شش نشانه نهادینه (Institutional) شدن فساد حکومتی
فساد حکومتی نهادینه به دلیل کجدستی کارمندی که رشوه میگیرد یا اختلاس میکند به وجود نمیآید، بلکه فسادی است که در آن، حکومتگران و نزدیکان به حکومت به دلیل پولدوستی یا به اسم رویارویی با استکبار و استعمار جهانی قانون و مقررات را به سود اقتصادی خود تنظیم میکنند. فساد حکومتی نهادینه بر خلاف رشوه و اختلاس، انحراف کجدستانه از هنجار قانونی نیست، بلکه با بسیاری از قانونهای کشوری و اداری همخوانی دارد و از همین رو، مبارزه با آن اگر نه ناشدنی ولی بسیار سخت است.
بر پایه پژوهشهای سارا چیز (Sarah Chayes) فساد ساختاری شش ویژگی دارد:
۱- شبکهای از خویشان و خودیها حکومت را به دست میگیرند
۲- اهرمهای حکومتی و دولتی را به سود خود و نه به سود منافع ملی و شهروندی به کار میگیرند
۳- کسانی که در ادارات دولتی در خدمتشان نیستند، برکنار یا بیقدرت میکنند
۴- نیروهای شبهنظامی و ضربتی را برای فشار و رویارویی با اعتراضکنندگان سازماندهی میکنند
۵- با درهم آمیختن فعالیتهای دولتی و خصوصی، جریان درآمدها را در اختیار میگیرند
۶- سرانجام به اسم مبارزه با فساد سازمانهایی به وجود میآورند تا مردم را بفریبند یا آنان را با خود همدست کنند و به همین بهانه، برای رقیب و انتقادگر پرونده بسازند و آنها را به زندان بیندازند
فساد حکومتی نهادینه به دلیل کجدستی کارمندی که رشوه میگیرد یا اختلاس میکند به وجود نمیآید، بلکه فسادی است که در آن، حکومتگران و نزدیکان به حکومت به دلیل پولدوستی یا به اسم رویارویی با استکبار و استعمار جهانی قانون و مقررات را به سود اقتصادی خود تنظیم میکنند. فساد حکومتی نهادینه بر خلاف رشوه و اختلاس، انحراف کجدستانه از هنجار قانونی نیست، بلکه با بسیاری از قانونهای کشوری و اداری همخوانی دارد و از همین رو، مبارزه با آن اگر نه ناشدنی ولی بسیار سخت است.
بر پایه پژوهشهای سارا چیز (Sarah Chayes) فساد ساختاری شش ویژگی دارد:
۱- شبکهای از خویشان و خودیها حکومت را به دست میگیرند
۲- اهرمهای حکومتی و دولتی را به سود خود و نه به سود منافع ملی و شهروندی به کار میگیرند
۳- کسانی که در ادارات دولتی در خدمتشان نیستند، برکنار یا بیقدرت میکنند
۴- نیروهای شبهنظامی و ضربتی را برای فشار و رویارویی با اعتراضکنندگان سازماندهی میکنند
۵- با درهم آمیختن فعالیتهای دولتی و خصوصی، جریان درآمدها را در اختیار میگیرند
۶- سرانجام به اسم مبارزه با فساد سازمانهایی به وجود میآورند تا مردم را بفریبند یا آنان را با خود همدست کنند و به همین بهانه، برای رقیب و انتقادگر پرونده بسازند و آنها را به زندان بیندازند
تحلیلی از دکتر پویا ناظران در پاسخ به تحلیلگران و حکمرانانی که افول جایگاه آمریکا را انتظار میکشند.«با توجه به تحریم اعمال شده علیه پادکستهای ایرانی، برای شنیدن از ویپیان یا فیلترشکن بهره ببرید»
گروهی از تحلیلگران و به نظر بخش اعظم تحلیلگران منتسب به حکومت در کشور ما معتقدند که قدرت و هژمونی آمریکا در جهان رو به افول است. نظم جهانی جدیدی پیش روی جهان است که در آن دیگر آمریکا دست بالا را در مناسبات دنیا نخواهد داشت. به نظر میرسد فلسفه پشت مقاومت بیانتهای حاکمیت ایران در برابر تمام فشارها و تحریمهای کمرشکنی که کشور با آن مواجه است ریشه در همین تحلیلها دارد.