لینکستان | لینک‌های جذاب
3 subscribers
713 photos
393 videos
121 files
4.76K links
مجموعه ای از لینک ها به مطالب ارزشمند، مفید و جالب اینترنت و تلگرام
Download Telegram
Forwarded from دغدغه ایران
آموختنی‌ها از انتخابات آمریکا

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

انتخابات آمریکا آموختنی‌های زیادی دارد.

⭕️ یک. استقلال نظام قضائی
آقای ترامپ رئیس‌جمهور و قدرتمندترین مقام اجرایی و فرمانده کل ارتش آمریکاست. آقای ترامپ اما نمی‌تواند استقلال قضایی قاضی ایالت را مخدوش کند. چندین تقاضای ستاد ترامپ برای متوقف کردن شمارش آراء در ایالت‌ها رد شده است.

⭕️ دو. استقلال رسانه‌ها
توئیتر از روز انتخابات تاکنون بارها همراه با توئیت‌های ترامپ عبارت «گمراه کننده» را منتشر کرده و هشدار داده که توئیت‌های او درباره تقلب در انتخابات یا پیروزی‌اش گمراه‌کننده است. یک شبکه آمریکایی سخنرانی ترامپ را که حاوی اطلاعات نادرست بوده قطع کرده است. ترامپ هم نمی‌تواند از قوه قضائیه یا نیروهای امنیتی بخواهد در این رسانه‌ها را گل بگیرند.

⭕️ سه. نظام انتخابات قائل اعتماد
نظام انتخابات چنان مستحکم و قابل اعتماد طراحی شده و انتخابات چنان دقیق برگزار می‌شود که مردم از چند هفته قبل از روز انتخابات توانسته‌اند برگه‌های رأی را گرفته و پست کنند. قریب به صد میلیون رأی از طریق پست ارسال شده و این میزان جمعیت آمریکا نگرانی از بابت رسیدن و خوانده شدن رأی‌شان نداشته‌اند.

⭕️ چهار. دقت در شمارش آرا
میزان دقت انتخابات در شمارش آراء به اندازه‌ای است که هزار رأی یا کمتر هم می‌تواند تعیین‌کننده باشد. شمرده شدن تا آخرین برگه رأی معنا دارد. لازم نیست فاصله آرای برنده تا بازنده چند میلیون شود تا مردم و کاندیداها خیال‌شان از بابت صحت انتخابات راحت باشد. نهاد انتخابات با جزئیات فنی آن به دقت و با فناوری مناسب طراحی شده است.

⭕️ پنج. استقلال نسبی نظام اقتصادی
توسعه بخش خصوصی، تنظیم‌گری دقیق اقتصاد مطابق قواعد اقتصادی، ثبات نسبی سیاست‌ اقتصادی، استقلال بانک مرکزی، مداخله بسیار اندک دولت در اقتصاد، شفافیت و سایر مشخصات اقتصاد آمریکا سبب شده ، علی‌رغم تأثیرگذاری دولت‌ها در درازمدت بر اقتصاد و مهم بودن سیاست اقتصادی دولت‌ها و البته تفاوت عملکردشان، تغییر دولت‌ها اقتصاد را دچار بی‌ثباتی، بحران و تغییرات شدید نمی‌کند.

آمریکایی‌ها برای بنا کردن چنین نظامی، راه درازی پیموده‌اند. ممکن است مشکلات ساختاری یا اثر سیاست‌های دوقطبی‌کننده دونالد ترامپ سبب بروز تنش‌هایی در آمریکا شود، اما انتخابات این دوره نشان داد آمریکایی که پدران بنیان‌گذار بنا نهاده‌اند، بنیان‌های ساختاری و حقوقی مستحکمی دارد.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
Forwarded from دغدغه ایران
شفافیت برای همه است، از جمله مجلس

(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)

سازوکار سیاست باید به گونه‌ای باشد که سیاستمداران احساس کنند هر تصمیمی که می‌گیرند و هر کاری که انجام می‌دهند، بالاخره باید یک جایی، دیر یا زود، برای آن پاسخ‌گو باشند. هیلاری کلینتون زمانی که سناتور بود به جنگ با عراق توسط دولت بوش پسر رأی مثبت داد. آراء سناتورها در آمریکا ثبت می‌شود و معلوم است که هر سناتوری به هر مصوبه یا قانونی، چگونه رأی داده است.

این رأی مثبت سال 2002 درست چهارده سال بعد یقه خانم کلینتون را گرفت و مجبور شد در انتخابات ریاست جمهوری سال 2016 بگوید «حمایت از جنگ عراق بزرگ‌ترین اشتباه سیاسی من بود.» وی در کتابش می‌نویسد: «همه سناتورهایی که در آن جلسه سال 2002 حضور داشتند آرزو می کنند ای کاش به قطعنامه جنگ عراق رای مثبت نمی دادند؛ دوست دارم به همه مادران، فرزندان و زنانی که عزیزان خود را در این جنگ از دست دادند نامه بنویسم و بگویم اشتباه من و دیگران بسیار گران و دردناک تمام شد. ... اگر اطلاعات دقیق تر و بهتری داشتم می توانستم بهتر تصمیم بگیرم؛ با اینکه در این تصمیم بد تنها نبودم اما باید اعتراف کنم که من هم جزیی از این تصمیم مخرب و دردناک بودم.»

این اعتراف و پرداختن هزینه آن، نتیجه شفافیت در ثبت آرای نمایندگان مجلس آمریکاست. هیچ نماینده‌ای نمی‌تواند بعدها که نتایج منفی تصمیمات روشن شد، ژست اپوزیسیون بگیرد و بگوید «من می‌دونستم، من که بهتون گفته بودم این تصمیم بدی است، ما موفق نمی‌شیم.» آراء ثبت می‌شود و هر نماینده باید پاسخ‌گوی تصمیم خودش باشد.

