نطق رضاشاه در جشن کشف حجاب ۱۷ دی ۱۳۱۴
"... امروز از جمعیت ۱۸ میلیونی ایران، نیمی از آنان، در چادر و چاقچور و سنت خرافی بسر می برند و انگار که ایران تنها ۹ میلیون جمعیت دارد...
این چگونه رسمی است که ما نیمی از جمعیت مملکت را نادیده بگیریم. باید همانطور که زن ایرانی در خانه، سَر است، در اجتماع هم سَر باشد. بی نهایت مسرورم که میبینم خانم ها در نتیجه دانایی و معرفت به وضعیت خود آشنا و به حقوق و مزایای خود پی برده اند، همانطور که خانم تربیــت اشاره نمودند، زنهای این کشـــــــور به واسطه خارج بودن از اجتماع نمی توانستند استعــــداد و لیـــاقت ذاتی خود را بــروز دهند بلکه باید بگویم که نمی توانستند حق خود را نسبت به کشور و میهن عزیز خود ادا نمایند و بالاخره خدمات و فداکاری خود را آنطور که شایسته است انجام دهند و حالا می رونـــد علاوه بر امتیـــاز برجستـــه مادری که دارا می باشند از مزایای دیگر اجتماع نیز بهره مند گردند.
مــــا نباید از نظر دور بــداریم که نصف جمعیت کشور ما به حساب نمی آمد یعنی نصف قوای عامله ی مملکت بیکار بود. هیچوقت احصائیه (آماری) از زنها برداشته نمی شد مثل اینکه زنها یک افراد دیگری بودند و جزو جمعیت ایران به شمار نمی آمدند، خیلی جای تاسف است که فقط یک مورد ممکن بود احصائیه زنها برداشته شود و آن موقعی بود که وضعیت ارزاق در مضیقه می افتاد و در آن موقع سرشماری می کردند و می خواستند تامین آذوقه نمایند.
من نمی خواهم از اقداماتی که شده است اظهار خوشوقتی کنم و نمی خواهم فرقی بین امروز با روزهای دیگر بگذارم ولی شما خانمها باید این روز را یک روز بزرگ بدانید و از فرصت هایی که دارید برای ترقی کشور استفاده کنید. من معتقدم که برای سعادت و ترقی این مملکت باید همه از صمیم قلب کار کنیم.
ولی هیچ نباید غفلت نمایند که مملکت محتاج به فعالیت و کار است و باید روز بروز بیشتر و بهتر برای سعادت و نیک بختی مردم قدم برداشته شود. شما خواهران و دختران من، حالا که وارد اجتماع شده اید و قدم برای سعادت خود و وطن خود بیرون گذارده اید. بدانید وظیفه ی شماست که باید در راه وطن خود کار کنید، شما تربیت کننده ی نسل آتیه خواهید بود، انتظارمان از شما خانم های دانشمند این است که در زندگی قانع باشید و کار نمائید و از تجمل و اسراف بپرهیزید. سعادت آتیه در دست شماست..."
مراسم كشف حجاب در ساعت ۳ بعد از ظهر روز ۱۷ دی ماه ۱۳۱۴ با حضور رضاه شاه، همسرش ملکه تاج الملوک و دو دخترش اشرف و شمس برای افتتاح دانشسرای مقدماتی دختران و اعطای دانشنامههای محصلان طب و قابلگی انجام شد.
این اولین بار بعد از اسلام بود که همسر و دختران شخص اول مملکت بدون حجاب در انظار ظاهر شدند…
"... امروز از جمعیت ۱۸ میلیونی ایران، نیمی از آنان، در چادر و چاقچور و سنت خرافی بسر می برند و انگار که ایران تنها ۹ میلیون جمعیت دارد...
این چگونه رسمی است که ما نیمی از جمعیت مملکت را نادیده بگیریم. باید همانطور که زن ایرانی در خانه، سَر است، در اجتماع هم سَر باشد. بی نهایت مسرورم که میبینم خانم ها در نتیجه دانایی و معرفت به وضعیت خود آشنا و به حقوق و مزایای خود پی برده اند، همانطور که خانم تربیــت اشاره نمودند، زنهای این کشـــــــور به واسطه خارج بودن از اجتماع نمی توانستند استعــــداد و لیـــاقت ذاتی خود را بــروز دهند بلکه باید بگویم که نمی توانستند حق خود را نسبت به کشور و میهن عزیز خود ادا نمایند و بالاخره خدمات و فداکاری خود را آنطور که شایسته است انجام دهند و حالا می رونـــد علاوه بر امتیـــاز برجستـــه مادری که دارا می باشند از مزایای دیگر اجتماع نیز بهره مند گردند.
مــــا نباید از نظر دور بــداریم که نصف جمعیت کشور ما به حساب نمی آمد یعنی نصف قوای عامله ی مملکت بیکار بود. هیچوقت احصائیه (آماری) از زنها برداشته نمی شد مثل اینکه زنها یک افراد دیگری بودند و جزو جمعیت ایران به شمار نمی آمدند، خیلی جای تاسف است که فقط یک مورد ممکن بود احصائیه زنها برداشته شود و آن موقعی بود که وضعیت ارزاق در مضیقه می افتاد و در آن موقع سرشماری می کردند و می خواستند تامین آذوقه نمایند.
من نمی خواهم از اقداماتی که شده است اظهار خوشوقتی کنم و نمی خواهم فرقی بین امروز با روزهای دیگر بگذارم ولی شما خانمها باید این روز را یک روز بزرگ بدانید و از فرصت هایی که دارید برای ترقی کشور استفاده کنید. من معتقدم که برای سعادت و ترقی این مملکت باید همه از صمیم قلب کار کنیم.
ولی هیچ نباید غفلت نمایند که مملکت محتاج به فعالیت و کار است و باید روز بروز بیشتر و بهتر برای سعادت و نیک بختی مردم قدم برداشته شود. شما خواهران و دختران من، حالا که وارد اجتماع شده اید و قدم برای سعادت خود و وطن خود بیرون گذارده اید. بدانید وظیفه ی شماست که باید در راه وطن خود کار کنید، شما تربیت کننده ی نسل آتیه خواهید بود، انتظارمان از شما خانم های دانشمند این است که در زندگی قانع باشید و کار نمائید و از تجمل و اسراف بپرهیزید. سعادت آتیه در دست شماست..."
مراسم كشف حجاب در ساعت ۳ بعد از ظهر روز ۱۷ دی ماه ۱۳۱۴ با حضور رضاه شاه، همسرش ملکه تاج الملوک و دو دخترش اشرف و شمس برای افتتاح دانشسرای مقدماتی دختران و اعطای دانشنامههای محصلان طب و قابلگی انجام شد.
این اولین بار بعد از اسلام بود که همسر و دختران شخص اول مملکت بدون حجاب در انظار ظاهر شدند…
توافقی در وین حاصل میشه
پویا ناظران
در وین چه خبره؟
توافق میشه؟
چرا داره طول میکشه؟
مشکل کجاست؟
کی مذاکرات به نتیجه میرسه؟
۲۹ دقیقه - ۱۲ مگ
@Economics_and_Finance
توافق میشه؟
چرا داره طول میکشه؟
مشکل کجاست؟
کی مذاکرات به نتیجه میرسه؟
۲۹ دقیقه - ۱۲ مگ
@Economics_and_Finance
Forwarded from شین ☔️
⚫️ بالاخره یک روزی میرسد که بدانیم چطور قدرت موشکی برتر منطقه و جهان و دارنده یکی از ده قدرت برتر راداری جهان، درست سر بزنگاه، جایی که جنگ بود و دشمن فرضی "نبود"، موشک کروز را از هواپیمای مسافربری تشخیص نداد و چطور آن فرمانده که گفته بود گردن ما باریکتر از موست، کمتر از دو سال بعد گفت برای ما سوال است که چرا هواپیما بعد از اصابت موشک اول، نتوانست برگردد فرودگاه(!) و بالاخره معلوم میشود «پس چرا "دو" موشک؟»، چرا آسمان تهران را در آن شب "افتخار" به روی مسافریها نبستند؟ و «چرا قبل از شروع تحقیقات بلافاصله بولدوزر انداختند در محل حادثه؟» ...
