Forwarded from جناب گاو
تاریخنگاری #قاجار
۱-ناصرالدینشاه در حرمسرای خود حمامی داشت، و در آن حمام سرسرهای از مرمر داشت که زنهایش از آن به سوی او که لخت در پایین سرسره نشسته بود لیز میخوردند.
۲- سالی که احتمال حمله به ایران میرفت، امیرکبیر یک مهندس اتریشی را استخدام کرد تا برای ایران توپ جنگی بسازد. اما فلز مورد نیاز موجود نبود و راه واردات هم به علت تحریم مثل امروز بسته بود. امیرکبیر فراخوان عمومی به مردم داد که مردم دیگهای اضافه خود را بیاورید برای ساخت توپ برای دفاع از میهن.
نفوذی های انگلیس در شهر و «روزنامهها» که تازه راه اندازی شده بود بین مردم شایعه کردند که میرزاتقیخان میخواهد ظرف غذای شما را بگیرد و جنگ راه بیاندازد. مردم دیگهای خود را پنهان کردند، و همین موجب شد که ایران در جنگ با انگلیس چند سال بعد به اندازه کافی توپ نداشته باشد.
۳- فتحعلیشاه خطاب به سفیرش در استانبول نوشت:
«در باب فرانسه غوررسی (بررسی) خوبی بکن و ببین فرانسه هم یکی از ایلات فرنگ است یا گروهی و ملکی دیگر است؟ بناپارت نام، کافری که خود را پادشاه فرانسه می داند، کیست و چه کاره است؟ درباب انگلستان تحقیق جداگانه و علی حده بکن و ببین از چه قماش مردم و از چه قبیل قوماند؟ اینکه می گویند در جزیره ای ساکناند، ییلاق و قشلاق ندارند و قوت قالبشان ماهی است راست است یا نه؟ اگر راست باشد چطور ممکن است یکی در جزیره بنشیند و هندوستان را فتح کند؟ همچنین صرف مساعی و اقدام بنما و بفهم در میان انگلستان و لندن چه نسبت است؟ آیا لندن جزئی از انگلستان است یا انگلستان جزئی از لندن؟
(در آخر) ببین که احسن طریق برای هدایت فرنگیان گمراه به شاهراه اسلام و بازداشتن ایشان از اکل میته (خوردن مردار) و لحم خنزیر (گوشت خوک) کدام است؟»
۴- فتحعلیشاه برای اعلان ختم جنگ با روس و پیمان آشتی، مجلس سلامی خبر کرد. قبلا به جمعی از خاصان دستوراتی راجع به اینکه در مقابل هر جملهای از فرمایشات شاه چه جوابهایی باید بدهند داده شده بود و همگی نقش خود را حفظ کرده بودند.
شاه بر تخت جلوس کرد و دولتیان سرفرود آوردند. شاه به مخاطب سلام، خطاب کرد و فرمود: اگر ما امر دهیم که ایلات جنوب با ایلات شمال همراهی کنند و یکمرتبه بر روس منحوس بتازند و دمار از روزگار این قوم بیایمان برآورند چه پیش خواهد آمد؟ مخاطب سلام که در این کمدی نقش خود را خوب حفظ کرده بود تعظیم سجدهمانندی کرد و گفت:«بدا به حال روس! بدا به حال روس!» شاه مجددا پرسید: «اگر فرمان قضا جریان شرف صدور یابد که قشون خراسان با قشون آذربایجان یکی شود و تواما بر این گروه بی دین حمله کنند چطور؟» جواب عرض کرد:«بدا به حال روس! بدا به حال روس!»
اعلیحضرت پرسش را تکرار کردند و فرمودند:«اگر توپچی های خمسه را هم به کمک توپچیهای مراغه بفرستیم و امر دهیم که با توپ های خود تمام دار و دیار این کفار را با خاک یکسان کنند چه خواهد شد؟» باز جواب دادند «بدا به حال روس! بدا به حال روس!»...
در این موقع دریای غضب ملوکانه به جوش آمد و بلند شد و شمشیر خود را به قدر یک وجبی از غلاف بیرون کشید و این دو شعر را که به طور حماسه با صدای بلند خواند:
کشم شمشیر مینایی، که شیر از بیشه بگریزد
زنم بر فرق پسکوویچ، که دود از پطر برخیزد
مخاطب سلام با دو نفر دیگر که رو به روی او ایستاده بودند خود را به پایه تخت قبله عالم رساندند و به خاک افتادند و گفتند:«قربان مکش، مکش که عالم زیر و رو خواهد شد.» شاه پس از لمحهای سکوت گفت:«حالا که اینطور صلاح میدانید ما هم دستور میدهیم با این قوم بیدین کار به مسالمت ختم کنند.»
۵- به نقل از حاجسیاح محلاتی: «تا رسیدم به تهران خبر جهانگردی من به گوش ناصرالدینشاه رسید و مرا احضار نمود. مدت ۲ روز به من آموزش طرز برخورد با شاه را میدادند. در حین آموزش یک آقایی رد شد. همه بلند شدند و احترام گذاشتند. پرسیدم این آقا کیست که احترام گذاشتید. گفتند این این آقا مسئول گربه شاه است و لقب ببریخان را دارد و ماهیانه ۲۰تومان حقوق دارد. حقوق کارگر ماهیانه ۶ ریال بود.»
۶-در چند سال قبل، به ناصرالدینشاه راپورت رسید که شبها جمعی در محله سنگلج در یک خانه اجتماع کرده و در امر مملکت و اصلاح مذاکره میکنند. پادشاه جمعی را فرستاد، شش هفت نفر از اصلاحخواهان که دور هم نشسته بودند، مأخوذ و شبانه آنها را به حضور پادشاه بردند. چاهی که در اندرون حفر کرده بودند، که برف در آن میریختند و یا برای همین جور کارها مهیا بود، سنگ سر آن را برداشته، مأخوذین را در آن چاه انداختند. آن وقت خود پادشاه، تفنگ را به دست گرفته، متجاوز از سی فشنگ از پی آنان فرستاد که به اعتقاد خود، زودتر آنها را به اسفل السافلین رساند و حاضرین را هر کدامی یک اشرفی انعام داد، برای شکرانه موفقیت بر قتل آنها.
➖➖➖➖➖
گزارشهای فوق را بخوانید و سعی کنید که تفحصی کنید ببینید کدام راست است و کدام دروغ!
@jenabegav
۱-ناصرالدینشاه در حرمسرای خود حمامی داشت، و در آن حمام سرسرهای از مرمر داشت که زنهایش از آن به سوی او که لخت در پایین سرسره نشسته بود لیز میخوردند.
۲- سالی که احتمال حمله به ایران میرفت، امیرکبیر یک مهندس اتریشی را استخدام کرد تا برای ایران توپ جنگی بسازد. اما فلز مورد نیاز موجود نبود و راه واردات هم به علت تحریم مثل امروز بسته بود. امیرکبیر فراخوان عمومی به مردم داد که مردم دیگهای اضافه خود را بیاورید برای ساخت توپ برای دفاع از میهن.
نفوذی های انگلیس در شهر و «روزنامهها» که تازه راه اندازی شده بود بین مردم شایعه کردند که میرزاتقیخان میخواهد ظرف غذای شما را بگیرد و جنگ راه بیاندازد. مردم دیگهای خود را پنهان کردند، و همین موجب شد که ایران در جنگ با انگلیس چند سال بعد به اندازه کافی توپ نداشته باشد.
