Forwarded from صادق زیباکلام - Sadegh Zibakalam
✍در انجام کار فرهنگی، دکتر علی دهباشی بهتنهایی یک سر و گردن از ارشاد و صداوسیما بالاتر میایستد | ۱۲ اسفندماه ۱۳۹۹
🔹️اولینبار که آقای دکتر علی دهباشی را دیدم، در دفترم در دانشگاه بود. باتفاق مرحوم داریوش شایگان آمده بودند، تا بقول شایگان، نویسندۀ «ما چگونه ما شدیم» را ببینند. من هم مثل همۀ میهمانان ویژهام، برایشان قهوۀ فرانسه درست کردم. چند وقت بعد از آن دیدار بود که دوست مشترکمان آقای شاهین مدرس پیغام دادند که دکتر دهباشی میپرسند که اگر شما را برای «شبهای بخارا» دعوت کنند، شرکت میکنید؟ گفتم شاهین جان با عرض معذرت و شرمندگی، من نمیدانم «شبهای بخارا» چیست. گفت در محل موقوفۀ افشار در شمیران که تعلق بهدانشگاه تهران دارد، برای بزرگداشت شخصیتها، شبی را اختصاص میدهند و از چندین سخنران دعوت میکنند تا پیرامون آن شخصیت سخنرانی کنند. دکتر دهباشی مسئولیت این برنامهها را بر عهده دارند. گفتم اگر موضوعی باشد که فکر کنم حرفی برای گفتن دارم، با کمال میل شرکت میکنم.
🔹️نخستین برنامهای که دعوت شدم، «شب مهاتما گاندی» بود. سفیر هند و چند نفر دیگر هم سخنرانی کردند. شبهای «نلسون ماندلا»، «منصوره اتحادیه»، «داریوش شایگان»، «دکتر همایون کاتوزیان» و چند شب دیگر هم دعوت شدم. یک شب هم، «شب غرب چگونه غرب شد» بود، که مرحوم داریوش شایگان، دکتر رضا داوری و دکتر نصرالله پورجوادی پیرامون کتاب سخنرانی کردند.
🔹️شبهای بخارا، از معدود گردهماییهای فرهنگی بود که نه از گروه فشار خبری بود، نه شعار مرگ بر این و آن داده میشد، و نه زنان و مردان میبایستی جدا بنشینند.
🔹️فضای شبهای بخارا، انصافاً باز و پربار بود. خودِ دکتر دهباشی با یک کت گشاد و بزرگ، همیشه در جلوی سالن، کنار دیوار میایستاد. بمنطور تجلیل از تلاشهای فرهنگیاش، من همیشه قبل از سخنرانیام، میگفتم همۀ این برنامهها بههمت یکنفر و بدون دریافت یکریال بودجه صورت میگیرد. و بعد هم ادامه میدادم که درد و بلای آن یکنفر، یعنی دکتر دهباشی، بخورد بر سر صداوسیما و وزارت ارشاد؛ که با آنهمه بودجه، عرضۀ برگزاری یکی از این برنامهها را هم ندارند.
🔹️دهباشی کلکسیون خودنویس جمعآوری میکرد. خودنویسی داشتم که خیلی از آثارم را با آن نوشته بودم، و بپاس «شبهای بخارا»، آنرا طی مراسمی بهایشان تقدیم داشتم.
🔹️البته، دعای من در حق دکتر دهباشی، مستجاب نشد. چون او را بعد از سالها خدمت به فرهنگ کشور از اجراء شبهای بخارا برکنار کردند.
🔺️اینستاگرام صادق زیباکلام:
https://www.instagram.com/p/CL7c82PpdYM/?igshid=gvxmvkvlvefz
🔺️اینستاگرام علی دهباشی:
https://instagram.com/alidehbashi7?igshid=o7g0esf219vf
🔺️اینستاگرام مجلۀ بخارا:
https://instagram.com/bukharamag?igshid=1fwe63l9cko3v
🔹️اولینبار که آقای دکتر علی دهباشی را دیدم، در دفترم در دانشگاه بود. باتفاق مرحوم داریوش شایگان آمده بودند، تا بقول شایگان، نویسندۀ «ما چگونه ما شدیم» را ببینند. من هم مثل همۀ میهمانان ویژهام، برایشان قهوۀ فرانسه درست کردم. چند وقت بعد از آن دیدار بود که دوست مشترکمان آقای شاهین مدرس پیغام دادند که دکتر دهباشی میپرسند که اگر شما را برای «شبهای بخارا» دعوت کنند، شرکت میکنید؟ گفتم شاهین جان با عرض معذرت و شرمندگی، من نمیدانم «شبهای بخارا» چیست. گفت در محل موقوفۀ افشار در شمیران که تعلق بهدانشگاه تهران دارد، برای بزرگداشت شخصیتها، شبی را اختصاص میدهند و از چندین سخنران دعوت میکنند تا پیرامون آن شخصیت سخنرانی کنند. دکتر دهباشی مسئولیت این برنامهها را بر عهده دارند. گفتم اگر موضوعی باشد که فکر کنم حرفی برای گفتن دارم، با کمال میل شرکت میکنم.
🔹️نخستین برنامهای که دعوت شدم، «شب مهاتما گاندی» بود. سفیر هند و چند نفر دیگر هم سخنرانی کردند. شبهای «نلسون ماندلا»، «منصوره اتحادیه»، «داریوش شایگان»، «دکتر همایون کاتوزیان» و چند شب دیگر هم دعوت شدم. یک شب هم، «شب غرب چگونه غرب شد» بود، که مرحوم داریوش شایگان، دکتر رضا داوری و دکتر نصرالله پورجوادی پیرامون کتاب سخنرانی کردند.
🔹️شبهای بخارا، از معدود گردهماییهای فرهنگی بود که نه از گروه فشار خبری بود، نه شعار مرگ بر این و آن داده میشد، و نه زنان و مردان میبایستی جدا بنشینند.
🔹️فضای شبهای بخارا، انصافاً باز و پربار بود. خودِ دکتر دهباشی با یک کت گشاد و بزرگ، همیشه در جلوی سالن، کنار دیوار میایستاد. بمنطور تجلیل از تلاشهای فرهنگیاش، من همیشه قبل از سخنرانیام، میگفتم همۀ این برنامهها بههمت یکنفر و بدون دریافت یکریال بودجه صورت میگیرد. و بعد هم ادامه میدادم که درد و بلای آن یکنفر، یعنی دکتر دهباشی، بخورد بر سر صداوسیما و وزارت ارشاد؛ که با آنهمه بودجه، عرضۀ برگزاری یکی از این برنامهها را هم ندارند.
🔹️دهباشی کلکسیون خودنویس جمعآوری میکرد. خودنویسی داشتم که خیلی از آثارم را با آن نوشته بودم، و بپاس «شبهای بخارا»، آنرا طی مراسمی بهایشان تقدیم داشتم.
🔹️البته، دعای من در حق دکتر دهباشی، مستجاب نشد. چون او را بعد از سالها خدمت به فرهنگ کشور از اجراء شبهای بخارا برکنار کردند.
🔺️اینستاگرام صادق زیباکلام:
https://www.instagram.com/p/CL7c82PpdYM/?igshid=gvxmvkvlvefz
🔺️اینستاگرام علی دهباشی:
https://instagram.com/alidehbashi7?igshid=o7g0esf219vf
🔺️اینستاگرام مجلۀ بخارا:
https://instagram.com/bukharamag?igshid=1fwe63l9cko3v
Eghtedar
Arman Amiri
از جمهوری اسلامی گرفته تا چاوشسکو کمونیست در رومانی یا رژیم کره شمالی، چرا رژیمهای اقتدارگرا سعی در کنترل پوشش شهروندان دارند؟
شاید با افرادی برخورد کرده باشید که در مقابل ضعیفتر از خود سلطهجو و مقتدر هستند و در برابر قویتر از خود حقیر، متملق و سلطهپذیر. آیا میدانید این افراد، پیاده نظام رژیمهای فاشیستی و توتالیتر را تشکیل میدهند؟
یک رابطه عاشقانه سالم، نیازمند شخصیتهایی است که با حفظ فردیت مستقل خود، بتوانند دیگری را نیز به عنوان یک هویت مستقل بپذیرند. انسانهایی که از تحمل این استقلال عاجز باشند، هرگز نمیتوانند یک عشق واقعی و سازنده را تجربه کنند.
در پادکست «اقتدارگرایی»، به همین مباحث میپردازم و تلاش میکنم پاسخ پرسشهایی را که در حوزههای روانشناسی و جامعهشناسی مطرح شدهاند، در بستر رمان و ادبیات جستجو کنم. پاسخ به این پرسش که «چه چیز ما را در این وضعیت اقتدارگرا حفظ میکند و چطور میتوانیم از آن رها شویم»؟
#پادکست شماره ۲
کتاب مورد اشاره:
مقاله «اریش فروم»
گزیده آرای میشل فوکو
مجموعه آثار کافکا
رمان «با تو سقوط میکنم»
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
شاید با افرادی برخورد کرده باشید که در مقابل ضعیفتر از خود سلطهجو و مقتدر هستند و در برابر قویتر از خود حقیر، متملق و سلطهپذیر. آیا میدانید این افراد، پیاده نظام رژیمهای فاشیستی و توتالیتر را تشکیل میدهند؟
یک رابطه عاشقانه سالم، نیازمند شخصیتهایی است که با حفظ فردیت مستقل خود، بتوانند دیگری را نیز به عنوان یک هویت مستقل بپذیرند. انسانهایی که از تحمل این استقلال عاجز باشند، هرگز نمیتوانند یک عشق واقعی و سازنده را تجربه کنند.
