حقوق نجومی بدون مالیات! رانت مجلس انقلابی برای قضات و پزشکان
کمیسیون تلفیق مجلس حقوق قضات، اعضای هیات علمی و کارانه پزشکان را معاف از پرداخت مالیات پلکانی کرد. ترجمه ساده تصمیم مجلس این است که این سه گروه شغلی سال آینده هرچقدر حقوق بگیرند، ۱۰ درصد آن را باید به عنوان مالیات پرداخت کنند، یعنی به اندازه یک مزدبگیر با دستمزد زیر ۸ میلیون تومان. براساس این تصمیم قضات و اعضای هیات علمی و کارانه پزشکان از پرداخت مالیات پلکانی معاف است و هم سطح با اولین پله با هر سطح درآمدی باید مالیات بپردازد.
سینا کلهر، مدرس دانشگاه و عضو هیأت علمی مرکز پژوهشهای مجلس در توئیتی تحت عنوان تعارض منافع به همین نکته اشاره کرده و گفته: «اعضای هیأت علمی، قضات و پزشکان جزو دهکهای بالای جامعهاند. حقوقهای بالا دریافت میکنند و از مالیات معافند. فرزندانشان سهمیه کنکور دارند. امتیازهای ویژه شغلی دارند و… چرا؟ چون خودشان برای خودشان تصمیم میگیرند.»
روی اشاره این توییتها به ترکیب نمایندگان مجلس است. طی دورههای مختلف در مجلس و همچنین بخشی از بدنه دولت همواره افرادی حضور داشتند و دارند که پزشک، قاضی و هیات علمی دانشگاهها هستند. تعداد نمایندگان این دور مجلس که عضو هیات علمی دانشگاهها هستند نزدیک به یک سوم نمایندگان تخمین زده میشود و در دور قبلی هم بین ۳۰ تا ۴۰ درصد نمایندگان عضو هیات علمی دانشگاهها بودند. در این میان تعداد زیادی هم پزشک یا قاضی هستند و همین ترکیب هم است که بحث تعارض منافع و تصمیمگیری در جهت تامین منافع این گروههای شغلی را قوی کرده است.
نگاهی به امتیازات یکی از این گروههای شغلی که حالا با معافیتهای مالیاتی همراه شده، بیانگر مشت نشانه خروار است. بزرگترین امتیازی که طبق قانون، برای دانشگاهها و موسسات آموزشی دارای مجوز در نظرگرفته شده است، مستثنی شدن آنها از همه قوانین و مقررات کشور و عمل براساس مصوبات هیات اُمناست. حتی نهادهایی، چون وزارت اطلاعات وسپاه هم براساس قانون عمل میکنند اما دانشگاهها (براساس ماده١قانون احکام دائمی) مستثنی شدهاند.
اعضای هیات علمی تنها گروهی هستند که مطابق با اصل ١۴١ قانون اساسی و تبصره ۱ قانون ممنوعیت تصدی بیش از یک شغل، میتوانند بیش از یک شغل داشته باشند. این درحالیست که حتی رئیس جمهور نمیتواند بیش از یک شغل داشته باشد.
فرزندان اعضای هیات علمی میتوانند به دانشگاه محل خدمت پدر منتقل شوند. تبعیض حیرتانگیزتر آنجاست که مطابق بند٢-٢مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی اگر فرزند هیات علمی حدنصاب نمره برای انتقال را هم نداشته باشد میتواند به شکل مشروط منتقل و با کسب وضعیت علمی مناسب انتقال دائم یابد.
اعضای هیات علمی در هر حال و طبق قانون با هر میزان درآمد موظف به پرداخت تنها ١٠ درصد مالیات خواهند بود. در آخرین مصوبه کمیسیون تلفیق در مجلس در چند روز گذشته هم این گروه از مالیاتهای پلکانی معاف شدهاند.
کمیسیون تلفیق مجلس حقوق قضات، اعضای هیات علمی و کارانه پزشکان را معاف از پرداخت مالیات پلکانی کرد. ترجمه ساده تصمیم مجلس این است که این سه گروه شغلی سال آینده هرچقدر حقوق بگیرند، ۱۰ درصد آن را باید به عنوان مالیات پرداخت کنند، یعنی به اندازه یک مزدبگیر با دستمزد زیر ۸ میلیون تومان. براساس این تصمیم قضات و اعضای هیات علمی و کارانه پزشکان از پرداخت مالیات پلکانی معاف است و هم سطح با اولین پله با هر سطح درآمدی باید مالیات بپردازد.
سینا کلهر، مدرس دانشگاه و عضو هیأت علمی مرکز پژوهشهای مجلس در توئیتی تحت عنوان تعارض منافع به همین نکته اشاره کرده و گفته: «اعضای هیأت علمی، قضات و پزشکان جزو دهکهای بالای جامعهاند. حقوقهای بالا دریافت میکنند و از مالیات معافند. فرزندانشان سهمیه کنکور دارند. امتیازهای ویژه شغلی دارند و… چرا؟ چون خودشان برای خودشان تصمیم میگیرند.»
روی اشاره این توییتها به ترکیب نمایندگان مجلس است. طی دورههای مختلف در مجلس و همچنین بخشی از بدنه دولت همواره افرادی حضور داشتند و دارند که پزشک، قاضی و هیات علمی دانشگاهها هستند. تعداد نمایندگان این دور مجلس که عضو هیات علمی دانشگاهها هستند نزدیک به یک سوم نمایندگان تخمین زده میشود و در دور قبلی هم بین ۳۰ تا ۴۰ درصد نمایندگان عضو هیات علمی دانشگاهها بودند. در این میان تعداد زیادی هم پزشک یا قاضی هستند و همین ترکیب هم است که بحث تعارض منافع و تصمیمگیری در جهت تامین منافع این گروههای شغلی را قوی کرده است.
نگاهی به امتیازات یکی از این گروههای شغلی که حالا با معافیتهای مالیاتی همراه شده، بیانگر مشت نشانه خروار است. بزرگترین امتیازی که طبق قانون، برای دانشگاهها و موسسات آموزشی دارای مجوز در نظرگرفته شده است، مستثنی شدن آنها از همه قوانین و مقررات کشور و عمل براساس مصوبات هیات اُمناست. حتی نهادهایی، چون وزارت اطلاعات وسپاه هم براساس قانون عمل میکنند اما دانشگاهها (براساس ماده١قانون احکام دائمی) مستثنی شدهاند.
اعضای هیات علمی تنها گروهی هستند که مطابق با اصل ١۴١ قانون اساسی و تبصره ۱ قانون ممنوعیت تصدی بیش از یک شغل، میتوانند بیش از یک شغل داشته باشند. این درحالیست که حتی رئیس جمهور نمیتواند بیش از یک شغل داشته باشد.
فرزندان اعضای هیات علمی میتوانند به دانشگاه محل خدمت پدر منتقل شوند. تبعیض حیرتانگیزتر آنجاست که مطابق بند٢-٢مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی اگر فرزند هیات علمی حدنصاب نمره برای انتقال را هم نداشته باشد میتواند به شکل مشروط منتقل و با کسب وضعیت علمی مناسب انتقال دائم یابد.
اعضای هیات علمی در هر حال و طبق قانون با هر میزان درآمد موظف به پرداخت تنها ١٠ درصد مالیات خواهند بود. در آخرین مصوبه کمیسیون تلفیق در مجلس در چند روز گذشته هم این گروه از مالیاتهای پلکانی معاف شدهاند.
