهراحتی تجزیه شوند، پس مصرف گسترده آنها مشکلی برای محیط زیست ایجاد نمیکند! نکته این است که با وجود آییننامه اجرایی مهرماه سال گذشته دولت و تبصره ۳ ماده ۶ آییننامه دربارهٔ دریافت استاندارد از سوی شرکتهای تولیدکننده پلاستیکهای «زیستتخریبپذیر»، موضوع استاندارد این محصولات همچنان در اما و اگرهایی باقی مانده است و عرضه گسترده پلاستیکهای یکبار مصرف با عنوان پرطمطراق زیستتخریبپذیر بدون تاییدیههای لازم از سازمان ملی استاندارد موجب تولید پسماندهای پلاستیکی بیشمار و بدتر از آن تولید میکروپلاستیکهای غیرقابل هضم در محیط زیست و منابع آب و خاک ما میشود. توهمی سبز و غیرواقع که مدیران و سیاستگذاران حوزهٔ محیط زیست را در شرایط کنونی به بیراهه میکشاند و باری سنگین بر خیل معضلات پسماند و طبیعت کشور آوار میکند./ روزنامه پیام ما
https://vrgl.ir/S35uZ
سخنگویی عقل
موسی غنینژاد
موسی غنینژاد
درباره موسی غنینژاد و اهمیت مناظرههایش
محمدجواد روح | از سعدی علیهالرحمه نقل است که: «دانا چو طبله عطار است خاموش و هنرنمای و نادان خود طبل غازی بلندآواز و میان تهی». و این گفتار، در دورانی که اهل عقل از دایره سیاستگذاران و کارگزاران رانده شدهاند و از دانشگاهها نیز درحال راندهشدناند، بیشتر به یاد میآید.
در این دوران پرهیاهوست که برآمدن تکصداهای دانایان دشوار میشود و اگر هم صدایی برآید، در غریو بلواگران به گوش کمتر کسی میرسد. اما در همین دوره، گاه فرصتهایی رخ مینماید که عقلانیت اقتضا میکند اهل عقل قدر آن را بدانند و هیاهوگران و مدعیان را - گرچه برای ساعتی - بر سر جای خود نشانند.
آنچه موسی غنینژاد، اقتصاددان لیبرال ایرانی، در دو مناظره تلویزیونیاش با مسعود درخشان و علی علیزاده کرد؛ نمونهای است از این فرصتشناسی و بسترسازی برای ظهور و بروز گفتمان مبتنی بر عقلانیت در برابر گفتارهای پراکنده، نامنسجم و درعینحال، مدعی و ذینفوذ.
با ایفای چنین نقشی است که غنینژاد نشان میدهد تفکرات ذینفوذ و تاثیرگذار در ایران امروز چه اندازه از عقلانیت و دانش و حتی بدیهیات فاصله دارند؛ بدیهیاتی که در سایه اقتصاد رانتی، حامیپرور و مدعی ارزشهای لاهوتی به شکلی مستمر نفی میشود و سخنگویان و دولتمردان و مجلسیها و رسانههای رسمی هر روز به شکلی و بهانهای آن را توجیه میکنند و آخرالامر، کاسهکوزهها را بر سر اقتصاددانان و اندک تکنوکراتهای واجد فهم و تجربه دولتهای گذشته میشکنند و آنان را «بانیان وضع موجود» میخوانند.
ظهور غنینژاد در دو مناظره اخیر، یادآور تکصدای لرزان اما منطقی مصطفی هاشمیطبا در مناظرههای انتخابات ریاستجمهوری۱۳۹۶ و استدلالهای عبدالناصر همتی در انتخابات ریاستجمهوری۱۴۰۰ است.
غنینژاد اما در این دو مناظره، موقعیتی متفاوت با مناظرههای انتخاباتی داشت. اینجا نه جدال بر سر قدرت که بر سر منطق و عقلانیت و تاحدی حقیقت بود. اینکه دو گفتمان برابر هم بنشینند و آنچه در انبان دارند، بیرون نهند و مخاطب را در مقام قضاوت گذارند.
در چنین بستر و موقعیتی، گفتمانی که اهل هیاهوست؛ ناچار از خاموشی یا پراکندهگویی است. فرار از مناظره یا برابرنهاد شخصیتهایی با وزن متفاوت در عموم مناظرههای تلویزیونی، واکنش طبیعی و بدیهی گفتمانهای ضعیف است.
همانها که به عبارت دقیقتر، «بیگفتمان» هستند و در انبان خود، جز ابراز وفاداری و وابستگی و تریبونهای گسترده دولتی و حکومتی هیچ ندارند.
