Forwarded from وقایع اقتصادیه - پویا ناظران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استاد دانشگاه و رییس اسبق بانک مرکزی، فرق گرونفروشی و تورم رو متوجه نیست!
تورم، کاهش ارزش پوله! وقتی حجم پول زیاد میشه ارزشش کم میشه که بهش میگیم تورم. ارزش پول که کم میشه، کسبه قیمت رو افزایش میدن. این گرونفروشی نیست! بیارزش شدن پوله!
مسئول کنترل حجم و ارزش پول، بانک مرکزیه.
از بهار ۱۳۸۲ تا تابستون ۱۳۸۶ که ایشون رییس کل بانک مرکزی بودند، نقدینگی ۲۴۰٪ رشد کرد. اما مقصر ایجاد تورم رو سبزیفروش میدونند!
➖➖➖➖➖
نقدینگی سالی ۲۶٪ سریعتر از بخش واقعی اقتصاد رشد میکنه.
1.26^10 = 10
یعنی هر ده سال نقدینگی ده برابر میشه و ارزش ریال یک دهم.
همینه که پراید تو ده سال ده برابر شده. مشق شب: سال ۱۴۰۹ پراید چنده؟ دلار چنده؟
➖➖➖➖➖
«هر ده سال ده برابر» یعنی هر چهل سال چهار تا صفر اضافه میشه.
پاک کردن اثر چهار دهه رشد نقدینگی از روی اسکناسها اشکالی نداره. ولی حذف چهار صفر صرفا یک اتفاق حسابداریه و تبعات اقتصادی واقعی نداره، کما اینکه اگه اتاقی رو بجای متر با کیلومتر اندازه بگیریم، اتاق کوچیک نمیشه.
اگه غرورمون رو کنار نگذاریم و بانکداری مدرن رو یاد نگیریم، چهار دهه دیگه باز چهار تا صفر جدید اومده جلو قیمتها.
تورم، کاهش ارزش پوله! وقتی حجم پول زیاد میشه ارزشش کم میشه که بهش میگیم تورم. ارزش پول که کم میشه، کسبه قیمت رو افزایش میدن. این گرونفروشی نیست! بیارزش شدن پوله!
مسئول کنترل حجم و ارزش پول، بانک مرکزیه.
از بهار ۱۳۸۲ تا تابستون ۱۳۸۶ که ایشون رییس کل بانک مرکزی بودند، نقدینگی ۲۴۰٪ رشد کرد. اما مقصر ایجاد تورم رو سبزیفروش میدونند!
➖➖➖➖➖
نقدینگی سالی ۲۶٪ سریعتر از بخش واقعی اقتصاد رشد میکنه.
1.26^10 = 10
یعنی هر ده سال نقدینگی ده برابر میشه و ارزش ریال یک دهم.
همینه که پراید تو ده سال ده برابر شده. مشق شب: سال ۱۴۰۹ پراید چنده؟ دلار چنده؟
➖➖➖➖➖
«هر ده سال ده برابر» یعنی هر چهل سال چهار تا صفر اضافه میشه.
پاک کردن اثر چهار دهه رشد نقدینگی از روی اسکناسها اشکالی نداره. ولی حذف چهار صفر صرفا یک اتفاق حسابداریه و تبعات اقتصادی واقعی نداره، کما اینکه اگه اتاقی رو بجای متر با کیلومتر اندازه بگیریم، اتاق کوچیک نمیشه.
اگه غرورمون رو کنار نگذاریم و بانکداری مدرن رو یاد نگیریم، چهار دهه دیگه باز چهار تا صفر جدید اومده جلو قیمتها.
Forwarded from بورژوا
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بر ملاکردن فساد دانشگاهی در حوزههای معلومالحال که علم را بازیچه اکتیویسم سیاسی کردهاند. این سه پژوهشگر موفق شدند مقالات بیسروته و ساختگی در تایید جریانهای مد روز مطالعات زنان، جامعهشناسی، مطالعات نژادی، مطالعات چاقپذیری، مطالعات فرهنگی و... را در معتبرترین ژورنالهای علمی دنیا در این حوزهها چاپ کنند. دریغ که بسیاری از تولیدات شبه علمی این حوزهها در ایران توسط افراد تحصیلکرده، بدون مطالعه، تبلیغ شده و طرفدار دارد.
@bourgeois_ir
@bourgeois_ir
Forwarded from خوانش کتاب برای انسان خردمند
🔴 پویهی پایای پارسی
📝 جستاری از دکتر میرجلالالدین کزازی دربارهی زبان فارسی:
🔸 آیا زبان «پارسی دری» (فارسی امروزین) زبانی مُرده و ایستاست و در برابر، زبانهای فرانسوی، انگلیسی و آلمانی زبانهایی پویا و پیشرفتهاند؟
🔸 چرا ما میتوانیم متن فارسی «هزار سال پیش» را دریابیم در حالی که متن انگلیسیِ «دویست سال پیش» برای انگلیسیزبانها قابلفهم نیست؟
🔸 دشواریهای یادگیری زبان فارسی و سایر زبانها چیست؟
🔸 تهنشستهای تاریخی و اسطورهای در زبان چیست؟
🔸 آیا نداشتن «جنسیت» در نامها و ضمایر زبان فارسی، نقص و کمبودِ این زبان محسوب میشود؟
و...
📣 اینجا بشنوید:
https://t.me/homosapiensfa/768
🔷 اینستاگرام دکتر کزازی (زیر نظر مستقیم ایشان):
https://www.instagram.com/drkazzazi/
🔷 کانال تلگرام دکتر کزازی:
https://t.me/DrKazzazi
📸 عکس از: فرهاد ارکانی (1391)
@HomoSapiensFA
📝 جستاری از دکتر میرجلالالدین کزازی دربارهی زبان فارسی:
🔸 آیا زبان «پارسی دری» (فارسی امروزین) زبانی مُرده و ایستاست و در برابر، زبانهای فرانسوی، انگلیسی و آلمانی زبانهایی پویا و پیشرفتهاند؟
🔸 چرا ما میتوانیم متن فارسی «هزار سال پیش» را دریابیم در حالی که متن انگلیسیِ «دویست سال پیش» برای انگلیسیزبانها قابلفهم نیست؟
🔸 دشواریهای یادگیری زبان فارسی و سایر زبانها چیست؟
🔸 تهنشستهای تاریخی و اسطورهای در زبان چیست؟
🔸 آیا نداشتن «جنسیت» در نامها و ضمایر زبان فارسی، نقص و کمبودِ این زبان محسوب میشود؟
و...
📣 اینجا بشنوید:
https://t.me/homosapiensfa/768
🔷 اینستاگرام دکتر کزازی (زیر نظر مستقیم ایشان):
https://www.instagram.com/drkazzazi/
🔷 کانال تلگرام دکتر کزازی:
https://t.me/DrKazzazi
📸 عکس از: فرهاد ارکانی (1391)
@HomoSapiensFA
نگرش به مرگ
یووال نوح هراری
🔴 آیا ویروس کرونا نگرش ما را به مرگ تغییر خواهد داد؟
🖌 یووال نوح هراری
🌐 20 آوریل 2020
🖋 برگردان : عرفان ثابتی
@Homosapiensfa
🖌 یووال نوح هراری
🌐 20 آوریل 2020
🖋 برگردان : عرفان ثابتی
@Homosapiensfa
Forwarded from 🆔تلخندستان 👈 (@athm1362)
این استقلال نیست که عطسه ترامپ ارزش پول ما را تغییر دهد
✍️ اسفندیار خدایی
🌿 استقلال این نیست که ترامپ با یک پیام توییتری، اقتصاد و معیشت و درآمد مردم ما را در تنگنا قرار دهد و بر فقر و فساد و فحشا در جامعه ما بیفزاید و ناموس و شرف ما را بازیچه بگیرد. رئیسجمهور آمریکا کدام کشور جهان را میتواند راحتتر از ایران ما آماج تحریم و تهدید و توهین قرار دهد و هیچ هزینه و عوارضی هم برایش نداشته باشد.
🌿 استقلال این نیست که بیش از چهل میلیارد دلار ما در بانکهای کشورهای دوست و بعضاً همپیمان ما نظیر چین و عراق و هند و ترکیه و... بلوکه باشد اما به دلیل تحریمهای بانکی آمریکا قادر به استفاده از آنها برای درمان زخمهای ملت نباشیم؛ آن هم در این روزهای تنگ کرونایی و تحریمها.
🌿 استقلال این نیست که انتخابات 2020 آمریکا برای مردم ما سرنوشتسازتر از انتخابات 1400 خودمان باشد. استقلال این نیست که ملت ما با حسرت به دست رایدهندگان آمریکایی چشم بدوزند که کدام نسخه را برای سفره و زندگی ما میپیچند. اما همین انتخابات برای مردم آمریکا چنان بیاهمیت است که نیمی از آنها حتی پای صندوق رای نمیآیند. امروز سرنوشت کدام کشور دنیا، بیش از ما، به انتخابات آمریکا وابسته است؟
🌿 استقلال این نیست که فرزندانمان در آرزوی ترک کشور و حضور در کارخانهها و دانشگاههای آمریکا و اروپا لحظهشماری کنند. اما هیچ آمریکایی، اروپایی یا حتی آفریقایی برای زندگی در کشور ما تمایلی نداشته باشند. مگر سرزمین ما چه از بلاد کفر کم دارد؟
🌿 استقلال این نیست که برای امرار معاشمان به کشورهایی همچون عراق و کویت و ترکیه و چین و روسیه و حتی کشورهای آفریقایی باج بدهیم تا شاید بخشی از پول نفت خودمان را دریافت کنیم.
🌿 استقلال این نیست که برای دور زدن تحریمها، همانند قاچاقچیان و دزدان دریایی در سیاهی شب، بار نفت کشتیهایمان را جابجا کنیم و یا پول هنگفتی بدهیم تا مخفیانه پرچم قشنگ کشورمان را برداریم تا پرچم برخی کشورها بر فراز کشتی ایرانی قرار گیرد و در نهایت بدون نظارت قانونی، بخشی از پول نفت به حساب افراد خاصی واریز شود، بلکه زمینه فساد این افراد و غارت سرمایه ملی مملکت فراهم شود.
🌿 ما کجای کار اشتباه کردیم که به این روز افتادیم؟ آیا برای استقلالمان کم هزینه پرداختیم؟ آیا کم شهید و جانباز دادیم؟ آیا مردم ما در فداکاری و شجاعت و تحمل سختیها، تحریمها و جنگها کوتاهی کردند و پشت به دشمن کردند؟ پس اشکال کار کجاست؟ حال اگر بیشتر هزینه دهیم، آیا افق روشنی در این مسیر دیده میشود یا پرتگاههایی مهیبتری در انتظار ماست؟
🌿 با افتخار، شعار مرگ سر میدهیم و پرچم میسوزانیم و برای نابودی دشمنانمان کرنومتر میسازیم و نابودسازی آمریکای مستکبر را رسالت خود میدانیم، اما در اقتصاد به بنبست خوردهایم و برنامهای برای محیط زیست و خشکسالی نداریم و رئیس سازمان محیط زیست کشورمان از تخلیه استانهای مرکزیمان و مهاجرت چهل میلیون ایرانی به خارج کشور در اثر بیآبی در آینده نزدیک خبر میدهد.
🌿 آیا وقت آن نرسیده که درباره مسیرمان شک کنیم که مبادا این ره که به نیت کعبه میرویم به ترکستان است. نکند راه ما از نظر اخلاقی و دینی و انسانی هم درست نباشد. نکند در این مسیر، خدا هم با ما نباشد که خلق خدا اینگونه از ما رویگردان شدهاند و در دنیا محبوبیتی نداریم.
🌿 استقلال این نیست که ما هنوز یک دلار به اقتصاد آمریکا آسیب نزدهایم، اما هزاران میلیارد دلار خسارت دیدهایم؛ بلکه باعث فروش میلیاردها دلار اسلحه آمریکایی و تقویت ارتش آمریکا شدهایم؛ اما بلایی نیست که آمریکائیها بر سر ما نیاورده باشد. چرا نمیتوانیم گلیم خود را از اب بکشیم. چرا نمیتوانیم همانند چین و قطر و ترکیه و سنگاپور و امارات، سرمایهها را از آمریکا و اروپا به سرزمینمان جذب کنیم و ضربات واقعی و نه شعاری، به اقتصاد آمریکا وارد کنیم؟
🌿 دیگر کشورها برای حفظ استقلال خود چه کردهاند که ما نکردیم؟ چرا از تجربه دیگران درس نمیگیریم. ما پیروان امت پیامبری هستیم که میگوید علم را بجویید حتی اگر در چین باشد. نظریهپردازان اصولگرای ما باور کنند انکار مسائل فوق، مشکلی را حل نمیکند و ریشه مشکلات در دولت روحانی، احمدینژاد، خاتمی و هاشمی و اشتباه مردم در رای روز انتخاباتِ استصوابی کشورمان نیست.
🌿 ادامه این مسیر به نابودی استقلال و تسلیم شدن میانجامد، ما باید هوشمندانه مبارزه کنیم. از تجرییاتِ تاریخی خود و سایر کشورها استفاده کنیم. سیاست یعنی بیشتر ضربه بزنیم و کمتر ضربه بخوریم. استقلال و شرف و ناموس ما سالهاست که عرصه تاخت و تاز است. موشکهای آمریکایی سالهاست که اقتصاد ما را شخم میزنند و گلولهها بر سینه جوانان ما مینشینند. باید از تغییر نترسیم، باید در راهبردمان تجدید نظر اساسی کنیم. ایران تشنه شهامت و تدبیر سیاستمداران است.
✍️ اسفندیار خدایی
🌿 استقلال این نیست که ترامپ با یک پیام توییتری، اقتصاد و معیشت و درآمد مردم ما را در تنگنا قرار دهد و بر فقر و فساد و فحشا در جامعه ما بیفزاید و ناموس و شرف ما را بازیچه بگیرد. رئیسجمهور آمریکا کدام کشور جهان را میتواند راحتتر از ایران ما آماج تحریم و تهدید و توهین قرار دهد و هیچ هزینه و عوارضی هم برایش نداشته باشد.
🌿 استقلال این نیست که بیش از چهل میلیارد دلار ما در بانکهای کشورهای دوست و بعضاً همپیمان ما نظیر چین و عراق و هند و ترکیه و... بلوکه باشد اما به دلیل تحریمهای بانکی آمریکا قادر به استفاده از آنها برای درمان زخمهای ملت نباشیم؛ آن هم در این روزهای تنگ کرونایی و تحریمها.
🌿 استقلال این نیست که انتخابات 2020 آمریکا برای مردم ما سرنوشتسازتر از انتخابات 1400 خودمان باشد. استقلال این نیست که ملت ما با حسرت به دست رایدهندگان آمریکایی چشم بدوزند که کدام نسخه را برای سفره و زندگی ما میپیچند. اما همین انتخابات برای مردم آمریکا چنان بیاهمیت است که نیمی از آنها حتی پای صندوق رای نمیآیند. امروز سرنوشت کدام کشور دنیا، بیش از ما، به انتخابات آمریکا وابسته است؟
🌿 استقلال این نیست که فرزندانمان در آرزوی ترک کشور و حضور در کارخانهها و دانشگاههای آمریکا و اروپا لحظهشماری کنند. اما هیچ آمریکایی، اروپایی یا حتی آفریقایی برای زندگی در کشور ما تمایلی نداشته باشند. مگر سرزمین ما چه از بلاد کفر کم دارد؟
🌿 استقلال این نیست که برای امرار معاشمان به کشورهایی همچون عراق و کویت و ترکیه و چین و روسیه و حتی کشورهای آفریقایی باج بدهیم تا شاید بخشی از پول نفت خودمان را دریافت کنیم.
🌿 استقلال این نیست که برای دور زدن تحریمها، همانند قاچاقچیان و دزدان دریایی در سیاهی شب، بار نفت کشتیهایمان را جابجا کنیم و یا پول هنگفتی بدهیم تا مخفیانه پرچم قشنگ کشورمان را برداریم تا پرچم برخی کشورها بر فراز کشتی ایرانی قرار گیرد و در نهایت بدون نظارت قانونی، بخشی از پول نفت به حساب افراد خاصی واریز شود، بلکه زمینه فساد این افراد و غارت سرمایه ملی مملکت فراهم شود.
🌿 ما کجای کار اشتباه کردیم که به این روز افتادیم؟ آیا برای استقلالمان کم هزینه پرداختیم؟ آیا کم شهید و جانباز دادیم؟ آیا مردم ما در فداکاری و شجاعت و تحمل سختیها، تحریمها و جنگها کوتاهی کردند و پشت به دشمن کردند؟ پس اشکال کار کجاست؟ حال اگر بیشتر هزینه دهیم، آیا افق روشنی در این مسیر دیده میشود یا پرتگاههایی مهیبتری در انتظار ماست؟
🌿 با افتخار، شعار مرگ سر میدهیم و پرچم میسوزانیم و برای نابودی دشمنانمان کرنومتر میسازیم و نابودسازی آمریکای مستکبر را رسالت خود میدانیم، اما در اقتصاد به بنبست خوردهایم و برنامهای برای محیط زیست و خشکسالی نداریم و رئیس سازمان محیط زیست کشورمان از تخلیه استانهای مرکزیمان و مهاجرت چهل میلیون ایرانی به خارج کشور در اثر بیآبی در آینده نزدیک خبر میدهد.
🌿 آیا وقت آن نرسیده که درباره مسیرمان شک کنیم که مبادا این ره که به نیت کعبه میرویم به ترکستان است. نکند راه ما از نظر اخلاقی و دینی و انسانی هم درست نباشد. نکند در این مسیر، خدا هم با ما نباشد که خلق خدا اینگونه از ما رویگردان شدهاند و در دنیا محبوبیتی نداریم.
🌿 استقلال این نیست که ما هنوز یک دلار به اقتصاد آمریکا آسیب نزدهایم، اما هزاران میلیارد دلار خسارت دیدهایم؛ بلکه باعث فروش میلیاردها دلار اسلحه آمریکایی و تقویت ارتش آمریکا شدهایم؛ اما بلایی نیست که آمریکائیها بر سر ما نیاورده باشد. چرا نمیتوانیم گلیم خود را از اب بکشیم. چرا نمیتوانیم همانند چین و قطر و ترکیه و سنگاپور و امارات، سرمایهها را از آمریکا و اروپا به سرزمینمان جذب کنیم و ضربات واقعی و نه شعاری، به اقتصاد آمریکا وارد کنیم؟
🌿 دیگر کشورها برای حفظ استقلال خود چه کردهاند که ما نکردیم؟ چرا از تجربه دیگران درس نمیگیریم. ما پیروان امت پیامبری هستیم که میگوید علم را بجویید حتی اگر در چین باشد. نظریهپردازان اصولگرای ما باور کنند انکار مسائل فوق، مشکلی را حل نمیکند و ریشه مشکلات در دولت روحانی، احمدینژاد، خاتمی و هاشمی و اشتباه مردم در رای روز انتخاباتِ استصوابی کشورمان نیست.