Forwarded from اتاق آینده / شیرعلینیا
انتقاد سردار سلیمانی
از
خاطرات دروغ در روایت جنگ
«من وقتی این فیلمها را نگاه میکنم، فکر میکنم که آنجا یک دکانی است. روزنامهها را میخوانیم، میبینیم پر از خاطرات دروغ؛ دروغ محض نسبت به شهید»؛ خاطراتی مثل اینکه «من با شهید رفتم آنجا، من با شهید چه و چه، همهاش دروغ، چیزهایی را که آدم میداند واقعیت ندارد.»
این سخنان قاسم سلیمانی است در مصاحبهای مشترک با غلامعلی رشید، از فرماندهان ارشد سپاه در جنگ و از مقامات عالی نظامی، با موضوع شهید احمد کاظمی.
رشید در این مصاحبه میگوید: «ما اینقدر آمدیم جنگ را، فرماندهان را، رزمندگان را، به طور ناقص، بدون پرداختن به همهی ابعاد وجودیشان و ابعاد جبهه و جنگ، در این ده پانزده سال در تلویزیون نشان دادیم که فکر میکنند آقا اینها یک عده آدم بودند که فقط دعا میکردند. سادگیهای جنگ را به تصویر کشیدیم، ولی پیچیدگیهای جبهه و جنگ را قادر نبودیم به تصویر بکشیم.»
آنها در این مصاحبه، واژهی پرکاربرد «حاجی» در فیلمهای جنگی را هم به چالش میکشند. رشید: «عنوان حاجی در تهرانیها رسم بود یا نه، من بعید میدانم اگر کسی نرفته بود حج، به او بگویند حاجی... در سایر یگانها و لشکرها عنوان حاجی برای فرمانده رسم نبود.»
سلیمانی هم نظر رشید را تایید میکند و میگوید همدیگر را به اسم کوچک صدا میکردند؛ «ابدا حاجی نمیگفتند... «برادر» هم کم کاربرد داشت و فقط اسم گفته میشد.»
سلیمانی تاکید میکند: «یک تحریفی دارد انجام میشود نسبت به جنگ ما، و ما هم خودمان خوشمان میآید؛ مینشینیم، نگاه میکنیم، گوش میدهیم.»
دو سردار در مصاحبه، نکات خوبی در ستایش از شخصیت و عملکرد احمد کاظمی در جنگ و پس از جنگ میگویند و هنگامی که سلیمانی میخواهد احمد کاظمی را در نمای کلان توصیف کند، جملات عجیبی بر زبان میآورد: «فکر میکنید ما هر 200 سال یک کسی مثل احمد را میتوانیم داشته باشیم؟ امکان ندارد که شما فکر کنید دانشگاههای ما، دانشکدههای ما، بتوانند چنین افرادی را تحویل جامعه بدهند. نه، احمد عصاره یک شخص بود و آن شخص هم هر چند قرن یک بار میآید. او آمد و یک چنین دستاوردی داشت. تمام شد و رفت.» سلیمانی احمد را یک قله معرفی میکند؛ قلهای که «خیلی فضیلت داشت. برای همین میگویم احمد واقعا خلاصهای از شخصیت امام خمینی (ره) بود در ابعاد مختلفی.»
اگر بپذیریم برای این مصاحبه که با فاصلهی چهل روزه از شهادت کاظمی انجام شده طبیعی باشد اما حتی با فاصله گرفتن از وقایع نیز، اغلب تمام نکات در گفتگوهای اینچنینی تمجیدی است و معمولا هیچ نظر نقادانهای مطرح نمیشود.
سلیمانی و رشید، هرچند روایت رایج در تلویزیون و مطبوعات را نقد کردهاند اما آیا ستایشهای بدون نقد و روایت رایج در تلویزیون و مطبوعات دو روی یک سکه نیستند؟
اگر راه تمجید کاملا باز باشد و شخصیتها دستنیافتنی توصیف شوند و از سوی دیگر بر نقد و ناقدان سخت گرفته شود، آنگاه سود در دکان خاطرههاست؛ خاطرههای پرسود و بی ضرر. اینگونه اهالی جنگ تبدیل میشوند به یک عده آدم «که فقط دعا میکردند». به تصویرسازی صداوسیما از شهید سلیمانی در این ایام نگاه کنید؛ آیا همین رویه دربارهی خود سلیمانی تکرار نشده است؟
اگر شهید سلیمانی را صاحب اندیشه میدانید، این مسیر صحیح نیست. آفت يك انديشه اين است كه به شعار تبديل شود و گرفتار دکان خاطرهها. انديشه تا نقد نشود زنده نمیماند.
اگر معتقدیم این جنگ تمامش بر اساس تدبیر بوده و مردانی داشته که تکرارشان در بازهای به بزرگیِ 200 سال نیز ممکن نیست، پس، از نقد و پرسش چه باک؟
هرچند نقد با وجود دلبستگی سخت است و سردار درودیان، از نویسندگان جنگ در سپاه، به درستی میگوید: «من خودم واقعا هیچ زمان نمیتوانم تعلقاتم را کنار بگذارم. یعنی اصلا برایم امکانپذیر نیست مثل یک منتقد بیرحم، کالبد جنگ را وسط بگذارم و قطعهقطعه کنم... فرماندهان جنگ هم به همین ترتیب هستند. فرماندهان جنگ، همهی هویتشان به همان جنگ است. لذا اگر بخواهند چیزی را بیان کنند یا نقد کنند، به این معنی است که اول باید خودشان را نقد کنند. انسان به دشواری میتواند خودش را نقد کند و از آن عبور کند. شاید این عبارت درست باشد که میگویند فرماندهان همیشه در کمند و اسیر آن تجربهی نظامی هستند. به همین دلیل، در آینده این خطر وجود دارد که اشتباهاتشان را تکرار کنند و خودشان را اصلاح نکنند.» (تاریخنگری و تاریخنگاری جنگ، ص ۱۳۰ تا ۱۳۱)
چه بهتر که فرماندهان خود آغازگر نقد باشند. اما اگر نمیتوانند، کاش اجازه دهند این راه باز بماند و نگذارند راه نفس بر منتقدان تنگ شود.
مصاحبه رشید و سلیمانی در شماره 16 نشریهی "نگین ایران" در سپاه منتشر شده است و نکات خوبی درباره مدیریت احمد کاظمی دارد.
https://t.me/jafarshiralinia
از
خاطرات دروغ در روایت جنگ
«من وقتی این فیلمها را نگاه میکنم، فکر میکنم که آنجا یک دکانی است. روزنامهها را میخوانیم، میبینیم پر از خاطرات دروغ؛ دروغ محض نسبت به شهید»؛ خاطراتی مثل اینکه «من با شهید رفتم آنجا، من با شهید چه و چه، همهاش دروغ، چیزهایی را که آدم میداند واقعیت ندارد.»
این سخنان قاسم سلیمانی است در مصاحبهای مشترک با غلامعلی رشید، از فرماندهان ارشد سپاه در جنگ و از مقامات عالی نظامی، با موضوع شهید احمد کاظمی.
رشید در این مصاحبه میگوید: «ما اینقدر آمدیم جنگ را، فرماندهان را، رزمندگان را، به طور ناقص، بدون پرداختن به همهی ابعاد وجودیشان و ابعاد جبهه و جنگ، در این ده پانزده سال در تلویزیون نشان دادیم که فکر میکنند آقا اینها یک عده آدم بودند که فقط دعا میکردند. سادگیهای جنگ را به تصویر کشیدیم، ولی پیچیدگیهای جبهه و جنگ را قادر نبودیم به تصویر بکشیم.»
