لینکستان | لینک‌های جذاب
3 subscribers
713 photos
393 videos
121 files
4.76K links
مجموعه ای از لینک ها به مطالب ارزشمند، مفید و جالب اینترنت و تلگرام
Download Telegram
Forwarded from مجمع دیوانگان (Arman)
شکست‌های بزرگ‌تری در پیش است

https://t.me/divanesara/1210
#A 277

آرمان امیری @ArmanParian - هفت سال پیش، یادداشتی نوشتم با عنوان «در لزوم بازخوانی کلیشه تاریخی ترکمانچای»! آن زمان بسیاری برجام را به «ترکمانچای» تشبیه می‌کردند و من، به عنوان یکی از مدافعان جدی برجام، اتفاقا با این تشبیه بسیار موافق بودم؛ البته به این شرط که شکست را بپذیریم و به پیامدهایش پایبند بمانیم!

شواهد تاریخی نشان می‌دهد که بنیان جنگ‌های ایران و روس به هزار و یک دلیل قابل اجتناب بود. (از جمله اساتیدی که بر این مساله تاکید دارند می‌توان به دکتر داوود فیرحی اشاره کرد) متاسفانه، بی‌کفایتی دولت مرکزی و فساد حکومتی باعث شد که کار به جنگی برسد که در مرحله نخست با معاهده «گلستان» متوقف شد. بخشی از خاک کشور از دست رفت و هزینه‌های سنگینی هم به ایران تحمیل شد؛ اما متاسفانه از آن شکست بزرگ درس نگرفتیم و با توهم جبران شکست در دام جنگ دوم افتادیم.

نتیجه جنگ دوم، شکست بیشتر، هزینه‌های بیشتر و از دست دادن بخش بیشتری از خاک کشور بود که این بار با قرارداد ترکمانچای به تثبیت رسید. حالا می‌توان پرسید: آیا این قرارداد مایه ننگ کشور بود؟ یا جلوی ویرانی بیشتر و تجزیه باقی سرزمین‌های ایران را گرفت؟ بی‌شک اگر ترکمانچای نقطه پایان آن ماجراجویی دیوانه‌وار نمی‌شد، ای بسا جنگ سوم ایران و روس هم از راه می‌رسید و شاید این بار کل آذربایجان را هم از دست می‌دادیم. اتفاقی که البته در مورد برجام هم می‌شد پیش‌بینی کرد. در بند آخر آن یادداشت نوشته بودم:

«به باور من، توافق‌نامه ژنو اگر از جانب ایران نقض نشود، به صورت تاریخی می‌تواند با ترکمانچای مقایسه شود و به عنوان یکی از حامیان توافق ژنو، ابدا از چنین مقایسه‌ای هم شرمنده نیستم. بدین جهت که توافق ترکمانچای نیز جلوی پیش‌روی بیشتر ارتش روسیه و ویرانی هرچه بیشتر کشور را گرفت. اما اگر همین توافق ژنو از جانب ایران نقض شود، قطعا باید آن را با عهدنامه گلستان مقایسه کرد که دیر یا زود با خسارت‌های بیشتر و هزینه‌های گزاف‌تر یک ترکمانچای دیگر را به کشور تحمیل خواهد کرد».

متاسفانه، آن آرزوی من به تحقق نپیوست و البته، در یک دهن‌کجی تاریخی، حتی به مخالفان برجام هم نشان داد که بالاتر از سیاهی هم رنگی هست. برجام، به جای اینکه ترکمانچای از آب در بیاید، فعلا در سطح گلستان ظاهر شده و بالاترین آرزویی که می‌توانیم بکنیم این است که یک ترکمانچای دیگر از راه برسد و ما را از تداوم این ویرانی نجات بدهد؛ مشکل اما از کجا بود؟

گروهی باور دارند که از اول هم نباید به برجام تن می‌دادیم. البته توضیح نمی‌دهند که اگر نمی‌دادیم پس چه می‌کردیم؟ نتیجه که احتمالا همین فلاکت تحریم بود، آن هم با حمایت باقی کشورهای جهان! گروه دوم که کمی هم ژست عاقل‌ اندر سفیه به خود می‌گیرند، مدعی می‌شوند ما کار درست را کردیم، اما ترامپ دیوانه همه چیز را خراب کرد؛ اصلا هم نمی‌فهمند که با این توجیه مضحک، فقط بر بلاهت خود صحه می‌گذارند، وگرنه هیچ دولتمرد عاقلی برنامه‌هایش را بر روی تصمیمات شخصی رییس جمهور کشوری دیگر بنا نمی‌کند.

به باور من اما مشکل کار به مانند همیشه ریشه در داخل کشور داشت. مشکل این بود که ما شهامت و صداقت آن را نداشتیم که اعتراف کنیم «نرمش قهرمانانه» یعنی اینکه به دلیل یک سیاست غلط شکست خورده‌ایم و حالا داریم پای معاهده شکست را امضا می‌کنیم. حکومت تلاش کرد که حتی شکست خودش را هم پیروزی جا بزند. بدبختی اینکه گویا تبلیغات‌ش بیشتر از آنکه مردم را فریب بدهد خود حضرات را دچار اشتباه محاسباتی کرد. در نتیجه خیلی زود دوباره فیل‌شان یاد هندوستان کرد و به جای آنکه از دستاوردهای برجام برای بهبود اقتصاد کشور و برداشتن باری از دوش مردم استفاده کنند، به فکر لشکرکشی‌های منطقه‌ای و جایگزینی سودای موشکی به جای رویای هسته‌ای افتادند.

به باور من، سقوط هر ملتی، تنها در نقطه‌ای متوقف می‌شود که بتواند شکست خود را بفهمد و بپذیرد. آلمان‌ها یک بار جنگ جهانی را باختند، اما چون در اعماق وجودشان شکست را نپذیرفتند و گناه‌ش را به گردن دیگران انداختند، در جنگ دوم کشورشان را به نابودی بیشتر کشاندند. ژاپنی‌ها هم تنها پس از فاجعه بمب‌های اتمی با سنگینی واقعیت کنار آمدند. شکست‌های بزرگتر، سرنوشت هر ملتی است که عقلانیت یا شهامت پذیرش مفهوم شکست‌های قبلی را نداشته باشد و حتی وقتی تن به معاهدات شکست می‌دهد، باز هم ضعف‌های خود را انکار کند و گناه اشتباهات‌ش را به گردن دیگران بیندازد. تاریخ نشان داده، برای چنین ملت‌هایی، همیشه فاجعه‌ای بزرگ‌تر در راه است.

