Forwarded from پادکست سکه
🎙اپیزود چهلام پادکست سکه
"نگاهی به ریشههای فقر در ایران"
فقر اقتصادی، گرسنگی، جنگ، مواد مخدر، حوادث طبیعی و بیکاری پدیدههای جهانی و درد مشترک برای همهی کشورها است. فقر اقتصادی موضوع تازهای نیست، اما یکی از خطرناکترین پدیدهها از بین موارد بالاست. فقر، مصیبت بزرگ برای بشر و لکهی ننگین بر جبین دولتها و انسانیت است. فقر ریشه بسیاری از نابسامانیها به شمار میرود. از نظر بانک جهانی فقر یعنی گرسنگی، نداشتن سرپناه و لباس، بیمار بودن و درمان نشدن، بیسوادی و عدم دسترسی به آموزش
چه عواملی باعث ایجاد و گسترش فقر میشود؟ تفاوت نابرابری و فقر چیست؟ آیا علت ایجاد فقر خود فرد فقیر است یا فقر نتیجه نظام سیاسی و اجتماعی است؟ وضعیت فقر در ایران چگونه است؟ چه سیاستهایی در ایران باعث بروز فقر شد؟ چه راهکارهایی را برای کاهش فقر در ایران باید دنبال کرد؟
مهمان: حسین راغفر
میزبان: مهدی ناجی
تدوین و تنظیم: ایمان اسلامپناه
گوینده: علی رجبزاده
تولید محتوا: محمدعلی مردان، محمدحسین مخصوصی
کارگردان: بهداد گیلزادکهن
اسپانسر:
واحد کسبوکار سازمانی ایرانسل | وبسایت | تلگرام
کانال تلگرام پادکست دغدغه ایران _ محمد فاضلی
وبسایت | اینستاگرام پادکست سکه
لینک آموزش نصب و استفاده از برنامه کستباکس
موسیقی:
Seven - Roary
اپیزود چهلام پادکست سکه را میتوانید از طریق وبسایت سکه یا اپلیکیشنهای پادگیر بشنوید👇
Castbox | Spotify | ApplePodcast
GooglePodcast
"نگاهی به ریشههای فقر در ایران"
فقر اقتصادی، گرسنگی، جنگ، مواد مخدر، حوادث طبیعی و بیکاری پدیدههای جهانی و درد مشترک برای همهی کشورها است. فقر اقتصادی موضوع تازهای نیست، اما یکی از خطرناکترین پدیدهها از بین موارد بالاست. فقر، مصیبت بزرگ برای بشر و لکهی ننگین بر جبین دولتها و انسانیت است. فقر ریشه بسیاری از نابسامانیها به شمار میرود. از نظر بانک جهانی فقر یعنی گرسنگی، نداشتن سرپناه و لباس، بیمار بودن و درمان نشدن، بیسوادی و عدم دسترسی به آموزش
چه عواملی باعث ایجاد و گسترش فقر میشود؟ تفاوت نابرابری و فقر چیست؟ آیا علت ایجاد فقر خود فرد فقیر است یا فقر نتیجه نظام سیاسی و اجتماعی است؟ وضعیت فقر در ایران چگونه است؟ چه سیاستهایی در ایران باعث بروز فقر شد؟ چه راهکارهایی را برای کاهش فقر در ایران باید دنبال کرد؟
مهمان: حسین راغفر
میزبان: مهدی ناجی
تدوین و تنظیم: ایمان اسلامپناه
گوینده: علی رجبزاده
تولید محتوا: محمدعلی مردان، محمدحسین مخصوصی
کارگردان: بهداد گیلزادکهن
اسپانسر:
واحد کسبوکار سازمانی ایرانسل | وبسایت | تلگرام
کانال تلگرام پادکست دغدغه ایران _ محمد فاضلی
وبسایت | اینستاگرام پادکست سکه
لینک آموزش نصب و استفاده از برنامه کستباکس
موسیقی:
Seven - Roary
اپیزود چهلام پادکست سکه را میتوانید از طریق وبسایت سکه یا اپلیکیشنهای پادگیر بشنوید👇
Castbox | Spotify | ApplePodcast
GooglePodcast
من و هفتاد سالگی داریوش
حسن صلحجو
بیبیسی
۱۷ بهمن ۱۳۹۹ - ۵ فوریه ۲۰۲۱
حسن صلحجو
بیبیسی
۱۷ بهمن ۱۳۹۹ - ۵ فوریه ۲۰۲۱
من و هفتاد سالگی داریوش
حسن صلحجو
بیبیسی
۱۷ بهمن ۱۳۹۹ - ۵ فوریه ۲۰۲۱
داریوش اقبالی
منبع تصویر، @DEGHBALI
توضیح تصویر،
داریوش اقبالی
رادیو مونس تنهایی بچگیهای من بود. یک رادیوی قهوهای کوچک که چهارتا قوه بزرگ میخورد و پدر هر وقت خانه بود، سرش به این رادیو گرم میشد. او ضبط صوت هم خریده بود. اما این رادیو قدیمی را بیشتردوست داشت. مادر با چرخ خیاطی نونوارش برای رادیو یک لباس دوخته بود که از دسترس ما بچهها تمیز و سالم بماند.
سهم من از رادیو در وقتهای روز بود. ساعت ده صبح برنامه کودک داشت. برنامه کودک که تمام میشد، من درازکش برنامههای دیگر را هم همین طوری گوش میکردم. از برنامه گلهای رنگارگ تا سخنرانیهای مذهبی «دانشمند محترم حجت الاسلام راشد». گرچه حرفهای قلمبه سلمبهشان را نمیفهمیدم و چیزی برایم جذاب نبود جز آن که با صدای ثانیه شمارِ قبل ازاذان بازی کنم. زبانم را پشت دندانهایم میگذاشتم و آن صدا را تقلید میکردم. تاق.. توق .. تاق توق...
تا این که یک روز لابه لای این همه برنامه یک ترانه پخش شد. یک نفر میگفت: «بوی گندم مال من ... هرچی که دارم مال تو... ». من بوی گندم را خوب میشناختم. وقتی ترانه پخش میشد از همان پنجرهای که باز بود، رو به کوه میتوانستم مزارع گندم را ببینم. آن روز باد میآمد و لابه لای گندمهای طلایی میپیچید. یک آن دل من یه یک جای خیلی دور که نمیدانم کجا بود رفت و دیگر برنگشت. بوی گندم، بوی کیسههای آرد، بوی خمیر، بوی تنوری که درآن نان پخته میشد و بوی نان تازه که در تمام خانه میپیچید، همگی در وقت شنیدن این ترانه به ذهن کودکیام هجوم آوردند. از آن روز به بعد هی منتظر بودم که آقاهه باز بیاید و در رادیوی کوچک بخواند: «بوی گندم مال من..». فقط همین اش یادم مانده بود. اما خبری نبود. همهاش در رادیو زنها و مردهای دیگر میآمدند آواز میخواندند و از بوسه و اشک و شمع و دلبر و این چیزها میگفتند.
بالاخره یک روز دوباره باز صدایش را از رادیو شنیدم. اما این بار چیز دیگری میگفت. خواند: «پرنده که بالش میسوزه ... دل من به حالش میسوزه... » من پرندهها را دوست داشتم. به خصوص کبوترهای چاهی را که زیر سقف چوبی ایوان لانه کرده بودند وجوجه داشتند. بعد آقاهه خواند: «دنیای زندونی دیواره...» و من از زندان بدم آمد. نمیدانستم کجاست. اما خیلی بدم آمد. فکر کردم جایی است که پرندهها را میبرند و میسوزانند. حالا دیگر این آقاهه پاک دلم را برده بود. گوش میچسباندم به رادیو که بیاید بگوید بوی گندم، که بگوید پرنده که بالش میسوزه و من به کبوترهای چاهی نگاه کنم و به تنور که توی ایوان بود. نکند یک وقتی آتش تنور گُر بگیرد و بال جوجه کبوترها را بسوزاند؟
حالا دیگر«رادیو» اسباب بازی موردعلاقهام شده بود. هرروز گوشام را به رادیو میچسباندم. تاق... توق...تاق.. توق.... چند وقت بعد باز آقاهه آمد و خواند: «میون این همه کوچه...کوچه قدیمی ما، کوچه بن بسته...» کوچه ما خیلی قدیمی بود. بن بست هم بود و خانه ما ته این بن بست. فکر کردم این آقاهه کی هست که همه چیز را درباره ما میداند. خانمه توی رادیو گفت «با صدای داریوش».
