لینکستان | لینک‌های جذاب
3 subscribers
713 photos
393 videos
121 files
4.76K links
مجموعه ای از لینک ها به مطالب ارزشمند، مفید و جالب اینترنت و تلگرام
Download Telegram
شماره 38 دوماهنامه میهن منتشر شد
Screensh.pdf
940.4 KB
یک حکم زیبا

فایل پیوست، مربوط به حکم یکی از دادگاه‌های استان اردبیل است در دفاع از شهروندی که از جانب نماینده شهرشان به توهین و افترا و نشر اکاذیب متهم شده بود.

استدلال‌های حقوقی و منطقی دادیار محترم برای دفاع از حقوق شهروندی به قدری درخشان و دلنشین بود که فکر کردیم انتشار این حکم می‌تواند بسیار جالب توجه باشد.

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_

.
یک حکم زیبا

چندی پیش، یکی از مخاطبان کانال «مجمع دیوانگان» از استان اردبیل، به دنبال طرح برخی انتقادات از نماینده شهرستان خود در اینستاگرام، با شکایت جناب نماینده به دادگاه احضار شد. با توجه به اینکه از همان زمان احضار به دادگاه ما در جریان شکایت نماینده مجلس و اتهامات مطرح شده بودیم، با نگرانی پی‌گیر حکم دادگاه شدیم که در نهایت به بهترین نحو ممکن صادر شد و البته کمی هم ما را به شگفتی وا داشت.

این نکته که دستگاه قضایی از حق اعتراض مدنی شهروندان در برابر نماینده مجلس دفاع کرده است، هرچند امری بدیهی و قانونی است اما طبیعتا نمی‌تواند مایه خرسندی و تقدیر نباشد. با این حال، متن حکم صادر شده و استدلال‌های قانونی و منطقی آن، حتی زیباتر و تامل‌برانگیزتر از اصل حکم بود و از این بابت فکر کردیم که انتشار آن می‌تواند بسیار مورد توجه باشد. به امید اینکه این نگرش قانونی، انسانی و حتی مترقی در دستگاه قضایی ما کاملا فراگیر و شایع شود نظر شما را به متن حکم و استدلال‌های دادیار محترم جلب می‌کنیم:

«در خصوص شکایت .... دایر بر ۱- توهین، ۲- افترا، ۳- نشر اکاذیب، به شرح موجود در پرونده، با مداقه و تدقیق در جمیع اوراق و محتویات پرونده، ملاحظه می‌شود وکیل شاکی، با حضور در شعبه دادیاری بیان داشته موکلم نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی می‌باشد. مشتکی عنهم به طور مکرر در اینستاگرام علیه موکل اقدام به توهین و اهانت و افتراء و نشر اکاذیب می‌نماید و حتی وی را تشبیه به دایناسور نموده‌اند. وی در این باب اقدام به ارائه نماگرفت‌هایی از صفحه اینتستاگرام متعلق به ... نموده است. با بررسی اوراق و محتویات پرونده، ملاحظه می‌شود دایناسوری که وکیل شاکی ابراز می‌دارند صرفا به عنوان تمثیل در انتقاد از سیاست‌های شاکی استفاده شده است و فیلم‌هایی نیز که ارائه شده است اعتراض مدنی به شاکی می‌باشد.

علی ایحال، با توجه به ماده ۲۵ منشور حقوق شهروندی که بیان می‌دارد شهروندان از حق آزادی اندیشه برخوردارند، تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمی‌توان به صرف داشتن عقیده‌ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد و نیز ماده ۲۸ منشور مذکور که ابراز می‌دارد شهروندان از حق نقد، ابراز نارضایتی، دعوت به خیر، نصیحت در مورد عملکرد حکومت و نهادهای عمومی برخوردارند، دولت موظف به ترویج و گسترش فرهنگ انتقادپذیری، تحمل و مدارا است، بنابراین نمی‌توان شهروندان را به جرم انتقاد از نمایندگان مجلس به عنوان مجرم تلقی کرد زیرا که حق مسلم تمامی شهروندان می‌باشد و این موضوع در اصول هشتم و بیست و سوم قانون اساسی نیز به تصریح بیان گشته است.

همچنین شاکی اقدام به ارائه روگرفت‌هایی از صفحه ... ارائه نموده است که در آن از فاشیسم انتقاد شده است. با توجه به اینکه ابتدائا باید توجه کرد که فاشیسم یک مفهوم در علوم سیاسی است نه یک ناسزا! همچنین در انتهای همان مطلب از هشتگ‌های عثمانی استفاده شده است که اماره‌ای بر انتقاد از عملکرد دولت ترکیه در امر قبیح نژادپرستی می‌باشد و معلوم نیست به چه علت شاکی، در زمره دلایل به آن مطلب استناد نموده است.