🌿 ادامه این مسیر به نابودی استقلال و تسلیم شدن میانجامد، ما باید هوشمندانه مبارزه کنیم. از تجرییاتِ تاریخی خود و سایر کشورها استفاده کنیم. سیاست یعنی بیشتر ضربه بزنیم و کمتر ضربه بخوریم. استقلال و شرف و ناموس ما سالهاست که عرصه تاخت و تاز است. موشکهای آمریکایی سالهاست که اقتصاد ما را شخم میزنند و گلولهها بر سینه جوانان ما مینشینند. باید از تغییر نترسیم، باید در راهبردمان تجدید نظر اساسی کنیم. ایران تشنه شهامت و تدبیر سیاستمداران است.
Forwarded from اتچ بات
این سخنرانی شایسته میلیونها بار شنیدهشدن است
(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
✅ محرم هر سال متون بسیاری درباره عاشورا میخوانیم و سخنرانیهای بسیاری میشنویم؛ اما معدودی از آنها آدمی را به فکر فرو میبرند، و در اندکی از آنها شعور، شجاعت و دانش موج میزند.
✅ سخنرانیهای بسیار کمتری هستند که به غیر از شیعیان و علاقمندان به امام حسین، بتوانند از آن بیاموزند و حادثهای اسلامی-شیعی را در بستر نظریههای علوم اجتماعی، و در چارچوبی مفید برای کل بشریت تحلیل کنند.
✅ سخنرانی دکتر داود فیرحی، محقق و استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، با عنوان #عاشورا_و_بحران_خلافت از آن معدود سخنرانیهاست که علیرغم کوتاه بودن، توضیحی عمیق از شرایط اجتماعی و سیاسی منجر به پیدایش حادثه عاشورا ارائه میکند. چند خصیصه این سخنرانی، آنرا به محتوایی ارزشمند برای شنیدن بدل میکند.
✅ بهکار گرفتن نظریات علوم سیاسی و جامعهشناسی برای توضیح شرایط اجتماعی منجر به پیدایش واقعه عاشورا
🔹تبیین سازوکارهای پیدایش فساد سیستماتیک در جامعه
🔹تبیین نسبت جامعه رانتی و کردار و اخلاق حاکمان
🔹فراتر بردن حادثه عاشورا از چارچوبی اسلامی-شیعی، و قرار دادن آن در چارچوب دولتپژوهی و شناختهای علوم انسانی و اجتماعی
🔹ذکر سخنانی از حسین بن علی بالاخص در آخرین فراز سخنرانی که در آن امام حسین، منطق خود برای پا نهادن به میدان عاشورا را تشریح میکند.
✅ این سخنرانی شایسته میلیونها بار شنیدهشدن است.
#عاشورا_و_بحران_خلافت
#داود_فیرحی
✅ آدرس کانال دکتر داود فیرحی: @Feirahi
(این یادداشت و سخنرانی را اگر میپسندید، برای دیگران نیز ارسال کنید.)
@fazeli_mohammad
(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
✅ محرم هر سال متون بسیاری درباره عاشورا میخوانیم و سخنرانیهای بسیاری میشنویم؛ اما معدودی از آنها آدمی را به فکر فرو میبرند، و در اندکی از آنها شعور، شجاعت و دانش موج میزند.
✅ سخنرانیهای بسیار کمتری هستند که به غیر از شیعیان و علاقمندان به امام حسین، بتوانند از آن بیاموزند و حادثهای اسلامی-شیعی را در بستر نظریههای علوم اجتماعی، و در چارچوبی مفید برای کل بشریت تحلیل کنند.
✅ سخنرانی دکتر داود فیرحی، محقق و استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، با عنوان #عاشورا_و_بحران_خلافت از آن معدود سخنرانیهاست که علیرغم کوتاه بودن، توضیحی عمیق از شرایط اجتماعی و سیاسی منجر به پیدایش حادثه عاشورا ارائه میکند. چند خصیصه این سخنرانی، آنرا به محتوایی ارزشمند برای شنیدن بدل میکند.
✅ بهکار گرفتن نظریات علوم سیاسی و جامعهشناسی برای توضیح شرایط اجتماعی منجر به پیدایش واقعه عاشورا
🔹تبیین سازوکارهای پیدایش فساد سیستماتیک در جامعه
🔹تبیین نسبت جامعه رانتی و کردار و اخلاق حاکمان
🔹فراتر بردن حادثه عاشورا از چارچوبی اسلامی-شیعی، و قرار دادن آن در چارچوب دولتپژوهی و شناختهای علوم انسانی و اجتماعی
🔹ذکر سخنانی از حسین بن علی بالاخص در آخرین فراز سخنرانی که در آن امام حسین، منطق خود برای پا نهادن به میدان عاشورا را تشریح میکند.
✅ این سخنرانی شایسته میلیونها بار شنیدهشدن است.
#عاشورا_و_بحران_خلافت
#داود_فیرحی
✅ آدرس کانال دکتر داود فیرحی: @Feirahi
(این یادداشت و سخنرانی را اگر میپسندید، برای دیگران نیز ارسال کنید.)
@fazeli_mohammad
Telegram
attach 📎
Forwarded from دغدغه ایران
این چنین شیری خدا خود نافرید!!
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ طرحی با عنوان «اصلاح موادی از قانون انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران» از سوی برخی نمایندگان به مجلس ارائه شده است. مشخصاتی برای داوطلب ریاست جمهوری در این طرح ذکر شده که محیرالعقول است، نشانی از سقوط ظرفیت علمی، سیاسی و نادیده گرفتن خرد. طرح به دنبال رئیسجمهوری است که به قول مولانا «این چنین شیری خدا خود نافرید».
برخی مشخصات داوطلبان
⭕️بهرهمندی از اطلاعات لازم در حوزه اعتقادات و اصول دین و مذهب در حد «اثبات حقانیت دین اسلام و مذهب تشیع»
⭕️توانایی علمی در پاسخگویی به شبهات و تهدیدات در حوزه موضوعات دینی و مذهبی
⭕️احساس مسئولیت نسبت به امور دینی مردم و ترویج ارزشهای دینی در جامعه از جمله انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر
⭕️آرمانخواهی با در نظر گرفتن واقعیتها
⭕️توانمندی جسمی و روحی و نیز نشاط کاری لازم جهت انجام وظایف و مسئولیتها و برخورداری از روحیه تکلیفمداری و مدیریت جهادی و انقلابی
⭕️توان نظارت بر پیگیری امور به طور مستمر و برخورداری از سعه صدر در پیشبرد اهداف و تعامل با دیگران
⭕️اعتقاد راسخ به قانونگرایی و پایبندی به قوانین و مقررات به همراه نظمپذیری و انضباط در عملکرد
⭕️شایستهگزینی و داشتن روحیه کارگروهی و توانایی کادرسازی و هماهنگی و کارآمدسازی ساختارها به همراه بهسازی آنها
⭕️سادهزیستی و پرهیز از اشرافیگری از جمله دقت و حساسیت نسبت به استفاده از بیتالمال و حفظ آن
⭕️مشورتپذیری و نقدپذیری در انجام وظایف و مسئولیتپذیری و پاسخگویی نسبت به اقدامات و عملکرد خود
⭕️شناسایی به موقع مسائل و ضرورتهای مورد نیاز کشور و اولویتبندی امور
⭕️توانایی تحلیل مناسب وضعیت موجود و برنامهریزی جهت آینده
⭕️داوطلبان ریاست جمهوری موظفند به هنگام ثبت برنامه مکتوب خود را مبتنی بر اسناد بالادستی از جمله قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و سیاستهای کلی نظام در حوزههای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ارائه نمایند.
⭕️داوطلبان ریاست جمهوری موظفند برای هر یک از حوزههای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، بینالمللی و امنیتی، دفاعی حداقل یک نفر (مجموعا ۵ نفر) به عنوان مشاور به هنگام ثبتنام معرفی نمایند. در صورت لزوم ارزیابی برنامه داوطلبان از طریق مصاحبه با مشاوران موضوع این ماده توسط شورای نگهبان انجام میپذیرد.
⭕️شورای نگهبان میتواند به منظور احراز شرایط داوطلبان ریاست جمهوری ... داوطلبان واجد شرایط اولیه را حسب مورد جهت انجام مصاحبه تخصصی، آزمون و ارزیابی توانمندی افراد همکار و برنامه پیشنهادی دعوت نماید.
چند سؤال
🔹یک. اطلاعات لازم در «حد اثبات حقانیت دین اسلام و مذهب تشیع» چقدر است؟ کسی که عمرش را برای رسیدن به این حد از تخصص صرف کرده باشد، اصلاً وقت داشته دانش و مهارت لازم برای ریاست جمهوری را کسب کند؟
🔹دو. طراحان طرح از خودشان پرسیدهاند رئیسجمهور در کارهای اصلیاش یعنی نقشاش در جلسه کابینه، شوراهای عالی، دیدار با مقامات کشورها و ساماندهی امور کشور چقدر کارش «اثبات حقانیت دین اسلام و مذهب تشیع» و «پاسخگویی به شبهات و تهدیدات در حوزه موضوعات دینی و مذهبی» است؟
🔹سه. صفات ذکرشده برای داوطلبان از قبیل «آرمانخواهی با در نظر گرفتن واقعیتها»، «روحیه تکلیفمداری»، «مشورتپذیری»، «توانایی تحلیل آینده»، «توانایی شناسایی ضرورتهای مورد نیاز کشور و اولویتبندی امور»، «داشتن روحیه کارگروهی و توانایی کادرسازی و هماهنگی و کارآمدسازی ساختارها به همراه بهسازی آنها»، «نظمپذیری» و «سعه صدر» داوطلبان را چگونه میسنجید؟ چه کسی میسنجد؟ مگر اولویتها برای همه یکسان است که اولویتبندی خوب از بد را تشخیص بدهید؟ اولویتهای مردم کجای این طرح است؟
🔹چهار. اگر شخصی با این همه خصایص مثبت پیدا شود (شیری که بعید میدانم خدا آفریده باشد) آنوقت آن کسانی که قرار است برنامه او را بررسی کنند، صلاحیتاش را تأیید کنند، از مشاوران و خودش امتحان بگیرند و مصاحبه کنند، نباید انسانهای فرازمینی فراتر از او باید باشند؟
🔹پنج. جایگاه مردم در دیدن و ارزیابی برنامه داوطلبان چیست؟
🔹 شش. بقیه کشورها که امورشان بهسامان است، رؤسای جمهوری با این مشخصات دارند؟
خواهش و استدعا
✅ استدعا و خواهش داریم نظر به اینکه این طرح درباره ریاست جمهوری کشوری به نام ایران است و ملت ایران قرار است ابرمردی با مشخصات مذکور را برای مدیریت خود برگزینند، طراحان قانون به گونهای آنرا تدوین کنند که واژههای «ملت»، «حقوق ملت»، «منافع ملی»، «ملی»، «ایرانیان»، «توسعه»، «دموکراسی»، «مردمسالاری» و «جمهوریت» نیز در متن قانون وجود داشته باشد.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ طرحی با عنوان «اصلاح موادی از قانون انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران» از سوی برخی نمایندگان به مجلس ارائه شده است. مشخصاتی برای داوطلب ریاست جمهوری در این طرح ذکر شده که محیرالعقول است، نشانی از سقوط ظرفیت علمی، سیاسی و نادیده گرفتن خرد. طرح به دنبال رئیسجمهوری است که به قول مولانا «این چنین شیری خدا خود نافرید».
برخی مشخصات داوطلبان
⭕️بهرهمندی از اطلاعات لازم در حوزه اعتقادات و اصول دین و مذهب در حد «اثبات حقانیت دین اسلام و مذهب تشیع»
⭕️توانایی علمی در پاسخگویی به شبهات و تهدیدات در حوزه موضوعات دینی و مذهبی
⭕️احساس مسئولیت نسبت به امور دینی مردم و ترویج ارزشهای دینی در جامعه از جمله انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر
⭕️آرمانخواهی با در نظر گرفتن واقعیتها
⭕️توانمندی جسمی و روحی و نیز نشاط کاری لازم جهت انجام وظایف و مسئولیتها و برخورداری از روحیه تکلیفمداری و مدیریت جهادی و انقلابی
⭕️توان نظارت بر پیگیری امور به طور مستمر و برخورداری از سعه صدر در پیشبرد اهداف و تعامل با دیگران
⭕️اعتقاد راسخ به قانونگرایی و پایبندی به قوانین و مقررات به همراه نظمپذیری و انضباط در عملکرد
⭕️شایستهگزینی و داشتن روحیه کارگروهی و توانایی کادرسازی و هماهنگی و کارآمدسازی ساختارها به همراه بهسازی آنها
⭕️سادهزیستی و پرهیز از اشرافیگری از جمله دقت و حساسیت نسبت به استفاده از بیتالمال و حفظ آن
⭕️مشورتپذیری و نقدپذیری در انجام وظایف و مسئولیتپذیری و پاسخگویی نسبت به اقدامات و عملکرد خود
⭕️شناسایی به موقع مسائل و ضرورتهای مورد نیاز کشور و اولویتبندی امور
⭕️توانایی تحلیل مناسب وضعیت موجود و برنامهریزی جهت آینده
⭕️داوطلبان ریاست جمهوری موظفند به هنگام ثبت برنامه مکتوب خود را مبتنی بر اسناد بالادستی از جمله قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و سیاستهای کلی نظام در حوزههای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ارائه نمایند.
⭕️داوطلبان ریاست جمهوری موظفند برای هر یک از حوزههای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، بینالمللی و امنیتی، دفاعی حداقل یک نفر (مجموعا ۵ نفر) به عنوان مشاور به هنگام ثبتنام معرفی نمایند. در صورت لزوم ارزیابی برنامه داوطلبان از طریق مصاحبه با مشاوران موضوع این ماده توسط شورای نگهبان انجام میپذیرد.
⭕️شورای نگهبان میتواند به منظور احراز شرایط داوطلبان ریاست جمهوری ... داوطلبان واجد شرایط اولیه را حسب مورد جهت انجام مصاحبه تخصصی، آزمون و ارزیابی توانمندی افراد همکار و برنامه پیشنهادی دعوت نماید.
چند سؤال
🔹یک. اطلاعات لازم در «حد اثبات حقانیت دین اسلام و مذهب تشیع» چقدر است؟ کسی که عمرش را برای رسیدن به این حد از تخصص صرف کرده باشد، اصلاً وقت داشته دانش و مهارت لازم برای ریاست جمهوری را کسب کند؟
🔹دو. طراحان طرح از خودشان پرسیدهاند رئیسجمهور در کارهای اصلیاش یعنی نقشاش در جلسه کابینه، شوراهای عالی، دیدار با مقامات کشورها و ساماندهی امور کشور چقدر کارش «اثبات حقانیت دین اسلام و مذهب تشیع» و «پاسخگویی به شبهات و تهدیدات در حوزه موضوعات دینی و مذهبی» است؟
🔹سه. صفات ذکرشده برای داوطلبان از قبیل «آرمانخواهی با در نظر گرفتن واقعیتها»، «روحیه تکلیفمداری»، «مشورتپذیری»، «توانایی تحلیل آینده»، «توانایی شناسایی ضرورتهای مورد نیاز کشور و اولویتبندی امور»، «داشتن روحیه کارگروهی و توانایی کادرسازی و هماهنگی و کارآمدسازی ساختارها به همراه بهسازی آنها»، «نظمپذیری» و «سعه صدر» داوطلبان را چگونه میسنجید؟ چه کسی میسنجد؟ مگر اولویتها برای همه یکسان است که اولویتبندی خوب از بد را تشخیص بدهید؟ اولویتهای مردم کجای این طرح است؟
🔹چهار. اگر شخصی با این همه خصایص مثبت پیدا شود (شیری که بعید میدانم خدا آفریده باشد) آنوقت آن کسانی که قرار است برنامه او را بررسی کنند، صلاحیتاش را تأیید کنند، از مشاوران و خودش امتحان بگیرند و مصاحبه کنند، نباید انسانهای فرازمینی فراتر از او باید باشند؟
🔹پنج. جایگاه مردم در دیدن و ارزیابی برنامه داوطلبان چیست؟
🔹 شش. بقیه کشورها که امورشان بهسامان است، رؤسای جمهوری با این مشخصات دارند؟
خواهش و استدعا
✅ استدعا و خواهش داریم نظر به اینکه این طرح درباره ریاست جمهوری کشوری به نام ایران است و ملت ایران قرار است ابرمردی با مشخصات مذکور را برای مدیریت خود برگزینند، طراحان قانون به گونهای آنرا تدوین کنند که واژههای «ملت»، «حقوق ملت»، «منافع ملی»، «ملی»، «ایرانیان»، «توسعه»، «دموکراسی»، «مردمسالاری» و «جمهوریت» نیز در متن قانون وجود داشته باشد.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
Forwarded from دغدغه ایران
عصر پسامنابع و بازنگری
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ نشانههای بروز و به شدت آشکار شدن عصر جدیدی در جامعه و حکومت جمهوری اسلامی ایران در حال مشاهده است. من قبلاً درباره بروز عصر پسا نوشتهام و پسامنابع یکی از مشخصات این عصر است.
✅ #پسامنابع وضعیتی است که امروز دسترسی جامعه و حکومت به هر چهار نوع سرمایه ضروری برای بقا و ارتقا محدود شده است. این سه نوع سرمایه عبارتند از: سرمایه اقتصادی، سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی.
✅ کاهش سرمایه اقتصادی: دسترسی به فروش نفت بسیار محدود شده و انباشت نتایج چهار دهه سیاستهای اقتصادی نادرست ظرفیت بازتولید اقتصاد غیرنفتی را به شدت محدود کرده است. سرمایه اقتصادی برآمده از منابع محیطزیستی نظیر آب، خاک، جنگل و ... نیز به شدت ضربه دیدهاند و ظرفیت بازتولید آنها تضعیف شده است.