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
تحلیل دلار ۳۲ تومنی و بورس ۱/۵
پویا ناظران
بورسی که نیمه مرداد بالای ۲ میلیون بود، الان حدود ۱/۵ میلیون گیر کرده. دلاری که اون موقع ۲۲ تومن بود، الان بالای ۳۰ مستقر شده! سکه بهار متناسب با دلار ۳۶ تومنی قیمت می خوره. نیم سکه متناسب با دلار ۳۹ تومنی و ربع سکه متناسب با دلار ۵۲ تومنی قیمت می خوره.

چه جوری رسیدیم به این نقطه ؟
بعد از این چی میشه؟

تو این پست،‌ به تحلیل وقایع اقتصادی اخیر می‌پردازیم و سناریوهای احتمالی پیش روی رو بررسی می‌کنیم.

۲۹ دقیقه - ۱۴ مگ
@Economics_and_Finance
Forwarded from جامعه نو
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔸 یک بام و دو هوای حاکمیت و جنگ ملت با ملت

🖌مژگان باقری، دانش آموخته جامعه شناسی

▫️یکی از دوستان مذهبی در وضعیت خود نوشته بود:" مردم تو صف غذای نذری امام حسین کرونا می گیرن ولی تو صف پرواز کیش، نه!" دوست ورزشکار دیگری نوشته بود:" دولت به کرونا دستور داده که تو هئیت های مذهبی نره ولی تو مسیر علم کوه و دماوند بره!"
گذشته از اینکه طعنه زدن آخرین راه مجادله است و زمانی به وجود می آید که راه گفتگوی منطقی بین طرفین بسته شده، اما مسئله مهم این است که چرا فضای مجازی پر است از اینهمه طعنه و گلایه؟ چرا در مقابل یک مشکل بزرگ مثل کرونا، نگاه گروههای مختلف مردم به یکدیگر سرشار از بغض و ناراحتی و کینه و متلک است؟

ریشه این ماجراها به دو عامل مهم برمی گردد؛ برخورد سیاسی و دوگانه حاکمیت با مشکل کرونا. اولا مسئله ای صد درصد بهداشتی که مستقیما به سلامت مردم مربوط می شود از همان ابتدا با موضع گیری های نادرست حکومت تبدیل به مسئله ای سیاسی شد. به دلایل بسیار که جای طرح آنها در این مجال نیست مردم ایران به آمارهای ارائه شده از سوی وزارت بهداشت به دیده شک و تردید می نگرند. منحنی فوتی های کرونا در ایران شبیه منحنی هیچ کدام از کشورهای جهان نیست. عدم صداقت حاکمیت در ارائه آمارهای درست باعث شده که ترس مردم از کرونا به تدریج فروکش کند و نسبت به رعایت پروتکل های بهداشتی سهل انگار شوند.

ثانیا حاکمیت در برخورد با مسائل مختلف از الگوهای دوگانه پیروی می کند از طرفی با قاطعیت از مردم می خواهد که پروتکل های بهداشتی را رعایت کنند و به عنوان مثال مسافرت نروند، از طرف دیگر با همان قاطعیت در مقابل درخواست مردم برای لغو آزمون کنکور مقاومت و به هر مکافاتی شده کنکور را برگزار می کند.
یا به عنوان نمونه ای دیگر مجوز صعود به قلل بلند را برای گروههای کوهنوردی لغو کرده و دستور می دهد تمام مسابقات ورزشی بدون تماشاچی برگزار شود اما در همان حال هیئت ها اجازه می یابند که مراسم عزاداری محرم را برگزار کنند.
مردم از خود می پرسند چرا حکومت در مقابل هیئت های مذهبی به ارائه پروتکل بسنده می کند اما به دیگر اقشار مردم که می رسد از قدرت حاکمیتی خود استفاده کرده و با قانون و بخشنامه جلوی ورزش و تفریح مردم را می گیرد؟

از طرف دیگر، صدا و سیما نیز که از محل مالیات کل مردم ایران اداره می شود (مردمی که ممکن است شیعه، سنی، مسیحی، کلیمی، زردشتی و حتی خدا ناباور باشند) علاوه بر آنکه به روال معمول سالانه تمام شبکه های خود را در اختیار برنامه های عزاداری قرار می دهد با دعوت از مداحان و روسای هیئت ها و مصاحبه با آنان سعی در القاء این مطلب دارد که در هیئت های عزاداری همه پروتکل های بهداشتی رعایت شده و جای هیچ گونه نگرانی نیست. آیا چنین صدا و سیمایی را می توان ملی خواند؟

آقای روحانی در سخنانی گفته اند که اگر عزاداری محرم نباشد مردم دچار افسردگی می شوند. ایشان باید پاسخ دهند اولا این نتیجه را از کدام نظرسنجی معتبر به دست آورده اند و آیا برای بیان این سخن با روانشناسان مشورت کرده اند؟ و ثانیا اگر چنین است آیا مردم با نشستن در خانه و مسافرت نرفتن، افسرده نمی شوند؟ آیا گروههای گردشگری از ورشکست شدن به دلیل تعطیلی کسب و کارشان افسرده نمی شوند؟ آیا مردم عادی از نرفتن به مراسم مهمانی یا عروسی افسرده نمی شوند؟ اگر حکومت می تواند برای هیئت های مذهبی پروتکل تعیین کند چرا به عنوان مثال برای تماشای مسابقات ورزشی پروتکل تعیین نمی کند؟
ظاهرا به نظر می رسد که رئیس جمهور، نه منتخب مردم ایران، بلکه نماینده و مدافع مافیای کنکور و نهادهای قدرتمند مذهبی و به طور کلی سخنگوی هر گروهی است که زورش به حاکمیت بچربد!

این برخوردهای تبعیض آمیز و دوگانه حاکمیت، مردم را به جان هم انداخته است و باعث شده مذهبی ها و غیرمذهبی ها در مقابل هم جبهه بگیرند و نتیجه این رویارویی پیشاپیش مشخص است: از بین رفتن وفاق اجتماعی و تقسیم جامعه واحد به گروههای پراکنده ای که چشم دیدن یکدیگر را ندارند و فقط به صورت فیزیکی کنار هم زندگی می کنند.