آنها در این مصاحبه، واژهی پرکاربرد «حاجی» در فیلمهای جنگی را هم به چالش میکشند. رشید: «عنوان حاجی در تهرانیها رسم بود یا نه، من بعید میدانم اگر کسی نرفته بود حج، به او بگویند حاجی... در سایر یگانها و لشکرها عنوان حاجی برای فرمانده رسم نبود.»
سلیمانی هم نظر رشید را تایید میکند و میگوید همدیگر را به اسم کوچک صدا میکردند؛ «ابدا حاجی نمیگفتند... «برادر» هم کم کاربرد داشت و فقط اسم گفته میشد.»
سلیمانی تاکید میکند: «یک تحریفی دارد انجام میشود نسبت به جنگ ما، و ما هم خودمان خوشمان میآید؛ مینشینیم، نگاه میکنیم، گوش میدهیم.»
دو سردار در مصاحبه، نکات خوبی در ستایش از شخصیت و عملکرد احمد کاظمی در جنگ و پس از جنگ میگویند و هنگامی که سلیمانی میخواهد احمد کاظمی را در نمای کلان توصیف کند، جملات عجیبی بر زبان میآورد: «فکر میکنید ما هر 200 سال یک کسی مثل احمد را میتوانیم داشته باشیم؟ امکان ندارد که شما فکر کنید دانشگاههای ما، دانشکدههای ما، بتوانند چنین افرادی را تحویل جامعه بدهند. نه، احمد عصاره یک شخص بود و آن شخص هم هر چند قرن یک بار میآید. او آمد و یک چنین دستاوردی داشت. تمام شد و رفت.» سلیمانی احمد را یک قله معرفی میکند؛ قلهای که «خیلی فضیلت داشت. برای همین میگویم احمد واقعا خلاصهای از شخصیت امام خمینی (ره) بود در ابعاد مختلفی.»
اگر بپذیریم برای این مصاحبه که با فاصلهی چهل روزه از شهادت کاظمی انجام شده طبیعی باشد اما حتی با فاصله گرفتن از وقایع نیز، اغلب تمام نکات در گفتگوهای اینچنینی تمجیدی است و معمولا هیچ نظر نقادانهای مطرح نمیشود.
سلیمانی و رشید، هرچند روایت رایج در تلویزیون و مطبوعات را نقد کردهاند اما آیا ستایشهای بدون نقد و روایت رایج در تلویزیون و مطبوعات دو روی یک سکه نیستند؟
اگر راه تمجید کاملا باز باشد و شخصیتها دستنیافتنی توصیف شوند و از سوی دیگر بر نقد و ناقدان سخت گرفته شود، آنگاه سود در دکان خاطرههاست؛ خاطرههای پرسود و بی ضرر. اینگونه اهالی جنگ تبدیل میشوند به یک عده آدم «که فقط دعا میکردند». به تصویرسازی صداوسیما از شهید سلیمانی در این ایام نگاه کنید؛ آیا همین رویه دربارهی خود سلیمانی تکرار نشده است؟
اگر شهید سلیمانی را صاحب اندیشه میدانید، این مسیر صحیح نیست. آفت يك انديشه اين است كه به شعار تبديل شود و گرفتار دکان خاطرهها. انديشه تا نقد نشود زنده نمیماند.
اگر معتقدیم این جنگ تمامش بر اساس تدبیر بوده و مردانی داشته که تکرارشان در بازهای به بزرگیِ 200 سال نیز ممکن نیست، پس، از نقد و پرسش چه باک؟
هرچند نقد با وجود دلبستگی سخت است و سردار درودیان، از نویسندگان جنگ در سپاه، به درستی میگوید: «من خودم واقعا هیچ زمان نمیتوانم تعلقاتم را کنار بگذارم. یعنی اصلا برایم امکانپذیر نیست مثل یک منتقد بیرحم، کالبد جنگ را وسط بگذارم و قطعهقطعه کنم... فرماندهان جنگ هم به همین ترتیب هستند. فرماندهان جنگ، همهی هویتشان به همان جنگ است. لذا اگر بخواهند چیزی را بیان کنند یا نقد کنند، به این معنی است که اول باید خودشان را نقد کنند. انسان به دشواری میتواند خودش را نقد کند و از آن عبور کند. شاید این عبارت درست باشد که میگویند فرماندهان همیشه در کمند و اسیر آن تجربهی نظامی هستند. به همین دلیل، در آینده این خطر وجود دارد که اشتباهاتشان را تکرار کنند و خودشان را اصلاح نکنند.» (تاریخنگری و تاریخنگاری جنگ، ص ۱۳۰ تا ۱۳۱)
چه بهتر که فرماندهان خود آغازگر نقد باشند. اما اگر نمیتوانند، کاش اجازه دهند این راه باز بماند و نگذارند راه نفس بر منتقدان تنگ شود.
مصاحبه رشید و سلیمانی در شماره 16 نشریهی "نگین ایران" در سپاه منتشر شده است و نکات خوبی درباره مدیریت احمد کاظمی دارد.
https://t.me/jafarshiralinia
Telegram
اتاق آینده / شیرعلینیا
دعوتيد به خواندن درباره آینده
ارتباط با مدير كانال:
@jafarshiraliniaa
ارتباط با مدير كانال:
@jafarshiraliniaa
Forwarded from هزار داستان با مسعود بهنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر علی امینی
@behnouddastan
@behnouddastan
Forwarded from I am Zeus
💎💎 #کلیپ ویژه: « پاسخ زئوس به سوال آقای عقیل هاشمی – الگوی اخلاقی و اخلاق همجنسگرایی - من زئوس هستم»
لینک یوتیوب: https://youtu.be/v0AJvGr4VBI
لینک یوتیوب: https://youtu.be/v0AJvGr4VBI
YouTube
کلیپ ویژه) پاسخ زئوس به سوال آقای عقیل هاشمی – الگوی اخلاقی و اخلاق همجنسگرایی - من زئوس هستم
اینستاگرام: https://www.instagram.com/iamzeus110
تلگرام: telegram.me/zeus110
گروه تلگرامی زئوس: https://t.me/joinchat/R9-NT0VXvEju9oWVjpk4Nw
دانلود کل کلیپ ها از آرشیو تلگرام زئوس: https://t.me/joinchat/AAAAAFF1b1SX0Lo734TDdw
توییتر: https://twitter.com/IamZeus6…
تلگرام: telegram.me/zeus110
گروه تلگرامی زئوس: https://t.me/joinchat/R9-NT0VXvEju9oWVjpk4Nw
دانلود کل کلیپ ها از آرشیو تلگرام زئوس: https://t.me/joinchat/AAAAAFF1b1SX0Lo734TDdw
توییتر: https://twitter.com/IamZeus6…
Audio
رادیوگیک - ۱۱۷ - گیماستاپ و اشغال والاستریت
خبر محوری این هفته، ماجرای گیم استاپ و وال استریت بود. بالاخره مردم تونستن در نقطهای والاستریت رو شکست بدن و همه هیجان زده بودن. به این خبر و تاثیرش روی دوج نگاه میکنیم و بحث اینکه آیا خواهیم تونست سوپر هوش مصنوعی رو تحت کنترل بگیریم یا نه. با ما باشین با رادیوگیکی متمرکز در دفاع از نامتمرکزها!
