Forwarded from چُراز
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
۶۰ سال اقتصاد ایران؛
مقایسه عملکرد
قبل انقلاب یا بعد انقلاب؟ سازندگی یا اصلاحات؟ مهرورزی یا اعتدال؟
نفت بفروشیم خوبه یا نفروشیم؟ تحریم نعمته یا فلاکت؟ تثبیت قیمتها یا آزادسازی؟ واردات خوبه یا تولید داخل؟ مدیر تکنوکرات یا جهادی؟
بیایید اعداد رو بنشونیم جای قاضی تا اونا قضاوت کنند.
برای این موضوع تاریخ ۶۰ ساله ایران رو به ۷ بازه ۸ ساله و مساوی تقسیم کردهایم. در هر بازه نقش یک نفر بسیار برجسته است:
۱۳۴۲ تا انتهای ۱۳۴۹: علینقی عالیخانی
۵۰ تا ۵۷: محمدرضا شاه پهلوی
۶۱ تا ۶۸: میرحسین موسوی
۶۹ تا ۷۶: هاشمی رفسنجانی
۷۷ تا ۸۴: خاتمی
۸۵ تا ۹۲: احمدینژاد
۹۳ تا ۱۴۰۰: روحانی
مهمترین پارامترها در توصیف عملکرد اقتصاد ۳ مورد هستن: سرانه GDP، تورم و اشتغال.
در این ویدئو وضعیت این سه شاخص رو در هر کدوم از این دورهها بررسی کردیم.
این ویدئو با همکاری مجموعه رسانهای اکوایران و دوست دانشمندمون امین کاوئی ساخته شده است.
📺@Ecoiran_webtv
🧔🏻♂️@AminKavei
📱@choraz
مقایسه عملکرد
قبل انقلاب یا بعد انقلاب؟ سازندگی یا اصلاحات؟ مهرورزی یا اعتدال؟
نفت بفروشیم خوبه یا نفروشیم؟ تحریم نعمته یا فلاکت؟ تثبیت قیمتها یا آزادسازی؟ واردات خوبه یا تولید داخل؟ مدیر تکنوکرات یا جهادی؟
بیایید اعداد رو بنشونیم جای قاضی تا اونا قضاوت کنند.
برای این موضوع تاریخ ۶۰ ساله ایران رو به ۷ بازه ۸ ساله و مساوی تقسیم کردهایم. در هر بازه نقش یک نفر بسیار برجسته است:
۱۳۴۲ تا انتهای ۱۳۴۹: علینقی عالیخانی
۵۰ تا ۵۷: محمدرضا شاه پهلوی
۶۱ تا ۶۸: میرحسین موسوی
۶۹ تا ۷۶: هاشمی رفسنجانی
۷۷ تا ۸۴: خاتمی
۸۵ تا ۹۲: احمدینژاد
۹۳ تا ۱۴۰۰: روحانی
مهمترین پارامترها در توصیف عملکرد اقتصاد ۳ مورد هستن: سرانه GDP، تورم و اشتغال.
در این ویدئو وضعیت این سه شاخص رو در هر کدوم از این دورهها بررسی کردیم.
این ویدئو با همکاری مجموعه رسانهای اکوایران و دوست دانشمندمون امین کاوئی ساخته شده است.
📺@Ecoiran_webtv
🧔🏻♂️@AminKavei
📱@choraz
Forwarded from سخنرانیها
✍️ محمدجواد روح
🖊 : "سخنگویی عقل"
▪️درباره موسی غنینژاد و اهمیت مناظرههایش
از سعدی علیهالرحمه نقل است که: «دانا چو طبلهٔ عطار است خاموش و هنرنمای و نادان خود طبل غازی بلندآواز و میان تهی». و این گفتار، در دورانی که اهل عقل از دایره سیاستگذاران و کارگزاران رانده شدهاند و از دانشگاهها نیز درحال راندهشدناند، بیشتر به یاد میآید.
@Sokhanranihaa
در این دوران پرهیاهوست که برآمدن تکصداهای دانایان دشوار میشود و اگر هم صدایی برآید، در غریو بلواگران به گوش کمتر کسی میرسد. اما در همین دوره، گاه فرصتهایی رخ مینماید که عقلانیت اقتضا میکند اهل عقل قدر آن را بدانند و هیاهوگران و مدعیان را – گرچه برای ساعتی- بر سر جای خود نشانند.
آنچه موسی غنینژاد، اقتصاددان لیبرال ایرانی، در دو مناظره تلویزیونیاش با مسعود درخشان و علی علیزاده کرد؛ نمونهای است از این فرصتشناسی و بسترسازی برای ظهور و بروز گفتمان مبتنی بر عقلانیت در برابر گفتارهای پراکنده، نامنسجم و درعینحال، مدعی و ذینفوذ.