این سازوکار شفاف در ایران تا حدودی در دولت وجود دارد. تصمیم‌ها و اقدامات توسط دولتی‌ها اتخاذ می‌شود و بالاخره حداقل مشخص است که کدام وزیر درخصوص احداث یک جاده، خرید هواپیما، صندوق‌های بازنشستگی، سیستم‌های آبیاری تحت فشار، انتقال آب، ساخت سد، مذاکرات برجام، طرح تحول سلامت و ... تصمیم گرفته است. همین شفافیت نسبی است که اجازه می‌دهد وزرا برای سؤال یا استیضاح به مجلس فراخوانده شوند و در افکار عمومی نیز از آن‌ها سؤال شود و هر شب چند مدیر دولتی میهمان تلویزیون باشند تا پاسخ دهند.

سازوکار آشکارسازی آراء اما در مجلس شورای اسلامی ما حاکم نیست. این بدان معناست که نماینده می‌تواند در ابهام کامل، به برخی مصوبات و قوانین رأی مثبت دهد، و یک ساعت بعد جلوی دوربین‌های خبرنگاران و برای کسب رضایت افکار عمومی و پایگاه رأی خود، ژست مخالف بگیرد و بقیه را متهم کند. نمایندگان می‌توانند بودجه‌ای ناقص، بدون منابع کافی، بدون ملاحظات توسعه پایدار را تصویب کنند، و به دلیل همین بودجه ناکارآمد، دولت و وزرا را مؤاخذه نمایند.

نمایندگان می‌توانند در امنیت کامل ناشی از پنهان بودن رأی‌گیری، هر قانون یا طرح ضدفساد را تصویب نکنند و به آن رأی منفی بدهند، و بعد یقه دولت را برای گسترش فساد بگیرند.

نمایندگان می‌توانند به بودجه تخصیص‌یافته به ساخت هر سد، انتقال آب، پتروشیمی، فولاد، توسعه کشاورزی و سایر اقدامات عمرانی نامناسب از نظر محیط‌زیستی در حوزه انتخابیه خود رأی مثبت بدهند، و بعد ژست توسعه پایدار بگیرند و دولت را به خاطر تخریب منابع محیط‌زیستی متهم کنند و وزرا را برای سؤال و استیضاح به پای میز مؤاخذه بکشند. نمی‌شود به هر طرح و پیشنهادی برای تأمین مالی نظام سلامت رأی مثبت داد و بعد از ایرادات طرح تحول سلامت انتقاد کرد.

اختیار رأی پنهان دادن و هم‌زمان اختیار داشتن برای مطالبه شفافیت از دولت، تناقض است. دولت باید شفاف و پاسخ‌گو باشد، اما این شفافیت به همان اندازه و شاید بیشتر برای مجلس نیز ضروری است. مجلس قانون‌گذار است و شفافیت در قانون‌گذاری که قاعده اداره جامعه را تعیین می‌کند، ضروری‌تر است.

اگر دنبال پاسخ‌گویی، شفافیت و اصلاحات هستیم، از اصلاح آئین‌نامه‌ و قواعد حاکم بر مجلس، و الزام به آشکار شدن رأی‌ نمایندگان در هر تصمیمی، آغاز کنیم. سعی کنیم به اندازه کنگره «بزرگ‌ترین دشمن، شیطان بزرگ» شفاف باشیم. مجلس، اصلاح کشور را از خودش شروع کند؛ فراکسیون امید، بیشتر.

#چالش_رأی_آشکار_نمایندگان_مجلس.

(اگر می‌پسندید، به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad

پادکست دغدغه ایران

یک گفت‌وگو درباره شفافیت آرای نمایندگان

توضیح: این متن در سال نودوهفت خطاب به مجلس دهم منتشر شده بود و دوباره بازنشر می‌شود.
Forwarded from پادکست سکه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اپیزود چهل‌ام پادکست سکه

"نگاهی به ریشه‌های فقر در ایران"

اسپانسر:

واحد کسب‌وکار سازمانی ایرانسل | وب‌سایت | تلگرام

اپیزود چهل‌ام پادکست سکه به زودی منتشر خواهد شد.

@Sekke_Podcast
Forwarded from شبکه توسعه
🔳⭕️ اینجی کُلِّش واس ماس

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

⭕️ #مهران_مدیری و نویسندگان آثارش شاید مهم‌ترین خالقان آثار طنز تلویزیونی دو دهه اخیر ایران بوده‌اند. آن‌ها در #شب‌های_برره اقتصادی تک‌محصولی (نخود)، اعتیاد به این اقتصاد (گَرد نخود)، توهم ناشی از آن (دیدن خُرزو خان)، منازعات بی‌حاصل و بی‌مبنای جناح‌های سیاسی، افتتاح مضحک برخی طرح‌های عمرانی، محوریت یافتن پول (عبارت پول وَدِه) ... و از همه بیشتر «تنهایی و در تبعید بودن عقل» (کیانوش استقرارزاده، روزنامه‌نگار تبعیدی) را به تصویر کشیدند. تولید و پخش اثر از مهر تا بهمن 1384 نیز تصادفی نبود.

⭕️ مدیری و نویسندگانش در «#مرد_هزار_چهره» و «#مرد_دو_هزار_چهره» نیز آدمی را به تصویر کشیدند که اشتباهی بود و نماد همه آدم‌های اشتباهی است که اصلاً قرار نبوده یا نمی‌شده مهم باشند اما شده‌اند. مدیری و نویسندگانش حتی نام فامیل قهرمان داستان - مسعود شصت‌چی - را هم دقیق و هدفمند انتخاب کرده بودند.