✅ کاهش سرمایه اجتماعی: آشکار شدن انبوهی از فسادها، انحصارطلبیهای سیاسی و آشکار شدن ریاکاریهای سیستماتیک سبب فروریزی اعتماد و ظرفیت مشارکت اجتماعی شده است. نابرابریهای عظیم سر برآوردهاند و جلوههای خشن و زننده تبعیض، فقر و نابرابری بهواسطه شبکههای اجتماعی مجازی جلوی چشم همه قرار گرفتهاند. باور به آموزههای قوامدهنده انسجام اجتماعی نظیر میهن، اخلاق و ... نیز به شدت تضعیف شده است.
✅ کاهش سرمایه فرهنگی: مولدان اندیشه، هنر و شناختهای دینی بهواسطه ناکارآمدیهای آشکارشده در کاربست حکمرانی مدعی دینداری و مشخص شدن خطاهای شناختی فاحش با بحران مشروعیت مواجه شدهاند. سخن گفتن از بانکداری اسلامی، علوم انسانی اسلامی و بقیه کاربستهای حکمرانی دینی با مشکل مشروعیت و پذیرش مواجه شدهاند.
✅ این سه سرمایه همان گونه که جامعهشناسان نشان دادهاند که میتوانند به یکدیگر تبدیل شده و تقویتکننده همدیگر باشند، به هنگام زوال و تضعیف، تباهیکننده یکدیگر نیز هستند. زوال هر کدام به تشدید زوال بقیه میانجامد. حلقهای خودتقویتشونده از زوال این سه نوع سرمایه شروع شده است که هر واحد تباهی در هر نوع سرمایه، سبب نابودی واحدهایی از بقیه سرمایهها میشود.
✅ درست در میانه این سرمایهها که برای بقا و ارتقای هر جامعه و حکومتی ضرورت مطلق دارند، صداهای بازنگری در مسیر طیشده بلندتر شدهاند. گفتارهای ناظر بر ضرورت بازنگری را در کلام و نوشتار کسانی میبینیم که پیشتر از مدافعان تام و تمام همه مسیرهای طیشده و سیاستها بودهاند. بسیاری از آنها که کماکان تظاهر به دفاع از وضع موجود میکنند در جلسات خصوصی از نامناسب بودن و مصادیقی از زوال هر سه نوع سرمایه میگویند.
✅ بخش مهمی از کسانی که امروز صدای شکوه و نقد ملایم و تند هستند، مدافعان و نخبگان پیشین گفتمان حاکم بودهاند، اما امروز به تدریج از جریان غالب جدا میشوند. اندیشمندترها هیچ توجیه و دلیلی برای تداوم اصرار بر برخی انگارهها نمییابند. آنچه که پیشتر #نسل_چ خواندهام، پرسشهایی مردافکن پیش روی نخبگان حاکم قرار دادهاند و مولدان سرمایه فرهنگی پیشین را به حامیان ساکت و ملایم #نسل_چ تبدیل کردهاند.
✅ #صدای_بازنگری بیگمان بلندتر میشود و کاستیهای واقعیت حاضر را دیگر نمیتوان با وعدههایی درباره آینده، تأکید بر ارزشهایی که هیچگاه مصداقی در واقعیت نیافتهاند یا آرمانهایی که بسیاری از گویندگانشان خود عین مصداق بیحرمت کردن آنها هستند از چشم خلق دور داشت.
✅ نکته مهم این است که مردمان و نخبگان، توأمان به یقین دریافتهاند که فرارسیدن عصر پسامنابع و زوال صورتهای سرمایه که ثبات اجتماعی و پویایی تمدنی ایران را تهدید میکند، محصول کاستیها و کوشش اندک اکثریت مردمان نیست. اکثریت مردمان این سرزمین بسیار کوشیدهاند، از جان مایه گذاشتهاند، و چیزی کم نگذاشتهاند و در فردای این سختکوشی، بر اثر راهی که حاکمان پیش روی ایشان گذاشتهاند به سختی و دشواریهای امروز افتادهاند.
✅ #صدای_بازنگری، صدای ملایم نقد و اعتراض به این وضعیت است که به سرعت در قشرهای مختلف نخبگان پیش میرود. راه بسیار دشواری پیش روی ماست. اگر امروز هم بازنگری واقعی شروع شود بعید است زودتر از دو دهه زمان برای رسیدن به سطحی حداقلی از رضایت طول بکشد. بازنگری جدی تنها راه و به قول «مانموهان سینگ» وزیر اقتصاد و نخستوزیر سابق هند، تنها راه «کوتاهتر کردن زمان رنج کشیدن است.»
#عصر_پسامنابع، #عصر_بازنگری
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ نشانههای بروز و به شدت آشکار شدن عصر جدیدی در جامعه و حکومت جمهوری اسلامی ایران در حال مشاهده است. من قبلاً درباره بروز عصر پسا نوشتهام و پسامنابع یکی از مشخصات این عصر است.
✅ #پسامنابع وضعیتی است که امروز دسترسی جامعه و حکومت به هر چهار نوع سرمایه ضروری برای بقا و ارتقا محدود شده است. این سه نوع سرمایه عبارتند از: سرمایه اقتصادی، سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی.
✅ کاهش سرمایه اقتصادی: دسترسی به فروش نفت بسیار محدود شده و انباشت نتایج چهار دهه سیاستهای اقتصادی نادرست ظرفیت بازتولید اقتصاد غیرنفتی را به شدت محدود کرده است. سرمایه اقتصادی برآمده از منابع محیطزیستی نظیر آب، خاک، جنگل و ... نیز به شدت ضربه دیدهاند و ظرفیت بازتولید آنها تضعیف شده است.
✅ کاهش سرمایه اجتماعی: آشکار شدن انبوهی از فسادها، انحصارطلبیهای سیاسی و آشکار شدن ریاکاریهای سیستماتیک سبب فروریزی اعتماد و ظرفیت مشارکت اجتماعی شده است. نابرابریهای عظیم سر برآوردهاند و جلوههای خشن و زننده تبعیض، فقر و نابرابری بهواسطه شبکههای اجتماعی مجازی جلوی چشم همه قرار گرفتهاند. باور به آموزههای قوامدهنده انسجام اجتماعی نظیر میهن، اخلاق و ... نیز به شدت تضعیف شده است.
✅ کاهش سرمایه فرهنگی: مولدان اندیشه، هنر و شناختهای دینی بهواسطه ناکارآمدیهای آشکارشده در کاربست حکمرانی مدعی دینداری و مشخص شدن خطاهای شناختی فاحش با بحران مشروعیت مواجه شدهاند. سخن گفتن از بانکداری اسلامی، علوم انسانی اسلامی و بقیه کاربستهای حکمرانی دینی با مشکل مشروعیت و پذیرش مواجه شدهاند.
✅ این سه سرمایه همان گونه که جامعهشناسان نشان دادهاند که میتوانند به یکدیگر تبدیل شده و تقویتکننده همدیگر باشند، به هنگام زوال و تضعیف، تباهیکننده یکدیگر نیز هستند. زوال هر کدام به تشدید زوال بقیه میانجامد. حلقهای خودتقویتشونده از زوال این سه نوع سرمایه شروع شده است که هر واحد تباهی در هر نوع سرمایه، سبب نابودی واحدهایی از بقیه سرمایهها میشود.
✅ درست در میانه این سرمایهها که برای بقا و ارتقای هر جامعه و حکومتی ضرورت مطلق دارند، صداهای بازنگری در مسیر طیشده بلندتر شدهاند. گفتارهای ناظر بر ضرورت بازنگری را در کلام و نوشتار کسانی میبینیم که پیشتر از مدافعان تام و تمام همه مسیرهای طیشده و سیاستها بودهاند. بسیاری از آنها که کماکان تظاهر به دفاع از وضع موجود میکنند در جلسات خصوصی از نامناسب بودن و مصادیقی از زوال هر سه نوع سرمایه میگویند.
✅ بخش مهمی از کسانی که امروز صدای شکوه و نقد ملایم و تند هستند، مدافعان و نخبگان پیشین گفتمان حاکم بودهاند، اما امروز به تدریج از جریان غالب جدا میشوند. اندیشمندترها هیچ توجیه و دلیلی برای تداوم اصرار بر برخی انگارهها نمییابند. آنچه که پیشتر #نسل_چ خواندهام، پرسشهایی مردافکن پیش روی نخبگان حاکم قرار دادهاند و مولدان سرمایه فرهنگی پیشین را به حامیان ساکت و ملایم #نسل_چ تبدیل کردهاند.
✅ #صدای_بازنگری بیگمان بلندتر میشود و کاستیهای واقعیت حاضر را دیگر نمیتوان با وعدههایی درباره آینده، تأکید بر ارزشهایی که هیچگاه مصداقی در واقعیت نیافتهاند یا آرمانهایی که بسیاری از گویندگانشان خود عین مصداق بیحرمت کردن آنها هستند از چشم خلق دور داشت.
✅ نکته مهم این است که مردمان و نخبگان، توأمان به یقین دریافتهاند که فرارسیدن عصر پسامنابع و زوال صورتهای سرمایه که ثبات اجتماعی و پویایی تمدنی ایران را تهدید میکند، محصول کاستیها و کوشش اندک اکثریت مردمان نیست. اکثریت مردمان این سرزمین بسیار کوشیدهاند، از جان مایه گذاشتهاند، و چیزی کم نگذاشتهاند و در فردای این سختکوشی، بر اثر راهی که حاکمان پیش روی ایشان گذاشتهاند به سختی و دشواریهای امروز افتادهاند.
✅ #صدای_بازنگری، صدای ملایم نقد و اعتراض به این وضعیت است که به سرعت در قشرهای مختلف نخبگان پیش میرود. راه بسیار دشواری پیش روی ماست. اگر امروز هم بازنگری واقعی شروع شود بعید است زودتر از دو دهه زمان برای رسیدن به سطحی حداقلی از رضایت طول بکشد. بازنگری جدی تنها راه و به قول «مانموهان سینگ» وزیر اقتصاد و نخستوزیر سابق هند، تنها راه «کوتاهتر کردن زمان رنج کشیدن است.»
#عصر_پسامنابع، #عصر_بازنگری
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
Telegram
دغدغه ایران
ایران عصر «پَسا»
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ ایران عصر «پَسا» شروع شده است. سیاست و حکومت در جامعه ایران امروز بدون توجه به عصر «پَسا» به درستی درک نخواهد شد. حکومت، جناحها و فعالان سیاسی هم بدون توجه به مجموعه «پسا»ها راه به خطا خواهند…
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ ایران عصر «پَسا» شروع شده است. سیاست و حکومت در جامعه ایران امروز بدون توجه به عصر «پَسا» به درستی درک نخواهد شد. حکومت، جناحها و فعالان سیاسی هم بدون توجه به مجموعه «پسا»ها راه به خطا خواهند…
Forwarded from محمّد حسين كريمي پور
ایران اسیرِ کابوس است!
محمّد حسین کریمی پور
۱- قواعد بازی جهانی، حاصل برآیند تنازع قدرتهاست. تغییر قواعدِ بازی بنفع خود بدون کسب برتری اقتصادی/نظامی ممکن نیست. آمریکا با بهره از اقتصاد قوی، توان نو آوری، دست برتر در هر دوجنگ جهانی، جنگ سرد و ایجاد بلوک غرب، نظم موجودِ آمریکائی و دلار محور را هوشیارانه آجر به آجر ساخت و چنددهه حفظ کرد.
۲- انگلیس، فرانسه و اروپای غربی شرکای این کمپانی بودند.آلمان، ژاپن و کره در سایه آن برخاستند وسهامدار شدند. چین ابتدا با آن جنگید ولی بعد آنرا نردبان ترقی یافت بر آن جهید و بالا رفت. شوروی و بلوک شرق، کره شمالی و ایران در تخریب آن کوشیدند. اما برای غلبه بر آمریکا و شرکا، مهارت، وزن و خزانه وافی نداشتند. حریف رویشان افتاد و در ماندند. در دنیای ناعادلانه آمریکائی، موضع و مدل بازی حکومت ها فرق می کرد. سرنوشت ملت هاشان هم!
۳- هیچ نظمی ابدی نبوده و نیست. آمریکا، متحدان و اتحادهایش تدریجا ضعیف می شوند. اتحادیه اروپا، رویای ابر قدرتی را وا نهاده. چین وامثال هند و اندونزی در کار طلوعند. بازیگران کوچک و آماده ای چون سنگاپور، اسرائیل، قطر و امارات، پر رنگ می شوند. چین چنان وزن گرفته که تغییر تعادلات جهانی در ربع قرن پیش رو، ناگزیر می نماید . دنیای نیمه دوم قرن، بعیدست آنقدر آمریکائی باشد که بود. کشورها در تب وتاب پیش بینی روند آینده و باز تعریف جایگاه خود برای دوران انتقال و دنیای جدید اند. نظمی جدید در کار تولد است.
۴- به یُمن تغییر راهبرد صدور انقلاب به استراتژی تقویت چین، اژدها چهار دهه رشد ممتد اقتصاد را پشت سر نهاده. آن کشور فقیر وگرسنه دهه ۷۰، حالا سهمش از اقتصاد جهانی به ۱۵٪ نزدیک می شود. دومین بودجه دفاعی دنیا را دارد که از مجموع روسیه، انگلیس و فرانسه بیشترست! در تمام این سالها با همین قواعد دنیایِ آمریکائی کج دار ومریز، بازی کرده و قوی شده. هنوز هوشمندانه و فروتنانه منکرست که ابر قدرت شده یا در صددست جای آمریکا را بگیرد. چینِ عاقل، لاجرم ابر قدرت خواهد شد و اکنون نیز قدرت دوم جهانست.
۵-ایران که حتی ۰/۵٪ اقتصاد یا ۱٪ بودجه دفاعی دنیا را نداشت، بجای تمرکز بر تقویت خود، دنبال تغییر قواعد بازی رفت. جنگ طولانی و بی برنامه با نظم جهانی آمریکایی، ریشه های ایران را فرسوده. خزانه خالی، فساد فراگیر، سرمایه اجتماعی ضعیف، دشمن زیاد، متحد مفقود، سرمایه ومغزها در حال فرار، چالش ها زورآور وبندهای تحریم محکم است. حکومت کُند و ناهوشمند می نماید و ناتوانِ از حل مساله است.
اینجا ایستاده ایم چون دنیا را نشناخته ، بازیگوشانه تعادلات ریاضی قدرت را انکار و بدنبال سراب دویده ایم. روزگارمان جوریست که هر که به ما می رسد، نه فقط چین و روسیه بل سریلانکا و عراق بدون توجه به منافع ما، خرِ خود می راند. ضعیف ترین کشورهای جهان، حقوق بدیهی ما (حتی حق تسلط بر اموالمان) را بدون ترس از عواقب، نقض می کند. تا بدل به کشوری فرصت جو، حسابگر و واقع نگر نشویم، آب به آسیاب هر که باشد، گندم ما آرد نمی شود.
۶- ایران عقب افتاد وگرفتار اوهام شد . دار و ندارمان را در نبردهایی باخته ایم که اولویت ما نبودند. در کوره راههایی روانیم که به هیچ جا نمی رسد. گرفتار بحرانهایی هستیم که دیگران قرنهاست پرونده اش را بسته اند. گویی طلسمی سیاه بر جان ما مستولیست. اگر می خواهیم طومار این کهن دیار بهم نپیچد، آب را باید به جوی گرداند. دشوار ولی ممکنست. چالش هایمان متعدد و سنگین اند. اما در نیروی انسانی، زیر ساخت ها، موقعیت ژئوپلتیک، پتانسیل تولید، منابع، حجم بازار و اندوخته تمدنی مزایایی داریم. اگر عاقل باشیم، اینها به کار می آیند. محتاج تغییر از درونیم، تغییر در نگرشمان به جهان و شیوه حکمرانی. باید چالش ها را برسمیت بشناسیم. باید جمهوریت مرده را زنده کنیم و ساختار حکمرانی را با شرائط قرن ۲۱ متناسب کنیم. باید وزن خود وتناسبش با دیگر بازیگران منطقه و جهان را بفهمیم . باید راهبردهایی منطبق با واقعیات و اهدافی متناسب با منافع ملی اتخاذ کنیم. باید کاری کنیم ملت احساس پیشرفت کند و راضی باشد. باید اوهام و خیالات را وانهیم!
خدا ایران را از شر دشمنان بیگانه و خودی حفظ کند! آمین!
https://t.me/M_H_Karimipour
محمّد حسین کریمی پور
۱- قواعد بازی جهانی، حاصل برآیند تنازع قدرتهاست. تغییر قواعدِ بازی بنفع خود بدون کسب برتری اقتصادی/نظامی ممکن نیست. آمریکا با بهره از اقتصاد قوی، توان نو آوری، دست برتر در هر دوجنگ جهانی، جنگ سرد و ایجاد بلوک غرب، نظم موجودِ آمریکائی و دلار محور را هوشیارانه آجر به آجر ساخت و چنددهه حفظ کرد.
۲- انگلیس، فرانسه و اروپای غربی شرکای این کمپانی بودند.آلمان، ژاپن و کره در سایه آن برخاستند وسهامدار شدند. چین ابتدا با آن جنگید ولی بعد آنرا نردبان ترقی یافت بر آن جهید و بالا رفت. شوروی و بلوک شرق، کره شمالی و ایران در تخریب آن کوشیدند. اما برای غلبه بر آمریکا و شرکا، مهارت، وزن و خزانه وافی نداشتند. حریف رویشان افتاد و در ماندند. در دنیای ناعادلانه آمریکائی، موضع و مدل بازی حکومت ها فرق می کرد. سرنوشت ملت هاشان هم!
۳- هیچ نظمی ابدی نبوده و نیست. آمریکا، متحدان و اتحادهایش تدریجا ضعیف می شوند. اتحادیه اروپا، رویای ابر قدرتی را وا نهاده. چین وامثال هند و اندونزی در کار طلوعند. بازیگران کوچک و آماده ای چون سنگاپور، اسرائیل، قطر و امارات، پر رنگ می شوند. چین چنان وزن گرفته که تغییر تعادلات جهانی در ربع قرن پیش رو، ناگزیر می نماید . دنیای نیمه دوم قرن، بعیدست آنقدر آمریکائی باشد که بود. کشورها در تب وتاب پیش بینی روند آینده و باز تعریف جایگاه خود برای دوران انتقال و دنیای جدید اند. نظمی جدید در کار تولد است.