صداها و چهرههایی تکراری که مدام از این شبکه به آن شبکه و از این دانشگاه به آن دانشگاه میروند و میآیند و اغلب، جز توهین و اتهامزنی به نخبگان و برآمدگان جامعه مدنی، سخنی برای عرضه ندارند.
غنینژاد در دو مناظره خود، تهی بودن طبلهای غازی را آشکار کرد. او همچنین، در این دو مناظره بهخوبی در مقام سخنگو و مدافع لیبرالیسم، ایفای نقش کرد. او نشان داد لیبرالیسم نه یک ناسزا (چنان که انقلابیون متقدم میگفتند و انقلابیون متاخر با صفاتی بدتر و رکیکتر تکرار میکنند)، که اتفاقا گفتمان و جریانی سزاوار قدرت گرفتن و بر صدر نشستن و قدر دیدن است.
همچنان که چند تجربه هرچند ناقص و تحت انواع فشارهای دولتهای دارای گرایش به لیبرالیسم در چهار دهه گذشته، نشان داده است آنان در نهایت، دستاورد و خروجی مثبت و مشخصی داشتهاند. از بازرگان که تندروی انقلابی را برنمیتابید تا سازندگی هاشمی، توسعه خاتمی و تنشزدایی روحانی که هریک از زاویهای به لیبرالیسم گرایش و قرابت داشتند.
در نگاهی کلان از پس چهار دهه، دستاوردها و خروجی ساختار سیاسی ناشی از همان لیبرالیسم کجدار و مریز این چهار دولت است. خروجی دیگران هم مشخص است؛ چه آن دولت پوپولیسم که میلیاردها دلار درآمد نفتی را آتش زد و چه این دولت انقلابی که در کمتر از دو سال، حامیان خود را هم از حمایت، پشیمان کرده است.
غنینژاد گرچه از مقام لیبرالیستی تمامعیار منتقد بازرگان و هاشمی و خاتمی و روحانی هم هست؛ اما در عمل، آنان را نیز سخنگویی و نمایندگی کرد...
منبع: https://vrgl.ir/m5xIN
موسی غنینژاد
موسی غنینژاد
درباره موسی غنینژاد و اهمیت مناظرههایش
محمدجواد روح | از سعدی علیهالرحمه نقل است که: «دانا چو طبله عطار است خاموش و هنرنمای و نادان خود طبل غازی بلندآواز و میان تهی». و این گفتار، در دورانی که اهل عقل از دایره سیاستگذاران و کارگزاران رانده شدهاند و از دانشگاهها نیز درحال راندهشدناند، بیشتر به یاد میآید.
در این دوران پرهیاهوست که برآمدن تکصداهای دانایان دشوار میشود و اگر هم صدایی برآید، در غریو بلواگران به گوش کمتر کسی میرسد. اما در همین دوره، گاه فرصتهایی رخ مینماید که عقلانیت اقتضا میکند اهل عقل قدر آن را بدانند و هیاهوگران و مدعیان را - گرچه برای ساعتی - بر سر جای خود نشانند.
آنچه موسی غنینژاد، اقتصاددان لیبرال ایرانی، در دو مناظره تلویزیونیاش با مسعود درخشان و علی علیزاده کرد؛ نمونهای است از این فرصتشناسی و بسترسازی برای ظهور و بروز گفتمان مبتنی بر عقلانیت در برابر گفتارهای پراکنده، نامنسجم و درعینحال، مدعی و ذینفوذ.
با ایفای چنین نقشی است که غنینژاد نشان میدهد تفکرات ذینفوذ و تاثیرگذار در ایران امروز چه اندازه از عقلانیت و دانش و حتی بدیهیات فاصله دارند؛ بدیهیاتی که در سایه اقتصاد رانتی، حامیپرور و مدعی ارزشهای لاهوتی به شکلی مستمر نفی میشود و سخنگویان و دولتمردان و مجلسیها و رسانههای رسمی هر روز به شکلی و بهانهای آن را توجیه میکنند و آخرالامر، کاسهکوزهها را بر سر اقتصاددانان و اندک تکنوکراتهای واجد فهم و تجربه دولتهای گذشته میشکنند و آنان را «بانیان وضع موجود» میخوانند.
ظهور غنینژاد در دو مناظره اخیر، یادآور تکصدای لرزان اما منطقی مصطفی هاشمیطبا در مناظرههای انتخابات ریاستجمهوری۱۳۹۶ و استدلالهای عبدالناصر همتی در انتخابات ریاستجمهوری۱۴۰۰ است.