۳- فتحعلیشاه خطاب به سفیرش در استانبول نوشت:
«در باب فرانسه غوررسی (بررسی) خوبی بکن و ببین فرانسه هم یکی از ایلات فرنگ است یا گروهی و ملکی دیگر است؟ بناپارت نام، کافری که خود را پادشاه فرانسه می داند، کیست و چه کاره است؟ درباب انگلستان تحقیق جداگانه و علی حده بکن و ببین از چه قماش مردم و از چه قبیل قوماند؟ اینکه می گویند در جزیره ای ساکناند، ییلاق و قشلاق ندارند و قوت قالبشان ماهی است راست است یا نه؟ اگر راست باشد چطور ممکن است یکی در جزیره بنشیند و هندوستان را فتح کند؟ همچنین صرف مساعی و اقدام بنما و بفهم در میان انگلستان و لندن چه نسبت است؟ آیا لندن جزئی از انگلستان است یا انگلستان جزئی از لندن؟
(در آخر) ببین که احسن طریق برای هدایت فرنگیان گمراه به شاهراه اسلام و بازداشتن ایشان از اکل میته (خوردن مردار) و لحم خنزیر (گوشت خوک) کدام است؟»
۴- فتحعلیشاه برای اعلان ختم جنگ با روس و پیمان آشتی، مجلس سلامی خبر کرد. قبلا به جمعی از خاصان دستوراتی راجع به اینکه در مقابل هر جملهای از فرمایشات شاه چه جوابهایی باید بدهند داده شده بود و همگی نقش خود را حفظ کرده بودند.
شاه بر تخت جلوس کرد و دولتیان سرفرود آوردند. شاه به مخاطب سلام، خطاب کرد و فرمود: اگر ما امر دهیم که ایلات جنوب با ایلات شمال همراهی کنند و یکمرتبه بر روس منحوس بتازند و دمار از روزگار این قوم بیایمان برآورند چه پیش خواهد آمد؟ مخاطب سلام که در این کمدی نقش خود را خوب حفظ کرده بود تعظیم سجدهمانندی کرد و گفت:«بدا به حال روس! بدا به حال روس!» شاه مجددا پرسید: «اگر فرمان قضا جریان شرف صدور یابد که قشون خراسان با قشون آذربایجان یکی شود و تواما بر این گروه بی دین حمله کنند چطور؟» جواب عرض کرد:«بدا به حال روس! بدا به حال روس!»
اعلیحضرت پرسش را تکرار کردند و فرمودند:«اگر توپچی های خمسه را هم به کمک توپچیهای مراغه بفرستیم و امر دهیم که با توپ های خود تمام دار و دیار این کفار را با خاک یکسان کنند چه خواهد شد؟» باز جواب دادند «بدا به حال روس! بدا به حال روس!»...
در این موقع دریای غضب ملوکانه به جوش آمد و بلند شد و شمشیر خود را به قدر یک وجبی از غلاف بیرون کشید و این دو شعر را که به طور حماسه با صدای بلند خواند:
کشم شمشیر مینایی، که شیر از بیشه بگریزد
زنم بر فرق پسکوویچ، که دود از پطر برخیزد
مخاطب سلام با دو نفر دیگر که رو به روی او ایستاده بودند خود را به پایه تخت قبله عالم رساندند و به خاک افتادند و گفتند:«قربان مکش، مکش که عالم زیر و رو خواهد شد.» شاه پس از لمحهای سکوت گفت:«حالا که اینطور صلاح میدانید ما هم دستور میدهیم با این قوم بیدین کار به مسالمت ختم کنند.»
۵- به نقل از حاجسیاح محلاتی: «تا رسیدم به تهران خبر جهانگردی من به گوش ناصرالدینشاه رسید و مرا احضار نمود. مدت ۲ روز به من آموزش طرز برخورد با شاه را میدادند. در حین آموزش یک آقایی رد شد. همه بلند شدند و احترام گذاشتند. پرسیدم این آقا کیست که احترام گذاشتید. گفتند این این آقا مسئول گربه شاه است و لقب ببریخان را دارد و ماهیانه ۲۰تومان حقوق دارد. حقوق کارگر ماهیانه ۶ ریال بود.»
۶-در چند سال قبل، به ناصرالدینشاه راپورت رسید که شبها جمعی در محله سنگلج در یک خانه اجتماع کرده و در امر مملکت و اصلاح مذاکره میکنند. پادشاه جمعی را فرستاد، شش هفت نفر از اصلاحخواهان که دور هم نشسته بودند، مأخوذ و شبانه آنها را به حضور پادشاه بردند. چاهی که در اندرون حفر کرده بودند، که برف در آن میریختند و یا برای همین جور کارها مهیا بود، سنگ سر آن را برداشته، مأخوذین را در آن چاه انداختند. آن وقت خود پادشاه، تفنگ را به دست گرفته، متجاوز از سی فشنگ از پی آنان فرستاد که به اعتقاد خود، زودتر آنها را به اسفل السافلین رساند و حاضرین را هر کدامی یک اشرفی انعام داد، برای شکرانه موفقیت بر قتل آنها.
➖➖➖➖➖
گزارشهای فوق را بخوانید و سعی کنید که تفحصی کنید ببینید کدام راست است و کدام دروغ!
@jenabegav
Forwarded from جناب گاو
دروغ و راست قجری
اگر در اینترنت جستوجویی کنید، هر شش گزارش فوق را به وفور مییابید. البته وفور چیزی در اینترنت به معنی راستی آن نیست، پس بیایید مورد به مورد بررسی کنیم!
۱-اِلبته عجیب نیست که ثروتمندی در حمام یک سطح شیبدار مرمری داشته باشد، و یک بار هم به ذهنش برسد که با زن یا زنهایش آنجا شوخی و بازی کند! این داستان سرسره را در ابتدا برای فتحعلیشاه مدتها بعد از مرگش گفتند (بدون اینکه بگویند کجا بوده و یا بقیه جزییات)، و تا سالها بعد از مرگ ناصرالدینشاه کسی آن را به ناصرالدینشاه نسبت نداده بود! ولی بعداً، چون جایز است هر چیز منفی را به او نسبت دادن، بدون هیچ مدرکی داستان را پیچاندند برای ناصرالدینشاه!
۲- یک کار احمقانهی مائو در چین همین جمع کردن ظروف فلزی مردم و ذوب کردن آنها بود. بعداً این داستان را در ایران به امیرکبیر نسبت دادند (بدون هیچ مدرک تاریخی)، و اخیراً استااااااد ازغدی به صورت فوق و با پیش کشیدن قضیه تحریم و چپاندن آن در داستان، به مردم حالی کرد که مردم امروز هم مثل مردم دورهی امیرکبیر ناسپاس و قدرنداناند! فرمولش راحت است: اگر از یک دسته از افراد بدتان میآید (مثلاً درباریها، انگلیسیها، عامهی مردم، آخوندها، قابلمهسازها، هر چی!...) داستانی بسازيد از اميرکبير در یک طرف و آن گروه دیگر در مقابل امیرکبیر، و بعد داستان خود را در اینترنت پست کنید و تماشا کنید که مثل خرگوش داستانتان زاد و ولد کرده، همه جا پخش میشود!
۳-این "نامه تاریخی" هر چند یکبار از اینترنت سر درمیآورد، و حتی مدعی شدهاند که اصل نامه در موزهی لندن است، ولی کسی تا به حال تصویری از آن اصل ارائه نداده است! تصویر ابلهانهای که از فتحعلیشاه اینجا ارائه شده، با تمام شواهد تاریخی در تضاد است. چه آقامحمدخان و چه فتحعلیشاه سالها در شیراز به سر برده بودند و با انگلیسیها مراوده داشتند. وقتی به نامهها و مکاتبات و مذاکرات واقعاً موجود آن زمان مراجعه میکنیم، میبینیم که دربار قاجار در همان زمان بسیار با همهی کشورهای اروپا آشنا بوده است. هنوز چهار سال از سلطنت این شاه نگذشته بود که با انگلیسیها قرار داد تجاری بستند، و چند سال بعد با فرانسه معاهده داشتند. این نامه، به خصوص بند آخر در مورد اکل خنزیر، بیشتر ذهنیت احمقانهی جاعل آن را نشان میدهد تا هر واقعیت تاریخی را!