⭕️ مدیری و نویسندگانش در «قهوه تلخ» (پخش از 23 شهریور 1389) قجری شدن دولت‌داری و حکمرانی را به طنز درآوردند. «نیما زند کریمی» که به گمان من همان کیانوش استقرارزاده، «عقل تنها و در تبعید» شب‌های برره است این بار با خوردن #قهوه_تلخ به پنج سال تاریخ گمشده ایران می‌رود. این پنج سال هیچ پنج سال مشخصی نیست و می‌تواند نماد هر لحظه‌ای از تاریخ مملکت باشد.

⭕️ مدیری در قهوه تلخ هم نکات مهمی را به تصویر می‌کشد: رئیس نظمیه‌ای که می‌تواند بدهد «پدر پدر پدر پدرسوخته» هر متهمی – از جمله عقل تنهای در تبعید، نیما زند کریمی - را بی‌دلیل درآورند، شیوه اداره خزانه، نظام اداری، فقدان #گردش_نخبگان و در عوض #رسوب_نخبگان و قجری شدن کامل نظام اداری و اداره – که مدیری در شب‌های برره پیش‌بینی کرده بود - در آن پنج سال گمشده از تاریخ. بوروکراسی قجری در آن‌جا به اوج می‌رسد و به تصویر کشیدن یکباره درباریان در متروی تهران در دنیای معاصر، یکی از اوج‌های طنزپردازی مهران مدیری و نویسندگان آثار اوست.

⭕️ من اما فکر می‌کنم مدیری مهم‌ترین حرفش را در سریال «#در_حاشیه» زده است. هومن صحرایی، همان کیانوش استقرارزاده و نیما زند وکیلی شب‌های برره و قهوه تلخ، متخصص در زمینه رشته‌ای خاص از علم پزشکی (نمادی از عقل و تخصص) است که اصلاً مشتری هم ندارد. او مأمور می‌شود تا یک مرکز درمانی را – که چند دهه متروک مانده - احیا و اداره کند و دوباره اطرافش را افرادی شبیه ساکنان برره یا درباریان قهوه تلخ می‌گیرند: یک جراح پلاستیک کلاهبردار، دارنده مدرکی تقلبی و بی‌ارزش از جایی ناشناخته در فیلیپین و «کَنگَر زِهتاب» که خود را مالک مرکز درمانی می‌داند.

⭕️ پزشکان و وزارت بهداشت در زمان پخش سریال اصلی‌ترین شاکیان و مدعیان پخش «در حاشیه» شدند اما به گمان من مدیری و نویسندگانش به فراتر از این می‌نگریستند. تصور می‌کنم مهم‌ترین عبارتی را که در آن سریال بیان می‌شد و مرکزی‌ترین مفهوم کار بود کَنگر زهتاب (با بازی جواد رضویان) صدها بار تکرار کرد: «#اینجی_کلش_واس_ماس».

⭕️ تصور می‌کنم مدیری و نویسندگانش – خودآگاه یا به‌واسطه ادراکی که هنرمند ناشی از زیست اجتماعی و تخیل به آن دست می‌یابد – حضور، بروز و تقویت شدن قشر، دیدگاه، عاملان و کسانی را صورتبندی و به مخاطب ارائه می‌کردند که به پشتوانه قدرت و ناکارآمدی به «اینجی کُلِّش واس ماس» معتقدند و/یا عمل می‌کنند.

⭕️ «اینجی کُلِّش واس ماس» نقد رویکرد-کسانی است که به پشتوانه قدرت و/یا ناکارآمدی در حال فساد و چپاول منابع و منافع از طرق مختلف (#ارز_4200، #قیر_رایگان، #وقف_دماوند، واگذاری #جنگل_هیرکانی، #مجوز_واردات، #انحصار_رسانه و ...) است. خروجی‌ این وضع هم از یک سو ثروت‌های افسانه‌ای #باستی_هیلز و در سوی دیگر #گورخوابی، #سقوط_ارزش_پول، توسعه فقر و #آسیب_اجتماعی است.

⭕️ «اینجی کُلِّش واس ماس» فقط نقد ناکارآمدی و غارت اقتصادی نیست بلکه نقدی سیاسی هم هست، نقد رویکرد-کسانی که اعتقاد دارند ما خودمان بهتر می‌دانیم چه چیز به صلاح است، خودمان تصمیم می‌گیریم، اداره می‌کنیم و تشخیص می‌دهیم چقدر خوب اداره کرده‌ایم/می‌کنیم.

⭕️ «اینجی کُلِّش واس ماس» جمع‌بندی ایده‌های مدیری در دو دهه گذشته است. این جمله همان قدر حاصل سیر آثار مدیری در دو دهه گذشته است که واقعیت متناظر با آن در دو دهه گذشته رشد کرده و بسط یافته است. دو دهه برای تحقق «اینجی کُلِّش واس ماس» در دنیای واقعی وقت و تلاش صرف شده است.

⭕️ وضع وقتی بهبود می‌یابد که «اینجی» (ایران) کُلِّش (سیاست، اقتصاد، جامعه، محیط‌زیست، تاریخ و فرهنگ) برای همه ایرانیان – به تفاوت هر رنگ و زبان – باشد و هیچ کس در عمل نگوید: شما نمی‌فهمید، «اینجی کُلِّش واس ماس».