.
.
اما هیچکدام از این معلومشدنها آن ۱۷۶ جان شیرین را، آن چشمهای درخشان و آن انتظارهای شیرین وصل را باز نخواهد گرداند.
با ملتی که میگویند «ملت امام حسین است»، به اعتبار کدام حق و کجا چنین معاملهای میشد کرد؟
☁️
#PS752
#iwilllightacandletoo
#من_هم_شمعی_روشن_خواهم_کرد
🔶 @mmoeeni1
.
.
اما هیچکدام از این معلومشدنها آن ۱۷۶ جان شیرین را، آن چشمهای درخشان و آن انتظارهای شیرین وصل را باز نخواهد گرداند.
با ملتی که میگویند «ملت امام حسین است»، به اعتبار کدام حق و کجا چنین معاملهای میشد کرد؟
☁️
#PS752
#iwilllightacandletoo
#من_هم_شمعی_روشن_خواهم_کرد
🔶 @mmoeeni1
Forwarded from شین ☔️
.
➕ ادامه از 👆(از اینجا: https://t.me/mmoeeni1/2721)
با بخشی از روایت جناب دزفولی موافقم که این جنگ سوریه و به خصوص "وحشت داعش" بود که قاسم سلیمانی را شهره کرد ولی این نه همه ماجراست و نه حتی روی "خوش" ماجرا (بر خلاف برداشتی که ایشان ظاهرا میخواهند القا کنند).
بزرگترین مزیت سپاه قدس "پنهانکاری" آن بود اما بعد از وحشت داعش "نتوانستند" این "مزیت" را حفظ کنند و دیگر «ما فقط مستشار میفرستیم» به خاطرهها پیوست. این "مزیت" راه متشکل کردن گروههای نیابتی را بدون برانگیختن جدی حساسیت رقبای منطقهای فراهم کرده بود.
اما پیروزی در "سوریه" به نفع بشار اسد (از جمله مبیِّن توان نظامی فرامرزی سپاه قدس / بینادیده گرفتن کمک موثر روسها)، "پایان صلح" در منطقه و علیه دکترین "امت شیعی" بود.
ج.ا. از فرصت "وحشت داعش" برای توجیه حضور فرامرزی خود در داخل کشور سود جست و باید به یاد داشته باشید که بعد از اشغال موصل توسط داعش، چطور افکار عمومی داخلی فوراً به نفع دخالت نظامی ج.ا. تغییر مسیر داد (همان موقع نوشته بودم) اما در جنگ سایهها و نیروهای نیابتی، باختن مزیت "پنهانکاری" باخت بزرگی است.
تلاش شد از سرمایه وجاهت سپاه قدس در منکوب کردن داعش برای توجیه کلیّت یک جریان پلیسی- سیاسی خاص در داخل (با وجهه "نظامی" خَلط نشود) استفاده شود (درباره توفیق این سرمایهگذاری قضاوت نمیکنم) غافل از آنکه در بوق کردن این سرمایه، طوفان دیگری در فراسوی مرزها (محل ماموریت سپاه قدس) برمیانگیخت (که انگیخته).
حالا ج.ا. نیرویی داردکه ابعاد آن تا حد زیادی، خواسته و ناخواسته، "لو" رفته است. همه متوجه موضع قدرت شدهاند (نشان ندادن موضع قدرت، یا موضع ضعف را موضع قدرت جا زدن، دشمن را در ارزیابی و اقدام دچار خطا میکند؛ برعکس آن هم صادق است: توجه دشمن به موضع قدرت منتج به اقدام درست علیه آن موضع میشود) بر خلاف برخی تحلیلها آنچه "خط مقاومت" خوانده شده، روزگار بهتری نسبت به دو سال قبل (ترور قاسم سلیمانی) ندارد. نتیجه انتخابات در عراق به سود نیروهای نیابتی نبوده، افکار عمومی اوضاع مهیب لبنان را پای حزبالله نوشتهاند و اگر هنوز آلاسد در سوریه حاکم است و یمن در دست سعودیها نیست اما اسراییل به طور بیسابقهای در آغوش کشورهای اسلامی جا گرفته (آیا نه که خطر واقعی "ایران" بیشتر از "اسرائیل" برآورد شده؟) و اقتصاد "مادر خط مقاومت" و مردمانش در انزوا روزهای سیاه بیسابقهای سپری میکند که به معنای زوال منابع مالی خط مقاومت است.
این یک واقعیت است که طیف وسیع و متنوعی از مردم ایران دوستدار قاسم سلیمانیاند (به مدد سرکوب وحشت داعش و نه ابقای آلاسد)، در عین حالی که ذینفعان نباید این دوستداری را به "منافع سیاسی و عقیدتی" خود تعمیم دهند، قضاوت در باره اندازه این محبت تا زمانی که "فقط" دوستداران توان و جرئت ابراز نظر دارند، قضاوتی قرین انصاف نخواهد نبود.
**
تکمله: حسین درودیان توییت کرد: «خوشایند نیست اما خیال میکنم شهادت سردارسلیمانی چند پله جایگاه ج.ا. را تنزل داد. نه فقط به این علت که چهره بیهمتای نظام و بلکه نفر دوم کشور حذف شد بلکه به این خاطر که خیلیها فهمیدند در وضعیتی هستیم که در برابر چنین ضربۀ مهلک و اعلام جنگ آشکاری قادر به هیچ واکنش خاصی نیستیم.»
🔶 @mmoeeni1
➕ ادامه از 👆(از اینجا: https://t.me/mmoeeni1/2721)
با بخشی از روایت جناب دزفولی موافقم که این جنگ سوریه و به خصوص "وحشت داعش" بود که قاسم سلیمانی را شهره کرد ولی این نه همه ماجراست و نه حتی روی "خوش" ماجرا (بر خلاف برداشتی که ایشان ظاهرا میخواهند القا کنند).
بزرگترین مزیت سپاه قدس "پنهانکاری" آن بود اما بعد از وحشت داعش "نتوانستند" این "مزیت" را حفظ کنند و دیگر «ما فقط مستشار میفرستیم» به خاطرهها پیوست. این "مزیت" راه متشکل کردن گروههای نیابتی را بدون برانگیختن جدی حساسیت رقبای منطقهای فراهم کرده بود.
اما پیروزی در "سوریه" به نفع بشار اسد (از جمله مبیِّن توان نظامی فرامرزی سپاه قدس / بینادیده گرفتن کمک موثر روسها)، "پایان صلح" در منطقه و علیه دکترین "امت شیعی" بود.
ج.ا. از فرصت "وحشت داعش" برای توجیه حضور فرامرزی خود در داخل کشور سود جست و باید به یاد داشته باشید که بعد از اشغال موصل توسط داعش، چطور افکار عمومی داخلی فوراً به نفع دخالت نظامی ج.ا. تغییر مسیر داد (همان موقع نوشته بودم) اما در جنگ سایهها و نیروهای نیابتی، باختن مزیت "پنهانکاری" باخت بزرگی است.
تلاش شد از سرمایه وجاهت سپاه قدس در منکوب کردن داعش برای توجیه کلیّت یک جریان پلیسی- سیاسی خاص در داخل (با وجهه "نظامی" خَلط نشود) استفاده شود (درباره توفیق این سرمایهگذاری قضاوت نمیکنم) غافل از آنکه در بوق کردن این سرمایه، طوفان دیگری در فراسوی مرزها (محل ماموریت سپاه قدس) برمیانگیخت (که انگیخته).