غنینژاد اما در این دو مناظره، موقعیتی متفاوت با مناظرههای انتخاباتی داشت. اینجا نه جدال بر سر قدرت که بر سر منطق و عقلانیت و تاحدی حقیقت بود. اینکه دو گفتمان برابر هم بنشینند و آنچه در انبان دارند، بیرون نهند و مخاطب را در مقام قضاوت گذارند.
در چنین بستر و موقعیتی، گفتمانی که اهل هیاهوست؛ ناچار از خاموشی یا پراکندهگویی است. فرار از مناظره یا برابرنهاد شخصیتهایی با وزن متفاوت در عموم مناظرههای تلویزیونی، واکنش طبیعی و بدیهی گفتمانهای ضعیف است.
همانها که به عبارت دقیقتر، «بیگفتمان» هستند و در انبان خود، جز ابراز وفاداری و وابستگی و تریبونهای گسترده دولتی و حکومتی هیچ ندارند.
صداها و چهرههایی تکراری که مدام از این شبکه به آن شبکه و از این دانشگاه به آن دانشگاه میروند و میآیند و اغلب، جز توهین و اتهامزنی به نخبگان و برآمدگان جامعه مدنی، سخنی برای عرضه ندارند.
غنینژاد در دو مناظره خود، تهی بودن طبلهای غازی را آشکار کرد. او همچنین، در این دو مناظره بهخوبی در مقام سخنگو و مدافع لیبرالیسم، ایفای نقش کرد. او نشان داد لیبرالیسم نه یک ناسزا (چنان که انقلابیون متقدم میگفتند و انقلابیون متاخر با صفاتی بدتر و رکیکتر تکرار میکنند)، که اتفاقا گفتمان و جریانی سزاوار قدرت گرفتن و بر صدر نشستن و قدر دیدن است.
همچنان که چند تجربه هرچند ناقص و تحت انواع فشارهای دولتهای دارای گرایش به لیبرالیسم در چهار دهه گذشته، نشان داده است آنان در نهایت، دستاورد و خروجی مثبت و مشخصی داشتهاند. از بازرگان که تندروی انقلابی را برنمیتابید تا سازندگی هاشمی، توسعه خاتمی و تنشزدایی روحانی که هریک از زاویهای به لیبرالیسم گرایش و قرابت داشتند.
در نگاهی کلان از پس چهار دهه، دستاوردها و خروجی ساختار سیاسی ناشی از همان لیبرالیسم کجدار و مریز این چهار دولت است. خروجی دیگران هم مشخص است؛ چه آن دولت پوپولیسم که میلیاردها دلار درآمد نفتی را آتش زد و چه این دولت انقلابی که در کمتر از دو سال، حامیان خود را هم از حمایت، پشیمان کرده است.
غنینژاد گرچه از مقام لیبرالیستی تمامعیار منتقد بازرگان و هاشمی و خاتمی و روحانی هم هست؛ اما در عمل، آنان را نیز سخنگویی و نمایندگی کرد...
منبع: https://vrgl.ir/m5xIN
Forwarded from مجمع دیوانگان
«حجاب شرعی در عصر پیامبر»، پژوهشی است به کوشش «امیرحسین ترکاشوند» که تلاش کرده وجوه مختلف این مسالهی چالشبرانگیز را در بستر سنت تاریخی دین اسلام مورد واکاوی قرار دهد. نتیجهی نهایی این پژوهش به رغم استنادات دقیق و گستردهی تاریخی، به دلایلی که میدانیم موفق به دریافت مجوز انتشار نشد و کتاب از سال ۱۳۹۰ (تا جایی که ما میدانیم، با رضایت نویسنده) در رسانههای مجازی منتشر شد.
اکنون یک گروه از فعالین، همت کرده و نسخهای صوتی و رایگان از کتاب تهیه کردهاند که اجرا و تدوین مناسبی دارد و میتواند مورد توجه علاقمندان به کتاب صوتی قرار گیرد. به درخواست خود این دوستان، این پیام را در کانال منتشر کردیم تا علاقمندان بتوانند به فایلهای این مجموعه دسترسی پیدا کنند. برای اینکار، کافی است به این کانال تلگرامی «@goyaast» مراجعه کرده و یا روی این لینک کلیک کنید.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
اکنون یک گروه از فعالین، همت کرده و نسخهای صوتی و رایگان از کتاب تهیه کردهاند که اجرا و تدوین مناسبی دارد و میتواند مورد توجه علاقمندان به کتاب صوتی قرار گیرد. به درخواست خود این دوستان، این پیام را در کانال منتشر کردیم تا علاقمندان بتوانند به فایلهای این مجموعه دسترسی پیدا کنند. برای اینکار، کافی است به این کانال تلگرامی «@goyaast» مراجعه کرده و یا روی این لینک کلیک کنید.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
Forwarded from مجمع دیوانگان
جعل ملتی به نام «فلسطین» و پیامدهای آن
#A 430
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
#A 430
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
Forwarded from مجمع دیوانگان
جعل ملتی به نام «فلسطین» و پیامدهای آن
#A 430
آرمان امیری @armanparian
✍️ اگر با رویکردی تاریخی به سراغ منطقه برویم، اکثر قریب به اتفاق کشورهای منطقه (بجز ایران و مصر) جعلی هستند و اغلب از متلاشی شدن امپراطوری عثمانی حاصل شدهاند که عمر آن به پایان جنگ جهانی اول باز میگردد. در چنین رویکردی اسرائیل نسبت به باقی کشورهای منطقه مورد متفاوتی به حساب نمیآید و البته فلسطینیها هم میتوانند به همان اندازهی باقی مردم منطقه امیدوار به تشکیل یک دولت مستقل باشند: وقتی هر روز یک کشور جدیدی ساخته میشود، چرا ما یکی نسازیم؟!
