لینکستان | لینک‌های جذاب
3 subscribers
713 photos
393 videos
121 files
4.76K links
مجموعه ای از لینک ها به مطالب ارزشمند، مفید و جالب اینترنت و تلگرام
Download Telegram
Set up a minimal server on a Raspberry Pi

Don't decommission that old Raspberry Pi just yet! This step-by-step guide shows how I set up my Raspberry Pi with the most minimal configuration to conserve precious system resources.

https://opensource.com/article/21/1/minimal-server-raspberry-pi
کتاب صوتی ماچگونه ماشدیم
صادق زیباکلام
🔺بخش بیست‌‌ونهم
🎧کتاب صوتی: ما چگونه، ما شدیم؟

فصل پنجم:
- خاموشیِ چراغ علم در ایران



- با صدای نویسندۀ کتاب: صادق زیباکلام
- انتشارات روزنه


هرشب، ساعت: ۲۲ - از کانال تلگرام ‌


۱۰ بهمن‌ماه ۱۳۹۹
کتاب صوتی ماچگونه ماشدیم
صادق زیباکلام
🔺بخش بیست‌‌وهشتم
🎧کتاب صوتی: ما چگونه، ما شدیم؟

فصل پنجم:
- خاموشیِ چراغ علم در ایران



- با صدای نویسندۀ کتاب: صادق زیباکلام
- انتشارات روزنه


هرشب، ساعت: ۲۲ - از کانال تلگرام ‌


۹ بهمن‌ماه ۱۳۹۹
در نقد اقتدارگرایی قوچانی

برای مطالعه متن کامل یادداشت «اینجا» کلیک کرده و یا از گزینه instant view استفاده کنید.


🖌 مغالطه کلیدی قوچانی در اینجا، عدم تفکیک میان اقتدار حاکمیت و اقتدار دولت (=قوه مجریه) است. از قضا، شاید معدود کشورهایی در دنیا باشند که به اندازه حاکمیت ما از اقتدار (به تعریف قوچانی، یعنی به مثابه «توان اعمال حاکمیت») برخوردار باشند؛ کمتر نمونه‌هایی را در دنیا می‌توان یافت که در آن حاکمیت بتواند تا این اندازه بی‌نیاز از توجیه و اقناع عموم و بی‌نیاز از الزام به طی فرایندهای قانونی، منویات‌اش را در حوزه سیاست و فرهنگ و حتی در امور اجتماعی و خانوادگی به جامعه اعمال کند و با همیشگی‌سازی وضعیت استثنائی، حتی قانون مدون خود را در تعلیق دائمی قرار دهد. از قضا، این تنها نهادهای انتخابی حاکمیت ما هستند که از بحران اقتدار رنج می برند و بحران اقتدار آن‌ها هم نه بدلیل اعتراض‌های خیابانی (آنچنانی که آقای قوچانی مدعی آن است)، که بدلیل رشد قدرت بخش‌های غیرانتخابی حاکمیت ایجاد شده.

🖍 جدای از این تناقض نظری، قوچانی مشخص نمی‌کند که در عرصه واقع و در فقدان همان ارکان مشروطیت مورد نظر او، تکلیف نظارت و تکلیف خواست عموم چه می‌شود؟ آیا همچنان کف خیابان باید از صدای معترضین خالی بماند؟ چگونه مردم می‌توانند حاکمیت/دولت را وادار کنند به گزینش سیاست‌هایی که راه به سوی توسعه و یا هر امر مطلوب مورد نظر او ببرد؟

🖋قوچانی در این مصاحبه با اشاره به بحث گران شدن بنزین در آبان۹۸، مدعی می‌شود که تنها خشونت مجاز، «خشونت حکومتی» است؛ چراکه این خشونت، متضمن ِ «اقتدار» و «اِعمال حاکمیت» است. با توجه به زمینه بحث، ظاهرا قوچانی در اینجا تمایزی میان خشونت حاکمیت و اعمال قانون ِ(کیفری) نمی‌گذارد [نکته آن که قوچانی مخالف هرگونه صدای اعتراض از کف خیابان‌ها است و سرکوب آن را خشونتی مجاز می‌شمارد؛ در حالیکه حتی قانون اساسی فعلی هم حق ِاعتراض ِمسالمت‌آمیز در کف خیابان را به رسمیت می‌شناسد]. از منظر قوچانی، مساله اقتدار ِحاکمیت آن قدر اهمیت دارد، که او را مجاز می‌کند که برای حفظ آن اقتدار، قانون را تعلیق کند و به خشونت متوسل شود. در ادامه همین نگاه، قوچانی بیان می‌کند که «[قوچانی:] دولت باید قدرتش تجمیع شود تا بتواند اعمال قدرت کند».

