لینکستان | لینک‌های جذاب
3 subscribers
713 photos
393 videos
121 files
4.76K links
مجموعه ای از لینک ها به مطالب ارزشمند، مفید و جالب اینترنت و تلگرام
Download Telegram
Forwarded from مجمع دیوانگان (Arman Amiri)
فرجام «آل این» یک طرفه روی باخت ترامپ!


#A 280
https://t.me/divanesara/1223


آرمان امیری @ArmanParian - در بازی پوکر، اصطلاح معروفی وجود دارد با عنوان انگلیسی «All In». یعنی یکی از بازیکنان، تمامی دارایی خود را روی یک دست بازی شرط می‌بندد و طبیعتاً اگر ببازد فرصت ادامه و جبران نخواهد داشت؛ البته اگر هم ببرد یک سود بزرگ کسب خواهد کرد. به نظر من، دستگاه دیپلماسی کشور ما، یکی دو سالی می‌شود که بر روی باخت ترامپ در انتخابات آمریکا یک «All In» انجام داده، البته از نوع یک طرفه‌اش!

پیش از بحث اصلی، می‌توانیم کمی به عقب‌تر برگردیم. زمانی که حکومت، در مواجهه با پیشنهاد ترامپ برای تکمیل برجام اولین قمار خود را انجام داد و به فرصت ۶ ماهه مذاکرات «نه» گفت تا اینکه ترامپ از برجام خارج شد. ما دقیقا نمی‌دانیم حکومت با چه محاسبه‌ای تن به ریسک خروج ترامپ از برجام داد؟ اما احتمالا از دو حالت خارج نیست:

یا تصمیم گیران اصلی حرف های جواد ظریف را جدی گرفته بودند که با قاطعیت می‌گفت ترامپ نمی‌تواند از برجام خارج شود. یا اینکه احتمال خروج ترامپ از برجام را می‌دادند، اما تخمین نادرستی از خسارت‌های پس از آن داشت. به هر حال امروز قضاوت ساده است. هم جدی قلمداد کردن جناب ظریف غلط بود و هم شوخی قلمداد کردن تهدیدهای ترامپ. حاکمیت دست اول قمار دیپلماتیک را بدجوری به ترامپ باخت.

قمار دومی اما بسیار مهم‌تر شد. ترامپ به محض خروج از برجام و اعمال تحریم‌های جدید دوباره پیشنهاد مذاکره داد و توپ را به زمین جمهوری اسلامی انداخت. تا این لحظه هم می‌دانیم که پاسخ حکومت رد مذاکره، دست کم تا پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا بوده است. حالا می‌توانیم سناریوهای پیش رو را بررسی کنیم:

سناریوی «خوش‌بینانه» این است که ترامپ انتخابات را ببازد. در این حالت حکومت ما با تبلیغات فراوان مدعی می‌شود که «مقاومت حداکثری» ما بر «فشار حداکثری» ترامپ پیروز شد و حالا با سری افراشته به میز مذاکرات برجام باز خواهیم گشت. البته بسیار ساده‌اندیشانه است که گمان کنیم دموکرات‌ها حاضر می‌شوند با همان شرایط پیشین به برجام برگردند. احتمالا امتیازات جدیدی از ایران طلب می‌کنند که ای بسا اگر در همین چهارسال به ترامپ داده بودیم کار اصلا به اینجا نمی‌رسید. «یک طرفه بودن» این قمار همین‌جا آشکار می‌شود: یعنی متوجه می‌شویم که حتی در سناریوی خوش‌بینانه هم حکومت از این «آل این» خود پیروزی بزرگی کسب نخواهد کرد، مگر در بخش تبلیغات داخلی.

سناریوی دوم اما چیزی بدتر از «بدبینانه» است. اگر ترامپ انتخابات را ببرد، حکومت ما به وضعیت یک «بازنده مطلق» سقوط خواهد کرد. بازنده مطلق کسی است که در جریان یک مذاکره، کوچکترین برگی در دست ندارد و عملا باید به هر پیشنهادی از جانب طرف مقابل تن بدهد. اینجا دیگر ترامپ ضرب شست خودش را حسابی نشان داده و مقاومت ایران را در هم شکسته است. ضمن اینکه دیگر هیچ نیازی هم به توافق با ایران و استفاده تبلیغاتی از آن ندارد. فرجام چنین مذاکره‌ای را حتی نمی‌شود حدس زد.

در امثال حکم ما مصرع معروفی وجود دارد که قماربازهای بازنده زیاد از آن استفاده می‌کنند: «خنک آن قمار بازی که بباخت هرچه بودش». در مورد سناریوهای پیش روی حکومت ما اما، خواندن این شعر چندان دردی را درمان نخواهد کرد. جهان سیاست بی‌رحم‌تر از این حرف‌هاست که شما بازنده از سر زمین بلند شوی و قدم زنان به راه خودت بروی. اگر حکومتی روی دست بازنده «آل این» کند معلوم نیست چه چیزی در انتظارش خواهد بود.