۴- به یُمن تغییر راهبرد صدور انقلاب به استراتژی تقویت چین، اژدها چهار دهه رشد ممتد اقتصاد را پشت سر نهاده. آن کشور فقیر وگرسنه دهه ۷۰، حالا سهمش از اقتصاد جهانی به ۱۵٪ نزدیک می شود. دومین بودجه دفاعی دنیا را دارد که از مجموع روسیه، انگلیس و فرانسه بیشترست! در تمام این سالها با همین قواعد دنیایِ آمریکائی کج دار ومریز، بازی کرده و قوی شده. هنوز هوشمندانه و فروتنانه منکرست که ابر قدرت شده یا در صددست جای آمریکا را بگیرد. چینِ عاقل، لاجرم ابر قدرت خواهد شد و اکنون نیز قدرت دوم جهانست.
۵-ایران که حتی ۰/۵٪ اقتصاد یا ۱٪ بودجه دفاعی دنیا را نداشت، بجای تمرکز بر تقویت خود، دنبال تغییر قواعد بازی رفت. جنگ طولانی و بی برنامه با نظم جهانی آمریکایی، ریشه های ایران را فرسوده. خزانه خالی، فساد فراگیر، سرمایه اجتماعی ضعیف، دشمن زیاد، متحد مفقود، سرمایه ومغزها در حال فرار، چالش ها زورآور وبندهای تحریم محکم است. حکومت کُند و ناهوشمند می نماید و ناتوانِ از حل مساله است.
اینجا ایستاده ایم چون دنیا را نشناخته ، بازیگوشانه تعادلات ریاضی قدرت را انکار و بدنبال سراب دویده ایم. روزگارمان جوریست که هر که به ما می رسد، نه فقط چین و روسیه بل سریلانکا و عراق بدون توجه به منافع ما، خرِ خود می راند. ضعیف ترین کشورهای جهان، حقوق بدیهی ما (حتی حق تسلط بر اموالمان) را بدون ترس از عواقب، نقض می کند. تا بدل به کشوری فرصت جو، حسابگر و واقع نگر نشویم، آب به آسیاب هر که باشد، گندم ما آرد نمی شود.
۶- ایران عقب افتاد وگرفتار اوهام شد . دار و ندارمان را در نبردهایی باخته ایم که اولویت ما نبودند. در کوره راههایی روانیم که به هیچ جا نمی رسد. گرفتار بحرانهایی هستیم که دیگران قرنهاست پرونده اش را بسته اند. گویی طلسمی سیاه بر جان ما مستولیست. اگر می خواهیم طومار این کهن دیار بهم نپیچد، آب را باید به جوی گرداند. دشوار ولی ممکنست. چالش هایمان متعدد و سنگین اند. اما در نیروی انسانی، زیر ساخت ها، موقعیت ژئوپلتیک، پتانسیل تولید، منابع، حجم بازار و اندوخته تمدنی مزایایی داریم. اگر عاقل باشیم، اینها به کار می آیند. محتاج تغییر از درونیم، تغییر در نگرشمان به جهان و شیوه حکمرانی. باید چالش ها را برسمیت بشناسیم. باید جمهوریت مرده را زنده کنیم و ساختار حکمرانی را با شرائط قرن ۲۱ متناسب کنیم. باید وزن خود وتناسبش با دیگر بازیگران منطقه و جهان را بفهمیم . باید راهبردهایی منطبق با واقعیات و اهدافی متناسب با منافع ملی اتخاذ کنیم. باید کاری کنیم ملت احساس پیشرفت کند و راضی باشد. باید اوهام و خیالات را وانهیم!
خدا ایران را از شر دشمنان بیگانه و خودی حفظ کند! آمین!
https://t.me/M_H_Karimipour
Telegram
محمّد حسين كريمي پور
.. اين هم حرفي است.
گاهي حرف حساب!
گاهي حرف حساب!
Forwarded from دغدغه ایران
یک نوشته اقتصادی روشنگر
محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ #امیر_کرمانی، استاد اقتصاد در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی، آمریکا، در این نوشتار (در دو پست تلگرامی) نکات مهمی درباره اقتصاد ایران در یکونیم دهه گذشته و دوراهی مهم امروز بیان میکند. سياستگذاران بخوانند.
✅ من تا آنجا که میفهمم این نوشته خیلی خلاصه ابعاد مهمی از بروز تورم دورقمی چندساله، فساد، خروج سرمایه و انباشت ثروت ایرانی در کانادا و بقیه کشورها را توضیح میدهد. دیدگاههای دیگری هم هست، اما این نوشته تا اندازه زیادی روشنگر است.
✅ خوانندگان غیر از تبیین مساله توسط نویسنده، به بخش توضیح دلایل انتخابهای غلط در سیاست اقتصادی ایران که در پایان قسمت دوم نوشته آمده است، توجه کنند.
اقتصاد ایران باری دیگر بر سر یک دو راهه ی تاریخی
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ #امیر_کرمانی، استاد اقتصاد در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی، آمریکا، در این نوشتار (در دو پست تلگرامی) نکات مهمی درباره اقتصاد ایران در یکونیم دهه گذشته و دوراهی مهم امروز بیان میکند. سياستگذاران بخوانند.
✅ من تا آنجا که میفهمم این نوشته خیلی خلاصه ابعاد مهمی از بروز تورم دورقمی چندساله، فساد، خروج سرمایه و انباشت ثروت ایرانی در کانادا و بقیه کشورها را توضیح میدهد. دیدگاههای دیگری هم هست، اما این نوشته تا اندازه زیادی روشنگر است.
✅ خوانندگان غیر از تبیین مساله توسط نویسنده، به بخش توضیح دلایل انتخابهای غلط در سیاست اقتصادی ایران که در پایان قسمت دوم نوشته آمده است، توجه کنند.
اقتصاد ایران باری دیگر بر سر یک دو راهه ی تاریخی
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
Telegram
برگ سبز - امیر کرمانی
اقتصاد ایران باری دیگر بر سر یک دو راههی تاریخی
🔸در دو هفتهی گذشته یکی از نسبتهای ناصحیحی که به صورت مکرر تکرار شد این بود که عدهای اقتصاددان "بورس را عامل تورم دانستهاند" و گفته شد که "اینکه در یک ماه اخیر شاخص بورس کاهش پیدا کرد اما قیمت مسکن و خودرو…
🔸در دو هفتهی گذشته یکی از نسبتهای ناصحیحی که به صورت مکرر تکرار شد این بود که عدهای اقتصاددان "بورس را عامل تورم دانستهاند" و گفته شد که "اینکه در یک ماه اخیر شاخص بورس کاهش پیدا کرد اما قیمت مسکن و خودرو…
Forwarded from دغدغه ایران
روایتی غیرکلیشهای از هشت سال جنگ
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ «هاشمی رفسنجانی در جمع مسئولان کشور در توجیه پذیرش قطعنامه گفته بود: کل درآمد ما در سال حدود 200 میلیارد تومان است. درآمد واقعی ما خیلی نیست. یک مقدار از نفت میگیریم که این درآمد نیست، خوردن ذخایر است و یک مقدار از مالیات میگیریم. عمدهی مالیات هم از جاهایی است که واقعاً مالیات نیست یا از کارمندهای دولت میگیریم که باید با دست دیگری به آنها بدهیم و یا از شرکتهای دولتی میگیریم که مال خود دولت است و اصلاً درآمد حساب نمیشود. آن وقت این مبلغ را بیش از نصفش را باید بدهیم برای جنگ. برای کل کشور یعنی 50 میلیون نفر جمعیت و برای این همه کسری و مشکلات 100 میلیارد تومان. ارز هم از این بدتر. اگر ریال بود میتوانستیم با استقراض و با هر مشکلی تهیه کنیم برای یک مدت محدودی و با تحمیل تورم. اما ارز هم نمیتوانیم استقراض کنیم.» (ص. 440)
✅ میخواهم درباره کتابی بنویسم که اکثریت ایرانیان با خواندن آن روایت و شناختی متفاوت از جنگ تحمیلی هشت ساله عراق علیه ایران به دست میآورند. کتابی که اگرچه درباره تاریخ جنگی است که سیودو سال پیش پایان یافت اما تا به امروز تاریخ ایران را تحت تأثیر قرار داده و کماکان چنین نقشی ایفا خواهد کرد.
✅ اکثر ایرانیان روایتی رسمی و کلیشهای از هشت سال جنگ تحمیلشده بر ایران شنیدهاند. جعفر شیرعلینیا (متولد 1357)، مورخ پرسابقه جنگ، روایتی واقعبینانه از جنگ ایران و عراق ارائه میکند. روایتی که در آن پیروزیها و شکستها توأمان ارائه شدهاند؛ تلخیهای جنگ از صفحات تاریخ زدوده و خسارات آن نادیده گرفته نشدهاند.
✅ «دائرهالمعارف مصور تاریخ جنگ ایران و عراق» که چاپ اول آن سال 1392 در 632 صفحه منتشر شده، بیشتر بر اسناد مکتوب، و کمتر بر مصاحبههای محققانه نویسنده با مقامات، و استفاده مبتنی بر راستیآزمایی خاطرات افراد حاضر در جنگ نوشته شده است. جعفر شیرعلینیا فقط به روایت ایرانی از جنگ اکتفا نمیکند بلکه جنگ را از زاویه عراق، مقامات سایر کشور و سازمانهای بینالمللی نیز روایت میکند.
✅ کتاب شامل ده فصل است که از سابقه اختلافات ایران و عراق شروع میشود، با برافروخته شدن آتش جنگ دنبال شده، ایران در مسیر پیروزی را تشریح میکند، به فرسایشی شدن جنگ میرسد، گشوده شدن جبهههای جدید، توقف در مسیر جنگ، بحران در خلیج فارس و حرکت به سمت آتشبس را تشریح میکند.
✅ کتاب حاوی تعداد زیادی تصاویر خاطرهانگیز، تلخ، شیرین، دردناک و غرورآمیز از سالهای جنگ و جبهههاست. جداولی حاوی اطلاعات اقتصادی، درباره تجهیزات نظامی، شهدای جنگ و ... در کتاب گنجانده شده که هر کدام میتواند موضوع مباحثه اجتماعی و سیاسی بسیار باشد.
✅ جعفر شیرعلینیا نویسنده کانال «عکسها و نکتههای تاریخی» در اینستاگرام و کانال «نکتههای تاریخی» (@jafarshiralinia) در تلگرام است.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
https://www.instagram.com/p/CFRDxgDJ5_s/?igshid=gw2sc5g00ywg
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ «هاشمی رفسنجانی در جمع مسئولان کشور در توجیه پذیرش قطعنامه گفته بود: کل درآمد ما در سال حدود 200 میلیارد تومان است. درآمد واقعی ما خیلی نیست. یک مقدار از نفت میگیریم که این درآمد نیست، خوردن ذخایر است و یک مقدار از مالیات میگیریم. عمدهی مالیات هم از جاهایی است که واقعاً مالیات نیست یا از کارمندهای دولت میگیریم که باید با دست دیگری به آنها بدهیم و یا از شرکتهای دولتی میگیریم که مال خود دولت است و اصلاً درآمد حساب نمیشود. آن وقت این مبلغ را بیش از نصفش را باید بدهیم برای جنگ. برای کل کشور یعنی 50 میلیون نفر جمعیت و برای این همه کسری و مشکلات 100 میلیارد تومان. ارز هم از این بدتر. اگر ریال بود میتوانستیم با استقراض و با هر مشکلی تهیه کنیم برای یک مدت محدودی و با تحمیل تورم. اما ارز هم نمیتوانیم استقراض کنیم.» (ص. 440)
✅ میخواهم درباره کتابی بنویسم که اکثریت ایرانیان با خواندن آن روایت و شناختی متفاوت از جنگ تحمیلی هشت ساله عراق علیه ایران به دست میآورند. کتابی که اگرچه درباره تاریخ جنگی است که سیودو سال پیش پایان یافت اما تا به امروز تاریخ ایران را تحت تأثیر قرار داده و کماکان چنین نقشی ایفا خواهد کرد.
✅ اکثر ایرانیان روایتی رسمی و کلیشهای از هشت سال جنگ تحمیلشده بر ایران شنیدهاند. جعفر شیرعلینیا (متولد 1357)، مورخ پرسابقه جنگ، روایتی واقعبینانه از جنگ ایران و عراق ارائه میکند. روایتی که در آن پیروزیها و شکستها توأمان ارائه شدهاند؛ تلخیهای جنگ از صفحات تاریخ زدوده و خسارات آن نادیده گرفته نشدهاند.
✅ «دائرهالمعارف مصور تاریخ جنگ ایران و عراق» که چاپ اول آن سال 1392 در 632 صفحه منتشر شده، بیشتر بر اسناد مکتوب، و کمتر بر مصاحبههای محققانه نویسنده با مقامات، و استفاده مبتنی بر راستیآزمایی خاطرات افراد حاضر در جنگ نوشته شده است. جعفر شیرعلینیا فقط به روایت ایرانی از جنگ اکتفا نمیکند بلکه جنگ را از زاویه عراق، مقامات سایر کشور و سازمانهای بینالمللی نیز روایت میکند.
✅ کتاب شامل ده فصل است که از سابقه اختلافات ایران و عراق شروع میشود، با برافروخته شدن آتش جنگ دنبال شده، ایران در مسیر پیروزی را تشریح میکند، به فرسایشی شدن جنگ میرسد، گشوده شدن جبهههای جدید، توقف در مسیر جنگ، بحران در خلیج فارس و حرکت به سمت آتشبس را تشریح میکند.
✅ کتاب حاوی تعداد زیادی تصاویر خاطرهانگیز، تلخ، شیرین، دردناک و غرورآمیز از سالهای جنگ و جبهههاست. جداولی حاوی اطلاعات اقتصادی، درباره تجهیزات نظامی، شهدای جنگ و ... در کتاب گنجانده شده که هر کدام میتواند موضوع مباحثه اجتماعی و سیاسی بسیار باشد.
✅ جعفر شیرعلینیا نویسنده کانال «عکسها و نکتههای تاریخی» در اینستاگرام و کانال «نکتههای تاریخی» (@jafarshiralinia) در تلگرام است.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
https://www.instagram.com/p/CFRDxgDJ5_s/?igshid=gw2sc5g00ywg
Instagram
دغدغه ایران
. روایتی غیرکلیشهای از هشت سال جنگ . میخواهم درباره کتابی بنویسم که اکثریت ایرانیان با خواندن آن روایت و شناختی متفاوت از جنگ تحمیلی هشت ساله عراق علیه ایران به دست میآورند. کتابی که اگرچه درباره تاریخ جنگی است که سیودو سال پیش پایان یافت اما تا به امروز…
Forwarded from دغدغه ایران
من و مرتضی و گوسفند و قیمت تخممرغ
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ تخم مرغ یا قیمتاش دوباره تو گلوی اقتصاد ایران گیر کردهاند. بحث نظارت، مداخله دولت و حتماً بگیر و ببند دوباره شروع میشود. البته تخم مرغ نماد و نشانه است، کره، خودرو، لوازم خانگی و ... هم از این مباحث دارند. من اقتصاددان نیستم که تحلیل اقتصادی کنم اما چیزی یادم افتاد که شاید به تشریح مسأله و سیاستگذاری کمک کند.
✅ من در هفت سال گذشته از دوستی به نام آقا مرتضی که در حاشیه تهران گوسفند پرورش میدهد و خودش هم قصابی میکند، به مناسبتی هر سال یک گوسفند میخرم. قیمت گوسفند زنده هر سال نسبت به سال قبل بالاتر میرفت. گوسفند زنده را پارسال از مرتضی کیلویی 48 هزار تومان خریدم و انتظار داشتم با تورمی که در یک سال گذشته پیش آمده، گوسفند به کیلویی حداقل شصت هزار تومان رسیده باشد.
✅ یکی دو روز مانده به موعد هر سال به مرتضی تلفن کردم و با تعجب تمام شنیدم که گوسفند را کیلویی 47 هزار تومان میفروشد. پرسیدم یعنی تورم هیچ اثری روی قیمت گوسفند زنده نگذاشته است؟ گفت: امسال کرونا باعث شده مصرف گوشت در رستورانها، مراسم عزا و عروسی و حتی قربانی کردن برای مراسم مذهبی کاهش یابد. صادرات گوسفند هم ممنوع شده یا به دلیل کرونا رونق ندارد، در نتیجه قیمت نسبت به پارسال هیچ تغییری نکرده است.
✅ روزی که گوشت گوسفند را از مرتضی تحویل گرفتم، پدرم پرسید کیلویی چند خریدی؟ گفتم 47 هزار تومان، گفت اینجا (شهرستان فراهان اراک) هم همین قیمت و حدود 43 هزار تومان است. آنجا هم همین سازوکار کرونا، کاهش صادرات و ... بود و قیمت هیچ تغییری نسبت به پارسال نداشت و کاهش هم یافته بود.
⭕️ سؤال
✅ آیا از پارسال تا امسال دولت نظارت خاصی بر قیمت گوسفند انجام داده که سبب شده بود قیمت افزایش نیابد؟ آیا دولت مداخلهای در بازار کرده بود؟ دولت حتی تخصیص ارز 4200 تومانی به گوشت وارداتی را هم متوقف کرده بود. چرا قیمت گوسفند زنده از پارسال تا آن روز که من خریدم برخلاف همه هفت سال گذشتهاش تغییری نکرده بود؟ فکر میکنم پاسخ عرضه و تقاضاست؛ نه نظارت یا مداخله دولت در بازار.
✅ عرضه گوشت احتمالاً به دلیل ماهیت کالایی نظیر گوسفند زنده ثابت مانده یا حتی به دلیل زاد و ولد گوسفندان بیشتر شده؛ و تقاضای گوشت به دلیل کرونا و کاهش صادرات کاهش یافته است. گوسفند کالای سرمایهای مثل خودرو یا طلا هم نیست که بتوان از آن برای ذخیره کردن و حفظ ارزش پول استفاده کرد، پس تقاضای آن دچار شوکهای قیمت خودرو و طلا نمیشود.
✅ قیمت گوسفند هم احتمالاً در درازمدت چنین نمیماند و تورم قیمت علوفه و سایر نهادههای لازم برای تولید گوسفند زنده و ثابت ماندن قیمت گوسفند، سبب غیراقتصادی شدن تولید گوسفند و خروج سرمایهها از این بخش میشود و با کاهش عرضه، قیمت هم افزایش مییابد.