🖌همزمان اما او ادعا می‌کند که این تجمیع ِقدرت به معنای «غیرپاسخگو» بودن حاکمیت نیست. از دیدگاه نظری اما، مشخص نیست که حاکمیت بهره‌مند از چنین تجمیع قدرتی، اساسا چرا باید خود رو پاسخگو بداند؟ جز این است که تنها با توزیع قدرت در نهادهای مدنی/سیاسی/اقتصادی/اجتماعی می‌توان حاکمیت را وادار به پاسخگویی کرد؟ در فقدان چنین توزیع قدرتی، چه چیز می‌تواند حاکمیت/دولت را مجبور به پاسخگویی کند؟ و یا او را وادار کند که در مسیر توسعه مورد نظر قوچانی حرکت کند و مثلا نه در مسیر ِمنتفع کردن خود یا هوادارانش؟

🖍قوچانی در چندین نوبت دموکراسی را به «برگزاری انتخابات آزاد» تقلیل می‌دهد. این نگاه تقلیل‌گرایانه به دموکراسی (که البته در نگاه بخش بزرگی از احزاب اصلاح طلب ما نیز همواره وجود داشته) این امکان را برای قوچانی فراهم می‌کند که بتواند بسادگی پروژه ِ دموکراسی‌خواهی را به چالش بکشد: «[قوچانی:] دموکراسی یعنی این که ما را به این صندلی برساند؛ اما مساله این است که وقتی روی این صندلی نشستیم چه کار باید کنیم؟». از سوی دیگر، همین نگاه تقلیل‌گرایانه، به او این امکان را می‌دهد که به سادگی با ابداع مفهوم «دولت مشروطه مطلقه»، اقتدارگرایی و دموکراسی (که البته در اینجا قوچانی آن را مشروطه می‌نامد) را با هم آشتی دهد: «[قوچانی:] قدرت ِ[مشروطه] ِمطلقه یعنی این که دولت به نمایندگی از ملت، وقتی رأی ملت را به دست می‌آورد، [...] مطلق قدرت را در اختیار دارد».

🖋ظاهرا از نگاه او، در زمان انتخابات، ملت مطلقِ قدرت را به دولت تنفیذ می‌کند و چهار سال بعد مجددا دولت مطلقه (احتمالا از سر خیرخواهی و نوع‌دوستی!)، مطلقِ قدرت را دوباره به ملت پس می‌دهد تا ملت آن را به دولتی دیگر تنفیض کند. این نگاه ِعمیقا ساده‌انگارانه و مکانیکی به دموکراسی/حکومت مشروطه کاملا فراموش می‌کند (یا به عمد پنهان می‌کند) که از قضا همین توزیع قدرت میان نهادهای فرهنگی/اقتصادی/مدنی/ سیاسی است که دولت‌ها را مجبور می‌کند که هر چهار سال، به آرای عمومی تن دهند و عرصه را به رقیبان سیاسی وابگذارند؛ وگرنه دولتی با قدرت مطلقه دلیلی برای واگذاری قدرت نخواهد داشت. آزادی تجمعات خیابانی، اعتصاب، مطبوعات و تشکل‌های مختلف خارج از دولت مستقر از قضا همه ابزاری هستند برای ضمانت توزیع قدرت در جامعه، که شرط لازم برای محدود کردن حاکمیت به قانون، نظارت بر حاکمیت و تغییر مسالمت آمیز دولت/حاکمیت را فراهم می‌کنند.

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
حقوق نجومی بدون مالیات! رانت مجلس انقلابی برای قضات و پزشکان

کمیسیون تلفیق مجلس حقوق قضات، اعضای هیات علمی و کارانه پزشکان را معاف از پرداخت مالیات پلکانی کرد. ترجمه ساده تصمیم مجلس این است که این سه گروه شغلی سال آینده هرچقدر حقوق بگیرند، ۱۰ درصد آن را باید به عنوان مالیات پرداخت کنند، یعنی به اندازه یک مزدبگیر با دستمزد زیر ۸ میلیون تومان. براساس این تصمیم قضات و اعضای هیات علمی و کارانه پزشکان از پرداخت مالیات پلکانی معاف است و هم سطح با اولین پله با هر سطح درآمدی باید مالیات بپردازد.

