زمینه فرهنگ استبدادی و دینگرایی در ایران
بهرام مشیری: ما ایرانیان مردمان استبدادزده و مستبد دوست هستیم. دوست داریم شانه از مسئولیت خالی کنیم و پشت دیگری پنهان شویم. ما چاپلوس و تنبلیم.
https://www.youtube.com/watch?v=qaoo_rdwPIs
بهرام مشیری: ما ایرانیان مردمان استبدادزده و مستبد دوست هستیم. دوست داریم شانه از مسئولیت خالی کنیم و پشت دیگری پنهان شویم. ما چاپلوس و تنبلیم.
https://www.youtube.com/watch?v=qaoo_rdwPIs
YouTube
زمینه فرهنگ استبدادی و دین گرایی در ایران 05032021
سرزمین جاوید
Audio
فایل صوتی دکتر کیمیایی اسدی
جلسه:بیستم ویکم پرسش و پاسخ با موضوع(ماهیت ذات فیزیکی)
برگزار کننده: دکتر تقی کیمیایی اسدی
متخصص مغز و اعصاب وفوق تخصص طب تشخیص الکترونیکی
مکان_برگزاری: MODERN COGITATION
@modern_cogitation
@modern_cogitation_archive
جلسه:بیستم ویکم پرسش و پاسخ با موضوع(ماهیت ذات فیزیکی)
برگزار کننده: دکتر تقی کیمیایی اسدی
متخصص مغز و اعصاب وفوق تخصص طب تشخیص الکترونیکی
مکان_برگزاری: MODERN COGITATION
@modern_cogitation
@modern_cogitation_archive
Forwarded from دانستنی های جالب 💯
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بمیرم برات آقای پهلوانی 😂😂😂
طفلک فکر کرد از همه همینجوری استقبال میشه اومد جلو فهمید نه از این خبرا نیست. فقط دخترا!! #تبعیض_جنسیتی
اونجا که یارو بهش گفت بیا اونور بابا😂😂
دلم براش کباب شد.
dokolism
| © @THEBEST_1 |
طفلک فکر کرد از همه همینجوری استقبال میشه اومد جلو فهمید نه از این خبرا نیست. فقط دخترا!! #تبعیض_جنسیتی
اونجا که یارو بهش گفت بیا اونور بابا😂😂
دلم براش کباب شد.
dokolism
| © @THEBEST_1 |
خدمت اجباری و نبرد، جنسیت پرستیِ دوم (تبعیض جنسیتی علیه مردان)
این مقاله ترجمه یکی از بخشهای کتاب «جنسیت پرستیِ دوم، تبعیض علیه مردان و پسران» نوشته دیوید بناتار با مشخصات ذیل است:
The Second Sexism: Discriminations Against Men and Boys, David Benatar, 2012, Wiley-Blakwell.
جنسیت پرستیِ دوم (تبعیض جنسیتی علیه مردان)
خدمت اجباری و نبرد
دیوید بِناتار
ترجمه: بهنام خداپناه
جنسیت پرستیِ دوم چیست؟
در آندسته جوامعی که در آنها تبعیض جنسی به عنوان امری خطا درنظر گرفته شده است، واکنش به این شکل تبعیض آندسته نگرشها و رویه هایی را هدف قرار داده است که (عمدتا) به ضرر زنان و دختران بوده است. در بالاترین شکل، تنها توجه بسیار اندکی به آندسته نمودهایی از تبعیض جنسی صورت گرفته است که قربانیان اصلیِ آنها مردان و پسران بوده اند. بازشناسیِ اندکی که نسبت به تبعیض علیه مردان وجود داشته است بسیار به ندرت به اصلاحات و بهبودی در این زمینه منتج شده است. بنا به این دلایل، ما می توانیم به تبعیض علیه مردان، با اتخاذ عبارت مشهور سیمون دوبوار[۱]، به عنوان «جنسیت پرستیِ دوم» اشاره کنیم. جنسیت پرستیِ دوم جنسیت پرستیِ مغفول است، جنسیت پرستی یی که حتی بوسیله اکثر کسانی که مخالف تبعیض جنسیتی هستند (یا دستکم ادعای چنین مخالفتی را دارند) نیز به جد گرفته نمی شود. این نه تنها به خاطر استلزاماتش برای تبعیضِ جاری علیه مردان بلکه همچنین به خاطر اینکه تبعیض علیه زنان نمی تواند بدون توجه به همه اَشکالِ جنسیت پرستی به خوبی مطرح شود مایه تاسف است.
خدمت اجباری و نبرد
شاید آشکارترین نمونه برای وضع نامناسب مردان، تاریخ طولانی مدتِ فشارهای اجتماعی و قانونی روی مردان، و نه زنان، برای ورود به ارتش و مبارزه در جنگ بوده است، که به موجب آن زندگیِ خود و سلامتِ روانی خود را به خطر بیاندازند. آنجا که فشار برای پیوستن به ارتش شکل خدمت اجباری را به خود گرفته است، هزینه های خودداری از این کار عبارت بوده از: تبعید تحمیل شده بر خود، زندانی کردن، حمله فیزیکی یا در شدیدترین شرایط اعدام.(۱) میلیونها مرد به خدمت اجباری گرفته شده و وادار به جنگیدن شده اند. خیلیهای دیگر نیز به زور به خدمت در نیروی دریایی واداشته می شدند. درحالیکه خدمت اجباری در شمار رو به رشدی از کشورها – دستکم تا به امروز- فسخ شده است، همچنان، به اشکال مختلفی، در بیش از ۸۰ کشور جهان همچنان بکار بسته می شود.(۲) این کشورها شامل بسیاری از لیبرال دموکراسیهای توسعه یافته هستند که در آنها موانع قانونی برای پیشرفت زنان (تقریبا) به طور کامل از میان برداشته شده است.
در زمانها و کشورهایی که فشار بر مردان برای پیوستن به ارتش اجتماعی و نه قانونی بوده است، هزینه های نام نویسی نکردن از سوی مردان یا شرمساری بوده و یا محرومیت از بسیاری از حقوق اجتماعی. چه بسا برای مردم در کشورهای معاصر غربی فهم این مطلب دشوار باشد که آن نیروها در بسترهای دیگر از چه قدرتی برخوردار بوده اند. اما، مردان جوان، و حتی پسرها، احساس کرده اند، و حتی این احساس در آنها بوجود آورده شده که مردانگی شان زیرسوال خواهد رفت اگر نتوانند برای خدمت در ارتش نام نویسی کنند. به عبارت دیگر، اگر آنها از پاسخ به فراخوان برای پیوستن به ارتش کوتاهی می کردند ترسو خوانده می شدند. زنان، بی توجه نسبت به مزیت خود در معاف شدن از چنین فشارها و انتظاراتی، گاهی در شرمسار کردنِ مردانی که همین زنان فکر می کردند که آنها باید برای نام نویسی داوطلب می شدند، پیشگام بوده اند.
یک نمونه ی خصوصا تصویری از این وضعیت کمپینی است در خلال جنگ جهانی اول، از سوی زنان بریتانیایی که پرهایی سفید -نمادی از ترسویی- را بین مردان جوانی توزیع می کردند که حاضر به پوشیدن یونیفورم ارتش نشده بودند.(۳) این پرها حتی بین پسرهای نوجوانی هم توزیع می شد که اصولا برای نام نویسی در ارتش خیلی جوان بودند.(۴) پسری با نام فردریک بروم[۲]، که در سن ۱۵ سالگی موفق به نام نویسی در ارتش شده بود، به جنگ رفت، اما در وضعیتی از تب بالا به انگلستان باز گردانده شد و سپس با اصرار پدرش، که شناسنامه اش را برای متقاعد ساختن مقامات ارائه کرده بود، از جنگیدن معاف شد. سپس، در حالیکه در سن ۱۶ سالگی در شهر خود از روی پلی عبور می کرد، چهار دختر فردریک جوان را دوره کرده و سه پَر سفید به او دادند. او بعدها این موقعیت را به این شکل به خاطر آورد:
بسیار احساس تحقیر و شرمساری کردم. به قدم زدن روی پل پایان دادم، در طرف دیگر آن سی و هفتمین اتحاد ارضی توپخانه صحراییِ سلطنتیِ لندن قرار داشت. مستقیم به آنجا رفتم و دوباره به ارتش ملحق شدم.(۵)
این مقاله ترجمه یکی از بخشهای کتاب «جنسیت پرستیِ دوم، تبعیض علیه مردان و پسران» نوشته دیوید بناتار با مشخصات ذیل است:
The Second Sexism: Discriminations Against Men and Boys, David Benatar, 2012, Wiley-Blakwell.