✅ فکر میکنم قیمت کره، خودرو، لوازم خانگی، مسکن و ... هم کموبیش با همین سازوکار قابل توضیح است.
✅ اینکه از دولت و دولتیان خواسته شود مداخله کنند (جلسه تشکیل دهند و تصمیم بگیرند) بعید است دردی دوا کند. بهتر است بپرسیم «چه شد/شده/میشود که تولید و تجارت تخممرغ، کره، مسکن، و ... کاهش یافته، برخی از آنها نقش سرمایهای یافتهاند و حافظ ارزش پول شدهاند، و جامعه به این روز افتاده است؟»
✅ والّا به عقل من و مرتضی و گوسفند مقتول و مرغِ و تخممرغِ همین قدر میرسید که سؤال اصلی درباره تقویت نظارت، تصمیم عاجل دولت و ... نیست، سازوکارهای منجر به تولید و تجارت را باید پایید، سازوکار مؤثر بر بیثباتی تولید، محدود شدن تجارت خارجی، تحریم، سقوط ارزش پول، انتظارات تورمی مصرفکننده و...؛
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ تخم مرغ یا قیمتاش دوباره تو گلوی اقتصاد ایران گیر کردهاند. بحث نظارت، مداخله دولت و حتماً بگیر و ببند دوباره شروع میشود. البته تخم مرغ نماد و نشانه است، کره، خودرو، لوازم خانگی و ... هم از این مباحث دارند. من اقتصاددان نیستم که تحلیل اقتصادی کنم اما چیزی یادم افتاد که شاید به تشریح مسأله و سیاستگذاری کمک کند.
✅ من در هفت سال گذشته از دوستی به نام آقا مرتضی که در حاشیه تهران گوسفند پرورش میدهد و خودش هم قصابی میکند، به مناسبتی هر سال یک گوسفند میخرم. قیمت گوسفند زنده هر سال نسبت به سال قبل بالاتر میرفت. گوسفند زنده را پارسال از مرتضی کیلویی 48 هزار تومان خریدم و انتظار داشتم با تورمی که در یک سال گذشته پیش آمده، گوسفند به کیلویی حداقل شصت هزار تومان رسیده باشد.
✅ یکی دو روز مانده به موعد هر سال به مرتضی تلفن کردم و با تعجب تمام شنیدم که گوسفند را کیلویی 47 هزار تومان میفروشد. پرسیدم یعنی تورم هیچ اثری روی قیمت گوسفند زنده نگذاشته است؟ گفت: امسال کرونا باعث شده مصرف گوشت در رستورانها، مراسم عزا و عروسی و حتی قربانی کردن برای مراسم مذهبی کاهش یابد. صادرات گوسفند هم ممنوع شده یا به دلیل کرونا رونق ندارد، در نتیجه قیمت نسبت به پارسال هیچ تغییری نکرده است.
✅ روزی که گوشت گوسفند را از مرتضی تحویل گرفتم، پدرم پرسید کیلویی چند خریدی؟ گفتم 47 هزار تومان، گفت اینجا (شهرستان فراهان اراک) هم همین قیمت و حدود 43 هزار تومان است. آنجا هم همین سازوکار کرونا، کاهش صادرات و ... بود و قیمت هیچ تغییری نسبت به پارسال نداشت و کاهش هم یافته بود.
⭕️ سؤال
✅ آیا از پارسال تا امسال دولت نظارت خاصی بر قیمت گوسفند انجام داده که سبب شده بود قیمت افزایش نیابد؟ آیا دولت مداخلهای در بازار کرده بود؟ دولت حتی تخصیص ارز 4200 تومانی به گوشت وارداتی را هم متوقف کرده بود. چرا قیمت گوسفند زنده از پارسال تا آن روز که من خریدم برخلاف همه هفت سال گذشتهاش تغییری نکرده بود؟ فکر میکنم پاسخ عرضه و تقاضاست؛ نه نظارت یا مداخله دولت در بازار.
✅ عرضه گوشت احتمالاً به دلیل ماهیت کالایی نظیر گوسفند زنده ثابت مانده یا حتی به دلیل زاد و ولد گوسفندان بیشتر شده؛ و تقاضای گوشت به دلیل کرونا و کاهش صادرات کاهش یافته است. گوسفند کالای سرمایهای مثل خودرو یا طلا هم نیست که بتوان از آن برای ذخیره کردن و حفظ ارزش پول استفاده کرد، پس تقاضای آن دچار شوکهای قیمت خودرو و طلا نمیشود.
✅ قیمت گوسفند هم احتمالاً در درازمدت چنین نمیماند و تورم قیمت علوفه و سایر نهادههای لازم برای تولید گوسفند زنده و ثابت ماندن قیمت گوسفند، سبب غیراقتصادی شدن تولید گوسفند و خروج سرمایهها از این بخش میشود و با کاهش عرضه، قیمت هم افزایش مییابد.
✅ فکر میکنم قیمت کره، خودرو، لوازم خانگی، مسکن و ... هم کموبیش با همین سازوکار قابل توضیح است.
✅ اینکه از دولت و دولتیان خواسته شود مداخله کنند (جلسه تشکیل دهند و تصمیم بگیرند) بعید است دردی دوا کند. بهتر است بپرسیم «چه شد/شده/میشود که تولید و تجارت تخممرغ، کره، مسکن، و ... کاهش یافته، برخی از آنها نقش سرمایهای یافتهاند و حافظ ارزش پول شدهاند، و جامعه به این روز افتاده است؟»
✅ والّا به عقل من و مرتضی و گوسفند مقتول و مرغِ و تخممرغِ همین قدر میرسید که سؤال اصلی درباره تقویت نظارت، تصمیم عاجل دولت و ... نیست، سازوکارهای منجر به تولید و تجارت را باید پایید، سازوکار مؤثر بر بیثباتی تولید، محدود شدن تجارت خارجی، تحریم، سقوط ارزش پول، انتظارات تورمی مصرفکننده و...؛
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
Forwarded from دغدغه ایران
اندازه فدراسیون جهانی والیبال عقل و درایت داریم؟
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ امتیازگیری بازی والیبال قبل از سال 1999 این گونه بود: تیمی که سرویس میزد باید توپ را در زمین حریف میخواباند تا امتیاز بگیرد. این سبب میشد گاهی چندین بار توپ بین دو تیم رد و بدل شود اما امتیازی به دست نیاید. فدراسیون جهانی والیبال در سال 1999 امتیازگیری به شیوه رالی را وضع کرد: هر تیمی توپ را در زمین حریف بخواباند امتیاز میگیرد. لیبرو یا بازیکن آزاد هم از سال 1997 به مسابقات و از سال 1998 در کتاب قواعد والیبال فدراسیون جهانی اضافه شد.
✅ مطالعات زیادی درباره اثر تغییر قاعده امتیازگیری والیبال نشان میدهند: امتیازگیری به شیوه رالی، زمان انجام بازی والیبال را قابل پیشبینی کرده است. امتیازگیری به شیوه قبلی سبب میشد معلوم نباشد چند سرویس باید زده شود تا تیمی به امتیاز 15 و دو امتیاز فاصله با حریف برسد تا یک دست تمام شود. حالا معلوم است که هر سرویس یک امتیاز است و زمان تقریبی برد یکی از دو تیم مشخص است.
✅ پیشبینیپذیر شدن زمان بازی والیبال به تلویزیونهای جهان اجازه میدهد زمان تقریبی نسبتاً دقیق لازم برای پخش یک مسابقه را بدانند، زمان اجاره کردن ماهواره یا تخصیص زمان به مسابقه در میان برنامهها را برنامهریزی کنند و به یکباره پخش والیبال در تلویزیونهای جهان رشد کند. ازدیاد پخش والیبال در تلویزیونها، درآمد تبلیغاتی تیمها و اقتصاد باشگاهها و ورزش والیبال را افزایش داده است. بازی سرعت بیشتری پیدا کرده و جذابتر شده، طیف گستردهتری از مخاطبان را جذب میکند. افزودن لیبرو، این بازی را برای کوتاهقدها هم ممکن و جذاب کرده است.
✅ فدراسیون جهانی والیبال احتمالاً پولی برای ساختوساز زمینها و سالنهای والیبال نپرداخته، یارانه پخش تلویزیونی هم نمیدهد، به غیر از جوایز مسابقات، که آن هم محل تأمیناش باید از محل تبلیغات باشد، به تیمها یارانه و کمک هم نمیدهد (صرفنظر از بودجههایی که معمولاً خیلی اندک و صرف توسعه و ترویج آموزش رشتههای ورزشی در کشورهای عمدتاً توسعهنیافته میشود)؛ اما در دو دهه گذشته والیبال به تلویزیونها راه یافته، مسابقات جهانیاش اوج گرفته، و کشورهایی (نظیر ایران) که در گذشته در والیبال جایگاهی نداشتند، با قوانین جدید و پخش تلویزیونی که والیبال را مشهور ساخته، در این ورزش پیشرفت کردهاند.
✅ داستان والیبال و تغییر دو قاعده شیوه امتیازگیری و افزودن بازیکن لیبرو، درس بزرگی دارد. حکومتها لازم نیست مثل بنّاها و کارگران ساختمانی، همیشه دستشان لای خاک، سنگ و سیمان باشد و دائم در حال ساختوساز چیزی باشند. مطالعات نشان میدهد حکومتها وقتی دائم دستشان ماله و اره و تیشه و گچ و سیمان است، حتماً ریگی به کفش دارند و کاسهای زیر نیمکاسه و لفت و لیسی به راه است.
✅ حکومتها باید قاعدهگذارهای خوبی باشند و بعد از قاعدهگذاری درست که ثبات، پیشبینیپذیری و انگیزه کار و تلاش درست میکند؛ اگر کارهایی باقی ماند که مردم و بخش خصوصی سالم، انگیزهای برای انجام آنها ندارد و به هیچ روش بدون مفسدهای نمیتوان انگیزه فراهم کرد یا ریسک انجامش را کاهش داد،با احتیاط دست بهکار شوند.
✅ شرایط البته در چند دهه گذشته به گونهای بوده که نه فقط مثل فدراسیون جهانی والیبال قواعدی وضع نمیشود که مولد ثبات، پیشبینیپذیری، جذابیت و انگیزه باشد؛ بلکه دائم شرایطی پدید میآید و قواعدی وضع میشود که خلایق غافلگیر شوند. همان قواعد مولد ثبات و پیشبینیپذیری در زندگی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بازمانده از گذشته نیز هر چه بیشتر نقض میشوند و آدمها دائم در حالت فوقالعاده زندگی میکنند.
✅ انسان موجود زیستن در شرایط پیشبینیپذیر است. زندگی در جایی که هر روز آدمی را غافلگیر کند، به هیچ قاعدهای نتوان اتکا کرد، و هیچ سرمایهای از دستبرد غافلگیری در امان نباشد، به سرعت خستهکننده، جانفرسا، نفرتانگیز و ابتر خواهد شد. قواعدی وضع کنید که زندگی را برای مردم باثبات، پیشبینیپذیر، جذاب، زیبا و پرانگیزه سازد. سازوکارهای قاعدهمندی زندگی را که درست کنید، مردم خودشان دست بهکار ساختوساز هم میشوند، سرمایهگذاری میکنند و سرمایهها از اینجا نمیگریزند به گرجستان و ترکیه. هیجان پیشبینیناپذیری فقط برای بازی، سرگرمی و ماجراجویی - و نه زندگی واقعی - خوب است.
✅ پیشبینیناپذیر کردن زندگی، آینده و حیات انسانها هنر نیست؛ هنر آن است که یک رشته ورزشی را با یکی دو قاعدهگذاری درست در جهان گسترش دهند، بدون رانت، بدون فساد، بدون دستور، بدون زور، بدون پول، بدون توهم؛ با سادهسازی با جذابیت، با پیشبینیپذیری، با عقلانیت.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ امتیازگیری بازی والیبال قبل از سال 1999 این گونه بود: تیمی که سرویس میزد باید توپ را در زمین حریف میخواباند تا امتیاز بگیرد. این سبب میشد گاهی چندین بار توپ بین دو تیم رد و بدل شود اما امتیازی به دست نیاید. فدراسیون جهانی والیبال در سال 1999 امتیازگیری به شیوه رالی را وضع کرد: هر تیمی توپ را در زمین حریف بخواباند امتیاز میگیرد. لیبرو یا بازیکن آزاد هم از سال 1997 به مسابقات و از سال 1998 در کتاب قواعد والیبال فدراسیون جهانی اضافه شد.
✅ مطالعات زیادی درباره اثر تغییر قاعده امتیازگیری والیبال نشان میدهند: امتیازگیری به شیوه رالی، زمان انجام بازی والیبال را قابل پیشبینی کرده است. امتیازگیری به شیوه قبلی سبب میشد معلوم نباشد چند سرویس باید زده شود تا تیمی به امتیاز 15 و دو امتیاز فاصله با حریف برسد تا یک دست تمام شود. حالا معلوم است که هر سرویس یک امتیاز است و زمان تقریبی برد یکی از دو تیم مشخص است.
✅ پیشبینیپذیر شدن زمان بازی والیبال به تلویزیونهای جهان اجازه میدهد زمان تقریبی نسبتاً دقیق لازم برای پخش یک مسابقه را بدانند، زمان اجاره کردن ماهواره یا تخصیص زمان به مسابقه در میان برنامهها را برنامهریزی کنند و به یکباره پخش والیبال در تلویزیونهای جهان رشد کند. ازدیاد پخش والیبال در تلویزیونها، درآمد تبلیغاتی تیمها و اقتصاد باشگاهها و ورزش والیبال را افزایش داده است. بازی سرعت بیشتری پیدا کرده و جذابتر شده، طیف گستردهتری از مخاطبان را جذب میکند. افزودن لیبرو، این بازی را برای کوتاهقدها هم ممکن و جذاب کرده است.
✅ فدراسیون جهانی والیبال احتمالاً پولی برای ساختوساز زمینها و سالنهای والیبال نپرداخته، یارانه پخش تلویزیونی هم نمیدهد، به غیر از جوایز مسابقات، که آن هم محل تأمیناش باید از محل تبلیغات باشد، به تیمها یارانه و کمک هم نمیدهد (صرفنظر از بودجههایی که معمولاً خیلی اندک و صرف توسعه و ترویج آموزش رشتههای ورزشی در کشورهای عمدتاً توسعهنیافته میشود)؛ اما در دو دهه گذشته والیبال به تلویزیونها راه یافته، مسابقات جهانیاش اوج گرفته، و کشورهایی (نظیر ایران) که در گذشته در والیبال جایگاهی نداشتند، با قوانین جدید و پخش تلویزیونی که والیبال را مشهور ساخته، در این ورزش پیشرفت کردهاند.
✅ داستان والیبال و تغییر دو قاعده شیوه امتیازگیری و افزودن بازیکن لیبرو، درس بزرگی دارد. حکومتها لازم نیست مثل بنّاها و کارگران ساختمانی، همیشه دستشان لای خاک، سنگ و سیمان باشد و دائم در حال ساختوساز چیزی باشند. مطالعات نشان میدهد حکومتها وقتی دائم دستشان ماله و اره و تیشه و گچ و سیمان است، حتماً ریگی به کفش دارند و کاسهای زیر نیمکاسه و لفت و لیسی به راه است.
✅ حکومتها باید قاعدهگذارهای خوبی باشند و بعد از قاعدهگذاری درست که ثبات، پیشبینیپذیری و انگیزه کار و تلاش درست میکند؛ اگر کارهایی باقی ماند که مردم و بخش خصوصی سالم، انگیزهای برای انجام آنها ندارد و به هیچ روش بدون مفسدهای نمیتوان انگیزه فراهم کرد یا ریسک انجامش را کاهش داد،با احتیاط دست بهکار شوند.
✅ شرایط البته در چند دهه گذشته به گونهای بوده که نه فقط مثل فدراسیون جهانی والیبال قواعدی وضع نمیشود که مولد ثبات، پیشبینیپذیری، جذابیت و انگیزه باشد؛ بلکه دائم شرایطی پدید میآید و قواعدی وضع میشود که خلایق غافلگیر شوند. همان قواعد مولد ثبات و پیشبینیپذیری در زندگی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بازمانده از گذشته نیز هر چه بیشتر نقض میشوند و آدمها دائم در حالت فوقالعاده زندگی میکنند.
✅ انسان موجود زیستن در شرایط پیشبینیپذیر است. زندگی در جایی که هر روز آدمی را غافلگیر کند، به هیچ قاعدهای نتوان اتکا کرد، و هیچ سرمایهای از دستبرد غافلگیری در امان نباشد، به سرعت خستهکننده، جانفرسا، نفرتانگیز و ابتر خواهد شد. قواعدی وضع کنید که زندگی را برای مردم باثبات، پیشبینیپذیر، جذاب، زیبا و پرانگیزه سازد. سازوکارهای قاعدهمندی زندگی را که درست کنید، مردم خودشان دست بهکار ساختوساز هم میشوند، سرمایهگذاری میکنند و سرمایهها از اینجا نمیگریزند به گرجستان و ترکیه. هیجان پیشبینیناپذیری فقط برای بازی، سرگرمی و ماجراجویی - و نه زندگی واقعی - خوب است.
✅ پیشبینیناپذیر کردن زندگی، آینده و حیات انسانها هنر نیست؛ هنر آن است که یک رشته ورزشی را با یکی دو قاعدهگذاری درست در جهان گسترش دهند، بدون رانت، بدون فساد، بدون دستور، بدون زور، بدون پول، بدون توهم؛ با سادهسازی با جذابیت، با پیشبینیپذیری، با عقلانیت.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
Forwarded from دغدغه ایران
آنیتا قربانی فرصتدزدی
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ قلبم از دو ساعت پیش که #محمدحسین_مهدویان، کارگردان #درخت_گردو درباره آنیتا ایراننژاد نوشته، آتش گرفته است. این دومین باری است که محمدحسین مهدویان اشکهایم را جاری میکند. بار اول، روی صندلی سینما خشک شدم و ساعتی همراه فیلم درخت گردو، روایت او از بمباران شیمیایی سردشت، گریستم.
✅ مهدویان در اینستاگرام حالا تصاویری از آنیتا ایراننژاد منتشر کرده است. آنیتا دختری هشت ساله که یک سال قبل سعی کرده بود فرصت بازیگری در فیلم #درخت_گردو مهدویان را پیدا کند که نشد. آنیتا چند روز پیش به همراه خانوادهاش، در قایقی که قاچاقچیان مهاجران غیرقانونی را به سمت انگلستان میبردند، غرق شد.