حالا ج.ا. نیرویی داردکه ابعاد آن تا حد زیادی، خواسته و ناخواسته، "لو" رفته است. همه متوجه موضع قدرت شدهاند (نشان ندادن موضع قدرت، یا موضع ضعف را موضع قدرت جا زدن، دشمن را در ارزیابی و اقدام دچار خطا میکند؛ برعکس آن هم صادق است: توجه دشمن به موضع قدرت منتج به اقدام درست علیه آن موضع میشود) بر خلاف برخی تحلیلها آنچه "خط مقاومت" خوانده شده، روزگار بهتری نسبت به دو سال قبل (ترور قاسم سلیمانی) ندارد. نتیجه انتخابات در عراق به سود نیروهای نیابتی نبوده، افکار عمومی اوضاع مهیب لبنان را پای حزبالله نوشتهاند و اگر هنوز آلاسد در سوریه حاکم است و یمن در دست سعودیها نیست اما اسراییل به طور بیسابقهای در آغوش کشورهای اسلامی جا گرفته (آیا نه که خطر واقعی "ایران" بیشتر از "اسرائیل" برآورد شده؟) و اقتصاد "مادر خط مقاومت" و مردمانش در انزوا روزهای سیاه بیسابقهای سپری میکند که به معنای زوال منابع مالی خط مقاومت است.
این یک واقعیت است که طیف وسیع و متنوعی از مردم ایران دوستدار قاسم سلیمانیاند (به مدد سرکوب وحشت داعش و نه ابقای آلاسد)، در عین حالی که ذینفعان نباید این دوستداری را به "منافع سیاسی و عقیدتی" خود تعمیم دهند، قضاوت در باره اندازه این محبت تا زمانی که "فقط" دوستداران توان و جرئت ابراز نظر دارند، قضاوتی قرین انصاف نخواهد نبود.
**
تکمله: حسین درودیان توییت کرد: «خوشایند نیست اما خیال میکنم شهادت سردارسلیمانی چند پله جایگاه ج.ا. را تنزل داد. نه فقط به این علت که چهره بیهمتای نظام و بلکه نفر دوم کشور حذف شد بلکه به این خاطر که خیلیها فهمیدند در وضعیتی هستیم که در برابر چنین ضربۀ مهلک و اعلام جنگ آشکاری قادر به هیچ واکنش خاصی نیستیم.»
🔶 @mmoeeni1
Forwarded from شین ☔️
.
▪️ رنج ِ مردم؛ محصول ناگزیر خطا در برآورد تواناییهای خود و دشمن
محمد مرندی (مشاور تیم مذاکرهکننده هستهای) گفته است: «ضربالاجل طرف مقابل ارزشی برای ما ندارد چرا که حتی اگر به فرض طرف مقابل از برجام خارج شده و مکانیسم ماشه اجرا و چند قطعنامه علیه ایران احیا شود چه اتفاقی خواهد افتاد؟ مگر در حال حاضر فشار حداکثری علیه ایران وجود ندارد؟ به تعبیر دیگر، مگر کاری بوده که آنها علیه ایران انجام نداده باشند.»
او چرا چنین حرفی زده است؟
➕ 1) برخی معتقدند که «نشان دادن ضعف حین مذاکره، سوی دیگر مذاکره را تقویت میکند»، این عقیده وقتی قرین صحت است که "ضعف" نیاز به "نشان دادن" داشته باشد! جمهوری اسلامی ایران هم اکنون به صورتهای متنوع در تدبیر امور آب، هوا، صادرات فلفل دلمهای و کیوی و سیبزمینی و دریافت پشم و چای به جای پول نفت، "قوت"های خود را بروز داده است! سوی دیگر مذاکره اگر اشتیاقی به کری و کوری نداشته باشد، نیازمند دیپلماسی "نشان ندادن ضعف" آقای محمد مرندی نیست!
➕ 2) محمد مرندی فرزند علیرضا مرندی است؛ حکیمباشی مورد اطمینان نظام و وزیر بهداشت در دوره جنگ. او در یکی از جلسات هیئت دولت در اواخر جنگ گفته بوده که «به دلیل کمبود موادشوینده در کشور، بیماریهایی که در دوره شاه ریشهکن شده بود، دوباره شیوع پیدا کرده که سادهترین این بیماریها کچلی است» (شماره 29 مجله اندیشهپویا). اوضاع اقتصادی کشور از سال 65 به بعد، به معنای واقعی کلمه به هم ریخته بود؛ نفتی که پیشبینی میشد 20 دلار فروخته شود به هر بشکه 8 دلار رسید تا جایی که کسری بودجه دولت در سال 67، 53 درصد شد! دولت ابتدا برنامه عادی خود را کنار گذاشت و برنامه 2ساله استقلال اقتصادی کشور را در دستور کار خود قرار داد. اوضاع بدتر شد و برنامه جدیدی تحت عنوان برنامه اقتصادی شرایط بحران در دستور قرار گرفت. این در حالی بود که سهم بودجه نظامی و هزینه نهادهای نظامی و مهاجرین جنگ، از 47 درصد کل بودجه جاری در سال 62 به 49.5 درصد در سال 66 افزایش یافته بود. سال 66 ذخیره گندم تنها پاسخگوی 100 روز نیاز کشور بوده؛ پیشبینی کرده بودند در صورت برخورد نظامی با آمریکا و قطع واردات گندم، طرح کاشت اجباری گندم اجرا شود. دولت برنامه داشت ماکارونی و بیسکویتهای سوخاری کمشکر و کمروغن با امکان ذخیرهسازی بالا تولید کند تا به مدت دو سال بتوانند از ماکارونی و بیسکویت به عنوان جیرهغذایی در روزهای بحران استفاده کنند. پیشتر و در سال 65، برای تامین هزینه عملیات کربلای 4 و 5، شورای عالی پشتیبانی جنگ به فتوای آیتالله خمینی، چاپ سیمیلیاردتومان اسکناس بدون پشتوانه را تصویب کرده بود که موجب تورم شد. (+)
آیا پدر (علیرضا مرندی) به پسر (محمد مرندی) از تجربههای خود نگفته است؟! از محصول وخیم و ناگزیر خطا در برآورد توان خود و توان "دشمن"؟!
آیا خود محمد مرندی چشم ندارد ببیند که در این ده سال گذشته سفره مردم ِ مستاصل و منکوب، پیدرپی حقیرتر شده و هیچ چشمانداز روشنی حتی از توقف این فقر دامنگیر نیست چه رسد به بازگشت به شرایط اقتصادی ده سال قبل؟!
اتقاق این است؛ «حرکت "بیتوقف" به سمت فقر»، البته او چشم و عقل دارد که متوجه این اتفاق بشود، خوب میداند "فشار حداکثری" بر سر قاعده هرم قدرت در کشور چه فشار حداکثر"تر"ی دارد! فقط واقعیت ِ رنج ِ اکنون ِ مردم در مقابل توهّم خوشبختی صدسال بعد "امّت"، نباید به حساب بیاید!
به همین صراحت، به همین تلخی!
🔶 @mmoeeni1
▪️ رنج ِ مردم؛ محصول ناگزیر خطا در برآورد تواناییهای خود و دشمن
محمد مرندی (مشاور تیم مذاکرهکننده هستهای) گفته است: «ضربالاجل طرف مقابل ارزشی برای ما ندارد چرا که حتی اگر به فرض طرف مقابل از برجام خارج شده و مکانیسم ماشه اجرا و چند قطعنامه علیه ایران احیا شود چه اتفاقی خواهد افتاد؟ مگر در حال حاضر فشار حداکثری علیه ایران وجود ندارد؟ به تعبیر دیگر، مگر کاری بوده که آنها علیه ایران انجام نداده باشند.»
او چرا چنین حرفی زده است؟
➕ 1) برخی معتقدند که «نشان دادن ضعف حین مذاکره، سوی دیگر مذاکره را تقویت میکند»، این عقیده وقتی قرین صحت است که "ضعف" نیاز به "نشان دادن" داشته باشد! جمهوری اسلامی ایران هم اکنون به صورتهای متنوع در تدبیر امور آب، هوا، صادرات فلفل دلمهای و کیوی و سیبزمینی و دریافت پشم و چای به جای پول نفت، "قوت"های خود را بروز داده است! سوی دیگر مذاکره اگر اشتیاقی به کری و کوری نداشته باشد، نیازمند دیپلماسی "نشان ندادن ضعف" آقای محمد مرندی نیست!