سینا کلهر، مدرس دانشگاه و عضو هیأت علمی مرکز پژوهش‌های مجلس در توئیتی تحت عنوان تعارض منافع به همین نکته اشاره کرده و گفته: «اعضای هیأت علمی، قضات و پزشکان جزو دهک‌های بالای جامعه‌اند. حقوق‌های بالا دریافت می‌کنند و از مالیات معافند. فرزندان‌شان سهمیه کنکور دارند. امتیاز‌های ویژه شغلی دارند و… چرا؟ چون خودشان برای خودشان تصمیم می‌گیرند.»

روی اشاره این توییت‌ها به ترکیب نمایندگان مجلس است. طی دوره‌های مختلف در مجلس و همچنین بخشی از بدنه دولت همواره افرادی حضور داشتند و دارند که پزشک، قاضی و هیات علمی دانشگاه‌ها هستند. تعداد نمایندگان این دور مجلس که عضو هیات علمی دانشگاه‌ها هستند نزدیک به یک سوم نمایندگان تخمین زده می‌شود و در دور قبلی هم بین ۳۰ تا ۴۰ درصد نمایندگان عضو هیات علمی دانشگاه‌ها بودند. در این میان تعداد زیادی هم پزشک یا قاضی هستند و همین ترکیب هم است که بحث تعارض منافع و تصمیم‌گیری در جهت تامین منافع این گروه‌های شغلی را قوی کرده است.

نگاهی به امتیازات یکی از این گروه‌های شغلی که حالا با معافیت‌های مالیاتی همراه شده، بیانگر مشت نشانه خروار است. بزرگ‌ترین امتیازی که طبق قانون، برای دانشگاه‌ها و موسسات آموزشی دارای مجوز در نظرگرفته شده است، مستثنی شدن آن‌ها از همه قوانین و مقررات کشور و عمل براساس مصوبات هیات اُمناست. حتی نهادهایی، چون وزارت اطلاعات وسپاه هم براساس قانون عمل می‌کنند اما دانشگاه‌ها (براساس ماده١قانون احکام دائمی) مستثنی شده‌اند.

اعضای هیات علمی تنها گروهی هستند که مطابق با اصل ١۴١ قانون اساسی و تبصره ۱ قانون ممنوعیت تصدی بیش از یک شغل، می‌توانند بیش از یک شغل داشته باشند. این درحالیست که حتی رئیس جمهور نمی‌تواند بیش از یک شغل داشته باشد.

فرزندان اعضای هیات علمی می‌توانند به دانشگاه محل خدمت پدر منتقل شوند. تبعیض حیرت‌انگیزتر آنجاست که مطابق بند٢-٢مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی اگر فرزند هیات علمی حدنصاب نمره برای انتقال را هم نداشته باشد می‌تواند به شکل مشروط منتقل و با کسب وضعیت علمی مناسب انتقال دائم یابد.

اعضای هیات علمی در هر حال و طبق قانون با هر میزان درآمد موظف به پرداخت تنها ١٠ درصد مالیات خواهند بود. در آخرین مصوبه کمیسیون تلفیق در مجلس در چند روز گذشته هم این گروه از مالیات‌های پلکانی معاف شده‌اند.
انتقاد سردار سلیمانی
از
خاطرات دروغ در روایت جنگ