✅ آنیتا ایراننژاد، اهل روستای گلینه از توابع سردشت آذربایجان غربی، به سرنوشت بسیاری از پناهندگان غیرقانونی جهان دچار شد. او و خانوادهاش قربانی فرصتهایی هستند که زندگی از ایشان دریغ کرده بود. هیچ پناهندهای اگر در سرزمین خودش جایی برای زیستن، نانی برای خوردن، دلخوشی برای عشق ورزیدن و آیندهای برای امیدواری داشته باشد، جانش را بر کف نمیگذارد و دل به دریای مهاجرت نمیزند.
✅ آنیتا مرا به یاد آن عزیزی میاندازد که کم مانده بود در یکی از همین دریاهای بیکران جهان برای مهاجرت غیرقانونی قربانی شود. زندگی او را هم به ناامیدی کشانده بود. آنیتاها قربانی سودجویی قاچاقچیان میشوند، قربانی قوانین مهاجرت هم میشوند، اما بیش از همه قربانی فرصتدزدی هستند.
✅ حکمرانی بد، فقر، توسعه نامتوازن، نابرابری، تبعیض و فساد فرصتهای زندگی را از آنیتاها میدزدند. کسی تاکنون داستانی از مهاجران غیرقانونی سوئیسی، سوئدی، نیوزیلندی، دانمارکی، انگلیسی یا آلمانی نشنیده و هیچ تبعهای از این کشورها در قایق مهاجران غیرقانونی غرق نشده است؛ چون فرصتهای زندگی چنان از ایشان دزدیده نشده که دل به دریای مهاجرت غیرقانونی بزنند.
✅ محمدحسین مهدویان شاید روزی دوربین بردارد و قصه پرغصه آناهیتا را هم مثل یک گلوله سربی داغ، عین غصه #وستا_قادر در درخت گردو، بنشاند به سینه تاریخ؛ مگر غصه رسول ایراننژاد وقتی آنیتا، آرمین و آرتین جلوی چشماش در کانال مانش غرق میشدند، از غصه #وستا_قادر و دخترش مالمال در #درخت_گردو چه کم دارد؟ اما #فرصتدزدی از زندگی آدمیان را با دوربین نمیشود درمان کرد، درمانش حکمرانی خوب است، آن نوع حکمرانی که آدمیان را از زندگی گریزان نکند.
⭕️ لینک فیلمی که مهدویان به اشتراک گذاشته است:
https://www.instagram.com/p/CG9dsmLDziS/?igshid=im9wkiup23ja
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ قلبم از دو ساعت پیش که #محمدحسین_مهدویان، کارگردان #درخت_گردو درباره آنیتا ایراننژاد نوشته، آتش گرفته است. این دومین باری است که محمدحسین مهدویان اشکهایم را جاری میکند. بار اول، روی صندلی سینما خشک شدم و ساعتی همراه فیلم درخت گردو، روایت او از بمباران شیمیایی سردشت، گریستم.
✅ مهدویان در اینستاگرام حالا تصاویری از آنیتا ایراننژاد منتشر کرده است. آنیتا دختری هشت ساله که یک سال قبل سعی کرده بود فرصت بازیگری در فیلم #درخت_گردو مهدویان را پیدا کند که نشد. آنیتا چند روز پیش به همراه خانوادهاش، در قایقی که قاچاقچیان مهاجران غیرقانونی را به سمت انگلستان میبردند، غرق شد.
✅ آنیتا ایراننژاد، اهل روستای گلینه از توابع سردشت آذربایجان غربی، به سرنوشت بسیاری از پناهندگان غیرقانونی جهان دچار شد. او و خانوادهاش قربانی فرصتهایی هستند که زندگی از ایشان دریغ کرده بود. هیچ پناهندهای اگر در سرزمین خودش جایی برای زیستن، نانی برای خوردن، دلخوشی برای عشق ورزیدن و آیندهای برای امیدواری داشته باشد، جانش را بر کف نمیگذارد و دل به دریای مهاجرت نمیزند.
✅ آنیتا مرا به یاد آن عزیزی میاندازد که کم مانده بود در یکی از همین دریاهای بیکران جهان برای مهاجرت غیرقانونی قربانی شود. زندگی او را هم به ناامیدی کشانده بود. آنیتاها قربانی سودجویی قاچاقچیان میشوند، قربانی قوانین مهاجرت هم میشوند، اما بیش از همه قربانی فرصتدزدی هستند.
✅ حکمرانی بد، فقر، توسعه نامتوازن، نابرابری، تبعیض و فساد فرصتهای زندگی را از آنیتاها میدزدند. کسی تاکنون داستانی از مهاجران غیرقانونی سوئیسی، سوئدی، نیوزیلندی، دانمارکی، انگلیسی یا آلمانی نشنیده و هیچ تبعهای از این کشورها در قایق مهاجران غیرقانونی غرق نشده است؛ چون فرصتهای زندگی چنان از ایشان دزدیده نشده که دل به دریای مهاجرت غیرقانونی بزنند.
✅ محمدحسین مهدویان شاید روزی دوربین بردارد و قصه پرغصه آناهیتا را هم مثل یک گلوله سربی داغ، عین غصه #وستا_قادر در درخت گردو، بنشاند به سینه تاریخ؛ مگر غصه رسول ایراننژاد وقتی آنیتا، آرمین و آرتین جلوی چشماش در کانال مانش غرق میشدند، از غصه #وستا_قادر و دخترش مالمال در #درخت_گردو چه کم دارد؟ اما #فرصتدزدی از زندگی آدمیان را با دوربین نمیشود درمان کرد، درمانش حکمرانی خوب است، آن نوع حکمرانی که آدمیان را از زندگی گریزان نکند.
⭕️ لینک فیلمی که مهدویان به اشتراک گذاشته است:
https://www.instagram.com/p/CG9dsmLDziS/?igshid=im9wkiup23ja
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
Instagram
Instagram
Forwarded from دغدغه ایران
آنیتا قربانی فرصتدزدی
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ قلبم از دو ساعت پیش که #محمدحسین_مهدویان، کارگردان #درخت_گردو درباره آنیتا ایراننژاد نوشته، آتش گرفته است. این دومین باری است که محمدحسین مهدویان اشکهایم را جاری میکند. بار اول، روی صندلی سینما خشک شدم و ساعتی همراه فیلم درخت گردو، روایت او از بمباران شیمیایی سردشت، گریستم.
✅ مهدویان در اینستاگرام حالا تصاویری از آنیتا ایراننژاد منتشر کرده است. آنیتا دختری هشت ساله که یک سال قبل سعی کرده بود فرصت بازیگری در فیلم #درخت_گردو مهدویان را پیدا کند که نشد. آنیتا چند روز پیش به همراه خانوادهاش، در قایقی که قاچاقچیان مهاجران غیرقانونی را به سمت انگلستان میبردند، غرق شد.
✅ آنیتا ایراننژاد، اهل روستای گلینه از توابع سردشت آذربایجان غربی، به سرنوشت بسیاری از پناهندگان غیرقانونی جهان دچار شد. او و خانوادهاش قربانی فرصتهایی هستند که زندگی از ایشان دریغ کرده بود. هیچ پناهندهای اگر در سرزمین خودش جایی برای زیستن، نانی برای خوردن، دلخوشی برای عشق ورزیدن و آیندهای برای امیدواری داشته باشد، جانش را بر کف نمیگذارد و دل به دریای مهاجرت نمیزند.
✅ آنیتا مرا به یاد آن عزیزی میاندازد که کم مانده بود در یکی از همین دریاهای بیکران جهان برای مهاجرت غیرقانونی قربانی شود. زندگی او را هم به ناامیدی کشانده بود. آنیتاها قربانی سودجویی قاچاقچیان میشوند، قربانی قوانین مهاجرت هم میشوند، اما بیش از همه قربانی فرصتدزدی هستند.
✅ حکمرانی بد، فقر، توسعه نامتوازن، نابرابری، تبعیض و فساد فرصتهای زندگی را از آنیتاها میدزدند. کسی تاکنون داستانی از مهاجران غیرقانونی سوئیسی، سوئدی، نیوزیلندی، دانمارکی، انگلیسی یا آلمانی نشنیده و هیچ تبعهای از این کشورها در قایق مهاجران غیرقانونی غرق نشده است؛ چون فرصتهای زندگی چنان از ایشان دزدیده نشده که دل به دریای مهاجرت غیرقانونی بزنند.
✅ محمدحسین مهدویان شاید روزی دوربین بردارد و قصه پرغصه آناهیتا را هم مثل یک گلوله سربی داغ، عین غصه #وستا_قادر در درخت گردو، بنشاند به سینه تاریخ؛ مگر غصه رسول ایراننژاد وقتی آنیتا، آرمین و آرتین جلوی چشماش در کانال مانش غرق میشدند، از غصه #وستا_قادر و دخترش مالمال در #درخت_گردو چه کم دارد؟ اما #فرصتدزدی از زندگی آدمیان را با دوربین نمیشود درمان کرد، درمانش حکمرانی خوب است، آن نوع حکمرانی که آدمیان را از زندگی گریزان نکند.
⭕️ لینک فیلمی که مهدویان به اشتراک گذاشته است:
https://www.instagram.com/p/CG9dsmLDziS/?igshid=im9wkiup23ja
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ قلبم از دو ساعت پیش که #محمدحسین_مهدویان، کارگردان #درخت_گردو درباره آنیتا ایراننژاد نوشته، آتش گرفته است. این دومین باری است که محمدحسین مهدویان اشکهایم را جاری میکند. بار اول، روی صندلی سینما خشک شدم و ساعتی همراه فیلم درخت گردو، روایت او از بمباران شیمیایی سردشت، گریستم.
✅ مهدویان در اینستاگرام حالا تصاویری از آنیتا ایراننژاد منتشر کرده است. آنیتا دختری هشت ساله که یک سال قبل سعی کرده بود فرصت بازیگری در فیلم #درخت_گردو مهدویان را پیدا کند که نشد. آنیتا چند روز پیش به همراه خانوادهاش، در قایقی که قاچاقچیان مهاجران غیرقانونی را به سمت انگلستان میبردند، غرق شد.
✅ آنیتا ایراننژاد، اهل روستای گلینه از توابع سردشت آذربایجان غربی، به سرنوشت بسیاری از پناهندگان غیرقانونی جهان دچار شد. او و خانوادهاش قربانی فرصتهایی هستند که زندگی از ایشان دریغ کرده بود. هیچ پناهندهای اگر در سرزمین خودش جایی برای زیستن، نانی برای خوردن، دلخوشی برای عشق ورزیدن و آیندهای برای امیدواری داشته باشد، جانش را بر کف نمیگذارد و دل به دریای مهاجرت نمیزند.
✅ آنیتا مرا به یاد آن عزیزی میاندازد که کم مانده بود در یکی از همین دریاهای بیکران جهان برای مهاجرت غیرقانونی قربانی شود. زندگی او را هم به ناامیدی کشانده بود. آنیتاها قربانی سودجویی قاچاقچیان میشوند، قربانی قوانین مهاجرت هم میشوند، اما بیش از همه قربانی فرصتدزدی هستند.
✅ حکمرانی بد، فقر، توسعه نامتوازن، نابرابری، تبعیض و فساد فرصتهای زندگی را از آنیتاها میدزدند. کسی تاکنون داستانی از مهاجران غیرقانونی سوئیسی، سوئدی، نیوزیلندی، دانمارکی، انگلیسی یا آلمانی نشنیده و هیچ تبعهای از این کشورها در قایق مهاجران غیرقانونی غرق نشده است؛ چون فرصتهای زندگی چنان از ایشان دزدیده نشده که دل به دریای مهاجرت غیرقانونی بزنند.
✅ محمدحسین مهدویان شاید روزی دوربین بردارد و قصه پرغصه آناهیتا را هم مثل یک گلوله سربی داغ، عین غصه #وستا_قادر در درخت گردو، بنشاند به سینه تاریخ؛ مگر غصه رسول ایراننژاد وقتی آنیتا، آرمین و آرتین جلوی چشماش در کانال مانش غرق میشدند، از غصه #وستا_قادر و دخترش مالمال در #درخت_گردو چه کم دارد؟ اما #فرصتدزدی از زندگی آدمیان را با دوربین نمیشود درمان کرد، درمانش حکمرانی خوب است، آن نوع حکمرانی که آدمیان را از زندگی گریزان نکند.
⭕️ لینک فیلمی که مهدویان به اشتراک گذاشته است:
https://www.instagram.com/p/CG9dsmLDziS/?igshid=im9wkiup23ja
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
Instagram
Instagram
Forwarded from مجمع دیوانگان (Arman Amiri)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
روم یا یونان
فیلم پیوست، مناظرهای است در مقایسه دو تمدن باستانی. «بوریس جانسون» (نخست وزیر کنونی انگلستان) در دفاع از «یونان» سخن میگوید. او دانش آموخته زبانهای کلاسیک از کالج ایتون و دانشگاه آکسفورد است. «مری بیرد»، دکترای مطالعات کلاسیک از دانشگاه کمبریج نیز از «روم» دفاع میکند. مناظره در نوامبر ۲۰۱۵ (آبانماه ۱۳۹۴) برگزار شده و به دو دلیل ما آن را قابل توجه دانستیم:
نخست شیوه مناظرهای که پایه در مطالعات علمی و دانشگاهی دارد اما برای مخاطب عام طراحی شده است. یعنی مرزی که میان مباحث تخصصی با بحثهای حوزه عمومی قائل میشویم را به زیبایی کنار گذاشته و میان این دو پیوند برقرار میکند.
دوم، ملاکهای طرفین برای قضاوت است. هردو با شاخصهایی مدرن به سراغ تاریخ میروند و نشان میدهند تمدنهای مورد نظرشان، چه نقشی در مسیر پیشرفت بشریت به سمت شاخصهای مدرن انسانی داشتهاند.
شاید در نگاه اول موضوع بحث برای شما جذاب نباشد، اما پیشنهاد میکنیم این مناظره جذاب را ببینید. در آینده شاید بیشتر در مورد بخشهایی از جزییات آن صحبت کنیم.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
فیلم پیوست، مناظرهای است در مقایسه دو تمدن باستانی. «بوریس جانسون» (نخست وزیر کنونی انگلستان) در دفاع از «یونان» سخن میگوید. او دانش آموخته زبانهای کلاسیک از کالج ایتون و دانشگاه آکسفورد است. «مری بیرد»، دکترای مطالعات کلاسیک از دانشگاه کمبریج نیز از «روم» دفاع میکند. مناظره در نوامبر ۲۰۱۵ (آبانماه ۱۳۹۴) برگزار شده و به دو دلیل ما آن را قابل توجه دانستیم:
نخست شیوه مناظرهای که پایه در مطالعات علمی و دانشگاهی دارد اما برای مخاطب عام طراحی شده است. یعنی مرزی که میان مباحث تخصصی با بحثهای حوزه عمومی قائل میشویم را به زیبایی کنار گذاشته و میان این دو پیوند برقرار میکند.
دوم، ملاکهای طرفین برای قضاوت است. هردو با شاخصهایی مدرن به سراغ تاریخ میروند و نشان میدهند تمدنهای مورد نظرشان، چه نقشی در مسیر پیشرفت بشریت به سمت شاخصهای مدرن انسانی داشتهاند.
شاید در نگاه اول موضوع بحث برای شما جذاب نباشد، اما پیشنهاد میکنیم این مناظره جذاب را ببینید. در آینده شاید بیشتر در مورد بخشهایی از جزییات آن صحبت کنیم.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
Forwarded from مجمع دیوانگان (Arman Amiri)
نه رعایت شد و نه لغو گردید!
#A 279
https://t.me/divanesara/1220
آرمان امیری @ArmanParian - یادداشت زیر را شش سال پیش منتشر کرده بودم. (اینجا بخوانید) متاسفانه از آن زمان تا به امروز هیچ تحول مثبتی نه در قانونگرایی و نه در رویکرد خشونتگرای نهادهای امنیتی ایجاد نشده است، آنقدر که در مواجهه با موج جدیدی از برخورد پلیس با متهمان به اوباشگری، دقیقا همان یادداشت سالهای قبل را بیکم و کاست میتوان منتشر کرد:
* * *
قانون اساسی ما در اصل ۳۸ خود صراحت دارد: «هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند، مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات میشود».
همچنین در اصل ۳۹ نیز تاکید شده: «هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده، به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است».
علیرغم چنین صراحت آشکاری در قانون اساسی، چندین سال است که نیروی انتظامی، یعنی بازوی اجرایی قوانین در کشور، تحت عناوین مختلف و به بهانه آنچه «مبارزه با اراذل و اوباش» خوانده میشود، کارناوالهایی از ضرب و شتم و توهین به گروهی از متهمین و بازداشت شدگان را به راه میاندازد که مجموعهای تمام عیار از انواع شکنجه، توهین، هتک حرمت و حیثیت هستند. حال چطور میتوان این معادله را حل کرد؟ نیرویی که صریحا و حتی با افتخار و تبلیغات فراوان در سطح شهر و انظار عمومی قانون اساسی کشور را نقض میکند چه نسبتی با حکومت دارد؟ آیا اقدام به نقض قانون اساسی کشور و تاکید بر علنیسازی آن اقدام به «براندازی» یا «اقدام علیه نظام» نیست؟
«هانا آرنت» توصیفی از وضعیتهای نسبتا مشابه در آلمان نازی و شوروی استالینی ارایه میدهد. به گفته آرنت، «نازیها حتی به قوانین خودشان هم علاقهای ندارند». (توتالیتاریسم، هانا آرنت، نشر ثالث، ص۱۸۹) جنبشهای توتالیتر نمیتوانند به هیچ چهارچوب و قانونی پایبند بمانند، حتی قانون غیرعادلانهای که خودشان زمانی وضع کرده باشند، در زمانی دیگر دست و پایشان را میبندد. بدین ترتیب آنها تا حد امکان تلاش دارند که از زیر بار صراحت قوانین شانه خالی کنند. به گفته آرنت کار به جایی میرسد که «دیگر برای اعلام همگانی فرامین و احکام ضرورتی احساس نمیشود». (همان ص۱۹۰)
با این حال، همین ذات بیتوجهی به قانون سبب میشود که آنان هیچ گاه زحمت اصلاح و تغییر قوانین را به خود ندهند چرا که اساس اصلاح قانون نشانگر ضرورت پایبندی به آن است. آرنت تاکید میکند که قانون اساسی ۱۹۳۶ شوروی به مانند قانون اساسی وایمار در آلمان نازی «با آنکه هرگز رعایت نشد، هرگز هم لغو نگردید». (همان، ص۱۹۱)
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
#A 279
https://t.me/divanesara/1220
آرمان امیری @ArmanParian - یادداشت زیر را شش سال پیش منتشر کرده بودم. (اینجا بخوانید) متاسفانه از آن زمان تا به امروز هیچ تحول مثبتی نه در قانونگرایی و نه در رویکرد خشونتگرای نهادهای امنیتی ایجاد نشده است، آنقدر که در مواجهه با موج جدیدی از برخورد پلیس با متهمان به اوباشگری، دقیقا همان یادداشت سالهای قبل را بیکم و کاست میتوان منتشر کرد:
* * *
قانون اساسی ما در اصل ۳۸ خود صراحت دارد: «هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند، مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات میشود».