قطعا می‌شد از این قمار جنون‌آمیز صرف نظر کرد و مدت‌ها پیش با خود ترامپ وارد مذاکره شد و امیدوار بود که او هم برای گرفتن ژست تبلیغاتی به توافق با حکومت ما نیاز داشته باشد؛ اما حالا که همه فرصت‌ها سوخته‌اند، واقعا پیش‌بینی‌اش دشوار است که در صورت پیروزی ترامپ نتیجه کار به کجا خواهد کشید. بی‌شک وضعیت به قدری بغرنج خواهد شد که گروهی هم به فکر بر هم زدن زمین بازی دیپلماسی بیفتند و این بار به جای هست و نیست حکومت، هست و نیست کل کشور را به قماری جنون‌آمیز و حتی انتحاری بگذارند و بخت خود را در زورآزمایی‌های غیردیپلماتیک بیازمایند. گزینه‌ای که باید گفت حتی اندیشیدن به آن لرزه بر تن انسان می‌اندازد.

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
Forwarded from مجمع دیوانگان (Arman Amiri)
ظلم، جهل و برزخیان روی زمین*

https://t.me/divanesara/1232
#A 283

آرمان امیری @ArmanParian - بالا گرفتن جدال بر سر مذاکره یا ادامه استراتژی «نه جنگ و نه صلح»، بار دیگر انبوهی از روایت‌های متکی بر «صلح حسنی» و «مقاومت حسینی» را بر فضای سیاسی کشور آوار کرد. بیشترین خلاقیت را در این میان نابغه‌ای از اهل سیاست به خرج داد که نهیب زد «تا کی قرار است در دهه‌های ابتدای رسالت متوقف بمانیم؟! وقت آن رسیده که کمی پیشتر آمده و به شیوه سنت امام رضا برسیم»! این سطح از رادیکالیسم در شکستن سنت، طبیعتا با واکنش طنزگونه‌ای از جانب برخی مخاطبان مواجه شد که برای تمامی این حضرات، آرزوی «غیبت مهدی‌گون» می‌کردند. به راستی اما، چرا فضای اندیشه و گفتگوی سیاست‌مداران و سیاست‌ورزان ما اینقدر محدود، تکراری، سطح پایین و بدوی است؟


* *‌ *

ماریو بارگاس یوسا، در کتاب «چرا ادبیات؟» تلاش می‌کند به پرسشی تکراری اما همچنان پر اهمیت بپردازد: چرا باید ادبیات (رمان) بخوانیم؟ او استدلال می‌کند که در جهان جدید، دانش و فن‌آوری نقش وحدت بخش خود را از دست داده‌اند. تخصص‌گرایی میان انسان‌ها مرز می‌کشد و مدام امکان گفتگوی آن‌ها را محدودتر می‌سازد. در چنین شرایطی تنها ادبیات است که می‌تواند فصل مشترک تجربیات انسانی به شمار آید.

یوسا می‌نویسد: «ادبیات به تک‌تک افراد با همه ویژگی‌های فردی‌شان امکان داده از تاریخ فراتر بروند. ما در مقام خوانندگان سروانتس، شکسپیر، دانته و تولستوی یکدیگر را در پهنه گسترده مکان و زمان درک می‌کنیم و خود را اعضای یک پیکر می‌یابیم، زیرا در آثار این نویسندگان چیزهایی می‌آموزیم که سایر آدمیان نیز آموخته‌اند و این همان وجه اشتراک ماست به‌ رغم طیف وسیعی از تفاوت‌ها که ما را از هم جدا می‌کند. (چرا ادبیات، یوسا: صفحه ۱۰)

* * *

زمانی استاد شجریان در توضیح چرایی عداوت رژیم مذهبی با موسیقی گفته بود: «جماعت روحانی و آخوند می‌خواهد همه توجهات را به خودش جلب کند. پس وقتی می‌بیند که موسیقی توجه مردم را به خود جلب کرده آن را حرام می‌کند». این تعبیر جالب استاد، به نظرم فراتر از موسیقی، می‌تواند در مورد تمامی اشکال هنر و به ویژه ادبیات به کار رود.

زبان مشترک و دیرینه ایرانیان، زبانی که نخبگان فرهنگ و هنر و اندیشه‌اش را به توده‌هایش پیوند می‌داد، برای ده‌ها قرن همواره زبان هنر و ادبیات بوده است. پشمینه‌پوشان تندخو اما، سطح ادب و گفتگوی جامعه را نیز، در قامت اندیشه کوتاه خود محدود کردند. بی‌خبران از موسیقی و تئاتر و سینما و رمان، وقتی از تکفیر کامل هنر ناامید شدند، آن را کالایی لوکس و تجملی در کف «روشنفکرِ غرب‌زده و برج عاج نشینِ بی‌خبر از مردم» جلوه دادند تا جای‌ش را با سنت روضه‌خوانی خود پر کنند.