در پادکست «اقتدارگرایی»، به همین مباحث میپردازم و تلاش میکنم پاسخ پرسشهایی را که در حوزههای روانشناسی و جامعهشناسی مطرح شدهاند، در بستر رمان و ادبیات جستجو کنم. پاسخ به این پرسش که «چه چیز ما را در این وضعیت اقتدارگرا حفظ میکند و چطور میتوانیم از آن رها شویم»؟
#پادکست شماره ۲
کتاب مورد اشاره:
مقاله «اریش فروم»
گزیده آرای میشل فوکو
مجموعه آثار کافکا
رمان «با تو سقوط میکنم»
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
Forwarded from مجمع دیوانگان
Eghtedar.pdf
255.1 KB
فایل پی.دی.اف یادداشت «در باب اقتدارگرایی»
در این یادداشت، تلاش شده برای پرسشهایی که در زمینههای روانشناسی و جامعهشناسی مطرح میشوند، در بستر رمان و ادبیات پاسخهایی جستجو شود.
پرسش در باب چیستی اقتدار؛ شخصیتهای اقتدارگرا، روابط اقتدارآمیز و دلایل بقا و تداوم آنها.
این نوشتار، متن پیاده شده #پادکست ی با همین عنوان است که پیشتر در کانال منتشر شد. (اینجا) برای پیگیری پادکستهای مجمع دیوانگان، علاوه بر کانال تلگرامی، میتوانید از تمامی نرمافزارهای پادگیر استفاده کنید. کافی است که «رادیو مجمع دیوانگان» را در پادگیرهای خود جستجو و دنبال کنید.
همچنین از آنجا که میزبان اولیه رادیو مجمع دیوانگان فیلتر شده و ممکن است در دانلود قسمتهای آن دچار مشکل شوید، تلاش داریم که از یک میزبان داخلی هم پادکستهای «مجمع دیوانگان» را به روز کنیم که از این پس از این آدرس هم میتوانید پیگیر پادکستها باشید.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
در این یادداشت، تلاش شده برای پرسشهایی که در زمینههای روانشناسی و جامعهشناسی مطرح میشوند، در بستر رمان و ادبیات پاسخهایی جستجو شود.
پرسش در باب چیستی اقتدار؛ شخصیتهای اقتدارگرا، روابط اقتدارآمیز و دلایل بقا و تداوم آنها.
این نوشتار، متن پیاده شده #پادکست ی با همین عنوان است که پیشتر در کانال منتشر شد. (اینجا) برای پیگیری پادکستهای مجمع دیوانگان، علاوه بر کانال تلگرامی، میتوانید از تمامی نرمافزارهای پادگیر استفاده کنید. کافی است که «رادیو مجمع دیوانگان» را در پادگیرهای خود جستجو و دنبال کنید.
همچنین از آنجا که میزبان اولیه رادیو مجمع دیوانگان فیلتر شده و ممکن است در دانلود قسمتهای آن دچار مشکل شوید، تلاش داریم که از یک میزبان داخلی هم پادکستهای «مجمع دیوانگان» را به روز کنیم که از این پس از این آدرس هم میتوانید پیگیر پادکستها باشید.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
Forwarded from مجمع دیوانگان
ته که نوشم نهای نیشم چرایی؟
#A 320
آرمان امیری @ArmanParian - میگویند مردی بود که کسب و کار و درآمدی نداشت، نه خرجی خانواده میداد و نه در منزل کمک حال همسرش بود؛ اما هرچند وقت یک بار او را به شدت کتک میزد. همسایهها وساطت کردند که آخر تو که هیچ کاری نمیکنی، این کتک زدنات دیگر برای چیست؟ مرد گفت: «اگر همین کار را هم نکنم پس چطور خلایق بفهمند من شوهر این زن هستم؟»
حکایت معاملهای که حکومت با سوختبران سیستان و کولبران کردستان و کارگران خوزستان و «جانبهلبرسیدگان» سراسر کشور میکند، بیشباهت به حکایت همان مرد نیست. حاکمیتی که نه خدمتی میرساند، نه ایجاد اشتغال و درآمدی میکند و نه عرضه تهیه یک واکسن را دارد، هر چند وقت یک بار یک زهر چشمی از خلایق میگیرد که یک وقت ملت خیال نکند شهر اینقدر بیصاحب شده که خودش میتواند با کولبری رزقاش را فراهم کند!
در چنین شرایطی اینکه آقای خاتمی هیچ راه دیگری بجز جلب نظر رهبری به ذهنش نمیرسد، اتفاق عجیبی نیست. با این سطح از انسداد در فضای سیاسی، ظاهرا نباید حرجی هم به آقای خاتمی وارد دانست. ذات عملکرد ایشان، برآمده از همان محوریت آشنا در سیاستورزی اصلاحطلبان است که: «حداقل هزینه ندارد»! احتمالا پشتبندش (البته به صورتی ناگفته) یک اشاره ضمنی هم دارند که شیوه ما همین است؛ گر تو بهتر میزنی بستان بزن!
من کاری ندارم که چرا حضراتی که در مسائل بینالملل همه «رئالیست» شده بودند نوبت به داخل که میرسد فیلشان یاد هندوستان میکند؟ آنها که هزار جور استدلال میآورند تا برای ما اثبات کنند موشکبازی منطقهای بخشی از «منطق توازن قدرت» است، چطور نوبت به سیاست داخلی که میرسد ناگهان توازن قوا از یادشان میرود و میخواهند با غمزه و عشوه مسیر مملکت را تغییر دهند. حتی نمیخواهم از آقای خاتمی بپرسم، شما خودتان وقتی تمام دولت و همراهی مجلس را داشتید نهایتا به آنجا رسیدید که یک «تدارکاتچی» بیشتر نیستید. چرا میخواهید با درخواستی که نهایت تجلی و عینیتش، حضور نیمبند یک تدارکاتچی نیابتی و بیخاصیتتر از قبل است امید واهی ایجاد کنید؟ آیا در خود هیچ تعهد و مسوولیت اخلاقی برای به بازی گرفتن امید انسانها قائل نیستید؟ آیا احساس نمیکنید اینگونه تقلیل مسائل کشور به نظرات و عنایات شخصی آدرس غلط دادن و گمراه کردن مردم است؟
پرسش من هیچ کدام از این موارد نیست. صحبت اصلی من، فقط ناظر به همان استدلال به ظاهر بدیهی است: اینکه این ناز و غمزهها در بر ارباب قدرت «هزینه ندارد». آیا واقعا ندارد؟ یا بهتر بگویم: برای چه کسی هزینه ندارد؟ برای آنها که در بازی «پلیس خوب و پلیس بد» مدام نقش «بچه خوب» ماجرا را انتخاب میکنند و به بهانه پر کردن شکافهای اجتماعی از هر فرصتی استفاده میکنند که خدمت ارباب قدرت عرض خاکساری و جاننثاری کنند تا به حلقه «خودیها» نزدیکتر شوند؟ البته که شیوه اعتمادسازی برای این گروه اگر منافعی نداشته باشد، قطعا هزینهای هم نخواهد داشت؛ اما برای دیگران چه؟
ما فراموش نکردهایم که شاه بیت تمامی تلاشهای حضرات برای «خودی» جلوه دادن خودشان، «غیرخودی» نشان دادن دیگران بوده است. در هر بزنگاهی برای آنکه خود را میانهرو نشان بدهند لایه جدیدی از تودههای معترض را تندرو، افراطی، برانداز و حتی در مواردی لاشخور و کرکس خواندند و به زعم خودشان «افراط این طرف و تفریط آن طرف» را به یک چوب راندند، تا عملا مهر تاییدی بزنند بر تمام سرکوبهایی که میدانیم و برای خفه کردن صدای معترضان از جیب دولت شبکههای مافیایی ساختند که حالا در سراسر جهان پراکنده شده و تا کابینه دولت آمریکا هم ادامه پیدا کرده است!
حتی اگر این وجه ماجرا را هم کنار بگذاریم و فراموش کنیم که هزینه «خودی» شدن حضرات از حساب قربانی شدن دیگران وصول میشود، باز هم وجه دیگری از مساله باقی میماند. شاید من هیچ پیشنهاد «کم هزینه»ای برای خروج از این انسداد نداشته باشم؛ اما گمان میکنم دقیقا در همین لحظه که معلوم نیست ماشین سرکوب چطور دارد سیستان را شخم میزند، برخی رفتارها «غیر اخلاقی» هستند. حتی غیراخلاقیتر از پیچیدن نسخه «صبر»، از موضع شکمسیری، به گوش خلایق. ما که سیاست بلد نیستیم، اما شما که داعیهدار تلاش برای «پر کردن شکاف مردم با حاکمیت» هستید، راه حل معقولتر میتواند «سکوت» باشد. حداقل حالا که نمیتوانید جلوی ترکتازی حکومت را بگیرید، اینقدر با روح و روان مردم بازی نکنید؛ خاطراتشان را به لجن نکشید؛ سقف آمالشان و سرمایهی امیدشان به آینده را لگدمال نکنید؛ به زخمهاشان نمک نپاشید و از این بیشتر آتش خشم و جنونشان را شعلهور نکنید.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
#A 320
آرمان امیری @ArmanParian - میگویند مردی بود که کسب و کار و درآمدی نداشت، نه خرجی خانواده میداد و نه در منزل کمک حال همسرش بود؛ اما هرچند وقت یک بار او را به شدت کتک میزد. همسایهها وساطت کردند که آخر تو که هیچ کاری نمیکنی، این کتک زدنات دیگر برای چیست؟ مرد گفت: «اگر همین کار را هم نکنم پس چطور خلایق بفهمند من شوهر این زن هستم؟»
حکایت معاملهای که حکومت با سوختبران سیستان و کولبران کردستان و کارگران خوزستان و «جانبهلبرسیدگان» سراسر کشور میکند، بیشباهت به حکایت همان مرد نیست. حاکمیتی که نه خدمتی میرساند، نه ایجاد اشتغال و درآمدی میکند و نه عرضه تهیه یک واکسن را دارد، هر چند وقت یک بار یک زهر چشمی از خلایق میگیرد که یک وقت ملت خیال نکند شهر اینقدر بیصاحب شده که خودش میتواند با کولبری رزقاش را فراهم کند!