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)
@I_D_Network
باز نشر از کانال "دغدغه ایران"
@fazeli_mohammad
کتاب صوتی ماچگونه ماشدیم
صادق زیباکلام
🔺بخش سی‌و‌چهارم
🎧کتاب صوتی: ما چگونه، ما شدیم؟

فصل پنجم:
- خاموشیِ چراغ علم در ایران



- با صدای نویسندۀ کتاب: صادق زیباکلام
- انتشارات روزنه


هرشب، ساعت: ۲۲ - از کانال تلگرام ‌


۱۵ بهمن‌ماه ۱۳۹۹
Forwarded from StringCast
​​💰 استخراج بیت کوین چگونه کار می‌کند؟

💸 دریافت بیت‌کوین رایگان با حل معادلات ریاضی، دلیل مصرف برق بالای این فرایند و رقابت برای پیدا کردن سکه‌های باقی‌مانده

🔗 https://youtu.be/F_3e9r_NGaU

🥛برای ویدیو‌های بیشتر، مشترک کانال شیرفهم در یوتیوب شوید!
در شماره 38 دوماهنامه میهن آمده است:

http://mihan.net/1399/11/16/


📝 سرسخن سی و هشتم

👤 علی افشاری 📝 بحران ویژه نظام بحران ساز ولایت فقیه

👤 محمد‌جواد اکبرین 📝 وقتی بادکنک می‌ترکد!

👤 فرزانه بذرپور 📝 بحران از دید نظام جمهوری اسلامی

👤 محمد برقعی 📝 “چون نیک نظر کرد پر خویش در آن دید”

👤 مهرزاد بروجردی 📝 دومین دست بدست شدن قدرت؛ دورنماهای جایگزینی رهبر در ایران

👤 نیلا بیلر و فواد روستائی 📝 ایران؛ چه کسی جانشین علی خامنه‌ای خواهد شد؟

👤 سعید پیوندی 📝 بن‌بست حکومت و نیاز جامعه به افق جدید دگرگونی

👤 مهدی جامی 📝 چرا ولایت بحران‌زا و بحران‌زی است؟

👤 مجید رفیع‌زاده‌ و فواد روستائی 📝 تردیدها در سیرِ جانشینی رهبری در بحبوحه‌ی نگرانی های خامنه‌ای

👤 رضا شیرازی 📝 بحران ناعلاج حاکمیت و طرح چند احتمال

👤 فرزانه عظیمی 📝 جمهوری اسلامی، حاصل استبداد، عامل بحران مداوم!

👤 رضا علیجانی 📝 آیا مسئله‌دارها و ریزشی‌های روزافزون حکومت تاثیری راهبردی خواهند داشت؟

👤 علی کشتگر 📝 پرده آخر جمهوری اسلامی!؟

👤 نادر وهابی 📝 انسان‌شناسی سیاسی استحاله یک جبار، سید علی خامنه‌ای

👤 بامداد ارشادی 📝 آستانه ۳۸ (تازه‌های ادبیات فارسی)
🌐 Mihan.net 🙂 @mihansitebot
.
شماره 38 دوماهنامه میهن منتشر شد
Screensh.pdf
940.4 KB
یک حکم زیبا

فایل پیوست، مربوط به حکم یکی از دادگاه‌های استان اردبیل است در دفاع از شهروندی که از جانب نماینده شهرشان به توهین و افترا و نشر اکاذیب متهم شده بود.

استدلال‌های حقوقی و منطقی دادیار محترم برای دفاع از حقوق شهروندی به قدری درخشان و دلنشین بود که فکر کردیم انتشار این حکم می‌تواند بسیار جالب توجه باشد.

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_

.
یک حکم زیبا

چندی پیش، یکی از مخاطبان کانال «مجمع دیوانگان» از استان اردبیل، به دنبال طرح برخی انتقادات از نماینده شهرستان خود در اینستاگرام، با شکایت جناب نماینده به دادگاه احضار شد. با توجه به اینکه از همان زمان احضار به دادگاه ما در جریان شکایت نماینده مجلس و اتهامات مطرح شده بودیم، با نگرانی پی‌گیر حکم دادگاه شدیم که در نهایت به بهترین نحو ممکن صادر شد و البته کمی هم ما را به شگفتی وا داشت.

این نکته که دستگاه قضایی از حق اعتراض مدنی شهروندان در برابر نماینده مجلس دفاع کرده است، هرچند امری بدیهی و قانونی است اما طبیعتا نمی‌تواند مایه خرسندی و تقدیر نباشد. با این حال، متن حکم صادر شده و استدلال‌های قانونی و منطقی آن، حتی زیباتر و تامل‌برانگیزتر از اصل حکم بود و از این بابت فکر کردیم که انتشار آن می‌تواند بسیار مورد توجه باشد. به امید اینکه این نگرش قانونی، انسانی و حتی مترقی در دستگاه قضایی ما کاملا فراگیر و شایع شود نظر شما را به متن حکم و استدلال‌های دادیار محترم جلب می‌کنیم:

«در خصوص شکایت .... دایر بر ۱- توهین، ۲- افترا، ۳- نشر اکاذیب، به شرح موجود در پرونده، با مداقه و تدقیق در جمیع اوراق و محتویات پرونده، ملاحظه می‌شود وکیل شاکی، با حضور در شعبه دادیاری بیان داشته موکلم نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی می‌باشد. مشتکی عنهم به طور مکرر در اینستاگرام علیه موکل اقدام به توهین و اهانت و افتراء و نشر اکاذیب می‌نماید و حتی وی را تشبیه به دایناسور نموده‌اند. وی در این باب اقدام به ارائه نماگرفت‌هایی از صفحه اینتستاگرام متعلق به ... نموده است. با بررسی اوراق و محتویات پرونده، ملاحظه می‌شود دایناسوری که وکیل شاکی ابراز می‌دارند صرفا به عنوان تمثیل در انتقاد از سیاست‌های شاکی استفاده شده است و فیلم‌هایی نیز که ارائه شده است اعتراض مدنی به شاکی می‌باشد.