حکمرانان جمهوری اسلامی بر پایه این تحلیلها معتقدند که دیر یا زود بالاخره آمریکا از جایگاه کنونیاش افول خواهد کرد بنابراین اگر ایران اسلامی چند صباحی دیگر مقاومت کند و تسلیم فشارهای آمریکا نشود خواهد توانست پس از زوال آمریکا مسیر خود در جهت شعارهای انقلابی را با قدرت تمام در پیش گرفته و رشد و توسعه خود را نیز با سرعت تمام آغاز نماید و دیگر کسی سد راه آن نخواهد شد.این دسته از تحلیلگران و حکمرانان کشور ایران شواهد مختلفی مبنی بر آغاز زوال جایگاه آمریکا ارائه میدهند که مهمترینشان عبارتند از:۱- آمریکا کشور به شدت بدهکاری است.۲- کسر بودجه دولت آمریکا.۳- اختلاف طبقاتی و درصد جمعیت فقرای آمریکا.۴- شکست آمریکا در عراق و افغانستان.۵- خودشان میگویند!۶- تهاجم روسیه به اوکراین.۷- سقوط بازار بورس آمریکا در ماههای گذشته.اما این دلایل تا چه حد درست هستند؟ اگر این شواهد درست هستند، تحلیلها و برداشتهای ما از این شواهد در جهت اثبات ادعای افول جایگاه آمریکا تا چه حد صحیح است؟
منبع و فایل صوتی کامل در: کانال تلگرامی وقایع اقتصادیه
گزیده پادکست فارسی | Persian Podcast Selection:google podcasts | apple podcasts | castbox | spotify | pocket casts | RadioPublic | breaker | Amazon Music | Stitcher | RSS
via گزیده پادکست فارسی | Persian Podcast Selection https://anchor.fm/persianpodcastselection/episodes/--e1ktt82
گروهی از تحلیلگران و به نظر بخش اعظم تحلیلگران منتسب به حکومت در کشور ما معتقدند که قدرت و هژمونی آمریکا در جهان رو به افول است. نظم جهانی جدیدی پیش روی جهان است که در آن دیگر آمریکا دست بالا را در مناسبات دنیا نخواهد داشت. به نظر میرسد فلسفه پشت مقاومت بیانتهای حاکمیت ایران در برابر تمام فشارها و تحریمهای کمرشکنی که کشور با آن مواجه است ریشه در همین تحلیلها دارد.حکمرانان جمهوری اسلامی بر پایه این تحلیلها معتقدند که دیر یا زود بالاخره آمریکا از جایگاه کنونیاش افول خواهد کرد بنابراین اگر ایران اسلامی چند صباحی دیگر مقاومت کند و تسلیم فشارهای آمریکا نشود خواهد توانست پس از زوال آمریکا مسیر خود در جهت شعارهای انقلابی را با قدرت تمام در پیش گرفته و رشد و توسعه خود را نیز با سرعت تمام آغاز نماید و دیگر کسی سد راه آن نخواهد شد.این دسته از تحلیلگران و حکمرانان کشور ایران شواهد مختلفی مبنی بر آغاز زوال جایگاه آمریکا ارائه میدهند که مهمترینشان عبارتند از:۱- آمریکا کشور به شدت بدهکاری است.۲- کسر بودجه دولت آمریکا.۳- اختلاف طبقاتی و درصد جمعیت فقرای آمریکا.۴- شکست آمریکا در عراق و افغانستان.۵- خودشان میگویند!۶- تهاجم روسیه به اوکراین.۷- سقوط بازار بورس آمریکا در ماههای گذشته.اما این دلایل تا چه حد درست هستند؟ اگر این شواهد درست هستند، تحلیلها و برداشتهای ما از این شواهد در جهت اثبات ادعای افول جایگاه آمریکا تا چه حد صحیح است؟
منبع و فایل صوتی کامل در: کانال تلگرامی وقایع اقتصادیه
گزیده پادکست فارسی | Persian Podcast Selection:google podcasts | apple podcasts | castbox | spotify | pocket casts | RadioPublic | breaker | Amazon Music | Stitcher | RSS
via گزیده پادکست فارسی | Persian Podcast Selection https://anchor.fm/persianpodcastselection/episodes/--e1ktt82
Telegram
وقایع اقتصادیه - پویا ناظران
سیاست خارجی دو تا کارکرد اصلی داره، یکی مدیریت تنشهای بینالمللی بجهت افزایش امنیت کشور، و دیگری کسب دسترسی به بازارهای بینالمللی بجهت پیوستن بخش خصوصی به زنجیره تولید ارزش جهانی، و توسعه صادرات و واردات کشور.