➕ 2) محمد مرندی فرزند علیرضا مرندی است؛ حکیمباشی مورد اطمینان نظام و وزیر بهداشت در دوره جنگ. او در یکی از جلسات هیئت دولت در اواخر جنگ گفته بوده که «به دلیل کمبود موادشوینده در کشور، بیماریهایی که در دوره شاه ریشهکن شده بود، دوباره شیوع پیدا کرده که سادهترین این بیماریها کچلی است» (شماره 29 مجله اندیشهپویا). اوضاع اقتصادی کشور از سال 65 به بعد، به معنای واقعی کلمه به هم ریخته بود؛ نفتی که پیشبینی میشد 20 دلار فروخته شود به هر بشکه 8 دلار رسید تا جایی که کسری بودجه دولت در سال 67، 53 درصد شد! دولت ابتدا برنامه عادی خود را کنار گذاشت و برنامه 2ساله استقلال اقتصادی کشور را در دستور کار خود قرار داد. اوضاع بدتر شد و برنامه جدیدی تحت عنوان برنامه اقتصادی شرایط بحران در دستور قرار گرفت. این در حالی بود که سهم بودجه نظامی و هزینه نهادهای نظامی و مهاجرین جنگ، از 47 درصد کل بودجه جاری در سال 62 به 49.5 درصد در سال 66 افزایش یافته بود. سال 66 ذخیره گندم تنها پاسخگوی 100 روز نیاز کشور بوده؛ پیشبینی کرده بودند در صورت برخورد نظامی با آمریکا و قطع واردات گندم، طرح کاشت اجباری گندم اجرا شود. دولت برنامه داشت ماکارونی و بیسکویتهای سوخاری کمشکر و کمروغن با امکان ذخیرهسازی بالا تولید کند تا به مدت دو سال بتوانند از ماکارونی و بیسکویت به عنوان جیرهغذایی در روزهای بحران استفاده کنند. پیشتر و در سال 65، برای تامین هزینه عملیات کربلای 4 و 5، شورای عالی پشتیبانی جنگ به فتوای آیتالله خمینی، چاپ سیمیلیاردتومان اسکناس بدون پشتوانه را تصویب کرده بود که موجب تورم شد. (+)
آیا پدر (علیرضا مرندی) به پسر (محمد مرندی) از تجربههای خود نگفته است؟! از محصول وخیم و ناگزیر خطا در برآورد توان خود و توان "دشمن"؟!
آیا خود محمد مرندی چشم ندارد ببیند که در این ده سال گذشته سفره مردم ِ مستاصل و منکوب، پیدرپی حقیرتر شده و هیچ چشمانداز روشنی حتی از توقف این فقر دامنگیر نیست چه رسد به بازگشت به شرایط اقتصادی ده سال قبل؟!
اتقاق این است؛ «حرکت "بیتوقف" به سمت فقر»، البته او چشم و عقل دارد که متوجه این اتفاق بشود، خوب میداند "فشار حداکثری" بر سر قاعده هرم قدرت در کشور چه فشار حداکثر"تر"ی دارد! فقط واقعیت ِ رنج ِ اکنون ِ مردم در مقابل توهّم خوشبختی صدسال بعد "امّت"، نباید به حساب بیاید!
به همین صراحت، به همین تلخی!
🔶 @mmoeeni1
Forwarded from دکتر تقی کیمیایی اسدی (Taghi Kimyai-asadi)
ملت باید شکرگزار باشند که بالاخره تصمیم سرنوشت ملت و رژیم نه شرقی نه غربی، توسط شرق و غرب گرفته شد.
Forwarded from جامعه نو
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔺در ستایش یونیفورم؛ «لباس شخصیها» و حاکمیت ملی
🖌امیرحسین علینقی
۱. در روزهای پایانی اسفند ۱۴۰۰ تصاویری از جوانی مسلح به کلاشینکوف منتشر شد که در کمال خونسردی، و در خیابان و مرعای عامه در حال ضرب و شتم بانویی است. در فضای قطبی جامعه ایران، این تصاویر به منازعهای در باب وابستگی یا عدم وابستگی ضارب به مراکز قدرت حکومتی تبدیل شده است. عدهای در کار اثبات این نکتهاند که ضارب، به مراکز شبه نظامی یا نظامی وابستگی دارد و برخی دیگر نیز در مقام رد این ادعایند. این یادداشت اما، تلاش میکند تا از زاویه دیگری، به این موضوع نظر کند.
۲. سالهاست که در جامعه ایران، از اصطلاح «لباس شخصی» استفاده میشود. در عمل، لباس شخصیها کسانیاند که ضمن وابستگی به مراکز قدرت شبهنظامی یا نظامی، از طریق عدم استفاده از یوتیفورم نظامی، از انتساب خود به این مراکز قدرت پرهیز میکنند. تا به اینجا، ماجرا چندان اهمیتی ندارد. اهمیت ماجرا زمانی آشکار میشود که این «لباس شخصی»ها از ابزارهایی استفاده میکنند که در انحصار حکومت قرار دارد. از جمله این ابزارها میتوان به برخی سلاحهای سرد مخصوص (مانند اسپری، دستبند و شوکر) و گاه سلاحهای گرم اشاره کرد که تبعاتی را متوجه اصل حاکمیت ملی و انحصار ناشی از آن میکند.
۳. دولت ملی، بیش از هر چیز، با حق حاکمیتی شناخته میشود که استفاده انحصاری از برخی ابزارها را در اختیار حکومت برآمده از خود قرار میدهد. مجموعهای از این ابزارهای انحصاری را میتوان در سلاحهای گرم و برخی سلاحهای سرد خاص دید که طبق تعریف، بکارگیری آنها در انحصار حکومت قرار دارد. دولتهای ملی و حکومتها، با انحصاری کردن استفاده از این ابزارها، در مقابل نقض این «انحصار»، شدیداً واکنش نشان میدهند. علت این واکنش تند نیز کاملاً مشخص است. اگر استفاده از این ابزارها انحصاری است، پس هر کس که ناقض این صلاحیت انحصاری باشد، خواسته یا ناخواسته، به معارضه با دولت ملی پرداخته است.
۴. در نهایت نیز حکومتها از طریق آنچه یونیفورم خوانده میشود، خطوط فاصل مشخصی را میان نمایندگان مسلح خود، و دیگران برقرار میکنند. یونیفورمها نمایندگان حکومت را از آنها که در خارج از چارچوب سازمان یافته و رسمی عمل میکنند، متمایز ساخته و عملاً به ما میآموزند که هر حامل سلاح دیگری (یعنی هر کس که سلاح در دست دارد و یونیفورم بر تن ندارد) در خارج از چارچوب رسمی دولت ملی عمل میکند. به این ترتیب، یونیفورمها، مشخص کننده کسانی هسنتد که به نمایندگی از دولت ملی «حق» استفاده از ابزارهای انحصاری قدرت، مانند سلاحهای گرم، را دارند.
۵. دیرزمانی است که در جامعه ایران، یونیفورم، کارکرد خویش را از دست داده است. بخشهایی از مراکز قدرت در ایران، با به خدمت گرفتن وسیع آنچه «لباس شخصی»ها خوانده میشود، با دست خود، این خطوط فاصل را از بین بردهاند. نتیجه بدیهی این پدیده، این است که نمیدانیم لباس شخصیهای حاضر در خیابان را میبایست نمایندگان حکومت بدانیم یا مخالفان حکومت و یا اشخاص عادیای که با تهیه سلاح و عرض اندام در خیابان، مشکلات شخصی خویش را حل میکنند (و یا شاید ترکیبی از این اوصاف). به این ترتیب، مساله «لباسشخصی»ها، در حال نشان دادن رویه ناپسندش به مردم و حاکمان این سرزمین است که طی آن تشخیص وابستگان به دولت ملی یا نمایندگان انحصار حاکمیت، از غیروابستگان به آن، هر روز، سختتر و سختتر میشود. اینکه بخشهایی از یک حکومت مستقر، به دست خود، با «انحصار» ناشی از حاکمیت ملی، چنین کردهاند، جالب توجه است.
