Forwarded from Renani Mohsen / محسن رنانی
.
👈👈 در دفاع از لایحه «مشارکت عمومی - خصوصی»
✍️ محسن رنانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
پس از انتشار یادداشت «آخرین قهوه با آقای روحانی» که من در مورد ظرفیت فسادآفرین بالقوهای که در «لایحه مشارکت عمومی- خصوصی» وجود دارد مطالبی را طرح کردم، نکاتی در دفاع از آن، یا نقد به مطلب من گفته و منتشر شد. دوست خوبم دکتر نعمت الله اکبری، عضو هیات علمی دانشگاه اصفهان که چند سالی است ریاست سازمان مدیریت و برنامهریزی استان اصفهان را نیز برعهده دارد و من به دانش، تجربه و تعهد او اعتقاد راسخ دارم، در یک نشست برخط، مطلب مرا نقد کرد. از او خواهش کردم که نکات مورد نظر خود را به صورت مشروح در یک فایل صوتی بیان کند تا به اطلاع خوانندگان مطالب خودم برسانم. فایل صوتی زیر، توضیحات ایشان در دفاع از لایحه است.
گرچه در پاسخ به توضیحات ایشان و متنی که در سایت سازمان برنامهوبودجه کشور به قلم یکی از مدیران محترم آن سازمان منتشر شده است و لحنی غیرکارشناسی همراه با اتهام زنی دارد، یک یادداشت مفصل دیگر نوشتم؛ اما در چند روز اخیر، وقتی دیدم حساسیت لازم در مورد این لایحه ایجاد شده است و برخی نهادهای مدنی، پیگیر اصلاح و شفافیت این لایحه شدهاند، تصمیم گرفتم متن دوم را منتشر نکنم. چون غرض من ایجاد کشمکش زبانی و جبههبندی کارشناسی در مساله لایحه نبود؛ دغدغهای بود که باید به گوش آنان که مسئولیت دارند میرسید که خوشبختانه رسید.
اما یادآوری میکنم که رسوایی سقوط بورس و سود چند صد درصدی برخی از سازمانها و نهادهای وابسته به حکومت، که دقیقا قبل از سقوط بورس از آن خارج شدند، و نیز رسوایی اخیر دستکاری مقامات مجلس در ارقام قانون بودجه، به ما هشدار میدهد که دیگر هیچ قانونی در این کشور، حتی تصویب قوانین بسیار مترقی، کمکی به اصلاح امور نخواهد کرد. دیگر نه افراد، بلکه سازوکارها فسادآمیز شدهاند. به همین خاطر به گمان من از این پس تنها و تنها وقتی میتوانیم از غیرفسادآمیز بودن لایحه «مشارکت عمومی – خصوصی» و هر قانون یا مصوبه دیگری که در این ساختار سیاسی تصویب میشود مطمئن باشیم که ببینیم در متن طرح، لایحه، قانون، آییننامه اجرایی و دستورالعملها، سازوکاری برای نظارت عمومی مردم، یا نهادهای مدنی یا کارشناسان مستقل تعبیه شده باشد.
کارآمدی دستگاههای نظارتی در کشورما از دست رفته است و خودِ آنها نیز گرفتار سازوکارهای فسادآمیز شده اند. در این وضعیت، چارهای نیست جز پناه بردن به شفافیت تمام عیار با نظارت جامعه و نهادهای مدنی و کارشناسان مستقل. بنابراین اگر به لایحه «مشارکت عمومی- خصوصی» بخشی افزوده شود که امکان نظارت مردم و نهادهای مدنی و کارشناسان و انجمنهای مستقل بر تمامی مراحل واگذاریها و مشارکتها را فراهم آورد و هیچ راهی برای مخفی سازی منافعی که در این قراردادها دادوستد میشود باقی نگذارد، آنگاه میتوان گفت این لایحه ظرفیت فسادآفرینیاش محدود شده است. و البته تعبیه چنین سازوکار شفافیتآوری را نباید به آییننامههای اجرایی آن موکول کنیم. مطمئن باشیم که آن آییننامه در پشت درهای بسته و با لابی گروههای رانتجو نوشته خواهد شد؛ پس از هماکنون و در متن خود قانون، سازوکارهای شفافیتآفرین را تعبیه کنیم و منتظر آییننامه نمانیم.
محسن رنانی / ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۰
توضیحات دکتر اکبری را فایل زیر بشنوید:
https://t.me/RenaniMohsen/17
👇👇👇👇
.
.
👈👈 در دفاع از لایحه «مشارکت عمومی - خصوصی»
✍️ محسن رنانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
پس از انتشار یادداشت «آخرین قهوه با آقای روحانی» که من در مورد ظرفیت فسادآفرین بالقوهای که در «لایحه مشارکت عمومی- خصوصی» وجود دارد مطالبی را طرح کردم، نکاتی در دفاع از آن، یا نقد به مطلب من گفته و منتشر شد. دوست خوبم دکتر نعمت الله اکبری، عضو هیات علمی دانشگاه اصفهان که چند سالی است ریاست سازمان مدیریت و برنامهریزی استان اصفهان را نیز برعهده دارد و من به دانش، تجربه و تعهد او اعتقاد راسخ دارم، در یک نشست برخط، مطلب مرا نقد کرد. از او خواهش کردم که نکات مورد نظر خود را به صورت مشروح در یک فایل صوتی بیان کند تا به اطلاع خوانندگان مطالب خودم برسانم. فایل صوتی زیر، توضیحات ایشان در دفاع از لایحه است.
گرچه در پاسخ به توضیحات ایشان و متنی که در سایت سازمان برنامهوبودجه کشور به قلم یکی از مدیران محترم آن سازمان منتشر شده است و لحنی غیرکارشناسی همراه با اتهام زنی دارد، یک یادداشت مفصل دیگر نوشتم؛ اما در چند روز اخیر، وقتی دیدم حساسیت لازم در مورد این لایحه ایجاد شده است و برخی نهادهای مدنی، پیگیر اصلاح و شفافیت این لایحه شدهاند، تصمیم گرفتم متن دوم را منتشر نکنم. چون غرض من ایجاد کشمکش زبانی و جبههبندی کارشناسی در مساله لایحه نبود؛ دغدغهای بود که باید به گوش آنان که مسئولیت دارند میرسید که خوشبختانه رسید.
اما یادآوری میکنم که رسوایی سقوط بورس و سود چند صد درصدی برخی از سازمانها و نهادهای وابسته به حکومت، که دقیقا قبل از سقوط بورس از آن خارج شدند، و نیز رسوایی اخیر دستکاری مقامات مجلس در ارقام قانون بودجه، به ما هشدار میدهد که دیگر هیچ قانونی در این کشور، حتی تصویب قوانین بسیار مترقی، کمکی به اصلاح امور نخواهد کرد. دیگر نه افراد، بلکه سازوکارها فسادآمیز شدهاند. به همین خاطر به گمان من از این پس تنها و تنها وقتی میتوانیم از غیرفسادآمیز بودن لایحه «مشارکت عمومی – خصوصی» و هر قانون یا مصوبه دیگری که در این ساختار سیاسی تصویب میشود مطمئن باشیم که ببینیم در متن طرح، لایحه، قانون، آییننامه اجرایی و دستورالعملها، سازوکاری برای نظارت عمومی مردم، یا نهادهای مدنی یا کارشناسان مستقل تعبیه شده باشد.
کارآمدی دستگاههای نظارتی در کشورما از دست رفته است و خودِ آنها نیز گرفتار سازوکارهای فسادآمیز شده اند. در این وضعیت، چارهای نیست جز پناه بردن به شفافیت تمام عیار با نظارت جامعه و نهادهای مدنی و کارشناسان مستقل. بنابراین اگر به لایحه «مشارکت عمومی- خصوصی» بخشی افزوده شود که امکان نظارت مردم و نهادهای مدنی و کارشناسان و انجمنهای مستقل بر تمامی مراحل واگذاریها و مشارکتها را فراهم آورد و هیچ راهی برای مخفی سازی منافعی که در این قراردادها دادوستد میشود باقی نگذارد، آنگاه میتوان گفت این لایحه ظرفیت فسادآفرینیاش محدود شده است. و البته تعبیه چنین سازوکار شفافیتآوری را نباید به آییننامههای اجرایی آن موکول کنیم. مطمئن باشیم که آن آییننامه در پشت درهای بسته و با لابی گروههای رانتجو نوشته خواهد شد؛ پس از هماکنون و در متن خود قانون، سازوکارهای شفافیتآفرین را تعبیه کنیم و منتظر آییننامه نمانیم.
محسن رنانی / ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۰
توضیحات دکتر اکبری را فایل زیر بشنوید:
https://t.me/RenaniMohsen/17
👇👇👇👇
.
.
Telegram
Renani Mohsen / رنانی - محسن
در دفاع از لایحه «مشارکت عمومی - خصوصی»
دکتر نعمت الله اکبری / ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۰
کانال تلگرامی محسن رنانی
منتشر شده در لینک زیر:
https://t.me/Renani_Mohsen/383
.
.
دکتر نعمت الله اکبری / ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۰
کانال تلگرامی محسن رنانی
منتشر شده در لینک زیر:
https://t.me/Renani_Mohsen/383
.
.
Forwarded from شبکه توسعه
چرا ایران عقب ماند؟ جلد۲.pdf
1.4 MB
🔳⭕️چرا ایران عقب ماند و توسعه پیدا نکرد؟ جلد۲
تدوین: دکتر مجتبی لشکربلوکی
▫️دکتر کاظم علمداری؛ استاد دانشگاه های لس آنجلس، نورث ریج و ...
▫️دکتر حسین عظیمی آرانی، دکترای اقتصاد توسعه از دانشگاه آکسفورد
▫️استاد علی رضاقلی، پژوهشگر برجسته و دانش آموخته دانشگاه سوربن
هر کدام از منظری به این سوال پاسخ می دهند.
بازنشر از کانال شخصی دکتر لشکربلوکی
شبکه توسعه
@I_D_Network
تدوین: دکتر مجتبی لشکربلوکی
▫️دکتر کاظم علمداری؛ استاد دانشگاه های لس آنجلس، نورث ریج و ...
▫️دکتر حسین عظیمی آرانی، دکترای اقتصاد توسعه از دانشگاه آکسفورد
▫️استاد علی رضاقلی، پژوهشگر برجسته و دانش آموخته دانشگاه سوربن
هر کدام از منظری به این سوال پاسخ می دهند.
بازنشر از کانال شخصی دکتر لشکربلوکی
شبکه توسعه
@I_D_Network
Forwarded from شبکه توسعه
🔳⭕️به خرداد پر حادثه عادت نکنیم!
🖋️علی سرزعیم و امیر ناظمی
همه سیاسیون و غیرسیاسیون در مورد لزوم بهبود معیشت و رونق کسبوکار صحبت میکنند و کسی تردیدی ندارد که وضع اقتصادی موجود نامطلوب است. از آن طرف بعید است کسی نداند بهبود وضعیت اقتصادی با افزایش سرمایهگذاری ممکن میشود.
سرمایهگذاری یعنی چه؟
امروز هزینه قطعی کنی به امید این که در آینده درآمدی کسب کنی که در نهایت برایت بهصرفه باشد.
پس تصمیم سرمایهگذاری به معنی انتخاب هزینه قطعی امروز به امید درآمد غیرقطعی فرداست. هرچه آینده غیرقطعیتر باشد سرمایهگذاران رغبت کمتری به سرمایهگذاری خواهند داشت و سوداگری جایگاه بهتری مییابد. اگر آینده نامشخص باشد شما ترجیح میدهید کارخانه تولید کنید یا سکه بخرید و در کنجی پنهان کنید؟ تشخیص آن سخت نیست که چرا سوداگری رفتار غالب مردم در شرایط عدماطمینان است.
چرا مردم دسته دسته به بازار ارز، سکه، سهام، رمزارز و ... پناه می برند؟ چون اقتصاد ایران دچار عدماطمینان است و هیچ چیزی قابل پیشبینی نیست. اگر شرایط باثبات شود بازی میتواند تغییر کند. در شرایط باثبات اگر سیاستهای مداخلهای دولت اصلاح شود، افراد ممکن است سرمایهگذاری و ایجاد کسبوکار و شغل را ترجیح دهند؛ خصوصا وقتی که بازده کارآفرینی و سرمایهگذاری بلندمدت بیشتر از بازده سوداگری شود.
این ثبات و بیثباتی در اقتصاد ریشه در کجا دارد؟ از ثبات و بی ثباتی در عالم سیاست!
جامعه ما امروز نمیداند بالاخره رابطه ما با دنیا چگونه میشود؟ نمیداند سیاستمداران قرار است کشور را به انزوای کرهشمالی بکشانند یا راه تنفس را باز کنند؟ نمیدانند سیاستهای پوپولیستی را به کار خواهند گرفت یا سیاستهای منطقی را. نمیدانند دولت واقعا میخواهد بخش خصوصی بزرگ در کشور شکل بگیرد یا نه؟ دولت میخواهد با کشورهای همسایه به همزیستی مسالمتآمیز برسد یا نه؟
◻️کارکرد نظام حکمرانی قاعدهمند well functioning این است که قواعدی در بازار سیاست ایجاد کند که ثبات بیشتری در عالم سیاست ایجاد کند و دنیای پرآشوب سیاست را تا جای ممکن پیشبینیپذیر کند. در چنین نظامی احزاب شناسنامهدار فعالند، ایدهها و راهحلها سالهاست ارائه میشود، روسای حزب معلومند و تا حد خوبی مشخص است که اگر فلان حزب رای بیاورد چه کسی کابینه را تشکیل خواهد داد و چه سیاستی در عرصه اقتصادی، سیاست داخلی، رفاهی، تجاری و بینالمللی خواهد داشت.
◻️اما نظام حکمرانی بیقاعده و بیمار ill-functioning این است که سیاست شخصی شده و طبیعتا به کلی غیرقابل پیشبینی میشود و تصمیمات معطوف به احوالات شخصی، ترجیحات فردی، سفارش نزدیکان، تصمیمات دقیقه نودی، توصیههای ناگهانی و هیجانات شخصی... است.
در چنین نظام سیاسی بیمار و بیقاعدهای است که پیوسته در انتخاباتها ناگهان افراد جدیدی بروز میکنند و اتفاقاً رای میآورند! و همه شگفتزده می شوند. متاسفانه ما از سال 1376 تا به امروز در همه دولتهای اول شگفتزده شدهایم و بدتر آنکه از این شگفتیها ذوقزده هستیم و تصور میکنیم این از مزیت نظام سیاسی ماست و برایش شعر میسراییم که «ما به خرداد پرحادثه عادت داریم».
نشانههای نظام حکمرانی بیمار و بیقاعده را با هم مرور کنیم: حدود یک ماه به انتخابات ریاست جمهوری مانده و هنوز معلوم نیست که چه کسانی نهایتا نامزد هستند. هنوز معلوم نیست که چه کسانی تایید خواهند شد. هنوز معلوم نیست چه ائتلافهایی در سطح نیروهای سیاسی برقرار خواهد شد. هنوز معلوم نیست که برنامه های رقیب کدامند. هنوز معلوم نیست که چه کسانی اعضای کابینه آینده خواهند بود. هنوز معلوم نیست آینده سیاسی ایران چطور خواهد بود.... آیا با این حجم از عدمقطعیت رونق تولید دستیافتنی است؟
تا زمانی که نظام حکمرانی بیمار وجود دارد، ایرانیان نیز پریشان رفتار خواهند بود! پریشانرفتاری اجتماعی ریشه در عدمقطعیت اقتصادی و عدمقطعیت اقتصادی، ریشه در نظام حکمرانی سراسر بیمار دارد!
☑️⭕️پرسش راهبردی:
از خود بپرسیم:
◾️آیا بعد از سال ها سعی و خطا، نباید یک بار دیگر به جایگاه احزاب شناسنامه دار در نظام حکمرانی کشور فکر کنم؟
◾️آیا در آلمان هم به اندازه ایران عدمقطعیت وجود دارد؟ آنها چگونه این عدمقطعیت را مدیریت کردهاند؟
◾️چرا در برخی کشورها، کاندیداها از یک سال قبل معلومند و در ایران تا ظهر ثبت نام کاندیداها، در حال سورپرایز شدن هستیم؟ چند کشور در دنیا هستند که تا ظهر روز ثبت نام، شگفتیسازها به عرصه انتخابات میآیند؟
◾️چرا معرفی افراد برای تصدی پستهای حساس کشور بیشتر موردی-فردی است تا نهادی-قاعدهمند؟
◾️تا کی باید انتخابات شگفتانگیز را نقطه مثبت بدانیم و از نتایج تلخ آن برای اقتصاد و معیشت مردم بیخبر باشیم؟
این عدمقطعیتسازیهای سیاسی است که آرامش و زندگی را از ما ربوده است!
شبکه توسعه
@I_D_Network
🖋️علی سرزعیم و امیر ناظمی
همه سیاسیون و غیرسیاسیون در مورد لزوم بهبود معیشت و رونق کسبوکار صحبت میکنند و کسی تردیدی ندارد که وضع اقتصادی موجود نامطلوب است. از آن طرف بعید است کسی نداند بهبود وضعیت اقتصادی با افزایش سرمایهگذاری ممکن میشود.
سرمایهگذاری یعنی چه؟
امروز هزینه قطعی کنی به امید این که در آینده درآمدی کسب کنی که در نهایت برایت بهصرفه باشد.
پس تصمیم سرمایهگذاری به معنی انتخاب هزینه قطعی امروز به امید درآمد غیرقطعی فرداست. هرچه آینده غیرقطعیتر باشد سرمایهگذاران رغبت کمتری به سرمایهگذاری خواهند داشت و سوداگری جایگاه بهتری مییابد. اگر آینده نامشخص باشد شما ترجیح میدهید کارخانه تولید کنید یا سکه بخرید و در کنجی پنهان کنید؟ تشخیص آن سخت نیست که چرا سوداگری رفتار غالب مردم در شرایط عدماطمینان است.
چرا مردم دسته دسته به بازار ارز، سکه، سهام، رمزارز و ... پناه می برند؟ چون اقتصاد ایران دچار عدماطمینان است و هیچ چیزی قابل پیشبینی نیست. اگر شرایط باثبات شود بازی میتواند تغییر کند. در شرایط باثبات اگر سیاستهای مداخلهای دولت اصلاح شود، افراد ممکن است سرمایهگذاری و ایجاد کسبوکار و شغل را ترجیح دهند؛ خصوصا وقتی که بازده کارآفرینی و سرمایهگذاری بلندمدت بیشتر از بازده سوداگری شود.
این ثبات و بیثباتی در اقتصاد ریشه در کجا دارد؟ از ثبات و بی ثباتی در عالم سیاست!
جامعه ما امروز نمیداند بالاخره رابطه ما با دنیا چگونه میشود؟ نمیداند سیاستمداران قرار است کشور را به انزوای کرهشمالی بکشانند یا راه تنفس را باز کنند؟ نمیدانند سیاستهای پوپولیستی را به کار خواهند گرفت یا سیاستهای منطقی را. نمیدانند دولت واقعا میخواهد بخش خصوصی بزرگ در کشور شکل بگیرد یا نه؟ دولت میخواهد با کشورهای همسایه به همزیستی مسالمتآمیز برسد یا نه؟
◻️کارکرد نظام حکمرانی قاعدهمند well functioning این است که قواعدی در بازار سیاست ایجاد کند که ثبات بیشتری در عالم سیاست ایجاد کند و دنیای پرآشوب سیاست را تا جای ممکن پیشبینیپذیر کند. در چنین نظامی احزاب شناسنامهدار فعالند، ایدهها و راهحلها سالهاست ارائه میشود، روسای حزب معلومند و تا حد خوبی مشخص است که اگر فلان حزب رای بیاورد چه کسی کابینه را تشکیل خواهد داد و چه سیاستی در عرصه اقتصادی، سیاست داخلی، رفاهی، تجاری و بینالمللی خواهد داشت.
◻️اما نظام حکمرانی بیقاعده و بیمار ill-functioning این است که سیاست شخصی شده و طبیعتا به کلی غیرقابل پیشبینی میشود و تصمیمات معطوف به احوالات شخصی، ترجیحات فردی، سفارش نزدیکان، تصمیمات دقیقه نودی، توصیههای ناگهانی و هیجانات شخصی... است.
در چنین نظام سیاسی بیمار و بیقاعدهای است که پیوسته در انتخاباتها ناگهان افراد جدیدی بروز میکنند و اتفاقاً رای میآورند! و همه شگفتزده می شوند. متاسفانه ما از سال 1376 تا به امروز در همه دولتهای اول شگفتزده شدهایم و بدتر آنکه از این شگفتیها ذوقزده هستیم و تصور میکنیم این از مزیت نظام سیاسی ماست و برایش شعر میسراییم که «ما به خرداد پرحادثه عادت داریم».
نشانههای نظام حکمرانی بیمار و بیقاعده را با هم مرور کنیم: حدود یک ماه به انتخابات ریاست جمهوری مانده و هنوز معلوم نیست که چه کسانی نهایتا نامزد هستند. هنوز معلوم نیست که چه کسانی تایید خواهند شد. هنوز معلوم نیست چه ائتلافهایی در سطح نیروهای سیاسی برقرار خواهد شد. هنوز معلوم نیست که برنامه های رقیب کدامند. هنوز معلوم نیست که چه کسانی اعضای کابینه آینده خواهند بود. هنوز معلوم نیست آینده سیاسی ایران چطور خواهد بود.... آیا با این حجم از عدمقطعیت رونق تولید دستیافتنی است؟
تا زمانی که نظام حکمرانی بیمار وجود دارد، ایرانیان نیز پریشان رفتار خواهند بود! پریشانرفتاری اجتماعی ریشه در عدمقطعیت اقتصادی و عدمقطعیت اقتصادی، ریشه در نظام حکمرانی سراسر بیمار دارد!
☑️⭕️پرسش راهبردی:
از خود بپرسیم:
◾️آیا بعد از سال ها سعی و خطا، نباید یک بار دیگر به جایگاه احزاب شناسنامه دار در نظام حکمرانی کشور فکر کنم؟
◾️آیا در آلمان هم به اندازه ایران عدمقطعیت وجود دارد؟ آنها چگونه این عدمقطعیت را مدیریت کردهاند؟
◾️چرا در برخی کشورها، کاندیداها از یک سال قبل معلومند و در ایران تا ظهر ثبت نام کاندیداها، در حال سورپرایز شدن هستیم؟ چند کشور در دنیا هستند که تا ظهر روز ثبت نام، شگفتیسازها به عرصه انتخابات میآیند؟
◾️چرا معرفی افراد برای تصدی پستهای حساس کشور بیشتر موردی-فردی است تا نهادی-قاعدهمند؟
◾️تا کی باید انتخابات شگفتانگیز را نقطه مثبت بدانیم و از نتایج تلخ آن برای اقتصاد و معیشت مردم بیخبر باشیم؟
این عدمقطعیتسازیهای سیاسی است که آرامش و زندگی را از ما ربوده است!
شبکه توسعه
@I_D_Network
ویرگول
🔳⭕️به خرداد پر حادثه عادت نکنیم!
به خرداد پر حادثه عادت نکنیم! علی سرزعیم و امیر ناظمیهمه سیاسیون و غیرسیاسیون در مورد لزوم بهبود معیشت و رونق کسبوکار صحبت میکنند و…
«عمق استراتژیک» جمهوری اسلامی نه عمق دارد و نه استراتژیک است!
- مرگ مشکوک برخی از سرداران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کمتر از یک هفته میتواند نشان از تشدید فشار علیه جمهوری اسلامی در منطقه باشد.
- در سوریه، اسما همسر بشار اسد، برای کاهش نفوذ جمهوری اسلامی با حمایت روسیه دستور تعطیلی برخی از نهادهای اقتصادی وابسته به تهران را صادر کرده است.
- در لبنان در پیامد کاهش حمایت مالی تهران از حزبالله به دلیل بحران اقتصادی ناشی از تحریمها، حسن نصرالله دست به دامان ثروتمندان محلی شده است.
- در عراق تشدید حملات موشکی و پهپادی شبهنظامیان وابسته به نیروی قدس وابسته به سپاه پاسداران به پایگاههای نظامی، حکایت از تشدید بحران در روابط تهران با بغداد دارد.
- ملاقات مقامات امنیتی پادشاهی سعودی و جمهوری اسلامی در بغداد بر سر جنگ در یمن، که طرفین آن را تکذیب کردند، از قرار معلوم با میانجیگری چین صورت گرفته است.
https://kayhan.london/fa/1400/02/04/%d8%b9%d9%85%d9%82-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%aa%da%98%db%8c%da%a9-%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c-%d9%86%d9%87-%d8%b9%d9%85%d9%82-%d8%af
- مرگ مشکوک برخی از سرداران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کمتر از یک هفته میتواند نشان از تشدید فشار علیه جمهوری اسلامی در منطقه باشد.
- در سوریه، اسما همسر بشار اسد، برای کاهش نفوذ جمهوری اسلامی با حمایت روسیه دستور تعطیلی برخی از نهادهای اقتصادی وابسته به تهران را صادر کرده است.
- در لبنان در پیامد کاهش حمایت مالی تهران از حزبالله به دلیل بحران اقتصادی ناشی از تحریمها، حسن نصرالله دست به دامان ثروتمندان محلی شده است.
- در عراق تشدید حملات موشکی و پهپادی شبهنظامیان وابسته به نیروی قدس وابسته به سپاه پاسداران به پایگاههای نظامی، حکایت از تشدید بحران در روابط تهران با بغداد دارد.
- ملاقات مقامات امنیتی پادشاهی سعودی و جمهوری اسلامی در بغداد بر سر جنگ در یمن، که طرفین آن را تکذیب کردند، از قرار معلوم با میانجیگری چین صورت گرفته است.
https://kayhan.london/fa/1400/02/04/%d8%b9%d9%85%d9%82-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%aa%da%98%db%8c%da%a9-%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c-%d9%86%d9%87-%d8%b9%d9%85%d9%82-%d8%af
KayhanLondon کیهان لندن
«عمق استراتژیک» جمهوری اسلامی نه عمق دارد و نه استراتژیک است!
گفتگوها در وین در ارتباط با بازگشت آمریکا به توافق هستهای همچنان ادامه دارد. نمایندگان کشورهای شرکت کننده (آلمان، فرانسه، بریتانیا، چین، روسیه و جمهوری اسلامی) و البته آمریکا که به صورت غیرمستقیم حضور دارد، برای مشاوره با دولتهایشان اتریش را ترک کردند.…
زمینه فرهنگ استبدادی و دینگرایی در ایران
بهرام مشیری: ما ایرانیان مردمان استبدادزده و مستبد دوست هستیم. دوست داریم شانه از مسئولیت خالی کنیم و پشت دیگری پنهان شویم. ما چاپلوس و تنبلیم.
https://www.youtube.com/watch?v=qaoo_rdwPIs
بهرام مشیری: ما ایرانیان مردمان استبدادزده و مستبد دوست هستیم. دوست داریم شانه از مسئولیت خالی کنیم و پشت دیگری پنهان شویم. ما چاپلوس و تنبلیم.
https://www.youtube.com/watch?v=qaoo_rdwPIs
YouTube
زمینه فرهنگ استبدادی و دین گرایی در ایران 05032021
سرزمین جاوید
Audio
فایل صوتی دکتر کیمیایی اسدی
جلسه:بیستم ویکم پرسش و پاسخ با موضوع(ماهیت ذات فیزیکی)
برگزار کننده: دکتر تقی کیمیایی اسدی
متخصص مغز و اعصاب وفوق تخصص طب تشخیص الکترونیکی
مکان_برگزاری: MODERN COGITATION
@modern_cogitation
@modern_cogitation_archive
جلسه:بیستم ویکم پرسش و پاسخ با موضوع(ماهیت ذات فیزیکی)
برگزار کننده: دکتر تقی کیمیایی اسدی
متخصص مغز و اعصاب وفوق تخصص طب تشخیص الکترونیکی
مکان_برگزاری: MODERN COGITATION
@modern_cogitation
@modern_cogitation_archive
Forwarded from دانستنی های جالب 💯
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بمیرم برات آقای پهلوانی 😂😂😂
طفلک فکر کرد از همه همینجوری استقبال میشه اومد جلو فهمید نه از این خبرا نیست. فقط دخترا!! #تبعیض_جنسیتی
اونجا که یارو بهش گفت بیا اونور بابا😂😂
دلم براش کباب شد.
dokolism
| © @THEBEST_1 |
طفلک فکر کرد از همه همینجوری استقبال میشه اومد جلو فهمید نه از این خبرا نیست. فقط دخترا!! #تبعیض_جنسیتی
اونجا که یارو بهش گفت بیا اونور بابا😂😂
دلم براش کباب شد.
dokolism
| © @THEBEST_1 |
خدمت اجباری و نبرد، جنسیت پرستیِ دوم (تبعیض جنسیتی علیه مردان)
این مقاله ترجمه یکی از بخشهای کتاب «جنسیت پرستیِ دوم، تبعیض علیه مردان و پسران» نوشته دیوید بناتار با مشخصات ذیل است:
The Second Sexism: Discriminations Against Men and Boys, David Benatar, 2012, Wiley-Blakwell.
جنسیت پرستیِ دوم (تبعیض جنسیتی علیه مردان)
خدمت اجباری و نبرد
دیوید بِناتار
ترجمه: بهنام خداپناه
جنسیت پرستیِ دوم چیست؟
در آندسته جوامعی که در آنها تبعیض جنسی به عنوان امری خطا درنظر گرفته شده است، واکنش به این شکل تبعیض آندسته نگرشها و رویه هایی را هدف قرار داده است که (عمدتا) به ضرر زنان و دختران بوده است. در بالاترین شکل، تنها توجه بسیار اندکی به آندسته نمودهایی از تبعیض جنسی صورت گرفته است که قربانیان اصلیِ آنها مردان و پسران بوده اند. بازشناسیِ اندکی که نسبت به تبعیض علیه مردان وجود داشته است بسیار به ندرت به اصلاحات و بهبودی در این زمینه منتج شده است. بنا به این دلایل، ما می توانیم به تبعیض علیه مردان، با اتخاذ عبارت مشهور سیمون دوبوار[۱]، به عنوان «جنسیت پرستیِ دوم» اشاره کنیم. جنسیت پرستیِ دوم جنسیت پرستیِ مغفول است، جنسیت پرستی یی که حتی بوسیله اکثر کسانی که مخالف تبعیض جنسیتی هستند (یا دستکم ادعای چنین مخالفتی را دارند) نیز به جد گرفته نمی شود. این نه تنها به خاطر استلزاماتش برای تبعیضِ جاری علیه مردان بلکه همچنین به خاطر اینکه تبعیض علیه زنان نمی تواند بدون توجه به همه اَشکالِ جنسیت پرستی به خوبی مطرح شود مایه تاسف است.
خدمت اجباری و نبرد
شاید آشکارترین نمونه برای وضع نامناسب مردان، تاریخ طولانی مدتِ فشارهای اجتماعی و قانونی روی مردان، و نه زنان، برای ورود به ارتش و مبارزه در جنگ بوده است، که به موجب آن زندگیِ خود و سلامتِ روانی خود را به خطر بیاندازند. آنجا که فشار برای پیوستن به ارتش شکل خدمت اجباری را به خود گرفته است، هزینه های خودداری از این کار عبارت بوده از: تبعید تحمیل شده بر خود، زندانی کردن، حمله فیزیکی یا در شدیدترین شرایط اعدام.(۱) میلیونها مرد به خدمت اجباری گرفته شده و وادار به جنگیدن شده اند. خیلیهای دیگر نیز به زور به خدمت در نیروی دریایی واداشته می شدند. درحالیکه خدمت اجباری در شمار رو به رشدی از کشورها – دستکم تا به امروز- فسخ شده است، همچنان، به اشکال مختلفی، در بیش از ۸۰ کشور جهان همچنان بکار بسته می شود.(۲) این کشورها شامل بسیاری از لیبرال دموکراسیهای توسعه یافته هستند که در آنها موانع قانونی برای پیشرفت زنان (تقریبا) به طور کامل از میان برداشته شده است.
در زمانها و کشورهایی که فشار بر مردان برای پیوستن به ارتش اجتماعی و نه قانونی بوده است، هزینه های نام نویسی نکردن از سوی مردان یا شرمساری بوده و یا محرومیت از بسیاری از حقوق اجتماعی. چه بسا برای مردم در کشورهای معاصر غربی فهم این مطلب دشوار باشد که آن نیروها در بسترهای دیگر از چه قدرتی برخوردار بوده اند. اما، مردان جوان، و حتی پسرها، احساس کرده اند، و حتی این احساس در آنها بوجود آورده شده که مردانگی شان زیرسوال خواهد رفت اگر نتوانند برای خدمت در ارتش نام نویسی کنند. به عبارت دیگر، اگر آنها از پاسخ به فراخوان برای پیوستن به ارتش کوتاهی می کردند ترسو خوانده می شدند. زنان، بی توجه نسبت به مزیت خود در معاف شدن از چنین فشارها و انتظاراتی، گاهی در شرمسار کردنِ مردانی که همین زنان فکر می کردند که آنها باید برای نام نویسی داوطلب می شدند، پیشگام بوده اند.
یک نمونه ی خصوصا تصویری از این وضعیت کمپینی است در خلال جنگ جهانی اول، از سوی زنان بریتانیایی که پرهایی سفید -نمادی از ترسویی- را بین مردان جوانی توزیع می کردند که حاضر به پوشیدن یونیفورم ارتش نشده بودند.(۳) این پرها حتی بین پسرهای نوجوانی هم توزیع می شد که اصولا برای نام نویسی در ارتش خیلی جوان بودند.(۴) پسری با نام فردریک بروم[۲]، که در سن ۱۵ سالگی موفق به نام نویسی در ارتش شده بود، به جنگ رفت، اما در وضعیتی از تب بالا به انگلستان باز گردانده شد و سپس با اصرار پدرش، که شناسنامه اش را برای متقاعد ساختن مقامات ارائه کرده بود، از جنگیدن معاف شد. سپس، در حالیکه در سن ۱۶ سالگی در شهر خود از روی پلی عبور می کرد، چهار دختر فردریک جوان را دوره کرده و سه پَر سفید به او دادند. او بعدها این موقعیت را به این شکل به خاطر آورد:
بسیار احساس تحقیر و شرمساری کردم. به قدم زدن روی پل پایان دادم، در طرف دیگر آن سی و هفتمین اتحاد ارضی توپخانه صحراییِ سلطنتیِ لندن قرار داشت. مستقیم به آنجا رفتم و دوباره به ارتش ملحق شدم.(۵)
این مقاله ترجمه یکی از بخشهای کتاب «جنسیت پرستیِ دوم، تبعیض علیه مردان و پسران» نوشته دیوید بناتار با مشخصات ذیل است:
The Second Sexism: Discriminations Against Men and Boys, David Benatar, 2012, Wiley-Blakwell.
جنسیت پرستیِ دوم (تبعیض جنسیتی علیه مردان)
خدمت اجباری و نبرد
دیوید بِناتار
ترجمه: بهنام خداپناه
جنسیت پرستیِ دوم چیست؟
در آندسته جوامعی که در آنها تبعیض جنسی به عنوان امری خطا درنظر گرفته شده است، واکنش به این شکل تبعیض آندسته نگرشها و رویه هایی را هدف قرار داده است که (عمدتا) به ضرر زنان و دختران بوده است. در بالاترین شکل، تنها توجه بسیار اندکی به آندسته نمودهایی از تبعیض جنسی صورت گرفته است که قربانیان اصلیِ آنها مردان و پسران بوده اند. بازشناسیِ اندکی که نسبت به تبعیض علیه مردان وجود داشته است بسیار به ندرت به اصلاحات و بهبودی در این زمینه منتج شده است. بنا به این دلایل، ما می توانیم به تبعیض علیه مردان، با اتخاذ عبارت مشهور سیمون دوبوار[۱]، به عنوان «جنسیت پرستیِ دوم» اشاره کنیم. جنسیت پرستیِ دوم جنسیت پرستیِ مغفول است، جنسیت پرستی یی که حتی بوسیله اکثر کسانی که مخالف تبعیض جنسیتی هستند (یا دستکم ادعای چنین مخالفتی را دارند) نیز به جد گرفته نمی شود. این نه تنها به خاطر استلزاماتش برای تبعیضِ جاری علیه مردان بلکه همچنین به خاطر اینکه تبعیض علیه زنان نمی تواند بدون توجه به همه اَشکالِ جنسیت پرستی به خوبی مطرح شود مایه تاسف است.
خدمت اجباری و نبرد
شاید آشکارترین نمونه برای وضع نامناسب مردان، تاریخ طولانی مدتِ فشارهای اجتماعی و قانونی روی مردان، و نه زنان، برای ورود به ارتش و مبارزه در جنگ بوده است، که به موجب آن زندگیِ خود و سلامتِ روانی خود را به خطر بیاندازند. آنجا که فشار برای پیوستن به ارتش شکل خدمت اجباری را به خود گرفته است، هزینه های خودداری از این کار عبارت بوده از: تبعید تحمیل شده بر خود، زندانی کردن، حمله فیزیکی یا در شدیدترین شرایط اعدام.(۱) میلیونها مرد به خدمت اجباری گرفته شده و وادار به جنگیدن شده اند. خیلیهای دیگر نیز به زور به خدمت در نیروی دریایی واداشته می شدند. درحالیکه خدمت اجباری در شمار رو به رشدی از کشورها – دستکم تا به امروز- فسخ شده است، همچنان، به اشکال مختلفی، در بیش از ۸۰ کشور جهان همچنان بکار بسته می شود.(۲) این کشورها شامل بسیاری از لیبرال دموکراسیهای توسعه یافته هستند که در آنها موانع قانونی برای پیشرفت زنان (تقریبا) به طور کامل از میان برداشته شده است.
در زمانها و کشورهایی که فشار بر مردان برای پیوستن به ارتش اجتماعی و نه قانونی بوده است، هزینه های نام نویسی نکردن از سوی مردان یا شرمساری بوده و یا محرومیت از بسیاری از حقوق اجتماعی. چه بسا برای مردم در کشورهای معاصر غربی فهم این مطلب دشوار باشد که آن نیروها در بسترهای دیگر از چه قدرتی برخوردار بوده اند. اما، مردان جوان، و حتی پسرها، احساس کرده اند، و حتی این احساس در آنها بوجود آورده شده که مردانگی شان زیرسوال خواهد رفت اگر نتوانند برای خدمت در ارتش نام نویسی کنند. به عبارت دیگر، اگر آنها از پاسخ به فراخوان برای پیوستن به ارتش کوتاهی می کردند ترسو خوانده می شدند. زنان، بی توجه نسبت به مزیت خود در معاف شدن از چنین فشارها و انتظاراتی، گاهی در شرمسار کردنِ مردانی که همین زنان فکر می کردند که آنها باید برای نام نویسی داوطلب می شدند، پیشگام بوده اند.
یک نمونه ی خصوصا تصویری از این وضعیت کمپینی است در خلال جنگ جهانی اول، از سوی زنان بریتانیایی که پرهایی سفید -نمادی از ترسویی- را بین مردان جوانی توزیع می کردند که حاضر به پوشیدن یونیفورم ارتش نشده بودند.(۳) این پرها حتی بین پسرهای نوجوانی هم توزیع می شد که اصولا برای نام نویسی در ارتش خیلی جوان بودند.(۴) پسری با نام فردریک بروم[۲]، که در سن ۱۵ سالگی موفق به نام نویسی در ارتش شده بود، به جنگ رفت، اما در وضعیتی از تب بالا به انگلستان باز گردانده شد و سپس با اصرار پدرش، که شناسنامه اش را برای متقاعد ساختن مقامات ارائه کرده بود، از جنگیدن معاف شد. سپس، در حالیکه در سن ۱۶ سالگی در شهر خود از روی پلی عبور می کرد، چهار دختر فردریک جوان را دوره کرده و سه پَر سفید به او دادند. او بعدها این موقعیت را به این شکل به خاطر آورد:
بسیار احساس تحقیر و شرمساری کردم. به قدم زدن روی پل پایان دادم، در طرف دیگر آن سی و هفتمین اتحاد ارضی توپخانه صحراییِ سلطنتیِ لندن قرار داشت. مستقیم به آنجا رفتم و دوباره به ارتش ملحق شدم.(۵)
حتی در آن معدود جماعتهایی که زنان به خدمت اجباری گرفته شده اند، آنها تقریبا به شکل ثابتی با نرمی و مدارای بیشتری مورد رفتار قرار گرفته اند. از اینرو، اسرائیل، یکی از معدود دولتهای معاصر (و شاید تنها دولت لیبرال دموکرات) که در حال حاضر زنان را به خدمت سربازی می گیرد، خدمت سربازی در آنجا برای زنان در مقایسه با مردان به شکل خیلی خیلی کمتری طاقت فرساست. زنان کمتر از دو سال و مردان به مدت سه سال تمام به خدمت اجباری در می آیند.(۶) در حالیکه مردان تا سن ۵۴ سالگی به حالت رزرو در می آیند، زنان تنها تا سن ۲۴ سالگی اینگونه اند.(۷) علاوه بر این، زنانِ متاهل و نه مردان متاهل از خدمت معاف هستند. زنان همچنین به احتمال خیلی بیشتری بر اساس مبانی دیگر (همچون تعهداتِ مذهبی) معاف می شوند.(۸) مهمتر از همه، زنان به جنگیدن وادار نمی شوند و بدین وسیله از بدترین وجه زندگیِ نظامی معاف هستند.(۹) براستی، آنها عمدتا در مشاغلی جای می گیرند که مردانِ بیشتری را برای جنگیدن «فراهم آورند.»
برخی، کاملا به درستی، خاطرنشان کرده اند که تعریف «جنگیدن» اغلب تغییر می کند، با این نتیجه که گرچه زنان اغلب ظاهرا از شرایط جنگی کنار گذاشته می شوند، اما آنها گاهی عملا در فعالیت جنگیِ مخاطره آمیزی درگیر می شوند.(۱۰) این امر خصوصا در مورد ارتش ایالات متحده صادق است که، نظر به واقع هرچند نه به لحاظ حقوقی، زنان به شکل فزاینده ای در شرایطی هستند که زیر آتش دشمن قرار دارند. کینگزلی براون[۳] اذعان دارد به اینکه این سربازانِ زن به این معنا «در جنگ» هستند که با «خطراتِ جنگیدن» مواجه اند یا «در معرضِ آسیب» قرار دارند. اما طبق ادعای او این زنان در معنای دیگر و باریکتری که در اشاره به «دنبال دشمن کردن و نزدیک شدن به او برای اهداف کشتنش» است «در نبرد» نیستند.(۱۱) به عبارت دیگر، تفاوت بین «در معرضِ آسیب بودن» و «در نبرد» بودن (در معنای باریک آن) تفاوتی است بین امیدواری در دوری از برخورد با دشمن اما ناتوانی در آن با دنبال چنین برخوردی بودن و درگیر شدن با دشمن. علاوه بر این، صحت این مطلب به قوت خود باقی است که در آن مواضعِ نسبتا معدودی، هم به لحاظ تاریخی و هم جغرافیایی، که به زنان اجازه داده می شود تا نقش آفرینی کنند و خود را در معرض خطر بزرگتری قرار دهند، این امر نتیجه انتخاب خودِ آنها و نه زور و اجبار بوده است. از اینرو، حتی زنان معمولا تا حد ممکن از بدترین شرایطِ جنگیدن دور نگهداشته می شوند.
برخی خاطرنشان کرده اند که مستثنی ساختن زنان از جنگیدن در میدانهای نبرد به حفاظتِ همگانی از آنان در دوران جنگ منتج نگردیده است. آنجا که جنگها در قلمرو خانه صورت گرفته است، زنان مرتبا در بین تلفاتِ جنگ بوده اند. اما این مطلب همچنان صادق است که سناریوهایی از این دست بوسیله جوامع به عنوان انحرافی از نبردِ «ایدئال» دیده می شود که در آن جنگجویان (مرد) در فاصله ای از زنان و کودکانی که آنها ظاهرا از آنها محافظت می کنند به نبرد می پردازند. یک جامعه تلاش می کند تا از زنانِ خود و نه مردانش از خطراتِ تهدید کننده ی زندگی از ناحیه جنگ مراقبت به عمل آورد.
همچنین نباید فراموش کنید که جنگ تا چه اندازه وحشتناک است. شرایط در جنگ می تواند مخوف باشد. برای مثال، شرایط مورد مواجهه توسط نیروهای انگلیسی را ملاحظه کنید که در ۲۵ اکتبر ۱۴۱۵ به انتظار نبردِ آگینکورت[۴] نشسته بودند:
انتظار . . . باید کسب و کاری سرد، فاجعه بار و کثیف باشد. باران می بارید، زمین به تازگی شخم خورده بود، دمای هوا احتمالا چهار یا زیر ده درجه سانتیگراد بود و بسیاری از افراد از اسهال رنج می بردند. از آنجاییکه هیچکس احتمالا مجاز به ترک پست خود در زمان آماده باش نبود، این افراد که از بیماری رنج می بردند مجبور بودند همانجایی که ایستاده بودند قضای حاجت کنند. برای هر سرباز پیاده نظامِ بیچاره ای که پاپوش به تن داشت که به زره فلزی اش محکم شده بود، حتی همین هم ممکن نبود.(۱۲)
اینطور نیست که تنها اسهال شرط ضروریِ زبونیهایی از این دست بوده باشد:
همچنانکه برخورد با دشمن نزدیکتر می شود، انتظار ترس قوت می گیرد. اثراتِ بدنیِ این انتظار هجوم می آورد. ضربان قلب تندتر می شود، چهره غرق در عرق می شود و دهان خشک – این خشکی به اندازه ای است که مردان اغلب با دهانهای سیاه و لبهای خشک و ترک خورده از جنگ بیرون می آیند. فکها بازند و دندانها به هم می خورند، و یک مرد در تلاشی برای کنترل خود چه بسا فک خود را آنچنان محکم ببندد که برای روزها پس از آن احساس درد کند. بسیاری کنترل ادرار و مدفوع خود را از دست می دهند. تقریبا یک چهارم سربازانِ لشکر آمریکایی که در جنوب اقیانوس آرام مورد مصاحبه قرار گرفتند پذیرفتند که آنها خود را خراب کرده بودند و منظره سربازانی که فورا و پیش از آنکه دست به کار شوند کنترل ادرار خود را از دست می دهند به قدمتِ خودِ جنگ است.(۱۳)
برخی، کاملا به درستی، خاطرنشان کرده اند که تعریف «جنگیدن» اغلب تغییر می کند، با این نتیجه که گرچه زنان اغلب ظاهرا از شرایط جنگی کنار گذاشته می شوند، اما آنها گاهی عملا در فعالیت جنگیِ مخاطره آمیزی درگیر می شوند.(۱۰) این امر خصوصا در مورد ارتش ایالات متحده صادق است که، نظر به واقع هرچند نه به لحاظ حقوقی، زنان به شکل فزاینده ای در شرایطی هستند که زیر آتش دشمن قرار دارند. کینگزلی براون[۳] اذعان دارد به اینکه این سربازانِ زن به این معنا «در جنگ» هستند که با «خطراتِ جنگیدن» مواجه اند یا «در معرضِ آسیب» قرار دارند. اما طبق ادعای او این زنان در معنای دیگر و باریکتری که در اشاره به «دنبال دشمن کردن و نزدیک شدن به او برای اهداف کشتنش» است «در نبرد» نیستند.(۱۱) به عبارت دیگر، تفاوت بین «در معرضِ آسیب بودن» و «در نبرد» بودن (در معنای باریک آن) تفاوتی است بین امیدواری در دوری از برخورد با دشمن اما ناتوانی در آن با دنبال چنین برخوردی بودن و درگیر شدن با دشمن. علاوه بر این، صحت این مطلب به قوت خود باقی است که در آن مواضعِ نسبتا معدودی، هم به لحاظ تاریخی و هم جغرافیایی، که به زنان اجازه داده می شود تا نقش آفرینی کنند و خود را در معرض خطر بزرگتری قرار دهند، این امر نتیجه انتخاب خودِ آنها و نه زور و اجبار بوده است. از اینرو، حتی زنان معمولا تا حد ممکن از بدترین شرایطِ جنگیدن دور نگهداشته می شوند.
برخی خاطرنشان کرده اند که مستثنی ساختن زنان از جنگیدن در میدانهای نبرد به حفاظتِ همگانی از آنان در دوران جنگ منتج نگردیده است. آنجا که جنگها در قلمرو خانه صورت گرفته است، زنان مرتبا در بین تلفاتِ جنگ بوده اند. اما این مطلب همچنان صادق است که سناریوهایی از این دست بوسیله جوامع به عنوان انحرافی از نبردِ «ایدئال» دیده می شود که در آن جنگجویان (مرد) در فاصله ای از زنان و کودکانی که آنها ظاهرا از آنها محافظت می کنند به نبرد می پردازند. یک جامعه تلاش می کند تا از زنانِ خود و نه مردانش از خطراتِ تهدید کننده ی زندگی از ناحیه جنگ مراقبت به عمل آورد.
همچنین نباید فراموش کنید که جنگ تا چه اندازه وحشتناک است. شرایط در جنگ می تواند مخوف باشد. برای مثال، شرایط مورد مواجهه توسط نیروهای انگلیسی را ملاحظه کنید که در ۲۵ اکتبر ۱۴۱۵ به انتظار نبردِ آگینکورت[۴] نشسته بودند:
انتظار . . . باید کسب و کاری سرد، فاجعه بار و کثیف باشد. باران می بارید، زمین به تازگی شخم خورده بود، دمای هوا احتمالا چهار یا زیر ده درجه سانتیگراد بود و بسیاری از افراد از اسهال رنج می بردند. از آنجاییکه هیچکس احتمالا مجاز به ترک پست خود در زمان آماده باش نبود، این افراد که از بیماری رنج می بردند مجبور بودند همانجایی که ایستاده بودند قضای حاجت کنند. برای هر سرباز پیاده نظامِ بیچاره ای که پاپوش به تن داشت که به زره فلزی اش محکم شده بود، حتی همین هم ممکن نبود.(۱۲)
اینطور نیست که تنها اسهال شرط ضروریِ زبونیهایی از این دست بوده باشد:
همچنانکه برخورد با دشمن نزدیکتر می شود، انتظار ترس قوت می گیرد. اثراتِ بدنیِ این انتظار هجوم می آورد. ضربان قلب تندتر می شود، چهره غرق در عرق می شود و دهان خشک – این خشکی به اندازه ای است که مردان اغلب با دهانهای سیاه و لبهای خشک و ترک خورده از جنگ بیرون می آیند. فکها بازند و دندانها به هم می خورند، و یک مرد در تلاشی برای کنترل خود چه بسا فک خود را آنچنان محکم ببندد که برای روزها پس از آن احساس درد کند. بسیاری کنترل ادرار و مدفوع خود را از دست می دهند. تقریبا یک چهارم سربازانِ لشکر آمریکایی که در جنوب اقیانوس آرام مورد مصاحبه قرار گرفتند پذیرفتند که آنها خود را خراب کرده بودند و منظره سربازانی که فورا و پیش از آنکه دست به کار شوند کنترل ادرار خود را از دست می دهند به قدمتِ خودِ جنگ است.(۱۳)
شروع جنگ همانا و شروع تلفاتِ آن نیز همانا.(۱۴) میلیونها مرد در جنگ کشته شده اند. ضربه های سنگین با وسایل گوناگونی به آنها وارده شده، با شمشیر و توپ سرهای خود را از دست داده، با تبر تکه پاره شده، و هر جزئی از بدنشان – سر، قفسه سینه، شکم، اندامهای تناسلی و اعضای دیگر- قطعه قطعه شده است.(۱۵) آنها با گاز مسموم شده، زنده سوزانده شده، با هواپیما به سوی مرگشان سقوط کرده، غرق شده و از فشار ناشی از انفجار دچار خونریزی داخلی می شدند. برخی فورا می میرند. دیگران در اثر خونریزی جان می دهند، و تسلیم انواع عفونتها شده یا به شکل دیگری در اثر زخمهایشان در طول دوره هایی با مدت زمان متفاوت هلاک می شوند. برخی که به شکلی کشنده آسیب می دیدند در میدان نبرد به آرامی جان می دادند زیرا تخلیه به موقع برای درمانِ پزشکی غیرممکن بود.
اما همه تلفات مهلک نیستند. برخی نسبتا خفیفند، با این حال در مقایسه با زنان که با معاف شدن از جنگ از چنین آسیبهایی نجات می یافتند یک عدم مزیت به شمار می روند.(۱۷) اما آسیبهای جدی شدیدا معمول هستند. مردان اعضا، فک، بینی، گوش و چشمانشان را از دست داده اند. آنها به شیوه های بسیاری کور، کر، فلج و معیوب شده اند. اما همه زخمها فیزیکی نیستند. آسیبهای روانیِ[۵] جنگ، و مصدومیت، شاهدی است بر مرگهای وحشتناک و زخمهای همراهان، و حتی تحمیل چنین چیزهایی بر دشمنان نیز می تواند به آسانی باعث آسیبهای روانی گردد.(۱۸) سربازان می توانند دهه ها به خاطر تجربیاتِ جنگی شان شبح زده شوند، و زندگی هایشان به هزاران شیوه به شکلی منفی متاثر گردد.
وحشتهای جنگ چنانند که سربازانِ بسیاری – حتی کسانیکه به صورت داوطلبانه به جنگ می آیند، اما خصوصا سربازانِ اجباری- به جای ماندن، میدان جنگ را ترک می کنند. فشارها علیه فرار از خدمت تاحدی اجتماعی است. مردان، اگر قرار باشد که آبروی خود را حفظ کنند باید شجاعانه و «با افتخار» عمل کنند. اما این فشارها برای اینکه همه مردان را در صفوف نبرد حفظ کند ناکافی است و از اینرو مجازاتهای تندی نسبت به آندسته از افرادی تحمیل می شود که در پی عدم مشارکت یا فرار از خدمت بوده اند. فراریان مرتبا به زندان افکنده می شوند اما مجازاتهای دیگر شامل داغ گذاری بوده است.(۱۹) فراریان اغلب یا به صورت فی الفور و یا در پی دادگاهی نظامی اعدام شده اند.(۲۰) دربین آندسته از کسانیکه به خاطر فرار از خدمت اعدام می شدند بودند کسانی که امروزه، دستکم در برخی از جوامع، به عنوان افرادی شناخته می شوند که دارای اختلال فشار روانی پس-آسیبی[۶] هستند.(۲۱) اما همچنان، حتی در جوامعِ پیشرفته، مواردی وجود دارد که ارتش به اندازه کافی نسبت به فشارهای روانیِ جنگ واقف نیست. در سال ۲۰۰۳ سربازی آمریکایی، در دومین شب حضورش در عراق، شاهد فردی عراقی بود که مسلسلی او را به دو نیم کرده بود. سرباز دچار تهوع شد و «و ساعتها شوکه شده بود. دچار سردرد شده و از ناحیه قفسه سینه دچار آسیب دیدگی شد.» «وقتیکه به مافوقش اطلاع داد که او حمله ای ناگهانی را تجربه کرده بود و نیاز داشت تا کسی را ببیند،» مافوقش گفته بود که به او «دو قرص خواب بدهند و به او گفته بود که از آنجا گم شود.»(۲۳) دو روز بعد او به ایالات متحده فرستاده شد و سپس به ترسویی متهم شد. او گفته بود که «ترسو اَنگِ نسبتا بزرگی است که آنرا با خود به هرجایی می برد.»(۲۴) نهایتا او از همه اتهامات تبرئه شد،(۲۵) اما این امر پیش از آنکه باعث مقدار زیادی فشار و ناراحتی برای او شود رخ نداد.
سربازان دیگر، در آرزوی اجتناب از ادامه نبرد و مجازاتهای ناشی از فرار، خود را به بیماری روانی زده اند، در حالیکه برخی دیگر نیز به اعمالی همچون معیوب ساختنِ خویشتن پناه آورده اند تا اثبات کنند که به درد ادامه خدمت نمی خورند.(۲۶) برخی آنچنان نومید می شوند که اقدام به گرفتنِ جانشان می کنند.(۲۷)
برخی سربازان تبدیل به زندانیانِ جنگ می شوند. هرچند اکنون معاهداتی وجود دارد که بر نحوه رفتار با زندانیان حکمفرماست، این معاهدات نسبتا جدیدند و حتی اکنون نیز مرتبا نقض می شوند. همه زندانیان جنگ، در مقام تعریف، زندانی هستند و از سختیهایی رنج می برند که با زندانی شدن همبستگی دارد. برخی کتک زده شده، شکنجه گردیده، گرسنه نگه داشته شده و به اعمال شاقه محکوم می شوند. برخی هم اعدام می گردند.
اما همه تلفات مهلک نیستند. برخی نسبتا خفیفند، با این حال در مقایسه با زنان که با معاف شدن از جنگ از چنین آسیبهایی نجات می یافتند یک عدم مزیت به شمار می روند.(۱۷) اما آسیبهای جدی شدیدا معمول هستند. مردان اعضا، فک، بینی، گوش و چشمانشان را از دست داده اند. آنها به شیوه های بسیاری کور، کر، فلج و معیوب شده اند. اما همه زخمها فیزیکی نیستند. آسیبهای روانیِ[۵] جنگ، و مصدومیت، شاهدی است بر مرگهای وحشتناک و زخمهای همراهان، و حتی تحمیل چنین چیزهایی بر دشمنان نیز می تواند به آسانی باعث آسیبهای روانی گردد.(۱۸) سربازان می توانند دهه ها به خاطر تجربیاتِ جنگی شان شبح زده شوند، و زندگی هایشان به هزاران شیوه به شکلی منفی متاثر گردد.
وحشتهای جنگ چنانند که سربازانِ بسیاری – حتی کسانیکه به صورت داوطلبانه به جنگ می آیند، اما خصوصا سربازانِ اجباری- به جای ماندن، میدان جنگ را ترک می کنند. فشارها علیه فرار از خدمت تاحدی اجتماعی است. مردان، اگر قرار باشد که آبروی خود را حفظ کنند باید شجاعانه و «با افتخار» عمل کنند. اما این فشارها برای اینکه همه مردان را در صفوف نبرد حفظ کند ناکافی است و از اینرو مجازاتهای تندی نسبت به آندسته از افرادی تحمیل می شود که در پی عدم مشارکت یا فرار از خدمت بوده اند. فراریان مرتبا به زندان افکنده می شوند اما مجازاتهای دیگر شامل داغ گذاری بوده است.(۱۹) فراریان اغلب یا به صورت فی الفور و یا در پی دادگاهی نظامی اعدام شده اند.(۲۰) دربین آندسته از کسانیکه به خاطر فرار از خدمت اعدام می شدند بودند کسانی که امروزه، دستکم در برخی از جوامع، به عنوان افرادی شناخته می شوند که دارای اختلال فشار روانی پس-آسیبی[۶] هستند.(۲۱) اما همچنان، حتی در جوامعِ پیشرفته، مواردی وجود دارد که ارتش به اندازه کافی نسبت به فشارهای روانیِ جنگ واقف نیست. در سال ۲۰۰۳ سربازی آمریکایی، در دومین شب حضورش در عراق، شاهد فردی عراقی بود که مسلسلی او را به دو نیم کرده بود. سرباز دچار تهوع شد و «و ساعتها شوکه شده بود. دچار سردرد شده و از ناحیه قفسه سینه دچار آسیب دیدگی شد.» «وقتیکه به مافوقش اطلاع داد که او حمله ای ناگهانی را تجربه کرده بود و نیاز داشت تا کسی را ببیند،» مافوقش گفته بود که به او «دو قرص خواب بدهند و به او گفته بود که از آنجا گم شود.»(۲۳) دو روز بعد او به ایالات متحده فرستاده شد و سپس به ترسویی متهم شد. او گفته بود که «ترسو اَنگِ نسبتا بزرگی است که آنرا با خود به هرجایی می برد.»(۲۴) نهایتا او از همه اتهامات تبرئه شد،(۲۵) اما این امر پیش از آنکه باعث مقدار زیادی فشار و ناراحتی برای او شود رخ نداد.
سربازان دیگر، در آرزوی اجتناب از ادامه نبرد و مجازاتهای ناشی از فرار، خود را به بیماری روانی زده اند، در حالیکه برخی دیگر نیز به اعمالی همچون معیوب ساختنِ خویشتن پناه آورده اند تا اثبات کنند که به درد ادامه خدمت نمی خورند.(۲۶) برخی آنچنان نومید می شوند که اقدام به گرفتنِ جانشان می کنند.(۲۷)
برخی سربازان تبدیل به زندانیانِ جنگ می شوند. هرچند اکنون معاهداتی وجود دارد که بر نحوه رفتار با زندانیان حکمفرماست، این معاهدات نسبتا جدیدند و حتی اکنون نیز مرتبا نقض می شوند. همه زندانیان جنگ، در مقام تعریف، زندانی هستند و از سختیهایی رنج می برند که با زندانی شدن همبستگی دارد. برخی کتک زده شده، شکنجه گردیده، گرسنه نگه داشته شده و به اعمال شاقه محکوم می شوند. برخی هم اعدام می گردند.
بعد از جنگیدن، که اغلب از روی اکراه و زیر تهدید مجازات شدید برای خودداری از عدم حضور در آن صورت گرفته، سربازانِ باقیمانده به خانه باز می گردند. درحالیکه گاهی خوشامدگویی از یک قهرمان انتظارشان را می کشد، این خوشامدگویی به اندازه آسیبهایی که بسیاری از آنها از آن رنج برده اند به درازا نمی کشد.(۲۸) قبولِ اولیه شان توسط جامعه غیرنظامی معمولا از شکوه چندانی برخوردار نیست.(۲۹) آنها می توانند از این ترس رنج بکشند که جنگ تا چه اندازه آنها را وحشی کرده است. چه بسا حتی با آنها با دشمنی ملاقات شود زمانیکه جنگی که در آن شرکت کرده اند از نظر عموم جنگی ناموجه بوده باشد.(۳۰) براستی، آنها گاهی حتی پیش از بازگشت از چنین جنگهایی نیز پس زده میشوند. برای مثال، همچنانکه جنگ ویتنام در ایالاتِ متحده نامحبوب تر شد، «به شکل فزاینده ای برای دوست دخترها، نامزدها و حتی همسرانِ سربازانی که به آنها متکی بودند ترک رابطه تبدیل به امر خیلی معمولی گردید.»(۳۱)
اینطور نیست که همه مردانی که به خدمت سربازی می روند شاهد جنگ باشند، اما خدمت سربازی حتی در نبودِ جنگ نیز یک زیانِ شایان توجه است. کسانی که به خدمت می روند روند زندگی شان دچار انقطاع می شود. سربازان از خانواده شان جدا می شوند. در معرض انواع هتک حرمتها نسبت به حریم خصوصی شان، محدودیتها بر آزادی شان، رفتارهای تحقیرآمیز و نظم و تادیب شدید قرار می گیرند.(۳۲) حتی امروزه، برای مثال در ارتش روسیه، «نظامی توهین آمیز از تادیب که به عنوان dedovshchina شناخته می شود» مورد اعمال قرار می گیرد.(۳۳) همه ساله هزاران مورد گزارش می شود و شماری از سربازان همه ساله در نتیجه این تادیب جان می دهند.(۳۴) صدها نفر نیز تن به خودکشی می دهند.(۳۵)
https://3danet.ir/%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D8%B9%DB%8C%D8%B6-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%AA%DB%8C/
اینطور نیست که همه مردانی که به خدمت سربازی می روند شاهد جنگ باشند، اما خدمت سربازی حتی در نبودِ جنگ نیز یک زیانِ شایان توجه است. کسانی که به خدمت می روند روند زندگی شان دچار انقطاع می شود. سربازان از خانواده شان جدا می شوند. در معرض انواع هتک حرمتها نسبت به حریم خصوصی شان، محدودیتها بر آزادی شان، رفتارهای تحقیرآمیز و نظم و تادیب شدید قرار می گیرند.(۳۲) حتی امروزه، برای مثال در ارتش روسیه، «نظامی توهین آمیز از تادیب که به عنوان dedovshchina شناخته می شود» مورد اعمال قرار می گیرد.(۳۳) همه ساله هزاران مورد گزارش می شود و شماری از سربازان همه ساله در نتیجه این تادیب جان می دهند.(۳۴) صدها نفر نیز تن به خودکشی می دهند.(۳۵)
https://3danet.ir/%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D8%B9%DB%8C%D8%B6-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%AA%DB%8C/
صدانت
خدمت اجباری و نبرد، جنسیت پرستیِ دوم (تبعیض جنسیتی علیه مردان) • صدانت
این مقاله ترجمه یکی از بخشهای کتاب «جنسیت پرستیِ دوم، تبعیض علیه مردان و پسران» نوشته دیوید بناتار با مشخصات ذیل است: The Second Sexism: Discriminations
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدئو: کووید ۵۷
مقایسه بخشی از سخنان محمدرضا شاه پهلوی و خمینی در خصوص ایران و ملیت و وطنپرستی و اسلام 🤔😔
مقایسه بخشی از سخنان محمدرضا شاه پهلوی و خمینی در خصوص ایران و ملیت و وطنپرستی و اسلام 🤔😔
قابل توجه کسانی که از ایجاد تغییر مایوسند!
بازگشت بدون سانسور گرگ آ.اس.رم به صداوسیما بیشک نتیجه سالها مبارزه و مطالبهگری بود. قابل توجه کسانی که از ایجاد تغییر مایوسند!
https://www.balatarin.com/permlink/2021/5/14/5573320
بازگشت بدون سانسور گرگ آ.اس.رم به صداوسیما بیشک نتیجه سالها مبارزه و مطالبهگری بود. قابل توجه کسانی که از ایجاد تغییر مایوسند!
https://www.balatarin.com/permlink/2021/5/14/5573320
اینها سوابق آقای رئیسی هست، ملاحظه بفرمایید:
۹ سال جانشین و رئیس دادستانی استان تهران (( ۱۳۶۴-۱۳۷۳ ))
۱۰ سال رئیس سازمان بازرسی کل کشور (( ۱۳۷۳-۱۳۸۳ ))
۱۰ سال معاون اول قوه قضائیه (( ۱۳۸۳-۱۳۹۳ ))
۹ سال دادستان ویژه روحانیت (( ۱۳۹۱-تاکنون ))
۱/۵ سال دادستان کل کشور (( شهریور ۱۳۹۳-اسفند ۱۳۹۴))
بعد ایشون میاد میگه که کشور دچار فساد گسترده شده و من اومدم که فساد رو ریشه کن کنم
آقای محترم ، شما از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۹۴ یعنی ۳۰ سال جز ۲یا۳ نفر اول دستگاه قضا بودی.
این سالها چکار کردی؟
مگر فساد در کشور به تازگي شکل گرفته؟!؟!
فساد گسترده اکبر طبری و دهها قاضی دقیقا در دوران خودت و در یک زمان طولانی در سیستم خودت بود
دزدی بزرگ و فرار معاون خودت در آستان قدس رضوی هم در دوران ریاست خودت بود
یک سال كه شما، رئیس یکی از بزرگترین هلدینگ های اقتصادی کشور بوديد ( آستان قدس رضوی )که اتفاقا مالیات هم نمي داديد!
ازش برای تبلیغات انتخاباتی استفاده کردید فیلم دادن ارزاق و خانه سازی نشون میدادید
بعد میای سخنرانی میکنی که چرا از کارمندان مالیات میگیرن و شرکت های بزرگ و افراد سرمایه دار مالیات نمیدن؟!؟!
مگه مجموعه خودت مالیات میداد؟
شعار دادید که برای حفظ کرامت مردم اومدم
اون زمانی که پدرخانم جنابعالی آقای علم الهدی تو خطبه های نماز جمعه گفتن که مردم اشکنه پیاز بخورن یا آقای جنتی گفتن که مردم اصلا روزی یک وعده غذا بخورن ، مردم کرامت نداشتن یا اصلا کلمه کرامت اختراع نشده بود ؟!؟!
سید، این تبلیغات انتخاباتی شما داره به خودتون ضربه میزنه.
الان دیگه زمانی نیست که مردم این چیزها رو متوجه نشن!!!
دیدی با تتلو که از دختر های زیر سن قانونی حرمسرا درست کرده و اینستا بخاطر زشتی و بی اخلاقی پیجش اون رو فیلتر میکنه و دولت ترکیه دستگیرش کرده، کلیپ انتخاباتی درست کردی بعدش رفت خارج فحش خواهر و مادر بهت داد و کلیپش رو منتشر کرد
ولی حاضر نشدی از شجریان بگی یا با هنرمندان خوب کشورمان ویدئو بسازی
وقتی رئیس قوه قضائیه شدی یک روز با مترو رفتی سرکار و صدا و سیما هم گفتی بیان فیلم بگیرن و پخش کردن بعدش ماشین ضدگلوله سوار شدی
اگر اسم این کارها ریا نیست پس اسمش چیه؟
میخوام حداقل همین رو بدونم و ازتون یاد بگیرم
حرف قشنگ میزنی
میگی
کنار دادسرای کارکنان دولت دادسرای کارنکنان دولت هم باید درست بشه
اولا چرا بهش عمل نمیکنی و درستش نمیکنی؟؟؟
ضمنا اول کارنکنی که اونجا باید محاکمه بشه خودتی
۳۰ سال در دستگاه قضایی بودی حتی یک حکم ندادی
تنها حکم تو در تمام این دوران اعدامهای سال ۶۸ بود که اون هم حکم نبود بلکه امضای بی محاکمه اعدام دسته جمعی بود در کنار امضای چندنفر دیگه
درمورد سمت آیت اللهی و مدرک دکتری خودت چی میگی؟
یکسال وفقط یکسال در مدرسه حقانی درس خواندی و در ۱۹ سالگی و بعد از همون یکسال لباس روحانیت پوشیدی و دادستان انقلاب کرج شدی و بعدش دادستان انقلاب تهران در هیچ حوزه علمیه نام تو نیست مخصوصا اینکه سرکار بودی اما خودبخود آیت الله شدی
بدون اینکه سرکلاس بری و یا مدرک پایه مثل دیپلم یا لیسانس داشته باشی در مدرسه عالی شهید مطهری به تو مدرک دکتری دادن
فقط خواهش میکنم بگو اسم این رو چی میزارن؟
اون وقت علمدار مبارزه با فساد تو هستی؟؟
مگه خانه مسکونی تو در بهترین نقطه سعادت آباد بار ارزش صدها میلیارد رو از حقوق کارمندی خریدی
مگر اون رو به یک دهم قیمت اون هم از دم قسط از اموال مصادره شده ستاد اجرایی فرمان امام نگرفتی؟
البته حتما میگی بقیه هم گرفتن به من هم دادن
بله درسته اونها هم مثل محسنی اژه ای و لاریجانی و ... هم نور چشمی بودن ولی مدعی پاکی و مبارزه با فساد به اندازه تو نیستند
الان صدها کانال بعنوان ستاد انتخاباتی تو فعال شدن و دارن تبلیغ برات میکنن و تو هم رد نمیکنی و میگی منتظر نظر آقا هستم
امیدوارم حضرت آقا اجازه بدن و دستگاه اجرایی از وجود با برکت تو استفاده کنه
و تو شروع کنی به اجرای شعارهای انتخاباتی قشنگت، دلم به حال مردم نجیب ایران نمیسوزه،کبابه کباب
۹ سال جانشین و رئیس دادستانی استان تهران (( ۱۳۶۴-۱۳۷۳ ))
۱۰ سال رئیس سازمان بازرسی کل کشور (( ۱۳۷۳-۱۳۸۳ ))
۱۰ سال معاون اول قوه قضائیه (( ۱۳۸۳-۱۳۹۳ ))
۹ سال دادستان ویژه روحانیت (( ۱۳۹۱-تاکنون ))
۱/۵ سال دادستان کل کشور (( شهریور ۱۳۹۳-اسفند ۱۳۹۴))
بعد ایشون میاد میگه که کشور دچار فساد گسترده شده و من اومدم که فساد رو ریشه کن کنم
آقای محترم ، شما از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۹۴ یعنی ۳۰ سال جز ۲یا۳ نفر اول دستگاه قضا بودی.
این سالها چکار کردی؟
مگر فساد در کشور به تازگي شکل گرفته؟!؟!
فساد گسترده اکبر طبری و دهها قاضی دقیقا در دوران خودت و در یک زمان طولانی در سیستم خودت بود
دزدی بزرگ و فرار معاون خودت در آستان قدس رضوی هم در دوران ریاست خودت بود
یک سال كه شما، رئیس یکی از بزرگترین هلدینگ های اقتصادی کشور بوديد ( آستان قدس رضوی )که اتفاقا مالیات هم نمي داديد!
ازش برای تبلیغات انتخاباتی استفاده کردید فیلم دادن ارزاق و خانه سازی نشون میدادید
بعد میای سخنرانی میکنی که چرا از کارمندان مالیات میگیرن و شرکت های بزرگ و افراد سرمایه دار مالیات نمیدن؟!؟!
مگه مجموعه خودت مالیات میداد؟
شعار دادید که برای حفظ کرامت مردم اومدم
اون زمانی که پدرخانم جنابعالی آقای علم الهدی تو خطبه های نماز جمعه گفتن که مردم اشکنه پیاز بخورن یا آقای جنتی گفتن که مردم اصلا روزی یک وعده غذا بخورن ، مردم کرامت نداشتن یا اصلا کلمه کرامت اختراع نشده بود ؟!؟!
سید، این تبلیغات انتخاباتی شما داره به خودتون ضربه میزنه.
الان دیگه زمانی نیست که مردم این چیزها رو متوجه نشن!!!
دیدی با تتلو که از دختر های زیر سن قانونی حرمسرا درست کرده و اینستا بخاطر زشتی و بی اخلاقی پیجش اون رو فیلتر میکنه و دولت ترکیه دستگیرش کرده، کلیپ انتخاباتی درست کردی بعدش رفت خارج فحش خواهر و مادر بهت داد و کلیپش رو منتشر کرد
ولی حاضر نشدی از شجریان بگی یا با هنرمندان خوب کشورمان ویدئو بسازی
وقتی رئیس قوه قضائیه شدی یک روز با مترو رفتی سرکار و صدا و سیما هم گفتی بیان فیلم بگیرن و پخش کردن بعدش ماشین ضدگلوله سوار شدی
اگر اسم این کارها ریا نیست پس اسمش چیه؟
میخوام حداقل همین رو بدونم و ازتون یاد بگیرم
حرف قشنگ میزنی
میگی
کنار دادسرای کارکنان دولت دادسرای کارنکنان دولت هم باید درست بشه
اولا چرا بهش عمل نمیکنی و درستش نمیکنی؟؟؟
ضمنا اول کارنکنی که اونجا باید محاکمه بشه خودتی
۳۰ سال در دستگاه قضایی بودی حتی یک حکم ندادی
تنها حکم تو در تمام این دوران اعدامهای سال ۶۸ بود که اون هم حکم نبود بلکه امضای بی محاکمه اعدام دسته جمعی بود در کنار امضای چندنفر دیگه
درمورد سمت آیت اللهی و مدرک دکتری خودت چی میگی؟
یکسال وفقط یکسال در مدرسه حقانی درس خواندی و در ۱۹ سالگی و بعد از همون یکسال لباس روحانیت پوشیدی و دادستان انقلاب کرج شدی و بعدش دادستان انقلاب تهران در هیچ حوزه علمیه نام تو نیست مخصوصا اینکه سرکار بودی اما خودبخود آیت الله شدی
بدون اینکه سرکلاس بری و یا مدرک پایه مثل دیپلم یا لیسانس داشته باشی در مدرسه عالی شهید مطهری به تو مدرک دکتری دادن
فقط خواهش میکنم بگو اسم این رو چی میزارن؟
اون وقت علمدار مبارزه با فساد تو هستی؟؟
مگه خانه مسکونی تو در بهترین نقطه سعادت آباد بار ارزش صدها میلیارد رو از حقوق کارمندی خریدی
مگر اون رو به یک دهم قیمت اون هم از دم قسط از اموال مصادره شده ستاد اجرایی فرمان امام نگرفتی؟
البته حتما میگی بقیه هم گرفتن به من هم دادن
بله درسته اونها هم مثل محسنی اژه ای و لاریجانی و ... هم نور چشمی بودن ولی مدعی پاکی و مبارزه با فساد به اندازه تو نیستند
الان صدها کانال بعنوان ستاد انتخاباتی تو فعال شدن و دارن تبلیغ برات میکنن و تو هم رد نمیکنی و میگی منتظر نظر آقا هستم
امیدوارم حضرت آقا اجازه بدن و دستگاه اجرایی از وجود با برکت تو استفاده کنه
و تو شروع کنی به اجرای شعارهای انتخاباتی قشنگت، دلم به حال مردم نجیب ایران نمیسوزه،کبابه کباب
سکوت بانک ملت در پی هک اطلاعات محرمانه ۴۰ میلیون کاربر
۳ روز از افشای اطلاعات خصوصی حدود چهل میلیون کاربر دارای حساب بانکی در بانک ملت گذشته و هنوز هیچ خبرگزاری رسمی این فاجعه را پوشش خبری نداده است! همچنین بانک ملت نیز نه تنها عذرخواهی نکرده بلکه حتی این خبر را به مردم اطلاع رسانی نمیکند! هکرها در تاریخ ۲۲ اردیبهشت اقدام به فروش اطلاعات محرمانه چهل میلیون کاربر ایرانی در اینترنت کرده اند و هیچ نهاد و سامانه های امنیتی این فاجعه سایبری را اطلاع رسانی نکرده اند. این اطلاعات محرمانه شامل نام و نام خانوادگی، شماره موبایل، آدرس و شماره کارت بانکی میباشد که هم اکنون در شبکه های زیرزمینی فضای مجازی دست به دست و فروخته میشود.
این چندمین بار است که نشت اطلاعات نام بانک ملت را بر سر زبانها انداخته است، اواخر سال ۹۷ نیز به دلیل خطای انسانی اطلاعات تعدادی از کاربران بهپرداخت ملت درز کرد. در آن زمان نیز اعلام شد که اطلاعات درز کرده حاوی اطلاعات محرمانه نیست و هیچ آسیبی به حسابهای بانکی افراد وارد نشده است. سال ۹۸ نیز خبر نشت اطلاعات ۵ بانک دولتی داد که نام بانک ملت نیز در میان آن بانکها قرار داشت.
۳ روز از افشای اطلاعات خصوصی حدود چهل میلیون کاربر دارای حساب بانکی در بانک ملت گذشته و هنوز هیچ خبرگزاری رسمی این فاجعه را پوشش خبری نداده است! همچنین بانک ملت نیز نه تنها عذرخواهی نکرده بلکه حتی این خبر را به مردم اطلاع رسانی نمیکند! هکرها در تاریخ ۲۲ اردیبهشت اقدام به فروش اطلاعات محرمانه چهل میلیون کاربر ایرانی در اینترنت کرده اند و هیچ نهاد و سامانه های امنیتی این فاجعه سایبری را اطلاع رسانی نکرده اند. این اطلاعات محرمانه شامل نام و نام خانوادگی، شماره موبایل، آدرس و شماره کارت بانکی میباشد که هم اکنون در شبکه های زیرزمینی فضای مجازی دست به دست و فروخته میشود.
این چندمین بار است که نشت اطلاعات نام بانک ملت را بر سر زبانها انداخته است، اواخر سال ۹۷ نیز به دلیل خطای انسانی اطلاعات تعدادی از کاربران بهپرداخت ملت درز کرد. در آن زمان نیز اعلام شد که اطلاعات درز کرده حاوی اطلاعات محرمانه نیست و هیچ آسیبی به حسابهای بانکی افراد وارد نشده است. سال ۹۸ نیز خبر نشت اطلاعات ۵ بانک دولتی داد که نام بانک ملت نیز در میان آن بانکها قرار داشت.