جنسیت پرستیِ دوم (تبعیض جنسیتی علیه مردان)
خدمت اجباری و نبرد
دیوید بِناتار
ترجمه: بهنام خداپناه
جنسیت پرستیِ دوم چیست؟
در آندسته جوامعی که در آنها تبعیض جنسی به عنوان امری خطا درنظر گرفته شده است، واکنش به این شکل تبعیض آندسته نگرشها و رویه هایی را هدف قرار داده است که (عمدتا) به ضرر زنان و دختران بوده است. در بالاترین شکل، تنها توجه بسیار اندکی به آندسته نمودهایی از تبعیض جنسی صورت گرفته است که قربانیان اصلیِ آنها مردان و پسران بوده اند. بازشناسیِ اندکی که نسبت به تبعیض علیه مردان وجود داشته است بسیار به ندرت به اصلاحات و بهبودی در این زمینه منتج شده است. بنا به این دلایل، ما می توانیم به تبعیض علیه مردان، با اتخاذ عبارت مشهور سیمون دوبوار[۱]، به عنوان «جنسیت پرستیِ دوم» اشاره کنیم. جنسیت پرستیِ دوم جنسیت پرستیِ مغفول است، جنسیت پرستی یی که حتی بوسیله اکثر کسانی که مخالف تبعیض جنسیتی هستند (یا دستکم ادعای چنین مخالفتی را دارند) نیز به جد گرفته نمی شود. این نه تنها به خاطر استلزاماتش برای تبعیضِ جاری علیه مردان بلکه همچنین به خاطر اینکه تبعیض علیه زنان نمی تواند بدون توجه به همه اَشکالِ جنسیت پرستی به خوبی مطرح شود مایه تاسف است.
خدمت اجباری و نبرد
شاید آشکارترین نمونه برای وضع نامناسب مردان، تاریخ طولانی مدتِ فشارهای اجتماعی و قانونی روی مردان، و نه زنان، برای ورود به ارتش و مبارزه در جنگ بوده است، که به موجب آن زندگیِ خود و سلامتِ روانی خود را به خطر بیاندازند. آنجا که فشار برای پیوستن به ارتش شکل خدمت اجباری را به خود گرفته است، هزینه های خودداری از این کار عبارت بوده از: تبعید تحمیل شده بر خود، زندانی کردن، حمله فیزیکی یا در شدیدترین شرایط اعدام.(۱) میلیونها مرد به خدمت اجباری گرفته شده و وادار به جنگیدن شده اند. خیلیهای دیگر نیز به زور به خدمت در نیروی دریایی واداشته می شدند. درحالیکه خدمت اجباری در شمار رو به رشدی از کشورها – دستکم تا به امروز- فسخ شده است، همچنان، به اشکال مختلفی، در بیش از ۸۰ کشور جهان همچنان بکار بسته می شود.(۲) این کشورها شامل بسیاری از لیبرال دموکراسیهای توسعه یافته هستند که در آنها موانع قانونی برای پیشرفت زنان (تقریبا) به طور کامل از میان برداشته شده است.
در زمانها و کشورهایی که فشار بر مردان برای پیوستن به ارتش اجتماعی و نه قانونی بوده است، هزینه های نام نویسی نکردن از سوی مردان یا شرمساری بوده و یا محرومیت از بسیاری از حقوق اجتماعی. چه بسا برای مردم در کشورهای معاصر غربی فهم این مطلب دشوار باشد که آن نیروها در بسترهای دیگر از چه قدرتی برخوردار بوده اند. اما، مردان جوان، و حتی پسرها، احساس کرده اند، و حتی این احساس در آنها بوجود آورده شده که مردانگی شان زیرسوال خواهد رفت اگر نتوانند برای خدمت در ارتش نام نویسی کنند. به عبارت دیگر، اگر آنها از پاسخ به فراخوان برای پیوستن به ارتش کوتاهی می کردند ترسو خوانده می شدند. زنان، بی توجه نسبت به مزیت خود در معاف شدن از چنین فشارها و انتظاراتی، گاهی در شرمسار کردنِ مردانی که همین زنان فکر می کردند که آنها باید برای نام نویسی داوطلب می شدند، پیشگام بوده اند.
یک نمونه ی خصوصا تصویری از این وضعیت کمپینی است در خلال جنگ جهانی اول، از سوی زنان بریتانیایی که پرهایی سفید -نمادی از ترسویی- را بین مردان جوانی توزیع می کردند که حاضر به پوشیدن یونیفورم ارتش نشده بودند.(۳) این پرها حتی بین پسرهای نوجوانی هم توزیع می شد که اصولا برای نام نویسی در ارتش خیلی جوان بودند.(۴) پسری با نام فردریک بروم[۲]، که در سن ۱۵ سالگی موفق به نام نویسی در ارتش شده بود، به جنگ رفت، اما در وضعیتی از تب بالا به انگلستان باز گردانده شد و سپس با اصرار پدرش، که شناسنامه اش را برای متقاعد ساختن مقامات ارائه کرده بود، از جنگیدن معاف شد. سپس، در حالیکه در سن ۱۶ سالگی در شهر خود از روی پلی عبور می کرد، چهار دختر فردریک جوان را دوره کرده و سه پَر سفید به او دادند. او بعدها این موقعیت را به این شکل به خاطر آورد:
بسیار احساس تحقیر و شرمساری کردم. به قدم زدن روی پل پایان دادم، در طرف دیگر آن سی و هفتمین اتحاد ارضی توپخانه صحراییِ سلطنتیِ لندن قرار داشت. مستقیم به آنجا رفتم و دوباره به ارتش ملحق شدم.(۵)
حتی در آن معدود جماعتهایی که زنان به خدمت اجباری گرفته شده اند، آنها تقریبا به شکل ثابتی با نرمی و مدارای بیشتری مورد رفتار قرار گرفته اند. از اینرو، اسرائیل، یکی از معدود دولتهای معاصر (و شاید تنها دولت لیبرال دموکرات) که در حال حاضر زنان را به خدمت سربازی می گیرد، خدمت سربازی در آنجا برای زنان در مقایسه با مردان به شکل خیلی خیلی کمتری طاقت فرساست. زنان کمتر از دو سال و مردان به مدت سه سال تمام به خدمت اجباری در می آیند.(۶) در حالیکه مردان تا سن ۵۴ سالگی به حالت رزرو در می آیند، زنان تنها تا سن ۲۴ سالگی اینگونه اند.(۷) علاوه بر این، زنانِ متاهل و نه مردان متاهل از خدمت معاف هستند. زنان همچنین به احتمال خیلی بیشتری بر اساس مبانی دیگر (همچون تعهداتِ مذهبی) معاف می شوند.(۸) مهمتر از همه، زنان به جنگیدن وادار نمی شوند و بدین وسیله از بدترین وجه زندگیِ نظامی معاف هستند.(۹) براستی، آنها عمدتا در مشاغلی جای می گیرند که مردانِ بیشتری را برای جنگیدن «فراهم آورند.»