من اما، همچون یوسا می‌اندیشم که می‌نویسد: «جامعه بدون ادبیات، یا جامعه‌ای که در آن ادبیات مثل مفسده‌ای شرم‌آور به گوشه‌ و کنار زندگی اجتماعی و خصوصی آدمی رانده می‌شود و به کیشی انزواطلب بدل می‌گردد، جامعه‌ای است محکوم به توحش معنوی و حتی آزادی خود را به خطر می‌اندازد». (همان، صفحه ۸)

در چنین جامعه‌ای دیگر فرقی نمی‌کند که موضوع سخن تخصصی‌ترین مسائل سیاسی باشد یا شیوه پیش‌گیری از کووید۱۹، سر و کله روایات و احادیث و روضه‌خوانی همه جا پیدا می‌شود و پای‌اش را درون هر کفشی فرو می‌کند.

یوسا می‌نویسد: «دنیای بدون ادبیات، دنیایی است بی‌تمدن، بی‌بهره از حساسیت و ناپخته در سخن گفتن، جاهل و غریزی، خام‌کار در شور و شر عشق؛ و این کابوسی که برای شما تصویر می‌کنم، مهم‌ترین خصلت‌ش، سازگاری و تن‌ دادن انسان به قدرت است». (همان صفحه ۲۳) و این توصیف، پیش‌بینی تمام عیاری است از وضعیت انسداد سیاسی و انقطاع اندیشه، در جامعه‌ای استبداد زده، که مدعیان سیاسی‌اش نه گوش موسیقی دارند و نه چشم نقاشی و نه ذوق تئاتر. علیل از هرگونه استدلالِ سره، الکن از بیانی شفاف و ساده، اما پرمدعا و با تبختر، ترس‌خوردگی و بی‌شهامتی خود را در پس دون‌پایه‌ترین ادبیات فقهی پنهان می‌کنند و در نهایت سطح اندیشه و تفکر جامعه‌ای را در سطح جهل تیره و فلاکت‌بار خود سخیف می‌سازند.

شاملو، جایی در ذکر پشیمانی از شور انقلابی گذشته خود گفته بود: «ما ظلم را با جهل جایگزین کردیم». معنای عمیق این «جهل» را اگر کسی از دستگاه فکری و نظری شاملو در نیافته باشد، با یک نگاه به سطح ادبیات و استدلال فضای سیاسی کشور به خوبی می‌تواند دریابد. آنگاه روشن‌تر می‌شود که سرنوشت ملتی که در رویای رهایی از «ظلم» به ورطه هولناک «جهل» سقوط می‌کند، تنها مصداق همان «برزخیان روی زمین» خواهد بود.

پی‌نوشت:
تیتر برگرفته از کتابی نوشته «محمد قائد»

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
Forwarded from مجمع دیوانگان (Arman Amiri)
تداوم خشونت و منطق توجیه

#A 285

آرمان امیری @ArmanParian - عباس عبدی، در یادداشتی با عنوان «قتل فجیع و منطق علیل»، به مساله اقدامات بنیادگرایان اسلامی در فرانسه پرداخته است و منطق دولت‌مردان این کشور را بدین‌گونه به چالش کشیده است: «آیا فرانسه قبول می‌کند که مثلا در مدرسه چینی‌ها که کودکان مسیحی حضور دارند، معلم‌های بودایی و چینی، تصاویر کاریکاتوری از مکرون یا عیسی مسیح یا پاپ به دانش‌آموزان ارایه و آموزش دهند؟».

آقای عبدی، احتمالا به صورت بدیهی در نظر داشته‌اند که فرانسوی‌ها تحمل نمی‌کنند که مثلا در مدارس چین جسارتی به ساحت مسیح یا پاپ شود. البته من نمی‌دانم که در مدارس کمونیستی چین در مورد ادیان الاهی چه آموزش‌هایی داده می‌شود؛ اما احتمالا آقای عبدی باید بدانند که در مدارس و دانشگاه‌های خودمان، مثلا در مورد آیین بهاییت و پیشوایان آن چه گفته می‌شود. البته از نگاه مسلمانان، تشبیه وضعیت خودشان با آنچه «فرقه ضاله بهاییت» می‌خوانند پذیرفتنی نیست! پس پیش از آنکه خون بنده نیز حلال شود باید تاکید کنم که من ابدا قصد چنین مقایسه‌ای ندارم. فقط به نظرم با یک منطق حداقلی می‌شود فهمید که برای ناظر بیرونی، این بازی ته ندارد. دنیا پر از ادیان و آیین‌های گوناگون است و هیچ کسی نمی‌تواند درخواست کند که فقط مقدسات خودش مورد استثنا قرار گیرند.