در چنین شرایطی اینکه آقای خاتمی هیچ راه دیگری بجز جلب نظر رهبری به ذهنش نمیرسد، اتفاق عجیبی نیست. با این سطح از انسداد در فضای سیاسی، ظاهرا نباید حرجی هم به آقای خاتمی وارد دانست. ذات عملکرد ایشان، برآمده از همان محوریت آشنا در سیاستورزی اصلاحطلبان است که: «حداقل هزینه ندارد»! احتمالا پشتبندش (البته به صورتی ناگفته) یک اشاره ضمنی هم دارند که شیوه ما همین است؛ گر تو بهتر میزنی بستان بزن!
من کاری ندارم که چرا حضراتی که در مسائل بینالملل همه «رئالیست» شده بودند نوبت به داخل که میرسد فیلشان یاد هندوستان میکند؟ آنها که هزار جور استدلال میآورند تا برای ما اثبات کنند موشکبازی منطقهای بخشی از «منطق توازن قدرت» است، چطور نوبت به سیاست داخلی که میرسد ناگهان توازن قوا از یادشان میرود و میخواهند با غمزه و عشوه مسیر مملکت را تغییر دهند. حتی نمیخواهم از آقای خاتمی بپرسم، شما خودتان وقتی تمام دولت و همراهی مجلس را داشتید نهایتا به آنجا رسیدید که یک «تدارکاتچی» بیشتر نیستید. چرا میخواهید با درخواستی که نهایت تجلی و عینیتش، حضور نیمبند یک تدارکاتچی نیابتی و بیخاصیتتر از قبل است امید واهی ایجاد کنید؟ آیا در خود هیچ تعهد و مسوولیت اخلاقی برای به بازی گرفتن امید انسانها قائل نیستید؟ آیا احساس نمیکنید اینگونه تقلیل مسائل کشور به نظرات و عنایات شخصی آدرس غلط دادن و گمراه کردن مردم است؟
پرسش من هیچ کدام از این موارد نیست. صحبت اصلی من، فقط ناظر به همان استدلال به ظاهر بدیهی است: اینکه این ناز و غمزهها در بر ارباب قدرت «هزینه ندارد». آیا واقعا ندارد؟ یا بهتر بگویم: برای چه کسی هزینه ندارد؟ برای آنها که در بازی «پلیس خوب و پلیس بد» مدام نقش «بچه خوب» ماجرا را انتخاب میکنند و به بهانه پر کردن شکافهای اجتماعی از هر فرصتی استفاده میکنند که خدمت ارباب قدرت عرض خاکساری و جاننثاری کنند تا به حلقه «خودیها» نزدیکتر شوند؟ البته که شیوه اعتمادسازی برای این گروه اگر منافعی نداشته باشد، قطعا هزینهای هم نخواهد داشت؛ اما برای دیگران چه؟
ما فراموش نکردهایم که شاه بیت تمامی تلاشهای حضرات برای «خودی» جلوه دادن خودشان، «غیرخودی» نشان دادن دیگران بوده است. در هر بزنگاهی برای آنکه خود را میانهرو نشان بدهند لایه جدیدی از تودههای معترض را تندرو، افراطی، برانداز و حتی در مواردی لاشخور و کرکس خواندند و به زعم خودشان «افراط این طرف و تفریط آن طرف» را به یک چوب راندند، تا عملا مهر تاییدی بزنند بر تمام سرکوبهایی که میدانیم و برای خفه کردن صدای معترضان از جیب دولت شبکههای مافیایی ساختند که حالا در سراسر جهان پراکنده شده و تا کابینه دولت آمریکا هم ادامه پیدا کرده است!
حتی اگر این وجه ماجرا را هم کنار بگذاریم و فراموش کنیم که هزینه «خودی» شدن حضرات از حساب قربانی شدن دیگران وصول میشود، باز هم وجه دیگری از مساله باقی میماند. شاید من هیچ پیشنهاد «کم هزینه»ای برای خروج از این انسداد نداشته باشم؛ اما گمان میکنم دقیقا در همین لحظه که معلوم نیست ماشین سرکوب چطور دارد سیستان را شخم میزند، برخی رفتارها «غیر اخلاقی» هستند. حتی غیراخلاقیتر از پیچیدن نسخه «صبر»، از موضع شکمسیری، به گوش خلایق. ما که سیاست بلد نیستیم، اما شما که داعیهدار تلاش برای «پر کردن شکاف مردم با حاکمیت» هستید، راه حل معقولتر میتواند «سکوت» باشد. حداقل حالا که نمیتوانید جلوی ترکتازی حکومت را بگیرید، اینقدر با روح و روان مردم بازی نکنید؛ خاطراتشان را به لجن نکشید؛ سقف آمالشان و سرمایهی امیدشان به آینده را لگدمال نکنید؛ به زخمهاشان نمک نپاشید و از این بیشتر آتش خشم و جنونشان را شعلهور نکنید.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
Telegram
مجمع دیوانگان
#A 320
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
مراقب باشید؛ آخـوندها چند هزار کـانال در فضـای مجـازی ایجاد کردند
تصویر لینک در دی ماه ۱۳۹۹ بود که «محمدرضا تویسرکانی» ـ نماینده خامنهای در بسیج - خبر از عضویت ۱۵۰ هزار طلبه در بسیج داد و در پی آن گفت: «در سازمان بسیج طرحی به عنوان "طرح ثامن" وجود دارد که بر اساس آن چند هزار کانال در فضای مجازی ایجاد شده است.» تویسرکانی که گویی به قدرت فضای مجازی در جریانسازیها به خوبی آگاه بود ادامه داد: «وقتی یک لایو [اینستاگرامی] س...
https://www.balatarin.com/permlink/2021/3/2/5520475
تصویر لینک در دی ماه ۱۳۹۹ بود که «محمدرضا تویسرکانی» ـ نماینده خامنهای در بسیج - خبر از عضویت ۱۵۰ هزار طلبه در بسیج داد و در پی آن گفت: «در سازمان بسیج طرحی به عنوان "طرح ثامن" وجود دارد که بر اساس آن چند هزار کانال در فضای مجازی ایجاد شده است.» تویسرکانی که گویی به قدرت فضای مجازی در جریانسازیها به خوبی آگاه بود ادامه داد: «وقتی یک لایو [اینستاگرامی] س...
https://www.balatarin.com/permlink/2021/3/2/5520475
بالاترین
مراقب باشید؛ آخـوندها چند هزار کـانال در فضـای مجـازی ایجاد کردند
۳۳ رأی و ۱ نظر تاکنون در بالاترین
Forwarded from از نفت چه خبر؟
💢 تجارت اعراب با سوختهای پاک؛
جای ایران کجاست؟
✍ محمد آزاد
🔻اعراب تجّار خوبی هستند. این را از زمان پیامبر اکرم (ص) و خواندن روایات آن میدانیم و همچنان هم باید به این امر اذعان کرد که بازی تجارت را خوب بلدند. میگویند سوختهای فسیلی برای محیطزیست زیانبار است؟ خب حالا بیایید این انرژی پاک.
🔻حرف اینجا است که انرژی پاک را نیز، خاکِ انرژی خوردههایِ جهان تامین خواهند کرد و کشور ما از این دسته است و تمام پیشنیازها را دارد اما هیچ برنامهای تاکنون به جهان معرفی نکرده است.
🔻به نوشته بسیاری رسانهها پس از دههها نگرانی درباره آلایندگی سوختهای فسیلی برای کره زمین و ضرر آن برای محیط زیست، حالا دیگر کشورهای نفتی نظیر سعودی و امارات هم سوار قطار دلواپسانِ محیط زیست شدهاند و میخواهند از تغییرات اقلیمی محافظت کنند.
🔻سوای روی کار آمدن انرژی خورشیدی و الکتریسیته به عنوان انرژیهای پاک، هیدروژن سبز و آبی را نیز اکنون به چشم انرژیهای دوست-با-محیطزیست (Echo-Friendly) در نظر میگیرند که به نسبت سوختهای فسیلی نظیر گازوئیل و بنزین ارجح است.
🔻سعودی هماکنون شروع کرده است به فروختن آمونیاک آبی به ژاپن، که محصولی فرعی در پالایشگاه نفت است و به اتحادیه اروپا پیشنهاد کرده است که با ساخت خطلوله هیدروژن سبز به آن دیار صادر کند.
🔻در واقع سعودی که اکنون درازمدتی است عرضهکننده بزرگ سوخت فسیلی به جهان محسوب میشود حالا هم فرصت را از دست نداده و با تغییرات همگام شده و مثلا سال گذشته بزرگترین واحد تولید هیدروژن سبز را به جهان ارائه کرد.
🔻هیدروژن سبز هم از استفاده انرژی خورشیدی تولید میشود و هم از شکافتن مولکولهای آب میتوان تولیدش کرد.