برخی، کاملا به درستی، خاطرنشان کرده اند که تعریف «جنگیدن» اغلب تغییر می کند، با این نتیجه که گرچه زنان اغلب ظاهرا از شرایط جنگی کنار گذاشته می شوند، اما آنها گاهی عملا در فعالیت جنگیِ مخاطره آمیزی درگیر می شوند.(۱۰) این امر خصوصا در مورد ارتش ایالات متحده صادق است که، نظر به واقع هرچند نه به لحاظ حقوقی، زنان به شکل فزاینده ای در شرایطی هستند که زیر آتش دشمن قرار دارند. کینگزلی براون[۳] اذعان دارد به اینکه این سربازانِ زن به این معنا «در جنگ» هستند که با «خطراتِ جنگیدن» مواجه اند یا «در معرضِ آسیب» قرار دارند. اما طبق ادعای او این زنان در معنای دیگر و باریکتری که در اشاره به «دنبال دشمن کردن و نزدیک شدن به او برای اهداف کشتنش» است «در نبرد» نیستند.(۱۱) به عبارت دیگر، تفاوت بین «در معرضِ آسیب بودن» و «در نبرد» بودن (در معنای باریک آن) تفاوتی است بین امیدواری در دوری از برخورد با دشمن اما ناتوانی در آن با دنبال چنین برخوردی بودن و درگیر شدن با دشمن. علاوه بر این، صحت این مطلب به قوت خود باقی است که در آن مواضعِ نسبتا معدودی، هم به لحاظ تاریخی و هم جغرافیایی، که به زنان اجازه داده می شود تا نقش آفرینی کنند و خود را در معرض خطر بزرگتری قرار دهند، این امر نتیجه انتخاب خودِ آنها و نه زور و اجبار بوده است. از اینرو، حتی زنان معمولا تا حد ممکن از بدترین شرایطِ جنگیدن دور نگهداشته می شوند.
برخی خاطرنشان کرده اند که مستثنی ساختن زنان از جنگیدن در میدانهای نبرد به حفاظتِ همگانی از آنان در دوران جنگ منتج نگردیده است. آنجا که جنگها در قلمرو خانه صورت گرفته است، زنان مرتبا در بین تلفاتِ جنگ بوده اند. اما این مطلب همچنان صادق است که سناریوهایی از این دست بوسیله جوامع به عنوان انحرافی از نبردِ «ایدئال» دیده می شود که در آن جنگجویان (مرد) در فاصله ای از زنان و کودکانی که آنها ظاهرا از آنها محافظت می کنند به نبرد می پردازند. یک جامعه تلاش می کند تا از زنانِ خود و نه مردانش از خطراتِ تهدید کننده ی زندگی از ناحیه جنگ مراقبت به عمل آورد.
همچنین نباید فراموش کنید که جنگ تا چه اندازه وحشتناک است. شرایط در جنگ می تواند مخوف باشد. برای مثال، شرایط مورد مواجهه توسط نیروهای انگلیسی را ملاحظه کنید که در ۲۵ اکتبر ۱۴۱۵ به انتظار نبردِ آگینکورت[۴] نشسته بودند:
انتظار . . . باید کسب و کاری سرد، فاجعه بار و کثیف باشد. باران می بارید، زمین به تازگی شخم خورده بود، دمای هوا احتمالا چهار یا زیر ده درجه سانتیگراد بود و بسیاری از افراد از اسهال رنج می بردند. از آنجاییکه هیچکس احتمالا مجاز به ترک پست خود در زمان آماده باش نبود، این افراد که از بیماری رنج می بردند مجبور بودند همانجایی که ایستاده بودند قضای حاجت کنند. برای هر سرباز پیاده نظامِ بیچاره ای که پاپوش به تن داشت که به زره فلزی اش محکم شده بود، حتی همین هم ممکن نبود.(۱۲)
اینطور نیست که تنها اسهال شرط ضروریِ زبونیهایی از این دست بوده باشد:
همچنانکه برخورد با دشمن نزدیکتر می شود، انتظار ترس قوت می گیرد. اثراتِ بدنیِ این انتظار هجوم می آورد. ضربان قلب تندتر می شود، چهره غرق در عرق می شود و دهان خشک – این خشکی به اندازه ای است که مردان اغلب با دهانهای سیاه و لبهای خشک و ترک خورده از جنگ بیرون می آیند. فکها بازند و دندانها به هم می خورند، و یک مرد در تلاشی برای کنترل خود چه بسا فک خود را آنچنان محکم ببندد که برای روزها پس از آن احساس درد کند. بسیاری کنترل ادرار و مدفوع خود را از دست می دهند. تقریبا یک چهارم سربازانِ لشکر آمریکایی که در جنوب اقیانوس آرام مورد مصاحبه قرار گرفتند پذیرفتند که آنها خود را خراب کرده بودند و منظره سربازانی که فورا و پیش از آنکه دست به کار شوند کنترل ادرار خود را از دست می دهند به قدمتِ خودِ جنگ است.(۱۳)
برخی، کاملا به درستی، خاطرنشان کرده اند که تعریف «جنگیدن» اغلب تغییر می کند، با این نتیجه که گرچه زنان اغلب ظاهرا از شرایط جنگی کنار گذاشته می شوند، اما آنها گاهی عملا در فعالیت جنگیِ مخاطره آمیزی درگیر می شوند.(۱۰) این امر خصوصا در مورد ارتش ایالات متحده صادق است که، نظر به واقع هرچند نه به لحاظ حقوقی، زنان به شکل فزاینده ای در شرایطی هستند که زیر آتش دشمن قرار دارند. کینگزلی براون[۳] اذعان دارد به اینکه این سربازانِ زن به این معنا «در جنگ» هستند که با «خطراتِ جنگیدن» مواجه اند یا «در معرضِ آسیب» قرار دارند. اما طبق ادعای او این زنان در معنای دیگر و باریکتری که در اشاره به «دنبال دشمن کردن و نزدیک شدن به او برای اهداف کشتنش» است «در نبرد» نیستند.(۱۱) به عبارت دیگر، تفاوت بین «در معرضِ آسیب بودن» و «در نبرد» بودن (در معنای باریک آن) تفاوتی است بین امیدواری در دوری از برخورد با دشمن اما ناتوانی در آن با دنبال چنین برخوردی بودن و درگیر شدن با دشمن. علاوه بر این، صحت این مطلب به قوت خود باقی است که در آن مواضعِ نسبتا معدودی، هم به لحاظ تاریخی و هم جغرافیایی، که به زنان اجازه داده می شود تا نقش آفرینی کنند و خود را در معرض خطر بزرگتری قرار دهند، این امر نتیجه انتخاب خودِ آنها و نه زور و اجبار بوده است. از اینرو، حتی زنان معمولا تا حد ممکن از بدترین شرایطِ جنگیدن دور نگهداشته می شوند.
برخی خاطرنشان کرده اند که مستثنی ساختن زنان از جنگیدن در میدانهای نبرد به حفاظتِ همگانی از آنان در دوران جنگ منتج نگردیده است. آنجا که جنگها در قلمرو خانه صورت گرفته است، زنان مرتبا در بین تلفاتِ جنگ بوده اند. اما این مطلب همچنان صادق است که سناریوهایی از این دست بوسیله جوامع به عنوان انحرافی از نبردِ «ایدئال» دیده می شود که در آن جنگجویان (مرد) در فاصله ای از زنان و کودکانی که آنها ظاهرا از آنها محافظت می کنند به نبرد می پردازند. یک جامعه تلاش می کند تا از زنانِ خود و نه مردانش از خطراتِ تهدید کننده ی زندگی از ناحیه جنگ مراقبت به عمل آورد.