۶. ابعاد نظری این بحث را میتوان تا ارتباط میان «حاکمیت» و انحصار ناشی از آن با «امنیت ملی» امتداد داد زیرا که اقدام علیه امنیت ملی، چیزی جز معارضه با همین حقوق انحصاری نیست. عجالتاً اما، نمیدانیم آن جوان ضرب و شتم کننده کیست و به چه کسی وابستگی دارد؛ اما «سابقه» لباس شخصیها در این کشور،، منابع تحلیلی لازم را، درست یا غلط، در اختیار اذهان قضاوتگر هر ناظری قرار میدهد. (پایان)
🆔 @jameeno
🔺در ستایش یونیفورم؛ «لباس شخصیها» و حاکمیت ملی
🖌امیرحسین علینقی
۱. در روزهای پایانی اسفند ۱۴۰۰ تصاویری از جوانی مسلح به کلاشینکوف منتشر شد که در کمال خونسردی، و در خیابان و مرعای عامه در حال ضرب و شتم بانویی است. در فضای قطبی جامعه ایران، این تصاویر به منازعهای در باب وابستگی یا عدم وابستگی ضارب به مراکز قدرت حکومتی تبدیل شده است. عدهای در کار اثبات این نکتهاند که ضارب، به مراکز شبه نظامی یا نظامی وابستگی دارد و برخی دیگر نیز در مقام رد این ادعایند. این یادداشت اما، تلاش میکند تا از زاویه دیگری، به این موضوع نظر کند.
۲. سالهاست که در جامعه ایران، از اصطلاح «لباس شخصی» استفاده میشود. در عمل، لباس شخصیها کسانیاند که ضمن وابستگی به مراکز قدرت شبهنظامی یا نظامی، از طریق عدم استفاده از یوتیفورم نظامی، از انتساب خود به این مراکز قدرت پرهیز میکنند. تا به اینجا، ماجرا چندان اهمیتی ندارد. اهمیت ماجرا زمانی آشکار میشود که این «لباس شخصی»ها از ابزارهایی استفاده میکنند که در انحصار حکومت قرار دارد. از جمله این ابزارها میتوان به برخی سلاحهای سرد مخصوص (مانند اسپری، دستبند و شوکر) و گاه سلاحهای گرم اشاره کرد که تبعاتی را متوجه اصل حاکمیت ملی و انحصار ناشی از آن میکند.
۳. دولت ملی، بیش از هر چیز، با حق حاکمیتی شناخته میشود که استفاده انحصاری از برخی ابزارها را در اختیار حکومت برآمده از خود قرار میدهد. مجموعهای از این ابزارهای انحصاری را میتوان در سلاحهای گرم و برخی سلاحهای سرد خاص دید که طبق تعریف، بکارگیری آنها در انحصار حکومت قرار دارد. دولتهای ملی و حکومتها، با انحصاری کردن استفاده از این ابزارها، در مقابل نقض این «انحصار»، شدیداً واکنش نشان میدهند. علت این واکنش تند نیز کاملاً مشخص است. اگر استفاده از این ابزارها انحصاری است، پس هر کس که ناقض این صلاحیت انحصاری باشد، خواسته یا ناخواسته، به معارضه با دولت ملی پرداخته است.
۴. در نهایت نیز حکومتها از طریق آنچه یونیفورم خوانده میشود، خطوط فاصل مشخصی را میان نمایندگان مسلح خود، و دیگران برقرار میکنند. یونیفورمها نمایندگان حکومت را از آنها که در خارج از چارچوب سازمان یافته و رسمی عمل میکنند، متمایز ساخته و عملاً به ما میآموزند که هر حامل سلاح دیگری (یعنی هر کس که سلاح در دست دارد و یونیفورم بر تن ندارد) در خارج از چارچوب رسمی دولت ملی عمل میکند. به این ترتیب، یونیفورمها، مشخص کننده کسانی هسنتد که به نمایندگی از دولت ملی «حق» استفاده از ابزارهای انحصاری قدرت، مانند سلاحهای گرم، را دارند.
۵. دیرزمانی است که در جامعه ایران، یونیفورم، کارکرد خویش را از دست داده است. بخشهایی از مراکز قدرت در ایران، با به خدمت گرفتن وسیع آنچه «لباس شخصی»ها خوانده میشود، با دست خود، این خطوط فاصل را از بین بردهاند. نتیجه بدیهی این پدیده، این است که نمیدانیم لباس شخصیهای حاضر در خیابان را میبایست نمایندگان حکومت بدانیم یا مخالفان حکومت و یا اشخاص عادیای که با تهیه سلاح و عرض اندام در خیابان، مشکلات شخصی خویش را حل میکنند (و یا شاید ترکیبی از این اوصاف). به این ترتیب، مساله «لباسشخصی»ها، در حال نشان دادن رویه ناپسندش به مردم و حاکمان این سرزمین است که طی آن تشخیص وابستگان به دولت ملی یا نمایندگان انحصار حاکمیت، از غیروابستگان به آن، هر روز، سختتر و سختتر میشود. اینکه بخشهایی از یک حکومت مستقر، به دست خود، با «انحصار» ناشی از حاکمیت ملی، چنین کردهاند، جالب توجه است.
۶. ابعاد نظری این بحث را میتوان تا ارتباط میان «حاکمیت» و انحصار ناشی از آن با «امنیت ملی» امتداد داد زیرا که اقدام علیه امنیت ملی، چیزی جز معارضه با همین حقوق انحصاری نیست. عجالتاً اما، نمیدانیم آن جوان ضرب و شتم کننده کیست و به چه کسی وابستگی دارد؛ اما «سابقه» لباس شخصیها در این کشور،، منابع تحلیلی لازم را، درست یا غلط، در اختیار اذهان قضاوتگر هر ناظری قرار میدهد. (پایان)
🆔 @jameeno
Forwarded from جامعه نو
🔺خلاصه یک گزارش تحقیقی
🔹وحالا، کردیتسوئیس!
🖌ترجمه: تحریریه جامعهنو
▫️افشای رفتار غیر قانونی بانک "کردیت سوئیس" موقعیت مالی سوئیس در اتحادیه اروپا را متزلزل کرد
روزنامه "گاردین" چاپ لندن در مقاله ای از وجود رفتار غیراخلاقی و شبکه ای از پولشویی در بانک "کردیت سوئیس" خبر داد که باعث شد سه ائتلاف بزرگ و اکثریت در مجلس اتحادیه اروپا خواستار افزایش ریسک سرمایه گذاری در سوئیس و حتی قرار گرفتن نام این کشور در لیست سیاه مالی شوند.
این افشاگری که توسط یکی از کارمندان بانک کردیت سوئیس انجام شده نشان می دهد این بانک با چشم پوشی از سابقه مشتریان بدنام بیش از ۸۰ میلیارد دلار از پولهای آنها را نگه داشته و برای آنها اقدام به پولشویی کرده است.
این لیست شامل ۱۸ هزار حساب بانکی متعلق به قاچاقچیان انسان و مواد مخدر و افراد متهم به شراکت در شکنجه و پولشویی بوده و گفته می شود بانک کردیت سوئیس با وجود درخواست های مکرر مبنی بر کنترل پیشینه مشتریان پر خطر اقدام به حفظ و حتی بازگشایی حساب های جدید برای این افراد کرده است.
لیست منتشر شده توسط یک کارمند کردیت سوئیس در اختیار روزنامه آلمانی "زودویچه تسایتونگ" قرار گرفته است.