🔻از طرف دیگر آمونیاک آبی از سوختهای فسیلی موجود مشتق میشود که در آن هیدروکربن را به هیدروژن تبدیل کرده و سپس به آمونیاک و بعد دیاکسیدکربن را از آن میزدایند که از آلودگی محیطزیست خودداری شود.
🔻امروز آرامکوی سعودی مدعی است در این فرآیند ۱۰۰ در ۱۰۰ CO2 را میزداید. از این سوخت میتوان برای مقاصد صنعتی استفاده کرد.
🔻جدا از سعودی، امارات نیز رو به انرژیهای پاک آورده و جز انرژی خورشیدی که در آن مدعی است به تولید هیدروژن تمرکز کرده است.
🔻ایران نیز دیر یا زود و با برطرف کردن مشکلات سیاسی باید به اين بازار بپیوندد که منافاتی نیز با نفتفروشی ندار. سعودی در حال فتح اروپا است و زمان است که به سرعت
میگذرد.
https://t.me/naft2016
جای ایران کجاست؟
✍ محمد آزاد
🔻اعراب تجّار خوبی هستند. این را از زمان پیامبر اکرم (ص) و خواندن روایات آن میدانیم و همچنان هم باید به این امر اذعان کرد که بازی تجارت را خوب بلدند. میگویند سوختهای فسیلی برای محیطزیست زیانبار است؟ خب حالا بیایید این انرژی پاک.
🔻حرف اینجا است که انرژی پاک را نیز، خاکِ انرژی خوردههایِ جهان تامین خواهند کرد و کشور ما از این دسته است و تمام پیشنیازها را دارد اما هیچ برنامهای تاکنون به جهان معرفی نکرده است.
🔻به نوشته بسیاری رسانهها پس از دههها نگرانی درباره آلایندگی سوختهای فسیلی برای کره زمین و ضرر آن برای محیط زیست، حالا دیگر کشورهای نفتی نظیر سعودی و امارات هم سوار قطار دلواپسانِ محیط زیست شدهاند و میخواهند از تغییرات اقلیمی محافظت کنند.
🔻سوای روی کار آمدن انرژی خورشیدی و الکتریسیته به عنوان انرژیهای پاک، هیدروژن سبز و آبی را نیز اکنون به چشم انرژیهای دوست-با-محیطزیست (Echo-Friendly) در نظر میگیرند که به نسبت سوختهای فسیلی نظیر گازوئیل و بنزین ارجح است.
🔻سعودی هماکنون شروع کرده است به فروختن آمونیاک آبی به ژاپن، که محصولی فرعی در پالایشگاه نفت است و به اتحادیه اروپا پیشنهاد کرده است که با ساخت خطلوله هیدروژن سبز به آن دیار صادر کند.
🔻در واقع سعودی که اکنون درازمدتی است عرضهکننده بزرگ سوخت فسیلی به جهان محسوب میشود حالا هم فرصت را از دست نداده و با تغییرات همگام شده و مثلا سال گذشته بزرگترین واحد تولید هیدروژن سبز را به جهان ارائه کرد.
🔻هیدروژن سبز هم از استفاده انرژی خورشیدی تولید میشود و هم از شکافتن مولکولهای آب میتوان تولیدش کرد.
🔻از طرف دیگر آمونیاک آبی از سوختهای فسیلی موجود مشتق میشود که در آن هیدروکربن را به هیدروژن تبدیل کرده و سپس به آمونیاک و بعد دیاکسیدکربن را از آن میزدایند که از آلودگی محیطزیست خودداری شود.
🔻امروز آرامکوی سعودی مدعی است در این فرآیند ۱۰۰ در ۱۰۰ CO2 را میزداید. از این سوخت میتوان برای مقاصد صنعتی استفاده کرد.
🔻جدا از سعودی، امارات نیز رو به انرژیهای پاک آورده و جز انرژی خورشیدی که در آن مدعی است به تولید هیدروژن تمرکز کرده است.
🔻ایران نیز دیر یا زود و با برطرف کردن مشکلات سیاسی باید به اين بازار بپیوندد که منافاتی نیز با نفتفروشی ندار. سعودی در حال فتح اروپا است و زمان است که به سرعت
میگذرد.
https://t.me/naft2016
Telegram
از نفت چه خبر؟
نفتخبر برای تبادل اخبار تخصصی حوزه نفت وگاز راهاندازی شده؛ تولید کننده خبر است و نه توزیعکننده. شما میتوانید مطالب خود را برای سردبیر یا دبیر بینالملل نفتخبر بفرستید و همکار ما باشید.
@afsharnik @MohamadAzad
@afsharnik @MohamadAzad
Forwarded from مقدمه (Amir Hashemi Moghadam)
«من در قعر ضمیر خود احساسی دارم و آن اینکه رسالت ایران به پایان نرسیده است و شکوه و خرمی به او باز خواهد گشت. من یقین دارم که ایران میتواند قد راست کند و آنگونه که درخور فرهنگ، تمدن و سالخوردگی اوست، نکتههای بسیاری به جهان بیاموزد».
زندهیاد دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن
***
پینوشت: خوشبختانه گویا خبر درگذشت ایشان تکذیب شده و خبرگزاریهایی که این خبر را منتشر کرده بودند، آنرا از خروجی خبرگزاریها برداشتهاند. امیدواریم ایشان همچنان سرزنده باشند.
@moghaddames
زندهیاد دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن
***
پینوشت: خوشبختانه گویا خبر درگذشت ایشان تکذیب شده و خبرگزاریهایی که این خبر را منتشر کرده بودند، آنرا از خروجی خبرگزاریها برداشتهاند. امیدواریم ایشان همچنان سرزنده باشند.
@moghaddames
Forwarded from مقدمه (Amir Hashemi Moghadam)
ساسی مانکن و تهاجم فرهنگی.
امیر هاشمی مقدم: انصافنیوز
امروز تقریبا همه شبکههای اجتماعی پر بود از بحث درباره کلیپ تازه ساسی مانکن، که در آن از یک ستاره صنعت هرزهنگاری استفاده کرده بود. با توجه به اینکه نه تنها کاربران عادی، بلکه برخی مسئولین هم درباره این کلیپ موضع گرفتند، باید به این آقایان مسئولین گفت: برادر من؛ شما دیگر چرا؟ مطمئنی نمیخواهی موجسواری کنی؟ شمایی که نه تنها هیچ جایگزین درخور و مناسبی برای موسیقی و فیلم و سریال و اوقات فراغت جوانان فراهم نکردی، بلکه همانها هم که بودند را یکی یکی ممنوع کردی. شمایی که فقط سر انگشتانت با دکمه فیلتر آشناست و امضایت تنها پای حکم سانسورها مینشیند، شما دیگر چرا؟
همین شمایی که فاصلهات با نیازها و خواستههای قشر جوان، آنچنان از زمین تا آسمان است که باید برایت روایت و سند از 1400 سال پیش بیاورند که پیامبر هم زنانش را با نام یا صفت ظاهریاش صدا میکرد. همین شمایی که یک روز از دوچرخهسواری زنان جانت به لب میآید و یک روز میروی به سراغ کوهنوردان و آنها را کتک میزنی. یک روز دختری جوان را به جرم آرایش عجیبش در اینستاگرام، 10 سال به زندان میفرستی و یک روز جوانی که ساز بر دوش دارد و بدون آنکه بنوازد، در پارک در حال راه رفتن است را به اقدام علیه امنیت ملی متهم میکنی.
تقریبا هشت سال پیش یادداشتی در روزنامه قانون نوشتم با نام «بازاندیشی در مفهوم تهاجم فرهنگی» (اینجا). آنجا نوشته بودم تهاجم زمانی معنا پیدا میکند که بخشی از داشتههای یک فرد یا جامعه مورد هجوم بیرونی واقع شده، تصرف یا دزدیده شود، از میان برود یا با مواردی دیگر جایگزین شود. مانند تهاجم رژیم بعث به کشور ما که بخشی از خاک میهن مورد تهاجم قرار گرفت. اما چه کسی به اندازه برخی مسئولین مسئولیتناپذیر به فرهنگ این کشور آسیب زده است؟ شجریانهایمان نادیده گرفته شدند که اکنون ساسی مانکنها و تتلوها نماد موسیقی نزد نوجوانانمان شدهاند. خوانندگان پاپ خودمان همچون معین و... وادار به ترک میهن شدند که اکنون ابراهیم تاتلیس و ابرو گوندش کانالهای تلویزیونیمان را تسخیر کردهاند. فردینها و وثوقیها و ملک مطیعیهایمان ممنوعالتصویر شدند که «گوزل» ها و «ظالم استانبول» ها بنیان خانوادههایمان را نشانه گرفتهاند. ساخت سریال درباره تاریخ غیردینی خودمان ممنوع شد که «حریم سلطان» ها تاریخ را وارونه به خورد مردمانمان دادند. حالا شما دست پیش گرفتهاید که پس نیفتید؟
بخشی از پایاننامهام درباره تجربیات گردشگران ایرانی در ترکیه، یافتههای عجیبی داشت که ایکاش مسئولین میخواندند. مثلا در آنتالیا از زوج جوانی پرسیدم بهترین تجربهتان در اینجا چیست؟ و پاسخ دادند اینکه دست همدیگر را بگیریم و قدم بزنیم. خندیدم و گفتم دیگر اینقدر اغراق و سیاهنمایی نکنید. این کارها را در ایران هم میشود کرد. پاسخ دادند یکبار در شهرشان ماموران جلویشان را گرفته و کلی سوال و جواب کرده بودند تا ثابت شد زن و شوهر هستند. میگفت از آن پس اگرچه همیشه شناسنامه را همراه خودمان میبریم، اما استرس اینکه دوباره ماموری سر راهمان سبز شود و جلوی مردم نسبتمان را بپرسد، رهایمان نمیکند. یا همین پرسش را وقتی از مردی 45 ساله پرسیدم، میگفت بهترین تجربهاش دوچرخه سواری کنار همسرش است که هر روز صبح زود در خیابانهای ساحلی شهر تا وقتی از رمق بیفتند، رکاب میزنند. با خنده میگفت دوچرخه سواری ذخیره میکنیم که وقتی رفتیم ایران و گفتند: «خانمها این طرف، آقایان آن طرف»، کمتر افسوس بخوریم. و برای زوج جوانی که از بوشهر به استانبول آمده بودند، بهترین تجربهشان حضور در کنسرت ابی بود. اینکه فرهنگ ایرانی را در جایی بیرون از ایران تجربه کنی، خندهدار، اما واقعیتی تلخ است برای ما. استانبول برای خود من جایی است که در کنسرت ایرج حضور یافتم؛ آنکارا شهری است که در کنسرت نامجو شرکت کردم؛ و قونیه جایی است که کنسرتهای شجریان، شهرام ناظری، علیرضا قربانی و نوازندگی کیوان ساکت را از نزدیک دیدم. تجربیاتی که مطمئنم در خود ایران به این سادگی به دست نمیآید.