به هر حال، از آموزه‌های مدارس که بگذریم‌، من بسیار در شگفتم که آقای عبدی، چطور تا به حال انبوه کاریکاتورهای عیسی مسیح، موسی، پاپ و یا حتی خود خدا در مطبوعات و رسانه‌های غربی بر نخورده است؟ شاید اگر در یک گوشه این جهان می‌شد از دست خشم مقدس جهادگران عزیز احساس امنیت کرد، من در همین یادداشت با انتشار چند عکس و کاریکاتور برای نمونه از اطاله کلام جلوگیری می‌کردم. اما با توجه به سکونت در ام‌القرای جهان اسلام، به یک خاطره طنزگونه اکتفا می‌کنم.

پنج سال پیش که دوستان اسلام‌گرا، دفتر نشریه شارلی ابدو را به رگبار بستند و در یک سنت جهادی، ۱۲ خبرنگار کافر را به درک واصل کردند، گروهی از کارتونیست‌های جهان با هم قرار گذاشتند که همگی همان صور قبیحه را بازنشر کنند. (لعنت خدا بر ایشان!) در این میان، مسوولان سریال انیمیشنی بسیار معروف «South park» دست به ابتکار جالبی زدند. این انیمیشن در قالب طنز، با زمین و آسمان شوخی‌های بسیار تندی می‌کند و از شخصیت‌های زنده گرفته تا اسطوره‌ها و افسانه‌های کهن هیچ کس از تیغ طنز تندش در امان نیست. ناگفته پیداست که موارد بسیار متعددی هم از تصاویر طنز‌آمیز از عیسی مسیح، حضرت موسی و حتی خود خداوند خلق کرده‌اند. (که لعنت بر این وقاحت‌شان!)

با این حال، وقتی قرار به بازنشر کاریکاتور پیامبر اسلام شد، اهالی این انیمیشن از چنین اقدامی سر باز زدند. به جای آن، یک قسمت جدید ساختند که موضوع‌ش همین بود و نشان می‌داد تمام شخصیت‌های داخل کارتون، از شنیدن این پیشنهاد به وحشت افتاده‌اند و فرار می‌کنند و خلاصه به شوخی و جدی از زیر بار دردسرهای احتمالی شانه خالی کردند.

شاید بد نباشد من هم در طرح استدلال خود یک پرسش مطرح کنم: «چرا در جهانی که این حجم انبوه از شوخی و هجو و حتی توهین به مقدسات مسیحیت وجود دارد، شاهد اعلام جهاد و انتحار مسیحیان افراطی نیستیم؟ و چرا در جهان آزاد با همه کس می‌شود شوخی کرد اما نوبت به پیامبر رحمت که می‌رسد بجز با چند سر بریده غائله ختم نمی‌شود؟»

به باور من، این مساله هیچ ارتباطی به عملکرد دولت کمونیستی در نیم یک قرن پیش ندارن. من فکر می‌کنم، در بین مسیحیان هم بی‌شک افراطیونی به مانند همتایان مسلمان‌شان وجود دارد. تفاوت در آنجاست که نخبگان جامعه غربی، همچون «جان لاک»، از چهار قرن پیش تا کنون با انتشار متونی مانند «نامه‌ای در باب تساهل» به هم‌کیشان خود نهیب زده‌اند که باید تعصب، جنگ و وزن‌کشی مذهبی را با تساهل و مدارا جایگزین کنیم. به مدد چنین نخبگانی، غرب توانست از وحشت تعصبات مذهبی قرون وسطی عبور کند.

در میان ما اما، تقسیم‌کار به شکل دیگری است. درست در همان زمان که یک گروه زحمت سر بریدن را می‌کشند تا سیاست «النصر بالرعب» زمین نماند، گروه نخبگان قلم به دست می‌گیرند و سعی می‌کنند گناه کار را به گردن زمین و زمان بیندازند و کل مساله را در سطح «چیزی که عوض دارد گله ندارد» تقلیل دهند.

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
.
بازیِ خونین
معادله‌های عجیب در طولانی‌شدن جنگ ایران و عراق

پروفسور برنارد رایش در مقاله‌ی اسراییل و جنگ ایران و عراق می‌نویسد: «بهره‌ی اصلیِ اسراییل از جنگ ایران و عراق آن بود که این دو قدرت منطقه‌ای که هر دو دشمن اسراییل محسوب می‌شدند، علیه یکدیگر وارد جنگ شدند و فرصت استراحتی برای اسراییل فراهم شد.» او معتقد است اسراییل به دنبال «حفظ موازنه‌ی قوا برای طولانی‌کردن جنگ و جلوگیری از پیروزی یکی از دو طرف بود.»سیاست آمریکا هم شبیه صهیونیست‌ها بود؛ ادامه‌ی جنگ خونین ایران و عراق؛ تا وقتی که برنده‌ای نداشته باشد.