این کارمند ناشناس دلیل کار خود را غیر اخلاقی بودن بانک های این کشور اعلام و تصریح کرده از این قوانین برای کمک به فرار مالیاتی ثروتمندان و افراد فاسد در سراسر جهان استفاده می شود.
این افراد شامل یک قاچاقچی انسان در فیلیپین، یکی از مقامات بورس هنک کنگ، یک میلیاردر متهم به قتل نامزدش و سیاستمداران فاسد از مصر تا اوکراین می شود.
از یک حساب متعلق به واتیکان در این بانک برای سرمایه گذاری کلاهبردارانه در بازار مسکن لندن به مبلغ ۳۵۰ میلیون پوند استفاده شده که پرونده آن اکنون در انگلیس باز بوده و یک کاردینال نیز در آن پرونده متهم است.
کشورهای دارای بیشترین حساب های منتشر شده در این افشاگری ونزوئلا و مصر هرکدام با بیش از ۲ هزار حساب و مصر و تایلند با بیش از هزار حساب هستند.
انتشار این اسناد درحالی صورت می گیرد که بانک کردیت سوئیس در ماه جاری به عنوان اولین بانک سوئیسی در تاریخ این کشور مورد پیگرد قانونی گرفت. این پیگرد قانونی مربوط به فعالیت این بانک در پولشویی عواید ناشی از قاچاق کوکائین برای مافیای بلغارستان آغاز شده است.
رسوایی این حساب های بانکی و رفتار غیرقانونی و غیراخلاقی سوئیس باعث شد سه حزب بزرگ پارلمان اروپا خواستار معرفی این کشور به عنوان کشوری پر ریسک در زمینه پولشویی و جرایم مالی شوند.
احزاب "مردم اروپا"، "سوسیالیت دمکرات ها" و " تجدید اروپا"(رنیو یوروپ) که ۶۰ درصد اعضای پارلمان اروپا را دارند از احتمال قرار گرفتن نام سوئیس در لیست سیاه مالی نیز حمایت کرده اند.
دولت سوئیس تاکنون از اظهار نظر درباره این اخبار خودداری کرده است اما افشای رفتار بانک کردیت سوئیس بحث های جدی را درباره قوانین سختگیرانه افشاگری فساد در سوئیس ایجاد کرده است.
روزنامه نگاران سوئیسی بسیاری قوانین ضد افشاگری بانکی در این کشور خصوصا بند ۴۷ این قانون را ناقض آزادی بیان و باعث جلوگیری از افشای فساد میدانند.
بر اساس این بند که اخیرا و در سال ۲۰۱۵ سختگیرانه تر هم شده نه کارمندان بانک ها و نه هیچ شهروندی حق انتشار اسناد محرمانه بانکداری را نداشته و در صورت افشاگری زندانی می شود. این قوانین تا پیش از سال ۲۰۱۵ تنها شامل کارمندان بانک ها می شد اما با سختگیرانه شدن آن روزنامه نگاران سوئیسی حتی حق همکاری در بررسی اسناد منتشر شده درباره فساد کردیت سوئیس را نداشتند.
"ریکاردو گوتیرز" دبیرکل "فدراسیون اروپایی خبرنگاران" با متهم کردن سوئیس به نقض آزادی بیان در این باره گفت:سوئیس به استانداردهای قانونی آزادی مطبوعات احترام نمیگذارد و به جای منافع مردم منافع بانکداران را تامین می کند، این کار بدترین حکومت های خودکامه بوده و باید متوقف شود.
🆔 @jameeno
https://s6.uupload.ir/files/img_20220311_135950_319_j0a9.jpg
🔹وحالا، کردیتسوئیس!
🖌ترجمه: تحریریه جامعهنو
▫️افشای رفتار غیر قانونی بانک "کردیت سوئیس" موقعیت مالی سوئیس در اتحادیه اروپا را متزلزل کرد
روزنامه "گاردین" چاپ لندن در مقاله ای از وجود رفتار غیراخلاقی و شبکه ای از پولشویی در بانک "کردیت سوئیس" خبر داد که باعث شد سه ائتلاف بزرگ و اکثریت در مجلس اتحادیه اروپا خواستار افزایش ریسک سرمایه گذاری در سوئیس و حتی قرار گرفتن نام این کشور در لیست سیاه مالی شوند.
این افشاگری که توسط یکی از کارمندان بانک کردیت سوئیس انجام شده نشان می دهد این بانک با چشم پوشی از سابقه مشتریان بدنام بیش از ۸۰ میلیارد دلار از پولهای آنها را نگه داشته و برای آنها اقدام به پولشویی کرده است.
این لیست شامل ۱۸ هزار حساب بانکی متعلق به قاچاقچیان انسان و مواد مخدر و افراد متهم به شراکت در شکنجه و پولشویی بوده و گفته می شود بانک کردیت سوئیس با وجود درخواست های مکرر مبنی بر کنترل پیشینه مشتریان پر خطر اقدام به حفظ و حتی بازگشایی حساب های جدید برای این افراد کرده است.
لیست منتشر شده توسط یک کارمند کردیت سوئیس در اختیار روزنامه آلمانی "زودویچه تسایتونگ" قرار گرفته است.
این کارمند ناشناس دلیل کار خود را غیر اخلاقی بودن بانک های این کشور اعلام و تصریح کرده از این قوانین برای کمک به فرار مالیاتی ثروتمندان و افراد فاسد در سراسر جهان استفاده می شود.
این افراد شامل یک قاچاقچی انسان در فیلیپین، یکی از مقامات بورس هنک کنگ، یک میلیاردر متهم به قتل نامزدش و سیاستمداران فاسد از مصر تا اوکراین می شود.
از یک حساب متعلق به واتیکان در این بانک برای سرمایه گذاری کلاهبردارانه در بازار مسکن لندن به مبلغ ۳۵۰ میلیون پوند استفاده شده که پرونده آن اکنون در انگلیس باز بوده و یک کاردینال نیز در آن پرونده متهم است.
کشورهای دارای بیشترین حساب های منتشر شده در این افشاگری ونزوئلا و مصر هرکدام با بیش از ۲ هزار حساب و مصر و تایلند با بیش از هزار حساب هستند.
انتشار این اسناد درحالی صورت می گیرد که بانک کردیت سوئیس در ماه جاری به عنوان اولین بانک سوئیسی در تاریخ این کشور مورد پیگرد قانونی گرفت. این پیگرد قانونی مربوط به فعالیت این بانک در پولشویی عواید ناشی از قاچاق کوکائین برای مافیای بلغارستان آغاز شده است.
رسوایی این حساب های بانکی و رفتار غیرقانونی و غیراخلاقی سوئیس باعث شد سه حزب بزرگ پارلمان اروپا خواستار معرفی این کشور به عنوان کشوری پر ریسک در زمینه پولشویی و جرایم مالی شوند.
احزاب "مردم اروپا"، "سوسیالیت دمکرات ها" و " تجدید اروپا"(رنیو یوروپ) که ۶۰ درصد اعضای پارلمان اروپا را دارند از احتمال قرار گرفتن نام سوئیس در لیست سیاه مالی نیز حمایت کرده اند.
دولت سوئیس تاکنون از اظهار نظر درباره این اخبار خودداری کرده است اما افشای رفتار بانک کردیت سوئیس بحث های جدی را درباره قوانین سختگیرانه افشاگری فساد در سوئیس ایجاد کرده است.
روزنامه نگاران سوئیسی بسیاری قوانین ضد افشاگری بانکی در این کشور خصوصا بند ۴۷ این قانون را ناقض آزادی بیان و باعث جلوگیری از افشای فساد میدانند.
بر اساس این بند که اخیرا و در سال ۲۰۱۵ سختگیرانه تر هم شده نه کارمندان بانک ها و نه هیچ شهروندی حق انتشار اسناد محرمانه بانکداری را نداشته و در صورت افشاگری زندانی می شود. این قوانین تا پیش از سال ۲۰۱۵ تنها شامل کارمندان بانک ها می شد اما با سختگیرانه شدن آن روزنامه نگاران سوئیسی حتی حق همکاری در بررسی اسناد منتشر شده درباره فساد کردیت سوئیس را نداشتند.