«من وقتی این فیلم­‌ها را نگاه می­‌کنم، فکر می­‌کنم که آنجا یک دکانی است. روزنامه‌­ها را می‌­خوانیم، می­‌بینیم پر از خاطرات دروغ؛ دروغ محض نسبت به شهید»؛ خاطراتی مثل این­‌که «من با شهید رفتم آن­‌جا، من با شهید چه و چه، همه­‌اش دروغ، چیزهایی را که آدم می­‌داند واقعیت ندارد.»
این سخنان قاسم سلیمانی است در مصاحبه‌ای مشترک با غلامعلی رشید، از فرماندهان ارشد سپاه در جنگ و از مقامات عالی نظامی، با موضوع شهید احمد کاظمی.
رشید در این مصاحبه می­‌گوید: «ما این­‌قدر آمدیم جنگ را، فرماندهان را، رزمندگان را، به طور ناقص، بدون پرداختن به همه‌­ی ابعاد وجودی­‌شان و ابعاد جبهه­ و جنگ، در این ده ­‌پانزده سال در تلویزیون نشان دادیم که فکر می­‌کنند آقا این‌­ها یک عده آدم بودند که فقط دعا می­‌کردند. سادگی­‌های جنگ را به تصویر کشیدیم، ولی پیچیدگی­‌های جبهه­ و جنگ را قادر نبودیم به تصویر بکشیم.»
آن­‌ها در این مصاحبه، واژه‌­ی پرکاربرد «حاجی» در فیلم­‌های جنگی را هم به چالش می­‌کشند. رشید: «عنوان حاجی در تهرانی‌­ها رسم بود یا نه، من بعید می‌دانم اگر کسی نرفته بود حج، به او بگویند حاجی... در سایر یگان‌­ها و لشکرها عنوان حاجی برای فرمانده رسم نبود.»
سلیمانی هم نظر رشید را تایید می­‌کند و می­‌گوید همدیگر را به اسم کوچک صدا می­‌کردند؛ «ابدا حاجی نمی‌­گفتند... «برادر» هم کم کاربرد داشت و فقط اسم گفته می‌­شد.»
سلیمانی تاکید می‌­کند: «یک تحریفی دارد انجام می‌­شود نسبت به جنگ ما، و ما هم خودمان خوشمان می­‌آید؛ می‌­نشینیم، نگاه می­‌کنیم، گوش می­‌دهیم.»
دو سردار در مصاحبه، نکات خوبی در ستایش از شخصیت و عملکرد احمد کاظمی در جنگ و پس از جنگ می‌­گویند و هنگامی که سلیمانی می­‌‌خواهد احمد کاظمی را در نمای کلان توصیف کند، جملات عجیبی بر زبان می­‌آورد: «فکر می‌­کنید ما هر 200 سال یک کسی مثل احمد را می­‌توانیم داشته باشیم؟ امکان ندارد که شما فکر کنید دانشگاه‌­های ما، دانشکده­‌های ما، بتوانند چنین افرادی را تحویل جامعه بدهند. نه، احمد عصاره یک شخص بود و آن شخص هم هر چند قرن یک­ بار می‌­آید. او آمد و یک چنین دستاوردی داشت. تمام شد و رفت.» سلیمانی احمد را یک قله معرفی می‌­کند؛ قله­‌ای که «خیلی فضیلت داشت. برای همین می­‌گویم احمد واقعا خلاصه‌­ای از شخصیت امام خمینی (ره) بود در ابعاد مختلفی.»
اگر بپذیریم برای این مصاحبه که با فاصله‌‌­ی چهل روزه از شهادت کاظمی انجام شده طبیعی باشد اما حتی با فاصله گرفتن از وقایع نیز، اغلب تمام نکات در گفتگوهای اینچنینی تمجیدی است و معمولا هیچ نظر نقادانه‌‌­ای مطرح نمی‌­شود.
سلیمانی و رشید، هرچند روایت رایج در تلویزیون و مطبوعات را نقد کرده‌اند اما آیا ستایش‌‌­های بدون نقد و روایت رایج در تلویزیون و مطبوعات دو روی یک سکه نیستند؟
اگر راه تمجید کاملا باز باشد و شخصیت‌­ها دست­‌نیافتنی توصیف شوند و از سوی دیگر بر نقد و ناقدان سخت گرفته ‌شود، آن‌­گاه سود در دکان خاطره‌­هاست؛ خاطره­‌های پرسود و بی ضرر. اینگونه اهالی جنگ تبدیل می‌شوند به یک عده آدم «که فقط دعا می­‌کردند». به تصویرسازی صداوسیما از شهید سلیمانی در این ایام نگاه کنید؛ آیا همین رویه درباره‌­ی خود سلیمانی تکرار نشده است؟
اگر شهید سلیمانی را صاحب اندیشه می­‌دانید، این مسیر صحیح نیست. آفت يك انديشه اين است كه به شعار تبديل شود و گرفتار دکان خاطره­‌ها. انديشه تا نقد نشود زنده نمی‌ماند.
اگر معتقدیم این جنگ تمامش بر اساس تدبیر بوده و مردانی داشته که تکرارشان در بازه‌ای به بزرگیِ 200 سال نیز ممکن نیست، پس، از نقد و پرسش چه باک؟
هرچند نقد با وجود دلبستگی سخت است و سردار درودیان، از نویسندگان جنگ در سپاه، به درستی می‌­گوید: «من خودم واقعا هیچ زمان نمی‌توانم تعلقاتم را کنار بگذارم. یعنی اصلا برایم امکان‌پذیر نیست مثل یک منتقد بی‌رحم، کالبد جنگ را وسط بگذارم و قطعه‌قطعه کنم... فرماندهان جنگ هم به همین ترتیب هستند. فرماندهان جنگ، همه‌ی هویتشان به همان جنگ است. لذا اگر بخواهند چیزی را بیان کنند یا نقد کنند، به این معنی است که اول باید خودشان را نقد کنند. انسان به دشواری می‌تواند خودش را نقد کند و از آن عبور کند. شاید این عبارت درست باشد که می‌گویند فرماندهان همیشه در کمند و اسیر آن تجربه‌ی نظامی هستند. به همین دلیل، در آینده این خطر وجود دارد که اشتباهاتشان را تکرار کنند و خودشان را اصلاح نکنند.» (تاریخ‌نگری و تاریخ‌نگاری جنگ، ص ۱۳۰ تا ۱۳۱)
چه بهتر که فرماندهان خود آغازگر نقد باشند. اما اگر نمی‌توانند، کاش اجازه دهند این راه باز بماند و نگذارند راه نفس بر منتقدان تنگ شود.