حسن صلحجو
بیبیسی
۱۷ بهمن ۱۳۹۹ - ۵ فوریه ۲۰۲۱
داریوش اقبالی
منبع تصویر، @DEGHBALI
توضیح تصویر،
داریوش اقبالی
رادیو مونس تنهایی بچگیهای من بود. یک رادیوی قهوهای کوچک که چهارتا قوه بزرگ میخورد و پدر هر وقت خانه بود، سرش به این رادیو گرم میشد. او ضبط صوت هم خریده بود. اما این رادیو قدیمی را بیشتردوست داشت. مادر با چرخ خیاطی نونوارش برای رادیو یک لباس دوخته بود که از دسترس ما بچهها تمیز و سالم بماند.
سهم من از رادیو در وقتهای روز بود. ساعت ده صبح برنامه کودک داشت. برنامه کودک که تمام میشد، من درازکش برنامههای دیگر را هم همین طوری گوش میکردم. از برنامه گلهای رنگارگ تا سخنرانیهای مذهبی «دانشمند محترم حجت الاسلام راشد». گرچه حرفهای قلمبه سلمبهشان را نمیفهمیدم و چیزی برایم جذاب نبود جز آن که با صدای ثانیه شمارِ قبل ازاذان بازی کنم. زبانم را پشت دندانهایم میگذاشتم و آن صدا را تقلید میکردم. تاق.. توق .. تاق توق...
تا این که یک روز لابه لای این همه برنامه یک ترانه پخش شد. یک نفر میگفت: «بوی گندم مال من ... هرچی که دارم مال تو... ». من بوی گندم را خوب میشناختم. وقتی ترانه پخش میشد از همان پنجرهای که باز بود، رو به کوه میتوانستم مزارع گندم را ببینم. آن روز باد میآمد و لابه لای گندمهای طلایی میپیچید. یک آن دل من یه یک جای خیلی دور که نمیدانم کجا بود رفت و دیگر برنگشت. بوی گندم، بوی کیسههای آرد، بوی خمیر، بوی تنوری که درآن نان پخته میشد و بوی نان تازه که در تمام خانه میپیچید، همگی در وقت شنیدن این ترانه به ذهن کودکیام هجوم آوردند. از آن روز به بعد هی منتظر بودم که آقاهه باز بیاید و در رادیوی کوچک بخواند: «بوی گندم مال من..». فقط همین اش یادم مانده بود. اما خبری نبود. همهاش در رادیو زنها و مردهای دیگر میآمدند آواز میخواندند و از بوسه و اشک و شمع و دلبر و این چیزها میگفتند.
بالاخره یک روز دوباره باز صدایش را از رادیو شنیدم. اما این بار چیز دیگری میگفت. خواند: «پرنده که بالش میسوزه ... دل من به حالش میسوزه... » من پرندهها را دوست داشتم. به خصوص کبوترهای چاهی را که زیر سقف چوبی ایوان لانه کرده بودند وجوجه داشتند. بعد آقاهه خواند: «دنیای زندونی دیواره...» و من از زندان بدم آمد. نمیدانستم کجاست. اما خیلی بدم آمد. فکر کردم جایی است که پرندهها را میبرند و میسوزانند. حالا دیگر این آقاهه پاک دلم را برده بود. گوش میچسباندم به رادیو که بیاید بگوید بوی گندم، که بگوید پرنده که بالش میسوزه و من به کبوترهای چاهی نگاه کنم و به تنور که توی ایوان بود. نکند یک وقتی آتش تنور گُر بگیرد و بال جوجه کبوترها را بسوزاند؟
حالا دیگر«رادیو» اسباب بازی موردعلاقهام شده بود. هرروز گوشام را به رادیو میچسباندم. تاق... توق...تاق.. توق.... چند وقت بعد باز آقاهه آمد و خواند: «میون این همه کوچه...کوچه قدیمی ما، کوچه بن بسته...» کوچه ما خیلی قدیمی بود. بن بست هم بود و خانه ما ته این بن بست. فکر کردم این آقاهه کی هست که همه چیز را درباره ما میداند. خانمه توی رادیو گفت «با صدای داریوش».
Forwarded from آینده مشترک
⭕️⬛️همه چیز از ما شروع نمیشود!
🖊امیر ناظمی
تصویر اول و دوم تصویر گزینششده از وضعیت رانندگی در دو جامعه مختلف است؛ و پرسشهای مختلفی همیشه با مقایسههایی اینچنین در ذهن ما شکل میگیرد؛ پرسشهایی مانند آنکه «چرا این تفاوت وجود دارد؟» یا «آیا سایر ویژگیهای آن دو جامعه هم همین اندازه متفاوتند؟» و ...
اما احتمالا کسانی دوست دارند تا به من و شما بگویند: «این تفاوت دو فرهنگ است؛ تفاوت شهروندان دو جامعه مختلف»! آنها ادامه میدهند: «ما باید از خودمان شروع کنیم! اینها ربطی به دولت ندارد؛ اینها رفتار دو جامعه است»!
و من میخواهم بگویم این جملهها نادرست هستند یا حداقل تمامی حقیقت نیستند!
⭕️تفاوتها دو تصویر
اولین چیزی که در تصویر دوم به چشم ما میخورد، خطوط منظم و جهتدهنده روی جاده است؛ خطوطی در هم که آن را تبدیل به نقشهایی پیچیده کرده است. در حقیقت در هر دو جامعه، در هر دو تصویر، جاده وجود دارد؛ خودرویی هم هست که حرکت میکند؛ یعنی شاید از لحاظ زیرساخت عمرانی تفاوت بزرگی نیست؛ حتی در هر دو از رنگ و خط هم استفاده شده است!
میدانیم در ایران قوانین رانندگی سالهاست وجود دارد؛ و نظام پاداش و تنبیهی که برای رانندگان وجود دارد؛ خیلی هم قابل چشمپوشی نیست؛ و از قرار هم ضمانت اجرایی سفت و سختی دارد. اما تفاوت یک تفاوت ریز است: آن خطوط روی جاده تصویر دوم در اولی نیست. یعنی حتی خط هم هست، خطهای زرد مشبکی که بود و نبودش فرقی ندارد؛ راهنما نیست؛ جهتدهنده نیست.
هر یک از این خطوط تصویر دوم، راهنمای تک تک رانندههایی است که تصمیم دارند در چهارراهی مسیر آینده خود را انتخاب کند. خطوطی که اغلب در جادهها و خیابانهای ایران یافت نمیشود.
در حقیقت تفاوت دو تصویر همان چیزی است که در علوم اقتصادی و اجتماعی آن را نهاد مینامند. نهاد در نگاه عمومی و در زبان مردم کوچه و خیابان، مساوی با سازمان اداری دانسته میشود؛ اما در زبان علم، نهاد شامل قوانین یا حتی رویهها و رفتارهای عمومی نیز هست.
مفهوم نهاد یکی از مفاهیم خیلی پیچیده است؛ و نهادسازی قاعدتا از آن پیچیدهتر. نهادسازی ساختن یک دستگاه اداری جدید؛ و متورم کردن دولت نیست! نهادسازی ایجاد همین نظم و ترتیبی است که در تصویر دوم میبینید آن هم گاهی تنها با «خطوط راهنما».
⭕️همیشه نمیتوان از خودمان شروع کنیم!
اما پرسش کلیدی اینجاست: برای تبدیل جامعهای از وضعیت اول به دوم، میتوان از خود شروع کرد؟
اگر در جامعه اول شما به فرض بخواهید مانند کسی که در جامعه دوم است، رفتار کنید؛ احتمالا چند ساعتی پشت ترافیک ماشینها میمانید؛ شاید چندین ناسزا میشنوید و نهایتا شاید به دلیل اختلال در ترافیک توسط چند نفر هم تهدید شوید.