"ریکاردو گوتیرز" دبیرکل "فدراسیون اروپایی خبرنگاران" با متهم کردن سوئیس به نقض آزادی بیان در این باره گفت:سوئیس به استانداردهای قانونی آزادی مطبوعات احترام نمیگذارد و به جای منافع مردم منافع بانکداران را تامین می کند، این کار بدترین حکومت های خودکامه بوده و باید متوقف شود.
🆔 @jameeno
https://s6.uupload.ir/files/img_20220311_135950_319_j0a9.jpg
Forwarded from جامعه نو
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔺پایان بیطرفی یا انتهای نظم قدیم
🖌بهبهانی
▫️در خبرها خواندیم که سوئیس هم به تحریمهای روسیه پیوست!
اینیاتسیو کاسیس رئیس جمهور سوئیس صراحتا اعلام کرد: «در این روزهای تاریک» کنار اوکراین میایستیم و امیدواریم که تحریمها کرملین را وادار به «تغییر نظر» کنند.
کاسیس، رئیس جمهوری فدرال سوئیس، همچنین اعلام کرد که کشورش «بیطرفی سوئیسی» را کنار میگذارد و تحریمهای اتحادیه اروپا علیه روسیه را اعمال میکند!
این سخنان رئیس جمهور سوئیس، کشوری که بار بی طرفی را حتی در جنگ جهانی دوم به دوش کشیده است حاکی از یک امر مهم است:
اروپاییها، *روسیه را مصر در ضربه زدن به اروپا و بی ثبات کردن قاره سبز یافته اند و برای همین حتی با وجود ایجاد خطر گسترش جنگ، برای جلوگیری از تحقق اهداف روسیه به استقبال آن خواهند رفت*!
در سال ۲۰۱۴ حتی اندیشمندی چون کیسینجر هنوز بر این اعتقاد بود که کیف، نه بعنوان یک وجود مستقل، بلکه بعنوان مادر روسيه باید مورد شناسایی غرب باشد تا آرامش را بتوان در دروازه های شرقی غرب حفظ کرد، اما اکنون گویا دیگر این تز کارآیی خود را از دست داده است. چرا؟
سالهاست که پوتین، بازمانده برکشیده از شوروی، بسان آتشی در زیر خاکستر تحقیر شده یک امپراطوری، آرام خود را در نقش یک منجی وطن طراحی کرده است.
اما دقیقا برعکس آنچه هیتلر بعنوان روح آلمان تحقیر شده از جنگهای خودساخته ژرمنها دچار آن بود!
ناسیونال سوسیالیزم آلمانی در اثر فشار تحقیر آمیز اروپا شکل گرفت ولی افکار پوتین، ساخته یک توهم دینی سیاسی است که نشات گرفته از مالیخولیای پیشوایان محبوبش ایوان الکساندرویچ و نیکلای بردیایف در برپایی فاشیسم سیاسی_مذهبی روسی است.
پوتین که خود را در پوسته آنان ترسیم کرده است، می پندارد که همه ملیتهای این پهنه بزرگ بواقع باید تحت نظام روسیه بزرگ تجمیع شوند. او با همین اندیشه در سالهای گذشته بشدت ملی گرایی ارتودوکس روسی را تقویت کرد، با این امید که بتواند روسیه بزرگ را تحقق بخشد. پوتین با توهم افکار ایلین گونه، مهار کردن اوکراین وحشی را به مثابه خاکریز سازی در خط اول دروازه های غربی امپراطوری جدید برای خود وظیفه ای آسمانی دانست و چنان که از او نقل است، او اساسا به کشوری به نام اوکراین باور ندارد!
جنگ اخیر که تاکنون پنج روز آن با خفت خرس تنومند روسی به اتمام رسیده است نتیجه این افکار ماورایی شخص پوتین است که می رود تا دنیا را دستخوش تغییراتی بنیادین کند، دنیایی که دیگر سیاست آرامش کیسینجری_سوئیسی نیز در آن جایی ندارد!
پوتین با این فرض حرکت خود را پس از چند ماه ارزیابی و سبک و سنگین کردن وضعیت شروع کرد که باور داشت:
از نظر نظامی قوی تر از همه است(تبلیغات موشکی سالهای اخیر) و بی شک همچون ماجرای کریمه در سال ۲۰۱۴، غرب در بر آوردی کیسینجری و با احترام به حدود ترسیمی فرضی هیچگونه اقدامی فراتر از چند بیانیه سیاسی ملال آور بر علیه خرس روسی پا را فراتر نخواهد گذارد.
به ضربه فنی جودویی در صحنه رزم آنچنان باور داشت که می تواند با یک حرکت کیش و مات، کیف را ۳ روزه فتح کند(مدل شوروی در حمله صدام به ایران) و فرصت تعقل را از غرب بگیرد. او آنچنان به این امر باور داشت که فرماندهانش حتی لجستیک نیروهای اعزامی را نیز در نظر نگرفتند و تانکها و نفربرهایش در میانه راه با اتمام سوخت زمین گیر شدند!!
باور داشت که اروپا و علی الخصوص آلمان آنچنان به گاز و نفتش دل بسته اند که در مقابل حرکت سریعش آچمز خواهند شد و مجبور به سکوت!
شاید کل کلهای چین با آمريکا را تشویق کرد و داستان دوری از دلار را تئوریزه کرد تا ترس از ببر را به جان آمريکای اخیرا محافظه کار بیندازد و در این آب گل آلوده ماهی بگیرد!
با این تمهیدات و ارزیابی شکوهمند از خود، او به یقین رسیده بود که تمام شاخ و شانه کشیدنهای غرب در مقابل اشغال برق آسای اوکراین هارت و پورتی بیش نخواهد بود و پس از اتمام کار، او می ماند و چهاربیانیه از سر استیصال جهان وارفته غرب و غریو مشوقانه روسهای مغرور و ناله تسلیم عصیانگران در مرزهای روسیه بزرگ!
آری، به عبارت صریح پوتین قماری با تصور داشتن دستهای از پیش برنده کرد ولی باورش نمی شد که اینبار دست بازنده به او قالب شده است و در ریزش آسهای تحریم و ممنوعیت و بلوکه شدن اموال و حذف از معادلات جهانی و... آنچنان شوکه شد که پای میز قمار خودساخته دست به اسلحه برد و با اعلام اتمی بودن خود وحشتش را بر همگان عیان کرد، وحشتی که ۲ راه بیشتر بر او باز نمی کند:
فرار از میز قمار
یا
خودکشی!
اینبار اما، شاید نتوان زیاد به ترس و فرار او ایمان داشت، زیرا دیکتاتورهای مغرور راههای متفاوتی برای خودکشی خلق می کنند، راههایی که می توانند جهان موجود را نیز دگرگون سازند!
🆔 @jameeno
🔺پایان بیطرفی یا انتهای نظم قدیم
🖌بهبهانی
▫️در خبرها خواندیم که سوئیس هم به تحریمهای روسیه پیوست!
اینیاتسیو کاسیس رئیس جمهور سوئیس صراحتا اعلام کرد: «در این روزهای تاریک» کنار اوکراین میایستیم و امیدواریم که تحریمها کرملین را وادار به «تغییر نظر» کنند.
کاسیس، رئیس جمهوری فدرال سوئیس، همچنین اعلام کرد که کشورش «بیطرفی سوئیسی» را کنار میگذارد و تحریمهای اتحادیه اروپا علیه روسیه را اعمال میکند!
این سخنان رئیس جمهور سوئیس، کشوری که بار بی طرفی را حتی در جنگ جهانی دوم به دوش کشیده است حاکی از یک امر مهم است:
اروپاییها، *روسیه را مصر در ضربه زدن به اروپا و بی ثبات کردن قاره سبز یافته اند و برای همین حتی با وجود ایجاد خطر گسترش جنگ، برای جلوگیری از تحقق اهداف روسیه به استقبال آن خواهند رفت*!