اما واقعیت آن است که حکومت باید فراتر از اختلافات مذهبی که در تمام جوامع امری طبیعی است فقط به وظیفه اصلی خود که حفظ جان و سلامت همه مردم است بپردازد، به عنوان داوری بی طرف عمل کند و یار کمکی هیچ کدام از گروهها و اقشار جامعه نشود.
اگر لازم باشد تورهای گردشگری را تعطیل کند، اگر لازم باشد راههای ورود به کوهها را ببندد، اگر لازم باشد کافه ها و رستوران ها را تخته کند و صد البته اگر لازم باشد با قدرت در مقابل هیئت های مذهبی بایستد و مراسم عزاداری را هم تعطیل کند.
اینکه حاکمیت با استفاده از قدرت قانونی خود همه تفریحات را تعطیل کند اما برای برگزاری مراسم عزاداری با مداحان نشست مشورتی برگزار کند نشانه ضعف حکومت و سرپیچی از وظایفی است که در قانون اساسی ذکر شده است.

🆔 @jameeno
نمایش سرخط مقالات نشریه میهن
میانبر برای این دستور /list <شماره نشریه>

در شماره 36 دوماهنامه میهن آمده است:

http://mihan.net/1399/7/12/


📝 سرسخن سی و ششم 👈 /read2954

👤 آرش آذرخش 📝 تبدیل فعالین سیاسی به تحلیل گران سیاسی، آغاز یک فاجعه 👈 /read2950

👤 علی افشاری 📝 حامی پروری و امتناع اصلاحات حربه اصلی بقا 👈 /read2946

👤 فاطمه امان 📝 چین و خاورمیانه 👈 /read2941

👤 بهروز بیات 📝 نقشه راهی که بسترش ناهموار و تاریک است 👈 /read2938

👤 فریدون خاوند 📝 انحطاط اقتصادی، فقر و آینده نظام سیاسی ایران 👈 /read2931

👤 حسن شریعتمداری 📝 جمهوری اسلامی در سراشیب اضمحلال 👈 /read2928

👤 شهریار صادقی 📝 تله عمق استراتژیک یا همان ویتنام نظام 👈 /read2920

👤 احمد علوی 📝 چه متغیرهایی تاب آوری حکومت در مقابل بحرانها را رقم می‌زند؟ 👈 /read2917

👤 رضا علیجانی 📝 هشدار نسبت به «نقشه راه حکومت برای بقا» که اصلاح‌طلبان و سرنگونی‌طلبان را غافلگیر می‌کند 👈 /read2912

👤 هادی کحال‌زاده 📝 کژکارکردی نظام سیاست گذاری و ناتوانی انتخاب استراتژی موثر 👈 /read2908

👤 بهزاد کریمی 📝 نقشه راه نظام برای تشریف ‌فرمائی امام زمان! 👈 /read2904

👤 علی کشتگر 📝 استراتژی و تاکتیک‌های بقاء جمهوری اسلامی 👈 /read2898

👤 محسن یلفانی 📝 فردائی که نیامد 👈 /read2893

👤 بامداد ارشادی 📝 آستانه 36 (تازه‌های ادبیات فارسی) 👈 /read2887
🌐 Mihan.net 🙂 @mihansitebot
📝 آستانه ۳۵ (تازه های ادبیات فارسی)
اا
👤 بامداد ارشادی
اا

◀️ کتاب یادداشتهای بغداد (نُها الراضی/ مریم مومنی-نشر چشمه) روزنوشته‌های زنی در جنگ و تبعید بین سالهای 1991تا 2003 است. کتاب یکی از نمونه‌های مستندنگاری است بر اساس خاطرات و مشاهدات شخصی. این کتاب روزنوشته‌های نقاش و هنرمند و مدرنیست برجسته‌ی عراقی است که از ابتدای جنگ اول خلیج فارس تا انتهای جنگ دوم خلیج فارس را روایت می‌کند و یک سال بعد پایان کتابش به خاطر سرطان خون از دنیا می‌رود.

◀️ کتاب صرفا خاطره نویسی نیست بلکه روایت رنج و تاریخ و روزگار ملتهب 12 سال آخر حکومت صدام است از چشم زنی برخاسته از یکی از مهمترین خانواده‎های روشنفکر عراق. نُها یکی از نقاشان مهم نوگرای عراقی است که در لندن و بیروت درس خوانده و کار کرده و با آغاز جنگ لبنان در اویل دهه‌ی هشتاد به کشورش بازگشته. او در این کتاب روایتی می‌سازد از چگونگی نابودشدن عراق به دست صدام و آمریکا. نابودی‌ای که به زعم او کل خاورمیانه را هدف گرفته است. یادداشت‌های او مدام به اتفاق‌های روز گذشته‌ها و هنر و ادبیات اشاره می‌کند و برای همین کتاب به یک اثر مهم ادبی تبدیل می‌شود و برای این نقاش برجسته اعتبار فراوانی به همراه می‌آورد. قصه‌ی پُرآب چشم رویاهایی که قدرتها تباه‌شان کردند.

◀️ نها الراضی(۲۰۰۴-۱۹۴۱) هنرمندی عراقی است که در یادداشتهای روزانه‌اش چهره‌ی متفاوتی از عراقی که تاکنون شنیده‌ایم ترسیم کرده و نشان می‌دهد عراقی که با قدمت چندهزارساله‌اش گهواره‌ی تمدن بشر بوده چه طور در چند دهه چنان ویران می‌شود که بازسازی آن در افق روزگار امروز به امری محال می‌ماند.

◀️ یادداشت‌های روزانه‌ی او از روایت‌های بزرگ و ایدئولوژی فاصله می‌گیرد تا تنهایی آدمی در شب های بمباران و شرایط آخرالزماني زندگی در دوره‌ی جنگ و تحریم را ثبت کند. و در عین حال، ردپای زندگی و زیبایی را هم نشانمان دهد.

◀️ او لابه لای ماجراهای شخصی‌اش زندگی روزمره‌ی مردم بغداد را هم شرح می‌دهد؛ کم آبی، غذایی که در نبود برق و از کار افتادن یخچال‌ها باید پیش از فاسدشدن خورده شود، زندگی دهقانی، سروصدا و کم خوابی و آرامشی که از زندگی ها رخت بربسته و مردمی که از ترس کمبودها و هراس‌های همگانی به هم پناه می آورند و یا از یکدیگر می‌دزدند.

◀️ جنگ ناامنی به همراه دارد. بنزین کالایی ارزشمندتر از الماس می‌شود، آن قدر که حتی سهمیه‌ی بنزین پلیس هم محدود می‌شود و دزدها به هیچ چیز رحم نمی‌کنند. وقتی بنزین نیست، رفت و آمد آدمها هم محدود می شود و مردم منزوی می‌شوند و زندگی شهری به کل مختل می‌شود. چون شهر یعنی مسافت‌های طولانی، یعنی رفت و آمد روزمره از این سر تا آن سر شهر، برای رفع نیازهای اولیه ی فردی و اجتماعی، و وقتی اینها ممکن نباشد، همه چیز خلاصه می‌شود به محله و خانه و جماعت دوروبر.