درحقیقت گذار از جامعه اول به دوم بدون حضور دولت (در معنای کلاناش) امکانناپذیر است. هر توصیهای که بخواهد شهروند را مخاطب قرار دهد؛ توصیهای ریاکارانه است. این گذار تنها در سایه وجود دولت توسعهخواه امکانپذیر است؛ و بدون آن نیز امکانناپذیر. دولتی که از همان کمهزینهترین بخش توسعه آغاز میکند: خطوط راهنما!
نهادها هستند که فراتر از قوانین و مقررات و فراتر از زیرساختهایی مانند چراغ راهنما میتوانند به حرکت ما جهت دهند. میتوانند کمک کنند تا جامعه نخست به جامعه دوم تبدیل شود؛ بدون نیاز به تنبیههای بیشتر و بدون نیاز به هزینههایی برای زیرساخت.
در حقیقت نه شهروندان جامعه نخست شرورتر یا بیفرهنگتر هستند و نه شهروندان جامعه دوم الزاما قانوندانتر؛ تفاوت در چیزی است که وجود ندارد؛ همان چیزهای سادهای که شاید هزینهاش هنگفت هم نباشد؛ تفاوت در فقدان یا وجود دولت توسعهخواه است.
حالا باز هم تلاش کنید تا از خودتان شروع کنید؛ اما باور کنید خیلی چیزها از شما شروع نمیشود!
بهاشتراک بگذارید تا آفریده شود
@ShareNovate
🖊امیر ناظمی
تصویر اول و دوم تصویر گزینششده از وضعیت رانندگی در دو جامعه مختلف است؛ و پرسشهای مختلفی همیشه با مقایسههایی اینچنین در ذهن ما شکل میگیرد؛ پرسشهایی مانند آنکه «چرا این تفاوت وجود دارد؟» یا «آیا سایر ویژگیهای آن دو جامعه هم همین اندازه متفاوتند؟» و ...
اما احتمالا کسانی دوست دارند تا به من و شما بگویند: «این تفاوت دو فرهنگ است؛ تفاوت شهروندان دو جامعه مختلف»! آنها ادامه میدهند: «ما باید از خودمان شروع کنیم! اینها ربطی به دولت ندارد؛ اینها رفتار دو جامعه است»!
و من میخواهم بگویم این جملهها نادرست هستند یا حداقل تمامی حقیقت نیستند!
⭕️تفاوتها دو تصویر
اولین چیزی که در تصویر دوم به چشم ما میخورد، خطوط منظم و جهتدهنده روی جاده است؛ خطوطی در هم که آن را تبدیل به نقشهایی پیچیده کرده است. در حقیقت در هر دو جامعه، در هر دو تصویر، جاده وجود دارد؛ خودرویی هم هست که حرکت میکند؛ یعنی شاید از لحاظ زیرساخت عمرانی تفاوت بزرگی نیست؛ حتی در هر دو از رنگ و خط هم استفاده شده است!
میدانیم در ایران قوانین رانندگی سالهاست وجود دارد؛ و نظام پاداش و تنبیهی که برای رانندگان وجود دارد؛ خیلی هم قابل چشمپوشی نیست؛ و از قرار هم ضمانت اجرایی سفت و سختی دارد. اما تفاوت یک تفاوت ریز است: آن خطوط روی جاده تصویر دوم در اولی نیست. یعنی حتی خط هم هست، خطهای زرد مشبکی که بود و نبودش فرقی ندارد؛ راهنما نیست؛ جهتدهنده نیست.
هر یک از این خطوط تصویر دوم، راهنمای تک تک رانندههایی است که تصمیم دارند در چهارراهی مسیر آینده خود را انتخاب کند. خطوطی که اغلب در جادهها و خیابانهای ایران یافت نمیشود.
در حقیقت تفاوت دو تصویر همان چیزی است که در علوم اقتصادی و اجتماعی آن را نهاد مینامند. نهاد در نگاه عمومی و در زبان مردم کوچه و خیابان، مساوی با سازمان اداری دانسته میشود؛ اما در زبان علم، نهاد شامل قوانین یا حتی رویهها و رفتارهای عمومی نیز هست.
مفهوم نهاد یکی از مفاهیم خیلی پیچیده است؛ و نهادسازی قاعدتا از آن پیچیدهتر. نهادسازی ساختن یک دستگاه اداری جدید؛ و متورم کردن دولت نیست! نهادسازی ایجاد همین نظم و ترتیبی است که در تصویر دوم میبینید آن هم گاهی تنها با «خطوط راهنما».
⭕️همیشه نمیتوان از خودمان شروع کنیم!
اما پرسش کلیدی اینجاست: برای تبدیل جامعهای از وضعیت اول به دوم، میتوان از خود شروع کرد؟
اگر در جامعه اول شما به فرض بخواهید مانند کسی که در جامعه دوم است، رفتار کنید؛ احتمالا چند ساعتی پشت ترافیک ماشینها میمانید؛ شاید چندین ناسزا میشنوید و نهایتا شاید به دلیل اختلال در ترافیک توسط چند نفر هم تهدید شوید.
درحقیقت گذار از جامعه اول به دوم بدون حضور دولت (در معنای کلاناش) امکانناپذیر است. هر توصیهای که بخواهد شهروند را مخاطب قرار دهد؛ توصیهای ریاکارانه است. این گذار تنها در سایه وجود دولت توسعهخواه امکانپذیر است؛ و بدون آن نیز امکانناپذیر. دولتی که از همان کمهزینهترین بخش توسعه آغاز میکند: خطوط راهنما!
نهادها هستند که فراتر از قوانین و مقررات و فراتر از زیرساختهایی مانند چراغ راهنما میتوانند به حرکت ما جهت دهند. میتوانند کمک کنند تا جامعه نخست به جامعه دوم تبدیل شود؛ بدون نیاز به تنبیههای بیشتر و بدون نیاز به هزینههایی برای زیرساخت.
در حقیقت نه شهروندان جامعه نخست شرورتر یا بیفرهنگتر هستند و نه شهروندان جامعه دوم الزاما قانوندانتر؛ تفاوت در چیزی است که وجود ندارد؛ همان چیزهای سادهای که شاید هزینهاش هنگفت هم نباشد؛ تفاوت در فقدان یا وجود دولت توسعهخواه است.
حالا باز هم تلاش کنید تا از خودتان شروع کنید؛ اما باور کنید خیلی چیزها از شما شروع نمیشود!
بهاشتراک بگذارید تا آفریده شود
@ShareNovate
Telegram
آینده مشترک
Forwarded from Koron Podcast
گفتگوی بردیا دوستی، میزبان پادکست کُرُن، با فرشید سادات شریفی در مجلهی هفته، مجلهی فارسیزبانان کانادا.
👈نسخهی کامل مصاحبه👉
👈نسخهی کامل مصاحبه👉
مجله خبری هفته
سایت معتبر اخبار فارسی زبانان در کانادا | رسانه خبری هفته
رسانه هفته اخبار فارسیزبانان کانادا در شهرهای تورنتو، مونترال، ونکوور و اتاوا (در زمینه مهاجرت به کانادا، زندگی، تحصیل اشتغال، سرگرمی و سلامتی) را پوشش میدهد.
Audio
انسان در مقابل دولت
گفتگوی محمدماشینچیان و نجات بهرامی، مترجم کتاب انسان در مقابل دولت، نوشته هربرت اسپنسر
گفتگوی محمدماشینچیان و نجات بهرامی، مترجم کتاب انسان در مقابل دولت، نوشته هربرت اسپنسر
Forwarded from بورژوا
هزاربار بنویسید و بر سردر دولتخوانهها بیاویزید که: تعداد قوانین هرچه بیشتر، حکومت فاسدتر...
— کرنلیوس تسیتوس
دوهزارسال بعد، هنوز عدهای از فهمیدنش تعجب میکنند.
#انتخاب_عمومی #سیاستگذاری #سیاست #قانونگذاری #آزادی #آزادیخواهی
— کرنلیوس تسیتوس
دوهزارسال بعد، هنوز عدهای از فهمیدنش تعجب میکنند.