در سال ۲۰۱۴ حتی اندیشمندی چون کیسینجر هنوز بر این اعتقاد بود که کیف، نه بعنوان یک وجود مستقل، بلکه بعنوان مادر روسيه باید مورد شناسایی غرب باشد تا آرامش را بتوان در دروازه های شرقی غرب حفظ کرد، اما اکنون گویا دیگر این تز کارآیی خود را از دست داده است. چرا؟
سالهاست که پوتین، بازمانده برکشیده از شوروی، بسان آتشی در زیر خاکستر تحقیر شده یک امپراطوری، آرام خود را در نقش یک منجی وطن طراحی کرده است.
اما دقیقا برعکس آنچه هیتلر بعنوان روح آلمان تحقیر شده از جنگهای خودساخته ژرمنها دچار آن بود!
ناسیونال سوسیالیزم آلمانی در اثر فشار تحقیر آمیز اروپا شکل گرفت ولی افکار پوتین، ساخته یک توهم دینی سیاسی است که نشات گرفته از مالیخولیای پیشوایان محبوبش ایوان الکساندرویچ و نیکلای بردیایف در برپایی فاشیسم سیاسی_مذهبی روسی است.
پوتین که خود را در پوسته آنان ترسیم کرده است، می پندارد که همه ملیتهای این پهنه بزرگ بواقع باید تحت نظام روسیه بزرگ تجمیع شوند. او با همین اندیشه در سالهای گذشته بشدت ملی گرایی ارتودوکس روسی را تقویت کرد، با این امید که بتواند روسیه بزرگ را تحقق بخشد. پوتین با توهم افکار ایلین گونه، مهار کردن اوکراین وحشی را به مثابه خاکریز سازی در خط اول دروازه های غربی امپراطوری جدید برای خود وظیفه ای آسمانی دانست و چنان که از او نقل است، او اساسا به کشوری به نام اوکراین باور ندارد!
جنگ اخیر که تاکنون پنج روز آن با خفت خرس تنومند روسی به اتمام رسیده است نتیجه این افکار ماورایی شخص پوتین است که می رود تا دنیا را دستخوش تغییراتی بنیادین کند، دنیایی که دیگر سیاست آرامش کیسینجری_سوئیسی نیز در آن جایی ندارد!
پوتین با این فرض حرکت خود را پس از چند ماه ارزیابی و سبک و سنگین کردن وضعیت شروع کرد که باور داشت:
از نظر نظامی قوی تر از همه است(تبلیغات موشکی سالهای اخیر) و بی شک همچون ماجرای کریمه در سال ۲۰۱۴، غرب در بر آوردی کیسینجری و با احترام به حدود ترسیمی فرضی هیچگونه اقدامی فراتر از چند بیانیه سیاسی ملال آور بر علیه خرس روسی پا را فراتر نخواهد گذارد.
به ضربه فنی جودویی در صحنه رزم آنچنان باور داشت که می تواند با یک حرکت کیش و مات، کیف را ۳ روزه فتح کند(مدل شوروی در حمله صدام به ایران) و فرصت تعقل را از غرب بگیرد. او آنچنان به این امر باور داشت که فرماندهانش حتی لجستیک نیروهای اعزامی را نیز در نظر نگرفتند و تانکها و نفربرهایش در میانه راه با اتمام سوخت زمین گیر شدند!!
باور داشت که اروپا و علی الخصوص آلمان آنچنان به گاز و نفتش دل بسته اند که در مقابل حرکت سریعش آچمز خواهند شد و مجبور به سکوت!
شاید کل کلهای چین با آمريکا را تشویق کرد و داستان دوری از دلار را تئوریزه کرد تا ترس از ببر را به جان آمريکای اخیرا محافظه کار بیندازد و در این آب گل آلوده ماهی بگیرد!
با این تمهیدات و ارزیابی شکوهمند از خود، او به یقین رسیده بود که تمام شاخ و شانه کشیدنهای غرب در مقابل اشغال برق آسای اوکراین هارت و پورتی بیش نخواهد بود و پس از اتمام کار، او می ماند و چهاربیانیه از سر استیصال جهان وارفته غرب و غریو مشوقانه روسهای مغرور و ناله تسلیم عصیانگران در مرزهای روسیه بزرگ!
آری، به عبارت صریح پوتین قماری با تصور داشتن دستهای از پیش برنده کرد ولی باورش نمی شد که اینبار دست بازنده به او قالب شده است و در ریزش آسهای تحریم و ممنوعیت و بلوکه شدن اموال و حذف از معادلات جهانی و... آنچنان شوکه شد که پای میز قمار خودساخته دست به اسلحه برد و با اعلام اتمی بودن خود وحشتش را بر همگان عیان کرد، وحشتی که ۲ راه بیشتر بر او باز نمی کند:
فرار از میز قمار
یا
خودکشی!
اینبار اما، شاید نتوان زیاد به ترس و فرار او ایمان داشت، زیرا دیکتاتورهای مغرور راههای متفاوتی برای خودکشی خلق می کنند، راههایی که می توانند جهان موجود را نیز دگرگون سازند!
🆔 @jameeno
یکی از دقیقترین روشها برای پیشبینی وضعیت اقتصادی یک کشور، بررسی بودجه سالانه آن کشور است. با بررسی بودجه سال ۱۴۰۱ میتوان تا حد بسیار دقیقی فهمید که وضعیت اقتصاد خرد و کلان کشور در سال جدید چگونه خواهد بود؟ بیژن افتخاری اقتصاددان مقیم کالیفرنیا با زبانی ساده و عامه فهم این وضعیت را شرح میدهد. پیشبینی وضعیت اقتصادی کشور در سال ۱۴۰۱ شامل تورم، بهای دلار، کالاهای اساسی و... توجه: نظرات مطرح شده در اینجا لزوما مورد تائید پادکست «گزیده پادکست فارسی» نیست. منبع: یوتیوبلینک دانلود قانون بودجه سال ۱۴۰۱ کل کشور گزیده پادکست فارسی | Persian Podcast Selection:google podcasts | apple podcasts | castbox | spotify | pocket casts | RadioPublic | breaker | RSS
via گزیده پادکست فارسی | Persian Podcast Selection https://anchor.fm/persianpodcastselection/episodes/--e1gtjkn
via گزیده پادکست فارسی | Persian Podcast Selection https://anchor.fm/persianpodcastselection/episodes/--e1gtjkn
YouTube
بیژن افتخاری،پیش بینی وضعیت اقتصادی کشور براساس بودجه سال ۱۴۰۱
چه باید کرد؟ برنامه ای هفتگی از دکتر بیژن افتخاری در رادیو تلویزیون مانی
Forwarded from دکتر تقی کیمیایی اسدی (Taghi Kimyai-asadi)
من بارها از فیزیولوژیست های ایران پرسیده ام که چه اختلالی در سیستم تناسلی مسلمانان ایرانی پیدا شده که برای مثال از دیدن یک قطعه سنگ یا گچ (نمی دانم مجسمه از چیست) چنان حالی به حالی می شوند که اختیار از دست انها خارج می شود. یاد وقتی افتادمکهدر دانشگاه شهید ملی بودم، نماینده ی خمینی در دانشگاه یک روز گفته بود که با دیدن یکی از دانشجویان مجبور شده بود غسل جنابت انجام دهد. محرومیت جنسی این ها بنظر سرشتی واختلال عمیق مغزی-روانی است و ارتباطی با روابط و اقناع طبیعی جنسی ندارد، بی جهت نیست که بزرگترین پاداش برای شرطی کردن رفتار این موجودات مانند سگ های پاولف، حوری های بلورین هر بار باکره شونده هستند. تفو بر این ایدئولوژی که ذره ای تفکر در آننیست.