همچنین در اصل ۳۹ نیز تاکید شده: «هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده، به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است».
علیرغم چنین صراحت آشکاری در قانون اساسی، چندین سال است که نیروی انتظامی، یعنی بازوی اجرایی قوانین در کشور، تحت عناوین مختلف و به بهانه آنچه «مبارزه با اراذل و اوباش» خوانده میشود، کارناوالهایی از ضرب و شتم و توهین به گروهی از متهمین و بازداشت شدگان را به راه میاندازد که مجموعهای تمام عیار از انواع شکنجه، توهین، هتک حرمت و حیثیت هستند. حال چطور میتوان این معادله را حل کرد؟ نیرویی که صریحا و حتی با افتخار و تبلیغات فراوان در سطح شهر و انظار عمومی قانون اساسی کشور را نقض میکند چه نسبتی با حکومت دارد؟ آیا اقدام به نقض قانون اساسی کشور و تاکید بر علنیسازی آن اقدام به «براندازی» یا «اقدام علیه نظام» نیست؟
«هانا آرنت» توصیفی از وضعیتهای نسبتا مشابه در آلمان نازی و شوروی استالینی ارایه میدهد. به گفته آرنت، «نازیها حتی به قوانین خودشان هم علاقهای ندارند». (توتالیتاریسم، هانا آرنت، نشر ثالث، ص۱۸۹) جنبشهای توتالیتر نمیتوانند به هیچ چهارچوب و قانونی پایبند بمانند، حتی قانون غیرعادلانهای که خودشان زمانی وضع کرده باشند، در زمانی دیگر دست و پایشان را میبندد. بدین ترتیب آنها تا حد امکان تلاش دارند که از زیر بار صراحت قوانین شانه خالی کنند. به گفته آرنت کار به جایی میرسد که «دیگر برای اعلام همگانی فرامین و احکام ضرورتی احساس نمیشود». (همان ص۱۹۰)
با این حال، همین ذات بیتوجهی به قانون سبب میشود که آنان هیچ گاه زحمت اصلاح و تغییر قوانین را به خود ندهند چرا که اساس اصلاح قانون نشانگر ضرورت پایبندی به آن است. آرنت تاکید میکند که قانون اساسی ۱۹۳۶ شوروی به مانند قانون اساسی وایمار در آلمان نازی «با آنکه هرگز رعایت نشد، هرگز هم لغو نگردید». (همان، ص۱۹۱)
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
Telegram
مجمع دیوانگان
نه رعایت شد و نه لغو گردید!
#A 279
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
#A 279
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
Forwarded from مجمع دیوانگان (Arman Amiri)
فرجام «آل این» یک طرفه روی باخت ترامپ!
#A 280
https://t.me/divanesara/1223
آرمان امیری @ArmanParian - در بازی پوکر، اصطلاح معروفی وجود دارد با عنوان انگلیسی «All In». یعنی یکی از بازیکنان، تمامی دارایی خود را روی یک دست بازی شرط میبندد و طبیعتاً اگر ببازد فرصت ادامه و جبران نخواهد داشت؛ البته اگر هم ببرد یک سود بزرگ کسب خواهد کرد. به نظر من، دستگاه دیپلماسی کشور ما، یکی دو سالی میشود که بر روی باخت ترامپ در انتخابات آمریکا یک «All In» انجام داده، البته از نوع یک طرفهاش!
پیش از بحث اصلی، میتوانیم کمی به عقبتر برگردیم. زمانی که حکومت، در مواجهه با پیشنهاد ترامپ برای تکمیل برجام اولین قمار خود را انجام داد و به فرصت ۶ ماهه مذاکرات «نه» گفت تا اینکه ترامپ از برجام خارج شد. ما دقیقا نمیدانیم حکومت با چه محاسبهای تن به ریسک خروج ترامپ از برجام داد؟ اما احتمالا از دو حالت خارج نیست:
یا تصمیم گیران اصلی حرف های جواد ظریف را جدی گرفته بودند که با قاطعیت میگفت ترامپ نمیتواند از برجام خارج شود. یا اینکه احتمال خروج ترامپ از برجام را میدادند، اما تخمین نادرستی از خسارتهای پس از آن داشت. به هر حال امروز قضاوت ساده است. هم جدی قلمداد کردن جناب ظریف غلط بود و هم شوخی قلمداد کردن تهدیدهای ترامپ. حاکمیت دست اول قمار دیپلماتیک را بدجوری به ترامپ باخت.
قمار دومی اما بسیار مهمتر شد. ترامپ به محض خروج از برجام و اعمال تحریمهای جدید دوباره پیشنهاد مذاکره داد و توپ را به زمین جمهوری اسلامی انداخت. تا این لحظه هم میدانیم که پاسخ حکومت رد مذاکره، دست کم تا پیش از انتخابات ریاستجمهوری آمریکا بوده است. حالا میتوانیم سناریوهای پیش رو را بررسی کنیم:
سناریوی «خوشبینانه» این است که ترامپ انتخابات را ببازد. در این حالت حکومت ما با تبلیغات فراوان مدعی میشود که «مقاومت حداکثری» ما بر «فشار حداکثری» ترامپ پیروز شد و حالا با سری افراشته به میز مذاکرات برجام باز خواهیم گشت. البته بسیار سادهاندیشانه است که گمان کنیم دموکراتها حاضر میشوند با همان شرایط پیشین به برجام برگردند. احتمالا امتیازات جدیدی از ایران طلب میکنند که ای بسا اگر در همین چهارسال به ترامپ داده بودیم کار اصلا به اینجا نمیرسید. «یک طرفه بودن» این قمار همینجا آشکار میشود: یعنی متوجه میشویم که حتی در سناریوی خوشبینانه هم حکومت از این «آل این» خود پیروزی بزرگی کسب نخواهد کرد، مگر در بخش تبلیغات داخلی.
سناریوی دوم اما چیزی بدتر از «بدبینانه» است. اگر ترامپ انتخابات را ببرد، حکومت ما به وضعیت یک «بازنده مطلق» سقوط خواهد کرد. بازنده مطلق کسی است که در جریان یک مذاکره، کوچکترین برگی در دست ندارد و عملا باید به هر پیشنهادی از جانب طرف مقابل تن بدهد. اینجا دیگر ترامپ ضرب شست خودش را حسابی نشان داده و مقاومت ایران را در هم شکسته است. ضمن اینکه دیگر هیچ نیازی هم به توافق با ایران و استفاده تبلیغاتی از آن ندارد. فرجام چنین مذاکرهای را حتی نمیشود حدس زد.
در امثال حکم ما مصرع معروفی وجود دارد که قماربازهای بازنده زیاد از آن استفاده میکنند: «خنک آن قمار بازی که بباخت هرچه بودش». در مورد سناریوهای پیش روی حکومت ما اما، خواندن این شعر چندان دردی را درمان نخواهد کرد. جهان سیاست بیرحمتر از این حرفهاست که شما بازنده از سر زمین بلند شوی و قدم زنان به راه خودت بروی. اگر حکومتی روی دست بازنده «آل این» کند معلوم نیست چه چیزی در انتظارش خواهد بود.
قطعا میشد از این قمار جنونآمیز صرف نظر کرد و مدتها پیش با خود ترامپ وارد مذاکره شد و امیدوار بود که او هم برای گرفتن ژست تبلیغاتی به توافق با حکومت ما نیاز داشته باشد؛ اما حالا که همه فرصتها سوختهاند، واقعا پیشبینیاش دشوار است که در صورت پیروزی ترامپ نتیجه کار به کجا خواهد کشید. بیشک وضعیت به قدری بغرنج خواهد شد که گروهی هم به فکر بر هم زدن زمین بازی دیپلماسی بیفتند و این بار به جای هست و نیست حکومت، هست و نیست کل کشور را به قماری جنونآمیز و حتی انتحاری بگذارند و بخت خود را در زورآزماییهای غیردیپلماتیک بیازمایند. گزینهای که باید گفت حتی اندیشیدن به آن لرزه بر تن انسان میاندازد.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
#A 280
https://t.me/divanesara/1223
آرمان امیری @ArmanParian - در بازی پوکر، اصطلاح معروفی وجود دارد با عنوان انگلیسی «All In». یعنی یکی از بازیکنان، تمامی دارایی خود را روی یک دست بازی شرط میبندد و طبیعتاً اگر ببازد فرصت ادامه و جبران نخواهد داشت؛ البته اگر هم ببرد یک سود بزرگ کسب خواهد کرد. به نظر من، دستگاه دیپلماسی کشور ما، یکی دو سالی میشود که بر روی باخت ترامپ در انتخابات آمریکا یک «All In» انجام داده، البته از نوع یک طرفهاش!
پیش از بحث اصلی، میتوانیم کمی به عقبتر برگردیم. زمانی که حکومت، در مواجهه با پیشنهاد ترامپ برای تکمیل برجام اولین قمار خود را انجام داد و به فرصت ۶ ماهه مذاکرات «نه» گفت تا اینکه ترامپ از برجام خارج شد. ما دقیقا نمیدانیم حکومت با چه محاسبهای تن به ریسک خروج ترامپ از برجام داد؟ اما احتمالا از دو حالت خارج نیست:
یا تصمیم گیران اصلی حرف های جواد ظریف را جدی گرفته بودند که با قاطعیت میگفت ترامپ نمیتواند از برجام خارج شود. یا اینکه احتمال خروج ترامپ از برجام را میدادند، اما تخمین نادرستی از خسارتهای پس از آن داشت. به هر حال امروز قضاوت ساده است. هم جدی قلمداد کردن جناب ظریف غلط بود و هم شوخی قلمداد کردن تهدیدهای ترامپ. حاکمیت دست اول قمار دیپلماتیک را بدجوری به ترامپ باخت.
قمار دومی اما بسیار مهمتر شد. ترامپ به محض خروج از برجام و اعمال تحریمهای جدید دوباره پیشنهاد مذاکره داد و توپ را به زمین جمهوری اسلامی انداخت. تا این لحظه هم میدانیم که پاسخ حکومت رد مذاکره، دست کم تا پیش از انتخابات ریاستجمهوری آمریکا بوده است. حالا میتوانیم سناریوهای پیش رو را بررسی کنیم:
سناریوی «خوشبینانه» این است که ترامپ انتخابات را ببازد. در این حالت حکومت ما با تبلیغات فراوان مدعی میشود که «مقاومت حداکثری» ما بر «فشار حداکثری» ترامپ پیروز شد و حالا با سری افراشته به میز مذاکرات برجام باز خواهیم گشت. البته بسیار سادهاندیشانه است که گمان کنیم دموکراتها حاضر میشوند با همان شرایط پیشین به برجام برگردند. احتمالا امتیازات جدیدی از ایران طلب میکنند که ای بسا اگر در همین چهارسال به ترامپ داده بودیم کار اصلا به اینجا نمیرسید. «یک طرفه بودن» این قمار همینجا آشکار میشود: یعنی متوجه میشویم که حتی در سناریوی خوشبینانه هم حکومت از این «آل این» خود پیروزی بزرگی کسب نخواهد کرد، مگر در بخش تبلیغات داخلی.
سناریوی دوم اما چیزی بدتر از «بدبینانه» است. اگر ترامپ انتخابات را ببرد، حکومت ما به وضعیت یک «بازنده مطلق» سقوط خواهد کرد. بازنده مطلق کسی است که در جریان یک مذاکره، کوچکترین برگی در دست ندارد و عملا باید به هر پیشنهادی از جانب طرف مقابل تن بدهد. اینجا دیگر ترامپ ضرب شست خودش را حسابی نشان داده و مقاومت ایران را در هم شکسته است. ضمن اینکه دیگر هیچ نیازی هم به توافق با ایران و استفاده تبلیغاتی از آن ندارد. فرجام چنین مذاکرهای را حتی نمیشود حدس زد.
در امثال حکم ما مصرع معروفی وجود دارد که قماربازهای بازنده زیاد از آن استفاده میکنند: «خنک آن قمار بازی که بباخت هرچه بودش». در مورد سناریوهای پیش روی حکومت ما اما، خواندن این شعر چندان دردی را درمان نخواهد کرد. جهان سیاست بیرحمتر از این حرفهاست که شما بازنده از سر زمین بلند شوی و قدم زنان به راه خودت بروی. اگر حکومتی روی دست بازنده «آل این» کند معلوم نیست چه چیزی در انتظارش خواهد بود.
قطعا میشد از این قمار جنونآمیز صرف نظر کرد و مدتها پیش با خود ترامپ وارد مذاکره شد و امیدوار بود که او هم برای گرفتن ژست تبلیغاتی به توافق با حکومت ما نیاز داشته باشد؛ اما حالا که همه فرصتها سوختهاند، واقعا پیشبینیاش دشوار است که در صورت پیروزی ترامپ نتیجه کار به کجا خواهد کشید. بیشک وضعیت به قدری بغرنج خواهد شد که گروهی هم به فکر بر هم زدن زمین بازی دیپلماسی بیفتند و این بار به جای هست و نیست حکومت، هست و نیست کل کشور را به قماری جنونآمیز و حتی انتحاری بگذارند و بخت خود را در زورآزماییهای غیردیپلماتیک بیازمایند. گزینهای که باید گفت حتی اندیشیدن به آن لرزه بر تن انسان میاندازد.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
Telegram
مجمع دیوانگان
فرجام «آل این» یک طرفه روی باخت ترامپ!
#A 280
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
#A 280
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
Forwarded from مجمع دیوانگان (Arman Amiri)
ظلم، جهل و برزخیان روی زمین*
https://t.me/divanesara/1232
#A 283
آرمان امیری @ArmanParian - بالا گرفتن جدال بر سر مذاکره یا ادامه استراتژی «نه جنگ و نه صلح»، بار دیگر انبوهی از روایتهای متکی بر «صلح حسنی» و «مقاومت حسینی» را بر فضای سیاسی کشور آوار کرد. بیشترین خلاقیت را در این میان نابغهای از اهل سیاست به خرج داد که نهیب زد «تا کی قرار است در دهههای ابتدای رسالت متوقف بمانیم؟! وقت آن رسیده که کمی پیشتر آمده و به شیوه سنت امام رضا برسیم»! این سطح از رادیکالیسم در شکستن سنت، طبیعتا با واکنش طنزگونهای از جانب برخی مخاطبان مواجه شد که برای تمامی این حضرات، آرزوی «غیبت مهدیگون» میکردند. به راستی اما، چرا فضای اندیشه و گفتگوی سیاستمداران و سیاستورزان ما اینقدر محدود، تکراری، سطح پایین و بدوی است؟
* * *
ماریو بارگاس یوسا، در کتاب «چرا ادبیات؟» تلاش میکند به پرسشی تکراری اما همچنان پر اهمیت بپردازد: چرا باید ادبیات (رمان) بخوانیم؟ او استدلال میکند که در جهان جدید، دانش و فنآوری نقش وحدت بخش خود را از دست دادهاند. تخصصگرایی میان انسانها مرز میکشد و مدام امکان گفتگوی آنها را محدودتر میسازد. در چنین شرایطی تنها ادبیات است که میتواند فصل مشترک تجربیات انسانی به شمار آید.
یوسا مینویسد: «ادبیات به تکتک افراد با همه ویژگیهای فردیشان امکان داده از تاریخ فراتر بروند. ما در مقام خوانندگان سروانتس، شکسپیر، دانته و تولستوی یکدیگر را در پهنه گسترده مکان و زمان درک میکنیم و خود را اعضای یک پیکر مییابیم، زیرا در آثار این نویسندگان چیزهایی میآموزیم که سایر آدمیان نیز آموختهاند و این همان وجه اشتراک ماست به رغم طیف وسیعی از تفاوتها که ما را از هم جدا میکند. (چرا ادبیات، یوسا: صفحه ۱۰)
* * *
زمانی استاد شجریان در توضیح چرایی عداوت رژیم مذهبی با موسیقی گفته بود: «جماعت روحانی و آخوند میخواهد همه توجهات را به خودش جلب کند. پس وقتی میبیند که موسیقی توجه مردم را به خود جلب کرده آن را حرام میکند». این تعبیر جالب استاد، به نظرم فراتر از موسیقی، میتواند در مورد تمامی اشکال هنر و به ویژه ادبیات به کار رود.
زبان مشترک و دیرینه ایرانیان، زبانی که نخبگان فرهنگ و هنر و اندیشهاش را به تودههایش پیوند میداد، برای دهها قرن همواره زبان هنر و ادبیات بوده است. پشمینهپوشان تندخو اما، سطح ادب و گفتگوی جامعه را نیز، در قامت اندیشه کوتاه خود محدود کردند. بیخبران از موسیقی و تئاتر و سینما و رمان، وقتی از تکفیر کامل هنر ناامید شدند، آن را کالایی لوکس و تجملی در کف «روشنفکرِ غربزده و برج عاج نشینِ بیخبر از مردم» جلوه دادند تا جایش را با سنت روضهخوانی خود پر کنند.
من اما، همچون یوسا میاندیشم که مینویسد: «جامعه بدون ادبیات، یا جامعهای که در آن ادبیات مثل مفسدهای شرمآور به گوشه و کنار زندگی اجتماعی و خصوصی آدمی رانده میشود و به کیشی انزواطلب بدل میگردد، جامعهای است محکوم به توحش معنوی و حتی آزادی خود را به خطر میاندازد». (همان، صفحه ۸)
در چنین جامعهای دیگر فرقی نمیکند که موضوع سخن تخصصیترین مسائل سیاسی باشد یا شیوه پیشگیری از کووید۱۹، سر و کله روایات و احادیث و روضهخوانی همه جا پیدا میشود و پایاش را درون هر کفشی فرو میکند.