#انتخاب_عمومی #سیاستگذاری #سیاست #قانونگذاری #آزادی #آزادیخواهی
Forwarded from شین ☔️
🔸 روزنامهنگار انقلابی
این تصویر بزرگ آیتالله خمینی در صفحه اول کیهان (هفتم شهریور57) پس از سالها ممنوعالتصویری زلزلهای در فضای سیاسی ایران ایجاد کرد. رحمان هاتفی (معاون سردبیر کیهان) که مخفیانه عضو "حزب توده" بود، بهانهای ساختگی یافته و دستور چاپ عکس را داده بود. چاپ عکس و تیتر سلام نظامی همافران به آیتالله خمینی (19 بهمن 57؛ درست 42 سال قبل) هم کار او بود؛ عکسی که به گفتهی تیمسار عباس قرهباغی - رئیس ستاد ارتش آن زمان - کمر حکومت شاهنشاهی را شکست.
هاتفی کمتر از چهارسال و نیم سال بعد از انقلاب، بازداشت و در زندان کشته شد (یا خودکشی کرد).
🔶 @mmoeeni1
این تصویر بزرگ آیتالله خمینی در صفحه اول کیهان (هفتم شهریور57) پس از سالها ممنوعالتصویری زلزلهای در فضای سیاسی ایران ایجاد کرد. رحمان هاتفی (معاون سردبیر کیهان) که مخفیانه عضو "حزب توده" بود، بهانهای ساختگی یافته و دستور چاپ عکس را داده بود. چاپ عکس و تیتر سلام نظامی همافران به آیتالله خمینی (19 بهمن 57؛ درست 42 سال قبل) هم کار او بود؛ عکسی که به گفتهی تیمسار عباس قرهباغی - رئیس ستاد ارتش آن زمان - کمر حکومت شاهنشاهی را شکست.
هاتفی کمتر از چهارسال و نیم سال بعد از انقلاب، بازداشت و در زندان کشته شد (یا خودکشی کرد).
🔶 @mmoeeni1
Forwarded from دیده بان شفافیت و عدالت
هشدار نسبت به نفوذ زرپرستان در میان علماء سرشناس دین(احمد توکلی- حسین رجایی)
💢 دیده بان شفافیت و عدالت طی مقاله ای نسبت به نفوذ زرپرستان در میان برخی از علما هشدار داد و به آنان توصیه کرد به جای معاشرت با ثروت اندوزان، با حفظ حقوق و احترام کلی به همه ملت از جمله ثروتمندان، با مستضعفان متدین و وطن خواه بجوشند تا سلامت و پاک بمانند .
⭕️ بررسی برخی پرونده هایی که در دیده بان شفافیت و عدالت در جریان است نشان دهنده نقشی است که متأسفانه جن گیرها و کهانت ورزان فاسد در سال های اخیر در اتخاذ تصمیمات مرموزانه و ناکارآمدساز و جورافزای برخی از مسئولان و سرشناسان داشته اند. افرادی که در لباس تاجران خیّر و متدیّن به دنبال نفوذ بر علما و مسئولان هستند.
◀️ برای مثال می توان به فردی به نام علیرضا موحدی اشاره کرد که به عنوان یکی از متهمین پرونده صندوق ذخیره فرهنگیان با بدهی چند صد میلیاردی به بانک سرمایه از کشور گریخته است. موحدی هم در لباس فردی دست به خیر که در راستای گسترش دین و کمک به اقشار ضعیف، از هیچ کمکی به برخی وعاظ مشهور تهران دریغ نداشته است، به نفوذ اقدام میکرد.
این دست نگرانی ها به مسائل مالی ختم نمی شود. مدتی است می بینیم برخی روحانیون سرشناس، ارزش هایی چون عدالت و اخلاق را تخفیف می دهند تا ارزش های دیگری چون ثروت افزایی اجتماعی و رشد سیاسی را برجسته سازند.
⭕️ از سوی دیگر مقابله با این نوع پدیده ها و جریانات نیز واجد هزینه های بسیار است. هرگونه تلاشی برای اصلاح و نقد این رویه ها، توسط دشمنان دین به عنوان یک فرصت مغتنم نگریسته می شود. فرصتی برای تبلیغ به نفع سکولاریسم و زدودن دین از عرصه اجتماع.
⭕️ این علمای سرشناس هیچ از خود پرسیده اند چرا امام رحمه الله علیه، از چنین ثروتمندانی فریب نمیخورد؟ البته امام چون جمع شدن ثروت های افسانه ای را از راه صحیح آسان نمیدید، وقتی فردی در این بازار کساد 40 میلیارد تومان خمس می آورد از خودش میپرسید منبع کسب او چیست. مَنِشی که در نزد رهبر انقلاب نیز می توان دید.
⭕️ همچنین بعید است امام (ره) وقتی می دیدند فردی آن قدر به روحانیت علاقه مند میشود که با زیرپا گذاشتن مقررات پیکر روحانیان را به منزل خویش میبرد و غسل میدهد؛ و صد البته این عشق و شوق وی تنها نسبت به پیکر علمای سرشناس ابراز میشود و نصیب جنازه هیچ طلبه فاضل و مهذب ولی گمنامی نمی شود.
برای دسترسی به متن کامل این مقاله بر روی لینک بالا اشاره کنید.🔼
💢 دیده بان شفافیت و عدالت طی مقاله ای نسبت به نفوذ زرپرستان در میان برخی از علما هشدار داد و به آنان توصیه کرد به جای معاشرت با ثروت اندوزان، با حفظ حقوق و احترام کلی به همه ملت از جمله ثروتمندان، با مستضعفان متدین و وطن خواه بجوشند تا سلامت و پاک بمانند .
⭕️ بررسی برخی پرونده هایی که در دیده بان شفافیت و عدالت در جریان است نشان دهنده نقشی است که متأسفانه جن گیرها و کهانت ورزان فاسد در سال های اخیر در اتخاذ تصمیمات مرموزانه و ناکارآمدساز و جورافزای برخی از مسئولان و سرشناسان داشته اند. افرادی که در لباس تاجران خیّر و متدیّن به دنبال نفوذ بر علما و مسئولان هستند.
◀️ برای مثال می توان به فردی به نام علیرضا موحدی اشاره کرد که به عنوان یکی از متهمین پرونده صندوق ذخیره فرهنگیان با بدهی چند صد میلیاردی به بانک سرمایه از کشور گریخته است. موحدی هم در لباس فردی دست به خیر که در راستای گسترش دین و کمک به اقشار ضعیف، از هیچ کمکی به برخی وعاظ مشهور تهران دریغ نداشته است، به نفوذ اقدام میکرد.
این دست نگرانی ها به مسائل مالی ختم نمی شود. مدتی است می بینیم برخی روحانیون سرشناس، ارزش هایی چون عدالت و اخلاق را تخفیف می دهند تا ارزش های دیگری چون ثروت افزایی اجتماعی و رشد سیاسی را برجسته سازند.
⭕️ از سوی دیگر مقابله با این نوع پدیده ها و جریانات نیز واجد هزینه های بسیار است. هرگونه تلاشی برای اصلاح و نقد این رویه ها، توسط دشمنان دین به عنوان یک فرصت مغتنم نگریسته می شود. فرصتی برای تبلیغ به نفع سکولاریسم و زدودن دین از عرصه اجتماع.
⭕️ این علمای سرشناس هیچ از خود پرسیده اند چرا امام رحمه الله علیه، از چنین ثروتمندانی فریب نمیخورد؟ البته امام چون جمع شدن ثروت های افسانه ای را از راه صحیح آسان نمیدید، وقتی فردی در این بازار کساد 40 میلیارد تومان خمس می آورد از خودش میپرسید منبع کسب او چیست. مَنِشی که در نزد رهبر انقلاب نیز می توان دید.
⭕️ همچنین بعید است امام (ره) وقتی می دیدند فردی آن قدر به روحانیت علاقه مند میشود که با زیرپا گذاشتن مقررات پیکر روحانیان را به منزل خویش میبرد و غسل میدهد؛ و صد البته این عشق و شوق وی تنها نسبت به پیکر علمای سرشناس ابراز میشود و نصیب جنازه هیچ طلبه فاضل و مهذب ولی گمنامی نمی شود.