با ایفای چنین نقشی است که غنینژاد نشان میدهد تفکرات ذینفوذ و تاثیرگذار در ایران امروز چه اندازه از عقلانیت و دانش و حتی بدیهیات فاصله دارند؛ بدیهیاتی که در سایه اقتصاد رانتی، حامیپرور و مدعی ارزشهای لاهوتی به شکلی مستمر نفی میشود و سخنگویان و دولتمردان و مجلسیها و رسانههای رسمی هر روز به شکلی و بهانهای آن را توجیه میکنند و آخرالامر، کاسهکوزهها را بر سر اقتصاددانان و اندک تکنوکراتهای واجد فهم و تجربه دولتهای گذشته میشکنند و آنان را «بانیان وضع موجود» میخوانند.
ظهور غنینژاد در دو مناظره اخیر، یادآور تکصدای لرزان اما منطقی مصطفی هاشمیطبا در مناظرههای انتخابات ریاستجمهوری۱۳۹۶ و استدلالهای عبدالناصر همتی در انتخابات ریاستجمهوری۱۴۰۰ است.
غنینژاد اما در این دو مناظره، موقعیتی متفاوت با مناظرههای انتخاباتی داشت. اینجا نه جدال بر سر قدرت که بر سر منطق و عقلانیت و تاحدی حقیقت بود. اینکه دو گفتمان برابر هم بنشینند و آنچه در انبان دارند، بیرون نهند و مخاطب را در مقام قضاوت گذارند.
در چنین بستر و موقعیتی، گفتمانی که اهل هیاهوست؛ ناچار از خاموشی یا پراکندهگویی است. فرار از مناظره یا برابرنهاد شخصیتهایی با وزن متفاوت در عموم مناظرههای تلویزیونی، واکنش طبیعی و بدیهی گفتمانهای ضعیف است.
همانها که به عبارت دقیقتر، «بیگفتمان» هستند و در انبان خود، جز ابراز وفاداری و وابستگی و تریبونهای گسترده دولتی و حکومتی هیچ ندارند.
صداها و چهرههایی تکراری که مدام از این شبکه به آن شبکه و از این دانشگاه به آن دانشگاه میروند و میآیند و اغلب، جز توهین و اتهامزنی به نخبگان و برآمدگان جامعه مدنی، سخنی برای عرضه ندارند.
غنینژاد در دو مناظره خود، تهی بودن طبلهای غازی را آشکار کرد. او همچنین، در این دو مناظره بهخوبی در مقام سخنگو و مدافع لیبرالیسم، ایفای نقش کرد.
او نشان داد لیبرالیسم نه یک ناسزا (چنان که انقلابیون متقدم میگفتند و انقلابیون متاخر با صفاتی بدتر و رکیکتر تکرار میکنند)، که اتفاقا گفتمان و جریانی سزاوار قدرت گرفتن و بر صدر نشستن و قدر دیدن است.
همچنان که چند تجربه هرچند ناقص و تحت انواع فشارهای دولتهای دارای گرایش به لیبرالیسم در چهار دهه گذشته، نشان داده است آنان در نهایت، دستاورد و خروجی مثبت و مشخصی داشتهاند.
از بازرگان که تندروی انقلابی را برنمیتابید تا سازندگی هاشمی، توسعه خاتمی و تنشزدایی روحانی که هریک از زاویهای به لیبرالیسم گرایش و قرابت داشتند.
در نگاهی کلان از پس چهار دهه، دستاوردها و خروجی ساختار سیاسی ناشی از همان لیبرالیسم کجدار و مریز این چهار دولت است. خروجی دیگران هم مشخص است؛ چه آن دولت پوپولیسم که میلیاردها درآمد نفتی را آتش زد و چه این دولت انقلابی که در کمتر از دو سال، حامیان خود را هم از حمایت، پشیمان کرده است.
غنینژاد گرچه از مقام لیبرالیستی تمامعیار منتقد بازرگان و هاشمی و خاتمی و روحانی هم هست؛ اما در عمل، آنان را نیز سخنگویی و نمایندگی کرد...
📌 ادامه متن کامل اینجا
.
🆔 @Sokhanranihaa
🆔 @javadrooh
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
🖊 : "سخنگویی عقل"
▪️درباره موسی غنینژاد و اهمیت مناظرههایش
از سعدی علیهالرحمه نقل است که: «دانا چو طبلهٔ عطار است خاموش و هنرنمای و نادان خود طبل غازی بلندآواز و میان تهی». و این گفتار، در دورانی که اهل عقل از دایره سیاستگذاران و کارگزاران رانده شدهاند و از دانشگاهها نیز درحال راندهشدناند، بیشتر به یاد میآید.
@Sokhanranihaa
در این دوران پرهیاهوست که برآمدن تکصداهای دانایان دشوار میشود و اگر هم صدایی برآید، در غریو بلواگران به گوش کمتر کسی میرسد. اما در همین دوره، گاه فرصتهایی رخ مینماید که عقلانیت اقتضا میکند اهل عقل قدر آن را بدانند و هیاهوگران و مدعیان را – گرچه برای ساعتی- بر سر جای خود نشانند.