✍️ اما اگر بخواهیم با رویکرد حقوقی و با استناد به نظام رسمی حقوق بینالملل به سراغ مساله برویم، آنگاه نتایجی که به دست میآید، اصلا با پروپاگاندای «جعلی» خواندن اسرائیل سازگار نخواهد بود. پیشینهی معاصر اسرائیل هم به مانند باقی کشورهای حوزهی امپراطوری عثمانی، به حدود سال ۱۹۲۰ باز میگردد که تا زمان استقلال کامل، یک دوران «تحت قیمومیت» را سپری کرد. در نهایت، با خروج انگلیسیها، استقلال کامل اسرائیل در ۱۹۴۸ محقق شد و در ۱۹۴۹ نیز این کشور به عضویت سازمان ملل متحد درآمد.
✍️ بر خلاف تمامی این کشورها که همگی با یک تاریخچهی نسبتا مشابه از عثمانی جدا شدند و تقریبا در یک بازهی زمانی مشابه با کسب استقلال کامل به عضویت سازمان ملل درآمدند، کشور، یا دولت، یا حتی مفهومی به نام «ملت فلسطین»، ابدا در آن بازهی زمانی نه تنها رسمیت نداشت بلکه اصلا مطرح هم نبود!
✍️ سالها پیش یک مقالهی پژوهشی کامل با عنوان «یاسر عرفات، مخترع مفهوم ملت فلسطین» نوشتم. جزییات مقاله مفصل است و برای مطالعهی بیشتر میتوانید به همان مراجعه کنید. اینجا به اختصار به نتیجهگیری و موضوع اصلی مقاله اشاره میکنم که اساسا طرح عنوان مفهومی به نام «ملت فلسطین»، تنها در دههی ۸۰میلادی بود که به اصرار یاسر عرفات به ادبیات بینالمللی راه پیدا کرد.
برای خواندن متن کامل این یادداشت اینجا کلیک کنید و یا از گزینهی INSTANT VIEW استفاده کنید.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
#A 430
آرمان امیری @armanparian
✍️ اگر با رویکردی تاریخی به سراغ منطقه برویم، اکثر قریب به اتفاق کشورهای منطقه (بجز ایران و مصر) جعلی هستند و اغلب از متلاشی شدن امپراطوری عثمانی حاصل شدهاند که عمر آن به پایان جنگ جهانی اول باز میگردد. در چنین رویکردی اسرائیل نسبت به باقی کشورهای منطقه مورد متفاوتی به حساب نمیآید و البته فلسطینیها هم میتوانند به همان اندازهی باقی مردم منطقه امیدوار به تشکیل یک دولت مستقل باشند: وقتی هر روز یک کشور جدیدی ساخته میشود، چرا ما یکی نسازیم؟!
✍️ اما اگر بخواهیم با رویکرد حقوقی و با استناد به نظام رسمی حقوق بینالملل به سراغ مساله برویم، آنگاه نتایجی که به دست میآید، اصلا با پروپاگاندای «جعلی» خواندن اسرائیل سازگار نخواهد بود. پیشینهی معاصر اسرائیل هم به مانند باقی کشورهای حوزهی امپراطوری عثمانی، به حدود سال ۱۹۲۰ باز میگردد که تا زمان استقلال کامل، یک دوران «تحت قیمومیت» را سپری کرد. در نهایت، با خروج انگلیسیها، استقلال کامل اسرائیل در ۱۹۴۸ محقق شد و در ۱۹۴۹ نیز این کشور به عضویت سازمان ملل متحد درآمد.