https://youtu.be/CbArQKXHoh0
#رادیوگیک
خبر محوری این هفته، ماجرای گیم استاپ و وال استریت بود. بالاخره مردم تونستن در نقطهای والاستریت رو شکست بدن و همه هیجان زده بودن. به این خبر و تاثیرش روی دوج نگاه میکنیم و بحث اینکه آیا خواهیم تونست سوپر هوش مصنوعی رو تحت کنترل بگیریم یا نه. با ما باشین با رادیوگیکی متمرکز در دفاع از نامتمرکزها!
https://youtu.be/CbArQKXHoh0
#رادیوگیک
SekkePod Episode 39
Mehdi Naji
اپیزود سیونهم پادکست سکه
"نقش رسانههای اقتصادی در توسعه اقتصادی چیست؟"
تاثیر رسانههای اقتصادی در تصمیمات اقتصادی مردم چیست؟ نقش رسانههای اقتصادی در سیاستگذاریهای اقتصادی چیست؟ آیا یک رسانه اقتصادی باید مستقل باشد؟ آیا یک رسانه اقتصادی در بین تعدد تفکرات اقتصادی باید بیطرف بماند یا از تفکرات نزدیک به خود دفاع کند؟
مهمان: علی میرزاخانی
اسپانسر:
همراه کارت | وبسایت همراه کارت
وبسایت | اینستاگرام پادکست سکه
لینک آموزش نصب و استفاده از برنامه کستباکس
#اپیزود_سیونهم
#اقتصاد_رسانه
@Sekke_Podcast
"نقش رسانههای اقتصادی در توسعه اقتصادی چیست؟"
تاثیر رسانههای اقتصادی در تصمیمات اقتصادی مردم چیست؟ نقش رسانههای اقتصادی در سیاستگذاریهای اقتصادی چیست؟ آیا یک رسانه اقتصادی باید مستقل باشد؟ آیا یک رسانه اقتصادی در بین تعدد تفکرات اقتصادی باید بیطرف بماند یا از تفکرات نزدیک به خود دفاع کند؟
مهمان: علی میرزاخانی
اسپانسر:
همراه کارت | وبسایت همراه کارت
وبسایت | اینستاگرام پادکست سکه
لینک آموزش نصب و استفاده از برنامه کستباکس
#اپیزود_سیونهم
#اقتصاد_رسانه
@Sekke_Podcast
Forwarded from وقایع اقتصادیه - پویا ناظران
iran-bssc - mutual fund conflict of interest.png
451.9 KB
دو ماه پیش، در پستی در مورد بورس، به این رسیدیم که صندوقهای سرمایهگذاری ابزار مناسبی برای سرمایهگذاری بلندمدت پساندازمون هستند، مادامی که تدابیر لازم برای اجتناب از تعارض منافع سبدگردانها اتخاذ شده باشه.
سازمان بورس آمریکا خیلی سختگیره، اما تو کشور ما هیچ ضابطهای نیست. راهحلش اینه که خودمون منع تعارض منافع رو مطالبه کنیم. لذا در انتهای پست، چهار تا سوال پیشنهاد کردم تا از صندوقهای بورس بپرسید.
مردمی که تعارض منافع بین خودشون رو جدی نگیرند، حاکمانشون هم مطالباتشون برای منع تعارض منافع رو جدی نخواهند گرفت. اگه واقعا اصلاح حکمرانی رو میخواهیم، به موازات مطالبه منع تعارض منافع مسوولان، باید منع تعارض منافع سبدگردانها، وکلا، پزشکان و مهندسان رو هم مطالبه کنیم.
«مرکز توانمندسازی حاکمیت و جامعه» با ۱۴ شرکت که مسوول ۸۱ صندوق سرمایهگذاری هستند تماس گرفته و ازشون در مورد ضوابط تعارض منافع پرسیده. دو تاشون اصلا نمیدونستند یعنی چی و اکثرا هیچ ضابطهای نداشتند. در جدول بالا، کنار اسم هر صندوق، پاسخ شرکت رو بخونید.
جزییات بیشتر رو هم در سایت مرکز بخونید:
https://iran-bssc.ir/?p=13692
@Economics_and_Finance
سازمان بورس آمریکا خیلی سختگیره، اما تو کشور ما هیچ ضابطهای نیست. راهحلش اینه که خودمون منع تعارض منافع رو مطالبه کنیم. لذا در انتهای پست، چهار تا سوال پیشنهاد کردم تا از صندوقهای بورس بپرسید.
مردمی که تعارض منافع بین خودشون رو جدی نگیرند، حاکمانشون هم مطالباتشون برای منع تعارض منافع رو جدی نخواهند گرفت. اگه واقعا اصلاح حکمرانی رو میخواهیم، به موازات مطالبه منع تعارض منافع مسوولان، باید منع تعارض منافع سبدگردانها، وکلا، پزشکان و مهندسان رو هم مطالبه کنیم.
«مرکز توانمندسازی حاکمیت و جامعه» با ۱۴ شرکت که مسوول ۸۱ صندوق سرمایهگذاری هستند تماس گرفته و ازشون در مورد ضوابط تعارض منافع پرسیده. دو تاشون اصلا نمیدونستند یعنی چی و اکثرا هیچ ضابطهای نداشتند. در جدول بالا، کنار اسم هر صندوق، پاسخ شرکت رو بخونید.
جزییات بیشتر رو هم در سایت مرکز بخونید:
https://iran-bssc.ir/?p=13692
@Economics_and_Finance
Forwarded from وقایع اقتصادیه - پویا ناظران
حکمرانی_اقتصادی_ناکارآمد_ریشهیابی_تا_رهیافت_print.pdf
64.7 KB
اسلایدهای ارائه «حکمرانی اقتصادی ناکارآمد - ریشهیابی تا رهیافت»
ویدئو این جلسه، در سایت آپارت، اسلایدها رو هم نشون میده.
https://www.aparat.com/v/3xEjs
منتها اگه بخواهید به فایل صوتی ضمیمه به پست قبل گوش کنید، احتمالا باز داشتن اسلایدها کمک بکنه ساختار و مسیر بحث مشخصتر بشه. لذا اسلایدها رو ضمیمه این پست کردم.
فایل صوتی:
https://t.me/Economics_and_Finance/943
ویدئو این جلسه، در سایت آپارت، اسلایدها رو هم نشون میده.
https://www.aparat.com/v/3xEjs
منتها اگه بخواهید به فایل صوتی ضمیمه به پست قبل گوش کنید، احتمالا باز داشتن اسلایدها کمک بکنه ساختار و مسیر بحث مشخصتر بشه. لذا اسلایدها رو ضمیمه این پست کردم.
فایل صوتی:
https://t.me/Economics_and_Finance/943
Forwarded from وقایع اقتصادیه - پویا ناظران
در روزهای گذشته، در قالب ۹ پست، اقتصاد دهه ۴۰ و ۵۰ رو بررسی کردیم.