برای دسترسی به متن کامل این مقاله بر روی لینک بالا اشاره کنید.🔼
Forwarded from دیده بان شفافیت و عدالت
💢پی گیری دیده بان شفافیت و عدالت درخصوص کتب منسوب به رئیس دانشگاه فرهنگیان
سبطی؛ دبیر کارگروه آموزش دیده بان شفافیت و عدالت:
⭕️ اوایل آذرماه امسال مجری برنامه تهران ۲۰ شبکه ۵ سیما اعلام کرد که دانشگاه فرهنگیان کتابهایی به دانشجومعلمان فروخته است که رئیس دانشگاه فرهنگیان نویسنده آن کتابهاست و فروش این کتابها گردش سه میلیارد تومانی داشتهاست.
⭕️ به دنبال آن رئیس دانشگاه فرهنگیان طی نامه ای آمادگی خود را جهت بررسی تمام جوانب موضوع اعلام کرد و دیده بان نیز همزمان با اعزام تیم کارشناسی به دانشگاه فرهنگیان، خواستار رایزنی با صدا و سیما و دریافت مستندات از تهیهکننده آن برنامه شد اما با توجه به عذرخواهی رسمی مجری برنامه تهران 20 دیده بان دلیلی برای رایزنی با صدا و سیما ندید و تنها موضوع را از طریق مستندات دانشگاه فرهنگیان پیگیری نمود.
⭕️مطابق بررسی های دیده بان مشخص شد کلیه حقوق مادی ناشی از تألیف و تدوین این کتاب توسط نویسنده،دکتر خنیفر، بهطور دائمی به دانشگاه فرهنگیان صلح و اهدا گردیده و تاکید شده است تا در محاسبه قیمت اثر هیچ حقوقی برای مؤلف لحاظ نشود. همچنین تمام مبلغ مورد بحث که ،حدود دویست و سی میلیون تومان بوده است، بابت هزینه تبدیل و چاپ اثر به انتشارات پرداخت شده و دیگر هیچ مبلغی به ⭕️رئیس دانشگاه یا شخص ثالثی پرداخت نشده است.
◀️لازم به ذکر است که محتوای کتاب مناسب دانشجویان جدیدالورود بوده که این موضوع به تایید معاونت صاحب صلاحیت در این حوزه رسیده است.
https://t.me/didebanShafafiat
سبطی؛ دبیر کارگروه آموزش دیده بان شفافیت و عدالت:
⭕️ اوایل آذرماه امسال مجری برنامه تهران ۲۰ شبکه ۵ سیما اعلام کرد که دانشگاه فرهنگیان کتابهایی به دانشجومعلمان فروخته است که رئیس دانشگاه فرهنگیان نویسنده آن کتابهاست و فروش این کتابها گردش سه میلیارد تومانی داشتهاست.
⭕️ به دنبال آن رئیس دانشگاه فرهنگیان طی نامه ای آمادگی خود را جهت بررسی تمام جوانب موضوع اعلام کرد و دیده بان نیز همزمان با اعزام تیم کارشناسی به دانشگاه فرهنگیان، خواستار رایزنی با صدا و سیما و دریافت مستندات از تهیهکننده آن برنامه شد اما با توجه به عذرخواهی رسمی مجری برنامه تهران 20 دیده بان دلیلی برای رایزنی با صدا و سیما ندید و تنها موضوع را از طریق مستندات دانشگاه فرهنگیان پیگیری نمود.
⭕️مطابق بررسی های دیده بان مشخص شد کلیه حقوق مادی ناشی از تألیف و تدوین این کتاب توسط نویسنده،دکتر خنیفر، بهطور دائمی به دانشگاه فرهنگیان صلح و اهدا گردیده و تاکید شده است تا در محاسبه قیمت اثر هیچ حقوقی برای مؤلف لحاظ نشود. همچنین تمام مبلغ مورد بحث که ،حدود دویست و سی میلیون تومان بوده است، بابت هزینه تبدیل و چاپ اثر به انتشارات پرداخت شده و دیگر هیچ مبلغی به ⭕️رئیس دانشگاه یا شخص ثالثی پرداخت نشده است.
◀️لازم به ذکر است که محتوای کتاب مناسب دانشجویان جدیدالورود بوده که این موضوع به تایید معاونت صاحب صلاحیت در این حوزه رسیده است.
https://t.me/didebanShafafiat
Forwarded from مقدمه (Amir Hashemi Moghadam)
غیرمتخصصان باستانستیز
امیر هاشمی مقدم
(چکیده یادداشت هفته پیشم در انصافنیوز)
کانال تلگرامی اصلاحاتنیوز، عکس زیر را که در آن نوشته شده: «خبرگزاری سازمان تبلیغات اسلامی: هرچه به نام تمدن هخامنشی گفته میشود، هیچ پایه علمی ندارد و تاریخ هخامنشیان چیزی جز فضاحت نیست» منتشر کرده است.
البته خبرگزاری مهر (وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی) این جمله و تیتر را از میان گفتگوی دو سال پیش (آذر 97) با مترجم یک کتاب برگزیده و در آغاز گفتگو هم به خوانندگان اطلاع داده آماده انتشار دیدگاه منتقدان نیز هست؛ با این همه، نمیتوان کلیت ضد ایران باستان سازمان تبلیغات اسلامی را انکار کرد.
در این گفتگو، حسن شایگان (اقتصاددان)، درباره کتابی با نام «نهادهای اجتماعی و ساختار اقتصادی امپراتوری هخامنشی» از داندامایف، ایرانشناس روس (اصالتا از مسلمانان داغستان) سخن میگوید. او در این گفتگو هخامنشیان را «متجاوز»، «جنگافروز»، «جهانخوار»، «ناجوانمرد» و... مینامد.
نوشتهام را با بخشی از سخنان او در این مصاحبه آغاز میکنم که میگوید: «در تاریخنگاری سه عامل عمده دانش، روش و بینش وجود دارد. بینش هدف است ولی دانش و روش وسیله برای رسیدن به بینش هستند. دانش و روش را ما داریم اما بینش در بین ما غایب است». بخش نخست سخن او درست، اما ادعای دوماش نادرست است. یعنی مشکل اصلی دانش تاریخ و بسیاری از دیگر حوزههای انسانی در ایران اینست که عوامزدهاند. هر کس گمان میکند با خواندن چند منبع گزینشی، صلاحیت لازم برای اظهار نظر در این باره را دارد. برای همین است که به جرأت میتوان گفت کمتر کسی در ایران داریم که دانشآموخته تاریخ باشد و علیه تاریخ ایران باستان و هخامنشیان اینگونه موضع بگیرد. به جز خود آقای حسن شایگانِ اقتصاددان، چند نمونه در زیر میآید تا درستی این ادعا را به آزمون بگذاریم.
یوسف اباذری، استادی توانمند در حوزه جامعهشناسی فرهنگ؛ مصطفی ملکیان، استاد برجسته اخلاق؛ محسن نامجو: موسیقیدان به نسبت جوان و شگفتانگیز ایرانی؛ شهریار زرشناس، کمی فلسفه و روانشناسی خواند و البته نتوانست به پایان برساند؛ اما بهعنوان منتقد غربگرایی شناخته میشود؛ و بسیاری از دیگر افراد را نیز میتوان در این زمینه نام برد که مشکل اصلیشان همان نداشتن دانش و روش تاریخنگاری و اتفاقا سخن گفتن بر پایه بینش ایدئولوژیکشان است؛ خواه بینش چپ، خواه جهانوطن، خواه امتگرا.
در نقد سخنان باستانستیزانه اباذری، پیش از این در شماره ۱۴ ماهنامه قلمیاران مفصل نوشتهام. از ناآگاهی ملکیان درباره تاریخ باستان همین بس که تخت جمشید را ساخت رومیان میداند، در حالیکه در دوره هخامنشیان امپراتوری روم هنوز تشکیل نشده بود. درباره شهریار زرشناس هم یادآوری میکنم که خواهر ایشان، دکتر زهره زرشناس که استاد فرهنگ و زبانهای باستانی است (و در دوره کارشناسی ارشد ایرانشناسی، افتخار شاگردیشان را داشتم)، ادعاهای برادرش را کاملا رد میکند.