◀️ هیچ کس چیزی نمی‌داند. به معنای واقعی، کمبود اطلاعات محلی داریم. رادیو بغداد چند ساعت در روز برنامه پخش میکند و اطلاعات نبردها را به ما می‌دهد... چندتا هواپیما را زدیم، دشمن دارد چه بلایی سرمان می آورد و ما چه طور عليه شان می‌جنگیم. برای حفظ روحیه‌ی ما پروپاگاندا بیداد می‌کند. هیچ کس اهمیت زیادی نمی‌دهد. ساعت هشت به رادیو مونته کارلو گوش می‌دهیم. شب‌ها بی بی سی یا صدای امریکاست." اما از دل این رسانه‌ها خبر دلگرم کننده‌ای بیرون نمی‌آید. نها از تنهایی می‌نویسد، از تنهایی خود و از تنهایی مردم عراق، زیر هجوم همه جانبه‌ی نیروهای ائتلافی خارجی و سیاست های خودخواهانه‌ی داخلی. تنهایی آدمی در جنگ، در موقعیت‌هایی که از توان خودش خارج است و در مصایبی که کنترلی بر آنها ندارد، فراتر از تنهایی آدم در زندگی عادی است.

◀️ سؤال معقول و مشروع نها این است که «چرا دنیا از ما متنفر است؟» چه می‌شود که تمام قدرتها عليه صدام صف می‌کشند تا به هر قیمتی که شده، حتی به قیمت ویران شدن تمدن چندین هزارساله و گذشته و حال مردمانش، او را از صحنه حذف کنند؟ نها در عین انتقاد به سیاستهای صدام، چشم خواننده را به استانداردهای دوگانه‌ی جهانی در برخورد با ظلم باز می‌کند، دنیایی که مثلا چشمانش را به روی شرارت‌های اسراییل بر فلسطینی‌ها و لبنانی‌ها بسته و آزادش گذاشته تا بر هر که می‌خواهد بتازد.
📝 از هرات تا یزد
اا
👤 محسن نکومنش
اا

◀️ با توجه به نفوذ تفکر ضدامپریالیستی و ضدآمریکایی بر ذهنیت بسیاری از فعالان سیاسی و اجتماعی در ایران و افغانستان عجیب نبود که اعتراضات علیه تبعیض نژادی در آمریکا به سرعت و به شدت از سوی محافل ایرانی و افغان مورد حمایت قرار گرفت. طبعا این حمایت از مطالبات مشروع رنگین پوستان در آمریکا بسیار مثبت بود. اما الزاما هر حامی مبارزه علیه تبعیض در آمریکا با تبعیض به طور عام در ستیز نیست بلکه ممکن است در بسیاری موارد توجیه¬گر انواع دیگر تبعیض هم باشد. پرده¬ی تناقض در گفتار و کردار زمانی پس زده خواهد شد که بخواهیم تبعیض را به عنوان پدیده¬ای گسترده و با اشکال و ابعاد مختلف مورد بررسی قرار دهیم.

◀️ توجیه تبعیض اغلب با فرار از انتقاد از خود رابطه¬ی مستقیم دارد. کسانی که اکراه دارند شمایل خود را در آینه ببینند به آسانی می¬توانند معایب دیگران را برجسته کنند. نوع دموکراسی آمریکایی شاید شیوه¬ی مطلوب بسیاری از شیفتگان دموکراسی نباشد اما به هر حال و با توجه به قوانین آمریکا، دیر یا زود، موارد نقض قانون و اعمال تبعیض مورد بررسی قرار خواهد گرفت و دست کم امکان اعتراض به خطاها و مظالم دستگاه حاکمه وجود دارد. با این حساب جا دارد ما با شنیدن صدای اعتراض مردم آمریکا بیشتر نسبت به موارد انبوه تبعیض و بی¬عدالتی در جوامع خود آگاه و حساس شویم و فکری به حال دردمندان و ستمدیدگان کشورهای خود داشته باشیم.

◀️ وجهی از تبعیض در ایران که مشخصا با تبعیض علیه سیاه¬پوستان در آمریکا قابل قیاس است تبعیض علیه مهاجرین و پناهجویان افغانستانی است که عمر آن تقریبا با عمر جمهوری اسلامی برابر است. با توجه به این واقعیت که جمهوری اسلامی عدالت را در مورد شهروندان ایرانی اجرا نمی¬کند نمی-توان انتظاری جز بی¬عدالتی نسبت به مهاجرین و پناهجویان از این رژیم داشت. اما آنچه مایه¬ی تاسف است این که حتا جامعه¬ی مدنی ایران هم عمدتا در زمینه¬ی حق مهاجرین و پناهجویان افغانستانی دست کم سه دهه سکوت پیشه کرد و نتوانست سهم خود را در این زمینه بر عهده بگیرد. حتما برای توجیه این بی¬مسئولیتی می¬توان توضیحاتی ارائه داد اما، با توجه به گستردگی و عمق ستمهای روزمره نسبت به پناهجویان افغانستانی انفعال حیرت¬آور مدعیان عدالت در ایران، تا اوایل دهه¬ی نود را با هیچ منطقی نمی¬توان توجیه نمود.

◀️ بسیار بعید است که یک ایرانی هرگز شاهد اعمال تبعیض و تحقیر افغان¬ها از سوی عوامل رژیم و هموطنان خود نبوده باشد، مگر قشر خیلی جوان و تنها در استان¬هایی که در ده سال گذشته سکونت افغان¬ها در آنجا ممنوع اعلام شده است. قوانین و آیین¬نامه¬های حکومتی یک وجه از فشارهایی است که روزمره در ایران نسبت به افغان¬ها اعمال می¬شود. از سوی دیگر عوامل رژیم در بسیاری موارد حتا پا را از قوانین ظالمانه¬ی حاکمیت هم فراتر گذاشته¬اند. نمونه¬ی آن برخورد ماموران مرزی در سال جاری در نزدیکی هرات بود که منجر به غرق شدن تعدادی از مهاجران در رودخانه¬ی هریرود گردید. وجه دوم تبعیض علیه افغان¬ها از سوی کارفرمایان جزء مثلا در مرغداری¬ها، کارگاه¬های کوچک و در شاخه¬ی ساختمان¬سازی اعمال می¬شود. در بیشتر موارد افغان¬ها از حقوق برابر با کارگران ایرانی برخوردار نیستند و شامل بیمه نمی¬شوند. وجه سوم تحقیر افغان¬ها در زندگی روزمره صورت می¬گیرد و شامل همه¬ی آنان، حتا کسانی که مشاغل و موقعیت خوبی در جامعه دارند، می-شود. بسیاری از افغانستانی¬ها که مدت زمانی را در ایران زندگی کرده¬اند در خیابان، مدرسه، بازار، اتوبوس و مترو توسط شهروندان عادی مورد توهین و تحقیر قرار گرفته¬اند. وادار کردن چهار دانش-آموز دبستانی در پاکدشت ورامین در زمستان ۱۳۹۳ به دست کردن در داخل توالت، یکی از نمونه-های چنین تحقیرهایی، آن هم از سوی یک آموزگار، بوده است.