صوتی هر ۹ پست: https://t.me/Economics_and_Finance/754
۱- ۹۲ سال تورم در ایران:
https://t.me/Economics_and_Finance/743
۲- تحلیل تغییر سطح تورم از دهه ۴۰ به دهه ۵۰:
https://t.me/Economics_and_Finance/744
۳- ۹۲ سال تورم و ۶۰ سال رشد اقتصادی در ایران:
https://t.me/Economics_and_Finance/746
۴- چگونه در سال ۵۶ رشد اقتصاد متوقف شد:
https://t.me/Economics_and_Finance/747
۵- تیتر روزنامه، منعکس کننده فضای رسانه و جامعه در مورد گرونفروشی:
https://t.me/Economics_and_Finance/748
۶- سرکوب ارزی در دهه ۵۰:
https://t.me/Economics_and_Finance/749
۷- هشدارهای کارشناسان:
https://t.me/Economics_and_Finance/750
۸ و ۹- بررسی نقد دکتر ناصحی:
https://t.me/Economics_and_Finance/751
https://t.me/Economics_and_Finance/752
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
جمع بندی من از بررسی اقتصاد دهه ۴۰ و ۵۰، بطور خلاصه از این قراره:
دهه ۴۰:
۱- طولانیترین دوره رشد غیرتورمی کشور بود.
۲- دوره شکلگیری بسیاری از برندها و صنایع سنگین کشور بود.
۳- وزارت اقتصاد، بانک مرکزی، و سازمان برنامه بسیار هماهنگ بودند.
۴- چهرههای تحصیلکرده حضور داشتند: عالیخانی، دکترای اقتصاد از فرانسه؛ سمیعی، حسابداری از انگلستان؛ فرمانفرمائیان، ارشد اقتصاد از استنفورد و دکترا از کلرادو؛ یگانه، دکترا از کلمبیا؛ ضیائی دکترا از فرانسه؛ سادات تهرانی، دکترا از کلمبیا و ...
۵- موفقترین سیاست اقتصادی یک قرن اخیر اجرا شد، اگرچه به محک علم اقتصاد امروز، بینقص نبود و جا برای بهبود داشت.
۶- مداخله دربار حداقلی بود.
۷- حاکمیت از ورود نخبگان دانشگاهی به حوزه سیاستگذاری استقبال کرده، از آنها فعالانه دعوت میکرد.
سالهای ۵۰ تا ۵۵:
۱- رشد تورمی: بالاترین رشد اقتصادی یک قرن اخیر رخ داد، اما همراه با تورم.
۲- دخالت دربار افزایش یافت، و چهرههای تیم دهه ۴۰ تدریجا حذف شدند.
۳- از سال ۵۳، رفاه با درآمد نفتی توزیع میشد.
۴- از سرکوب ارزی برای مقابله با تورم استفاده میشد.
۵- در واکنش به سیاست ارزی صادرکنندگان به واردکننده تبدیل میشدند.
۶- شاه ریشه سیاسی برای مسایل اقتصادی قائل بود، و از برخوردهای امنیتی برای مدیریت بازار استفاده میکرد، بخصوص در سال ۵۴.
۷- بانکداری رانتی شایع شد، که به اختلاف طبقاتی هم دامن زد.
۸- کارشناسان بسیاری، در تمام طول این دوره، مکرراً نسبت به عواقب این سیاستها هشدار میدادند.
سالهای ۵۶ و ۵۷:
۱- رکود تورمی.
درسهای دهه ۴۰ و ۵۰ برای امروز و آینده کشور:
۱- خطر ناشی از برخورد سیاسی امنیتی با مسایل اقتصادی.
۲- رابطه علّی بین نقدینگی، تورم و گرونفروشی.
۳- ضرر استفاده غلط از عواید نفتی برای توسعه.
۴- مزیت یک تیم اقتصادی تحصیل کرده، هماهنگ، سلیم النفس و سلیم العقل.
۵- اهمیت اعطای استقلال علمی و کارشناسی به سیاستگذاران اقتصادی، در برابر مداخلات سیاسیون.
۶- عواقب غرور حاکمان، و احساس بینیازی از علم.
۷- فواید بهرهمندی از توانایی نخبگان جامعه، بجای ترسیدن از آنها و طرد کردنشان.
خود سیاستهای اقتصادی دهه ۴۰ رو، حتی پس از اصلاح اشکالاتشون، یکی از درسها نمیدونم. اون سیاستها با توجه به اقتضائات دهه ۴۰ اتخاذ شده بودند و در پی تغییر اقتضائات اقتصادی کشور در اواخر دهه ۴۰، تیم مذکور خود قصد تغییر سیاستها رو داشت که با مخالفت شاه مواجه شد.
سیاستگذاری سال ۹۸ هم باید با توجه به مقتضیات سال ۹۸ صورت بگیره، اما با رعایت کردن روابط علت و معلول در اقتصاد، که از موضوعات علم اقتصاده. از فردا به سال ۹۸ برخواهیم گشت و به مطالعه مقتضیاتش خواهیم پرداخت.
صوتی هر ۹ پست: https://t.me/Economics_and_Finance/754
۱- ۹۲ سال تورم در ایران:
https://t.me/Economics_and_Finance/743
۲- تحلیل تغییر سطح تورم از دهه ۴۰ به دهه ۵۰:
https://t.me/Economics_and_Finance/744
۳- ۹۲ سال تورم و ۶۰ سال رشد اقتصادی در ایران:
https://t.me/Economics_and_Finance/746
۴- چگونه در سال ۵۶ رشد اقتصاد متوقف شد:
https://t.me/Economics_and_Finance/747
۵- تیتر روزنامه، منعکس کننده فضای رسانه و جامعه در مورد گرونفروشی:
https://t.me/Economics_and_Finance/748
۶- سرکوب ارزی در دهه ۵۰:
https://t.me/Economics_and_Finance/749
۷- هشدارهای کارشناسان:
https://t.me/Economics_and_Finance/750
۸ و ۹- بررسی نقد دکتر ناصحی:
https://t.me/Economics_and_Finance/751
https://t.me/Economics_and_Finance/752
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
جمع بندی من از بررسی اقتصاد دهه ۴۰ و ۵۰، بطور خلاصه از این قراره:
دهه ۴۰:
۱- طولانیترین دوره رشد غیرتورمی کشور بود.
۲- دوره شکلگیری بسیاری از برندها و صنایع سنگین کشور بود.
۳- وزارت اقتصاد، بانک مرکزی، و سازمان برنامه بسیار هماهنگ بودند.
۴- چهرههای تحصیلکرده حضور داشتند: عالیخانی، دکترای اقتصاد از فرانسه؛ سمیعی، حسابداری از انگلستان؛ فرمانفرمائیان، ارشد اقتصاد از استنفورد و دکترا از کلرادو؛ یگانه، دکترا از کلمبیا؛ ضیائی دکترا از فرانسه؛ سادات تهرانی، دکترا از کلمبیا و ...
۵- موفقترین سیاست اقتصادی یک قرن اخیر اجرا شد، اگرچه به محک علم اقتصاد امروز، بینقص نبود و جا برای بهبود داشت.
۶- مداخله دربار حداقلی بود.
۷- حاکمیت از ورود نخبگان دانشگاهی به حوزه سیاستگذاری استقبال کرده، از آنها فعالانه دعوت میکرد.
سالهای ۵۰ تا ۵۵:
۱- رشد تورمی: بالاترین رشد اقتصادی یک قرن اخیر رخ داد، اما همراه با تورم.
۲- دخالت دربار افزایش یافت، و چهرههای تیم دهه ۴۰ تدریجا حذف شدند.
۳- از سال ۵۳، رفاه با درآمد نفتی توزیع میشد.
۴- از سرکوب ارزی برای مقابله با تورم استفاده میشد.
۵- در واکنش به سیاست ارزی صادرکنندگان به واردکننده تبدیل میشدند.