✍️ بر خلاف تمامی این کشورها که همگی با یک تاریخچهی نسبتا مشابه از عثمانی جدا شدند و تقریبا در یک بازهی زمانی مشابه با کسب استقلال کامل به عضویت سازمان ملل درآمدند، کشور، یا دولت، یا حتی مفهومی به نام «ملت فلسطین»، ابدا در آن بازهی زمانی نه تنها رسمیت نداشت بلکه اصلا مطرح هم نبود!
✍️ سالها پیش یک مقالهی پژوهشی کامل با عنوان «یاسر عرفات، مخترع مفهوم ملت فلسطین» نوشتم. جزییات مقاله مفصل است و برای مطالعهی بیشتر میتوانید به همان مراجعه کنید. اینجا به اختصار به نتیجهگیری و موضوع اصلی مقاله اشاره میکنم که اساسا طرح عنوان مفهومی به نام «ملت فلسطین»، تنها در دههی ۸۰میلادی بود که به اصرار یاسر عرفات به ادبیات بینالمللی راه پیدا کرد.
برای خواندن متن کامل این یادداشت اینجا کلیک کنید و یا از گزینهی INSTANT VIEW استفاده کنید.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
Telegraph
جعل ملتی به نام فلسطین و پیامدهای آن!
* * *
Forwarded from مجمع دیوانگان
دیگر ملتی وجود نداشت!
#A 431
آرمان امیری @armanparian - این یادداشت، بیشتر کارکرد تکملهای بر یادداشت قبلی و طرح ادعای «جعلی بودن ملت فلسطین» را دارد. در واقع، در پاسخ به برخی تصاویر و کلیپهایی است که این مدت در فضای مجازی منتشر شده تا ادعا کند نه تنها ملت، بلکه حتی دولتی به نام فلسطین در تاریخ وجود داشته که اشغال شده. در این یادداشت، ضمن پاسخ دادن به برخی از این اسناد، شواهد و ارجاعات تاریخی دیگری نیز ارائه میشود که نشان میدهد جعلی بودن عنوان «ملت فلسطین» را نه تنها کشورهای عربی/اسلامی باور داشتند، بلکه حتی خود یاسر عرفات نیز به صراحت بدان تاکید کرده بود.
بخشهایی از متن یادداشت:
✍️ اینکه دیپلمات ارشدی در سطح «حسین موسویان» هم ادعای مشابهی را به استناد به چنین تصاویری مطرح کند، دیگر نمیتواند محصول یک شایعهی غیرموثق باشد. اگر نخواهیم اینقدر سادهنگر باشیم که یکی از کهنهکارترین دیپلماتهای کشور را به کل ناآشنا با تاریخچه روابط بینالملل قلمداد کنیم، ناچاریم بپذیریم که با یک شارلاتانیسم سازمانیافته مواجهیم که همچنان تلاش میکند نیم قرن پروپاگاندای دروغین رژیم حاکم را برای گمراه کردن ذهن ایرانیان در مورد واقعیت مسالهی فلسطین ادامه دهد.
✍️ فراتر از جناب موسویان که یک سیاستمدار است، جناب «مجید تفرشی»، که در چند سال اخیر و به پشتوانهی رسانههای حکومتی به سرعت برق و باد تا جایگاه «تاریخپژوه رسمی» ارتقای درجه یافتهاند نیز با انتشار یک کلیپ قدیمی از مصاحبهی «گلدا مایر»، دروغی مشابه را تکرار کرده است. (از توییتر ایشان بخوانید) اینبار هم مسالهی مهم این است که کسی دارد از یک «کلیپ برش خورده»، تفسیری «کاملا وارونه» ارائه میدهد، که سمت رسمی و رسانهای خودش را «تاریخپژوه» معرفی میکند! جناب «تاریخپژوه»، سندی را دستمایهی ادعای خودش قرار داده، که اتفاقا گلدامایر در جریان آن میخواست اثبات کند که اصلا دولت فلسطینی وجود نداشته!
✍️ همهی اینها یعنی، اگر عرفات و سازمان او نبودند، امروز احتمالا شاهد یک کشور اسرائیلی بودیم، در مرزهایی حدودا معادل همان مرزهای ۱۹۶۸. در کنار آن هم سرزمینهای اردن، مصر، لبنان و سوریه را داشتیم که شامل کرانه باختری هم میشدند. نه خبری از «ملت فلسطین» بود، نه آوارگان، نه جدالهای خونین تمامی این سالها و نه این مشکلی که به مرحلهای غامض و ای بسا لاینحل رسیده! اشعار درویش را هم میشد همچنان خواند، البته در رثای سرزمینی به نام فلسطین، که بخشی از خاک اردن شده بود، همانطور که پیشتر بخشی از خاک عثمانی بود.