◀️ هر افغانستانی که سال¬ها به طور قانونی در ایران زندگی کرده باید بتواند تابعیت ایرانی بگیرد اما واقعیت تلخ این است که این افراد نه تنها هرگز شهروند ایرانی به حساب نخواهند آمد بلکه حتا حق خرید یک موتورسیکلت و یا یک سیم کارت به نام خود را ندارند. فراهم نکردن امکان تحصیل برای کودکان و نوجوانان و حتا مانع¬تراشی در مسیر تلاش¬های افراد و سازمان¬هایی که داوطلب فراهم کردن زمینه برای تحصیل این کودکان بوده¬اند از زیان¬بارترین سیاست¬های این رژیم نه تنها برای مهاجرین بلکه برای جامعه¬ی ایران بوده است. جلوگیری از تحصیل کودکان و نوجوانانی که به هر حال در ایران رشد می¬کنند به بی¬سوادی یا کم¬سوادی بخشی از جامعه می¬انجامد.
📝 سگ، خوک و کافرِ نجس
اا
👤 رضا مردانی
اا

◀️ بزرگترین دستاورد بشریت، اعلامیه جهانی حقوق بشر است این اعلامیه عمدتا جهت جلوگیری از تبعیض و نژاد پرستی تهیه شده و موارد بسیاری از جمله برده داری را که تا دویست سال پیش کاری مرسوم از ابتدای تاریخ بود لغو کرده است. اصولی که رعایت آن مستلزم برابری زن و مرد، سیاه و سفید، مسلمان و بودایی و لائیک می باشد.

◀️ اگر بخواهیم به صورت جزئی به موارد نقض شده حقوق بشر در ایران بپردازیم شاید به ده‌ها جلد کتاب قطور نیاز باشد. اما در این مقاله می‌خواهیم به ریشه های فکری این تبعیض به صورت اجمالی بر اساس آنچه مدعیان ولایت فقیه به آن استناد می کنند، بپردازیم.

◀️ قانون اساسی حکومت ولایت فقیه فقط چهار دین را به عنوان دین رسمی می شناسد و افراد پیرو غیر از این ادیان را جزء شهروندان ایرانی حساب نمی‌کند و همانگونه که بارها دیده ایم آن ها را از حقوق شهروندی محروم می‌کند. علاوه بر این کسانی که از اسلام به یکی از سه دین دیگر رسمی کشور بپیودند از حقوق شهروندی محروم شده و مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرد. در طول تاریخ انقلاب اسلامی همواره بودند افرادی که به دلیل تغییر دین زندانی شده، یا از کشور گریخته و حتی در مواردی، اعدام شده‌اند.

◀️ در قانون اساسی حکومت ولایت فقیه‌ از 177 اصل، 17 اصل صلاحیت سایر قوانین را به مطابقت با موازین شرعی و اسلامی ارجاع داده که توسط شورای نگهبان بررسی می‌شود. در واقع هم قانون گذاران و هم قوانینی که وضع می‌کنند، از این طریق فیلتر می‌شود که در مورد موازین شرعی و اسلامی توضیحی در قانون اساسی داده نشده است.

◀️ در تحصیلات حوزوی عالی رتبه ترین افراد می‌توانند کتابی را تحت عنوان رساله تنظیم نمایند که در واقع این رساله به جزئی‌ترین مسائل و اعمال در زندگی روزمره اشاره می‌کند که فرد مسلمان باید از انجام آنها پرهیز نماید و یا باید آن اعمال را انجام دهد. رساله‌های متعددی از افراد مختلف وجود دارد ولی بیش از ۹۵ درصد رساله ها عمدتاً شبیه همدیگر هستند. در این رساله ها موارد بسیاری وجود دارد که ناقض اعلامیه جهانی حقوق بشر و در نتیجه آن موجبات تبعیض علیه بشر را فراهم می کند.

◀️ مطالعه بندهایی از رساله آقای خمینی در افراد مختلف احساسات مختلفی را برمی‌انگیزد. برای برخی طنزگونه، برای برخی دیگر تأسف‌بار و برای برخی دیگر جزء مسایل عادی محسوب می‌شود.

◀️ مسأله 83- نجاسات یازده چیز است: اول:بول. دوم:غائط. سوم:منی. چهارم:مردار. پنجم:خون. ششم‌:سگ هفتم: خوک. هشتم:کافر. نهم:شراب. دهم:فقّاع. یازدهم:عرق شتر نجاست‌خوار.‏

◀️ مساله 106ـ‌‏ کافر یعنی کسی که منکر خدا است، یا برای خدا شریک قرار‌‎ ‌‏می دهد، یا پیغمبری حضرت خاتم الانبیاء محمد بن عبدالله ‏ ‌‏را قبول ندارد،‌‎ ‌‏نجس است.

◀️ تبعیض‌ها و محدودیت های بسیاری بر پیروان دیگر ادیان (بهایی و ... ) تحمیل می‌شود. جلوگیری از تحصیل و کار دولتی و حتی ابطال پروانه کسب آنها در سایر مشاغل نمونه های عینی در مورد اینگونه تبعیض‌ها می‌باشد.

◀️ موضوع دیگر آزار و اذیت افرادی است که دین خود را از اسلام به سایر ادیان حتی ادیان ابراهیمی تغیر داده‌اند. این آزار در چندین مورد به اعدام نیز منجر شده است که نقض آشکار اعلامیه جهانی حقوق بشر است.

◀️ مساله 2783ـ‌‏ مسلمان از کافر ارث می برد ولی کافر اگرچه پدر یا پسر میت باشد‌‎ ‌‏از او ارث نمی برد.

◀️ مساله 2375ـ‌‏ پدر و جد پدری می توانند برای فرزند نابالغ یا دیوانۀ خود که به‌‎ ‌‏حال دیوانگی بالغ شده است ازدواج کنند. و بعد از آن که آن طفل بالغ شد یا دیوانه‌‎ ‌‏عاقل گردید، اگر ازدواجی که برای او کرده اند مفسده ای نداشته نمی تواند آن را به‌‎ ‌‏هم بزند و اگر مفسده ای داشته می تواند آن را به هم بزند.