النهایه، با توجه به اینکه شهروندان طبق اصول مصرحه قانون اساسی حق انتقاد از عملکرد حاکمیت را دارا می‌باشند و قوه قضائیه موظف به حمایت و حفاظت از حقوق مصرحه شهروندان و ملت در قانون اساسی می‌باشد و در مانحن فیه نیز دلایلی دال بر جرائم موضوع شکایت ارائه نشده است و تمامی اقدامات هرچند تند، اما در زمره اعتراض مدنی جای می‌گیرد، لذا با عنایت به موارد فوق‌الاشعار قرار منع تعقیب به جهت فقدان ادله کافی برای انتساب جرم به متهمین، با استناد به اصول ... صادر و اعلام گردید.

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
Forwarded from شبکه توسعه
انجمن آسیب‌شناسی اجتماعی ایران
🔹 @iranianspa

تحلیل مسائل روز «بدون سانسور»
🔹 @v_social_problems_of_iran

آموزش سواد اقتصادی به زبان ساده
🔹 @ECONVIEWS

هشت بهشت، هنر خوب زیستن
🔹 @My8behesht

تحلیل گفتمان نشانه‌شناسی
🔹 @irCDS

خبر و تحلیل سیاسی
🔹 @antioligarchie

جامعه‌شناسی و تفکر انتقادی
🔹 @solati_mehran

تاریخ بدون سانسور !!!
🔹 @TARIKHDOOR

فقط «کتاب‌خوان‌ها»* عضو‌شوند↓
🔹 @Fiction_12

زبان‌کاوی
🔹 @linguiran

کتاب صوتی (کمیاب)
🔹 @sedayehdastan

برترین کتابها * pdf * صوتی
🔹 @bartarinbookk
Forwarded from بورژوا
در زبان انگلیسی ساعت سیزده نداریم. یعنی ۱۳ o’clock مرسوم نیست. در ادبیات ارتشی البته Thirteen hundred hours داریم که متفاوت است و البته در زمان‌مکان اورول متعارف نبوده.
«وقتی ساعتها سیزده بار نواختند» یک ضرب المثل آلمانی است در مایه‌های «وقتِ گلِ نِی» خودمان. موضوع این است که ساعت‌های ناقوس‌دار سنتی در دستگاه دوازده ساعته کار کرده و بیش از دوازده بار زنگ نمیزنند و اگر ساعتی سیزده بار نواخت، به این معنی است که خراب شده است. معروف است که وقتی شکست ارتش آلمان نازی در استالینگراد مسجل شد و در جبهه افریقا نیز ناچار به عقب‌نشینی شده بودند، هیتلر گفته بود وقتی از ارتش آلمان ناامید خواهد شد که ساعت‌ها سیزده بار بزنند. یعنی هیچوقت دست از این ارتش نخواهم شست.
در ادبیات حقوقی، اصطلاح سیزده بار نواختن، وقتی بکار میرود که بی‌اعتبار شدن اظهاراتی در دادگاه بمعنای بی‌اعتبار شدن تمام اظهارات قبلی فرد باشد. چرا که اگر ساعتی سیزده بار نواخت، دیگر به دوازده و یازده و ده بار نواختنش نیز نمیشود اعتماد کرد.
کتاب ۱۹۸۴ در یک روز آفتابی سرد آوریل آغاز می‌شود، در حالیکه ساعت‌ها سیزده بار میزنند. خواننده انگلیسی زبان بلافاصله متوجه شرایط غریب و فرارسیدن آنچه غیرممکن پنداشته میشد، می‌شود. همچنین اورول با اشاره به سیزده بار نواختن ساعت‌ها راجع به وضع حقیقت در دنیای داستانش پیشاپیش هشدار میدهد. اما خواننده فارسی‌زبان متوجه هیچکدام از این علائم و ارجاعات نمیشود. متن انگلیسی هیچ اشاره‌ای به چند بودن ساعت نمیکند، بلکه صرفا میگوید ساعت ها چندبار زنگ زدند. در حالیکه مترجمان جملگی به غلط و بی‌ضرورت ساعت چند بودن را اعلام کرده‌اند. بعضی پا را فراتر گذاشته و خیلی شاعرانه به محل قرار گرفتن عقربه‌های ساعت نیز اشاره کرده‌اند.

https://bourgeois.ir/?p=5550
برای اولین بار فرودگاه مهرآباد تصویر اسکنر چمدان امام در بدو ورود به ایران را منتشر کرد
✍️سکوت عاقلانه بایدن در مورد ایران| ۱۷ بهمن ۹۹

🔹علیرغم انتظاراتِ بسیار، بایدن در نخستین سخنرانی‌اش، پیرامون ایران یک کلام سخنی نگفت و ترجیح داد سکوت نماید.