برای خواندن متن کامل این یادداشت اینجا کلیک کنید و یا از گزینهی INSTANT VIEW استفاده کنید.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
#A 431
آرمان امیری @armanparian - این یادداشت، بیشتر کارکرد تکملهای بر یادداشت قبلی و طرح ادعای «جعلی بودن ملت فلسطین» را دارد. در واقع، در پاسخ به برخی تصاویر و کلیپهایی است که این مدت در فضای مجازی منتشر شده تا ادعا کند نه تنها ملت، بلکه حتی دولتی به نام فلسطین در تاریخ وجود داشته که اشغال شده. در این یادداشت، ضمن پاسخ دادن به برخی از این اسناد، شواهد و ارجاعات تاریخی دیگری نیز ارائه میشود که نشان میدهد جعلی بودن عنوان «ملت فلسطین» را نه تنها کشورهای عربی/اسلامی باور داشتند، بلکه حتی خود یاسر عرفات نیز به صراحت بدان تاکید کرده بود.
بخشهایی از متن یادداشت:
✍️ اینکه دیپلمات ارشدی در سطح «حسین موسویان» هم ادعای مشابهی را به استناد به چنین تصاویری مطرح کند، دیگر نمیتواند محصول یک شایعهی غیرموثق باشد. اگر نخواهیم اینقدر سادهنگر باشیم که یکی از کهنهکارترین دیپلماتهای کشور را به کل ناآشنا با تاریخچه روابط بینالملل قلمداد کنیم، ناچاریم بپذیریم که با یک شارلاتانیسم سازمانیافته مواجهیم که همچنان تلاش میکند نیم قرن پروپاگاندای دروغین رژیم حاکم را برای گمراه کردن ذهن ایرانیان در مورد واقعیت مسالهی فلسطین ادامه دهد.
✍️ فراتر از جناب موسویان که یک سیاستمدار است، جناب «مجید تفرشی»، که در چند سال اخیر و به پشتوانهی رسانههای حکومتی به سرعت برق و باد تا جایگاه «تاریخپژوه رسمی» ارتقای درجه یافتهاند نیز با انتشار یک کلیپ قدیمی از مصاحبهی «گلدا مایر»، دروغی مشابه را تکرار کرده است. (از توییتر ایشان بخوانید) اینبار هم مسالهی مهم این است که کسی دارد از یک «کلیپ برش خورده»، تفسیری «کاملا وارونه» ارائه میدهد، که سمت رسمی و رسانهای خودش را «تاریخپژوه» معرفی میکند! جناب «تاریخپژوه»، سندی را دستمایهی ادعای خودش قرار داده، که اتفاقا گلدامایر در جریان آن میخواست اثبات کند که اصلا دولت فلسطینی وجود نداشته!
✍️ همهی اینها یعنی، اگر عرفات و سازمان او نبودند، امروز احتمالا شاهد یک کشور اسرائیلی بودیم، در مرزهایی حدودا معادل همان مرزهای ۱۹۶۸. در کنار آن هم سرزمینهای اردن، مصر، لبنان و سوریه را داشتیم که شامل کرانه باختری هم میشدند. نه خبری از «ملت فلسطین» بود، نه آوارگان، نه جدالهای خونین تمامی این سالها و نه این مشکلی که به مرحلهای غامض و ای بسا لاینحل رسیده! اشعار درویش را هم میشد همچنان خواند، البته در رثای سرزمینی به نام فلسطین، که بخشی از خاک اردن شده بود، همانطور که پیشتر بخشی از خاک عثمانی بود.
برای خواندن متن کامل این یادداشت اینجا کلیک کنید و یا از گزینهی INSTANT VIEW استفاده کنید.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
Telegraph
دیگر ملتی وجود نداشت!
منطقهی جغرافیایی وسیعی که به صورت تاریخی فلسطین خوانده میشد، در تاریخ ۱۰ ژانویه ی ۱۹۱۹، و در جریان کنفرانس سانرمو، با این «شرط» به قیمومیت انگلستان درآمد که پس از پایان دوران قیمومیت، انگلستان ملزم به اجرای شرایط اعلامیهی «بالفور» باشد. شرط اجرای اعلامیهی…
Forwarded from 📥ربات فیلیموکام📥
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥| فیلم « نسخه ایرانی 2023 »
📝| #زیرنویس_فارسی_چسبیده
📥| کیفیت 720p
✂️ بدون_سانسور و حذفیات
🆔 @Filiimokam
📝| #زیرنویس_فارسی_چسبیده
📥| کیفیت 720p
✂️ بدون_سانسور و حذفیات
🆔 @Filiimokam
✅ استعفای چهار وزیر کابینه ژاپن به خاطر…
کمتر از 4 میلیون دلار
✍️محمدرضا اسلامی
این روزها در شرق دور و در کشور ژاپن نیز پرونده یک فساد مالی مطرح شده است.