۴- فتحعلیشاه در دربار و در پر قو بزرگنشده بود! او خودش بارها مستقیماً در دوران جوانیش در جنگها شرکت داشت، و در جنگ با روس هم پسر محبوبش و ولیعهدش مستقیماً در خط اول جبهه میجنگید! مثل سیاستمداران امروزی نبود که فقط بچه های دیگران را برای جنگ میفرستند. او هر چه بود، مسلماً دلقک نبود، و اطرافیانش هم دلقک نبودند! در حقیقت هم خودش شخصی باهوش بود و هم افراد بزرگی در دربار داشت. پس این داستان از رفتاری دلقکوار از طرف او و اطرافیانش از کجا آمده؟ تنها منبع مکتوب، کتاب زندگانی عبدالله مستوفی است که حدود ۱۰۰ سال بعد از واقعه نوشته شده، و نویسنده میگوید که از پیرمردانی داستان را شنیده که خودشان از کسان دیگر شنیده بودند! ولی داستان آن قدر احمقانه است که خود نویسنده (مستوفی)، علیرغم دشمنیاش با فتحعلیشاه، بلافاصله بعد از ذکر آن در آن تشکیک میکند و میگوید که شاید مردمی که از شکست جلوی روسها عصبانی بودهاند این داستان را ساختهاند!
۵- این را بار اول که دریافت کردم، پیش خودم گفتم: این حاج سیاح عجب دروغگویی بوده! دو روز بابت تعلیم چگونگی ملاقات با ناصرالدینشاه؟! هر گزارشی از ملاقاتهای آدمهای متفاوت با ناصرالدینشاه را بخوانید، میبینید که تشریفات خیلی حداقلی در کار بوده است. بعداً به سراغ متن اصلی، یعنی خود کتاب حاجسیاح، رفتم و دیدم که ابداً چنین چیزی آنجا نوشته نشده. حتی برعکس، تصویری که از ملاقات خودش میدهد کاملاً بدون تشریفات است، و حتی به گزارش خودش علیرغم صراحتش با شاه و خودداریش از انجام همان مینیمم تشریفات درباری، شاه به او پیشنهاد استخدام میدهد. در ضمن، ناصرالدینشاه به سختگیری مالی (و حتی به قول بعضی خساست) شناخته شده بود، پس آن داستان گربهدار با حقوق نجومی را هم فراموش کنید! لااقل در همان قسمت کتاب حاج سیاح هم از آن خبری نیست!
۶- این داستان هم مرتب دست به دست میگردد، ولی برای کسی که با شرایط اجتماعی آن روز و شرایط دربار و خلقیات ناصرالدینشاه آشنا است، مهمل بودن چنین داستانی کاملاً روشن است. به علاوه، تقریباً غیرممکن است که اتفاق افتاده باشد و بعدا در زمان مشروطه چپ و راست از آن یاد نشده باشد! خواستم ببینم که داستان از کجا در آمده. تنها مرجعی که در بعضی سایتها گفته بودند، کتاب "تاریخ بیداری ایرانیان" از ناظمالاسلام است (کتابی کاملاً ضد #قاجار). ولی بنده هرچه در آن کتاب گشتم چنین داستانی را نیافتم. حالا شما بگردید و اگر پیدا کردید برایم بفرستید!
@jenabegav
اگر در اینترنت جستوجویی کنید، هر شش گزارش فوق را به وفور مییابید. البته وفور چیزی در اینترنت به معنی راستی آن نیست، پس بیایید مورد به مورد بررسی کنیم!
۱-اِلبته عجیب نیست که ثروتمندی در حمام یک سطح شیبدار مرمری داشته باشد، و یک بار هم به ذهنش برسد که با زن یا زنهایش آنجا شوخی و بازی کند! این داستان سرسره را در ابتدا برای فتحعلیشاه مدتها بعد از مرگش گفتند (بدون اینکه بگویند کجا بوده و یا بقیه جزییات)، و تا سالها بعد از مرگ ناصرالدینشاه کسی آن را به ناصرالدینشاه نسبت نداده بود! ولی بعداً، چون جایز است هر چیز منفی را به او نسبت دادن، بدون هیچ مدرکی داستان را پیچاندند برای ناصرالدینشاه!
۲- یک کار احمقانهی مائو در چین همین جمع کردن ظروف فلزی مردم و ذوب کردن آنها بود. بعداً این داستان را در ایران به امیرکبیر نسبت دادند (بدون هیچ مدرک تاریخی)، و اخیراً استااااااد ازغدی به صورت فوق و با پیش کشیدن قضیه تحریم و چپاندن آن در داستان، به مردم حالی کرد که مردم امروز هم مثل مردم دورهی امیرکبیر ناسپاس و قدرنداناند! فرمولش راحت است: اگر از یک دسته از افراد بدتان میآید (مثلاً درباریها، انگلیسیها، عامهی مردم، آخوندها، قابلمهسازها، هر چی!...) داستانی بسازيد از اميرکبير در یک طرف و آن گروه دیگر در مقابل امیرکبیر، و بعد داستان خود را در اینترنت پست کنید و تماشا کنید که مثل خرگوش داستانتان زاد و ولد کرده، همه جا پخش میشود!
۳-این "نامه تاریخی" هر چند یکبار از اینترنت سر درمیآورد، و حتی مدعی شدهاند که اصل نامه در موزهی لندن است، ولی کسی تا به حال تصویری از آن اصل ارائه نداده است! تصویر ابلهانهای که از فتحعلیشاه اینجا ارائه شده، با تمام شواهد تاریخی در تضاد است. چه آقامحمدخان و چه فتحعلیشاه سالها در شیراز به سر برده بودند و با انگلیسیها مراوده داشتند. وقتی به نامهها و مکاتبات و مذاکرات واقعاً موجود آن زمان مراجعه میکنیم، میبینیم که دربار قاجار در همان زمان بسیار با همهی کشورهای اروپا آشنا بوده است. هنوز چهار سال از سلطنت این شاه نگذشته بود که با انگلیسیها قرار داد تجاری بستند، و چند سال بعد با فرانسه معاهده داشتند. این نامه، به خصوص بند آخر در مورد اکل خنزیر، بیشتر ذهنیت احمقانهی جاعل آن را نشان میدهد تا هر واقعیت تاریخی را!
۴- فتحعلیشاه در دربار و در پر قو بزرگنشده بود! او خودش بارها مستقیماً در دوران جوانیش در جنگها شرکت داشت، و در جنگ با روس هم پسر محبوبش و ولیعهدش مستقیماً در خط اول جبهه میجنگید! مثل سیاستمداران امروزی نبود که فقط بچه های دیگران را برای جنگ میفرستند. او هر چه بود، مسلماً دلقک نبود، و اطرافیانش هم دلقک نبودند! در حقیقت هم خودش شخصی باهوش بود و هم افراد بزرگی در دربار داشت. پس این داستان از رفتاری دلقکوار از طرف او و اطرافیانش از کجا آمده؟ تنها منبع مکتوب، کتاب زندگانی عبدالله مستوفی است که حدود ۱۰۰ سال بعد از واقعه نوشته شده، و نویسنده میگوید که از پیرمردانی داستان را شنیده که خودشان از کسان دیگر شنیده بودند! ولی داستان آن قدر احمقانه است که خود نویسنده (مستوفی)، علیرغم دشمنیاش با فتحعلیشاه، بلافاصله بعد از ذکر آن در آن تشکیک میکند و میگوید که شاید مردمی که از شکست جلوی روسها عصبانی بودهاند این داستان را ساختهاند!
۵- این را بار اول که دریافت کردم، پیش خودم گفتم: این حاج سیاح عجب دروغگویی بوده! دو روز بابت تعلیم چگونگی ملاقات با ناصرالدینشاه؟! هر گزارشی از ملاقاتهای آدمهای متفاوت با ناصرالدینشاه را بخوانید، میبینید که تشریفات خیلی حداقلی در کار بوده است. بعداً به سراغ متن اصلی، یعنی خود کتاب حاجسیاح، رفتم و دیدم که ابداً چنین چیزی آنجا نوشته نشده. حتی برعکس، تصویری که از ملاقات خودش میدهد کاملاً بدون تشریفات است، و حتی به گزارش خودش علیرغم صراحتش با شاه و خودداریش از انجام همان مینیمم تشریفات درباری، شاه به او پیشنهاد استخدام میدهد. در ضمن، ناصرالدینشاه به سختگیری مالی (و حتی به قول بعضی خساست) شناخته شده بود، پس آن داستان گربهدار با حقوق نجومی را هم فراموش کنید! لااقل در همان قسمت کتاب حاج سیاح هم از آن خبری نیست!