مذاکرات محرمانه ایران و آمریکا در میانه‌ی دهه‌ی 60 که به ماجرای مک فارلین معروف شد در این معادله چه نقشی داشت.

یکشنبه ۱۱ آبان، سالن همایشهای مرکز اسناد و کتابخانه ملی؛ حضور با رعایت پروتکل‌های بهداشتی آزاد است.

مراسم به صورت زنده از صفحه اینستاگرام انجمن اندیشه‌و‌قلم به آدرس
http://instagram.com/andisheqalam 
پخش می شود.

صحبت‌هایم در این همایش را می توانید از صفحه اینستاگرامم با این آدرس به صورت زنده ببینید👇

https://instagram.com/jafarshiralinia?igshid=1sw8uiiznyf5v
Forwarded from ali HSNZDH
ده روش برتر برای این که هرگز به اهداف‌تان دست نیابید!

1. همیشه در مورد خواست‌هایتان سردرگم باشید. دقیقاً ندانید چه می‌خواهید و دنبال چه هستید.

2. به احدی درباره‌ی آرزوهای آینده‌تان چیزی نگویید ــ حتی به خودتان. آن را مثل یک راز مخفی نگه‌ دارید.

3. با کسانی وقت بگذرانید که آن‌ها هم به دنبال آرزوهایشان نباشند. موفقیت واگیردار است، پس از همه‌ی کسانی که اهدافی مشخص و برنامه‌ای برای دست‌یابی به آن دارند بپرهیزید.

4. هرگز به هیچ عنوان اهداف‌تان را یادداشت نکنید. کم‌ترین تأثیر این عمل، برداشتن یک قدم بسیار بلند به سمت دست‌یابی به اهداف‌تان است، پس این مورد کاملاً قدغن است!

5. به تمام ترس‌ها و تردیدهایتان بها بدهید. اگر تصادفاً دیدید دارید به سمت هدفی گام برمی‌دارید، فوراً تسلیم ترس‌ها و تردیدهایتان شوید ــ بالاخره هرچه باشد، ترس قدرتمندتر از شماست، نه؟

6. به محض این که با مانعی مواجه شدید، از کارتان دست بکشید. هر مانعی یک نشانه‌ی قطعی است مبنی بر این که شما نباید برای رسیدن به اهداف‌تان اقدامی بکنید.

7. نصیحت کسی را بپذیرید که فکر می‌کند آرزوهایتان نامعقول، ناممکن، بی‌مورد، اشتباه، احمقانه، نشدنی و ساده‌لوحانه است. هرکسی می‌داند که بدبینی واقع‌گرایانه‌تر از خیال‌پردازی است.

8. هرگز به هیچ روی ریسک نکنید. به هر وضعی که دارید قانع باشید، این روش خطرش کم‌تر است.

9. تا 100% از نتیجه‌ی کاری مطمئن نبودید، آن را شروع نکنید. صبر کنید تا شرایط کاملاً مهیا و دقیقاً مشخص شود که کار چگونه از آب در خواهد آمد.

10. ببینید که نتایج دور از انتظار واقعاً چه‌ هستند: ناکامی.همه‌ی نتایج، آنچه شما می‌خواستید نخواهد بود و بنابراین شما یک آدم شکست‌خورده‌اید و زندگی‌تان سراسر ناکامی و شکست است. ممکن است همین حالا تسلیم شوید.
اگر از این قوانین ساده پیروی کنید هیچ‌چیز به دست نخواهید آورد... ناموفق باشید!

https://virgool.io/@farhadarkani/1-jfbf9rdgk0ws
درخواست ابطال فوری بخشنامه بانک مرکزی درخصوص افزایش کارمزد خدمات بانکی

متن نامه سرگشاده انجمن ملی حمایت از حقوق مصرف کنندگان به رئیس جمهور:

جناب آقای دکتر حسن روحانی
رئیس محترم جمهوری اسلامی ایران

با سلام و احترام
همانگونه که مستحضرید بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران طی بخشنامه ای اقدام به افزایش کارمزد خدمات بانکی و ابلاغ آن به بانکها و مؤسسات مالی سراسر کشور نموده است که بر این اساس نه تنها کارمزد بسیاری از خدمات بانکی افزایش قابل توجهی یافته است بلکه سایر خدمات بانکی از جمله انتقال وجه از طریق ساتنا و پایا، ارسال پیامک و ... که تا کنون کارمزدی بابت آن دریافت نمی شد نیز مشمول اخذ کارمزد با مبالغ و ضرایب چشمگیری شده اند.
از آنجا که در حال حاضر جامعه عظیم مصرف کنندگان کشور به خصوص اقشار آسیب پذیر مردم در شرایط اقتصادی و معیشتی بسیار نامطلوبی قرار دارند و رکود کسب و کارها به سبب حاکم شدن محدودیت های کرونایی و تحریم های ظالمانه ضدبشری نیز به این امر دامن زده است متاسفانه شاهد تصمیم گیری های خلق الساعه و تعیین مقررات جدید مذکور توسط بانک مرکزی می باشیم.
با عنایت به این که دولت همواره برای جلوگیری از افزایش قیمت اقلام اساسی و سبد معیشت خانوار تأکید نموده و از طرفی به دلیل مقابله با شیوع بیماری کرونا مکرراً مردم را توصیه و دعوت به استفاده از خدمات الکترونیکی و غیرحضوری بانک ها می نماید، اقدام جدید بانک مرکزی نه تنها مغایر با سیاست های حمایتی دولت می باشد بلکه اقدامی در جهت افزایش قیمت ها و گرانتر شدن خدمات ارائه شده به مردم و نهایتاً تحمیل هزینه های بیشتر به مردم خواهد شد که بر همین اساس و پیرو بروز موجی از نارضایتی های مردمی در سطح جامعه، انجمن ملی حمایت از حقوق مصرف کنندگان به عنوان تنها نهاد غیردولتی حامی حقوق مصرف کننده از جنابعالی درخواست صدور دستور مقتضی جهت ابطال بخشنامه مذکور و تسریع در این امر را دارد. پیشاپیش از بذل توجه جنابعالی کمال تشکر و قدردانی را داریم.