🔹اتفاقاً او درست‌ترین گزینۀ ممکن را انتخاب نمود. اگر نرم و مسالمت‌آمیز پیرامون ایران سخن می‌گفت، تندروها باتوجه باینکه در آستانۀ سالگرد انقلاب هم هستیم، آنرا پیروزی «مقاومت» بر خطِ " تسلیم و سازش" تعبیر می‌کردند.

🔹اگر برعکس قاطع سخن می‌گفت، این‌بار تندروها آنرا بر سرِ میانه‌روها و مخالفینِ سیاستِ آمریکاستیزی می کوبیدند و همان داستان همیشگی را تکرار می‌کردند : دیدید خوش‌خیالیِ سازش‌کاران از بروی کار آمدنِ بایدن و دمکرات‌ها، چه‌زود نقش بر آب شد و برای چندمین‌بار مشخص شد دشمنی استکبار جهانی و نظام سلطه با مردم ایران و انقلاب اسلامی چقدر نهادینه شده است و با رفتنِ ترامپ و آمدن بایدن برخلاف امید و انتظار سازش‌کاران در ایران، هیچ تغییری در سیاست‌های خصمانۀ واشنگتن علیه ایرانِ انقلابی، اتفاق نمی‌افتاد.

🔹 بایدن عجله‌ای ندارد، و نیک می‌داند که مجموعۀ ظریف و دولت روحانی، کاره‌ای نیستند و می‌بایستی تا بروی کار آمدن دولت تندروها در انتخابات سال آینده، صبر نماید. و البته میانجیگری اروپایی‌ها نیز تا آن‌موقع( یعنی خرداد سال آینده) ممکن است مقدمات برجامِ ۱۴۰۰ را آماده ساخته باشد.

توئیتر صادق زیباکلام - ۱۷ بهمن‌ماه ۱۳۹۹

https://www.instagram.com/p/CK7-WwLphp7/?igshid=j0zorugv98rm
کتاب صوتی ماچگونه ماشدیم
صادق زیباکلام
🔺بخش سی‌وهفتم
🎧کتاب صوتی: ما چگونه، ما شدیم؟