آنچه موسی غنینژاد، اقتصاددان لیبرال ایرانی، در دو مناظره تلویزیونیاش با مسعود درخشان و علی علیزاده کرد؛ نمونهای است از این فرصتشناسی و بسترسازی برای ظهور و بروز گفتمان مبتنی بر عقلانیت در برابر گفتارهای پراکنده، نامنسجم و درعینحال، مدعی و ذینفوذ.
با ایفای چنین نقشی است که غنینژاد نشان میدهد تفکرات ذینفوذ و تاثیرگذار در ایران امروز چه اندازه از عقلانیت و دانش و حتی بدیهیات فاصله دارند؛ بدیهیاتی که در سایه اقتصاد رانتی، حامیپرور و مدعی ارزشهای لاهوتی به شکلی مستمر نفی میشود و سخنگویان و دولتمردان و مجلسیها و رسانههای رسمی هر روز به شکلی و بهانهای آن را توجیه میکنند و آخرالامر، کاسهکوزهها را بر سر اقتصاددانان و اندک تکنوکراتهای واجد فهم و تجربه دولتهای گذشته میشکنند و آنان را «بانیان وضع موجود» میخوانند.
ظهور غنینژاد در دو مناظره اخیر، یادآور تکصدای لرزان اما منطقی مصطفی هاشمیطبا در مناظرههای انتخابات ریاستجمهوری۱۳۹۶ و استدلالهای عبدالناصر همتی در انتخابات ریاستجمهوری۱۴۰۰ است.
غنینژاد اما در این دو مناظره، موقعیتی متفاوت با مناظرههای انتخاباتی داشت. اینجا نه جدال بر سر قدرت که بر سر منطق و عقلانیت و تاحدی حقیقت بود. اینکه دو گفتمان برابر هم بنشینند و آنچه در انبان دارند، بیرون نهند و مخاطب را در مقام قضاوت گذارند.
در چنین بستر و موقعیتی، گفتمانی که اهل هیاهوست؛ ناچار از خاموشی یا پراکندهگویی است. فرار از مناظره یا برابرنهاد شخصیتهایی با وزن متفاوت در عموم مناظرههای تلویزیونی، واکنش طبیعی و بدیهی گفتمانهای ضعیف است.
همانها که به عبارت دقیقتر، «بیگفتمان» هستند و در انبان خود، جز ابراز وفاداری و وابستگی و تریبونهای گسترده دولتی و حکومتی هیچ ندارند.
صداها و چهرههایی تکراری که مدام از این شبکه به آن شبکه و از این دانشگاه به آن دانشگاه میروند و میآیند و اغلب، جز توهین و اتهامزنی به نخبگان و برآمدگان جامعه مدنی، سخنی برای عرضه ندارند.
غنینژاد در دو مناظره خود، تهی بودن طبلهای غازی را آشکار کرد. او همچنین، در این دو مناظره بهخوبی در مقام سخنگو و مدافع لیبرالیسم، ایفای نقش کرد.
او نشان داد لیبرالیسم نه یک ناسزا (چنان که انقلابیون متقدم میگفتند و انقلابیون متاخر با صفاتی بدتر و رکیکتر تکرار میکنند)، که اتفاقا گفتمان و جریانی سزاوار قدرت گرفتن و بر صدر نشستن و قدر دیدن است.
همچنان که چند تجربه هرچند ناقص و تحت انواع فشارهای دولتهای دارای گرایش به لیبرالیسم در چهار دهه گذشته، نشان داده است آنان در نهایت، دستاورد و خروجی مثبت و مشخصی داشتهاند.
از بازرگان که تندروی انقلابی را برنمیتابید تا سازندگی هاشمی، توسعه خاتمی و تنشزدایی روحانی که هریک از زاویهای به لیبرالیسم گرایش و قرابت داشتند.
در نگاهی کلان از پس چهار دهه، دستاوردها و خروجی ساختار سیاسی ناشی از همان لیبرالیسم کجدار و مریز این چهار دولت است. خروجی دیگران هم مشخص است؛ چه آن دولت پوپولیسم که میلیاردها درآمد نفتی را آتش زد و چه این دولت انقلابی که در کمتر از دو سال، حامیان خود را هم از حمایت، پشیمان کرده است.
غنینژاد گرچه از مقام لیبرالیستی تمامعیار منتقد بازرگان و هاشمی و خاتمی و روحانی هم هست؛ اما در عمل، آنان را نیز سخنگویی و نمایندگی کرد...
📌 ادامه متن کامل اینجا
.
🆔 @Sokhanranihaa
🆔 @javadrooh
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
Forwarded from سخنرانیها
✍️ مهران صولتی
🖊 از زندگی در غرب چه آموخته اید؟!
✅ جمعه شب مناظره ای درباره بررسی کارنامه رهبری میان مهدی نصیری و علی علیزاده برگزار شد. نصیری مدیر مسئول دیروز روزنامه کیهان و منتقد امروز جمهوری اسلامی و علیزاده فعال عدالت خواه و امپریالیسم ستیز ساکن لندن است. پیش از این در گذشته ای نه چندان دور مواضع علیزاده را در گفت و گو با bbc فارسی پیگیری می کردم. جوانی پرشور و سخنور که می کوشید تا از حقانیت جمهوری اسلامی در مناسبات اش با نظام جهانی دفاع کند.
@sokhanranihaa
✅ در آن گفت و گوها علیزاده می کوشید تا حدی مستدل و کارشناسانه برخورد کند ولی در مناظره دیشب صرفا " اتهام زنی" به وجه غالب رفتار وی تبدیل شده بود. به سخنان بی استدلال و سفسطه های بی بنیاد علیزاده در این مناظره کاری ندارم ولی نمی توانم این رویکرد را از کسی که چند دهه لندن نشین است، هر روز تمام مطبوعات انگلیس را تورق می کند، دیری است که با رسانه عجین است، و در این مناظره مدام نصیری را به داشتن ذهن پیشامدرن و عقب ماندن از زمانه متهم می کند درک کنم.
✅ پیش از این در نقد مناظره اقتصادی؛ " غنی نژاد- درخشان"، اصول گرایان انقلابی را کسانی توصیف کرده بودم که از؛ سیاست زدگی، اتهام زنی، توطئه اندیشی، اراده گرایی و خیال پردازی رنج می برند. اما دیشب با شگفتی تمام دیدم که چگونه "اتهام زنی" به رفتار غالب و رویکرد پوپولیستی علیزاده تبدیل شده بود. رفتاری که در بسیاری اوقات به نشستن یک بازجو مقابل نصیری شباهت یافت! در حقیقت آن چه بر رفتار علیزاده چیره بود نوعی مدنیت ستیزی آشکار به رغم زیستن در اروپا بود.
✅ سخن مشهوری در وصف بخشی از اپوزیسیون خارج از کشور گفته می شود و آن این است که؛ این جماعت از ایرانیان که قرار است برای ما آزادی و دموکراسی به ارمغان بیاورند خود نتوانسته اند مداراجویی، تکثر گرایی و احترام به آرای دیگران را از همان غربیان ای بیاموزند که مدت های طولانی با آن ها زندگی کرده اند. شگفت آن که مواجهه علیزاده به عنوان مدافع جمهوری اسلامی در این مناظره تفاوتی با رفتار آن اپوزیسیونی که در نقطه مقابل او هستند نداشت. به بیان دیگر هر دو نیروی خارج نشین از یک منطق مشترک یعنی" اتهام زنی" در قبال مخالفان فکری خود بهره می گیرند.
✅ به عنوان یک موضوع شایسته پژوهش باید به این پرسش پاسخ گوییم که؛ چرا رفتار برخی ایرانیان در غرب به رغم زندگی در جوامع چندفرهنگی و آشنایی با آرای متفکران و فیلسوفان منادی مدرنیت و مشوق خوب شنیدن، صبوری ورزیدن، و احترام گذشتن به عقاید مخالف، تا این حد سطحی، جنجالی، و عقده گشایانه است؟ و در یک کلام این مطالبه را مطرح کنیم که؛ آقایان، از زندگی در غرب چه آموخته اید؟!
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @solati_mehran
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
🖊 از زندگی در غرب چه آموخته اید؟!
✅ جمعه شب مناظره ای درباره بررسی کارنامه رهبری میان مهدی نصیری و علی علیزاده برگزار شد. نصیری مدیر مسئول دیروز روزنامه کیهان و منتقد امروز جمهوری اسلامی و علیزاده فعال عدالت خواه و امپریالیسم ستیز ساکن لندن است. پیش از این در گذشته ای نه چندان دور مواضع علیزاده را در گفت و گو با bbc فارسی پیگیری می کردم. جوانی پرشور و سخنور که می کوشید تا از حقانیت جمهوری اسلامی در مناسبات اش با نظام جهانی دفاع کند.
@sokhanranihaa
✅ در آن گفت و گوها علیزاده می کوشید تا حدی مستدل و کارشناسانه برخورد کند ولی در مناظره دیشب صرفا " اتهام زنی" به وجه غالب رفتار وی تبدیل شده بود. به سخنان بی استدلال و سفسطه های بی بنیاد علیزاده در این مناظره کاری ندارم ولی نمی توانم این رویکرد را از کسی که چند دهه لندن نشین است، هر روز تمام مطبوعات انگلیس را تورق می کند، دیری است که با رسانه عجین است، و در این مناظره مدام نصیری را به داشتن ذهن پیشامدرن و عقب ماندن از زمانه متهم می کند درک کنم.
✅ پیش از این در نقد مناظره اقتصادی؛ " غنی نژاد- درخشان"، اصول گرایان انقلابی را کسانی توصیف کرده بودم که از؛ سیاست زدگی، اتهام زنی، توطئه اندیشی، اراده گرایی و خیال پردازی رنج می برند. اما دیشب با شگفتی تمام دیدم که چگونه "اتهام زنی" به رفتار غالب و رویکرد پوپولیستی علیزاده تبدیل شده بود. رفتاری که در بسیاری اوقات به نشستن یک بازجو مقابل نصیری شباهت یافت! در حقیقت آن چه بر رفتار علیزاده چیره بود نوعی مدنیت ستیزی آشکار به رغم زیستن در اروپا بود.
✅ سخن مشهوری در وصف بخشی از اپوزیسیون خارج از کشور گفته می شود و آن این است که؛ این جماعت از ایرانیان که قرار است برای ما آزادی و دموکراسی به ارمغان بیاورند خود نتوانسته اند مداراجویی، تکثر گرایی و احترام به آرای دیگران را از همان غربیان ای بیاموزند که مدت های طولانی با آن ها زندگی کرده اند. شگفت آن که مواجهه علیزاده به عنوان مدافع جمهوری اسلامی در این مناظره تفاوتی با رفتار آن اپوزیسیونی که در نقطه مقابل او هستند نداشت. به بیان دیگر هر دو نیروی خارج نشین از یک منطق مشترک یعنی" اتهام زنی" در قبال مخالفان فکری خود بهره می گیرند.
✅ به عنوان یک موضوع شایسته پژوهش باید به این پرسش پاسخ گوییم که؛ چرا رفتار برخی ایرانیان در غرب به رغم زندگی در جوامع چندفرهنگی و آشنایی با آرای متفکران و فیلسوفان منادی مدرنیت و مشوق خوب شنیدن، صبوری ورزیدن، و احترام گذشتن به عقاید مخالف، تا این حد سطحی، جنجالی، و عقده گشایانه است؟ و در یک کلام این مطالبه را مطرح کنیم که؛ آقایان، از زندگی در غرب چه آموخته اید؟!
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @solati_mehran
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
Forwarded from سخنرانیها
✍️ محمدرضا يوسفي
🖊 چرا با اتکاء به روحیه انقلابی نمی توان نظام اقتصادی کشور را اصلاح کرد؟
📌از دهه 1380، اصطلاح روحیۀ جهادی در كنار روحيه انقلابی در محاورات سیاسی رشد کرده و در نيمه دوم دهه 1390 بر گستره آن افزوده شد. دکتر درخشان در مناظره ارديبهشت ماه با دکتر غنی نژاد، مشکل اقتصاد ایران را ساختاری دانسته و راه حل آن را داشتن روحیۀ انقلابی بيان كرد. این پرسش مطرح می شود که تعريف دقيق و ویژگی های روحیۀ انقلابی چیست؟ چرا تاكنون اين روحيه نتوانسته است مشکلات اقتصادي را حل کند؟ روحیه انقلابی در كدام دوره هاي تاريخي و در چه حوزه هايي كاربرد داشته است؟
@sokhanranihaa
📌 رهبری در بياناتي به تبيين روحیّه جهادی پرداخته، اند. آن را به معناي انجام كار براي خدا، وظيفه خود دانستن كار براي مردم، تلاش براي سازماندهي نيروها در راستاي خدمت رساني و در تقابل با فرهنگ مادي بيان کرده است.( بیانات رهبری، 22/7/1394) ايشان در سال اول دولت نهم، روحيه جهادي را اعتقاد به «ما میتوانیم» تلاش خستگیناپذیر و استفاده از همه ظرفیت وجودی و ذهنی و اعتماد به جوانها بيان كردند. ( بيانات رهبري، 14 / 10 / 1384)
وجود روحيه انقلابي در ابتداي انقلاب، با توجه به محروميت گسترده مناطق روستايي، موجب رسيدگي به اين مناطق شد و خدمات بسیار ارزنده اي اعم از کمک در برداشت محصول، ساخت خانه و مانند آن در آن دوران کردند. به هنگام تهاجم به كشور نيز همين روحيه مانع از پيشروي عراق و به هم زدن معادلات دشمن شد. معمولا كشورهاي انقلابي از پتانسيل آرمان گرايي و شور انقلابي به جهت حل برخي از معضلات بهره مند مي شوند چنانچه كوبا با استفاده از همين رويكرد به بهبود آموزش و بهداشت كشور پرداخت.
📌با وجود این، مطالعه دامنه فعاليتها نشان مي دهد كه موارد كاركرد روحيه انقلابي در حوزه هاي معدود و با سطح دانش مشخص، بوده است. هيچ تجربه اي حكايت از كاربرد روحيه جهادي و انقلابي در ساختارهاي پيچيده مانند ساختارهاي سياسي، اقتصادي كه نيازمند دانش گسترده و ديدن ابعاد فراوان است، وجود ندارد. نه تنها در ايران بلكه در كشورهايي مانند كوبا و چين نيز موفقيتي در ساختار اقتصادي به دليل روحيه انقلابي مشاهده نشده است. ما امروز با تورم هاي بالا، رشد اقتصادي پايين، فساد سيستماتيك، بحران آب، مسائل زيست محيطي و مانند آن مواجه هستيم و داشتن روحيه انقلابي نتوانسته است در حل اين معضلات. به ما كمك كند.
📌 به عنوان نمونه، تورم به معناي افزایش سطح عمومی قیمتها يك متغير كلان است. در يك روند بلندمدت، هر گاه نقدينگي بطور نامتناسب با رشد اقتصادي، رشد كند، تورم رخ می دهد. پس در مورد تورم، به دو جانب رشد اقتصادی و رشد نقدینگی باید توجه داشت. در اين صورت پرسش اين خواهد بود كه چرا رشد نقدينگي بالا و رشد اقتصادي كند است؟
📌کسری بودجه يا همان عدم توازن هزينه ها و درآمدهاي دولتي، يك عامل اساسي در رشد نقدينگي است. كسري بودجه به دليل ناتواني در مديريت هزينه ها و ناتواني در كسب درآمد اعم از درآمدهاي نفتي و مالياتي است. در ناحيه درآمدها، به دليل شرايط تحريمي، درآمدهاي نفتي كاهش يافته است. از طرفي ساختار نظام مالياتي كشور در فضاي دولت رانتير شكل گرفته و از اين رو، نسبت درآمدهاي مالياتي به توليدناخالص داخلي ايران از متوسط كشورهاي دنيا و كشورهاي در حال توسعه پايين تر بوده است. بررسي نهادهاي توانمند اقتصادي كه از معافيت مالياتي برخوردارند مي تواند تا حدي ما را به دلايل آن واقف كند. ساختار مالياتي كشور به زيان بخش خصوصي مولد و به سود بخش دلالي بوده است. براي اصلاح اين ساختار تنها روحيه انقلابي كافي نيست بلكه درك روابط پيچيده درون ساختار مالياتي و سپس عزمي فراتر از روحيه انقلابي لازم است. كاهش درآمد نفتي نيز معلول روابط خارجي ما بوده است. دولت به ناچار دست به استقراض زده و موجبات تورم را فراهم مي آورد. عامل ديگر افزايش نرخ ارز است كه موجب افزايش هزينه هاي توليد و تورم شده و از اين مسير، تورم نيز بر رشد نقدينگي تاثير گذارده، رابطه متقابل شكل مي گيرد.
📌رهبري در سال 1399، نارضايتي خود را از تورم و گراني برخي كالاها مانند مرغ اعلام كردند. بلافاصله، اعلام شد براي تحقق فرمان رهبري، قرارگاه 17 ربیع تشكيل مي شود.
قيمت مرغ در آن زمان كمتر از 13 هزار تومان بود. اما رشد قيمت مرغ در اواخر سال 1401 نسبت به سال 1399، بيش از چند درصد بوده است. اين امر بدين مفهوم است كه روحیه جهادی بدون نگاه علمی و نادیده گرفتن علل پیدایش یک مشکل موجب اقدامات کم فایده و اتلاف منابع شده است. عدم موفقيت به دليل دخالت دولت در تخصیص ارز و ايجاد رانت، نگاه نادرست به پديده فساد، تقویت موقعیت واردکننده در برابر تولیدکننده داخلی بوده است. راه حل نيز دوري از شعار و داشتن تحليل علمي و تغییر رویکرد است.
.
🆔 @sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
🖊 چرا با اتکاء به روحیه انقلابی نمی توان نظام اقتصادی کشور را اصلاح کرد؟
📌از دهه 1380، اصطلاح روحیۀ جهادی در كنار روحيه انقلابی در محاورات سیاسی رشد کرده و در نيمه دوم دهه 1390 بر گستره آن افزوده شد. دکتر درخشان در مناظره ارديبهشت ماه با دکتر غنی نژاد، مشکل اقتصاد ایران را ساختاری دانسته و راه حل آن را داشتن روحیۀ انقلابی بيان كرد. این پرسش مطرح می شود که تعريف دقيق و ویژگی های روحیۀ انقلابی چیست؟ چرا تاكنون اين روحيه نتوانسته است مشکلات اقتصادي را حل کند؟ روحیه انقلابی در كدام دوره هاي تاريخي و در چه حوزه هايي كاربرد داشته است؟
@sokhanranihaa
📌 رهبری در بياناتي به تبيين روحیّه جهادی پرداخته، اند. آن را به معناي انجام كار براي خدا، وظيفه خود دانستن كار براي مردم، تلاش براي سازماندهي نيروها در راستاي خدمت رساني و در تقابل با فرهنگ مادي بيان کرده است.( بیانات رهبری، 22/7/1394) ايشان در سال اول دولت نهم، روحيه جهادي را اعتقاد به «ما میتوانیم» تلاش خستگیناپذیر و استفاده از همه ظرفیت وجودی و ذهنی و اعتماد به جوانها بيان كردند. ( بيانات رهبري، 14 / 10 / 1384)
وجود روحيه انقلابي در ابتداي انقلاب، با توجه به محروميت گسترده مناطق روستايي، موجب رسيدگي به اين مناطق شد و خدمات بسیار ارزنده اي اعم از کمک در برداشت محصول، ساخت خانه و مانند آن در آن دوران کردند. به هنگام تهاجم به كشور نيز همين روحيه مانع از پيشروي عراق و به هم زدن معادلات دشمن شد. معمولا كشورهاي انقلابي از پتانسيل آرمان گرايي و شور انقلابي به جهت حل برخي از معضلات بهره مند مي شوند چنانچه كوبا با استفاده از همين رويكرد به بهبود آموزش و بهداشت كشور پرداخت.