۶- این داستان هم مرتب دست به دست میگردد، ولی برای کسی که با شرایط اجتماعی آن روز و شرایط دربار و خلقیات ناصرالدینشاه آشنا است، مهمل بودن چنین داستانی کاملاً روشن است. به علاوه، تقریباً غیرممکن است که اتفاق افتاده باشد و بعدا در زمان مشروطه چپ و راست از آن یاد نشده باشد! خواستم ببینم که داستان از کجا در آمده. تنها مرجعی که در بعضی سایتها گفته بودند، کتاب "تاریخ بیداری ایرانیان" از ناظمالاسلام است (کتابی کاملاً ضد #قاجار). ولی بنده هرچه در آن کتاب گشتم چنین داستانی را نیافتم. حالا شما بگردید و اگر پیدا کردید برایم بفرستید!
@jenabegav
Telegram
جناب گاو
تاریخنگاری #قاجار
۱-ناصرالدینشاه در حرمسرای خود حمامی داشت، و در آن حمام سرسرهای از مرمر داشت که زنهایش از آن به سوی او که لخت در پایین سرسره نشسته بود لیز میخوردند.
۲- سالی که احتمال حمله به ایران میرفت، امیرکبیر یک مهندس اتریشی را استخدام کرد تا…
۱-ناصرالدینشاه در حرمسرای خود حمامی داشت، و در آن حمام سرسرهای از مرمر داشت که زنهایش از آن به سوی او که لخت در پایین سرسره نشسته بود لیز میخوردند.
۲- سالی که احتمال حمله به ایران میرفت، امیرکبیر یک مهندس اتریشی را استخدام کرد تا…
Forwarded from بهروز مَلکی & اقتصاد مِلکی
رکوردشکنی سهم پول از نقدینگی
💢آخرین آمارهای پولی خبر از بالاترین نسبت پول به نقدینگی از اسفند ۱۳۹۰ میدهد
🔹نمودار بالا نشان میدهد نسبت پول به نقدینگی به یکچهارم رسیده است. به عبارت دیگر، نسبت پول به شبهپول، حدوداً ۳۳ درصد شده است. منظور از پول، اسکناس در دست مردم و سپردههای دیداری است. منظور از شبهپول، حسابهای سپرده قرضالحسنه، کوتاهمدت و بلندمدت است. بنابراین افزایش سهم پول از کل نقدینگی به این معناست که مردم نقدینگی کمتری را در سپردههای سودده خود نگه میدارند.
🔹در شرایطی که منطقاً انتظار کاهش تورم از سوی آحاد اقتصادی نمیرود و نرخ سود سپردهها فاصله زیادی با تورم فعلی و تورم مورد انتظار دارد، ترجیح افراد این است که درآمد کمتری در حساب بانکی خود نگه دارند. جایگزین آنها خرید دارایی یا مصرف زودتر درآمدشان است. سهم پول بیشتر به این معناست که نقدینگی «داغتر» شده و با سرعت بیشتری دست به دست میشود.
@Feghtesad
@MalekiBehrooz
💢آخرین آمارهای پولی خبر از بالاترین نسبت پول به نقدینگی از اسفند ۱۳۹۰ میدهد
🔹نمودار بالا نشان میدهد نسبت پول به نقدینگی به یکچهارم رسیده است. به عبارت دیگر، نسبت پول به شبهپول، حدوداً ۳۳ درصد شده است. منظور از پول، اسکناس در دست مردم و سپردههای دیداری است. منظور از شبهپول، حسابهای سپرده قرضالحسنه، کوتاهمدت و بلندمدت است. بنابراین افزایش سهم پول از کل نقدینگی به این معناست که مردم نقدینگی کمتری را در سپردههای سودده خود نگه میدارند.
🔹در شرایطی که منطقاً انتظار کاهش تورم از سوی آحاد اقتصادی نمیرود و نرخ سود سپردهها فاصله زیادی با تورم فعلی و تورم مورد انتظار دارد، ترجیح افراد این است که درآمد کمتری در حساب بانکی خود نگه دارند. جایگزین آنها خرید دارایی یا مصرف زودتر درآمدشان است. سهم پول بیشتر به این معناست که نقدینگی «داغتر» شده و با سرعت بیشتری دست به دست میشود.
@Feghtesad
@MalekiBehrooz
مدیرعامل پیشین شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب درگذشت - شانا
https://www.shana.ir/news/634218/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B7%D9%82-%D9%86%D9%81%D8%AA%D8%AE%DB%8C%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D9%88%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA
https://www.shana.ir/news/634218/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B7%D9%82-%D9%86%D9%81%D8%AA%D8%AE%DB%8C%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D9%88%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA
شانا
مدیرعامل پیشین شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب درگذشت
بیژن عالیپور از مدیران عامل پیشین شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب صبح امروز (پنجشنبه، ۱۶ آذرماه) دارفانی را وداع گفت.
لاماری در صدر ارزیابی کیفی ISQI خودروهای سواری | اسب بخار | مرجع اخبار خودرو
https://asbe-bokhar.com/article/news/lamari-first-of-isqi/
https://asbe-bokhar.com/article/news/lamari-first-of-isqi/
اسب بخار
لاماری در صدر ارزیابی کیفی ISQI خودروهای سواری
لاماری در صدر ارزیابی کیفی ISQI خودروهای سواری | اسب بخار | ISQI با بررسی کیفیت محصولات سواری، بیشترین امتیاز را به لاماری اختصاص داد.
میدان گازی آرش و ضرورت دیپلماسی انقلابی | خبرگزاری فارس
https://www.farsnews.ir/news/14020916000105/%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A2%D8%B1%D8%B4-%D9%88-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%AF%DB%8C%D9%BE%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%DB%8C
https://www.farsnews.ir/news/14020916000105/%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A2%D8%B1%D8%B4-%D9%88-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%AF%DB%8C%D9%BE%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%DB%8C
فارس
میدان گازی آرش و ضرورت دیپلماسی انقلابی
اختلاف از زمانی آغاز شد که ایران امتیاز دریایی را به شرکت نفت انگلیس و ایران اعطا کرد؛ در حالی که کویت این امتیاز را به شرکت رویال داچ شل اعطا کرد. این دو امتیاز در بخش شمالی میدان همپوشانی دارند.
Forwarded from چُراز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خلاصه ی کامل مناظره دیشب موسی غنی نژاد و علی علیزاده در شبکه۴ صداوسیما
Forwarded from چُراز
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
۶۰ سال اقتصاد ایران؛
مقایسه عملکرد
قبل انقلاب یا بعد انقلاب؟ سازندگی یا اصلاحات؟ مهرورزی یا اعتدال؟
نفت بفروشیم خوبه یا نفروشیم؟ تحریم نعمته یا فلاکت؟ تثبیت قیمتها یا آزادسازی؟ واردات خوبه یا تولید داخل؟ مدیر تکنوکرات یا جهادی؟
بیایید اعداد رو بنشونیم جای قاضی تا اونا قضاوت کنند.
برای این موضوع تاریخ ۶۰ ساله ایران رو به ۷ بازه ۸ ساله و مساوی تقسیم کردهایم. در هر بازه نقش یک نفر بسیار برجسته است:
۱۳۴۲ تا انتهای ۱۳۴۹: علینقی عالیخانی
۵۰ تا ۵۷: محمدرضا شاه پهلوی
۶۱ تا ۶۸: میرحسین موسوی
۶۹ تا ۷۶: هاشمی رفسنجانی
۷۷ تا ۸۴: خاتمی
۸۵ تا ۹۲: احمدینژاد
۹۳ تا ۱۴۰۰: روحانی
مهمترین پارامترها در توصیف عملکرد اقتصاد ۳ مورد هستن: سرانه GDP، تورم و اشتغال.
در این ویدئو وضعیت این سه شاخص رو در هر کدوم از این دورهها بررسی کردیم.
این ویدئو با همکاری مجموعه رسانهای اکوایران و دوست دانشمندمون امین کاوئی ساخته شده است.
📺@Ecoiran_webtv
🧔🏻♂️@AminKavei
📱@choraz
مقایسه عملکرد
قبل انقلاب یا بعد انقلاب؟ سازندگی یا اصلاحات؟ مهرورزی یا اعتدال؟
نفت بفروشیم خوبه یا نفروشیم؟ تحریم نعمته یا فلاکت؟ تثبیت قیمتها یا آزادسازی؟ واردات خوبه یا تولید داخل؟ مدیر تکنوکرات یا جهادی؟
بیایید اعداد رو بنشونیم جای قاضی تا اونا قضاوت کنند.
برای این موضوع تاریخ ۶۰ ساله ایران رو به ۷ بازه ۸ ساله و مساوی تقسیم کردهایم. در هر بازه نقش یک نفر بسیار برجسته است:
۱۳۴۲ تا انتهای ۱۳۴۹: علینقی عالیخانی
۵۰ تا ۵۷: محمدرضا شاه پهلوی
۶۱ تا ۶۸: میرحسین موسوی
۶۹ تا ۷۶: هاشمی رفسنجانی
۷۷ تا ۸۴: خاتمی
۸۵ تا ۹۲: احمدینژاد
۹۳ تا ۱۴۰۰: روحانی
مهمترین پارامترها در توصیف عملکرد اقتصاد ۳ مورد هستن: سرانه GDP، تورم و اشتغال.
در این ویدئو وضعیت این سه شاخص رو در هر کدوم از این دورهها بررسی کردیم.
این ویدئو با همکاری مجموعه رسانهای اکوایران و دوست دانشمندمون امین کاوئی ساخته شده است.
📺@Ecoiran_webtv
🧔🏻♂️@AminKavei
📱@choraz
Forwarded from سخنرانیها
✍️ محمدجواد روح
🖊 : "سخنگویی عقل"
▪️درباره موسی غنینژاد و اهمیت مناظرههایش
از سعدی علیهالرحمه نقل است که: «دانا چو طبلهٔ عطار است خاموش و هنرنمای و نادان خود طبل غازی بلندآواز و میان تهی». و این گفتار، در دورانی که اهل عقل از دایره سیاستگذاران و کارگزاران رانده شدهاند و از دانشگاهها نیز درحال راندهشدناند، بیشتر به یاد میآید.
@Sokhanranihaa
در این دوران پرهیاهوست که برآمدن تکصداهای دانایان دشوار میشود و اگر هم صدایی برآید، در غریو بلواگران به گوش کمتر کسی میرسد. اما در همین دوره، گاه فرصتهایی رخ مینماید که عقلانیت اقتضا میکند اهل عقل قدر آن را بدانند و هیاهوگران و مدعیان را – گرچه برای ساعتی- بر سر جای خود نشانند.
آنچه موسی غنینژاد، اقتصاددان لیبرال ایرانی، در دو مناظره تلویزیونیاش با مسعود درخشان و علی علیزاده کرد؛ نمونهای است از این فرصتشناسی و بسترسازی برای ظهور و بروز گفتمان مبتنی بر عقلانیت در برابر گفتارهای پراکنده، نامنسجم و درعینحال، مدعی و ذینفوذ.
با ایفای چنین نقشی است که غنینژاد نشان میدهد تفکرات ذینفوذ و تاثیرگذار در ایران امروز چه اندازه از عقلانیت و دانش و حتی بدیهیات فاصله دارند؛ بدیهیاتی که در سایه اقتصاد رانتی، حامیپرور و مدعی ارزشهای لاهوتی به شکلی مستمر نفی میشود و سخنگویان و دولتمردان و مجلسیها و رسانههای رسمی هر روز به شکلی و بهانهای آن را توجیه میکنند و آخرالامر، کاسهکوزهها را بر سر اقتصاددانان و اندک تکنوکراتهای واجد فهم و تجربه دولتهای گذشته میشکنند و آنان را «بانیان وضع موجود» میخوانند.
ظهور غنینژاد در دو مناظره اخیر، یادآور تکصدای لرزان اما منطقی مصطفی هاشمیطبا در مناظرههای انتخابات ریاستجمهوری۱۳۹۶ و استدلالهای عبدالناصر همتی در انتخابات ریاستجمهوری۱۴۰۰ است.
غنینژاد اما در این دو مناظره، موقعیتی متفاوت با مناظرههای انتخاباتی داشت. اینجا نه جدال بر سر قدرت که بر سر منطق و عقلانیت و تاحدی حقیقت بود. اینکه دو گفتمان برابر هم بنشینند و آنچه در انبان دارند، بیرون نهند و مخاطب را در مقام قضاوت گذارند.
در چنین بستر و موقعیتی، گفتمانی که اهل هیاهوست؛ ناچار از خاموشی یا پراکندهگویی است. فرار از مناظره یا برابرنهاد شخصیتهایی با وزن متفاوت در عموم مناظرههای تلویزیونی، واکنش طبیعی و بدیهی گفتمانهای ضعیف است.
همانها که به عبارت دقیقتر، «بیگفتمان» هستند و در انبان خود، جز ابراز وفاداری و وابستگی و تریبونهای گسترده دولتی و حکومتی هیچ ندارند.
صداها و چهرههایی تکراری که مدام از این شبکه به آن شبکه و از این دانشگاه به آن دانشگاه میروند و میآیند و اغلب، جز توهین و اتهامزنی به نخبگان و برآمدگان جامعه مدنی، سخنی برای عرضه ندارند.
غنینژاد در دو مناظره خود، تهی بودن طبلهای غازی را آشکار کرد. او همچنین، در این دو مناظره بهخوبی در مقام سخنگو و مدافع لیبرالیسم، ایفای نقش کرد.
او نشان داد لیبرالیسم نه یک ناسزا (چنان که انقلابیون متقدم میگفتند و انقلابیون متاخر با صفاتی بدتر و رکیکتر تکرار میکنند)، که اتفاقا گفتمان و جریانی سزاوار قدرت گرفتن و بر صدر نشستن و قدر دیدن است.
همچنان که چند تجربه هرچند ناقص و تحت انواع فشارهای دولتهای دارای گرایش به لیبرالیسم در چهار دهه گذشته، نشان داده است آنان در نهایت، دستاورد و خروجی مثبت و مشخصی داشتهاند.
از بازرگان که تندروی انقلابی را برنمیتابید تا سازندگی هاشمی، توسعه خاتمی و تنشزدایی روحانی که هریک از زاویهای به لیبرالیسم گرایش و قرابت داشتند.
در نگاهی کلان از پس چهار دهه، دستاوردها و خروجی ساختار سیاسی ناشی از همان لیبرالیسم کجدار و مریز این چهار دولت است. خروجی دیگران هم مشخص است؛ چه آن دولت پوپولیسم که میلیاردها درآمد نفتی را آتش زد و چه این دولت انقلابی که در کمتر از دو سال، حامیان خود را هم از حمایت، پشیمان کرده است.
غنینژاد گرچه از مقام لیبرالیستی تمامعیار منتقد بازرگان و هاشمی و خاتمی و روحانی هم هست؛ اما در عمل، آنان را نیز سخنگویی و نمایندگی کرد...
📌 ادامه متن کامل اینجا
.
🆔 @Sokhanranihaa
🆔 @javadrooh
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
🖊 : "سخنگویی عقل"
▪️درباره موسی غنینژاد و اهمیت مناظرههایش
از سعدی علیهالرحمه نقل است که: «دانا چو طبلهٔ عطار است خاموش و هنرنمای و نادان خود طبل غازی بلندآواز و میان تهی». و این گفتار، در دورانی که اهل عقل از دایره سیاستگذاران و کارگزاران رانده شدهاند و از دانشگاهها نیز درحال راندهشدناند، بیشتر به یاد میآید.
@Sokhanranihaa
در این دوران پرهیاهوست که برآمدن تکصداهای دانایان دشوار میشود و اگر هم صدایی برآید، در غریو بلواگران به گوش کمتر کسی میرسد. اما در همین دوره، گاه فرصتهایی رخ مینماید که عقلانیت اقتضا میکند اهل عقل قدر آن را بدانند و هیاهوگران و مدعیان را – گرچه برای ساعتی- بر سر جای خود نشانند.
آنچه موسی غنینژاد، اقتصاددان لیبرال ایرانی، در دو مناظره تلویزیونیاش با مسعود درخشان و علی علیزاده کرد؛ نمونهای است از این فرصتشناسی و بسترسازی برای ظهور و بروز گفتمان مبتنی بر عقلانیت در برابر گفتارهای پراکنده، نامنسجم و درعینحال، مدعی و ذینفوذ.
با ایفای چنین نقشی است که غنینژاد نشان میدهد تفکرات ذینفوذ و تاثیرگذار در ایران امروز چه اندازه از عقلانیت و دانش و حتی بدیهیات فاصله دارند؛ بدیهیاتی که در سایه اقتصاد رانتی، حامیپرور و مدعی ارزشهای لاهوتی به شکلی مستمر نفی میشود و سخنگویان و دولتمردان و مجلسیها و رسانههای رسمی هر روز به شکلی و بهانهای آن را توجیه میکنند و آخرالامر، کاسهکوزهها را بر سر اقتصاددانان و اندک تکنوکراتهای واجد فهم و تجربه دولتهای گذشته میشکنند و آنان را «بانیان وضع موجود» میخوانند.
ظهور غنینژاد در دو مناظره اخیر، یادآور تکصدای لرزان اما منطقی مصطفی هاشمیطبا در مناظرههای انتخابات ریاستجمهوری۱۳۹۶ و استدلالهای عبدالناصر همتی در انتخابات ریاستجمهوری۱۴۰۰ است.
غنینژاد اما در این دو مناظره، موقعیتی متفاوت با مناظرههای انتخاباتی داشت. اینجا نه جدال بر سر قدرت که بر سر منطق و عقلانیت و تاحدی حقیقت بود. اینکه دو گفتمان برابر هم بنشینند و آنچه در انبان دارند، بیرون نهند و مخاطب را در مقام قضاوت گذارند.
در چنین بستر و موقعیتی، گفتمانی که اهل هیاهوست؛ ناچار از خاموشی یا پراکندهگویی است. فرار از مناظره یا برابرنهاد شخصیتهایی با وزن متفاوت در عموم مناظرههای تلویزیونی، واکنش طبیعی و بدیهی گفتمانهای ضعیف است.
همانها که به عبارت دقیقتر، «بیگفتمان» هستند و در انبان خود، جز ابراز وفاداری و وابستگی و تریبونهای گسترده دولتی و حکومتی هیچ ندارند.
صداها و چهرههایی تکراری که مدام از این شبکه به آن شبکه و از این دانشگاه به آن دانشگاه میروند و میآیند و اغلب، جز توهین و اتهامزنی به نخبگان و برآمدگان جامعه مدنی، سخنی برای عرضه ندارند.
غنینژاد در دو مناظره خود، تهی بودن طبلهای غازی را آشکار کرد. او همچنین، در این دو مناظره بهخوبی در مقام سخنگو و مدافع لیبرالیسم، ایفای نقش کرد.
او نشان داد لیبرالیسم نه یک ناسزا (چنان که انقلابیون متقدم میگفتند و انقلابیون متاخر با صفاتی بدتر و رکیکتر تکرار میکنند)، که اتفاقا گفتمان و جریانی سزاوار قدرت گرفتن و بر صدر نشستن و قدر دیدن است.
همچنان که چند تجربه هرچند ناقص و تحت انواع فشارهای دولتهای دارای گرایش به لیبرالیسم در چهار دهه گذشته، نشان داده است آنان در نهایت، دستاورد و خروجی مثبت و مشخصی داشتهاند.
از بازرگان که تندروی انقلابی را برنمیتابید تا سازندگی هاشمی، توسعه خاتمی و تنشزدایی روحانی که هریک از زاویهای به لیبرالیسم گرایش و قرابت داشتند.
در نگاهی کلان از پس چهار دهه، دستاوردها و خروجی ساختار سیاسی ناشی از همان لیبرالیسم کجدار و مریز این چهار دولت است. خروجی دیگران هم مشخص است؛ چه آن دولت پوپولیسم که میلیاردها درآمد نفتی را آتش زد و چه این دولت انقلابی که در کمتر از دو سال، حامیان خود را هم از حمایت، پشیمان کرده است.
غنینژاد گرچه از مقام لیبرالیستی تمامعیار منتقد بازرگان و هاشمی و خاتمی و روحانی هم هست؛ اما در عمل، آنان را نیز سخنگویی و نمایندگی کرد...
📌 ادامه متن کامل اینجا
.
🆔 @Sokhanranihaa
🆔 @javadrooh
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
Forwarded from سخنرانیها
✍️ مهران صولتی
🖊 از زندگی در غرب چه آموخته اید؟!
✅ جمعه شب مناظره ای درباره بررسی کارنامه رهبری میان مهدی نصیری و علی علیزاده برگزار شد. نصیری مدیر مسئول دیروز روزنامه کیهان و منتقد امروز جمهوری اسلامی و علیزاده فعال عدالت خواه و امپریالیسم ستیز ساکن لندن است. پیش از این در گذشته ای نه چندان دور مواضع علیزاده را در گفت و گو با bbc فارسی پیگیری می کردم. جوانی پرشور و سخنور که می کوشید تا از حقانیت جمهوری اسلامی در مناسبات اش با نظام جهانی دفاع کند.
@sokhanranihaa
✅ در آن گفت و گوها علیزاده می کوشید تا حدی مستدل و کارشناسانه برخورد کند ولی در مناظره دیشب صرفا " اتهام زنی" به وجه غالب رفتار وی تبدیل شده بود. به سخنان بی استدلال و سفسطه های بی بنیاد علیزاده در این مناظره کاری ندارم ولی نمی توانم این رویکرد را از کسی که چند دهه لندن نشین است، هر روز تمام مطبوعات انگلیس را تورق می کند، دیری است که با رسانه عجین است، و در این مناظره مدام نصیری را به داشتن ذهن پیشامدرن و عقب ماندن از زمانه متهم می کند درک کنم.
✅ پیش از این در نقد مناظره اقتصادی؛ " غنی نژاد- درخشان"، اصول گرایان انقلابی را کسانی توصیف کرده بودم که از؛ سیاست زدگی، اتهام زنی، توطئه اندیشی، اراده گرایی و خیال پردازی رنج می برند. اما دیشب با شگفتی تمام دیدم که چگونه "اتهام زنی" به رفتار غالب و رویکرد پوپولیستی علیزاده تبدیل شده بود. رفتاری که در بسیاری اوقات به نشستن یک بازجو مقابل نصیری شباهت یافت! در حقیقت آن چه بر رفتار علیزاده چیره بود نوعی مدنیت ستیزی آشکار به رغم زیستن در اروپا بود.
✅ سخن مشهوری در وصف بخشی از اپوزیسیون خارج از کشور گفته می شود و آن این است که؛ این جماعت از ایرانیان که قرار است برای ما آزادی و دموکراسی به ارمغان بیاورند خود نتوانسته اند مداراجویی، تکثر گرایی و احترام به آرای دیگران را از همان غربیان ای بیاموزند که مدت های طولانی با آن ها زندگی کرده اند. شگفت آن که مواجهه علیزاده به عنوان مدافع جمهوری اسلامی در این مناظره تفاوتی با رفتار آن اپوزیسیونی که در نقطه مقابل او هستند نداشت. به بیان دیگر هر دو نیروی خارج نشین از یک منطق مشترک یعنی" اتهام زنی" در قبال مخالفان فکری خود بهره می گیرند.
✅ به عنوان یک موضوع شایسته پژوهش باید به این پرسش پاسخ گوییم که؛ چرا رفتار برخی ایرانیان در غرب به رغم زندگی در جوامع چندفرهنگی و آشنایی با آرای متفکران و فیلسوفان منادی مدرنیت و مشوق خوب شنیدن، صبوری ورزیدن، و احترام گذشتن به عقاید مخالف، تا این حد سطحی، جنجالی، و عقده گشایانه است؟ و در یک کلام این مطالبه را مطرح کنیم که؛ آقایان، از زندگی در غرب چه آموخته اید؟!