فصل ششم:
- شرق و غرب: تماس یا تقابل



- با صدای نویسندۀ کتاب: صادق زیباکلام
- انتشارات روزنه


هرشب، ساعت: ۲۲ - از کانال تلگرام ‌


۱۸ بهمن‌ماه ۱۳۹۹
محسن رضایی:
«نیروهای حزب‌اللهی، به‌طور طبیعی باید حکومت در اختیارشان باشد.»
روایت انتخابات دوم خرداد؛ قسمت اول
جمعه 16 آذر 1375، محمد موسوی خوئینی‌ها و محمدرضا توسلی، از جناح موسوم به چپ، نزد رئیس‌جمهور هاشمی رفسنجانی رفتند تا نظر او و رهبری را درباره‌ی انتخابات ریاست‌جمهوری جویا شوند. هاشمی نوشته است که به آن‌ها گفته: «هر دوی ما نظرمان این است که انتخابات در محدوده‌ی نیروهای انقلاب آزاد باشد و ترجیح می‌دهیم که رقابت جدی باشد.» اما آن‌ها به هاشمی گفتند: «از احتمال این‌که رهبری در نهایت مانند انتخابات مجلس به نحوی دخالت کنند» نگران‌اند. هاشمی گفت بروند و با رهبری صحبت کنند.
به نظر می‌رسد اشاره‌ی آن‌ها به دور دوم انتخابات مجلس پنجم بود؛ جایی که محسن رضایی، فرمانده سپاه، پس از سخنان رهبری در نوروز سال 75، از وظیفه‌ی سپاه برای تاثیرگذاری بر انتخابات مجلس گفت. رضایی در آستانه‌ی دور دوم انتخابات در جمع پاسداران لشکر ‌27 محمد رسول‌الله (ص) گفت: «آقای هاشمی رفسنجانی، رئیس‌جمهور، چندین بار نوشتند که کارخانجات به حزب‌اللهی‌ها واگذار شود و از این مصوبه یک‌و‌نیم سال می‌گذرد اما عملا کاری صورت نگرفته.» او از پاسدارها خواست برای دفاع از ارزش‌های انقلاب در صحنه حاضر باشند: «نباید بنشینید و فقط توپ و تانک یاد بگیرید... امروز روزی است که لشکر حضرت رسول باید اولین عملیات سیاسی پرافتخار خودش را انجام دهد... لشکر حضرت رسول باید به میدان بیاید و به حزب‌الله رای بدهد.» فرمانده می‌گفت: «نیروهای حزب‌اللهی به‌طور طبیعی باید حکومت در اختیارشان باشد... خبر انتخابات تهران در تمام دنیا صدا می‌کند. شما باید با حضورتان در تهران واقعا ثابت کنید حزب‌اللهی‌ها تعدادشان چقدر است.» رضایی گفت در مرحله‌ی اول انتخابات وضع نیروهای سپاه چیز دیگری بود، اما پس از سخنان رهبری در ابتدای سال در مشهد، كه به صراحت از خطری اسم بردند، «دیگر توجیه و بهانه‌ای نداریم که بنشینیم و مثل گذشته عمل کنیم.» (کیهان، 29 فروردین 75)
خاطرات هاشمی نشانه‌های فراوانی از اعتراض به دخالت سپاه در انتخابات مجلس این سال دارد. 29 اردیبهشت 1375، غلامحسین کرباسچی، شهردار تهران، به هاشمی رفسنجانی خبر داد تعدادی از فرماندهان سپاه به فرمانده کل سپاه نامه‌ای «در اعتراض به دخالت سپاه در انتخابات نوشته‌اند که باعث بدبینی بخش قابل‌ توجهی از مردم نسبت به سپاه شده است.»
امام همواره سپاه را از دخالت در مسایل سیاسی، مانند انتخابات و رقابت‌های جناحی، منع کرده بود و بسیاری از فرماندهان هنوز به فرمان آیت‌الله خمینی پایبند بودند. روز هشتم اردیبهشت 75، هاشمی نوشته است: «سردار احمدلو، از فرماندهان سپاه، آمد؛ گزارشی از دخالت فرماندهان سپاه در انتخابات داد و اجازه می‌خواست که به خاطر این تخلف از فرمان امام، از سپاه استعفا بدهد؛ نصیحتش کردم که بماند.» و در همین روز، «شفیعی از وزارت اطلاعات آمد. گزارش وضع انتخابات و دخالت‌های غیرقانونی سپاه و بسیج را داد.» حسن روحانی نیز یکی از معترضان بود که چند بار اعتراضش منعکس شده و هاشمی نوشته که روحانی «انتقاد زیادی از دخالت سپاه در انتخابات دارد.» هاشمی در یادداشت روز پنجم بهمن، از گفت‌وگویش با مهدی کروبی نوشته: «تصمیم گرفته‌اند که آقای خاتمی خود را نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری کند و از من خواست که کمک کنم تا آن شیوه‌های فشار و بهتان و استفاده از سپاه و صدا‌و‌سیما، که در انتخابات مجلس پیش آمد، تکرار نشود.»
یک روایت دیگر به ما می‌گوید کسانی در کشور بودند که گمان می‌کردند می‌توانند اوضاع و احوال را برای رئیس‌جمهور شدنِ نامزد مورد نظر رهبری هموار کنند و مردم را به سمت فرد مورد نظر رهبری هدایت کنند. به این سخنان رهبری، که چند روز پس از انتخاب سیدمحمد خاتمی گفته شده، توجه کنید؛ ماه‌ها پیش از برگزاری انتخابات و آغاز رقابت‌های تبلیغاتی، کسانی «از بزرگان و عزيزان و برجستگان كشور» نزد رهبری رفته بودند؛ «مكرّر به من می‌گفتند كه اگر شما به شخص خاصى براى رياست‌جمهورى نظر داريد، آن را به ما بگوييد تا ما اوضاع و احوال را هموار كنيم و مردم را هدايت نماييم كه همان انجام گيرد. من به آن‌ها گفتم آنچه من از خدا خواسته‏‌ام، 30 ميليون رأى است. در طول اين چند ماه قبل از انتخابات، هرچه اصرار شد، آقايان محترم مسئولان برجسته‏‌ى كشور و ديگران، غير از همين حرف، چيزى از من نشنيدند.»
آن‌ها چگونه مردم را هدایت می‌کنند و مسیر را هموار می‌کنند؟ بناست در یک مجموعه یادداشت، سرگذشت انتخابات ریاست‌جمهوری ششم و انتخاب سیدمحمد خاتمی در خرداد سال 76 را روایت کنم؛ یادداشت‌هایی که از انتخابات مجلس پنجم در اواخر سال 74 و اوایل سال 75 را روایت می‌کند تا دوم خرداد سال 76. در این یادداشت‌ها به نقش رهبری، هاشمی و سایر شخصیت‌های سیاسی، علما و مراجع تقلید و همچنین سپاه خواهم پرداخت.

https://t.me/jafarshiralinia
Forwarded from پادکست سکه
🎙اپیزود چهل‌ام پادکست سکه

"نگاهی به ریشه‌های فقر در ایران"

فقر اقتصادی، گرسنگی، جنگ، مواد مخدر، حوادث طبیعی و بیکاری پدیده‌های جهانی و درد مشترک برای همه‌ی کشور‌ها است. فقر اقتصادی موضوع تازه‌ای نیست، اما یکی از خطرناک‌ترین پدیده‌ها از بین موارد بالاست. فقر، مصیبت بزرگ برای بشر و لکه‌ی ننگین بر جبین دولت‌ها و انسانیت است. فقر ریشه بسیاری از نابسامانی‌ها به شمار می‌رود. از نظر بانک جهانی فقر یعنی گرسنگی، نداشتن سرپناه و لباس، بیمار بودن و درمان نشدن، بی‌سوادی و عدم دسترسی به آموزش

چه عواملی باعث ایجاد و گسترش فقر می‌شود؟ تفاوت نابرابری و فقر چیست؟ آیا علت ایجاد فقر خود فرد فقیر است یا فقر نتیجه نظام سیاسی و اجتماعی است؟ وضعیت فقر در ایران چگونه است؟ چه سیاست‌هایی در ایران باعث بروز فقر شد؟ چه راهکارهایی را برای کاهش فقر در ایران باید دنبال کرد؟

مهمان: حسین راغفر

میزبان: مهدی ناجی
تدوین و تنظیم: ایمان اسلام‌پناه
گوینده: علی رجب‌زاده
تولید محتوا: محمدعلی مردان، محمدحسین مخصوصی
کارگردان: بهداد گیلزاد‌کهن

اسپانسر:
واحد کسب‌وکار سازمانی ایرانسل | وب‌سایت | تلگرام

کانال تلگرام پادکست دغدغه ایران _ محمد فاضلی

وب‌سایت | اینستاگرام پادکست سکه

لینک آموزش نصب و استفاده از برنامه کست‌باکس

موسیقی:
Seven - Roary

اپیزود چهل‌ام پادکست سکه را می‌توانید از طریق وب‌سایت سکه یا اپلیکیشن‌های پادگیر بشنوید👇
Castbox | Spotify | ApplePodcast
GooglePodcast
من و هفتاد سالگی داریوش
حسن صلح‌جو
بی‌بی‌سی
۱۷ بهمن ۱۳۹۹ - ۵ فوریه ۲۰۲۱
من و هفتاد سالگی داریوش

حسن صلح‌جو
بی‌بی‌سی

۱۷ بهمن ۱۳۹۹ - ۵ فوریه ۲۰۲۱
داریوش اقبالی

منبع تصویر، @DEGHBALI
توضیح تصویر،

داریوش اقبالی

رادیو مونس تنهایی بچگی‌های من بود. یک رادیوی قهوه‌ای کوچک که چهارتا قوه بزرگ می‌خورد و پدر هر وقت خانه بود، سرش به این رادیو گرم می‌شد. او ضبط صوت هم خریده بود. اما این رادیو قدیمی را بیشتردوست داشت. مادر با چرخ خیاطی نونوارش برای رادیو یک لباس دوخته بود که از دسترس ما بچه‌ها تمیز و سالم بماند.

سهم من از رادیو در وقت‌های روز بود. ساعت ده صبح برنامه کودک داشت. برنامه کودک که تمام می‌شد، من درازکش برنامه‌های دیگر را هم همین طوری گوش می‌کردم. از برنامه گل‌های رنگارگ تا سخنرانی‌های مذهبی «دانشمند محترم حجت الاسلام راشد». گرچه حرف‌های قلمبه سلمبه‌شان را نمی‌فهمیدم و چیزی برایم جذاب نبود جز آن که با صدای ثانیه شمارِ قبل ازاذان بازی کنم. زبانم را پشت دندان‌هایم می‌گذاشتم و آن صدا را تقلید می‌کردم. تاق.. توق .. تاق توق...

تا این که یک روز لابه لای این همه برنامه یک ترانه پخش شد. یک نفر می‌گفت: «بوی گندم مال من ... هرچی که دارم مال تو... ». من بوی گندم را خوب می‌شناختم. وقتی ترانه پخش می‌شد از همان پنجره‌ای که باز بود، رو به کوه می‌توانستم مزارع گندم را ببینم. آن روز باد می‌آمد و لابه لای گندم‌های طلایی می‌پیچید. یک آن دل من یه یک جای خیلی دور که نمی‌دانم کجا بود رفت و دیگر برنگشت. بوی گندم، بوی کیسه‌های آرد، بوی خمیر، بوی تنوری که درآن نان پخته می‌شد و بوی نان تازه که در تمام خانه می‌پیچید، همگی در وقت شنیدن این ترانه به ذهن کودکی‌ام هجوم آوردند. از آن روز به بعد هی منتظر بودم که آقاهه باز بیاید و در رادیوی کوچک بخواند: «بوی گندم مال من..». فقط همین اش یادم مانده بود. اما خبری نبود. همه‌اش در رادیو زن‌ها و مردهای دیگر می‌آمدند آواز می‌خواندند و از بوسه و اشک و شمع و دلبر و این چیزها می‌گفتند.

بالاخره یک روز دوباره باز صدایش را از رادیو شنیدم. اما این بار چیز دیگری می‌گفت. خواند: «پرنده که بالش می‌سوزه ... دل من به حالش می‌سوزه... » من پرنده‌ها را دوست داشتم. به خصوص کبوترهای چاهی را که زیر سقف چوبی ایوان لانه کرده بودند وجوجه داشتند. بعد آقاهه خواند: «دنیای زندونی دیواره...» و من از زندان بدم آمد. نمی‌دانستم کجاست. اما خیلی بدم آمد. فکر کردم جایی است که پرنده‌ها را می‌برند و می‌سوزانند. حالا دیگر این آقاهه پاک دلم را برده بود. گوش می‌چسباندم به رادیو که بیاید بگوید بوی گندم، که بگوید پرنده که بالش می‌سوزه و من به کبوترهای چاهی نگاه کنم و به تنور که توی ایوان بود. نکند یک وقتی آتش تنور گُر بگیرد و بال جوجه کبوترها را بسوزاند؟

حالا دیگر«رادیو» اسباب بازی موردعلاقه‌ام شده بود. هرروز گوش‌ام را به رادیو می‌چسباندم. تاق... توق...تاق.. توق.... چند وقت بعد باز آقاهه آمد و خواند: «میون این همه کوچه...کوچه قدیمی ما، کوچه بن بسته...» کوچه ما خیلی قدیمی بود. بن بست هم بود و خانه ما ته این بن بست. فکر کردم این آقاهه کی هست که همه چیز را درباره ما می‌داند. خانمه توی رادیو گفت «با صدای داریوش».
Forwarded from آینده مشترک
⭕️⬛️همه چیز از ما شروع نمی‌شود!

🖊امیر ناظمی

تصویر اول و دوم تصویر گزینش‌شده از وضعیت رانندگی در دو جامعه مختلف است؛ و پرسش‌های مختلفی  همیشه با مقایسه‌هایی اینچنین در ذهن ما شکل می‌گیرد؛ پرسش‌هایی مانند آن‌که «چرا این تفاوت وجود دارد؟» یا «آیا سایر ویژگی‌های آن دو جامعه هم همین اندازه متفاوتند؟» و ...

اما احتمالا کسانی دوست دارند تا به من و شما بگویند: «این تفاوت دو فرهنگ است؛ تفاوت شهروندان دو جامعه مختلف»! آن‌ها ادامه می‌دهند: «ما باید از خودمان شروع کنیم! این‌ها ربطی به دولت ندارد؛ این‌ها رفتار دو جامعه است»!

و من می‌خواهم بگویم این جمله‌ها نادرست هستند یا حداقل تمامی حقیقت نیستند!


⭕️تفاوت‌ها دو تصویر
اولین چیزی که در تصویر دوم به چشم ما می‌خورد، خطوط منظم و جهت‌دهنده روی جاده است؛ خطوطی در هم که آن را تبدیل به نقشه‌ایی پیچیده کرده است. در حقیقت در هر دو جامعه، در هر دو تصویر، جاده وجود دارد؛ خودرویی هم هست که حرکت می‌کند؛ یعنی شاید از لحاظ زیرساخت عمرانی تفاوت بزرگی نیست؛ حتی در هر دو از رنگ و خط هم استفاده شده است!

می‌دانیم در ایران قوانین رانندگی سال‌هاست وجود دارد؛ و نظام پاداش و تنبیهی که برای رانندگان وجود دارد؛ خیلی هم قابل چشم‌پوشی نیست؛ و از قرار هم ضمانت اجرایی سفت و سختی دارد. اما تفاوت یک تفاوت ریز است: آن خطوط روی جاده تصویر دوم در اولی نیست. یعنی حتی خط هم هست، خط‌های زرد مشبکی که بود و نبودش فرقی ندارد؛ راهنما نیست؛ جهت‌دهنده نیست.

 هر یک از این خطوط تصویر دوم، راهنمای تک تک راننده‌هایی است که تصمیم دارند در چهارراهی مسیر آینده خود را انتخاب کند. خطوطی که اغلب در جاده‌ها و خیابان‌های ایران یافت نمی‌شود.

در حقیقت تفاوت دو تصویر همان چیزی است که در علوم اقتصادی و اجتماعی آن را نهاد می‌نامند. نهاد در نگاه عمومی و در زبان مردم کوچه و خیابان، مساوی با سازمان اداری دانسته می‌شود؛ اما در زبان علم، نهاد شامل قوانین یا حتی رویه‌ها و رفتارهای عمومی نیز هست.

مفهوم نهاد یکی از مفاهیم خیلی پیچیده است؛ و نهادسازی قاعدتا از آن پیچیده‌تر. نهادسازی ساختن یک دستگاه اداری جدید؛ و متورم کردن دولت نیست! نهادسازی ایجاد همین نظم و ترتیبی است که در تصویر دوم می‌بینید آن هم گاهی تنها با «خطوط راهنما».


⭕️همیشه نمی‌توان از خودمان شروع کنیم!
اما پرسش کلیدی اینجاست: برای تبدیل جامعه‌ای از وضعیت اول به دوم، می‌توان از خود شروع کرد؟

اگر در جامعه اول شما به فرض بخواهید مانند کسی که در جامعه دوم است، رفتار کنید؛ احتمالا چند ساعتی پشت ترافیک ماشین‌ها می‌مانید؛ شاید چندین ناسزا می‌شنوید و نهایتا شاید به دلیل اختلال در ترافیک توسط چند نفر هم تهدید شوید.

درحقیقت گذار از جامعه اول به دوم بدون حضور دولت (در معنای کلان‌اش) امکان‌ناپذیر است. هر توصیه‌ای که بخواهد شهروند را مخاطب قرار دهد؛ توصیه‌ای ریاکارانه است. این گذار تنها در سایه وجود دولت توسعه‌خواه امکان‌پذیر است؛ و بدون آن نیز امکان‌ناپذیر. دولتی که از همان کم‌هزینه‌ترین بخش توسعه آغاز می‌کند: خطوط راهنما!

نهادها هستند که فراتر از قوانین و مقررات و فراتر از زیرساخت‌هایی مانند چراغ راهنما می‌توانند به حرکت ما جهت دهند. می‌توانند کمک کنند تا جامعه نخست به جامعه دوم تبدیل شود؛ بدون نیاز به تنبیه‌های بیشتر و بدون نیاز به هزینه‌هایی برای زیرساخت.

در حقیقت نه شهروندان جامعه نخست شرورتر یا بی‌فرهنگ‌تر هستند و نه شهروندان جامعه دوم الزاما قانون‌دان‌تر؛ تفاوت در چیزی است که وجود ندارد؛ همان چیزهای ساده‌ای که شاید هزینه‌اش هنگفت هم نباشد؛ تفاوت در فقدان یا وجود دولت توسعه‌خواه است.

حالا باز هم تلاش کنید تا از خودتان شروع کنید؛ اما باور کنید خیلی چیزها از شما شروع نمی‌شود!

به‌اشتراک بگذارید تا آفریده شود
@ShareNovate
Audio
انسان در مقابل دولت
گفتگوی محمدماشینچیان و نجات بهرامی، مترجم کتاب انسان در مقابل دولت، نوشته هربرت اسپنسر
Forwarded from بورژوا
هزاربار بنویسید و بر سردر دولتخوانه‌ها بیاویزید که: تعداد قوانین هرچه بیشتر، حکومت فاسدتر...
— کرنلیوس تسیتوس
دوهزارسال بعد، هنوز عده‌ای از فهمیدنش تعجب میکنند.
#انتخاب_عمومی #سیاستگذاری #سیاست #قانونگذاری #آزادی #آزادیخواهی
Forwarded from شین ☔️
🔸 روزنامه‌نگار انقلابی

این تصویر بزرگ آیت‌الله خمینی در صفحه اول کیهان (هفتم شهریور57) پس از سال‌ها ممنوع‌التصویری زلزله‌ای در فضای سیاسی ایران ایجاد کرد. رحمان هاتفی (معاون سردبیر کیهان) که مخفیانه عضو "حزب توده" بود، بهانه‌ای ساختگی یافته و دستور چاپ عکس را داده بود. چاپ عکس و تیتر سلام نظامی همافران به آیت‌الله خمینی (19 بهمن 57؛ درست 42 سال قبل) هم کار او بود؛ عکسی که به گفته‌ی تیمسار عباس قره‌باغی - رئیس ستاد ارتش آن زمان - کمر حکومت شاهنشاهی را شکست.

هاتفی کمتر از چهارسال و نیم سال بعد از انقلاب، بازداشت و در زندان کشته شد (یا خودکشی کرد).

🔶 @mmoeeni1
هشدار نسبت به نفوذ زرپرستان در میان علماء سرشناس دین(احمد توکلی- حسین رجایی)
💢 دیده بان شفافیت و عدالت طی مقاله ای نسبت به نفوذ زرپرستان در میان برخی از علما هشدار داد و به آنان توصیه کرد به جای معاشرت با ثروت اندوزان، با حفظ حقوق و احترام کلی به همه ملت از جمله ثروتمندان، با مستضعفان متدین و وطن خواه بجوشند تا سلامت و پاک بمانند .
⭕️ بررسی برخی پرونده هایی که در دیده بان شفافیت و عدالت در جریان است نشان دهنده نقشی است که متأسفانه جن گیرها و کهانت ورزان فاسد در سال های اخیر در اتخاذ تصمیمات مرموزانه و ناکارآمدساز و جورافزای برخی از مسئولان و سرشناسان داشته اند. افرادی که در لباس تاجران خیّر و متدیّن به دنبال نفوذ بر علما و مسئولان هستند.
◀️ برای مثال می توان به فردی به نام علیرضا موحدی اشاره کرد که به عنوان یکی از متهمین پرونده صندوق ذخیره فرهنگیان با بدهی چند صد میلیاردی به بانک سرمایه از کشور گریخته است. موحدی هم در لباس فردی دست به خیر که در راستای گسترش دین و کمک به اقشار ضعیف، از هیچ کمکی به برخی وعاظ مشهور تهران دریغ نداشته است، به نفوذ اقدام میکرد.
این دست نگرانی ها به مسائل مالی ختم نمی شود. مدتی است می بینیم برخی روحانیون سرشناس، ارزش هایی چون عدالت و اخلاق را تخفیف می دهند تا ارزش های دیگری چون ثروت افزایی اجتماعی و رشد سیاسی را برجسته سازند.
⭕️ از سوی دیگر مقابله با این نوع پدیده ها و جریانات نیز واجد هزینه های بسیار است. هرگونه تلاشی برای اصلاح و نقد این رویه ها، توسط دشمنان دین به عنوان یک فرصت مغتنم نگریسته می شود. فرصتی برای تبلیغ به نفع سکولاریسم و زدودن دین از عرصه اجتماع.
⭕️ این علمای سرشناس هیچ از خود پرسیده اند چرا امام رحمه الله علیه، از چنین ثروتمندانی فریب نمیخورد؟ البته امام چون جمع شدن ثروت های افسانه ای را از راه صحیح آسان نمیدید، وقتی فردی در این بازار کساد 40 میلیارد تومان خمس می آورد از خودش میپرسید منبع کسب او چیست. مَنِشی که در نزد رهبر انقلاب نیز می توان دید.
⭕️ همچنین بعید است امام (ره) وقتی می دیدند فردی آن قدر به روحانیت علاقه مند میشود که با زیرپا گذاشتن مقررات پیکر روحانیان را به منزل خویش میبرد و غسل میدهد؛ و صد البته این عشق و شوق وی تنها نسبت به پیکر علمای سرشناس ابراز میشود و نصیب جنازه هیچ طلبه فاضل و مهذب ولی گمنامی نمی شود.
برای دسترسی به متن کامل این مقاله بر روی لینک بالا اشاره کنید.🔼