علی ایحال، با توجه به ماده ۲۵ منشور حقوق شهروندی که بیان می‌دارد شهروندان از حق آزادی اندیشه برخوردارند، تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمی‌توان به صرف داشتن عقیده‌ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد و نیز ماده ۲۸ منشور مذکور که ابراز می‌دارد شهروندان از حق نقد، ابراز نارضایتی، دعوت به خیر، نصیحت در مورد عملکرد حکومت و نهادهای عمومی برخوردارند، دولت موظف به ترویج و گسترش فرهنگ انتقادپذیری، تحمل و مدارا است، بنابراین نمی‌توان شهروندان را به جرم انتقاد از نمایندگان مجلس به عنوان مجرم تلقی کرد زیرا که حق مسلم تمامی شهروندان می‌باشد و این موضوع در اصول هشتم و بیست و سوم قانون اساسی نیز به تصریح بیان گشته است.

همچنین شاکی اقدام به ارائه روگرفت‌هایی از صفحه ... ارائه نموده است که در آن از فاشیسم انتقاد شده است. با توجه به اینکه ابتدائا باید توجه کرد که فاشیسم یک مفهوم در علوم سیاسی است نه یک ناسزا! همچنین در انتهای همان مطلب از هشتگ‌های عثمانی استفاده شده است که اماره‌ای بر انتقاد از عملکرد دولت ترکیه در امر قبیح نژادپرستی می‌باشد و معلوم نیست به چه علت شاکی، در زمره دلایل به آن مطلب استناد نموده است.

النهایه، با توجه به اینکه شهروندان طبق اصول مصرحه قانون اساسی حق انتقاد از عملکرد حاکمیت را دارا می‌باشند و قوه قضائیه موظف به حمایت و حفاظت از حقوق مصرحه شهروندان و ملت در قانون اساسی می‌باشد و در مانحن فیه نیز دلایلی دال بر جرائم موضوع شکایت ارائه نشده است و تمامی اقدامات هرچند تند، اما در زمره اعتراض مدنی جای می‌گیرد، لذا با عنایت به موارد فوق‌الاشعار قرار منع تعقیب به جهت فقدان ادله کافی برای انتساب جرم به متهمین، با استناد به اصول ... صادر و اعلام گردید.

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
Forwarded from شبکه توسعه
انجمن آسیب‌شناسی اجتماعی ایران
🔹 @iranianspa

تحلیل مسائل روز «بدون سانسور»
🔹 @v_social_problems_of_iran

آموزش سواد اقتصادی به زبان ساده
🔹 @ECONVIEWS

هشت بهشت، هنر خوب زیستن
🔹 @My8behesht

تحلیل گفتمان نشانه‌شناسی
🔹 @irCDS

خبر و تحلیل سیاسی
🔹 @antioligarchie

جامعه‌شناسی و تفکر انتقادی
🔹 @solati_mehran

تاریخ بدون سانسور !!!
🔹 @TARIKHDOOR

فقط «کتاب‌خوان‌ها»* عضو‌شوند↓
🔹 @Fiction_12

زبان‌کاوی
🔹 @linguiran

کتاب صوتی (کمیاب)
🔹 @sedayehdastan

برترین کتابها * pdf * صوتی
🔹 @bartarinbookk
Forwarded from بورژوا
در زبان انگلیسی ساعت سیزده نداریم. یعنی ۱۳ o’clock مرسوم نیست. در ادبیات ارتشی البته Thirteen hundred hours داریم که متفاوت است و البته در زمان‌مکان اورول متعارف نبوده.
«وقتی ساعتها سیزده بار نواختند» یک ضرب المثل آلمانی است در مایه‌های «وقتِ گلِ نِی» خودمان. موضوع این است که ساعت‌های ناقوس‌دار سنتی در دستگاه دوازده ساعته کار کرده و بیش از دوازده بار زنگ نمیزنند و اگر ساعتی سیزده بار نواخت، به این معنی است که خراب شده است. معروف است که وقتی شکست ارتش آلمان نازی در استالینگراد مسجل شد و در جبهه افریقا نیز ناچار به عقب‌نشینی شده بودند، هیتلر گفته بود وقتی از ارتش آلمان ناامید خواهد شد که ساعت‌ها سیزده بار بزنند. یعنی هیچوقت دست از این ارتش نخواهم شست.
در ادبیات حقوقی، اصطلاح سیزده بار نواختن، وقتی بکار میرود که بی‌اعتبار شدن اظهاراتی در دادگاه بمعنای بی‌اعتبار شدن تمام اظهارات قبلی فرد باشد. چرا که اگر ساعتی سیزده بار نواخت، دیگر به دوازده و یازده و ده بار نواختنش نیز نمیشود اعتماد کرد.
کتاب ۱۹۸۴ در یک روز آفتابی سرد آوریل آغاز می‌شود، در حالیکه ساعت‌ها سیزده بار میزنند. خواننده انگلیسی زبان بلافاصله متوجه شرایط غریب و فرارسیدن آنچه غیرممکن پنداشته میشد، می‌شود. همچنین اورول با اشاره به سیزده بار نواختن ساعت‌ها راجع به وضع حقیقت در دنیای داستانش پیشاپیش هشدار میدهد. اما خواننده فارسی‌زبان متوجه هیچکدام از این علائم و ارجاعات نمیشود. متن انگلیسی هیچ اشاره‌ای به چند بودن ساعت نمیکند، بلکه صرفا میگوید ساعت ها چندبار زنگ زدند. در حالیکه مترجمان جملگی به غلط و بی‌ضرورت ساعت چند بودن را اعلام کرده‌اند. بعضی پا را فراتر گذاشته و خیلی شاعرانه به محل قرار گرفتن عقربه‌های ساعت نیز اشاره کرده‌اند.