همچنین نباید فراموش کنید که جنگ تا چه اندازه وحشتناک است. شرایط در جنگ می تواند مخوف باشد. برای مثال، شرایط مورد مواجهه توسط نیروهای انگلیسی را ملاحظه کنید که در ۲۵ اکتبر ۱۴۱۵ به انتظار نبردِ آگینکورت[۴] نشسته بودند:
انتظار . . . باید کسب و کاری سرد، فاجعه بار و کثیف باشد. باران می بارید، زمین به تازگی شخم خورده بود، دمای هوا احتمالا چهار یا زیر ده درجه سانتیگراد بود و بسیاری از افراد از اسهال رنج می بردند. از آنجاییکه هیچکس احتمالا مجاز به ترک پست خود در زمان آماده باش نبود، این افراد که از بیماری رنج می بردند مجبور بودند همانجایی که ایستاده بودند قضای حاجت کنند. برای هر سرباز پیاده نظامِ بیچاره ای که پاپوش به تن داشت که به زره فلزی اش محکم شده بود، حتی همین هم ممکن نبود.(۱۲)
اینطور نیست که تنها اسهال شرط ضروریِ زبونیهایی از این دست بوده باشد:
همچنانکه برخورد با دشمن نزدیکتر می شود، انتظار ترس قوت می گیرد. اثراتِ بدنیِ این انتظار هجوم می آورد. ضربان قلب تندتر می شود، چهره غرق در عرق می شود و دهان خشک – این خشکی به اندازه ای است که مردان اغلب با دهانهای سیاه و لبهای خشک و ترک خورده از جنگ بیرون می آیند. فکها بازند و دندانها به هم می خورند، و یک مرد در تلاشی برای کنترل خود چه بسا فک خود را آنچنان محکم ببندد که برای روزها پس از آن احساس درد کند. بسیاری کنترل ادرار و مدفوع خود را از دست می دهند. تقریبا یک چهارم سربازانِ لشکر آمریکایی که در جنوب اقیانوس آرام مورد مصاحبه قرار گرفتند پذیرفتند که آنها خود را خراب کرده بودند و منظره سربازانی که فورا و پیش از آنکه دست به کار شوند کنترل ادرار خود را از دست می دهند به قدمتِ خودِ جنگ است.(۱۳)
شروع جنگ همانا و شروع تلفاتِ آن نیز همانا.(۱۴) میلیونها مرد در جنگ کشته شده اند. ضربه های سنگین با وسایل گوناگونی به آنها وارده شده، با شمشیر و توپ سرهای خود را از دست داده، با تبر تکه پاره شده، و هر جزئی از بدنشان – سر، قفسه سینه، شکم، اندامهای تناسلی و اعضای دیگر- قطعه قطعه شده است.(۱۵) آنها با گاز مسموم شده، زنده سوزانده شده، با هواپیما به سوی مرگشان سقوط کرده، غرق شده و از فشار ناشی از انفجار دچار خونریزی داخلی می شدند. برخی فورا می میرند. دیگران در اثر خونریزی جان می دهند، و تسلیم انواع عفونتها شده یا به شکل دیگری در اثر زخمهایشان در طول دوره هایی با مدت زمان متفاوت هلاک می شوند. برخی که به شکلی کشنده آسیب می دیدند در میدان نبرد به آرامی جان می دادند زیرا تخلیه به موقع برای درمانِ پزشکی غیرممکن بود.
اما همه تلفات مهلک نیستند. برخی نسبتا خفیفند، با این حال در مقایسه با زنان که با معاف شدن از جنگ از چنین آسیبهایی نجات می یافتند یک عدم مزیت به شمار می روند.(۱۷) اما آسیبهای جدی شدیدا معمول هستند. مردان اعضا، فک، بینی، گوش و چشمانشان را از دست داده اند. آنها به شیوه های بسیاری کور، کر، فلج و معیوب شده اند. اما همه زخمها فیزیکی نیستند. آسیبهای روانیِ[۵] جنگ، و مصدومیت، شاهدی است بر مرگهای وحشتناک و زخمهای همراهان، و حتی تحمیل چنین چیزهایی بر دشمنان نیز می تواند به آسانی باعث آسیبهای روانی گردد.(۱۸) سربازان می توانند دهه ها به خاطر تجربیاتِ جنگی شان شبح زده شوند، و زندگی هایشان به هزاران شیوه به شکلی منفی متاثر گردد.
وحشتهای جنگ چنانند که سربازانِ بسیاری – حتی کسانیکه به صورت داوطلبانه به جنگ می آیند، اما خصوصا سربازانِ اجباری- به جای ماندن، میدان جنگ را ترک می کنند. فشارها علیه فرار از خدمت تاحدی اجتماعی است. مردان، اگر قرار باشد که آبروی خود را حفظ کنند باید شجاعانه و «با افتخار» عمل کنند. اما این فشارها برای اینکه همه مردان را در صفوف نبرد حفظ کند ناکافی است و از اینرو مجازاتهای تندی نسبت به آندسته از افرادی تحمیل می شود که در پی عدم مشارکت یا فرار از خدمت بوده اند. فراریان مرتبا به زندان افکنده می شوند اما مجازاتهای دیگر شامل داغ گذاری بوده است.(۱۹) فراریان اغلب یا به صورت فی الفور و یا در پی دادگاهی نظامی اعدام شده اند.(۲۰) دربین آندسته از کسانیکه به خاطر فرار از خدمت اعدام می شدند بودند کسانی که امروزه، دستکم در برخی از جوامع، به عنوان افرادی شناخته می شوند که دارای اختلال فشار روانی پس-آسیبی[۶] هستند.(۲۱) اما همچنان، حتی در جوامعِ پیشرفته، مواردی وجود دارد که ارتش به اندازه کافی نسبت به فشارهای روانیِ جنگ واقف نیست. در سال ۲۰۰۳ سربازی آمریکایی، در دومین شب حضورش در عراق، شاهد فردی عراقی بود که مسلسلی او را به دو نیم کرده بود. سرباز دچار تهوع شد و «و ساعتها شوکه شده بود. دچار سردرد شده و از ناحیه قفسه سینه دچار آسیب دیدگی شد.» «وقتیکه به مافوقش اطلاع داد که او حمله ای ناگهانی را تجربه کرده بود و نیاز داشت تا کسی را ببیند،» مافوقش گفته بود که به او «دو قرص خواب بدهند و به او گفته بود که از آنجا گم شود.»(۲۳) دو روز بعد او به ایالات متحده فرستاده شد و سپس به ترسویی متهم شد. او گفته بود که «ترسو اَنگِ نسبتا بزرگی است که آنرا با خود به هرجایی می برد.»(۲۴) نهایتا او از همه اتهامات تبرئه شد،(۲۵) اما این امر پیش از آنکه باعث مقدار زیادی فشار و ناراحتی برای او شود رخ نداد.
سربازان دیگر، در آرزوی اجتناب از ادامه نبرد و مجازاتهای ناشی از فرار، خود را به بیماری روانی زده اند، در حالیکه برخی دیگر نیز به اعمالی همچون معیوب ساختنِ خویشتن پناه آورده اند تا اثبات کنند که به درد ادامه خدمت نمی خورند.(۲۶) برخی آنچنان نومید می شوند که اقدام به گرفتنِ جانشان می کنند.(۲۷)
برخی سربازان تبدیل به زندانیانِ جنگ می شوند. هرچند اکنون معاهداتی وجود دارد که بر نحوه رفتار با زندانیان حکمفرماست، این معاهدات نسبتا جدیدند و حتی اکنون نیز مرتبا نقض می شوند. همه زندانیان جنگ، در مقام تعریف، زندانی هستند و از سختیهایی رنج می برند که با زندانی شدن همبستگی دارد. برخی کتک زده شده، شکنجه گردیده، گرسنه نگه داشته شده و به اعمال شاقه محکوم می شوند. برخی هم اعدام می گردند.
اما همه تلفات مهلک نیستند. برخی نسبتا خفیفند، با این حال در مقایسه با زنان که با معاف شدن از جنگ از چنین آسیبهایی نجات می یافتند یک عدم مزیت به شمار می روند.(۱۷) اما آسیبهای جدی شدیدا معمول هستند. مردان اعضا، فک، بینی، گوش و چشمانشان را از دست داده اند. آنها به شیوه های بسیاری کور، کر، فلج و معیوب شده اند. اما همه زخمها فیزیکی نیستند. آسیبهای روانیِ[۵] جنگ، و مصدومیت، شاهدی است بر مرگهای وحشتناک و زخمهای همراهان، و حتی تحمیل چنین چیزهایی بر دشمنان نیز می تواند به آسانی باعث آسیبهای روانی گردد.(۱۸) سربازان می توانند دهه ها به خاطر تجربیاتِ جنگی شان شبح زده شوند، و زندگی هایشان به هزاران شیوه به شکلی منفی متاثر گردد.