انجمن ملی حمایت از حقوق مصرف کنندگان
۱۲ آبانماه ۱۳۹۹

https://t.me/hamianhoghooghmasrafkonande
سرنوشت پورسانت خریدهای جنگی

«در این وزارتخانه، به خلاف تمام مؤسسات و ادارات دنیا، ملاک خرید، قبل از هر چیز، دوست‌بازی و رفیق‌دوستی است.» این بخشی از سخنان هادی غفاری در جلسه‌ی آن روز مجلس بود.
۲۰ شهریور ۱۳۶۷، در جلسه‌ی رای اعتماد به دولت مهندس موسوی، غفاری، نماینده‌ی مجلس، در مخالفت با محسن رفیقدوست، وزیر سپاه، به شدت از مدیریت وزارت سپاه، به‌ویژه در بحث‌ خریدهای خارجی و داخلی، انتقاد کرد و گفت:«دوره‌گردها، دست‌فروش‌های اروپایی، با کمک سلطنت‌طلبان و دیگر گروه‌های ضدانقلاب، در کوچه و خیابان‌های اروپا و هتل‌ها دربه‌در به دنبال مأمورین خرید وزارت سپاه می‌گردند و اگر آن‌ها را بیابند، راجع به یک جنس بنجل، آن‌قدر بازارگرمی می‌کنند، تا این که مأمورینِ خرید راضی می‌شوند هر کدام را چند درصد بالاتر از قیمت رقیب ارتشی بخرند، تا افتخار و اعتبار خرید جنس مذکور فقط و فقط نصیب آن‌ها گردد. از دیگر خصوصیات این وزارتخانه [آن] است که در خرید، میزان احتیاجات در نظر گرفته نمی‌شود! میزان تقاضا بستگی به میزان موجودی جنس و نوع آن و میزان حق‌العمل و پورسانت و حد اشباع روانی خریدار دارد.» او برای سخنانش مثال‌های عجیبی داشت.
۲۱ شهریور، رفیقدوست در جلسه‌ی مجلس به سخنان غفاری پاسخ داد و برخی سخنان او را تکذیب کرد و گفت:«این که فرمودند میزان خرید، بستگی به میزان حق‌العمل و پورسانت و حق اشباع روانی خریدار دارد، برادر عزیز! چرا این [همه] افترا و تهمت؟ من این حرف‌ها را تکذیب می‌کنم و از ریاست محترم مجلس و جانشین فرمانده کل قوا می‌خواهم که دستور بدهند پیگیری بشود. شما در مقابل دستگاه‌های سنتی این‌گونه موضع‌گیری نکردید، چطور این‌طور با قاطعیت نسبت به افراد متدین و متعهد سپاهی تهمت زدید؟»
در ادامه، او نیز با ذکر مصادیقی به برخی سخنان غفاری پاسخ داد، هرچند در نهایت رفیقدوست نتوانست رای اعتماد بگیرد و از وزارت سپاه کنار رفت.
موضوعات این جلسه‌ی رسمی و منتشرشده، از موضوعات مغفول تاریخ جنگ است و در سال‌های بعد چندان به آن پرداخته نشده است.
سال‌ها بعد، رفیقدوست در کتاب خاطراتش خیلی گذرا به این جلسه اشاره کرده و درباره‌ی سخنان غفاری می‌گوید:«نمی‌دانم، شاید او هم خواسته‌ای داشته که عمل نشده.» البته او در خاطراتش به وجود پورسانت در معاملات خارجیِ زمان جنگ اشاره کرده، اما می‌گوید:«در وزارت سپاه، خوشبختانه مجموعه‌ای از افراد شریف آمده بودند به جبهه بروند و ما آن‌ها را نگه داشته بودیم.» او می‌گوید برای آن‌ها پورسانت‌ها مسئله شده بود و در نهایت «حسابی در بانک صادرات دوسلدورف آلمان به نام وزارت سپاه باز کردم، به آن‌ها گفتم هر کجا از این پول‌ها می‌گیرید به آن حساب حواله کنید. با آن حساب، کلی از احتیاجات دولت برطرف می‌شد که نمی‌خواهم بگویم (با خنده). وقتی هم مرا از وزارت کنار گذاشتند یک میلیون و دویست‌هزار دلار به دولت بعدی تحویل دادم.» او درباره‌ی سرنوشت هدایای غیرنقدی در معاملات می‌گوید:«می‌آوردند تحویل می‌دادند؛ گاهی به‌شان پاداش می‌دادم، یا می‌گفتم هر کدام از این هدایا را دوست داری بردار! هرچند وقت یک‌ بار صندوق‌های بزرگِ پر از دوربین و ساعت و ماشین‌حساب و غیره را به جبهه می‌بردم و به بچه‌ها جایزه می‌دادیم.»(برای تاریخ می‌گویم، ج ۱، ص ۴۱۵ و ج 2، ص ۲۳۲-۲۳۵)
مسایل بودجه‌ایِ جنگ ابعاد فراوانی دارد. ستاری‌فر، معاون سازمان برنامه‌و‌بودجه در کابینه‌ی دوم موسوی، با اشاره به برخی مجوزهایی که مسئولان جنگ از امام برای تامین بودجه‌ی خارج از بودجه‌ی تعریف‌شده‌ی سالانه می‌گرفتند، می‌گوید:«چندین ‌بار این امر صورت ‌گرفته بود، اما رویه نبود و بعد‌ها شد قاعده که بودجه را رها کنید، خودمان می‌رویم از بالا می‌گیریم. در سال ۶۵ در واقع ۲۵ میلیارد تومان پول داغ به اقتصاد تزریق شد؛ پول چاپ کردند. امام فرمودند دولت و نخست‌وزیری تصمیم بگیرند... قرار شد وقتی منابع را دریافت کردند، عملکرد و هزینه‌ شدن این منابع را گزارش دهند، اما نه‌تنها هیچ گزارشی داده نشد، بلکه این میزان پول نیز بازگردانده نشد.» و ادامه می‌دهد:«در سال‌های بعد، با بررسی‌هایی که صورت گرفت، مشخص شد این مقدار پول در آن زمان باعث تورم شدید در کشور شد؛ نه‌تنها در مورد اهدافی که گفته بودند خرج نشد، بلکه پادگان‌سازی صورت ‌گرفته است. باید توجه داشت در زمان هر جنگی پادگان‌ها مورد حمله قرار می‌گیرند و بعد از جنگ اگر در آن زمان ۱۰۰ تا پادگان داشته باشند، به ۷۰ تا کاهش می‌یابد، اما در کشور ما بعد از جنگ ظرفیت پادگان‌ها چندین برابر شده بود.» (گزارش سایت رسمی موسسه دین و اقتصاد، سال ۹۴)
موضوع از زاویه‌های مختلف قابل بررسی است و این یادداشت طرح مسئله‌ای است که نیازمند بررسی و تحقیق است. به همین دلیل، به جای تحلیل و یا قضاوت، در دو فایل پیوست، بحث‌های مجلس در شهریور ۶۷ درباره‌ی این موضوع را آورده‌ام.

https://t.me/jafarshiralinia
سرنوشت پورسانت.pdf
782.4 KB
متن کامل سخنان عجیب و افشاگرانه‌ی هادی غفاری، نماینده مجلس، درباره‌ی خریدهای خارجی و داخلی وزارت سپاه برای جنگ و متن کامل پاسخ محسن رفیق‌دوست، وزیر سپاه در آن روزها؛