https://bourgeois.ir/?p=5550
برای اولین بار فرودگاه مهرآباد تصویر اسکنر چمدان امام در بدو ورود به ایران را منتشر کرد
✍️سکوت عاقلانه بایدن در مورد ایران| ۱۷ بهمن ۹۹

🔹علیرغم انتظاراتِ بسیار، بایدن در نخستین سخنرانی‌اش، پیرامون ایران یک کلام سخنی نگفت و ترجیح داد سکوت نماید.

🔹اتفاقاً او درست‌ترین گزینۀ ممکن را انتخاب نمود. اگر نرم و مسالمت‌آمیز پیرامون ایران سخن می‌گفت، تندروها باتوجه باینکه در آستانۀ سالگرد انقلاب هم هستیم، آنرا پیروزی «مقاومت» بر خطِ " تسلیم و سازش" تعبیر می‌کردند.

🔹اگر برعکس قاطع سخن می‌گفت، این‌بار تندروها آنرا بر سرِ میانه‌روها و مخالفینِ سیاستِ آمریکاستیزی می کوبیدند و همان داستان همیشگی را تکرار می‌کردند : دیدید خوش‌خیالیِ سازش‌کاران از بروی کار آمدنِ بایدن و دمکرات‌ها، چه‌زود نقش بر آب شد و برای چندمین‌بار مشخص شد دشمنی استکبار جهانی و نظام سلطه با مردم ایران و انقلاب اسلامی چقدر نهادینه شده است و با رفتنِ ترامپ و آمدن بایدن برخلاف امید و انتظار سازش‌کاران در ایران، هیچ تغییری در سیاست‌های خصمانۀ واشنگتن علیه ایرانِ انقلابی، اتفاق نمی‌افتاد.

🔹 بایدن عجله‌ای ندارد، و نیک می‌داند که مجموعۀ ظریف و دولت روحانی، کاره‌ای نیستند و می‌بایستی تا بروی کار آمدن دولت تندروها در انتخابات سال آینده، صبر نماید. و البته میانجیگری اروپایی‌ها نیز تا آن‌موقع( یعنی خرداد سال آینده) ممکن است مقدمات برجامِ ۱۴۰۰ را آماده ساخته باشد.

توئیتر صادق زیباکلام - ۱۷ بهمن‌ماه ۱۳۹۹

https://www.instagram.com/p/CK7-WwLphp7/?igshid=j0zorugv98rm
کتاب صوتی ماچگونه ماشدیم
صادق زیباکلام
🔺بخش سی‌وهفتم
🎧کتاب صوتی: ما چگونه، ما شدیم؟