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @solati_mehran
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
🖊 از زندگی در غرب چه آموخته اید؟!
✅ جمعه شب مناظره ای درباره بررسی کارنامه رهبری میان مهدی نصیری و علی علیزاده برگزار شد. نصیری مدیر مسئول دیروز روزنامه کیهان و منتقد امروز جمهوری اسلامی و علیزاده فعال عدالت خواه و امپریالیسم ستیز ساکن لندن است. پیش از این در گذشته ای نه چندان دور مواضع علیزاده را در گفت و گو با bbc فارسی پیگیری می کردم. جوانی پرشور و سخنور که می کوشید تا از حقانیت جمهوری اسلامی در مناسبات اش با نظام جهانی دفاع کند.
@sokhanranihaa
✅ در آن گفت و گوها علیزاده می کوشید تا حدی مستدل و کارشناسانه برخورد کند ولی در مناظره دیشب صرفا " اتهام زنی" به وجه غالب رفتار وی تبدیل شده بود. به سخنان بی استدلال و سفسطه های بی بنیاد علیزاده در این مناظره کاری ندارم ولی نمی توانم این رویکرد را از کسی که چند دهه لندن نشین است، هر روز تمام مطبوعات انگلیس را تورق می کند، دیری است که با رسانه عجین است، و در این مناظره مدام نصیری را به داشتن ذهن پیشامدرن و عقب ماندن از زمانه متهم می کند درک کنم.
✅ پیش از این در نقد مناظره اقتصادی؛ " غنی نژاد- درخشان"، اصول گرایان انقلابی را کسانی توصیف کرده بودم که از؛ سیاست زدگی، اتهام زنی، توطئه اندیشی، اراده گرایی و خیال پردازی رنج می برند. اما دیشب با شگفتی تمام دیدم که چگونه "اتهام زنی" به رفتار غالب و رویکرد پوپولیستی علیزاده تبدیل شده بود. رفتاری که در بسیاری اوقات به نشستن یک بازجو مقابل نصیری شباهت یافت! در حقیقت آن چه بر رفتار علیزاده چیره بود نوعی مدنیت ستیزی آشکار به رغم زیستن در اروپا بود.
✅ سخن مشهوری در وصف بخشی از اپوزیسیون خارج از کشور گفته می شود و آن این است که؛ این جماعت از ایرانیان که قرار است برای ما آزادی و دموکراسی به ارمغان بیاورند خود نتوانسته اند مداراجویی، تکثر گرایی و احترام به آرای دیگران را از همان غربیان ای بیاموزند که مدت های طولانی با آن ها زندگی کرده اند. شگفت آن که مواجهه علیزاده به عنوان مدافع جمهوری اسلامی در این مناظره تفاوتی با رفتار آن اپوزیسیونی که در نقطه مقابل او هستند نداشت. به بیان دیگر هر دو نیروی خارج نشین از یک منطق مشترک یعنی" اتهام زنی" در قبال مخالفان فکری خود بهره می گیرند.
✅ به عنوان یک موضوع شایسته پژوهش باید به این پرسش پاسخ گوییم که؛ چرا رفتار برخی ایرانیان در غرب به رغم زندگی در جوامع چندفرهنگی و آشنایی با آرای متفکران و فیلسوفان منادی مدرنیت و مشوق خوب شنیدن، صبوری ورزیدن، و احترام گذشتن به عقاید مخالف، تا این حد سطحی، جنجالی، و عقده گشایانه است؟ و در یک کلام این مطالبه را مطرح کنیم که؛ آقایان، از زندگی در غرب چه آموخته اید؟!
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @solati_mehran
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
Forwarded from سخنرانیها
✍️ محمدرضا يوسفي
🖊 چرا با اتکاء به روحیه انقلابی نمی توان نظام اقتصادی کشور را اصلاح کرد؟
📌از دهه 1380، اصطلاح روحیۀ جهادی در كنار روحيه انقلابی در محاورات سیاسی رشد کرده و در نيمه دوم دهه 1390 بر گستره آن افزوده شد. دکتر درخشان در مناظره ارديبهشت ماه با دکتر غنی نژاد، مشکل اقتصاد ایران را ساختاری دانسته و راه حل آن را داشتن روحیۀ انقلابی بيان كرد. این پرسش مطرح می شود که تعريف دقيق و ویژگی های روحیۀ انقلابی چیست؟ چرا تاكنون اين روحيه نتوانسته است مشکلات اقتصادي را حل کند؟ روحیه انقلابی در كدام دوره هاي تاريخي و در چه حوزه هايي كاربرد داشته است؟
@sokhanranihaa
📌 رهبری در بياناتي به تبيين روحیّه جهادی پرداخته، اند. آن را به معناي انجام كار براي خدا، وظيفه خود دانستن كار براي مردم، تلاش براي سازماندهي نيروها در راستاي خدمت رساني و در تقابل با فرهنگ مادي بيان کرده است.( بیانات رهبری، 22/7/1394) ايشان در سال اول دولت نهم، روحيه جهادي را اعتقاد به «ما میتوانیم» تلاش خستگیناپذیر و استفاده از همه ظرفیت وجودی و ذهنی و اعتماد به جوانها بيان كردند. ( بيانات رهبري، 14 / 10 / 1384)
وجود روحيه انقلابي در ابتداي انقلاب، با توجه به محروميت گسترده مناطق روستايي، موجب رسيدگي به اين مناطق شد و خدمات بسیار ارزنده اي اعم از کمک در برداشت محصول، ساخت خانه و مانند آن در آن دوران کردند. به هنگام تهاجم به كشور نيز همين روحيه مانع از پيشروي عراق و به هم زدن معادلات دشمن شد. معمولا كشورهاي انقلابي از پتانسيل آرمان گرايي و شور انقلابي به جهت حل برخي از معضلات بهره مند مي شوند چنانچه كوبا با استفاده از همين رويكرد به بهبود آموزش و بهداشت كشور پرداخت.
📌با وجود این، مطالعه دامنه فعاليتها نشان مي دهد كه موارد كاركرد روحيه انقلابي در حوزه هاي معدود و با سطح دانش مشخص، بوده است. هيچ تجربه اي حكايت از كاربرد روحيه جهادي و انقلابي در ساختارهاي پيچيده مانند ساختارهاي سياسي، اقتصادي كه نيازمند دانش گسترده و ديدن ابعاد فراوان است، وجود ندارد. نه تنها در ايران بلكه در كشورهايي مانند كوبا و چين نيز موفقيتي در ساختار اقتصادي به دليل روحيه انقلابي مشاهده نشده است. ما امروز با تورم هاي بالا، رشد اقتصادي پايين، فساد سيستماتيك، بحران آب، مسائل زيست محيطي و مانند آن مواجه هستيم و داشتن روحيه انقلابي نتوانسته است در حل اين معضلات. به ما كمك كند.
📌 به عنوان نمونه، تورم به معناي افزایش سطح عمومی قیمتها يك متغير كلان است. در يك روند بلندمدت، هر گاه نقدينگي بطور نامتناسب با رشد اقتصادي، رشد كند، تورم رخ می دهد. پس در مورد تورم، به دو جانب رشد اقتصادی و رشد نقدینگی باید توجه داشت. در اين صورت پرسش اين خواهد بود كه چرا رشد نقدينگي بالا و رشد اقتصادي كند است؟
📌کسری بودجه يا همان عدم توازن هزينه ها و درآمدهاي دولتي، يك عامل اساسي در رشد نقدينگي است. كسري بودجه به دليل ناتواني در مديريت هزينه ها و ناتواني در كسب درآمد اعم از درآمدهاي نفتي و مالياتي است. در ناحيه درآمدها، به دليل شرايط تحريمي، درآمدهاي نفتي كاهش يافته است. از طرفي ساختار نظام مالياتي كشور در فضاي دولت رانتير شكل گرفته و از اين رو، نسبت درآمدهاي مالياتي به توليدناخالص داخلي ايران از متوسط كشورهاي دنيا و كشورهاي در حال توسعه پايين تر بوده است. بررسي نهادهاي توانمند اقتصادي كه از معافيت مالياتي برخوردارند مي تواند تا حدي ما را به دلايل آن واقف كند. ساختار مالياتي كشور به زيان بخش خصوصي مولد و به سود بخش دلالي بوده است. براي اصلاح اين ساختار تنها روحيه انقلابي كافي نيست بلكه درك روابط پيچيده درون ساختار مالياتي و سپس عزمي فراتر از روحيه انقلابي لازم است. كاهش درآمد نفتي نيز معلول روابط خارجي ما بوده است. دولت به ناچار دست به استقراض زده و موجبات تورم را فراهم مي آورد. عامل ديگر افزايش نرخ ارز است كه موجب افزايش هزينه هاي توليد و تورم شده و از اين مسير، تورم نيز بر رشد نقدينگي تاثير گذارده، رابطه متقابل شكل مي گيرد.