وحشتهای جنگ چنانند که سربازانِ بسیاری – حتی کسانیکه به صورت داوطلبانه به جنگ می آیند، اما خصوصا سربازانِ اجباری- به جای ماندن، میدان جنگ را ترک می کنند. فشارها علیه فرار از خدمت تاحدی اجتماعی است. مردان، اگر قرار باشد که آبروی خود را حفظ کنند باید شجاعانه و «با افتخار» عمل کنند. اما این فشارها برای اینکه همه مردان را در صفوف نبرد حفظ کند ناکافی است و از اینرو مجازاتهای تندی نسبت به آندسته از افرادی تحمیل می شود که در پی عدم مشارکت یا فرار از خدمت بوده اند. فراریان مرتبا به زندان افکنده می شوند اما مجازاتهای دیگر شامل داغ گذاری بوده است.(۱۹) فراریان اغلب یا به صورت فی الفور و یا در پی دادگاهی نظامی اعدام شده اند.(۲۰) دربین آندسته از کسانیکه به خاطر فرار از خدمت اعدام می شدند بودند کسانی که امروزه، دستکم در برخی از جوامع، به عنوان افرادی شناخته می شوند که دارای اختلال فشار روانی پس-آسیبی[۶] هستند.(۲۱) اما همچنان، حتی در جوامعِ پیشرفته، مواردی وجود دارد که ارتش به اندازه کافی نسبت به فشارهای روانیِ جنگ واقف نیست. در سال ۲۰۰۳ سربازی آمریکایی، در دومین شب حضورش در عراق، شاهد فردی عراقی بود که مسلسلی او را به دو نیم کرده بود. سرباز دچار تهوع شد و «و ساعتها شوکه شده بود. دچار سردرد شده و از ناحیه قفسه سینه دچار آسیب دیدگی شد.» «وقتیکه به مافوقش اطلاع داد که او حمله ای ناگهانی را تجربه کرده بود و نیاز داشت تا کسی را ببیند،» مافوقش گفته بود که به او «دو قرص خواب بدهند و به او گفته بود که از آنجا گم شود.»(۲۳) دو روز بعد او به ایالات متحده فرستاده شد و سپس به ترسویی متهم شد. او گفته بود که «ترسو اَنگِ نسبتا بزرگی است که آنرا با خود به هرجایی می برد.»(۲۴) نهایتا او از همه اتهامات تبرئه شد،(۲۵) اما این امر پیش از آنکه باعث مقدار زیادی فشار و ناراحتی برای او شود رخ نداد.
سربازان دیگر، در آرزوی اجتناب از ادامه نبرد و مجازاتهای ناشی از فرار، خود را به بیماری روانی زده اند، در حالیکه برخی دیگر نیز به اعمالی همچون معیوب ساختنِ خویشتن پناه آورده اند تا اثبات کنند که به درد ادامه خدمت نمی خورند.(۲۶) برخی آنچنان نومید می شوند که اقدام به گرفتنِ جانشان می کنند.(۲۷)
برخی سربازان تبدیل به زندانیانِ جنگ می شوند. هرچند اکنون معاهداتی وجود دارد که بر نحوه رفتار با زندانیان حکمفرماست، این معاهدات نسبتا جدیدند و حتی اکنون نیز مرتبا نقض می شوند. همه زندانیان جنگ، در مقام تعریف، زندانی هستند و از سختیهایی رنج می برند که با زندانی شدن همبستگی دارد. برخی کتک زده شده، شکنجه گردیده، گرسنه نگه داشته شده و به اعمال شاقه محکوم می شوند. برخی هم اعدام می گردند.
بعد از جنگیدن، که اغلب از روی اکراه و زیر تهدید مجازات شدید برای خودداری از عدم حضور در آن صورت گرفته، سربازانِ باقیمانده به خانه باز می گردند. درحالیکه گاهی خوشامدگویی از یک قهرمان انتظارشان را می کشد، این خوشامدگویی به اندازه آسیبهایی که بسیاری از آنها از آن رنج برده اند به درازا نمی کشد.(۲۸) قبولِ اولیه شان توسط جامعه غیرنظامی معمولا از شکوه چندانی برخوردار نیست.(۲۹) آنها می توانند از این ترس رنج بکشند که جنگ تا چه اندازه آنها را وحشی کرده است. چه بسا حتی با آنها با دشمنی ملاقات شود زمانیکه جنگی که در آن شرکت کرده اند از نظر عموم جنگی ناموجه بوده باشد.(۳۰) براستی، آنها گاهی حتی پیش از بازگشت از چنین جنگهایی نیز پس زده میشوند. برای مثال، همچنانکه جنگ ویتنام در ایالاتِ متحده نامحبوب تر شد، «به شکل فزاینده ای برای دوست دخترها، نامزدها و حتی همسرانِ سربازانی که به آنها متکی بودند ترک رابطه تبدیل به امر خیلی معمولی گردید.»(۳۱)
اینطور نیست که همه مردانی که به خدمت سربازی می روند شاهد جنگ باشند، اما خدمت سربازی حتی در نبودِ جنگ نیز یک زیانِ شایان توجه است. کسانی که به خدمت می روند روند زندگی شان دچار انقطاع می شود. سربازان از خانواده شان جدا می شوند. در معرض انواع هتک حرمتها نسبت به حریم خصوصی شان، محدودیتها بر آزادی شان، رفتارهای تحقیرآمیز و نظم و تادیب شدید قرار می گیرند.(۳۲) حتی امروزه، برای مثال در ارتش روسیه، «نظامی توهین آمیز از تادیب که به عنوان dedovshchina شناخته می شود» مورد اعمال قرار می گیرد.(۳۳) همه ساله هزاران مورد گزارش می شود و شماری از سربازان همه ساله در نتیجه این تادیب جان می دهند.(۳۴) صدها نفر نیز تن به خودکشی می دهند.(۳۵)
https://3danet.ir/%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D8%B9%DB%8C%D8%B6-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%AA%DB%8C/
اینطور نیست که همه مردانی که به خدمت سربازی می روند شاهد جنگ باشند، اما خدمت سربازی حتی در نبودِ جنگ نیز یک زیانِ شایان توجه است. کسانی که به خدمت می روند روند زندگی شان دچار انقطاع می شود. سربازان از خانواده شان جدا می شوند. در معرض انواع هتک حرمتها نسبت به حریم خصوصی شان، محدودیتها بر آزادی شان، رفتارهای تحقیرآمیز و نظم و تادیب شدید قرار می گیرند.(۳۲) حتی امروزه، برای مثال در ارتش روسیه، «نظامی توهین آمیز از تادیب که به عنوان dedovshchina شناخته می شود» مورد اعمال قرار می گیرد.(۳۳) همه ساله هزاران مورد گزارش می شود و شماری از سربازان همه ساله در نتیجه این تادیب جان می دهند.(۳۴) صدها نفر نیز تن به خودکشی می دهند.(۳۵)
https://3danet.ir/%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D8%B9%DB%8C%D8%B6-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%AA%DB%8C/
صدانت
خدمت اجباری و نبرد، جنسیت پرستیِ دوم (تبعیض جنسیتی علیه مردان) • صدانت
این مقاله ترجمه یکی از بخشهای کتاب «جنسیت پرستیِ دوم، تبعیض علیه مردان و پسران» نوشته دیوید بناتار با مشخصات ذیل است: The Second Sexism: Discriminations
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدئو: کووید ۵۷
مقایسه بخشی از سخنان محمدرضا شاه پهلوی و خمینی در خصوص ایران و ملیت و وطنپرستی و اسلام 🤔😔
مقایسه بخشی از سخنان محمدرضا شاه پهلوی و خمینی در خصوص ایران و ملیت و وطنپرستی و اسلام 🤔😔
قابل توجه کسانی که از ایجاد تغییر مایوسند!
بازگشت بدون سانسور گرگ آ.اس.رم به صداوسیما بیشک نتیجه سالها مبارزه و مطالبهگری بود. قابل توجه کسانی که از ایجاد تغییر مایوسند!
https://www.balatarin.com/permlink/2021/5/14/5573320
بازگشت بدون سانسور گرگ آ.اس.رم به صداوسیما بیشک نتیجه سالها مبارزه و مطالبهگری بود. قابل توجه کسانی که از ایجاد تغییر مایوسند!
https://www.balatarin.com/permlink/2021/5/14/5573320
اینها سوابق آقای رئیسی هست، ملاحظه بفرمایید:
۹ سال جانشین و رئیس دادستانی استان تهران (( ۱۳۶۴-۱۳۷۳ ))
۱۰ سال رئیس سازمان بازرسی کل کشور (( ۱۳۷۳-۱۳۸۳ ))
۱۰ سال معاون اول قوه قضائیه (( ۱۳۸۳-۱۳۹۳ ))
۹ سال دادستان ویژه روحانیت (( ۱۳۹۱-تاکنون ))
۱/۵ سال دادستان کل کشور (( شهریور ۱۳۹۳-اسفند ۱۳۹۴))
بعد ایشون میاد میگه که کشور دچار فساد گسترده شده و من اومدم که فساد رو ریشه کن کنم
آقای محترم ، شما از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۹۴ یعنی ۳۰ سال جز ۲یا۳ نفر اول دستگاه قضا بودی.