نکته دیگر، ادعای شایگان در اینکه نقاط ضعف و منفی هخامنشیان در ایران نادیده گرفته شده و هرآنچه دربارهشان نوشته میشود، تکرار مکررات است. از قضا سخنان خود وی درباره خشونت و جنگطلبی کوروش یا شیوه مرگ او و...، چیزهایی است که بسیاری از دیگر منتقدان ایران باستان (که همگی هم غیرمتخصص هستند و عموما خلاف یافتهها و نظریات متخصصان ایرانی و خارجی این حوزه سخن میگویند) بارها اشاره کردهاند. برای نمونه، همگی به گفته هرودوت درباره کشته شدن کوروش به دست ملکه تومریس در آسیای میانه استناد کرده و نتبجه میگیرند آرامگاه کوروش نمیتواند در پاسارگاد باشد. این در حالی است که هرودوت آشکارا میگوید از میان روایتهای بسیار درباره مرگ کوروش، او یکی را بیان میکند. اما گزنفون که کتاب «کوروشنامه»اش از منابع اصلی در این زمینه است، مرگ او را در بستر بیماری در نزدیکی پایتخت و میان فرزندانش میداند.
نکته بعدی، گزینشی عمل کردن باستانستیزان است. شایگان کتابی از داندامایف برگردان کرده؛ در حالیکه هیچ اشارهای نمیکند خود داندامایف چقدر به درخشش امپراتوری هخامنشی در کارهایش پرداخته است (تخصص داندامایف، هخامنشیشناس بود و هر دو بعد منفی و مثبت این امپراتوری را نشان داده است). زرشناس هم در سخنرانیهایش، تنها به منفیگزینی از منابع مربوط به هخامنشیان میپردازد. برای نمونه از انبوه نکات مثبتی که گزنفون درباره کوروش گفته چشم پوشیده و تنها یک نکته منفی که در آنها یافته (هرچند بعید است خود کوروشنامه را خوانده باشد، بلکه احتمالا از این ور و آن ور چیزهایی پیدا کرده) را بیان میدارد.
چکیده همه نوشتههایم در این زمینه اینست که این حجم از باستانستیزی و جعل و تحریف علیه تمدن ایران باستان را، چه در سطح نهادهای حکومتی و چه در سطح به اصطلاح روشنفکران، در هیچ کشوری به جز ایران نمیتوان یافت.
کانال مقدمه
@moghaddames
امیر هاشمی مقدم
(چکیده یادداشت هفته پیشم در انصافنیوز)
کانال تلگرامی اصلاحاتنیوز، عکس زیر را که در آن نوشته شده: «خبرگزاری سازمان تبلیغات اسلامی: هرچه به نام تمدن هخامنشی گفته میشود، هیچ پایه علمی ندارد و تاریخ هخامنشیان چیزی جز فضاحت نیست» منتشر کرده است.
البته خبرگزاری مهر (وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی) این جمله و تیتر را از میان گفتگوی دو سال پیش (آذر 97) با مترجم یک کتاب برگزیده و در آغاز گفتگو هم به خوانندگان اطلاع داده آماده انتشار دیدگاه منتقدان نیز هست؛ با این همه، نمیتوان کلیت ضد ایران باستان سازمان تبلیغات اسلامی را انکار کرد.
در این گفتگو، حسن شایگان (اقتصاددان)، درباره کتابی با نام «نهادهای اجتماعی و ساختار اقتصادی امپراتوری هخامنشی» از داندامایف، ایرانشناس روس (اصالتا از مسلمانان داغستان) سخن میگوید. او در این گفتگو هخامنشیان را «متجاوز»، «جنگافروز»، «جهانخوار»، «ناجوانمرد» و... مینامد.
نوشتهام را با بخشی از سخنان او در این مصاحبه آغاز میکنم که میگوید: «در تاریخنگاری سه عامل عمده دانش، روش و بینش وجود دارد. بینش هدف است ولی دانش و روش وسیله برای رسیدن به بینش هستند. دانش و روش را ما داریم اما بینش در بین ما غایب است». بخش نخست سخن او درست، اما ادعای دوماش نادرست است. یعنی مشکل اصلی دانش تاریخ و بسیاری از دیگر حوزههای انسانی در ایران اینست که عوامزدهاند. هر کس گمان میکند با خواندن چند منبع گزینشی، صلاحیت لازم برای اظهار نظر در این باره را دارد. برای همین است که به جرأت میتوان گفت کمتر کسی در ایران داریم که دانشآموخته تاریخ باشد و علیه تاریخ ایران باستان و هخامنشیان اینگونه موضع بگیرد. به جز خود آقای حسن شایگانِ اقتصاددان، چند نمونه در زیر میآید تا درستی این ادعا را به آزمون بگذاریم.
یوسف اباذری، استادی توانمند در حوزه جامعهشناسی فرهنگ؛ مصطفی ملکیان، استاد برجسته اخلاق؛ محسن نامجو: موسیقیدان به نسبت جوان و شگفتانگیز ایرانی؛ شهریار زرشناس، کمی فلسفه و روانشناسی خواند و البته نتوانست به پایان برساند؛ اما بهعنوان منتقد غربگرایی شناخته میشود؛ و بسیاری از دیگر افراد را نیز میتوان در این زمینه نام برد که مشکل اصلیشان همان نداشتن دانش و روش تاریخنگاری و اتفاقا سخن گفتن بر پایه بینش ایدئولوژیکشان است؛ خواه بینش چپ، خواه جهانوطن، خواه امتگرا.
در نقد سخنان باستانستیزانه اباذری، پیش از این در شماره ۱۴ ماهنامه قلمیاران مفصل نوشتهام. از ناآگاهی ملکیان درباره تاریخ باستان همین بس که تخت جمشید را ساخت رومیان میداند، در حالیکه در دوره هخامنشیان امپراتوری روم هنوز تشکیل نشده بود. درباره شهریار زرشناس هم یادآوری میکنم که خواهر ایشان، دکتر زهره زرشناس که استاد فرهنگ و زبانهای باستانی است (و در دوره کارشناسی ارشد ایرانشناسی، افتخار شاگردیشان را داشتم)، ادعاهای برادرش را کاملا رد میکند.
نکته دیگر، ادعای شایگان در اینکه نقاط ضعف و منفی هخامنشیان در ایران نادیده گرفته شده و هرآنچه دربارهشان نوشته میشود، تکرار مکررات است. از قضا سخنان خود وی درباره خشونت و جنگطلبی کوروش یا شیوه مرگ او و...، چیزهایی است که بسیاری از دیگر منتقدان ایران باستان (که همگی هم غیرمتخصص هستند و عموما خلاف یافتهها و نظریات متخصصان ایرانی و خارجی این حوزه سخن میگویند) بارها اشاره کردهاند. برای نمونه، همگی به گفته هرودوت درباره کشته شدن کوروش به دست ملکه تومریس در آسیای میانه استناد کرده و نتبجه میگیرند آرامگاه کوروش نمیتواند در پاسارگاد باشد. این در حالی است که هرودوت آشکارا میگوید از میان روایتهای بسیار درباره مرگ کوروش، او یکی را بیان میکند. اما گزنفون که کتاب «کوروشنامه»اش از منابع اصلی در این زمینه است، مرگ او را در بستر بیماری در نزدیکی پایتخت و میان فرزندانش میداند.
نکته بعدی، گزینشی عمل کردن باستانستیزان است. شایگان کتابی از داندامایف برگردان کرده؛ در حالیکه هیچ اشارهای نمیکند خود داندامایف چقدر به درخشش امپراتوری هخامنشی در کارهایش پرداخته است (تخصص داندامایف، هخامنشیشناس بود و هر دو بعد منفی و مثبت این امپراتوری را نشان داده است). زرشناس هم در سخنرانیهایش، تنها به منفیگزینی از منابع مربوط به هخامنشیان میپردازد. برای نمونه از انبوه نکات مثبتی که گزنفون درباره کوروش گفته چشم پوشیده و تنها یک نکته منفی که در آنها یافته (هرچند بعید است خود کوروشنامه را خوانده باشد، بلکه احتمالا از این ور و آن ور چیزهایی پیدا کرده) را بیان میدارد.