ولی واکنش افکار عمومی، رسانه ها و خصوصا دولت به این پرونده فراتر از حد تصور بوده است: چهار وزیر کابینه نخست وزیر کیشیدا (Fumio Kishida) و هفت معاون وزیر استعفا داده اند.
نیازی به گفتن نیست که استعفای چهار وزیر کابینه مترادف با چه ضربه بزرگی به دولت است.
ژاپن، سرزمینی است شرقی با روحیات و خلقیات کاملا سنتی. در زمان امپراطور مِیجی، مدرنیته از غرب وارد این سرزمین شد ولی ژاپنی ها معتقدند با اینکه علوم نوین را غرب فراگرفتند، اما آن را در بستری شرقی و در فرهنگی ژاپنی بکار بستند. اینکه «فرهنگ ژاپنی» و «هویت ژاپنی» چیست مقصود این یادداشت نیست؛ بلکه بحث بر سر آن است که نگاه ژاپن به غرب و شرق، نگاهِ مبتنی بر «آموختن» بوده است.
ژاپنی ها آموختند که غربی ها روی مساله «شفافیت در امر پول» به خاطر «سلامت جامعه» کارهای جدی کرده اند.
ژاپنی ها آموختند که در سیستم حکمرانی غربی، پول برای جامعه از مواد مخدر خطرناک تر است. ژاپنی ها آموختند که تولید ثروت مهم است ولی وجود پول و «نقدینگی بی حساب و کتاب» آسیبی به بنیانهای اخلاقی جامعه می زند، که مواد مخدر نمی زند.
بنابراین، مساله «ساختارهای مالی» و «شفافیت مالی» در ژاپن شکل گرفت.
به بیان دیگر اینطور صحبت کنیم: سیستم و «ساختارها» طوری طراحی شدند که پولِ بی صاحب در جامعه «امکان دست به دست شدن» نداشته باشد.
لذا مساله «مدیریت سیستمی» است، چرا که مدیریت جهادی در چنین موضوعاتی کار نمی کند. طراحیِ ساختارهای ضابطه مند مالی با مدیریت جهادی نمی شود. «طراحی ساختار» نیازمند وسواس، حوصله، عمق و مطالعه است.
در یادداشت قبل توضیح داده شد که فقط یک شرکت نیسان در طول یک سال بودجه ای معادل چهل و هشت برابر بودجه وزارت نیروی کشور ایران را جابجا می کند
بله ۷۸ میلیارد دلار گردش مالی یک سال شرکت نیسان است ولی با وجود چنین رقم درشتی آقای کارلوس گون مدیرعامل شرکت را به خاطر عدم شفافیت در پاداش حدودا یک میلیون دلاری(!) به خودش با آن فضاحت از مدیرعاملی برکنار کردند.
کارلوس گون نفهمیده بود و نمی توانست باور کند که ژاپنی ها برای یک میلیون دلار آن بلا را بر سرش خواهند آورد.
انضباط مالی، و عدم امکان دسترسی به پولهای بادآورده، شرط اول توسعه در یک کشور است. ژاپن این را از غرب آموخت و با انضباط بیشتر در ساختارهای مالی-بانکی خود به کار گرفت.
حال امروز، آذرماه ۱۴۰۲، در یک برنامه جمع آوری پول (Found raining) مشخص شده که مبلغ کوچکی (کمتر از چهار میلیون دلار) درست و روشن «گزارش نشده» و بی حساب کتاب بوده.
در مملکتی که فقط یک قلم شرکت نیسان ۷۸ میلیارد دلار جابجا می کند، یک شرکت تویوتا سالیانه ۲۵۶ میلیارد دلار گردش مالی دارد، و «بزرگیِ اعداد» و پولهای بنگاههای اقتصادی اش رشک کشورهای غربی است، چهار وزیر کابینه بخاطر چنین رقم ناچیزی استعفا می دهند. چرا؟
چون سیستم/ساختار طوری طراحی شده که نسبت به این موضوع «حساس» است و می داند در مساله انضباط مالی اگر که گپ وجود داشته باشد، همه چیزت بر باد رفت.
همه چیز.
حزب لیبرال دموکرات برای انتخابات آینده روزگار سختی را در پیش خواهد داشت. آقای شینزو آبه نیست که ببینید که چه بر سر حزبش آمد.
همان حزبی که شینزو آبه جانش را در یک فعالیت انتخاباتی برای آن از دست داد، امروز منشاء آبروریزی شده.