این سالها چکار کردی؟
مگر فساد در کشور به تازگي شکل گرفته؟!؟!
فساد گسترده اکبر طبری و دهها قاضی دقیقا در دوران خودت و در یک زمان طولانی در سیستم خودت بود
دزدی بزرگ و فرار معاون خودت در آستان قدس رضوی هم در دوران ریاست خودت بود
یک سال كه شما، رئیس یکی از بزرگترین هلدینگ های اقتصادی کشور بوديد ( آستان قدس رضوی )که اتفاقا مالیات هم نمي داديد!
ازش برای تبلیغات انتخاباتی استفاده کردید فیلم دادن ارزاق و خانه سازی نشون میدادید
بعد میای سخنرانی میکنی که چرا از کارمندان مالیات میگیرن و شرکت های بزرگ و افراد سرمایه دار مالیات نمیدن؟!؟!
مگه مجموعه خودت مالیات میداد؟
شعار دادید که برای حفظ کرامت مردم اومدم
اون زمانی که پدرخانم جنابعالی آقای علم الهدی تو خطبه های نماز جمعه گفتن که مردم اشکنه پیاز بخورن یا آقای جنتی گفتن که مردم اصلا روزی یک وعده غذا بخورن ، مردم کرامت نداشتن یا اصلا کلمه کرامت اختراع نشده بود ؟!؟!
سید، این تبلیغات انتخاباتی شما داره به خودتون ضربه میزنه.
الان دیگه زمانی نیست که مردم این چیزها رو متوجه نشن!!!
دیدی با تتلو که از دختر های زیر سن قانونی حرمسرا درست کرده و اینستا بخاطر زشتی و بی اخلاقی پیجش اون رو فیلتر میکنه و دولت ترکیه دستگیرش کرده، کلیپ انتخاباتی درست کردی بعدش رفت خارج فحش خواهر و مادر بهت داد و کلیپش رو منتشر کرد
ولی حاضر نشدی از شجریان بگی یا با هنرمندان خوب کشورمان ویدئو بسازی
وقتی رئیس قوه قضائیه شدی یک روز با مترو رفتی سرکار و صدا و سیما هم گفتی بیان فیلم بگیرن و پخش کردن بعدش ماشین ضدگلوله سوار شدی
اگر اسم این کارها ریا نیست پس اسمش چیه؟
میخوام حداقل همین رو بدونم و ازتون یاد بگیرم
حرف قشنگ میزنی
میگی
کنار دادسرای کارکنان دولت دادسرای کارنکنان دولت هم باید درست بشه
اولا چرا بهش عمل نمیکنی و درستش نمیکنی؟؟؟
ضمنا اول کارنکنی که اونجا باید محاکمه بشه خودتی
۳۰ سال در دستگاه قضایی بودی حتی یک حکم ندادی
تنها حکم تو در تمام این دوران اعدامهای سال ۶۸ بود که اون هم حکم نبود بلکه امضای بی محاکمه اعدام دسته جمعی بود در کنار امضای چندنفر دیگه
درمورد سمت آیت اللهی و مدرک دکتری خودت چی میگی؟
یکسال وفقط یکسال در مدرسه حقانی درس خواندی و در ۱۹ سالگی و بعد از همون یکسال لباس روحانیت پوشیدی و دادستان انقلاب کرج شدی و بعدش دادستان انقلاب تهران در هیچ حوزه علمیه نام تو نیست مخصوصا اینکه سرکار بودی اما خودبخود آیت الله شدی
بدون اینکه سرکلاس بری و یا مدرک پایه مثل دیپلم یا لیسانس داشته باشی در مدرسه عالی شهید مطهری به تو مدرک دکتری دادن
فقط خواهش میکنم بگو اسم این رو چی میزارن؟
اون وقت علمدار مبارزه با فساد تو هستی؟؟
مگه خانه مسکونی تو در بهترین نقطه سعادت آباد بار ارزش صدها میلیارد رو از حقوق کارمندی خریدی
مگر اون رو به یک دهم قیمت اون هم از دم قسط از اموال مصادره شده ستاد اجرایی فرمان امام نگرفتی؟
البته حتما میگی بقیه هم گرفتن به من هم دادن
بله درسته اونها هم مثل محسنی اژه ای و لاریجانی و ... هم نور چشمی بودن ولی مدعی پاکی و مبارزه با فساد به اندازه تو نیستند
الان صدها کانال بعنوان ستاد انتخاباتی تو فعال شدن و دارن تبلیغ برات میکنن و تو هم رد نمیکنی و میگی منتظر نظر آقا هستم
امیدوارم حضرت آقا اجازه بدن و دستگاه اجرایی از وجود با برکت تو استفاده کنه
و تو شروع کنی به اجرای شعارهای انتخاباتی قشنگت، دلم به حال مردم نجیب ایران نمیسوزه،کبابه کباب
۹ سال جانشین و رئیس دادستانی استان تهران (( ۱۳۶۴-۱۳۷۳ ))
۱۰ سال رئیس سازمان بازرسی کل کشور (( ۱۳۷۳-۱۳۸۳ ))
۱۰ سال معاون اول قوه قضائیه (( ۱۳۸۳-۱۳۹۳ ))
۹ سال دادستان ویژه روحانیت (( ۱۳۹۱-تاکنون ))
۱/۵ سال دادستان کل کشور (( شهریور ۱۳۹۳-اسفند ۱۳۹۴))
بعد ایشون میاد میگه که کشور دچار فساد گسترده شده و من اومدم که فساد رو ریشه کن کنم
آقای محترم ، شما از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۹۴ یعنی ۳۰ سال جز ۲یا۳ نفر اول دستگاه قضا بودی.
این سالها چکار کردی؟
مگر فساد در کشور به تازگي شکل گرفته؟!؟!
فساد گسترده اکبر طبری و دهها قاضی دقیقا در دوران خودت و در یک زمان طولانی در سیستم خودت بود
دزدی بزرگ و فرار معاون خودت در آستان قدس رضوی هم در دوران ریاست خودت بود
یک سال كه شما، رئیس یکی از بزرگترین هلدینگ های اقتصادی کشور بوديد ( آستان قدس رضوی )که اتفاقا مالیات هم نمي داديد!
ازش برای تبلیغات انتخاباتی استفاده کردید فیلم دادن ارزاق و خانه سازی نشون میدادید
بعد میای سخنرانی میکنی که چرا از کارمندان مالیات میگیرن و شرکت های بزرگ و افراد سرمایه دار مالیات نمیدن؟!؟!
مگه مجموعه خودت مالیات میداد؟
شعار دادید که برای حفظ کرامت مردم اومدم
اون زمانی که پدرخانم جنابعالی آقای علم الهدی تو خطبه های نماز جمعه گفتن که مردم اشکنه پیاز بخورن یا آقای جنتی گفتن که مردم اصلا روزی یک وعده غذا بخورن ، مردم کرامت نداشتن یا اصلا کلمه کرامت اختراع نشده بود ؟!؟!
سید، این تبلیغات انتخاباتی شما داره به خودتون ضربه میزنه.
الان دیگه زمانی نیست که مردم این چیزها رو متوجه نشن!!!