چکیده همه نوشتههایم در این زمینه اینست که این حجم از باستانستیزی و جعل و تحریف علیه تمدن ایران باستان را، چه در سطح نهادهای حکومتی و چه در سطح به اصطلاح روشنفکران، در هیچ کشوری به جز ایران نمیتوان یافت.
کانال مقدمه
@moghaddames
Telegram
اصلاحات نیوز
📢 خبرگزاری سازمان تبلیغات اسلامی: هرچه به نام تمدن هخامنشی گفته میشود هیچ پایه علمی ندارد و تاریخ هخامنشیان چیزی جز فضاحت نیست‼️
https://eslahatnews.com/170190/
_
اصلاحات نیوز
✅ @Eslahatnews
https://eslahatnews.com/170190/
_
اصلاحات نیوز
✅ @Eslahatnews
Forwarded from یادداشتهای توسعه - فاطمهنجفی
#توسعهـانسانی
یک سند داریم به اسم اهداف توسعه هزاره که یک اجماع بینالمللیه در مورد ۸ تا محور تا سال ۲۰۱۵.یک سند هم داریم که به agenda 2030معروفه یا «اهداف توسعه پایدار» و شامل ۱۷ تا هدف در هم تنیده است هر دو سند اهدافشون در سطح توسعه انسانی (در مقابل توسعه ملی ) تعریف میشه.
قبلا در مورد توسعه ملی و توسعه انسانی تو این پست صحبت کرده بودیم (https://t.me/nosratolkhosro/58) اما بذارید مجدد مرورشون کنیم
توسعه انسانی را باید مثل یک ماتریس در نظر گرفت که در یک بعد آن محورهای توسعه انسانی و در بعد دیگر آن معیارهای اندازهگیری این ابعاد مد نظر قرار دارد. محورهای توسعه انسانی:
1. وضعیت اقتصادی(material)
2. آموزش و پرورش(education)
3. بهداشت(health)
4. سیاست (political)
5. ویژگیها اجتماعی (social)
معیارهای اندازهگیری هر محور در توسعه انسانی:
1. میزان محرومیت(deprivation)
2. سطح عمومی(typical level)
3. نوسانات(volatility)
4. میزان نابرابری و منصفانه بودن (fairness)
مهمترین نقصهای سند اول این بود که با توجه بالا روی کاهش فقر عمیق،نیاز طبقات فقیر، نابرابری و طبقه متوسط را ندیده بود. نقص دومش این بود که تنوع فرهنگی و نهادی کشورها را به اندازه کافی در نظر نگرفته بود
مثالهایی که از ضعف این سند میشه زد:
1. عدم دیدن نیاز به اشتغال افراد غیر فقیر
2. عدم پرداختن به مسکن پایدار
3. مساله انرژی
4. حمل و نقل شهری
5. امنیت و پلیس
6. عدم در نظر گرفتن انگیزههای سیاستمداران برای دنبال کردن اهداف هزاره
نقشه راه ۲۰۳۰ تو سال ۲۰۱۷ موثر شد. تلاش کرده که نقصهای اهداف توسعه هزاره بهبود بده. و به علاوه تفاوت های فرهنگها، خرده فرهنگها و توانایی اجرایی و سیاسی کشورها را هم در نظر بگیره.
از مزیتهای سند۲۰۳۰ این هست که اهداف سنجش پذیر داره. قابلیت این را داره که تو طبقهبندی های استاندارد برنامه بودجه کشورها بشینه، کمکهای بین المللی با توجه به وضعیت و بهبود شاخصهای توسعه انسانی تحصیص داده بشه و خلاصه در یک کلام قابل ارزیابی هست
مناقشههای موجود در مورد این سند در ایران -یا در کشورهای با درآمد متوسط دیگر و کشورهایی که با extereme poverty درگیر نیستند – بر سر جای خودشون. اما میشه حداقل چیزی که از این سند یاد گرفت این باشه که اهداف توسعه انسانی را به صورت ارزیابی پذیر تعریف کرد.
———-
تاریخچه کامل اهداف توسعه هزاره:
https://www.un.org/millenniumgoals/bkgd.shtml
متن اهداف توسعه پایدار (نقشه راه ۲۰۳۰)
https://www.un.org/sustainabledevelopment/sustainable-development-goals/
—————
——————————
یادداشتهای توسعه - فاطمهنجفی
@nosratolkhosro
یک سند داریم به اسم اهداف توسعه هزاره که یک اجماع بینالمللیه در مورد ۸ تا محور تا سال ۲۰۱۵.یک سند هم داریم که به agenda 2030معروفه یا «اهداف توسعه پایدار» و شامل ۱۷ تا هدف در هم تنیده است هر دو سند اهدافشون در سطح توسعه انسانی (در مقابل توسعه ملی ) تعریف میشه.
قبلا در مورد توسعه ملی و توسعه انسانی تو این پست صحبت کرده بودیم (https://t.me/nosratolkhosro/58) اما بذارید مجدد مرورشون کنیم
توسعه انسانی را باید مثل یک ماتریس در نظر گرفت که در یک بعد آن محورهای توسعه انسانی و در بعد دیگر آن معیارهای اندازهگیری این ابعاد مد نظر قرار دارد. محورهای توسعه انسانی:
1. وضعیت اقتصادی(material)
2. آموزش و پرورش(education)
3. بهداشت(health)
4. سیاست (political)
5. ویژگیها اجتماعی (social)
معیارهای اندازهگیری هر محور در توسعه انسانی:
1. میزان محرومیت(deprivation)
2. سطح عمومی(typical level)
3. نوسانات(volatility)
4. میزان نابرابری و منصفانه بودن (fairness)
مهمترین نقصهای سند اول این بود که با توجه بالا روی کاهش فقر عمیق،نیاز طبقات فقیر، نابرابری و طبقه متوسط را ندیده بود. نقص دومش این بود که تنوع فرهنگی و نهادی کشورها را به اندازه کافی در نظر نگرفته بود
مثالهایی که از ضعف این سند میشه زد:
1. عدم دیدن نیاز به اشتغال افراد غیر فقیر
2. عدم پرداختن به مسکن پایدار
3. مساله انرژی
4. حمل و نقل شهری
5. امنیت و پلیس
6. عدم در نظر گرفتن انگیزههای سیاستمداران برای دنبال کردن اهداف هزاره
نقشه راه ۲۰۳۰ تو سال ۲۰۱۷ موثر شد. تلاش کرده که نقصهای اهداف توسعه هزاره بهبود بده. و به علاوه تفاوت های فرهنگها، خرده فرهنگها و توانایی اجرایی و سیاسی کشورها را هم در نظر بگیره.
از مزیتهای سند۲۰۳۰ این هست که اهداف سنجش پذیر داره. قابلیت این را داره که تو طبقهبندی های استاندارد برنامه بودجه کشورها بشینه، کمکهای بین المللی با توجه به وضعیت و بهبود شاخصهای توسعه انسانی تحصیص داده بشه و خلاصه در یک کلام قابل ارزیابی هست
مناقشههای موجود در مورد این سند در ایران -یا در کشورهای با درآمد متوسط دیگر و کشورهایی که با extereme poverty درگیر نیستند – بر سر جای خودشون. اما میشه حداقل چیزی که از این سند یاد گرفت این باشه که اهداف توسعه انسانی را به صورت ارزیابی پذیر تعریف کرد.