آقایان! کاش میفهمیدید با فیلتر و سانسور بخش اصیل فرهنگمان، دارید چه بر سر فرهنگ و جوانان این مرز و بوم میآورید. کلیپ تازه ساسی مانکن تنها یکی دیگر از هزاران هشداری است که نادیده میگیرید. نسل دهه هفتاد و بهویژه هشتاد را نمیتوان با فیلترینگ کنترل کرد. ما دهه پنجاه و شصتیها بودیم که پای ندانمکاریها و لجبازیهای شما سوختیم. دهه هفتادیها و هشتادیها هر چه سر راهشان را بگیرد میسوزانند. این سخن بسیاری از اصحاب علوم اجتماعی ایران است. یادش گرامی، زندهیاد علی اکرمی که همین دو روز پیش کرونا از ما گرفتش نیز، همیشه میگفت نسل جدید سرنوشت این کشور را عوض میکند. حالا انتخاب با شماست که در کنار این نسل بایستید یا در برابرشان.
کانال مقدمه
@moghaddames
امیر هاشمی مقدم: انصافنیوز
امروز تقریبا همه شبکههای اجتماعی پر بود از بحث درباره کلیپ تازه ساسی مانکن، که در آن از یک ستاره صنعت هرزهنگاری استفاده کرده بود. با توجه به اینکه نه تنها کاربران عادی، بلکه برخی مسئولین هم درباره این کلیپ موضع گرفتند، باید به این آقایان مسئولین گفت: برادر من؛ شما دیگر چرا؟ مطمئنی نمیخواهی موجسواری کنی؟ شمایی که نه تنها هیچ جایگزین درخور و مناسبی برای موسیقی و فیلم و سریال و اوقات فراغت جوانان فراهم نکردی، بلکه همانها هم که بودند را یکی یکی ممنوع کردی. شمایی که فقط سر انگشتانت با دکمه فیلتر آشناست و امضایت تنها پای حکم سانسورها مینشیند، شما دیگر چرا؟
همین شمایی که فاصلهات با نیازها و خواستههای قشر جوان، آنچنان از زمین تا آسمان است که باید برایت روایت و سند از 1400 سال پیش بیاورند که پیامبر هم زنانش را با نام یا صفت ظاهریاش صدا میکرد. همین شمایی که یک روز از دوچرخهسواری زنان جانت به لب میآید و یک روز میروی به سراغ کوهنوردان و آنها را کتک میزنی. یک روز دختری جوان را به جرم آرایش عجیبش در اینستاگرام، 10 سال به زندان میفرستی و یک روز جوانی که ساز بر دوش دارد و بدون آنکه بنوازد، در پارک در حال راه رفتن است را به اقدام علیه امنیت ملی متهم میکنی.
تقریبا هشت سال پیش یادداشتی در روزنامه قانون نوشتم با نام «بازاندیشی در مفهوم تهاجم فرهنگی» (اینجا). آنجا نوشته بودم تهاجم زمانی معنا پیدا میکند که بخشی از داشتههای یک فرد یا جامعه مورد هجوم بیرونی واقع شده، تصرف یا دزدیده شود، از میان برود یا با مواردی دیگر جایگزین شود. مانند تهاجم رژیم بعث به کشور ما که بخشی از خاک میهن مورد تهاجم قرار گرفت. اما چه کسی به اندازه برخی مسئولین مسئولیتناپذیر به فرهنگ این کشور آسیب زده است؟ شجریانهایمان نادیده گرفته شدند که اکنون ساسی مانکنها و تتلوها نماد موسیقی نزد نوجوانانمان شدهاند. خوانندگان پاپ خودمان همچون معین و... وادار به ترک میهن شدند که اکنون ابراهیم تاتلیس و ابرو گوندش کانالهای تلویزیونیمان را تسخیر کردهاند. فردینها و وثوقیها و ملک مطیعیهایمان ممنوعالتصویر شدند که «گوزل» ها و «ظالم استانبول» ها بنیان خانوادههایمان را نشانه گرفتهاند. ساخت سریال درباره تاریخ غیردینی خودمان ممنوع شد که «حریم سلطان» ها تاریخ را وارونه به خورد مردمانمان دادند. حالا شما دست پیش گرفتهاید که پس نیفتید؟
بخشی از پایاننامهام درباره تجربیات گردشگران ایرانی در ترکیه، یافتههای عجیبی داشت که ایکاش مسئولین میخواندند. مثلا در آنتالیا از زوج جوانی پرسیدم بهترین تجربهتان در اینجا چیست؟ و پاسخ دادند اینکه دست همدیگر را بگیریم و قدم بزنیم. خندیدم و گفتم دیگر اینقدر اغراق و سیاهنمایی نکنید. این کارها را در ایران هم میشود کرد. پاسخ دادند یکبار در شهرشان ماموران جلویشان را گرفته و کلی سوال و جواب کرده بودند تا ثابت شد زن و شوهر هستند. میگفت از آن پس اگرچه همیشه شناسنامه را همراه خودمان میبریم، اما استرس اینکه دوباره ماموری سر راهمان سبز شود و جلوی مردم نسبتمان را بپرسد، رهایمان نمیکند. یا همین پرسش را وقتی از مردی 45 ساله پرسیدم، میگفت بهترین تجربهاش دوچرخه سواری کنار همسرش است که هر روز صبح زود در خیابانهای ساحلی شهر تا وقتی از رمق بیفتند، رکاب میزنند. با خنده میگفت دوچرخه سواری ذخیره میکنیم که وقتی رفتیم ایران و گفتند: «خانمها این طرف، آقایان آن طرف»، کمتر افسوس بخوریم. و برای زوج جوانی که از بوشهر به استانبول آمده بودند، بهترین تجربهشان حضور در کنسرت ابی بود. اینکه فرهنگ ایرانی را در جایی بیرون از ایران تجربه کنی، خندهدار، اما واقعیتی تلخ است برای ما. استانبول برای خود من جایی است که در کنسرت ایرج حضور یافتم؛ آنکارا شهری است که در کنسرت نامجو شرکت کردم؛ و قونیه جایی است که کنسرتهای شجریان، شهرام ناظری، علیرضا قربانی و نوازندگی کیوان ساکت را از نزدیک دیدم. تجربیاتی که مطمئنم در خود ایران به این سادگی به دست نمیآید.
آقایان! کاش میفهمیدید با فیلتر و سانسور بخش اصیل فرهنگمان، دارید چه بر سر فرهنگ و جوانان این مرز و بوم میآورید. کلیپ تازه ساسی مانکن تنها یکی دیگر از هزاران هشداری است که نادیده میگیرید. نسل دهه هفتاد و بهویژه هشتاد را نمیتوان با فیلترینگ کنترل کرد. ما دهه پنجاه و شصتیها بودیم که پای ندانمکاریها و لجبازیهای شما سوختیم. دهه هفتادیها و هشتادیها هر چه سر راهشان را بگیرد میسوزانند. این سخن بسیاری از اصحاب علوم اجتماعی ایران است. یادش گرامی، زندهیاد علی اکرمی که همین دو روز پیش کرونا از ما گرفتش نیز، همیشه میگفت نسل جدید سرنوشت این کشور را عوض میکند. حالا انتخاب با شماست که در کنار این نسل بایستید یا در برابرشان.