فصل ششم:
- شرق و غرب: تماس یا تقابل



- با صدای نویسندۀ کتاب: صادق زیباکلام
- انتشارات روزنه


هرشب، ساعت: ۲۲ - از کانال تلگرام ‌


۱۸ بهمن‌ماه ۱۳۹۹
محسن رضایی:
«نیروهای حزب‌اللهی، به‌طور طبیعی باید حکومت در اختیارشان باشد.»
روایت انتخابات دوم خرداد؛ قسمت اول
جمعه 16 آذر 1375، محمد موسوی خوئینی‌ها و محمدرضا توسلی، از جناح موسوم به چپ، نزد رئیس‌جمهور هاشمی رفسنجانی رفتند تا نظر او و رهبری را درباره‌ی انتخابات ریاست‌جمهوری جویا شوند. هاشمی نوشته است که به آن‌ها گفته: «هر دوی ما نظرمان این است که انتخابات در محدوده‌ی نیروهای انقلاب آزاد باشد و ترجیح می‌دهیم که رقابت جدی باشد.» اما آن‌ها به هاشمی گفتند: «از احتمال این‌که رهبری در نهایت مانند انتخابات مجلس به نحوی دخالت کنند» نگران‌اند. هاشمی گفت بروند و با رهبری صحبت کنند.
به نظر می‌رسد اشاره‌ی آن‌ها به دور دوم انتخابات مجلس پنجم بود؛ جایی که محسن رضایی، فرمانده سپاه، پس از سخنان رهبری در نوروز سال 75، از وظیفه‌ی سپاه برای تاثیرگذاری بر انتخابات مجلس گفت. رضایی در آستانه‌ی دور دوم انتخابات در جمع پاسداران لشکر ‌27 محمد رسول‌الله (ص) گفت: «آقای هاشمی رفسنجانی، رئیس‌جمهور، چندین بار نوشتند که کارخانجات به حزب‌اللهی‌ها واگذار شود و از این مصوبه یک‌و‌نیم سال می‌گذرد اما عملا کاری صورت نگرفته.» او از پاسدارها خواست برای دفاع از ارزش‌های انقلاب در صحنه حاضر باشند: «نباید بنشینید و فقط توپ و تانک یاد بگیرید... امروز روزی است که لشکر حضرت رسول باید اولین عملیات سیاسی پرافتخار خودش را انجام دهد... لشکر حضرت رسول باید به میدان بیاید و به حزب‌الله رای بدهد.» فرمانده می‌گفت: «نیروهای حزب‌اللهی به‌طور طبیعی باید حکومت در اختیارشان باشد... خبر انتخابات تهران در تمام دنیا صدا می‌کند. شما باید با حضورتان در تهران واقعا ثابت کنید حزب‌اللهی‌ها تعدادشان چقدر است.» رضایی گفت در مرحله‌ی اول انتخابات وضع نیروهای سپاه چیز دیگری بود، اما پس از سخنان رهبری در ابتدای سال در مشهد، كه به صراحت از خطری اسم بردند، «دیگر توجیه و بهانه‌ای نداریم که بنشینیم و مثل گذشته عمل کنیم.» (کیهان، 29 فروردین 75)
خاطرات هاشمی نشانه‌های فراوانی از اعتراض به دخالت سپاه در انتخابات مجلس این سال دارد. 29 اردیبهشت 1375، غلامحسین کرباسچی، شهردار تهران، به هاشمی رفسنجانی خبر داد تعدادی از فرماندهان سپاه به فرمانده کل سپاه نامه‌ای «در اعتراض به دخالت سپاه در انتخابات نوشته‌اند که باعث بدبینی بخش قابل‌ توجهی از مردم نسبت به سپاه شده است.»
امام همواره سپاه را از دخالت در مسایل سیاسی، مانند انتخابات و رقابت‌های جناحی، منع کرده بود و بسیاری از فرماندهان هنوز به فرمان آیت‌الله خمینی پایبند بودند. روز هشتم اردیبهشت 75، هاشمی نوشته است: «سردار احمدلو، از فرماندهان سپاه، آمد؛ گزارشی از دخالت فرماندهان سپاه در انتخابات داد و اجازه می‌خواست که به خاطر این تخلف از فرمان امام، از سپاه استعفا بدهد؛ نصیحتش کردم که بماند.» و در همین روز، «شفیعی از وزارت اطلاعات آمد. گزارش وضع انتخابات و دخالت‌های غیرقانونی سپاه و بسیج را داد.» حسن روحانی نیز یکی از معترضان بود که چند بار اعتراضش منعکس شده و هاشمی نوشته که روحانی «انتقاد زیادی از دخالت سپاه در انتخابات دارد.» هاشمی در یادداشت روز پنجم بهمن، از گفت‌وگویش با مهدی کروبی نوشته: «تصمیم گرفته‌اند که آقای خاتمی خود را نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری کند و از من خواست که کمک کنم تا آن شیوه‌های فشار و بهتان و استفاده از سپاه و صدا‌و‌سیما، که در انتخابات مجلس پیش آمد، تکرار نشود.»
یک روایت دیگر به ما می‌گوید کسانی در کشور بودند که گمان می‌کردند می‌توانند اوضاع و احوال را برای رئیس‌جمهور شدنِ نامزد مورد نظر رهبری هموار کنند و مردم را به سمت فرد مورد نظر رهبری هدایت کنند. به این سخنان رهبری، که چند روز پس از انتخاب سیدمحمد خاتمی گفته شده، توجه کنید؛ ماه‌ها پیش از برگزاری انتخابات و آغاز رقابت‌های تبلیغاتی، کسانی «از بزرگان و عزيزان و برجستگان كشور» نزد رهبری رفته بودند؛ «مكرّر به من می‌گفتند كه اگر شما به شخص خاصى براى رياست‌جمهورى نظر داريد، آن را به ما بگوييد تا ما اوضاع و احوال را هموار كنيم و مردم را هدايت نماييم كه همان انجام گيرد. من به آن‌ها گفتم آنچه من از خدا خواسته‏‌ام، 30 ميليون رأى است. در طول اين چند ماه قبل از انتخابات، هرچه اصرار شد، آقايان محترم مسئولان برجسته‏‌ى كشور و ديگران، غير از همين حرف، چيزى از من نشنيدند.»
آن‌ها چگونه مردم را هدایت می‌کنند و مسیر را هموار می‌کنند؟ بناست در یک مجموعه یادداشت، سرگذشت انتخابات ریاست‌جمهوری ششم و انتخاب سیدمحمد خاتمی در خرداد سال 76 را روایت کنم؛ یادداشت‌هایی که از انتخابات مجلس پنجم در اواخر سال 74 و اوایل سال 75 را روایت می‌کند تا دوم خرداد سال 76. در این یادداشت‌ها به نقش رهبری، هاشمی و سایر شخصیت‌های سیاسی، علما و مراجع تقلید و همچنین سپاه خواهم پرداخت.

https://t.me/jafarshiralinia
Forwarded from پادکست سکه
🎙اپیزود چهل‌ام پادکست سکه

"نگاهی به ریشه‌های فقر در ایران"

فقر اقتصادی، گرسنگی، جنگ، مواد مخدر، حوادث طبیعی و بیکاری پدیده‌های جهانی و درد مشترک برای همه‌ی کشور‌ها است. فقر اقتصادی موضوع تازه‌ای نیست، اما یکی از خطرناک‌ترین پدیده‌ها از بین موارد بالاست. فقر، مصیبت بزرگ برای بشر و لکه‌ی ننگین بر جبین دولت‌ها و انسانیت است. فقر ریشه بسیاری از نابسامانی‌ها به شمار می‌رود. از نظر بانک جهانی فقر یعنی گرسنگی، نداشتن سرپناه و لباس، بیمار بودن و درمان نشدن، بی‌سوادی و عدم دسترسی به آموزش

چه عواملی باعث ایجاد و گسترش فقر می‌شود؟ تفاوت نابرابری و فقر چیست؟ آیا علت ایجاد فقر خود فرد فقیر است یا فقر نتیجه نظام سیاسی و اجتماعی است؟ وضعیت فقر در ایران چگونه است؟ چه سیاست‌هایی در ایران باعث بروز فقر شد؟ چه راهکارهایی را برای کاهش فقر در ایران باید دنبال کرد؟