📌با وجود این، مطالعه دامنه فعاليتها نشان مي دهد كه موارد كاركرد روحيه انقلابي در حوزه هاي معدود و با سطح دانش مشخص، بوده است. هيچ تجربه اي حكايت از كاربرد روحيه جهادي و انقلابي در ساختارهاي پيچيده مانند ساختارهاي سياسي، اقتصادي كه نيازمند دانش گسترده و ديدن ابعاد فراوان است، وجود ندارد. نه تنها در ايران بلكه در كشورهايي مانند كوبا و چين نيز موفقيتي در ساختار اقتصادي به دليل روحيه انقلابي مشاهده نشده است. ما امروز با تورم هاي بالا، رشد اقتصادي پايين، فساد سيستماتيك، بحران آب، مسائل زيست محيطي و مانند آن مواجه هستيم و داشتن روحيه انقلابي نتوانسته است در حل اين معضلات. به ما كمك كند.
📌 به عنوان نمونه، تورم به معناي افزایش سطح عمومی قیمتها يك متغير كلان است. در يك روند بلندمدت، هر گاه نقدينگي بطور نامتناسب با رشد اقتصادي، رشد كند، تورم رخ می دهد. پس در مورد تورم، به دو جانب رشد اقتصادی و رشد نقدینگی باید توجه داشت. در اين صورت پرسش اين خواهد بود كه چرا رشد نقدينگي بالا و رشد اقتصادي كند است؟
📌کسری بودجه يا همان عدم توازن هزينه ها و درآمدهاي دولتي، يك عامل اساسي در رشد نقدينگي است. كسري بودجه به دليل ناتواني در مديريت هزينه ها و ناتواني در كسب درآمد اعم از درآمدهاي نفتي و مالياتي است. در ناحيه درآمدها، به دليل شرايط تحريمي، درآمدهاي نفتي كاهش يافته است. از طرفي ساختار نظام مالياتي كشور در فضاي دولت رانتير شكل گرفته و از اين رو، نسبت درآمدهاي مالياتي به توليدناخالص داخلي ايران از متوسط كشورهاي دنيا و كشورهاي در حال توسعه پايين تر بوده است. بررسي نهادهاي توانمند اقتصادي كه از معافيت مالياتي برخوردارند مي تواند تا حدي ما را به دلايل آن واقف كند. ساختار مالياتي كشور به زيان بخش خصوصي مولد و به سود بخش دلالي بوده است. براي اصلاح اين ساختار تنها روحيه انقلابي كافي نيست بلكه درك روابط پيچيده درون ساختار مالياتي و سپس عزمي فراتر از روحيه انقلابي لازم است. كاهش درآمد نفتي نيز معلول روابط خارجي ما بوده است. دولت به ناچار دست به استقراض زده و موجبات تورم را فراهم مي آورد. عامل ديگر افزايش نرخ ارز است كه موجب افزايش هزينه هاي توليد و تورم شده و از اين مسير، تورم نيز بر رشد نقدينگي تاثير گذارده، رابطه متقابل شكل مي گيرد.
📌رهبري در سال 1399، نارضايتي خود را از تورم و گراني برخي كالاها مانند مرغ اعلام كردند. بلافاصله، اعلام شد براي تحقق فرمان رهبري، قرارگاه 17 ربیع تشكيل مي شود.
قيمت مرغ در آن زمان كمتر از 13 هزار تومان بود. اما رشد قيمت مرغ در اواخر سال 1401 نسبت به سال 1399، بيش از چند درصد بوده است. اين امر بدين مفهوم است كه روحیه جهادی بدون نگاه علمی و نادیده گرفتن علل پیدایش یک مشکل موجب اقدامات کم فایده و اتلاف منابع شده است. عدم موفقيت به دليل دخالت دولت در تخصیص ارز و ايجاد رانت، نگاه نادرست به پديده فساد، تقویت موقعیت واردکننده در برابر تولیدکننده داخلی بوده است. راه حل نيز دوري از شعار و داشتن تحليل علمي و تغییر رویکرد است.
.