امروز در مسیر تحلیل اهمیت دسترسی به بازارهای…
امروز در مسیر تحلیل اهمیت دسترسی به بازارهای…
Forwarded from مجمع دیوانگان
۱۲ سال اعتراض
📍 پژوهشی آماری بر روند تحولات شعارهای اعتراضی، از جنبش سبز تا سال ۱۴۰۱
فایل پیوست، پژوهشی است آماری که ما بر روی روند تغییر و تحولات شعارهای معترضان، در جریان اعتراضات خیابانی ۱۲ سال گذشته انجام دادیم. به صورت مشخص در این پژوهش، شعارهای سه مقطع «جنبش سبز»، «اعتراضات سال ۹۸ به ماجرای سقوط هواپیمای اوکراینی» و در نهایت «اعتراضات سه ماههی نخست ۱۴۰۱» را گردآوری و طبقهبندی کردیم و از وجوه مختلف به مقایسهی روند تغییرات آنها پرداختیم. نتیجهی نهایی و تحلیل آن را به همراه شیوهی کار، جزییات آماری، جداول و نمودارهای آن، منابع مورد استفاده و البته برخی کاستیهای پژوهش را میتوانید در فایل گزارش کامل پژوهش که به پیوست آمده دریافت کنید. در این پست تلگرامی، صرفا به گزیدهی بسیار خلاصهای از برخی یافتههای این پژوهش اشاره میکنیم:
✍️ تنوع تعداد شعارها در جریان جنبش سبز، آشکارا نسبت به مقاطع پس از آن بیشتر بوده است. همین مقایسهی عددی نشان میدهد که حداقل نیمی از شعارهای سردادهشده در دل جنبش سبز، در سالهای بعدی باید به کلی فراموش شده و یا کنار گذاشته شده باشند. در این میان، دو ردهی «حمایت از رهبران» و «حمایت از نهادهای انقلابی» بزرگترین مجموعهها را به خود اختصاص میدهند. اولی، صرفا میتواند به «بیرهبر» شدن اعتراضات بعدی دلالت کند؛ دومین دسته اما، حکایت از یک تغییر در سویهها و جهتگیریهای اعتراضی دارد: دیگر خبری از دوگانهسازیهای میان «بسیجی خوب و بسیجی بد» نیست، و تأییدات ضمنی از برخی روحانیون و مراجع، جای خود را به کلیدواژهی پر بسامد «آخوند» در دامنهای گسترده از شعارهای انتقادی داده است.
✍️ شعارهای معطوف به مسوولین دولتی طبیعتا به مانند موقعیت سیاسی این مسوولین گذرا بودهاند و تداوم پیدا نکردهاند؛ این در حالی است که شعارهای انتقادی از شخص یا نهاد رهبری، به مانند شعارهای انتقادی از نهادهای انقلابی (بسیج، سپاه و صدا و سیما) تا حد زیادی بدون تغییر باقی ماندهاند و به عنوان میراثی به حرکتهای اعتراضی بعدی رسیده است.
✍️ مجموعه شعارها علیه دولت و علیه رهبر، در جنبش سبز به مراتب بیشتر از اعتراضات بعدی بوده است؛ اما بخش بزرگی از سهم این شعارها در سال بعد به بخش «اعتراض علیه اساس حکومت» منتقل شده است. شاید باید گفت معترضان در جنبش سبز، دلیل مشکلات را نه در اساس انقلاب یا اساس نظام و نهادهای آن، بلکه در کجکارکردی اشخاص جستجو میکردند. در سالهای بعد اما معترضان علاقه خاصی به تقسیمبندیهای داخل حکومت ندارند و نارضایتی خود را به تمامیت نظام تعمیم میدهند.
✍️ در میان شعارهای سال ۹۸، به مرور رد پای اشاره به رژیم پهلوی و لفظ «شاه» به چشم میخورد، اما در آن مرحله همچنان رویکرد جمهوریخواهی و شعار علیه دیکتاتوری پررنگ است. احتمالا به دلیل نقش پررنگ نیروهای دانشجویی (به ویژه با گرایشهای چپ) ترکیببندی بیشتر شعارهای ضد حکومت، به صورت همزمان علیه رژیم سلطنت هم موضعگیری داشتند. در این مرحله نه تنها رد پای چشمگیری از ابراز پشیمانی از انقلاب به چشم نمیخورد، بلکه غلبهی گفتمان نسبتا چپگرایانه به بازتولید برخی شعارهای انقلابی انجامیده است. اما در شعارهای سال ۱۴۰۱، به کلی با یک رویکرد جدید مواجه هستیم که ضمن اعتراض به کلیت حکومت، اقبال نسبی و گاه چشمگیری به مظاهر و نمادهای رژیم سلطنت از خود بروز میدهد و صراحتا از گفتمان انقلابی ۵۷ ابراز پشیمانی میکند.