مهمان: حسین راغفر

میزبان: مهدی ناجی
تدوین و تنظیم: ایمان اسلام‌پناه
گوینده: علی رجب‌زاده
تولید محتوا: محمدعلی مردان، محمدحسین مخصوصی
کارگردان: بهداد گیلزاد‌کهن

اسپانسر:
واحد کسب‌وکار سازمانی ایرانسل | وب‌سایت | تلگرام

کانال تلگرام پادکست دغدغه ایران _ محمد فاضلی

وب‌سایت | اینستاگرام پادکست سکه

لینک آموزش نصب و استفاده از برنامه کست‌باکس

موسیقی:
Seven - Roary

اپیزود چهل‌ام پادکست سکه را می‌توانید از طریق وب‌سایت سکه یا اپلیکیشن‌های پادگیر بشنوید👇
Castbox | Spotify | ApplePodcast
GooglePodcast
من و هفتاد سالگی داریوش
حسن صلح‌جو
بی‌بی‌سی
۱۷ بهمن ۱۳۹۹ - ۵ فوریه ۲۰۲۱
من و هفتاد سالگی داریوش

حسن صلح‌جو
بی‌بی‌سی

۱۷ بهمن ۱۳۹۹ - ۵ فوریه ۲۰۲۱
داریوش اقبالی

منبع تصویر، @DEGHBALI
توضیح تصویر،

داریوش اقبالی

رادیو مونس تنهایی بچگی‌های من بود. یک رادیوی قهوه‌ای کوچک که چهارتا قوه بزرگ می‌خورد و پدر هر وقت خانه بود، سرش به این رادیو گرم می‌شد. او ضبط صوت هم خریده بود. اما این رادیو قدیمی را بیشتردوست داشت. مادر با چرخ خیاطی نونوارش برای رادیو یک لباس دوخته بود که از دسترس ما بچه‌ها تمیز و سالم بماند.

سهم من از رادیو در وقت‌های روز بود. ساعت ده صبح برنامه کودک داشت. برنامه کودک که تمام می‌شد، من درازکش برنامه‌های دیگر را هم همین طوری گوش می‌کردم. از برنامه گل‌های رنگارگ تا سخنرانی‌های مذهبی «دانشمند محترم حجت الاسلام راشد». گرچه حرف‌های قلمبه سلمبه‌شان را نمی‌فهمیدم و چیزی برایم جذاب نبود جز آن که با صدای ثانیه شمارِ قبل ازاذان بازی کنم. زبانم را پشت دندان‌هایم می‌گذاشتم و آن صدا را تقلید می‌کردم. تاق.. توق .. تاق توق...

تا این که یک روز لابه لای این همه برنامه یک ترانه پخش شد. یک نفر می‌گفت: «بوی گندم مال من ... هرچی که دارم مال تو... ». من بوی گندم را خوب می‌شناختم. وقتی ترانه پخش می‌شد از همان پنجره‌ای که باز بود، رو به کوه می‌توانستم مزارع گندم را ببینم. آن روز باد می‌آمد و لابه لای گندم‌های طلایی می‌پیچید. یک آن دل من یه یک جای خیلی دور که نمی‌دانم کجا بود رفت و دیگر برنگشت. بوی گندم، بوی کیسه‌های آرد، بوی خمیر، بوی تنوری که درآن نان پخته می‌شد و بوی نان تازه که در تمام خانه می‌پیچید، همگی در وقت شنیدن این ترانه به ذهن کودکی‌ام هجوم آوردند. از آن روز به بعد هی منتظر بودم که آقاهه باز بیاید و در رادیوی کوچک بخواند: «بوی گندم مال من..». فقط همین اش یادم مانده بود. اما خبری نبود. همه‌اش در رادیو زن‌ها و مردهای دیگر می‌آمدند آواز می‌خواندند و از بوسه و اشک و شمع و دلبر و این چیزها می‌گفتند.

بالاخره یک روز دوباره باز صدایش را از رادیو شنیدم. اما این بار چیز دیگری می‌گفت. خواند: «پرنده که بالش می‌سوزه ... دل من به حالش می‌سوزه... » من پرنده‌ها را دوست داشتم. به خصوص کبوترهای چاهی را که زیر سقف چوبی ایوان لانه کرده بودند وجوجه داشتند. بعد آقاهه خواند: «دنیای زندونی دیواره...» و من از زندان بدم آمد. نمی‌دانستم کجاست. اما خیلی بدم آمد. فکر کردم جایی است که پرنده‌ها را می‌برند و می‌سوزانند. حالا دیگر این آقاهه پاک دلم را برده بود. گوش می‌چسباندم به رادیو که بیاید بگوید بوی گندم، که بگوید پرنده که بالش می‌سوزه و من به کبوترهای چاهی نگاه کنم و به تنور که توی ایوان بود. نکند یک وقتی آتش تنور گُر بگیرد و بال جوجه کبوترها را بسوزاند؟

حالا دیگر«رادیو» اسباب بازی موردعلاقه‌ام شده بود. هرروز گوش‌ام را به رادیو می‌چسباندم. تاق... توق...تاق.. توق.... چند وقت بعد باز آقاهه آمد و خواند: «میون این همه کوچه...کوچه قدیمی ما، کوچه بن بسته...» کوچه ما خیلی قدیمی بود. بن بست هم بود و خانه ما ته این بن بست. فکر کردم این آقاهه کی هست که همه چیز را درباره ما می‌داند. خانمه توی رادیو گفت «با صدای داریوش».