کاش کمی از ژاپن بیاموزیم
کمتر از 4 میلیون دلار
✍️محمدرضا اسلامی
این روزها در شرق دور و در کشور ژاپن نیز پرونده یک فساد مالی مطرح شده است.
ولی واکنش افکار عمومی، رسانه ها و خصوصا دولت به این پرونده فراتر از حد تصور بوده است: چهار وزیر کابینه نخست وزیر کیشیدا (Fumio Kishida) و هفت معاون وزیر استعفا داده اند.
نیازی به گفتن نیست که استعفای چهار وزیر کابینه مترادف با چه ضربه بزرگی به دولت است.
ژاپن، سرزمینی است شرقی با روحیات و خلقیات کاملا سنتی. در زمان امپراطور مِیجی، مدرنیته از غرب وارد این سرزمین شد ولی ژاپنی ها معتقدند با اینکه علوم نوین را غرب فراگرفتند، اما آن را در بستری شرقی و در فرهنگی ژاپنی بکار بستند. اینکه «فرهنگ ژاپنی» و «هویت ژاپنی» چیست مقصود این یادداشت نیست؛ بلکه بحث بر سر آن است که نگاه ژاپن به غرب و شرق، نگاهِ مبتنی بر «آموختن» بوده است.
ژاپنی ها آموختند که غربی ها روی مساله «شفافیت در امر پول» به خاطر «سلامت جامعه» کارهای جدی کرده اند.
ژاپنی ها آموختند که در سیستم حکمرانی غربی، پول برای جامعه از مواد مخدر خطرناک تر است. ژاپنی ها آموختند که تولید ثروت مهم است ولی وجود پول و «نقدینگی بی حساب و کتاب» آسیبی به بنیانهای اخلاقی جامعه می زند، که مواد مخدر نمی زند.
بنابراین، مساله «ساختارهای مالی» و «شفافیت مالی» در ژاپن شکل گرفت.
به بیان دیگر اینطور صحبت کنیم: سیستم و «ساختارها» طوری طراحی شدند که پولِ بی صاحب در جامعه «امکان دست به دست شدن» نداشته باشد.
لذا مساله «مدیریت سیستمی» است، چرا که مدیریت جهادی در چنین موضوعاتی کار نمی کند. طراحیِ ساختارهای ضابطه مند مالی با مدیریت جهادی نمی شود. «طراحی ساختار» نیازمند وسواس، حوصله، عمق و مطالعه است.
در یادداشت قبل توضیح داده شد که فقط یک شرکت نیسان در طول یک سال بودجه ای معادل چهل و هشت برابر بودجه وزارت نیروی کشور ایران را جابجا می کند
بله ۷۸ میلیارد دلار گردش مالی یک سال شرکت نیسان است ولی با وجود چنین رقم درشتی آقای کارلوس گون مدیرعامل شرکت را به خاطر عدم شفافیت در پاداش حدودا یک میلیون دلاری(!) به خودش با آن فضاحت از مدیرعاملی برکنار کردند.
کارلوس گون نفهمیده بود و نمی توانست باور کند که ژاپنی ها برای یک میلیون دلار آن بلا را بر سرش خواهند آورد.
انضباط مالی، و عدم امکان دسترسی به پولهای بادآورده، شرط اول توسعه در یک کشور است. ژاپن این را از غرب آموخت و با انضباط بیشتر در ساختارهای مالی-بانکی خود به کار گرفت.
حال امروز، آذرماه ۱۴۰۲، در یک برنامه جمع آوری پول (Found raining) مشخص شده که مبلغ کوچکی (کمتر از چهار میلیون دلار) درست و روشن «گزارش نشده» و بی حساب کتاب بوده.
در مملکتی که فقط یک قلم شرکت نیسان ۷۸ میلیارد دلار جابجا می کند، یک شرکت تویوتا سالیانه ۲۵۶ میلیارد دلار گردش مالی دارد، و «بزرگیِ اعداد» و پولهای بنگاههای اقتصادی اش رشک کشورهای غربی است، چهار وزیر کابینه بخاطر چنین رقم ناچیزی استعفا می دهند. چرا؟
چون سیستم/ساختار طوری طراحی شده که نسبت به این موضوع «حساس» است و می داند در مساله انضباط مالی اگر که گپ وجود داشته باشد، همه چیزت بر باد رفت.
همه چیز.
حزب لیبرال دموکرات برای انتخابات آینده روزگار سختی را در پیش خواهد داشت. آقای شینزو آبه نیست که ببینید که چه بر سر حزبش آمد.
همان حزبی که شینزو آبه جانش را در یک فعالیت انتخاباتی برای آن از دست داد، امروز منشاء آبروریزی شده.
کاش کمی از ژاپن بیاموزیم