یوسا مینویسد: «دنیای بدون ادبیات، دنیایی است بیتمدن، بیبهره از حساسیت و ناپخته در سخن گفتن، جاهل و غریزی، خامکار در شور و شر عشق؛ و این کابوسی که برای شما تصویر میکنم، مهمترین خصلتش، سازگاری و تن دادن انسان به قدرت است». (همان صفحه ۲۳) و این توصیف، پیشبینی تمام عیاری است از وضعیت انسداد سیاسی و انقطاع اندیشه، در جامعهای استبداد زده، که مدعیان سیاسیاش نه گوش موسیقی دارند و نه چشم نقاشی و نه ذوق تئاتر. علیل از هرگونه استدلالِ سره، الکن از بیانی شفاف و ساده، اما پرمدعا و با تبختر، ترسخوردگی و بیشهامتی خود را در پس دونپایهترین ادبیات فقهی پنهان میکنند و در نهایت سطح اندیشه و تفکر جامعهای را در سطح جهل تیره و فلاکتبار خود سخیف میسازند.
شاملو، جایی در ذکر پشیمانی از شور انقلابی گذشته خود گفته بود: «ما ظلم را با جهل جایگزین کردیم». معنای عمیق این «جهل» را اگر کسی از دستگاه فکری و نظری شاملو در نیافته باشد، با یک نگاه به سطح ادبیات و استدلال فضای سیاسی کشور به خوبی میتواند دریابد. آنگاه روشنتر میشود که سرنوشت ملتی که در رویای رهایی از «ظلم» به ورطه هولناک «جهل» سقوط میکند، تنها مصداق همان «برزخیان روی زمین» خواهد بود.
پینوشت:
تیتر برگرفته از کتابی نوشته «محمد قائد»
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
https://t.me/divanesara/1232
#A 283
آرمان امیری @ArmanParian - بالا گرفتن جدال بر سر مذاکره یا ادامه استراتژی «نه جنگ و نه صلح»، بار دیگر انبوهی از روایتهای متکی بر «صلح حسنی» و «مقاومت حسینی» را بر فضای سیاسی کشور آوار کرد. بیشترین خلاقیت را در این میان نابغهای از اهل سیاست به خرج داد که نهیب زد «تا کی قرار است در دهههای ابتدای رسالت متوقف بمانیم؟! وقت آن رسیده که کمی پیشتر آمده و به شیوه سنت امام رضا برسیم»! این سطح از رادیکالیسم در شکستن سنت، طبیعتا با واکنش طنزگونهای از جانب برخی مخاطبان مواجه شد که برای تمامی این حضرات، آرزوی «غیبت مهدیگون» میکردند. به راستی اما، چرا فضای اندیشه و گفتگوی سیاستمداران و سیاستورزان ما اینقدر محدود، تکراری، سطح پایین و بدوی است؟
* * *
ماریو بارگاس یوسا، در کتاب «چرا ادبیات؟» تلاش میکند به پرسشی تکراری اما همچنان پر اهمیت بپردازد: چرا باید ادبیات (رمان) بخوانیم؟ او استدلال میکند که در جهان جدید، دانش و فنآوری نقش وحدت بخش خود را از دست دادهاند. تخصصگرایی میان انسانها مرز میکشد و مدام امکان گفتگوی آنها را محدودتر میسازد. در چنین شرایطی تنها ادبیات است که میتواند فصل مشترک تجربیات انسانی به شمار آید.
یوسا مینویسد: «ادبیات به تکتک افراد با همه ویژگیهای فردیشان امکان داده از تاریخ فراتر بروند. ما در مقام خوانندگان سروانتس، شکسپیر، دانته و تولستوی یکدیگر را در پهنه گسترده مکان و زمان درک میکنیم و خود را اعضای یک پیکر مییابیم، زیرا در آثار این نویسندگان چیزهایی میآموزیم که سایر آدمیان نیز آموختهاند و این همان وجه اشتراک ماست به رغم طیف وسیعی از تفاوتها که ما را از هم جدا میکند. (چرا ادبیات، یوسا: صفحه ۱۰)
* * *
زمانی استاد شجریان در توضیح چرایی عداوت رژیم مذهبی با موسیقی گفته بود: «جماعت روحانی و آخوند میخواهد همه توجهات را به خودش جلب کند. پس وقتی میبیند که موسیقی توجه مردم را به خود جلب کرده آن را حرام میکند». این تعبیر جالب استاد، به نظرم فراتر از موسیقی، میتواند در مورد تمامی اشکال هنر و به ویژه ادبیات به کار رود.
زبان مشترک و دیرینه ایرانیان، زبانی که نخبگان فرهنگ و هنر و اندیشهاش را به تودههایش پیوند میداد، برای دهها قرن همواره زبان هنر و ادبیات بوده است. پشمینهپوشان تندخو اما، سطح ادب و گفتگوی جامعه را نیز، در قامت اندیشه کوتاه خود محدود کردند. بیخبران از موسیقی و تئاتر و سینما و رمان، وقتی از تکفیر کامل هنر ناامید شدند، آن را کالایی لوکس و تجملی در کف «روشنفکرِ غربزده و برج عاج نشینِ بیخبر از مردم» جلوه دادند تا جایش را با سنت روضهخوانی خود پر کنند.
من اما، همچون یوسا میاندیشم که مینویسد: «جامعه بدون ادبیات، یا جامعهای که در آن ادبیات مثل مفسدهای شرمآور به گوشه و کنار زندگی اجتماعی و خصوصی آدمی رانده میشود و به کیشی انزواطلب بدل میگردد، جامعهای است محکوم به توحش معنوی و حتی آزادی خود را به خطر میاندازد». (همان، صفحه ۸)
در چنین جامعهای دیگر فرقی نمیکند که موضوع سخن تخصصیترین مسائل سیاسی باشد یا شیوه پیشگیری از کووید۱۹، سر و کله روایات و احادیث و روضهخوانی همه جا پیدا میشود و پایاش را درون هر کفشی فرو میکند.
یوسا مینویسد: «دنیای بدون ادبیات، دنیایی است بیتمدن، بیبهره از حساسیت و ناپخته در سخن گفتن، جاهل و غریزی، خامکار در شور و شر عشق؛ و این کابوسی که برای شما تصویر میکنم، مهمترین خصلتش، سازگاری و تن دادن انسان به قدرت است». (همان صفحه ۲۳) و این توصیف، پیشبینی تمام عیاری است از وضعیت انسداد سیاسی و انقطاع اندیشه، در جامعهای استبداد زده، که مدعیان سیاسیاش نه گوش موسیقی دارند و نه چشم نقاشی و نه ذوق تئاتر. علیل از هرگونه استدلالِ سره، الکن از بیانی شفاف و ساده، اما پرمدعا و با تبختر، ترسخوردگی و بیشهامتی خود را در پس دونپایهترین ادبیات فقهی پنهان میکنند و در نهایت سطح اندیشه و تفکر جامعهای را در سطح جهل تیره و فلاکتبار خود سخیف میسازند.
شاملو، جایی در ذکر پشیمانی از شور انقلابی گذشته خود گفته بود: «ما ظلم را با جهل جایگزین کردیم». معنای عمیق این «جهل» را اگر کسی از دستگاه فکری و نظری شاملو در نیافته باشد، با یک نگاه به سطح ادبیات و استدلال فضای سیاسی کشور به خوبی میتواند دریابد. آنگاه روشنتر میشود که سرنوشت ملتی که در رویای رهایی از «ظلم» به ورطه هولناک «جهل» سقوط میکند، تنها مصداق همان «برزخیان روی زمین» خواهد بود.
پینوشت:
تیتر برگرفته از کتابی نوشته «محمد قائد»
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
Telegram
مجمع دیوانگان
#A 283
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
Forwarded from مجمع دیوانگان (Arman Amiri)
تداوم خشونت و منطق توجیه
#A 285
آرمان امیری @ArmanParian - عباس عبدی، در یادداشتی با عنوان «قتل فجیع و منطق علیل»، به مساله اقدامات بنیادگرایان اسلامی در فرانسه پرداخته است و منطق دولتمردان این کشور را بدینگونه به چالش کشیده است: «آیا فرانسه قبول میکند که مثلا در مدرسه چینیها که کودکان مسیحی حضور دارند، معلمهای بودایی و چینی، تصاویر کاریکاتوری از مکرون یا عیسی مسیح یا پاپ به دانشآموزان ارایه و آموزش دهند؟».
آقای عبدی، احتمالا به صورت بدیهی در نظر داشتهاند که فرانسویها تحمل نمیکنند که مثلا در مدارس چین جسارتی به ساحت مسیح یا پاپ شود. البته من نمیدانم که در مدارس کمونیستی چین در مورد ادیان الاهی چه آموزشهایی داده میشود؛ اما احتمالا آقای عبدی باید بدانند که در مدارس و دانشگاههای خودمان، مثلا در مورد آیین بهاییت و پیشوایان آن چه گفته میشود. البته از نگاه مسلمانان، تشبیه وضعیت خودشان با آنچه «فرقه ضاله بهاییت» میخوانند پذیرفتنی نیست! پس پیش از آنکه خون بنده نیز حلال شود باید تاکید کنم که من ابدا قصد چنین مقایسهای ندارم. فقط به نظرم با یک منطق حداقلی میشود فهمید که برای ناظر بیرونی، این بازی ته ندارد. دنیا پر از ادیان و آیینهای گوناگون است و هیچ کسی نمیتواند درخواست کند که فقط مقدسات خودش مورد استثنا قرار گیرند.
به هر حال، از آموزههای مدارس که بگذریم، من بسیار در شگفتم که آقای عبدی، چطور تا به حال انبوه کاریکاتورهای عیسی مسیح، موسی، پاپ و یا حتی خود خدا در مطبوعات و رسانههای غربی بر نخورده است؟ شاید اگر در یک گوشه این جهان میشد از دست خشم مقدس جهادگران عزیز احساس امنیت کرد، من در همین یادداشت با انتشار چند عکس و کاریکاتور برای نمونه از اطاله کلام جلوگیری میکردم. اما با توجه به سکونت در امالقرای جهان اسلام، به یک خاطره طنزگونه اکتفا میکنم.
پنج سال پیش که دوستان اسلامگرا، دفتر نشریه شارلی ابدو را به رگبار بستند و در یک سنت جهادی، ۱۲ خبرنگار کافر را به درک واصل کردند، گروهی از کارتونیستهای جهان با هم قرار گذاشتند که همگی همان صور قبیحه را بازنشر کنند. (لعنت خدا بر ایشان!) در این میان، مسوولان سریال انیمیشنی بسیار معروف «South park» دست به ابتکار جالبی زدند. این انیمیشن در قالب طنز، با زمین و آسمان شوخیهای بسیار تندی میکند و از شخصیتهای زنده گرفته تا اسطورهها و افسانههای کهن هیچ کس از تیغ طنز تندش در امان نیست. ناگفته پیداست که موارد بسیار متعددی هم از تصاویر طنزآمیز از عیسی مسیح، حضرت موسی و حتی خود خداوند خلق کردهاند. (که لعنت بر این وقاحتشان!)
با این حال، وقتی قرار به بازنشر کاریکاتور پیامبر اسلام شد، اهالی این انیمیشن از چنین اقدامی سر باز زدند. به جای آن، یک قسمت جدید ساختند که موضوعش همین بود و نشان میداد تمام شخصیتهای داخل کارتون، از شنیدن این پیشنهاد به وحشت افتادهاند و فرار میکنند و خلاصه به شوخی و جدی از زیر بار دردسرهای احتمالی شانه خالی کردند.
شاید بد نباشد من هم در طرح استدلال خود یک پرسش مطرح کنم: «چرا در جهانی که این حجم انبوه از شوخی و هجو و حتی توهین به مقدسات مسیحیت وجود دارد، شاهد اعلام جهاد و انتحار مسیحیان افراطی نیستیم؟ و چرا در جهان آزاد با همه کس میشود شوخی کرد اما نوبت به پیامبر رحمت که میرسد بجز با چند سر بریده غائله ختم نمیشود؟»
به باور من، این مساله هیچ ارتباطی به عملکرد دولت کمونیستی در نیم یک قرن پیش ندارن. من فکر میکنم، در بین مسیحیان هم بیشک افراطیونی به مانند همتایان مسلمانشان وجود دارد. تفاوت در آنجاست که نخبگان جامعه غربی، همچون «جان لاک»، از چهار قرن پیش تا کنون با انتشار متونی مانند «نامهای در باب تساهل» به همکیشان خود نهیب زدهاند که باید تعصب، جنگ و وزنکشی مذهبی را با تساهل و مدارا جایگزین کنیم. به مدد چنین نخبگانی، غرب توانست از وحشت تعصبات مذهبی قرون وسطی عبور کند.
در میان ما اما، تقسیمکار به شکل دیگری است. درست در همان زمان که یک گروه زحمت سر بریدن را میکشند تا سیاست «النصر بالرعب» زمین نماند، گروه نخبگان قلم به دست میگیرند و سعی میکنند گناه کار را به گردن زمین و زمان بیندازند و کل مساله را در سطح «چیزی که عوض دارد گله ندارد» تقلیل دهند.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
#A 285
آرمان امیری @ArmanParian - عباس عبدی، در یادداشتی با عنوان «قتل فجیع و منطق علیل»، به مساله اقدامات بنیادگرایان اسلامی در فرانسه پرداخته است و منطق دولتمردان این کشور را بدینگونه به چالش کشیده است: «آیا فرانسه قبول میکند که مثلا در مدرسه چینیها که کودکان مسیحی حضور دارند، معلمهای بودایی و چینی، تصاویر کاریکاتوری از مکرون یا عیسی مسیح یا پاپ به دانشآموزان ارایه و آموزش دهند؟».
آقای عبدی، احتمالا به صورت بدیهی در نظر داشتهاند که فرانسویها تحمل نمیکنند که مثلا در مدارس چین جسارتی به ساحت مسیح یا پاپ شود. البته من نمیدانم که در مدارس کمونیستی چین در مورد ادیان الاهی چه آموزشهایی داده میشود؛ اما احتمالا آقای عبدی باید بدانند که در مدارس و دانشگاههای خودمان، مثلا در مورد آیین بهاییت و پیشوایان آن چه گفته میشود. البته از نگاه مسلمانان، تشبیه وضعیت خودشان با آنچه «فرقه ضاله بهاییت» میخوانند پذیرفتنی نیست! پس پیش از آنکه خون بنده نیز حلال شود باید تاکید کنم که من ابدا قصد چنین مقایسهای ندارم. فقط به نظرم با یک منطق حداقلی میشود فهمید که برای ناظر بیرونی، این بازی ته ندارد. دنیا پر از ادیان و آیینهای گوناگون است و هیچ کسی نمیتواند درخواست کند که فقط مقدسات خودش مورد استثنا قرار گیرند.
به هر حال، از آموزههای مدارس که بگذریم، من بسیار در شگفتم که آقای عبدی، چطور تا به حال انبوه کاریکاتورهای عیسی مسیح، موسی، پاپ و یا حتی خود خدا در مطبوعات و رسانههای غربی بر نخورده است؟ شاید اگر در یک گوشه این جهان میشد از دست خشم مقدس جهادگران عزیز احساس امنیت کرد، من در همین یادداشت با انتشار چند عکس و کاریکاتور برای نمونه از اطاله کلام جلوگیری میکردم. اما با توجه به سکونت در امالقرای جهان اسلام، به یک خاطره طنزگونه اکتفا میکنم.
پنج سال پیش که دوستان اسلامگرا، دفتر نشریه شارلی ابدو را به رگبار بستند و در یک سنت جهادی، ۱۲ خبرنگار کافر را به درک واصل کردند، گروهی از کارتونیستهای جهان با هم قرار گذاشتند که همگی همان صور قبیحه را بازنشر کنند. (لعنت خدا بر ایشان!) در این میان، مسوولان سریال انیمیشنی بسیار معروف «South park» دست به ابتکار جالبی زدند. این انیمیشن در قالب طنز، با زمین و آسمان شوخیهای بسیار تندی میکند و از شخصیتهای زنده گرفته تا اسطورهها و افسانههای کهن هیچ کس از تیغ طنز تندش در امان نیست. ناگفته پیداست که موارد بسیار متعددی هم از تصاویر طنزآمیز از عیسی مسیح، حضرت موسی و حتی خود خداوند خلق کردهاند. (که لعنت بر این وقاحتشان!)
با این حال، وقتی قرار به بازنشر کاریکاتور پیامبر اسلام شد، اهالی این انیمیشن از چنین اقدامی سر باز زدند. به جای آن، یک قسمت جدید ساختند که موضوعش همین بود و نشان میداد تمام شخصیتهای داخل کارتون، از شنیدن این پیشنهاد به وحشت افتادهاند و فرار میکنند و خلاصه به شوخی و جدی از زیر بار دردسرهای احتمالی شانه خالی کردند.
شاید بد نباشد من هم در طرح استدلال خود یک پرسش مطرح کنم: «چرا در جهانی که این حجم انبوه از شوخی و هجو و حتی توهین به مقدسات مسیحیت وجود دارد، شاهد اعلام جهاد و انتحار مسیحیان افراطی نیستیم؟ و چرا در جهان آزاد با همه کس میشود شوخی کرد اما نوبت به پیامبر رحمت که میرسد بجز با چند سر بریده غائله ختم نمیشود؟»
به باور من، این مساله هیچ ارتباطی به عملکرد دولت کمونیستی در نیم یک قرن پیش ندارن. من فکر میکنم، در بین مسیحیان هم بیشک افراطیونی به مانند همتایان مسلمانشان وجود دارد. تفاوت در آنجاست که نخبگان جامعه غربی، همچون «جان لاک»، از چهار قرن پیش تا کنون با انتشار متونی مانند «نامهای در باب تساهل» به همکیشان خود نهیب زدهاند که باید تعصب، جنگ و وزنکشی مذهبی را با تساهل و مدارا جایگزین کنیم. به مدد چنین نخبگانی، غرب توانست از وحشت تعصبات مذهبی قرون وسطی عبور کند.
در میان ما اما، تقسیمکار به شکل دیگری است. درست در همان زمان که یک گروه زحمت سر بریدن را میکشند تا سیاست «النصر بالرعب» زمین نماند، گروه نخبگان قلم به دست میگیرند و سعی میکنند گناه کار را به گردن زمین و زمان بیندازند و کل مساله را در سطح «چیزی که عوض دارد گله ندارد» تقلیل دهند.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
Telegram
مجمع دیوانگان
#A 285
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.