✍️ در عرصهی روابط بینالملل، بیش از تمامی بخشها شاهد نوعی ثبات و تداوم در سویههای شعاری بودهایم. شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» به نمایندگی از جنبش سبز در تمامی سالهای بعدی ثابت باقی مانده است و شعارهای محدودی همچون «اوباما، اوباما، یا با اونا یا با ما» جای خود را به شعار گسترده و پرکاربردی همچون «دشمن ما همینجاست، دروغ میگن آمریکاست» داده است. تداوم این شعارها نشان از ثبات رویکرد معترضان خیابانی در مخالفت با سیاستهای بینالمللی حکومت است.
✍️ در حالی که ردهی «شعارهای پراکنده» در جنبش سبز کمترین سهم را به خود اختصاص داده است، فقدان رهبری در اعتراضات ۹۸ به بعد، در کنار گسترش روزافزون عوامل نارضایتی و بهانههای اعتراضی، به افزایش خیرهکنندهی سهم «شعارهای پراکنده» در مقاطع پس از ۸۸ منجر شده است.
✍️ هیچ رد پایی از شعارهای «تجزیهطلبانه» یا گرایش به «خشونت و اعتراض مسلحانه» در اعتراضات سراسری دیده نمیشود. جای خالی شعارهای اقتصادی/معیشتی، یکی دیگر از نکات عجیب و غافلگیرکننده در میان شعارهای اعتراضی است.
✍️ روی هم رفته، روند تغییر در ندای اعتراضات خیابانی، طی یک دههی گذشته، آشکارا به سمت و سوی شکست ساختار به پیش رفته است.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
📍 پژوهشی آماری بر روند تحولات شعارهای اعتراضی، از جنبش سبز تا سال ۱۴۰۱
فایل پیوست، پژوهشی است آماری که ما بر روی روند تغییر و تحولات شعارهای معترضان، در جریان اعتراضات خیابانی ۱۲ سال گذشته انجام دادیم. به صورت مشخص در این پژوهش، شعارهای سه مقطع «جنبش سبز»، «اعتراضات سال ۹۸ به ماجرای سقوط هواپیمای اوکراینی» و در نهایت «اعتراضات سه ماههی نخست ۱۴۰۱» را گردآوری و طبقهبندی کردیم و از وجوه مختلف به مقایسهی روند تغییرات آنها پرداختیم. نتیجهی نهایی و تحلیل آن را به همراه شیوهی کار، جزییات آماری، جداول و نمودارهای آن، منابع مورد استفاده و البته برخی کاستیهای پژوهش را میتوانید در فایل گزارش کامل پژوهش که به پیوست آمده دریافت کنید. در این پست تلگرامی، صرفا به گزیدهی بسیار خلاصهای از برخی یافتههای این پژوهش اشاره میکنیم:
✍️ تنوع تعداد شعارها در جریان جنبش سبز، آشکارا نسبت به مقاطع پس از آن بیشتر بوده است. همین مقایسهی عددی نشان میدهد که حداقل نیمی از شعارهای سردادهشده در دل جنبش سبز، در سالهای بعدی باید به کلی فراموش شده و یا کنار گذاشته شده باشند. در این میان، دو ردهی «حمایت از رهبران» و «حمایت از نهادهای انقلابی» بزرگترین مجموعهها را به خود اختصاص میدهند. اولی، صرفا میتواند به «بیرهبر» شدن اعتراضات بعدی دلالت کند؛ دومین دسته اما، حکایت از یک تغییر در سویهها و جهتگیریهای اعتراضی دارد: دیگر خبری از دوگانهسازیهای میان «بسیجی خوب و بسیجی بد» نیست، و تأییدات ضمنی از برخی روحانیون و مراجع، جای خود را به کلیدواژهی پر بسامد «آخوند» در دامنهای گسترده از شعارهای انتقادی داده است.
✍️ شعارهای معطوف به مسوولین دولتی طبیعتا به مانند موقعیت سیاسی این مسوولین گذرا بودهاند و تداوم پیدا نکردهاند؛ این در حالی است که شعارهای انتقادی از شخص یا نهاد رهبری، به مانند شعارهای انتقادی از نهادهای انقلابی (بسیج، سپاه و صدا و سیما) تا حد زیادی بدون تغییر باقی ماندهاند و به عنوان میراثی به حرکتهای اعتراضی بعدی رسیده است.