◀️ مساله 2412ـ‌‏ زنی که عقد دائمی شده نباید بدون اجازۀ شوهر از خانه بیرون‌‎ ‌‏رود، و باید خود را برای هر لذتی که او می خواهد، تسلیم نماید و بدون عذر شرعی‌‎ ‌‏از نزدیکی کردن او جلوگیری نکند.
📝 رعیّت، حاکمان و کاهنان
اا
👤 جورج سجعان جرداق - محمد‌جواد اکبرین
اا

◀️ جورج سجعان جرداق (۱۹۳۳ -۲۰۱۴) استاد ادبیات و فلسفه در دانشگاه لبنان بود؛ هر چند به شعر و تاریخ و نمایشنامه‌نویسی بیشتر شهرت داشت تا فلسفه او را در ايران و جامعه شيعه با كتاب پنج جلدى «امام على؛ صداى عدالت انسانى» مى‌شناسند و در لبنان با قصيده «امشب شب من است» كه «ام‌كلثوم» آن را خوانده است.

◀️ مسئله عدل چندان برایش مهم بود که علیرغم دیانتِ مسیحی‌اش از ديوار دين و آئین عبور کرده بود و توجه «نهج‌البلاغه» به عدالت و رفع فقر و تبعیض، او را به نوشتن کتابی در این باب کشانده بود؛ هر چند جرداق از شيعيان گلایه داشت! مى‌گفت «شيعيان كتاب مرا اعتراف به حقانیت خود خواندند تا على را به اندازه نداشته‌هاى خود پايين بياورند و نخواستند باور كنند كه او از يك مذهب بزرگتر است حتى اگر آن مذهب بر مدار و محورِ نامش شكل گرفته باشد».

◀️ گفت برای تحقق عدالت و رفع تبعیض، هم ایده دارد هم چهره. ایده‌اش مالکیت مردم و آبادی زمین بود و چهره‌اش علی‌بن ابی‌طالب! جرداق در یادداشت پیش رو که در نیمه دهه ۱۹۵۰ منتشر شده از ایده و چهره‌ی آرمانی‌اش می‌گوید با این یادآوری که او در منطقه‌ای می‌زیست که کشاورزی درآمد محوری‌اش بود.

◀️ غرض‌ام از ترجمه این یادداشت کوتاه فقط یک نکته است؛ ۷ دهه پس از این یادداشت، آنچه جرداق نوشته صرف‌نظر از آنکه در روش تا چه اندازه عملی باشد و در نظر برخی حتی تصویری رمانتیک از عدالت به دست دهد، اما همین که هنوز هم راه «مبارزه علیه فقر و تبعیض» از رویارویی با حکمرانان و کاهنان می‌گذرد نشان می‌دهد نوشته‌های کهن لزوما کهنه نیست و ما گاهی از سر «تجدید عهد» به بازخوانی‌شان نیازمندیم تا مبادا «شهروندان مُحق» بی‌آنکه بدانند به تدریج به «رعیت مستحق» تبدیل شوند.

◀️ نخست: تعلق همه منابع ثروت به همه مردم به این معناست که به مقدار استحقاق میان افراد توزیع شود، البته پس از آنکه به همه امکان کار داده شود.

◀️ دوم: آبادى زمین، مایه و پایه رشد و معیشت است. از این‌رو کارگزاران و کارمندان باید به آبادی زمین، بیش از آنچه در جمع مالیات مى‌کوشند نظر کنند.

◀️ برخی از پیشینیان مى‌پنداشتند که راه آبادى زمین استخدام اجباریِ بردگان است. مزد اندکی اگر به آنان پرداخت می‌شد از سر شفقت بود نه وظیفه! زیرا بهره از آنِ مالکان و اشراف بود. در این منظر، قدر انسان و مقدار کار از میان رفته بود. این منظر بدَوی اما قانون‌های نوشته و نانوشته داشت. حاکمان و کاهنان از حرمتِ نداشته‌ی مردم و زحمتکشان بهره‌ها بردند و یکی با نام مملکت و دیگری از راه عبادت و عبودیت به کمک هم شتافتند و خون مردم را مکیدند.

◀️ کاهنان به مردم مى‌آموختند زمینی را که در آن کشت و کوشش مى‌کنند متعلق به آنان نیست، بلکه از آنِ خدایان معابد است و این خدایان، آنها را به حکمرانان بخشیده‌اند و حکمرانان نیز به هر که بخواهند مى‌بخشند!

◀️ رعیت اندک اندک باور کرد که نه تنها بخشی از محصول زمینی را که در آن کشت و کار می‌کند باید به خدایان ببخشد و نه تنها حاکم که نظرکرده‌ی خدایان است حق دارد آنچه می‌خواهد از محصول بردارد، بلکه به وقت ضرورت باید زمین و کار خود را ترک گوید و براى ارباب کار کند. رعیت سرانجام درنیافت که مالکیت چیست و اندازه‌اش تا کجاست. زیرا تاریخ رعیتِ عربی، تاریخِ غصب و تبعیض بود نه حق و عدالت.

💬 درمورد این مقاله 2 نظر داده شده، نظر شما چیست؟ 👈 @mihansitebot

http://mihan.net/1399/05/13/2796/
🌐 Mihan.net 🙂 @mihansitebot
📝 تورک دیلینده مدرسه اولمالیدیر هرکسه
اا
👤 علیرضا ایرانی
اا

◀️ تیم فوتبال تراکتور فقط یک تیم فوتبال نیست، بلکه محلی برای جمع شدن و بهانه ای برای بازخواست حکومت، جهت دستیابی به حق طبیعی خود یعنی آموزش زبان مادری است که توسط سازمان ملل و کنوانیسیون‌های مربوط به آن به رسمیت شناخته می‌شود و در اصل ۱۵ قانون اساسی نیز به آن تاکید شده است، ولی نه تنها اجرا نمی شود بلکه از هر حرکت دیگر در راستای ترویج و بزرگداشت این زبان جلوگیری به عمل می آید.

◀️ این مقاله فقط درباره زمان مادری تورکی نیست بلکه می‌تواند به سایر زبانهای غیر از فارسی که در ایران رایج است نیز اطلاق شود مانند زبان‌های کردی، لری، بلوچ و غیره.