۶- شاه ریشه سیاسی برای مسایل اقتصادی قائل بود، و از برخوردهای امنیتی برای مدیریت بازار استفاده میکرد، بخصوص در سال ۵۴.
۷- بانکداری رانتی شایع شد، که به اختلاف طبقاتی هم دامن زد.
۸- کارشناسان بسیاری، در تمام طول این دوره، مکرراً نسبت به عواقب این سیاستها هشدار میدادند.
سالهای ۵۶ و ۵۷:
۱- رکود تورمی.
درسهای دهه ۴۰ و ۵۰ برای امروز و آینده کشور:
۱- خطر ناشی از برخورد سیاسی امنیتی با مسایل اقتصادی.
۲- رابطه علّی بین نقدینگی، تورم و گرونفروشی.
۳- ضرر استفاده غلط از عواید نفتی برای توسعه.
۴- مزیت یک تیم اقتصادی تحصیل کرده، هماهنگ، سلیم النفس و سلیم العقل.
۵- اهمیت اعطای استقلال علمی و کارشناسی به سیاستگذاران اقتصادی، در برابر مداخلات سیاسیون.
۶- عواقب غرور حاکمان، و احساس بینیازی از علم.
۷- فواید بهرهمندی از توانایی نخبگان جامعه، بجای ترسیدن از آنها و طرد کردنشان.
خود سیاستهای اقتصادی دهه ۴۰ رو، حتی پس از اصلاح اشکالاتشون، یکی از درسها نمیدونم. اون سیاستها با توجه به اقتضائات دهه ۴۰ اتخاذ شده بودند و در پی تغییر اقتضائات اقتصادی کشور در اواخر دهه ۴۰، تیم مذکور خود قصد تغییر سیاستها رو داشت که با مخالفت شاه مواجه شد.
سیاستگذاری سال ۹۸ هم باید با توجه به مقتضیات سال ۹۸ صورت بگیره، اما با رعایت کردن روابط علت و معلول در اقتصاد، که از موضوعات علم اقتصاده. از فردا به سال ۹۸ برخواهیم گشت و به مطالعه مقتضیاتش خواهیم پرداخت.
مطالعه اقتصاد دهه ۴۰ و ۵۰
پویا ناظران
قبل از انقلاب، تورم خیلی کمتر بود. وضع اقتصاد هم بنظر بهتر میامد. اونهایی که قبل از انقلاب رو به یاد میارند، رشد اقتصادی بیشتر و رفاه بهتری رو به خاطر دارند. خیلیها میگن سال ۵۷ نقطه عطف اقتصاد کشور بود و بعد از اون بود که بیکاری، تورم، و رکود مزمن شد.
اما وقتی به آمار اون زمان و خاطره کارشناسان وقت مراجعه میکنیم، تصویر دیگهای میبینیم! اقتصاد ما یک نقطه عطف داشت، اما اون نقطه عطف سال ۵۷ نبود، بلکه قبل از اون بود.
واقعیت اقتصاد ایران در دهه ۴۰ و ۵۰ چی بود؟
پیش از این، در قالب ده پست، اقتصاد دهه ۴۰ و ۵۰ رو بررسی کردیم و به نتایج جالب و آموزندهای برای اقتصاد امروز کشور رسیدیم.
https://t.me/Economics_and_Finance/753
این پست صوتی، ضبط شده اون ده پست هست.
اگه مطالب این بررسی رو مفید یافتید، این پست صوتی رو برای دیگر دوستان علاقمند به تاریخ اقتصاد ایران هم بفرستید.
۳۳ دقیقه - ۲۲ مگ
@Economics_and_Finance
اما وقتی به آمار اون زمان و خاطره کارشناسان وقت مراجعه میکنیم، تصویر دیگهای میبینیم! اقتصاد ما یک نقطه عطف داشت، اما اون نقطه عطف سال ۵۷ نبود، بلکه قبل از اون بود.
واقعیت اقتصاد ایران در دهه ۴۰ و ۵۰ چی بود؟
پیش از این، در قالب ده پست، اقتصاد دهه ۴۰ و ۵۰ رو بررسی کردیم و به نتایج جالب و آموزندهای برای اقتصاد امروز کشور رسیدیم.
https://t.me/Economics_and_Finance/753
این پست صوتی، ضبط شده اون ده پست هست.
اگه مطالب این بررسی رو مفید یافتید، این پست صوتی رو برای دیگر دوستان علاقمند به تاریخ اقتصاد ایران هم بفرستید.
۳۳ دقیقه - ۲۲ مگ
@Economics_and_Finance
Forwarded from بورژوا
Audio
بیتکوین؛ تکنولوژی، تاریخچه، آینده
گفتگوی محمدماشینچیان و بهزاد طبیبیان راجع به کریپتوها و بویژه بیتکوین، و پاسخ به پرسشهای همراهان بورژوا.
گفتگوی محمدماشینچیان و بهزاد طبیبیان راجع به کریپتوها و بویژه بیتکوین، و پاسخ به پرسشهای همراهان بورژوا.
Forwarded from بورژوا
در پایان جنگ جهانی دوم، هنگکنگ بخوبی شایسته لقب جزیره بیحاصل را داشت؛ منابع طبیعی بسیار کم، زیرساخت های تجاری نابود شده، پایههای تولید صنعتی از بین رفته، و درآمد سرانه کمتر از یک سوم کشور مادرش بریتانیا. بعنوان مستعمره بریتانیا، سرنوشت هنگکنگ در نهایت در دستان تنها چند کارمند دولتی قرار گرفت تا به تنهایی با این چالشهای بزرگ روبرو شوند. اما زمانیکه این مستعمره در سال ۱۹۹۷ به چین بازگردانده شد با میانگین درآمد سرانه ۳۷ درصد بیشتر از بریتانیا، تبدیل به یکی از شکوفاترین ملل جهان گشته بود. البته این بهبودها فقط محدود به درآمد نبودند. در ۱۹۵۰ مردم بریتانیا و آمریکا بطور میانگین ۵ تا ۶ سال بیشتر از مردم هنگکنگ عمر میکردند. امروز این نسبت معکوس و ۲ سال به سمت هنگکنگیهاست. ارزیابی آموزشی جهانی هم عموما هنگکنگ را در صدر جدول قرار میدهد درحالیکه بریتانیا در جایگاه بیستم قرار میگیرد.
اما چطور چنین چیزی ممکن است؟
مطالعه متن کامل مقاله:
https://bourgeois.ir/?p=5536
اما چطور چنین چیزی ممکن است؟
مطالعه متن کامل مقاله:
https://bourgeois.ir/?p=5536
بورژوا
معمار کامیابی | بورژوا
در پایان جنگ جهانی دوم، هنگکنگ بخوبی شایسته لقب جزیره بیحاصل را داشت؛ منابع طبیعی بسیار کم، زیرساخت های تجاری نابود شده، پایههای تولید صنعتی از بین رفته، و درآمد سرانه کمتر از یک سوم کشور مادرش بریتانیا. بعنوان مستعمره بریتانیا، سرنوشت هنگکنگ در نهایت…
Forwarded from بورژوا
وقتی به ثروتمندان کشورهای فقیر فکر میکنیم، تصورمان میلیاردهایی در قصرهای باشکوه است، اما در واقعیت بسیاری متمولین کشورهای درحالتوسعه از فقرای کشورهای توسعهیافته هم فقیرترند. با وجود مشکل بودن مقایسه ثروت بین کشورها، یک روش خوب نگاه کردن به خرجکرد غذایی مردم است. بطور تاریخی یک همبستگی منفی بین ثروت و نسبت پول خرج شده برای غذا وجود دارد. بعبارت دیگر اگر مجبورید تمام پول خود را صرف غذا کنید این یعنی وضعیت مالی خوبی ندارید. در آمریکا دهک اول جمعیتی حدود ۷ درصد درآمد خود را صرف غذا میکنند. در مقابل این رقم برای دهک دهم یعنی ثروتمندان در هند برابر ۴۰ درصد است. حتی فقرای آمریکا هم از قرن نوزدهم تا به امروز اینقدر خرج غذا نکردهاند.