مصاحبه رشید و سلیمانی در شماره 16 نشریه‌ی "نگین ایران" در سپاه منتشر شده است و نکات خوبی درباره مدیریت احمد کاظمی دارد.


https://t.me/jafarshiralinia
اگه پاریس مونده بودی هم به تو خوش میگذشت هم به ما...
Audio
رادیوگیک - ۱۱۷ - گیم‌استاپ و اشغال وال‌استریت

خبر محوری این هفته، ماجرای گیم استاپ و وال استریت بود. بالاخره مردم تونستن در نقطه‌ای وال‌استریت رو شکست بدن و همه هیجان زده بودن. به این خبر و تاثیرش روی دوج نگاه می‌کنیم و بحث اینکه آیا خواهیم تونست سوپر هوش مصنوعی رو تحت کنترل بگیریم یا نه. با ما باشین با رادیوگیکی متمرکز در دفاع از نامتمرکزها!

https://youtu.be/CbArQKXHoh0

#رادیوگیک
SekkePod Episode 39
Mehdi Naji
اپیزود سی‌ونهم پادکست سکه

"نقش رسانه‌های اقتصادی در توسعه اقتصادی چیست؟"

تاثیر رسانه‌های اقتصادی در تصمیمات اقتصادی مردم چیست؟ نقش رسانه‌های اقتصادی در سیاست‌گذاری‌های اقتصادی چیست؟ آیا یک رسانه اقتصادی باید مستقل باشد؟ آیا یک رسانه اقتصادی در بین تعدد تفکرات اقتصادی باید بی‌طرف بماند یا از تفکرات نزدیک به خود دفاع کند؟

مهمان: علی میرزاخانی

اسپانسر:
همراه کارت | وب‌سایت همراه کارت

وب‌سایت | اینستاگرام پادکست سکه

لینک آموزش نصب و استفاده از برنامه کست‌‌باکس

#اپیزود_سی‌ونهم
#اقتصاد_رسانه

@Sekke_Podcast
iran-bssc - mutual fund conflict of interest.png
451.9 KB
دو ماه پیش، در پستی در مورد بورس، به این رسیدیم که صندوق‌های سرمایه‌گذاری ابزار مناسبی برای سرمایه‌گذاری بلندمدت پس‌اندازمون هستند، مادامی که تدابیر لازم برای اجتناب از تعارض منافع سبدگردانها اتخاذ شده باشه.

سازمان بورس آمریکا خیلی سختگیره، اما تو کشور ما هیچ ضابطه‌ای نیست. راه‌حلش اینه که خودمون منع تعارض منافع رو مطالبه کنیم. لذا در انتهای پست، چهار تا سوال پیشنهاد کردم تا از صندوقهای بورس بپرسید.

مردمی که تعارض منافع بین خودشون رو جدی نگیرند، حاکمان‌شون هم مطالبات‌شون برای منع تعارض منافع رو جدی نخواهند گرفت. اگه واقعا اصلاح حکمرانی رو می‌خواهیم، به موازات مطالبه منع تعارض منافع مسوولان، باید منع تعارض منافع سبدگردانها، وکلا، پزشکان و مهندسان رو هم مطالبه کنیم.

«مرکز توانمندسازی حاکمیت و جامعه» با ۱۴ شرکت که مسوول ۸۱ صندوق سرمایه‌گذاری هستند تماس گرفته و ازشون در مورد ضوابط تعارض منافع پرسیده. دو تاشون اصلا نمی‌دونستند یعنی چی و اکثرا هیچ ضابطه‌ای نداشتند. در جدول بالا، کنار اسم هر صندوق، پاسخ شرکت رو بخونید.

جزییات بیشتر رو هم در سایت مرکز بخونید:
https://iran-bssc.ir/?p=13692

@Economics_and_Finance