———-
تاریخچه کامل اهداف توسعه هزاره:
https://www.un.org/millenniumgoals/bkgd.shtml
متن اهداف توسعه پایدار (نقشه راه ۲۰۳۰)
https://www.un.org/sustainabledevelopment/sustainable-development-goals/
—————
——————————
یادداشتهای توسعه - فاطمهنجفی
@nosratolkhosro
Telegram
یادداشتهای توسعه - فاطمهنجفی
توسعهچیست؟
گم شدن اولویتها و عدم داشتن تصویر بزرگ از توسعه یکی از گرههای کور بحثهای کارشناسی و سیاستی در کشور شده است. پیش از هر چیز باید توسعه را تعریف کرد. به توسعه به دو شکل رایج نگاه میشود: توسعه ملی و بینالمللی و توسعه انسانی. توسعه ملی یک فرآیند…
گم شدن اولویتها و عدم داشتن تصویر بزرگ از توسعه یکی از گرههای کور بحثهای کارشناسی و سیاستی در کشور شده است. پیش از هر چیز باید توسعه را تعریف کرد. به توسعه به دو شکل رایج نگاه میشود: توسعه ملی و بینالمللی و توسعه انسانی. توسعه ملی یک فرآیند…
Forwarded from یادداشتهای توسعه - فاطمهنجفی
بر اساس گزارش تفریغ بودجه سال ۹۸:
۱۵ میلیارد دلار ارز ۴۲۰۰ تامین شده. با فرض اختلاف قیمت ۹۰۰۰ تومن بین ارز بازار نرخ رسمی، ۱۳۵ هزار میلیارد تومان یارانه ارز دادهشده.
واگذاری دارایی سرمایهای (عمدهاش نفت هست) ۴۸ همت بوده
کل کسری بودجه تحقق یافته دولت ۱۳۵ همت بوده
نزدیک به سه برابر درآمد نفتی و به اندازه کسری بودجه تحقق یافته دولت! یارانه ارزی داده شده
۱۵ میلیارد دلار ارز ۴۲۰۰ تامین شده. با فرض اختلاف قیمت ۹۰۰۰ تومن بین ارز بازار نرخ رسمی، ۱۳۵ هزار میلیارد تومان یارانه ارز دادهشده.
واگذاری دارایی سرمایهای (عمدهاش نفت هست) ۴۸ همت بوده
کل کسری بودجه تحقق یافته دولت ۱۳۵ همت بوده
نزدیک به سه برابر درآمد نفتی و به اندازه کسری بودجه تحقق یافته دولت! یارانه ارزی داده شده
Forwarded from حامیان حقوق مصرف کننده
اطلاعیه
کانال "حامیان حقوق مصرف کننده" جهت اطلاع رسانی عمومی و آگاه سازی مصرف کنندگان از حقوق خود توسط انجمن ملی حمایت از حقوق مصرف کنندگان ایجاد گردیده است.
با عضویت در این کانال از سراسر کشور به بزرگترین و تنها پایگاه رسمی و قانونی حامیان حقوق مصرف کننده بپیوندیم.
لینک کانال:
https://t.me/hamianhoghooghmasrafkonande
کانال "حامیان حقوق مصرف کننده" جهت اطلاع رسانی عمومی و آگاه سازی مصرف کنندگان از حقوق خود توسط انجمن ملی حمایت از حقوق مصرف کنندگان ایجاد گردیده است.
با عضویت در این کانال از سراسر کشور به بزرگترین و تنها پایگاه رسمی و قانونی حامیان حقوق مصرف کننده بپیوندیم.
لینک کانال:
https://t.me/hamianhoghooghmasrafkonande
Telegram
حامیان حقوق مصرف کننده
کانال "حامیان حقوق مصرف کننده" در راستای اجرای قانون حمایت از حقوق مصرف کنندگان مصوب مجلس شورای اسلامی جهت اطلاع رسانی و آگاه سازی عموم مصرف کنندگان توسط انجمن ملی حمایت از حقوق مصرف کنندگان ایجاد گردیده است.
لینک کانال:
لینک کانال:
https://www.youtube.com/watch?v=-mBNxGlaFPA
تحقیر قالیباف در مسکو یا تودهنی پوتین به رهبر؟
مجتبی واحدی
تحقیر قالیباف در مسکو یا تودهنی پوتین به رهبر؟
مجتبی واحدی
YouTube
تحقیر قالیباف در مسکو یا تودهنی پوتین به رهبر؟
Forwarded from Anonymous forwarder ارسال بینام
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
قارچ های شگفت انگیز - قسمت ٤
مستند قارچ های شگفت انگیز یکی از پر محتوا ترین مستند ها درمورد قارچ های دارویی میباشد که یک سفر تشریحی در مورد دنیای جادویی ، مرموز و دارویی قارچ ها و قدرت آنها در بهبود ، حفظ و کمک به بازسازی حیات روی زمین که 3.5 میلیارد سال پیش آغاز شده است.
A descriptive time-lapse journey about the magical, mysterious and medicinal world of fungi and their power to heal, sustain and contribute to the regeneration of life on Earth that began 3.5 billion years ago.
Initial release: August 30, 2019 (NV)
Director: Louis Schwartzberg
Narrated by: Brie Larson
Screenplay: Mark Monroe
Producers: Louis Schwartzberg, Lyn Lear, Elease Lui
Admin: metis
www.royalmushrooms.com
YouTube.com/royalstate
#royalmushrooms
#رویال_ماشرومز
مستند قارچ های شگفت انگیز یکی از پر محتوا ترین مستند ها درمورد قارچ های دارویی میباشد که یک سفر تشریحی در مورد دنیای جادویی ، مرموز و دارویی قارچ ها و قدرت آنها در بهبود ، حفظ و کمک به بازسازی حیات روی زمین که 3.5 میلیارد سال پیش آغاز شده است.
A descriptive time-lapse journey about the magical, mysterious and medicinal world of fungi and their power to heal, sustain and contribute to the regeneration of life on Earth that began 3.5 billion years ago.
Initial release: August 30, 2019 (NV)
Director: Louis Schwartzberg
Narrated by: Brie Larson
Screenplay: Mark Monroe
Producers: Louis Schwartzberg, Lyn Lear, Elease Lui
Admin: metis
www.royalmushrooms.com
YouTube.com/royalstate
#royalmushrooms
#رویال_ماشرومز
تحقیر ایران و قالیباف در روسیه
پروتکل های بهداشتی پوتین؟!! مگر نمیگفتید روس ها بهترین واکسن دنیا را دارند؟
از همان روز که پایگاه نوژه را یواشکی به روس ها دادید، همان روز که به وزارت بهداشت تاختید که چرا از چین انتقاد کرده، معلوم بود باخته اید.
روح قاجاریه شاد، خیلی شبیه شما بود اما حداقل ادعا نداشت.
سالها پروپاگاندا کردند. خبر ساختند که پوتین گفته خامنه ای «حکیمی بزرگ» است! ولایتی ادعا کرد پوتین گفته مسیح را در خامنه ای دیدم! درباره نفوذ «آقا و حاج قاسم» بر مسکو افسانه ها ساختند.
یک لحظه پرده کنار رفت، «آقا» خواست ادای نامه آ. خمینی به گورباچف را در بیاورد، همه اش نابود شد.
پروتکل های بهداشتی پوتین؟!! مگر نمیگفتید روس ها بهترین واکسن دنیا را دارند؟
از همان روز که پایگاه نوژه را یواشکی به روس ها دادید، همان روز که به وزارت بهداشت تاختید که چرا از چین انتقاد کرده، معلوم بود باخته اید.
روح قاجاریه شاد، خیلی شبیه شما بود اما حداقل ادعا نداشت.
سالها پروپاگاندا کردند. خبر ساختند که پوتین گفته خامنه ای «حکیمی بزرگ» است! ولایتی ادعا کرد پوتین گفته مسیح را در خامنه ای دیدم! درباره نفوذ «آقا و حاج قاسم» بر مسکو افسانه ها ساختند.
یک لحظه پرده کنار رفت، «آقا» خواست ادای نامه آ. خمینی به گورباچف را در بیاورد، همه اش نابود شد.
Forwarded from بورژوا
جامعهای که دسترنج فرد را بزور از او گرفت، جامعه نیست، دسته اوباشی است که حیاتش در گرو خشونتِ نهادینه شده است.
— آین رند
#آزادیخواهی #لیبرالیسم_کلاسیک #لیبرتارینیسم #لیبرالیسم #کاپیتالیسم
.
#حکومتگرایی #مارکسیسم #سوسیالیسم #کمونیسم #سیاستگذاری #مالیات #دموکراسی
— آین رند
#آزادیخواهی #لیبرالیسم_کلاسیک #لیبرتارینیسم #لیبرالیسم #کاپیتالیسم
.
#حکومتگرایی #مارکسیسم #سوسیالیسم #کمونیسم #سیاستگذاری #مالیات #دموکراسی