◀️ در تفسیر عنوان این مقاله می توان دو مفهوم برداشت کرد. اولی تدریس زبان تورکی و دوم تدریس به زبان تورکی  به طوری که از آموزش زبان دیگر (زبان‌ فارسی) جلوگیری به عمل آید.  مقصود ما همان مورد اول است. خواسته ای به حق که هیچ آسیبی به جامعه وارد نمی کند. پس چرا از آموزش این زبان و تلاش برای آموزش زبان در مدارس جلوگیری به عمل می‌آید؟

◀️ قبل از سال ۱۳۱۳ در سطح بین‌المللی، ایران به نامی که اکنون میشناسیم شناخته نمی‌شد، بلکه در اکثر نامه‌ها و قراردادهای بین‌الملی با نام پرشیا و یا با نام حکومت های حاکم مانند حکومت قاجاریه و یا صفویه شناخته می‌شد. در اوایل حکومت رضا شاه پهلوی گروهی از روشنفکران و مشاوران رضا شاه مانند محمد علی فروغی و سعید نفیسی به تقلید از ترکیه درصدد ایجاد و تقویت ملی گرایی ایرانی برآمدند. یکی از پیشنهادات آنها تاکید بر استفاده از نام ایران در معاهدات بین‌المللی بود.  به این ترتیب بر خلاف تصور اکثریت ایرانیان، ایران نامی جدید برای این مرز و بوم ولی با پیشینه تاریخیِ بسیار قدیمی و البته درخشان می‌باشد.

◀️ به اذعان بسیاری از صاحب نظران تاریخ و سیاست، رضا شاه پهلوی، سهم بسیاری در ساخت ایران نوین داشت و کمتر کسی منکر آن است، ولی یکی از انتقادهایی که بر حکومت وی وارد است، همین سیاست یکسان‌سازی فرهنگ چند‌زبانی به یک زبان (فارسی) است که زمینه ساز تبعیض بر گویشوران زبان های تورکی و کردی و ... شده است.

◀️ برخی خانواده‌ها در مناطق غیر فارسی زبان جهت برخورداری از آموزش بهتر و سایر امکانات فرهنگی که برای گویشوران فارسی زبان موجود است، ترجیح می‌دهند اولین زبان فرزندان خود (که در واقع همان زبان مادری نامیده می‌شود) زبان فارسی باشد که این  کار به فرسایش زبان ترکی می‌انجامد.  اسم ها، صفتها و حتی گاهی فعلها هم در زبان تورکی به کلمات فارسی تغییر می‌یابند که در طی چند دهه اخیر برای بیشتر تورک زبانان، این تغییرات مشهود است.

◀️ اردیبهشت و خرداد ۸۵ نقطه عطفی در مطالبه حق طبیعی آموزش زبان مادری در میان تورک زبانان بود. در واقع کاریکاتور چاپ شده در روزنامه ایران جرقه ای بود که باروت انباشته شده  از تبعیض آگاهانه یا ناآگاهانه موجود توسط حکومت و جامعه را شعله ور ساخت.سطح گستردگی و شدت اعتراضات 85  را شاید بتوان همانند اعتراضات 88 جنبش سبز و شاید بیشتر (در شهرهای تورک‌زبان) در نظر گرفت.

◀️ این اعتراضات آنچنان که می‌بایست توسط نهادها و رسانه های دولتی و بین‌المللی (مانند عفو بین‌الملل) رصد نشد، تعداد کشته‌ها  توسط نیروهای امنیتی به گفته برخی معترضان و رسانه های غیر رسمی (شاید مغرضانه)  ده‌ها نفر اعلام  شد، اما آنچه که شکی در آن نیست کشتار نقده (سولدوز) بود که به کشته شدن 5 نفر انجامید، ولی انعکاسی درخور در رسانه‌های جمعی (حتی صدای آمریکا یا بی بی سی) نداشت. در شبکه های استانی تلوزیون ایران نیز با فراخوان جهت تجمع، مردمِ معترض را به خیابان‌ها کشیده و همانند حوادث کوی دانشگاه با حملات گاز انبری و استراتژی لوله کردن به سرکوب مردم پرداختند. چه بسیار دانشجویانی که ستاره‌دار شده و از ادامه تحصیل باز ماندند، چه بسیار افرادی که به زندان افتادند و انسان‌هایی که توسط سرکوبگران رژیم جان خود را از دست دادند.
📝 محروم از همه چیز: زندگی شهروندان افغان در ایران
اا
👤 جوشوا اِوانژِلیستا - فواد روستائی
اا

◀️ اشغال افغانستان توسّط نیروهای ارتش سرخ اتحاد شوروی در سال ۱۹۷۹ به آواره شدن شهروندان این کشور در دیگر کشورها منجر شد. چهل سال پس از این رویداد، میلیون‌ها شهروند افغان در ایران قربانی انواع آزار و اذیّت اند.

◀️ عبدالعلی در پایان و پیش از آن که با گاری خود و دخترک هفت ساله کار را از سر گیرد می گوید: "ما افغان هستیم و سرنوشت ما انجام کارهائی است که ایرانی ها نمی خواهند انجام دهند. تقدیری که تا دمِ مرگ با ماست."

◀️ کار عبدالعلی تنها منبع درآمد خا‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نواده‌ی پرجمعیّت پسرِ بیکار او نیز می باشد. در ماه های اخیر، نوه ی هفت ساله ی او به کمک پدر بزرگ آمده و زباله ها و آشغال های کوچک تر را جمع می کند. عبدالعلی پسر دیگری به نام "ماهر" نیز دارد که پس از اخراج شدن از ایران در جائی در افغانستان است. جائی که عبدالعلی نمیداند کجاست. عبدالعلی خبری از پسر خود ندارد و نگران ان است که به دست طالبان یا داعش کشته شده باشد.

◀️ یزد شهری با جمعیّتی نیم میلیونی است که هزاران پناهجوی ی افغان را در خود جای داده است که اکثریت آنان به صورتِ غیرقانونی در خانه هائی محقّر در این شهر ساکن اند. کار بیشترین شمار این افغان ها بنّائی، نظافت فاضلاب ها یا بارکِشی است و اکثراً آماج توهین های ساکنان شهر اند. شهروندانی که گهگاه تظاهراتی ولو غیرِ رسمی هم علیه حضور آنان برپا کرده اند.

◀️ یک ملّای هزاره ی افغان – هزاره ها شیعیان افغانستان اند - در مورد برخورد مردم با افغان ها می گوید : " نمی توان گفت که همه ی اهالی شهر از ما متنفر هستند. ما دارای ریشه های مشترک مذهبی و آداب و رسومی مشابه هستیم. امّا ما در یک بافتار اجتماعی تبعیض آمیز و جداسری زندگی می کنیم که به تندروها اجازه می دهد به هرکاری دل شان خواست دست بزنند بدون آن که مجازاتی در انتظارشان باشد".