کانال مقدمه
@moghaddames
Telegram
مقدمه
یادداشتهای رسانهای امیر هاشمی مقدم
در زمینه ایرانشناسی، انسانشناسی و گردشگری
ارتباط با نویسنده:
moghaddames@gmail.com
وبلاگ نویسنده:
moghaddames.blogfa.com
در زمینه ایرانشناسی، انسانشناسی و گردشگری
ارتباط با نویسنده:
moghaddames@gmail.com
وبلاگ نویسنده:
moghaddames.blogfa.com
ساسی مانکن و تهاجم فرهنگی
جمهوری اسلامی ایران چه چیزی از فرهنگ غنی ایران را برای تهاجم بیگانه باقی گذاشته است؟
https://virgool.io/@mrali/%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%86%DA%A9%D9%86-%D9%88-%D8%AA%D9%87%D8%A7%D8%AC%D9%85-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-wexv9ruymzs5
جمهوری اسلامی ایران چه چیزی از فرهنگ غنی ایران را برای تهاجم بیگانه باقی گذاشته است؟
https://virgool.io/@mrali/%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%86%DA%A9%D9%86-%D9%88-%D8%AA%D9%87%D8%A7%D8%AC%D9%85-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-wexv9ruymzs5
ویرگول
ساسی مانکن و تهاجم فرهنگی
جمهوری اسلامی ایران چه چیزی از فرهنگ غنی ایران را برای تهاجم بیگانه باقی گذاشته است؟
Forwarded from دغدغه ایران
رشد مُسَقَّف و جامعه لیلیپوتی
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ من خیلی وقتها به دنبال نامی میگشتم برای مدلی از رشد یا توسعه که عملاً در این کشور دنبال میشود، اما به جایی نرسیده بودم تا چند روز پیش دوستی به مناسبتی عبارت «توسعه مُسَقَّف» را بهکار برد. این عبارت همان چیزی است که مدتها دنبالش میگشتم.
✅ مدل «رشد مُسَقَّف» یعنی به گونهای همه چیز طراحی شده/میشود که هر آدمی، شرکتی، ورزشکاری، بانکی، رسانهای، صفحهای در فضای مجازی، ناشری، سیاستمداری و ... همینطور الی آخر، سقف دارند، سقفی کوتاه، که از آن حد نباید بلندتر و بزرگتر بشوند.
✅ این یعنی مثلاً عادل فردوسیپور خوب نیست، عادلِ مُسَقَّف خوب است، عادل و برنامهاش سقف دارد؛ اصلاً همه سقف دارند و از سقفشان نباید بلندتر بشوند. شرکت و بانک خصوصی سقف دارد، شرکت استارتآپی، پهنای باند، محبوبیت سیاستمدار یا تعداد فالوئرهای صفحات مجازی حد دارد و اگر شده با کاهش پهنای باند باید جلوی رشدشان را گرفت تا از سقفشان بالاتر نروند.
✅ زنان سقف دارند و سقفشان کوتاهتر از مردان است؛ آنها که متفاوتتر میاندیشند، سقف دارند و هر قدر متفاوتتر، سقفشان کوتاهتر؛ آنها که روشهایشان فرق دارد، سقف کوتاهتری دارند.
✅ این «رشد مُسَقَّف» با دنیای امروز سازگار نیست. دنیای امروز جایی است که صفحات مجازی بازیگران فوتبال و هنرپیشههای سینما از صفحه سیاستمداران فالوئرهای بیشتری دارند؛ دنیایی که ثروت افرادی مثل ایلان ماسک یا جف بزوس سقف ندارد و از بودجه برخی دولتها فراتر میرود؛ جهانی که محدودیتها را در چارچوب قانون از پیش پای آدمها، شرکتها، رسانهها، خلاقیتها، مبدعان روشها، فراتر روندگان از مرزها و ... برمیدارد.
✅ زیستن در دنیای «رشد مُسَقَّف» رؤیاهای انگیزهبخش را از آدمیان میگیرد و آنها را ناشادمان و گریزان میسازد. حکمرانی برای مُسَقَّف کردن رشد نیست. آدمهایی که به زیست و رشد مُسَقَّف عادت کنند، قدشان، قد خلاقیتهاشان و قد امید و تواناییشان کوتاه میشود؛ اما قد آرزوهاشان بلند باقی میماند. فاصله میان قد آرزوها و قد توانایی و امیدشان، آنها را ناراضی و عاصی میکند.
✅ این آدمها دست آخر مثل «گِلام» میشوند، شخصیت سرخورده و ملول رمان «سفرهای گالیور» اثر جاناتان سوییفت که چیزی جز سر هم کردن «جامعه لیلیپوتی» برنمیآید. آدمهایی که دائم میگویند «من میدونم، ما موفق نمیشیم.»
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
توضیح
انیمیشن ماجراهای گالیور بر اساس رمان سفرهای گالیور نوشته جاناتان سوییفت ساخته شده و در ایران با سرپرستی اکبر منانی در دهه 1360 و یک بار در سال 1389 دوبله شده است. اکبر منانی صداپیشه شخصیت گلام در این انیمیشن نیز هست.
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ من خیلی وقتها به دنبال نامی میگشتم برای مدلی از رشد یا توسعه که عملاً در این کشور دنبال میشود، اما به جایی نرسیده بودم تا چند روز پیش دوستی به مناسبتی عبارت «توسعه مُسَقَّف» را بهکار برد. این عبارت همان چیزی است که مدتها دنبالش میگشتم.
✅ مدل «رشد مُسَقَّف» یعنی به گونهای همه چیز طراحی شده/میشود که هر آدمی، شرکتی، ورزشکاری، بانکی، رسانهای، صفحهای در فضای مجازی، ناشری، سیاستمداری و ... همینطور الی آخر، سقف دارند، سقفی کوتاه، که از آن حد نباید بلندتر و بزرگتر بشوند.
✅ این یعنی مثلاً عادل فردوسیپور خوب نیست، عادلِ مُسَقَّف خوب است، عادل و برنامهاش سقف دارد؛ اصلاً همه سقف دارند و از سقفشان نباید بلندتر بشوند. شرکت و بانک خصوصی سقف دارد، شرکت استارتآپی، پهنای باند، محبوبیت سیاستمدار یا تعداد فالوئرهای صفحات مجازی حد دارد و اگر شده با کاهش پهنای باند باید جلوی رشدشان را گرفت تا از سقفشان بالاتر نروند.
✅ زنان سقف دارند و سقفشان کوتاهتر از مردان است؛ آنها که متفاوتتر میاندیشند، سقف دارند و هر قدر متفاوتتر، سقفشان کوتاهتر؛ آنها که روشهایشان فرق دارد، سقف کوتاهتری دارند.
✅ این «رشد مُسَقَّف» با دنیای امروز سازگار نیست. دنیای امروز جایی است که صفحات مجازی بازیگران فوتبال و هنرپیشههای سینما از صفحه سیاستمداران فالوئرهای بیشتری دارند؛ دنیایی که ثروت افرادی مثل ایلان ماسک یا جف بزوس سقف ندارد و از بودجه برخی دولتها فراتر میرود؛ جهانی که محدودیتها را در چارچوب قانون از پیش پای آدمها، شرکتها، رسانهها، خلاقیتها، مبدعان روشها، فراتر روندگان از مرزها و ... برمیدارد.
✅ زیستن در دنیای «رشد مُسَقَّف» رؤیاهای انگیزهبخش را از آدمیان میگیرد و آنها را ناشادمان و گریزان میسازد. حکمرانی برای مُسَقَّف کردن رشد نیست. آدمهایی که به زیست و رشد مُسَقَّف عادت کنند، قدشان، قد خلاقیتهاشان و قد امید و تواناییشان کوتاه میشود؛ اما قد آرزوهاشان بلند باقی میماند. فاصله میان قد آرزوها و قد توانایی و امیدشان، آنها را ناراضی و عاصی میکند.
✅ این آدمها دست آخر مثل «گِلام» میشوند، شخصیت سرخورده و ملول رمان «سفرهای گالیور» اثر جاناتان سوییفت که چیزی جز سر هم کردن «جامعه لیلیپوتی» برنمیآید. آدمهایی که دائم میگویند «من میدونم، ما موفق نمیشیم.»
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
توضیح
انیمیشن ماجراهای گالیور بر اساس رمان سفرهای گالیور نوشته جاناتان سوییفت ساخته شده و در ایران با سرپرستی اکبر منانی در دهه 1360 و یک بار در سال 1389 دوبله شده است. اکبر منانی صداپیشه شخصیت گلام در این انیمیشن نیز هست.
Forwarded from دغدغه ایران
یک کلام ختم کلام!
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ آقای حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان درخصوص واکنش مجلس یازدهم به توافق ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی، سخن عاقلانهای نوشتهاند که عیناً نقل میکنم:
«و بالاخره گله دوستانهای از نمایندگان معترض در میان است! و آن اینکه توافق مورد اشاره اگرچه امضای رئیس سازمان انرژی اتمی را در پای خود دارد ولی باید میدانستند که مسئلهای با این اهمیت نمیتواند بدون دخالت و نظر شورای عالی امنیت ملی تهیه شده باشد.»
✅ این سخن عاقلانه دلیل کافی و برهان قاطع برای ختم یک جنجال بیحاصل و مناقشه سیاسی پنج ساله در کشور است.
✅ برجام سند و توافقی دهها و صدها برابر مهمتر از توافق ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی در شامگاه یکشنبه سوم اسفند هزار و سیصد و نود و نه درباره چگونگی توقف اجرای پروتکل الحاقی بوده و هست. برجام هرگز نمیتوانسته به اراده و دلخواه محمد جواد ظریف، وزارت امور خارجه و حتی رئیسجمهور حسن روحانی، طراحی، امضا و نهایی شود.
✅ اگر نمایندگان «باید میدانستند که مسئلهای» نظیر توافق ایران و آژانس «نمیتواند بدون دخالت و نظر شورای عالی امنیت ملی تهیه شده باشد»، پس مسألهای در حد برجام نیز نمیتوانسته بدون دخالت و نظر شورای عالی امنیت ملی نهایی شود؛ و نتیجه اینکه هیچ بندی از اجرای تعهدات یا برجام، بدون دخالت و نظر شورای عالی امنیت ملی اجرا نشده است.