نکته دوم در مورد اختلاف درآمد است. یک کارگر کممهارت بطور متوسط در هائیتی درآمدی معادل ۰.۸ دلار در ساعت کسب میکند، اما اگر همان شخص به آمریکا برود درآمدش به ۸.۵ دلار در ساعت افزایش میابد. حال فکر میکنید چرا مردم هائیتی فقیرند؟ آیا دلیل آن تنبلی و عدم آموزش است؟ نه. آنها فقیرند زیرا در جامعهای زندگی میکنند که نمیتوانند از نیروی کار خود بطور کارا استفاده نمایند.
مطالعه متن کامل مقاله:
https://bourgeois.ir/?p=5540
نکته دوم در مورد اختلاف درآمد است. یک کارگر کممهارت بطور متوسط در هائیتی درآمدی معادل ۰.۸ دلار در ساعت کسب میکند، اما اگر همان شخص به آمریکا برود درآمدش به ۸.۵ دلار در ساعت افزایش میابد. حال فکر میکنید چرا مردم هائیتی فقیرند؟ آیا دلیل آن تنبلی و عدم آموزش است؟ نه. آنها فقیرند زیرا در جامعهای زندگی میکنند که نمیتوانند از نیروی کار خود بطور کارا استفاده نمایند.
مطالعه متن کامل مقاله:
https://bourgeois.ir/?p=5540
Forwarded from بورژوا
در پایان جنگ جهانی دوم، هنگکنگ بخوبی شایسته لقب جزیره بیحاصل را داشت؛ منابع طبیعی بسیار کم، زیرساخت های تجاری نابود شده، پایههای تولید صنعتی از بین رفته، و درآمد سرانه کمتر از یک سوم کشور مادرش بریتانیا. بعنوان مستعمره بریتانیا، سرنوشت هنگکنگ در نهایت در دستان تنها چند کارمند دولتی قرار گرفت تا به تنهایی با این چالشهای بزرگ روبرو شوند. اما زمانیکه این مستعمره در سال ۱۹۹۷ به چین بازگردانده شد با میانگین درآمد سرانه ۳۷ درصد بیشتر از بریتانیا، تبدیل به یکی از شکوفاترین ملل جهان گشته بود. البته این بهبودها فقط محدود به درآمد نبودند. در ۱۹۵۰ مردم بریتانیا و آمریکا بطور میانگین ۵ تا ۶ سال بیشتر از مردم هنگکنگ عمر میکردند. امروز این نسبت معکوس و ۲ سال به سمت هنگکنگیهاست. ارزیابی آموزشی جهانی هم عموما هنگکنگ را در صدر جدول قرار میدهد درحالیکه بریتانیا در جایگاه بیستم قرار میگیرد.
اما چطور چنین چیزی ممکن است؟
مطالعه متن کامل مقاله:
https://bourgeois.ir/?p=5536
اما چطور چنین چیزی ممکن است؟
مطالعه متن کامل مقاله:
https://bourgeois.ir/?p=5536
بورژوا
معمار کامیابی | بورژوا
در پایان جنگ جهانی دوم، هنگکنگ بخوبی شایسته لقب جزیره بیحاصل را داشت؛ منابع طبیعی بسیار کم، زیرساخت های تجاری نابود شده، پایههای تولید صنعتی از بین رفته، و درآمد سرانه کمتر از یک سوم کشور مادرش بریتانیا. بعنوان مستعمره بریتانیا، سرنوشت هنگکنگ در نهایت…
اپیزود سی و سوم: اقتصاد و امنیت
درحال پخش
در این قسمت از پادکست خلاصه کتاب "اقتصاد و امنیت، خاطرات دکتر علینقی عالیخانی" را به کوشش حسین دهباشی، از مجموعه تاریخ شفاهی و تصویری ایران میشنوید.
پشتیبانی از پادکست
اگر تمایل دارید در ساخت این پادکست مشارکت کنین و به پادکست کمک مالی کنید و پشتیبانش باشید از روشهای زیر میتونید اینکار رو انجام بدین.
برای دوستان خارج کشور از طریق واریز به حساب پیپل
برای دوستان ساکن ایران از طریق درگاه زرین پال
ممنون از اینکه کمک میکنین تا ما بهتر و بیشتر پادکست تولید کنیم.
لینکها
لینک گروه کتابخوانی پادکست
لینک گروه گودریدز پادکست
مصاحبههای دکتر علیخانی در کانال تاریخ شفاهی
متن کتاب سیاست و سیاست گذاری اقتصادی در ایران
لینک نظرسنجی
لینکهای تهیهی کتاب: گودریدز، نسخه فیزیکی (در زمان تهیه این پادکست موجود نبود.) نسخه الکترونیک: فیدیبو
مشخصات کتاب
عنوان: اقتصاد و امنیت، خاطرات دکتر علینقی عالیخانی
نویسنده: حسین دهباشی
ناشر: سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران
تعداد صفحات: 756
https://podcasts.google.com/u/1/feed/aHR0cHM6Ly9lcGl0b21lYm9va3MuaXIvZmVlZC9wb2RjYXN0Lw/episode/ZmM2ODY2MDYtZmU0NC00NzI5LWE5MzItNGNiYWYwMWMwOWFm?sa=X&ved=0CAUQkfYCahcKEwiozo-i_8_uAhUAAAAAHQAAAAAQUg
درحال پخش
در این قسمت از پادکست خلاصه کتاب "اقتصاد و امنیت، خاطرات دکتر علینقی عالیخانی" را به کوشش حسین دهباشی، از مجموعه تاریخ شفاهی و تصویری ایران میشنوید.
پشتیبانی از پادکست
اگر تمایل دارید در ساخت این پادکست مشارکت کنین و به پادکست کمک مالی کنید و پشتیبانش باشید از روشهای زیر میتونید اینکار رو انجام بدین.
برای دوستان خارج کشور از طریق واریز به حساب پیپل
برای دوستان ساکن ایران از طریق درگاه زرین پال
ممنون از اینکه کمک میکنین تا ما بهتر و بیشتر پادکست تولید کنیم.