دیدی با تتلو که از دختر های زیر سن قانونی حرمسرا درست کرده و اینستا بخاطر زشتی و بی اخلاقی پیجش اون رو فیلتر میکنه و دولت ترکیه دستگیرش کرده، کلیپ انتخاباتی درست کردی بعدش رفت خارج فحش خواهر و مادر بهت داد و کلیپش رو منتشر کرد
ولی حاضر نشدی از شجریان بگی یا با هنرمندان خوب کشورمان ویدئو بسازی
وقتی رئیس قوه قضائیه شدی یک روز با مترو رفتی سرکار و صدا و سیما هم گفتی بیان فیلم بگیرن و پخش کردن بعدش ماشین ضدگلوله سوار شدی
اگر اسم این کارها ریا نیست پس اسمش چیه؟
میخوام حداقل همین رو بدونم و ازتون یاد بگیرم
حرف قشنگ میزنی
میگی
کنار دادسرای کارکنان دولت دادسرای کارنکنان دولت هم باید درست بشه
اولا چرا بهش عمل نمیکنی و درستش نمیکنی؟؟؟
ضمنا اول کارنکنی که اونجا باید محاکمه بشه خودتی
۳۰ سال در دستگاه قضایی بودی حتی یک حکم ندادی
تنها حکم تو در تمام این دوران اعدامهای سال ۶۸ بود که اون هم حکم نبود بلکه امضای بی محاکمه اعدام دسته جمعی بود در کنار امضای چندنفر دیگه
درمورد سمت آیت اللهی و مدرک دکتری خودت چی میگی؟
یکسال وفقط یکسال در مدرسه حقانی درس خواندی و در ۱۹ سالگی و بعد از همون یکسال لباس روحانیت پوشیدی و دادستان انقلاب کرج شدی و بعدش دادستان انقلاب تهران در هیچ حوزه علمیه نام تو نیست مخصوصا اینکه سرکار بودی اما خودبخود آیت الله شدی
بدون اینکه سرکلاس بری و یا مدرک پایه مثل دیپلم یا لیسانس داشته باشی در مدرسه عالی شهید مطهری به تو مدرک دکتری دادن
فقط خواهش میکنم بگو اسم این رو چی میزارن؟
اون وقت علمدار مبارزه با فساد تو هستی؟؟
مگه خانه مسکونی تو در بهترین نقطه سعادت آباد بار ارزش صدها میلیارد رو از حقوق کارمندی خریدی
مگر اون رو به یک دهم قیمت اون هم از دم قسط از اموال مصادره شده ستاد اجرایی فرمان امام نگرفتی؟
البته حتما میگی بقیه هم گرفتن به من هم دادن
بله درسته اونها هم مثل محسنی اژه ای و لاریجانی و ... هم نور چشمی بودن ولی مدعی پاکی و مبارزه با فساد به اندازه تو نیستند
الان صدها کانال بعنوان ستاد انتخاباتی تو فعال شدن و دارن تبلیغ برات میکنن و تو هم رد نمیکنی و میگی منتظر نظر آقا هستم
امیدوارم حضرت آقا اجازه بدن و دستگاه اجرایی از وجود با برکت تو استفاده کنه
و تو شروع کنی به اجرای شعارهای انتخاباتی قشنگت، دلم به حال مردم نجیب ایران نمیسوزه،کبابه کباب
سکوت بانک ملت در پی هک اطلاعات محرمانه ۴۰ میلیون کاربر
۳ روز از افشای اطلاعات خصوصی حدود چهل میلیون کاربر دارای حساب بانکی در بانک ملت گذشته و هنوز هیچ خبرگزاری رسمی این فاجعه را پوشش خبری نداده است! همچنین بانک ملت نیز نه تنها عذرخواهی نکرده بلکه حتی این خبر را به مردم اطلاع رسانی نمیکند! هکرها در تاریخ ۲۲ اردیبهشت اقدام به فروش اطلاعات محرمانه چهل میلیون کاربر ایرانی در اینترنت کرده اند و هیچ نهاد و سامانه های امنیتی این فاجعه سایبری را اطلاع رسانی نکرده اند. این اطلاعات محرمانه شامل نام و نام خانوادگی، شماره موبایل، آدرس و شماره کارت بانکی میباشد که هم اکنون در شبکه های زیرزمینی فضای مجازی دست به دست و فروخته میشود.
این چندمین بار است که نشت اطلاعات نام بانک ملت را بر سر زبانها انداخته است، اواخر سال ۹۷ نیز به دلیل خطای انسانی اطلاعات تعدادی از کاربران بهپرداخت ملت درز کرد. در آن زمان نیز اعلام شد که اطلاعات درز کرده حاوی اطلاعات محرمانه نیست و هیچ آسیبی به حسابهای بانکی افراد وارد نشده است. سال ۹۸ نیز خبر نشت اطلاعات ۵ بانک دولتی داد که نام بانک ملت نیز در میان آن بانکها قرار داشت.
۳ روز از افشای اطلاعات خصوصی حدود چهل میلیون کاربر دارای حساب بانکی در بانک ملت گذشته و هنوز هیچ خبرگزاری رسمی این فاجعه را پوشش خبری نداده است! همچنین بانک ملت نیز نه تنها عذرخواهی نکرده بلکه حتی این خبر را به مردم اطلاع رسانی نمیکند! هکرها در تاریخ ۲۲ اردیبهشت اقدام به فروش اطلاعات محرمانه چهل میلیون کاربر ایرانی در اینترنت کرده اند و هیچ نهاد و سامانه های امنیتی این فاجعه سایبری را اطلاع رسانی نکرده اند. این اطلاعات محرمانه شامل نام و نام خانوادگی، شماره موبایل، آدرس و شماره کارت بانکی میباشد که هم اکنون در شبکه های زیرزمینی فضای مجازی دست به دست و فروخته میشود.
این چندمین بار است که نشت اطلاعات نام بانک ملت را بر سر زبانها انداخته است، اواخر سال ۹۷ نیز به دلیل خطای انسانی اطلاعات تعدادی از کاربران بهپرداخت ملت درز کرد. در آن زمان نیز اعلام شد که اطلاعات درز کرده حاوی اطلاعات محرمانه نیست و هیچ آسیبی به حسابهای بانکی افراد وارد نشده است. سال ۹۸ نیز خبر نشت اطلاعات ۵ بانک دولتی داد که نام بانک ملت نیز در میان آن بانکها قرار داشت.
ابتکار فرماندار ایالت اوهایو برای تشویق واکسیناسیون کرونا؛ پنج جایزه یک میلیوندلاری برای کسانی که واکسن بزنند
میان ماه من تا ماه گردان /// تفاوت از زمین تا آسمان است.
فرماندار اوهایو برای تشویق افراد مردد به زدن واکسن، لاتاری با جوایز یک میلیون دلاری گذاشته است. مایک دواین، فرماندار جمهوریخواه ایالت اوهایو اعلام کرد که طی پنج هفته آینده، از میان اسامی افرادی که حداقل یک دز واکسن دریافت کرده باشند پنج نفر به قید قرعه انتخاب خواهند شد و به هر کدام از آنها یک میلیون دلار تعلق خواهد گرفت.
https://ir.voanews.com/persiannewsarts/ohio-governor-offers-1-million-dollar-lottery-encourage-vaccination
میان ماه من تا ماه گردان /// تفاوت از زمین تا آسمان است.
فرماندار اوهایو برای تشویق افراد مردد به زدن واکسن، لاتاری با جوایز یک میلیون دلاری گذاشته است. مایک دواین، فرماندار جمهوریخواه ایالت اوهایو اعلام کرد که طی پنج هفته آینده، از میان اسامی افرادی که حداقل یک دز واکسن دریافت کرده باشند پنج نفر به قید قرعه انتخاب خواهند شد و به هر کدام از آنها یک میلیون دلار تعلق خواهد گرفت.
https://ir.voanews.com/persiannewsarts/ohio-governor-offers-1-million-dollar-lottery-encourage-vaccination
Voice of America
ابتکار فرماندار ایالت اوهایو برای تشویق واکسیناسیون؛ پنج جایزه یک میلیوندلاری برای کسانی که واکسن بزنند
فرماندار اوهایو برای تشویق افراد مردد به زدن واکسن، لاتاری با جوایز یک میلیون دلاری گذاشته است.
چگونه زنان، مردان و روابط را کنترل میکنند؟ آنچه مردان باید بدانند.