✅ این همان نتیجه عاقلانهای است که در پنج سال گذشته زیر دست و پای غوغاسالاری سیاسی و نادیده گرفتن اصول اولیه مملکتداری، موضوع مناقشه بیحاصل شده بود.
✅ کردار دیروز مجلس یازدهم هر خسارتی داشته باشد، این فایده را داشته که یک اصل یعنی نظارت عالیه شورای عالی امنیت ملی بر تصمیمات مهم نظیر برجام، توافق با آژانس یا هر چیزی از این دست را آشکار کرده است. کار درست هم همین است.
✅ تاریخ درباره حسن روحانی، محمدجواد ظریف و تیم مذاکرات هستهای قضاوت خواهد کرد؛ همان گونه که درباره محمد مصدق در جریان مذاکرات ملی شدن صنعت نفت و مناقشه ایران و انگلیس؛ احمد قوام و مذاکرات با شوروی؛ یا هر مذاکرهکننده ارشدی در طول تاریخ قضاوت خواهد کرد. اما مناقشه روز چهارم اسفند هزار و سیصد و نود و نه، ناخواسته تیم مذاکرهکننده هستهای را از هر اتهامی درخصوص خودسری و عمل بر خلاف رویه حاکم بر تصمیمات مهم در سطح امنیت ملی کشور، تبرئه کرد. یک کلام، ختم کلام!
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
پادکست دغدغه ایران
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ آقای حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان درخصوص واکنش مجلس یازدهم به توافق ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی، سخن عاقلانهای نوشتهاند که عیناً نقل میکنم:
«و بالاخره گله دوستانهای از نمایندگان معترض در میان است! و آن اینکه توافق مورد اشاره اگرچه امضای رئیس سازمان انرژی اتمی را در پای خود دارد ولی باید میدانستند که مسئلهای با این اهمیت نمیتواند بدون دخالت و نظر شورای عالی امنیت ملی تهیه شده باشد.»
✅ این سخن عاقلانه دلیل کافی و برهان قاطع برای ختم یک جنجال بیحاصل و مناقشه سیاسی پنج ساله در کشور است.
✅ برجام سند و توافقی دهها و صدها برابر مهمتر از توافق ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی در شامگاه یکشنبه سوم اسفند هزار و سیصد و نود و نه درباره چگونگی توقف اجرای پروتکل الحاقی بوده و هست. برجام هرگز نمیتوانسته به اراده و دلخواه محمد جواد ظریف، وزارت امور خارجه و حتی رئیسجمهور حسن روحانی، طراحی، امضا و نهایی شود.
✅ اگر نمایندگان «باید میدانستند که مسئلهای» نظیر توافق ایران و آژانس «نمیتواند بدون دخالت و نظر شورای عالی امنیت ملی تهیه شده باشد»، پس مسألهای در حد برجام نیز نمیتوانسته بدون دخالت و نظر شورای عالی امنیت ملی نهایی شود؛ و نتیجه اینکه هیچ بندی از اجرای تعهدات یا برجام، بدون دخالت و نظر شورای عالی امنیت ملی اجرا نشده است.
✅ این همان نتیجه عاقلانهای است که در پنج سال گذشته زیر دست و پای غوغاسالاری سیاسی و نادیده گرفتن اصول اولیه مملکتداری، موضوع مناقشه بیحاصل شده بود.
✅ کردار دیروز مجلس یازدهم هر خسارتی داشته باشد، این فایده را داشته که یک اصل یعنی نظارت عالیه شورای عالی امنیت ملی بر تصمیمات مهم نظیر برجام، توافق با آژانس یا هر چیزی از این دست را آشکار کرده است. کار درست هم همین است.
✅ تاریخ درباره حسن روحانی، محمدجواد ظریف و تیم مذاکرات هستهای قضاوت خواهد کرد؛ همان گونه که درباره محمد مصدق در جریان مذاکرات ملی شدن صنعت نفت و مناقشه ایران و انگلیس؛ احمد قوام و مذاکرات با شوروی؛ یا هر مذاکرهکننده ارشدی در طول تاریخ قضاوت خواهد کرد. اما مناقشه روز چهارم اسفند هزار و سیصد و نود و نه، ناخواسته تیم مذاکرهکننده هستهای را از هر اتهامی درخصوص خودسری و عمل بر خلاف رویه حاکم بر تصمیمات مهم در سطح امنیت ملی کشور، تبرئه کرد. یک کلام، ختم کلام!
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
پادکست دغدغه ایران
d.castbox.fm
Best free podcast app for Apple iOS and Android | Let words move you
Millions of podcasts for all topics. Listen to the best free podcast on Android, Apple iOS, Amazon Alexa, Google Home, Carplay, Android Auto, PC. Create...
Forwarded from دغدغه ایران
معنای گران کردن خدمات اینترنت
محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
.
✅ هر چه بیشتر فکر میکنم بیشتر به این نتیجه میرسم که گرفتن پول از خدمات اینترنت (بخوانید از جیب مصرفکننده) و دادن آن به صدا و سیما برای نظارت بر فضای مجازی، آن هم به میزان سه هزار میلیارد تومان، طبق مصوبه کمیسیون تلفیق مجلس، شش معنا دارد.
.
یک. تلاش برای گران کردن اینترنت و به تدریج سلب انگیزه تعداد زیادی از مردم برای استفاده از فضای مجازی.
.
دو. چیزی شبیه سپردن نظارت بر صنعت هوا و فضا یا هواپیمایی به اتحادیه مینیبوس رانی (در بهترین حالت) .
.
سه. فشار بر کسبوکارهای شکل گرفته در فضای مجازی و تعمیق بیکاری، نارضایتی و ناامیدی در نسل جوانان شاغل در شرکتهای استارت آپی و متکی به اینترنت.
.
چهار. ضدیت با دنیای مدرن و حرکت در خلاف جهت جهان امروز که در آن خدمات اینترنت روز به روز ارزانتر، سریعتر و متنوعتر ارائه میشود و عصبی کردن مردم با ترکیبی از فیلترینگ، کاهش پهنای باند و افزایش قیمت خدمات اینترنت.
.
پنج. ایجاد انحصار رسانهای و نقض حق دسترسی به گردش آزاد اطلاعات و تولید رانت و فساد برای بهره مندان از انحصار.
.
شش. محدودتر کردن دسترسی اقشار ضعیف اقتصادی به خدمات اینترنت و گسترش نابرابری در درازمدت.
.
#دغدغه_ایران، #اینترنت، #رانت، #فضای_مجازی، #انحصار_رسانه، #حکمرانی_خوب، #محمد_فاضلی
.
این شیوه حکمرانی درست نیست.
.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
.
✅ هر چه بیشتر فکر میکنم بیشتر به این نتیجه میرسم که گرفتن پول از خدمات اینترنت (بخوانید از جیب مصرفکننده) و دادن آن به صدا و سیما برای نظارت بر فضای مجازی، آن هم به میزان سه هزار میلیارد تومان، طبق مصوبه کمیسیون تلفیق مجلس، شش معنا دارد.
.
یک. تلاش برای گران کردن اینترنت و به تدریج سلب انگیزه تعداد زیادی از مردم برای استفاده از فضای مجازی.
.
دو. چیزی شبیه سپردن نظارت بر صنعت هوا و فضا یا هواپیمایی به اتحادیه مینیبوس رانی (در بهترین حالت) .
.
سه. فشار بر کسبوکارهای شکل گرفته در فضای مجازی و تعمیق بیکاری، نارضایتی و ناامیدی در نسل جوانان شاغل در شرکتهای استارت آپی و متکی به اینترنت.
.
چهار. ضدیت با دنیای مدرن و حرکت در خلاف جهت جهان امروز که در آن خدمات اینترنت روز به روز ارزانتر، سریعتر و متنوعتر ارائه میشود و عصبی کردن مردم با ترکیبی از فیلترینگ، کاهش پهنای باند و افزایش قیمت خدمات اینترنت.
.
پنج. ایجاد انحصار رسانهای و نقض حق دسترسی به گردش آزاد اطلاعات و تولید رانت و فساد برای بهره مندان از انحصار.
.
شش. محدودتر کردن دسترسی اقشار ضعیف اقتصادی به خدمات اینترنت و گسترش نابرابری در درازمدت.
.
#دغدغه_ایران، #اینترنت، #رانت، #فضای_مجازی، #انحصار_رسانه، #حکمرانی_خوب، #محمد_فاضلی
.
این شیوه حکمرانی درست نیست.
.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
اختلافات ارتش و سپاه
<unknown>
اختلاف سپاه و ارتش در سال های جنگ
هاشمی رفسنجانی می گفت«وقتیكه بنیصدر رفت، ارتش و سپاه، برادرانه میجنگیدند. چون شهید صیاد، از نوع سپاهیها بود. این دو نیرو، با هم خوب همكاری میكردند. اما بعد از آن، بحث میراث مطرح شد و اینكه بالاخره كی برندهی جنگ است. ارتش هم از سپاه نگران بود و میترسید كه سپاهیها، آنها را ببلعند و كارشان تمام شود.»
ریشه ی اختلافات ارتش و سپاه در جنگ چه بود؟
چرا صیاد شیرازی استعفا داد؟
آیا استعفای محسن رضایی سیاسی بود؟
آیا هاشمی رفسنجانی و سایر مسولان توانستند این اختلافات را درست مدیریت کنند؟
در این فایل صوتی، که لایو اینستاگرام بوده، به این موضوعات پرداختهام.