🆔 @sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
Forwarded from instagram | اینستاگرام | youtube | یوتیوب
🤖 دریافت شده توسط @iDownloadersBot
Forwarded from instagram | اینستاگرام | youtube | یوتیوب
🤖 دریافت شده توسط @iDownloadersBot
Forwarded from instagram | اینستاگرام | youtube | یوتیوب
.💠داستانی در باب دینداری، اخلاقمداری و وطندوستی نمایندگان مجلس در عصر مشروطهوقتی میرزا حسینخان سپهسالار، صدراعظم اصلاحطلب ناصرالدینشاه به سال ۱۲۶۰ خورشیدی درگذشت، ناصرالدینشاه باغ و عمارت باشکوه او در میدان بهارستان امروزی را بدون هیچ دستاویز شرعی و قانونی به نفع حکومت تصرف کرد. سپهسالار، فرزند نداشت اما همسر و برادرش وارث او بودند که طبیعتا جرأت اعتراض به شاه را نداشتند. (البته بخشهایی از عمارت بدون حفظ مالکیت در اختیار این دو باقی ماند.) ۲۵ سال بعد در ۱۲۸۵ خورشیدی، جنبش مشروطه ایران پیروز و مجلس شورای ملّی تشکیل شد. دولت، باغ و عمارت بهارستان را در اختیار مجلس قرار داد تا جلسات خود را در آنجا برپا کند اما نمایندگان گفتند که باغ بهارستان غصبی است و نمیتوان در ملک غصبی قانونگذاری کرد، مگر با اخذ رضایت و کسب اجازه ورثه سپهسالار. در نهایت، مجلس موقتا در عمارت بهارستان جاگیر شد تا اینکه پنج سال بعد، ورثه سپهسالار را فراخواندند و باغ و عمارت را به بهای پانزده هزار تومان از آنان خریدند. در این زمان، سالها از درگذشت همسر و برادر سپهسالار میگذشت و رده دوم ورثه، طرف مذاکره مجلس بودند. تأخیر در خرید باغ بهارستان نیز به سبب رخدادهای سهمگینی بود که در دوره مجلس اول رخ داد و به گلولهباران مجلس و انحلال مشروطیت توسط محمدعلیشاه انجامید. در اینجا دو نکته جالب توجه وجود دارد: یکی اینکه مجلس خود سراغ ورثه سپهسالار رفت، نه آنکه آنها شکایتی داشته باشند و مدعی مجلس شوند. دیگر و مهمتر آنکه، نمایندگان به جای استفاده از بودجه دولتی یا برداشت از صندوق مجلس، بخشی از حقوق خود را به خرید باغ و عمارت سپهسالار اختصاص دادند. در واقع، این باغ و عمارت که امروزه بخشی از ساختمانهای مجلس شورای اسلامی و محل موزه و تشریفات مجلس است، چیزی نیست جز هدیه نمایندگان دومین دوره مجلس شورای ملی به ملت ایران و نشانهای از دینداری و اخلاقمداری و وطندوستی آنان!عکسها: عمارت سپهسالار در میدان بهارستان امروزی و نمایندگان نخستین دوره مجلس شورای ملی مقابل همین عمارت
🤖 دریافت شده توسط @iDownloadersBot
🤖 دریافت شده توسط @iDownloadersBot
۱-فواصل کیهانی!؟چرا؟
فرزند امروز، تفکر امروزی-علی هادیان
🎙️سلسله مباحث: فرزند امروز، تفکر امروزی(۱)
🔹فواصل کیهانی؟! چرا؟
دانشمندان چطور فاصله ی ستاره ها و کهکشان های دوردست را اندازه می گیرند؟
علی هادیان (نویسنده و مترجم)
تهران، ۱۴۰۲
@Ali_Hadyan
🔹فواصل کیهانی؟! چرا؟
دانشمندان چطور فاصله ی ستاره ها و کهکشان های دوردست را اندازه می گیرند؟
علی هادیان (نویسنده و مترجم)
تهران، ۱۴۰۲
@Ali_Hadyan
۲-انبساط جهان!؟چرا؟
فرزند امروز،تفکر امروزی-علی هادیان
🎙️سلسله مباحث: فرزند امروز، تفکر امروزی(۲)
🔹انبساط جهان!؟ چرا؟
چرا دانشمندان می گویند جهان در حال انبساط است؟
علی هادیان (نویسنده و مترجم)
تهران، ۱۴۰۲
@Ali_Hadyan
🔹انبساط جهان!؟ چرا؟
چرا دانشمندان می گویند جهان در حال انبساط است؟
علی هادیان (نویسنده و مترجم)
تهران، ۱۴۰۲
@Ali_Hadyan
جواب سوال پنجم
خیلی ساده
✅ فرزندم حرفهای رکیک و زشت میزنه، چیکار کنم؟
♦️ یکی از درسهای دورهی «سوالات والدین».
حتما گوش کنید و دوره رو تهیه کنید و سوادتون رو زیاد کنید.
«خیلی سادهست»
@kheylisadas
♦️ یکی از درسهای دورهی «سوالات والدین».
حتما گوش کنید و دوره رو تهیه کنید و سوادتون رو زیاد کنید.
«خیلی سادهست»
@kheylisadas