به دلیل حساسیت موضوع، متن را کامل آورده‌ام و همچنین در فایل دیگر‌، که در پست بعدی منتشر شده، متن کامل مذاکرات مجلس در این جلسه را می‌توانید ببینید. (در متن اشتباهات تایپی وجود دارد که به اصل متن پیاده‌شده در صورت‌‌مذاکرات جلسات مجلس مربوط است.)
متن کامل مذاکرات.pdf
3.1 MB
متن کامل مذاکرات مجلس در جلسه رای اعتماد به کابینه‌ی مهندس موسوی، در شهریور ۱۳۶۷، پس از شکل‌گیری مجلس سوم؛
در این جلسه، سخنان افشاگرانه‌ی هادی غفاری، نماینده مجلس، پیرامون خریدهای خارجی و داخلی وزارت سپاه برای جنگ و پاسخ محسن رفیق‌دوست، وزیر سپاه در آن روزها (که در پست قبلی منتشر شد) و همچنین واکنش نمایندگان و افراد حاضر در جلسه درباره‌ی مسایل جنگ با رنگ قرمز مشخص شده است.
علاوه بر این موضوع، بحث‌های این جلسه تصویر خوبی از وضعیت کشور در فاصله‌ی کوتاهی پس از پایان جنگ به ما می‌دهد.
(در متن اشتباهات تایپی فراوانی وجود دارد که به اصل متن پیاده‌شده در صورت‌مذاکرات جلسات مجلس مربوط است.)
Forwarded from دغدغه ایران
چرا مملکت طومارنویسی ندارد؟

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

صدای مردم باید شنیده شود. این اصل مهم حکومت دموکراتیک یا مردم‌سالار است. مردم نه فقط به یک راه، بلکه به راه‌های مختلف برای رساندن و شنیده شدن صدای‌شان نیاز دارند. حاکمان باید از راه‌های مختلف صدای مردم را بشنوند. یک راه طومارنویسی است.

مردم در قدیم برای شنیده شدن صدای‌شان طومار می‌نوشتند. طومار می‌نوشتند و هزاران نفر زیرش را امضا می‌کردند تا شاید صدای‌شان شنیده شود. طومار نوشتن در دنیای خارج از ایران هم راهکار جاافتاده‌ای است. این نوع طومارها را در زبان انگلیسی Petition می‌گویند.

بگذارید سایت طومار یا Petition دولت یا پارلمان انگلستان را مختصر بررسی کنیم. این سایتی است که هر شهروند یا مقیم انگلستان می‌تواند در آن یک طومار بنویسد و از دیگران بخواهد که آن‌را امضا کنند. دولت به طوماری که ده هزار نفر آن‌را امضا کنند پاسخ می‌دهد؛ و اگر امضاها به صد هزار نفر برسد، طومار در پارلمان انگلستان بررسی می‌شود.

مردم می‌توانند در این سایت ببینند که چه طومارهایی وجود دارد. اگر کد پستی را وارد کنید، طومارهایی را که توسط شهروندان نزدیک به نشانی شما امضا کرده‌اند نمایش داده می‌شوند. امروز دوازده آبان است و در این سایت نوشته:

⭕️ دولت به 211 طومار پاسخ گفته و مجلس 24 طومار را بررسی کرده است.

⭕️ تعداد طومارهای باز که می‌شود امضا کرد 2399 طومار است.

⭕️ طوماری درخصوص پایان دادن به فقر غذایی کودکان با بیش از یک میلیون امضا، بیشترین امضا را دارد.

⭕️ دولت انگلستان به طومار درخواست کاهش هزینه دانشگاه‌ها تا زمان پایان یافتن تدریس آنلاین بر اثر کرونا پاسخ گفته و چون 163 هزار امضا داشته، نوشته شده که در مجلس بررسی می‌شود.

سؤال این است که چرا در مملکت ایران که قانون اساسی‌اش مبتنی بر مردم‌سالاری است و حقوق ملت در آن تعریف شده، نباید ابزار طومارنویسی به اندازه کشور انگلستان وجود داشته باشد؟

لازم نیست دولت و مجلس و قوه قضائیه دائم از جانب مردم حرف بزنند و داد بکشند؛ ابزار قانونی طومارنویسی، همان پِتیشن فرنگی، به صورت رسمی و با تکلیف دولت، مجلس و قوه قضائیه به بررسی و پاسخ دادن به مردم راه بیفتد.

چرا شما خودتان را با داد کشیدن و حرف زدن از جانب مردم خسته می‌کنید، بگذارید مردم خودشان بنویسند و شما انرژی‌تان را برای پاسخ‌گویی صرف کنید. این راه بهتر از #دادکش شدن است.

مجلس اگر راست می‌گوید که می‌خواهد صدای مردم باشد، طرحی آماده کند که در آن کشور قانونی برای طومارنویسی، امضا شدن، و الزام دولت و مجلس و قوه قضائیه به رسیدگی و پاسخ‌گویی شفاف داشته باشد. این یکی را می‌توانیم از اجنبی جماعت یاد بگیریم.

صدای مردم را این گونه، مسالمت‌آمیز، بدون خشونت، شفاف و با مسیر تعریف‌شده برای پیگیری بشنوید. طومارنویسی، روشی غربی و استعماری نیست، ریشه در سنت نیز دارد.

#مطالبه_طومارنویسی

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad