Forwarded from قدحهای نهانی
تصاویر رای دادگاه بدوی و تجدید نظر دکتر حسین فاطمی و دو همپروندهای او دکترعلی شایگان و مهندس احمد رضوی
دستنوشته محکومان در ذیل حکم دادگاه تجدید نظر قابل توجه است:
۱- دکتر شایگان: با کسب اجازه و استظهار بمراحم ملوکانه استدعای فرجام مینماید.
۲- مهندس رضوی: تصمیم نهایی را در اختیار کامل اعلیحضرت همایون شاهنشاهی قرار میدهم و تقاضای فرجام ندارم.
۳- دکتر فاطمی: با استجازه و استظهار بمراحم اعلیحضرت همایون شاهنشاهی استدعای قبول فرجام مینماید.
دستنوشته محکومان در ذیل حکم دادگاه تجدید نظر قابل توجه است:
۱- دکتر شایگان: با کسب اجازه و استظهار بمراحم ملوکانه استدعای فرجام مینماید.
۲- مهندس رضوی: تصمیم نهایی را در اختیار کامل اعلیحضرت همایون شاهنشاهی قرار میدهم و تقاضای فرجام ندارم.
۳- دکتر فاطمی: با استجازه و استظهار بمراحم اعلیحضرت همایون شاهنشاهی استدعای قبول فرجام مینماید.
در چه مواردی باید از قانون اطاعت کرد؟
لمپن های حکومت اسلامی مانند دو زنی که این اواخر دیدم داشتند چند دختر جوان "بدحجاب" را "ارشاد" میکردند یاد گرفته اند که در مقابل اعتراض شهروندان بی قوانین حکومت اسلامی میگویند "خب هر جامعه ای قوانین خودش را داره، این هم قوانین جامعه ماست. پس شما به عنوان شهروند باید رعایت کنید".
این البته حرفی است مزخرف و احمقانه. اولین و مهمترین شرط اینکه یک قانون لازم الاجرا باشد، اینست که آن قانون "مقبولیت عام" داشته باشد. مثلا هر انسان منطقی و دارای هوش و خرد معمولی قبول دارد که قانون "رانندگی با سرعت پایین نزدیک مدرسه" لازم الاجرا است چون همه منطق اش را قبول دارند و قبول دارند که باید رعایت جان بچه های مردم را کرد. و یا قانون "حق نداری راه بیفتی در کوچه و خیابان به زن و بچه مردم تجاوز جنسی کنی" لازم الاجرا است چون اکثریت انبوه و قریب به اتفاق مردم این قانون را قبول دارند پس این قانون مقبولیت عام دارد.
بنا بر منطق بالا آیا حجاب اجباری لازم الاجرا است. البته نه. چرا؟ چون مقبولیت عام ندارد. در هیچ زمان و مکانی اکثریت مردم ایران قبول نکرده اند که حجاب باید اجباری باشد. این قانون زاییده اوهام و تخیلات بیمار گونه یک مشت پیرمرد هافهافوی اهل منبر است که تعفن فکری دارند و زن را فقط در رابطه با پایین تنه میبینند.
علت دیگر مزخرف بودن حرف تازی پرستان اینست: اگر تمامی قوانین جامعه را باید رعایت کرد، پس شما چرا علیه شاه فعالیت میکردید در حالی که قوانین رسمی و جاری کشور اینگونه فعالیت ها را منع کرده بود؟ البته از این دلایل زیاد است و خودتان میتوانید بقیه را حدس بزنید.
پس نتیجه اینکه فریب مغلطه بازی آخوند و گشت ارشاد و زنان پتیاره چادری شان را نخوریم. قوانین فقط زمانی لازم الاجرا هستند که اکثریت انبوه و قاطع جامعه آن قوانین را قبول داشته باشد. در غیر اینصورت هزار تا از این "قوانین" آخوندی را ببری بازار یک کیلو تره هم بهت نمیدن.
لمپن های حکومت اسلامی مانند دو زنی که این اواخر دیدم داشتند چند دختر جوان "بدحجاب" را "ارشاد" میکردند یاد گرفته اند که در مقابل اعتراض شهروندان بی قوانین حکومت اسلامی میگویند "خب هر جامعه ای قوانین خودش را داره، این هم قوانین جامعه ماست. پس شما به عنوان شهروند باید رعایت کنید".
این البته حرفی است مزخرف و احمقانه. اولین و مهمترین شرط اینکه یک قانون لازم الاجرا باشد، اینست که آن قانون "مقبولیت عام" داشته باشد. مثلا هر انسان منطقی و دارای هوش و خرد معمولی قبول دارد که قانون "رانندگی با سرعت پایین نزدیک مدرسه" لازم الاجرا است چون همه منطق اش را قبول دارند و قبول دارند که باید رعایت جان بچه های مردم را کرد. و یا قانون "حق نداری راه بیفتی در کوچه و خیابان به زن و بچه مردم تجاوز جنسی کنی" لازم الاجرا است چون اکثریت انبوه و قریب به اتفاق مردم این قانون را قبول دارند پس این قانون مقبولیت عام دارد.
بنا بر منطق بالا آیا حجاب اجباری لازم الاجرا است. البته نه. چرا؟ چون مقبولیت عام ندارد. در هیچ زمان و مکانی اکثریت مردم ایران قبول نکرده اند که حجاب باید اجباری باشد. این قانون زاییده اوهام و تخیلات بیمار گونه یک مشت پیرمرد هافهافوی اهل منبر است که تعفن فکری دارند و زن را فقط در رابطه با پایین تنه میبینند.
علت دیگر مزخرف بودن حرف تازی پرستان اینست: اگر تمامی قوانین جامعه را باید رعایت کرد، پس شما چرا علیه شاه فعالیت میکردید در حالی که قوانین رسمی و جاری کشور اینگونه فعالیت ها را منع کرده بود؟ البته از این دلایل زیاد است و خودتان میتوانید بقیه را حدس بزنید.
پس نتیجه اینکه فریب مغلطه بازی آخوند و گشت ارشاد و زنان پتیاره چادری شان را نخوریم. قوانین فقط زمانی لازم الاجرا هستند که اکثریت انبوه و قاطع جامعه آن قوانین را قبول داشته باشد. در غیر اینصورت هزار تا از این "قوانین" آخوندی را ببری بازار یک کیلو تره هم بهت نمیدن.
شش نشانه نهادینه (Institutional) شدن فساد حکومتی
فساد حکومتی نهادینه به دلیل کجدستی کارمندی که رشوه میگیرد یا اختلاس میکند به وجود نمیآید، بلکه فسادی است که در آن، حکومتگران و نزدیکان به حکومت به دلیل پولدوستی یا به اسم رویارویی با استکبار و استعمار جهانی قانون و مقررات را به سود اقتصادی خود تنظیم میکنند. فساد حکومتی نهادینه بر خلاف رشوه و اختلاس، انحراف کجدستانه از هنجار قانونی نیست، بلکه با بسیاری از قانونهای کشوری و اداری همخوانی دارد و از همین رو، مبارزه با آن اگر نه ناشدنی ولی بسیار سخت است.
بر پایه پژوهشهای سارا چیز (Sarah Chayes) فساد ساختاری شش ویژگی دارد:
۱- شبکهای از خویشان و خودیها حکومت را به دست میگیرند
۲- اهرمهای حکومتی و دولتی را به سود خود و نه به سود منافع ملی و شهروندی به کار میگیرند
۳- کسانی که در ادارات دولتی در خدمتشان نیستند، برکنار یا بیقدرت میکنند
۴- نیروهای شبهنظامی و ضربتی را برای فشار و رویارویی با اعتراضکنندگان سازماندهی میکنند
۵- با درهم آمیختن فعالیتهای دولتی و خصوصی، جریان درآمدها را در اختیار میگیرند
۶- سرانجام به اسم مبارزه با فساد سازمانهایی به وجود میآورند تا مردم را بفریبند یا آنان را با خود همدست کنند و به همین بهانه، برای رقیب و انتقادگر پرونده بسازند و آنها را به زندان بیندازند
فساد حکومتی نهادینه به دلیل کجدستی کارمندی که رشوه میگیرد یا اختلاس میکند به وجود نمیآید، بلکه فسادی است که در آن، حکومتگران و نزدیکان به حکومت به دلیل پولدوستی یا به اسم رویارویی با استکبار و استعمار جهانی قانون و مقررات را به سود اقتصادی خود تنظیم میکنند. فساد حکومتی نهادینه بر خلاف رشوه و اختلاس، انحراف کجدستانه از هنجار قانونی نیست، بلکه با بسیاری از قانونهای کشوری و اداری همخوانی دارد و از همین رو، مبارزه با آن اگر نه ناشدنی ولی بسیار سخت است.
بر پایه پژوهشهای سارا چیز (Sarah Chayes) فساد ساختاری شش ویژگی دارد:
۱- شبکهای از خویشان و خودیها حکومت را به دست میگیرند
۲- اهرمهای حکومتی و دولتی را به سود خود و نه به سود منافع ملی و شهروندی به کار میگیرند
۳- کسانی که در ادارات دولتی در خدمتشان نیستند، برکنار یا بیقدرت میکنند
۴- نیروهای شبهنظامی و ضربتی را برای فشار و رویارویی با اعتراضکنندگان سازماندهی میکنند
۵- با درهم آمیختن فعالیتهای دولتی و خصوصی، جریان درآمدها را در اختیار میگیرند
۶- سرانجام به اسم مبارزه با فساد سازمانهایی به وجود میآورند تا مردم را بفریبند یا آنان را با خود همدست کنند و به همین بهانه، برای رقیب و انتقادگر پرونده بسازند و آنها را به زندان بیندازند