📌رهبري در سال 1399، نارضايتي خود را از تورم و گراني برخي كالاها مانند مرغ اعلام كردند. بلافاصله، اعلام شد براي تحقق فرمان رهبري، قرارگاه 17 ربیع تشكيل مي شود.
قيمت مرغ در آن زمان كمتر از 13 هزار تومان بود. اما رشد قيمت مرغ در اواخر سال 1401 نسبت به سال 1399، بيش از چند درصد بوده است. اين امر بدين مفهوم است كه روحیه جهادی بدون نگاه علمی و نادیده گرفتن علل پیدایش یک مشکل موجب اقدامات کم فایده و اتلاف منابع شده است. عدم موفقيت به دليل دخالت دولت در تخصیص ارز و ايجاد رانت، نگاه نادرست به پديده فساد، تقویت موقعیت واردکننده در برابر تولیدکننده داخلی بوده است. راه حل نيز دوري از شعار و داشتن تحليل علمي و تغییر رویکرد است.
.
🆔 @sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
🖊 چرا با اتکاء به روحیه انقلابی نمی توان نظام اقتصادی کشور را اصلاح کرد؟
📌از دهه 1380، اصطلاح روحیۀ جهادی در كنار روحيه انقلابی در محاورات سیاسی رشد کرده و در نيمه دوم دهه 1390 بر گستره آن افزوده شد. دکتر درخشان در مناظره ارديبهشت ماه با دکتر غنی نژاد، مشکل اقتصاد ایران را ساختاری دانسته و راه حل آن را داشتن روحیۀ انقلابی بيان كرد. این پرسش مطرح می شود که تعريف دقيق و ویژگی های روحیۀ انقلابی چیست؟ چرا تاكنون اين روحيه نتوانسته است مشکلات اقتصادي را حل کند؟ روحیه انقلابی در كدام دوره هاي تاريخي و در چه حوزه هايي كاربرد داشته است؟
@sokhanranihaa
📌 رهبری در بياناتي به تبيين روحیّه جهادی پرداخته، اند. آن را به معناي انجام كار براي خدا، وظيفه خود دانستن كار براي مردم، تلاش براي سازماندهي نيروها در راستاي خدمت رساني و در تقابل با فرهنگ مادي بيان کرده است.( بیانات رهبری، 22/7/1394) ايشان در سال اول دولت نهم، روحيه جهادي را اعتقاد به «ما میتوانیم» تلاش خستگیناپذیر و استفاده از همه ظرفیت وجودی و ذهنی و اعتماد به جوانها بيان كردند. ( بيانات رهبري، 14 / 10 / 1384)
وجود روحيه انقلابي در ابتداي انقلاب، با توجه به محروميت گسترده مناطق روستايي، موجب رسيدگي به اين مناطق شد و خدمات بسیار ارزنده اي اعم از کمک در برداشت محصول، ساخت خانه و مانند آن در آن دوران کردند. به هنگام تهاجم به كشور نيز همين روحيه مانع از پيشروي عراق و به هم زدن معادلات دشمن شد. معمولا كشورهاي انقلابي از پتانسيل آرمان گرايي و شور انقلابي به جهت حل برخي از معضلات بهره مند مي شوند چنانچه كوبا با استفاده از همين رويكرد به بهبود آموزش و بهداشت كشور پرداخت.
📌با وجود این، مطالعه دامنه فعاليتها نشان مي دهد كه موارد كاركرد روحيه انقلابي در حوزه هاي معدود و با سطح دانش مشخص، بوده است. هيچ تجربه اي حكايت از كاربرد روحيه جهادي و انقلابي در ساختارهاي پيچيده مانند ساختارهاي سياسي، اقتصادي كه نيازمند دانش گسترده و ديدن ابعاد فراوان است، وجود ندارد. نه تنها در ايران بلكه در كشورهايي مانند كوبا و چين نيز موفقيتي در ساختار اقتصادي به دليل روحيه انقلابي مشاهده نشده است. ما امروز با تورم هاي بالا، رشد اقتصادي پايين، فساد سيستماتيك، بحران آب، مسائل زيست محيطي و مانند آن مواجه هستيم و داشتن روحيه انقلابي نتوانسته است در حل اين معضلات. به ما كمك كند.
📌 به عنوان نمونه، تورم به معناي افزایش سطح عمومی قیمتها يك متغير كلان است. در يك روند بلندمدت، هر گاه نقدينگي بطور نامتناسب با رشد اقتصادي، رشد كند، تورم رخ می دهد. پس در مورد تورم، به دو جانب رشد اقتصادی و رشد نقدینگی باید توجه داشت. در اين صورت پرسش اين خواهد بود كه چرا رشد نقدينگي بالا و رشد اقتصادي كند است؟
📌کسری بودجه يا همان عدم توازن هزينه ها و درآمدهاي دولتي، يك عامل اساسي در رشد نقدينگي است. كسري بودجه به دليل ناتواني در مديريت هزينه ها و ناتواني در كسب درآمد اعم از درآمدهاي نفتي و مالياتي است. در ناحيه درآمدها، به دليل شرايط تحريمي، درآمدهاي نفتي كاهش يافته است. از طرفي ساختار نظام مالياتي كشور در فضاي دولت رانتير شكل گرفته و از اين رو، نسبت درآمدهاي مالياتي به توليدناخالص داخلي ايران از متوسط كشورهاي دنيا و كشورهاي در حال توسعه پايين تر بوده است. بررسي نهادهاي توانمند اقتصادي كه از معافيت مالياتي برخوردارند مي تواند تا حدي ما را به دلايل آن واقف كند. ساختار مالياتي كشور به زيان بخش خصوصي مولد و به سود بخش دلالي بوده است. براي اصلاح اين ساختار تنها روحيه انقلابي كافي نيست بلكه درك روابط پيچيده درون ساختار مالياتي و سپس عزمي فراتر از روحيه انقلابي لازم است. كاهش درآمد نفتي نيز معلول روابط خارجي ما بوده است. دولت به ناچار دست به استقراض زده و موجبات تورم را فراهم مي آورد. عامل ديگر افزايش نرخ ارز است كه موجب افزايش هزينه هاي توليد و تورم شده و از اين مسير، تورم نيز بر رشد نقدينگي تاثير گذارده، رابطه متقابل شكل مي گيرد.
📌رهبري در سال 1399، نارضايتي خود را از تورم و گراني برخي كالاها مانند مرغ اعلام كردند. بلافاصله، اعلام شد براي تحقق فرمان رهبري، قرارگاه 17 ربیع تشكيل مي شود.
قيمت مرغ در آن زمان كمتر از 13 هزار تومان بود. اما رشد قيمت مرغ در اواخر سال 1401 نسبت به سال 1399، بيش از چند درصد بوده است. اين امر بدين مفهوم است كه روحیه جهادی بدون نگاه علمی و نادیده گرفتن علل پیدایش یک مشکل موجب اقدامات کم فایده و اتلاف منابع شده است. عدم موفقيت به دليل دخالت دولت در تخصیص ارز و ايجاد رانت، نگاه نادرست به پديده فساد، تقویت موقعیت واردکننده در برابر تولیدکننده داخلی بوده است. راه حل نيز دوري از شعار و داشتن تحليل علمي و تغییر رویکرد است.
.
🆔 @sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
Forwarded from instagram | اینستاگرام | youtube | یوتیوب
🤖 دریافت شده توسط @iDownloadersBot