✍️ مجموعه شعارها علیه دولت و علیه رهبر، در جنبش سبز به مراتب بیشتر از اعتراضات بعدی بوده است؛ اما بخش بزرگی از سهم این شعارها در سال بعد به بخش «اعتراض علیه اساس حکومت» منتقل شده است. شاید باید گفت معترضان در جنبش سبز، دلیل مشکلات را نه در اساس انقلاب یا اساس نظام و نهادهای آن، بلکه در کجکارکردی اشخاص جستجو میکردند. در سالهای بعد اما معترضان علاقه خاصی به تقسیمبندیهای داخل حکومت ندارند و نارضایتی خود را به تمامیت نظام تعمیم میدهند.
✍️ در میان شعارهای سال ۹۸، به مرور رد پای اشاره به رژیم پهلوی و لفظ «شاه» به چشم میخورد، اما در آن مرحله همچنان رویکرد جمهوریخواهی و شعار علیه دیکتاتوری پررنگ است. احتمالا به دلیل نقش پررنگ نیروهای دانشجویی (به ویژه با گرایشهای چپ) ترکیببندی بیشتر شعارهای ضد حکومت، به صورت همزمان علیه رژیم سلطنت هم موضعگیری داشتند. در این مرحله نه تنها رد پای چشمگیری از ابراز پشیمانی از انقلاب به چشم نمیخورد، بلکه غلبهی گفتمان نسبتا چپگرایانه به بازتولید برخی شعارهای انقلابی انجامیده است. اما در شعارهای سال ۱۴۰۱، به کلی با یک رویکرد جدید مواجه هستیم که ضمن اعتراض به کلیت حکومت، اقبال نسبی و گاه چشمگیری به مظاهر و نمادهای رژیم سلطنت از خود بروز میدهد و صراحتا از گفتمان انقلابی ۵۷ ابراز پشیمانی میکند.
✍️ در عرصهی روابط بینالملل، بیش از تمامی بخشها شاهد نوعی ثبات و تداوم در سویههای شعاری بودهایم. شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» به نمایندگی از جنبش سبز در تمامی سالهای بعدی ثابت باقی مانده است و شعارهای محدودی همچون «اوباما، اوباما، یا با اونا یا با ما» جای خود را به شعار گسترده و پرکاربردی همچون «دشمن ما همینجاست، دروغ میگن آمریکاست» داده است. تداوم این شعارها نشان از ثبات رویکرد معترضان خیابانی در مخالفت با سیاستهای بینالمللی حکومت است.
✍️ در حالی که ردهی «شعارهای پراکنده» در جنبش سبز کمترین سهم را به خود اختصاص داده است، فقدان رهبری در اعتراضات ۹۸ به بعد، در کنار گسترش روزافزون عوامل نارضایتی و بهانههای اعتراضی، به افزایش خیرهکنندهی سهم «شعارهای پراکنده» در مقاطع پس از ۸۸ منجر شده است.
✍️ هیچ رد پایی از شعارهای «تجزیهطلبانه» یا گرایش به «خشونت و اعتراض مسلحانه» در اعتراضات سراسری دیده نمیشود. جای خالی شعارهای اقتصادی/معیشتی، یکی دیگر از نکات عجیب و غافلگیرکننده در میان شعارهای اعتراضی است.
✍️ روی هم رفته، روند تغییر در ندای اعتراضات خیابانی، طی یک دههی گذشته، آشکارا به سمت و سوی شکست ساختار به پیش رفته است.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
Telegram
مجمع دیوانگان
✍️ فایل نهایی گزارش «۱۲ سال اعتراض»
📍 پژوهشی آماری بر روند تحولات شعارهای اعتراضی، از جنبش سبز تا سال ۱۴۰۱
در این پژوهش، شعارهای اعتراضی در سه مقطع «جنبش سبز»، «اعتراضات سال ۹۸» و «اعتراضات سال ۱۴۰۱» (سه ماهه نخست) جمعبندی و تحلیل و مقایسه شدهاند.
تهیه…
📍 پژوهشی آماری بر روند تحولات شعارهای اعتراضی، از جنبش سبز تا سال ۱۴۰۱
در این پژوهش، شعارهای اعتراضی در سه مقطع «جنبش سبز»، «اعتراضات سال ۹۸» و «اعتراضات سال ۱۴۰۱» (سه ماهه نخست) جمعبندی و تحلیل و مقایسه شدهاند.
تهیه…