لینکها
لینک گروه کتابخوانی پادکست
لینک گروه گودریدز پادکست
مصاحبههای دکتر علیخانی در کانال تاریخ شفاهی
متن کتاب سیاست و سیاست گذاری اقتصادی در ایران
لینک نظرسنجی
لینکهای تهیهی کتاب: گودریدز، نسخه فیزیکی (در زمان تهیه این پادکست موجود نبود.) نسخه الکترونیک: فیدیبو
مشخصات کتاب
عنوان: اقتصاد و امنیت، خاطرات دکتر علینقی عالیخانی
نویسنده: حسین دهباشی
ناشر: سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران
تعداد صفحات: 756
https://podcasts.google.com/u/1/feed/aHR0cHM6Ly9lcGl0b21lYm9va3MuaXIvZmVlZC9wb2RjYXN0Lw/episode/ZmM2ODY2MDYtZmU0NC00NzI5LWE5MzItNGNiYWYwMWMwOWFm?sa=X&ved=0CAUQkfYCahcKEwiozo-i_8_uAhUAAAAAHQAAAAAQUg
Google Podcasts
EpitomeBooks Podcast - اپیزود سی و سوم: اقتصاد و امنیت
در این قسمت از پادکست خلاصه کتاب "اقتصاد و امنیت، خاطرات دکتر علینقی عالیخانی" را به کوشش حسین دهباشی، از مجموعه تاریخ شفاهی و تصویری ایران میشنوید.
پشتیبانی از پادکست
اگر تمایل دارید در ساخت این پادکست مشارکت کنین و به پادکست کمک مالی کنید و پشتیبانش…
پشتیبانی از پادکست
اگر تمایل دارید در ساخت این پادکست مشارکت کنین و به پادکست کمک مالی کنید و پشتیبانش…
در روز مرگ علی انصاریان، من برای جانباختگان «آبان» مینویسم، برای قربانیان فقیر کرونا که بی خبر خاموش میشوند!
دیشب دستهای ملت ایران رو به آسمان شفای علی انصاریان بازیکن سابق تیم ملی و پرسپولیس را از مجهولی به نام «الله» طلب میکرد. فضای مجازی پر بود از اَمَّن یُّجیبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوءَ وَ یَجعَلُکُم خُلَفاءَ الاَرضِ ءَاِلهٌ مَّعَ اللهِ قَلیلاً مَا تَذَکَّرُونَ و صدها دعای عربی دیگر که ملت دربند ایران حتی معنایشان را نمیدانستند اما باز میخواندند و مینوشتند و شفای علی را به خاطر مادرش از الله طلب میکردند، اما نتیجه چه شد؟ صبح خبر آمد که علی انصاریان هم همانند مهرداد میناوند تسلیم «کرونا» و حماقت و جهالت «علی خامنه ای» شد.
خبر ناراحت کننده است، اما من نمیخواهم از تسلیت و شکسته شدن دل مادر علی و جوانی مهرداد میناوند چیزی بنویسم، من امشب میخواهم از جهلی بنویسم که ۱۴۰۰ سال است ما را رها نمیکند. من امشب میخواهم از خودفریبی و سکوت مردمی بنویسم که نمیخواهند قبول کنند مشکل اصلی از خودشان است و تا خود را تغییر ندهند، هیچ چیز در این سرزمین ماتم زده و نفرین شده تغییر نخواهد کرد.
دیروز کمی خبرهای مثبت از بهبود وضعیت علی انصاریان به گوش رسید، پس از این شایعه دکترهای طب سنتی که فکر میکردند علی انصاریان به هوش می آید در بیمارستان حاضر شدند تا این پیروزی را به نام خود ثبت کنند؛ در همان حال بسیج ورزشکاری که نمیدانم دقیقا کدام صیغه از حرام زادگی بسیج است هم پیام داد که ملت دست به دعا بردارند؛ درست در همین لحظاتی که صفحات وب فارسی تبدیل به هیئت های عزاداری و نذر و نیاز الکتریکی شده بود، هر کدام از این سلبریدی های ۲ زاری حکومتی با گذاشتن عکسی از علی انصاریان، مردم را به دعا دعوت میکردند و این خرافه زدگان خیال میکردند لابد «الله» معجزه میکند و علی انصاریان به عشق مادرش زنده میشود، چون محال است خدا دعای ۸۰ میلیون ایرانی را ببیند و دلش به رحم نیاید! اما خب، در کمال تعجب دیدیم که دعای ۸۰ میلیون ایرانی در برابر حقیقت های علم پزشکی رنگ باخت و الله مسلمانان بیش از پیش رسوا شد. اگر این مسلمانان بگویند همه چیز دست خداست، پس چه خدای بی رحمی، اگر هم که خدای اینها برای ۸۰ میلیون برده ایرانی پشیزی ارزش قائل نیست، چه ملت ساده دلی که دل به چنین خدایی بسته اند!
https://www.balatarin.com/permlink/2021/2/3/5501810
دیشب دستهای ملت ایران رو به آسمان شفای علی انصاریان بازیکن سابق تیم ملی و پرسپولیس را از مجهولی به نام «الله» طلب میکرد. فضای مجازی پر بود از اَمَّن یُّجیبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوءَ وَ یَجعَلُکُم خُلَفاءَ الاَرضِ ءَاِلهٌ مَّعَ اللهِ قَلیلاً مَا تَذَکَّرُونَ و صدها دعای عربی دیگر که ملت دربند ایران حتی معنایشان را نمیدانستند اما باز میخواندند و مینوشتند و شفای علی را به خاطر مادرش از الله طلب میکردند، اما نتیجه چه شد؟ صبح خبر آمد که علی انصاریان هم همانند مهرداد میناوند تسلیم «کرونا» و حماقت و جهالت «علی خامنه ای» شد.
خبر ناراحت کننده است، اما من نمیخواهم از تسلیت و شکسته شدن دل مادر علی و جوانی مهرداد میناوند چیزی بنویسم، من امشب میخواهم از جهلی بنویسم که ۱۴۰۰ سال است ما را رها نمیکند. من امشب میخواهم از خودفریبی و سکوت مردمی بنویسم که نمیخواهند قبول کنند مشکل اصلی از خودشان است و تا خود را تغییر ندهند، هیچ چیز در این سرزمین ماتم زده و نفرین شده تغییر نخواهد کرد.
دیروز کمی خبرهای مثبت از بهبود وضعیت علی انصاریان به گوش رسید، پس از این شایعه دکترهای طب سنتی که فکر میکردند علی انصاریان به هوش می آید در بیمارستان حاضر شدند تا این پیروزی را به نام خود ثبت کنند؛ در همان حال بسیج ورزشکاری که نمیدانم دقیقا کدام صیغه از حرام زادگی بسیج است هم پیام داد که ملت دست به دعا بردارند؛ درست در همین لحظاتی که صفحات وب فارسی تبدیل به هیئت های عزاداری و نذر و نیاز الکتریکی شده بود، هر کدام از این سلبریدی های ۲ زاری حکومتی با گذاشتن عکسی از علی انصاریان، مردم را به دعا دعوت میکردند و این خرافه زدگان خیال میکردند لابد «الله» معجزه میکند و علی انصاریان به عشق مادرش زنده میشود، چون محال است خدا دعای ۸۰ میلیون ایرانی را ببیند و دلش به رحم نیاید! اما خب، در کمال تعجب دیدیم که دعای ۸۰ میلیون ایرانی در برابر حقیقت های علم پزشکی رنگ باخت و الله مسلمانان بیش از پیش رسوا شد. اگر این مسلمانان بگویند همه چیز دست خداست، پس چه خدای بی رحمی، اگر هم که خدای اینها برای ۸۰ میلیون برده ایرانی پشیزی ارزش قائل نیست، چه ملت ساده دلی که دل به چنین خدایی بسته اند!
https://www.balatarin.com/permlink/2021/2/3/5501810
بالاترین
در روز مرگ علی انصاریان، من برای جانباختگان «آبان» مینویسم، برای قربانیان فقیر کرونا که بی خبر خاموش میشوند!
۴ رأی و ۳ نظر تاکنون در بالاترین