در اکثر روابط، زنان قدرت بیشتری نسبت به مردان دارند. یک زن معمولی به لطف سه اهرم قدرت روابط را کنترل میکند: ۱. خود را به عنوان با ارزش ترین عضو رابطه (جایزه رابطه) جا میزنند. ۲- چارچوبی تنظیم می کند که وظیفه مرد تأمین نیازهای اوست ("ارائه دهنده قالب"). ۳- ارزش و شایستگی مرد را بر اساس توانایی تأمین مالی زن ارزیابی می کنند (قضاوت در مورد قالبها). بیشتر خانم ها این کار را بصورت ناخودآگاه انجام میدهند و اکثر مردان حتی بدون اینکه متوجه شوند تحت کنترل هستند و قالبهای زنانه را میپذیرند. در این مقاله، شما میآموزید که زنان دقیقاً چگونه مردان را کنترل میکنند، و چگونه میتوانید کنترلها را از میان بردارید.
https://virgool.io/@Theboy/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%84-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-p2e1cckpacpk
در اکثر روابط، زنان قدرت بیشتری نسبت به مردان دارند. یک زن معمولی به لطف سه اهرم قدرت روابط را کنترل میکند: ۱. خود را به عنوان با ارزش ترین عضو رابطه (جایزه رابطه) جا میزنند. ۲- چارچوبی تنظیم می کند که وظیفه مرد تأمین نیازهای اوست ("ارائه دهنده قالب"). ۳- ارزش و شایستگی مرد را بر اساس توانایی تأمین مالی زن ارزیابی می کنند (قضاوت در مورد قالبها). بیشتر خانم ها این کار را بصورت ناخودآگاه انجام میدهند و اکثر مردان حتی بدون اینکه متوجه شوند تحت کنترل هستند و قالبهای زنانه را میپذیرند. در این مقاله، شما میآموزید که زنان دقیقاً چگونه مردان را کنترل میکنند، و چگونه میتوانید کنترلها را از میان بردارید.
https://virgool.io/@Theboy/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%84-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-p2e1cckpacpk
ویرگول
چگونه زنان، مردان و روابط را کنترل می کنند؟
در این مقاله ، شما می آموزید که زنان دقیقاً چگونه مردان را کنترل می کنند ، و چگونه می توانید کنترل ها را از میان بردارید
جنجال انتشار «سوره کرونا» در ماه رمضان
دستگاه قضایی تونس بهتازگی یک دختر دانشجوی این کشور را به اتهام «توهین به مقدسات و تحریک به خشونت» تحت پیگرد قانونی قرار داده است.
این دختر دانشجو ۲۶ساله که آمنه شرقی نام دارد، یک وبلاگنویس تونسی است که روز دوشنبه، چهارم ماه مه، متنی طنزآمیز را با عنوان «سوره کرونا» در صفحه فیس بوک خود منتشر کرد.
این متن به تقلید از سورههای قرآن و همچنین بر اساس ظواهر، قالبها و تزئینات معمول این کتاب نوشته شده بود.
«سوره کرونا» بر وزن و سیاق آیههای قرآن که حتی شمارهگذاری نیز شده بود، از شیوع ویروس کرونا سخن میگوید و همان توصیههای بهداشتی رایج را ارائه میدهد: «کووید (۱) و ویروس کشنده (۲) آنان از دیدن آن که از چین دور میآید، متعجب میشوند (۳) کافران میگویند که یک بیماری است (۴) ... هیچ فرقی بین شاهان و بردگان وجود ندارد (۶) به علم متوسل شوید و سنتها را رها کنید (۷) برای خرید سمید [نوعی آرد] از خانه خارج نشوید (۸)...» این سوره با نام یک خدای ابداعی هم به پایان میرسد: «راست گفت جیلوی بزرگ.»
https://www.radiofarda.com/a/Tunisian-blogger-in-court-for-publishing-satirical-messages-on-Islam-and-Covid-19/30602593.html
دستگاه قضایی تونس بهتازگی یک دختر دانشجوی این کشور را به اتهام «توهین به مقدسات و تحریک به خشونت» تحت پیگرد قانونی قرار داده است.
این دختر دانشجو ۲۶ساله که آمنه شرقی نام دارد، یک وبلاگنویس تونسی است که روز دوشنبه، چهارم ماه مه، متنی طنزآمیز را با عنوان «سوره کرونا» در صفحه فیس بوک خود منتشر کرد.
این متن به تقلید از سورههای قرآن و همچنین بر اساس ظواهر، قالبها و تزئینات معمول این کتاب نوشته شده بود.
«سوره کرونا» بر وزن و سیاق آیههای قرآن که حتی شمارهگذاری نیز شده بود، از شیوع ویروس کرونا سخن میگوید و همان توصیههای بهداشتی رایج را ارائه میدهد: «کووید (۱) و ویروس کشنده (۲) آنان از دیدن آن که از چین دور میآید، متعجب میشوند (۳) کافران میگویند که یک بیماری است (۴) ... هیچ فرقی بین شاهان و بردگان وجود ندارد (۶) به علم متوسل شوید و سنتها را رها کنید (۷) برای خرید سمید [نوعی آرد] از خانه خارج نشوید (۸)...» این سوره با نام یک خدای ابداعی هم به پایان میرسد: «راست گفت جیلوی بزرگ.»
https://www.radiofarda.com/a/Tunisian-blogger-in-court-for-publishing-satirical-messages-on-Islam-and-Covid-19/30602593.html
رادیو فردا
جنجال انتشار «سوره کرونا» در ماه رمضان
دستگاه قضایی تونس یک دختر دانشجوی این کشور را به خاطر انتشار طنزی با عنوان «سوره کرونا» در فیسبوک، به اتهام «توهین به مقدسات و تحریک به خشونت»، تحت پیگرد قانونی قرار داده است.
هیچ وقت زنی که رای می دهد درک نمی کنم!
«دقیقا رای میدهد که چه چیزی را انتخاب کند و چه چیزی را تغییر دهد»
بختیار رحمانی، بازیکن سابق تیم فوتبال استقلال تهران در یک پست اینستاگرامی در واکنش به شرکت زنان در انتخابات نوشت:
هیچ وقت زنی که رای میدهد را درک نمیکنم
کسی که حق دوچرخه سواری ندارد، کسی که حق انتخاب نوع پوشش خود را ندارد، کسی که در صورت طلاق گرفتن تنها تا ۷ سال میتواند از فرزندش نگهداری کند، زنی که حق ورود به استادیوم فوتبال را ندارد، زنی که توسط گشت ارشاد توقیف و جریمه میشود، زنی که جنس دوم نامیده می شود که هر روزه در خیابانها مورد خشونت و آزار قرار میگیرد
کسیکه به اختیار خود نمیتواند به خارج از کشور سفر کند، کسی که دیهاش نصف مرد است، کسیکه ضمانتش رو قبول ندارند
دقیقا رای میدهد که چه چیزی را انتخاب کند و چه چیزی را تغییر دهد.
https://www.balatarin.com/permlink/2021/5/21/5578496
«دقیقا رای میدهد که چه چیزی را انتخاب کند و چه چیزی را تغییر دهد»
بختیار رحمانی، بازیکن سابق تیم فوتبال استقلال تهران در یک پست اینستاگرامی در واکنش به شرکت زنان در انتخابات نوشت:
هیچ وقت زنی که رای میدهد را درک نمیکنم
کسی که حق دوچرخه سواری ندارد، کسی که حق انتخاب نوع پوشش خود را ندارد، کسی که در صورت طلاق گرفتن تنها تا ۷ سال میتواند از فرزندش نگهداری کند، زنی که حق ورود به استادیوم فوتبال را ندارد، زنی که توسط گشت ارشاد توقیف و جریمه میشود، زنی که جنس دوم نامیده می شود که هر روزه در خیابانها مورد خشونت و آزار قرار میگیرد
کسیکه به اختیار خود نمیتواند به خارج از کشور سفر کند، کسی که دیهاش نصف مرد است، کسیکه ضمانتش رو قبول ندارند
دقیقا رای میدهد که چه چیزی را انتخاب کند و چه چیزی را تغییر دهد.
https://www.balatarin.com/permlink/2021/5/21/5578496
بالاترین
هیچ وقت زنی که رای می دهد درک نمی کنم!
۳۶ رأی و ۳ نظر تاکنون در بالاترین