و برای پیگیری لایوها و مطالب اینستاگرام، صفحهی جعفر شیرعلی نیا در اینستاگرام را همراهی کنید:
https://instagram.com/jafarshiralinia?igshid=1sw8uiiznyf5v
هاشمی رفسنجانی می گفت«وقتیكه بنیصدر رفت، ارتش و سپاه، برادرانه میجنگیدند. چون شهید صیاد، از نوع سپاهیها بود. این دو نیرو، با هم خوب همكاری میكردند. اما بعد از آن، بحث میراث مطرح شد و اینكه بالاخره كی برندهی جنگ است. ارتش هم از سپاه نگران بود و میترسید كه سپاهیها، آنها را ببلعند و كارشان تمام شود.»
ریشه ی اختلافات ارتش و سپاه در جنگ چه بود؟
چرا صیاد شیرازی استعفا داد؟
آیا استعفای محسن رضایی سیاسی بود؟
آیا هاشمی رفسنجانی و سایر مسولان توانستند این اختلافات را درست مدیریت کنند؟
در این فایل صوتی، که لایو اینستاگرام بوده، به این موضوعات پرداختهام.
و برای پیگیری لایوها و مطالب اینستاگرام، صفحهی جعفر شیرعلی نیا در اینستاگرام را همراهی کنید:
https://instagram.com/jafarshiralinia?igshid=1sw8uiiznyf5v
Forwarded from صادق زیباکلام - Sadegh Zibakalam
✍علیرغم چهار صفحه رأی دادگاه، آخرش هم معلوم نیست اقدامِ «مشخصِ» خلاف قانونِ جمعیت امام علی، کدام بوده؟ | ۱۵ اسفندماه ۱۳۹۹
🔹️در پست قبلی، پیرامون تعطیلی جمعیت امام علی، پرسیده بودم که «دلایل تعطیلی نظام برای این اقدام، کدام است؟» رأی دادگاه شعبۀ ۵۵ مجتمع قضایی شهید بهشتی، مورخۀ ۹۹/۱۲/۱۳، نشان داد که آن پرسش، خیلی هم بیراه نبوده. مستندات دادگاه، علیرغم طولانی بودنشان، و علیرغم استناد بهموارد عدیدهای از قوانین، از جمله قانون اساسی، آخرش هم نتوانسته بود نشان دهد، که جمعیت، مرتکب کدامین اقدامات «مشخص» خلاف قانون شده است؟ اتهامات؛ مبهم، کلیگویی، لفاظی، تکرار و آکنده از عبارات پرطمطراق، اما پوک و توخالی هستند. بگذارید نگاهی نزدیکتر به رأی دادگاه بیاندازیم. بعنوان ادلۀ اثبات جرم، در محکومیت جمعیت، میخوانیم:
🔹️«با رصد فعالیتهای این جمعیت، و گزارشهای واصله از فعالیتهای «ضد دینی» و «انحرافی» این جمعیت، که خلاف مصالح کشور بوده، و علیرغم تذکرات مکررِ کتبی و شفاهی، مبنی بر اصلاح وضعیت موجود، جمعیت؛ کمافیالسابق بهرویۀ «خلاف قانون» خود ادامه داده». سپس رأی دادگاه، وارد مصادیق «ضد دینی» و «انحرافی»، که جمعیت، مرتکب آنها شده، میشود:
۱- خروج جمعیت از موضوع فعالیتهای اهداف مصوب آن.
۲- بیاعتنائی موسسه به مصوبات شورای ملّی توسعه.
۳- عدم شفافیت جذب منابع مالی در داخل و خارجِ کشور.
۴- از قلم افتاده.
۵- اتخاذ تصمیمات و انجام فعالیتها و اقدامات، بدون اخذ مجوز از وزارت کشور.
۶- عدم هماهنگی و اخذ مجوز از وزارت کشور، برای انجام فعالیت و اقدامات صورت گرفته(معلوم نیست تفاوت آن با اتهام قبلی کدام است؟).
🔹️مابقی اتهامات هم، کموبیش مشابه موارد بالا هستند؛ بدون آنکه مواردِ مشخص و روشنِ اقدامات خلاف قانون، ذکر شده باشد. در بخش دیگری از رأی دادگاه، جمعیت، محکوم میشود که نظام را در امر فقرزدایی، ناموفق خوانده.
🔹️دادگاه، اینگونه از نظام بهدفاع برمیخیزد: «پس از انقلاب عزیز اسلامی، اقدامات افتخارآمیز کمیتۀ امداد، هلالاحمر، بهزیستی، ستاد اجرایی فرمان امام، آستان قدس رضوی، بنیاد مستضعفان و...، در رفع محرومیتزدایی سبب شده تا بخش قابلتوجهی از فقری که ناشی از رژیم طاغوت و تحریمهای آمریکا و چپاول ثروتهای این مرزوبوم توسط انگلیس و کشورهای غربی بوده، که امروزه این غربیها حامی خوانده شدهاند (لابد توسط غربزدهها) ریشهکن شده است.
🔹️اگر هیچ دلیل دیگری مبنی بر وجود یک ارادۀ سیاسی در پشت تعطیلی جمعیت امام علی در دست نباشد، حکم دادگاه، نشان میدهد که اتفاقاً مسئله، نه قضایی؛ که سیاسی است.
https://www.instagram.com/p/CMBePRQJglL/?igshid=1qsw81yrkcy8s
🔹️در پست قبلی، پیرامون تعطیلی جمعیت امام علی، پرسیده بودم که «دلایل تعطیلی نظام برای این اقدام، کدام است؟» رأی دادگاه شعبۀ ۵۵ مجتمع قضایی شهید بهشتی، مورخۀ ۹۹/۱۲/۱۳، نشان داد که آن پرسش، خیلی هم بیراه نبوده. مستندات دادگاه، علیرغم طولانی بودنشان، و علیرغم استناد بهموارد عدیدهای از قوانین، از جمله قانون اساسی، آخرش هم نتوانسته بود نشان دهد، که جمعیت، مرتکب کدامین اقدامات «مشخص» خلاف قانون شده است؟ اتهامات؛ مبهم، کلیگویی، لفاظی، تکرار و آکنده از عبارات پرطمطراق، اما پوک و توخالی هستند. بگذارید نگاهی نزدیکتر به رأی دادگاه بیاندازیم. بعنوان ادلۀ اثبات جرم، در محکومیت جمعیت، میخوانیم:
🔹️«با رصد فعالیتهای این جمعیت، و گزارشهای واصله از فعالیتهای «ضد دینی» و «انحرافی» این جمعیت، که خلاف مصالح کشور بوده، و علیرغم تذکرات مکررِ کتبی و شفاهی، مبنی بر اصلاح وضعیت موجود، جمعیت؛ کمافیالسابق بهرویۀ «خلاف قانون» خود ادامه داده». سپس رأی دادگاه، وارد مصادیق «ضد دینی» و «انحرافی»، که جمعیت، مرتکب آنها شده، میشود:
۱- خروج جمعیت از موضوع فعالیتهای اهداف مصوب آن.
۲- بیاعتنائی موسسه به مصوبات شورای ملّی توسعه.
۳- عدم شفافیت جذب منابع مالی در داخل و خارجِ کشور.
۴- از قلم افتاده.
۵- اتخاذ تصمیمات و انجام فعالیتها و اقدامات، بدون اخذ مجوز از وزارت کشور.
۶- عدم هماهنگی و اخذ مجوز از وزارت کشور، برای انجام فعالیت و اقدامات صورت گرفته(معلوم نیست تفاوت آن با اتهام قبلی کدام است؟).
🔹️مابقی اتهامات هم، کموبیش مشابه موارد بالا هستند؛ بدون آنکه مواردِ مشخص و روشنِ اقدامات خلاف قانون، ذکر شده باشد. در بخش دیگری از رأی دادگاه، جمعیت، محکوم میشود که نظام را در امر فقرزدایی، ناموفق خوانده.
🔹️دادگاه، اینگونه از نظام بهدفاع برمیخیزد: «پس از انقلاب عزیز اسلامی، اقدامات افتخارآمیز کمیتۀ امداد، هلالاحمر، بهزیستی، ستاد اجرایی فرمان امام، آستان قدس رضوی، بنیاد مستضعفان و...، در رفع محرومیتزدایی سبب شده تا بخش قابلتوجهی از فقری که ناشی از رژیم طاغوت و تحریمهای آمریکا و چپاول ثروتهای این مرزوبوم توسط انگلیس و کشورهای غربی بوده، که امروزه این غربیها حامی خوانده شدهاند (لابد توسط غربزدهها) ریشهکن شده است.
🔹️اگر هیچ دلیل دیگری مبنی بر وجود یک ارادۀ سیاسی در پشت تعطیلی جمعیت امام علی در دست نباشد، حکم دادگاه، نشان میدهد که اتفاقاً مسئله، نه قضایی؛ که سیاسی است.
https://www.instagram.com/p/CMBePRQJglL/?igshid=1qsw81yrkcy8s
Forwarded from مجتبی لشکربلوکی
چرا ایران عقب ماند-جلد1.pdf
1.5 MB
🔳⭕️جلد۱ کتاب چرا ایران عقب ماند و توسعه پیدا نکرد؟
تدوین: دکتر مجتبی لشکربلوکی
این جلد به روایت های دکتر زیباکلام، دکتر سریع القلم، دکتر داوری اردکانی می پردازد.
در جستجوی درک مشترک برای درد مشترک
@Dr_Lashkarbolouki
تدوین: دکتر مجتبی لشکربلوکی
این جلد به روایت های دکتر زیباکلام، دکتر سریع القلم، دکتر داوری اردکانی می پردازد.
در جستجوی درک مشترک برای درد مشترک
@Dr_Lashkarbolouki