◀️ شعار هائی نیر علیه حضور مهاجران در شهر یزد در مرکز این شهر بر دیوارها خودنمائی می کند که امضای "اهالی محّل" را در پای خود دارد. آن چه که در یزد می گذرد منحصر به این شهر نیست و مهاجران افغان در همه ی شهرهای بزرگ ایران با چنین مصائبی رو به رو هستند.

◀️ چهاردهه پس از آغاز این مهاجرت بزرگ در حدوسه میلیون نفر از جمعیّت هشتاد میلیونی ایران را مهاجران افغان تشکیل می دهند.

◀️ آیت الله خامنه ای در سال ۱٣۹۵ در دیداری با اشرف غنی رئیس جمهوری افغا‌‌‌‌‌نستان مدعی شد : "برخلاف برخی کشورها چون انگلیس و ایالات متحده ی آمریکا، جمهوری اسلامیِ ایران همواره با مهمان نوازی، برادری و احترام با مردم افغا‌‌‌‌‌‌‌‌‌نستان برخورد کرده است". این سخنان برای پناهندگان و پناه جویانِ افغان که در ایران متولد و بزرگ شده اند بیشتر به شوخی می ماند.

◀️ بر اساس یکی از گزارش های سازمان "دیده بان حقوق بشر" که در سال ۱۶·۲ میلادی منتشر شده است جمهوری اسلامی ایران به رغم وخیم تر شدن هر چه بیشتر اوضاع در افغا‌‌نستان شرایط اخذ پناهندگی یا اقامت های دیگر در چهارچوب مهاجرت را برای افغان ها دشوار تر و محدود تر کرده است. پناهجویان افغان با رشته ی بی پایانی از تبعیض ها رو به رو هستند. این تبعیض ها و سختگیری ها به حدی است که گروهی از افغان ها به فکر متوّسل شدن به قاچاقچیان انسان برای رساندن خود به اروپا می شوند.

◀️ اتهّام دیگری که به جمهوری اسلامی در ارتباط با مهاجران و پناهجویان افغان وارد می شود این است که هیچ کاری برای مقابله با خشونت های روزافزونِ ناشی از بیگانه ستیزی در کشور و پاسخگو کردن مسئولان در این عرصه و حفاظت از افغان ها نمی کند.

◀️ پناهنده ی افغان بودن به این معناست که این شخص نمی تواند دارنده ی یک حساب بانکی، مالک یک خانه یا یک خودرو یا حتی یک سیم کارت تلفن باشد مگر به واسطه ی یک ایرانی. چنین شخصی نمی تواند یک کارفرما باشد یا در مقام و جایگاه حقوق بگیر نیز هر لحظه با خطر اخراج رو به روست. اگر یک شهروند افغان بدون اجازه ی اقامت یا دیگر اسناد لازم بازداشت شود به آن مناطقی از کشورش بازگردانده خواهد شد که در دست طالبان یا داعش است.

◀️ افغان ها را می توان توسّطِ سپاه پاسداران برای جنگیدن راهی سوریه کرد. بسیاری از پناهندگان افغان برای حفاظت از "اماکن مقدّسه" یا گرفتن اجازه ی اقامت طولانی مدت و یا حقوق و مزایای بیشتر این مأموریّت را می پذیرند. با وجود این بر اساس پاره ای از گزارش ها حتّی برای کسانی هم که به جبهه های جنگ سوریه اعزام شده اند به بسیاری از وعده ها و قول های داده شده عمل نمی شود.
Mihan_35.pdf
1.4 MB
نسخه چاپی شماره 35 دوماهنامه میهن
«تبعیض» (من، ما، دیگری)

🌐 Mihan.net 🙂 @mihansitebot
در شماره 35 دوماهنامه میهن آمده است:

http://mihan.net/1399/5/13/


📝 سرسخن سی و پنج 👈 /read2824

👤 محمد اکبرزاده 📝 تبعیض در ایران 👈 /read2821

👤 مجید الهامی 📝 اعراب خوزستان و قضیه تبعیض 👈 /read2816

👤 جوشوا اِوانژِلیستا و فواد روستائی 📝 محروم از همه چیز: زندگی شهروندان افغان در ایران 👈 /read2812

👤 علیرضا ایرانی 📝 تورک دیلینده مدرسه اولمالیدیر هرکسه 👈 /read2808

👤 ویلیام ایچ تاکِر و فواد روستائی 📝 ایدئولوژی نژاد پرستی: سوء استفاده از علم برای توجیه تبعیض های نژادی 👈 /read2801

👤 ئالان توفیقی 📝 از جورج فلوید در میناپولیس تا شوانه سیدقادری در مهاباد 👈 /read2799

👤 نیره توحیدی 📝 ریشه های معضل جهانی تبعیض و نژادپرستی 👈 /read2831

👤 جورج سجعان جرداق و محمد‌جواد اکبرین 📝 رعیّت، حاکمان و کاهنان 👈 /read2796

👤 صلاح الدین خدیو 📝 نامه ای برای تاریخ 👈 /read2788

👤 خالد خسرو 📝 افغان هراسی؛ عناصر بیگانه ساز دولت در ایران 👈 /read2792

👤 عبدالستار دوشوکی 📝 کالبدشکافی ریشه های تبعیض و نژادپرستی در ایران 👈 /read2775

👤 حسن راشدی 📝 چرایی تحقیر ترکان بعد از حاکمیت خاندان پهلوی در ایران 👈 /read2768

👤 صلاح الدین عباسی 📝 انسان؛ نژاد؛ نژادپرستی 👈 /read2764

👤 فرزانه عظیمی 📝 تبعیض، سرنوشتی محتوم یا معضلی قابل عبور؟ 👈 /read2761

👤 کاظم علمداری 📝 موج سوم مقابله با برتری نژادی درآمریکا!؟ 👈 /read2758

👤 رضا علیجانی 📝 مسئله تبعیض، فرهنگ دوصدایی و نگرانی در باره آینده ایران 👈 /read2755

👤 رضا مردانی 📝 سگ، خوک و کافرِ نجس 👈 /read2752

👤 علیرضا مناف‎زاده 📝 «ما» تافتۀ جدابافته‌‌ایم؛ هویت و تبعیض 👈 /read2745

👤 محسن نکومنش 📝 از هرات تا یزد 👈 /read2740

👤 صدیقه وسمقی 📝 آوای زیبا و رسای برابری علیه تبعیض جنسیتی 👈 /read2737

👤 محسن یلفانی 📝 اشاره‌هائی به سرنوشت؛ «من، ما&#8230; و دیگری» 👈 /read2734

👤 بامداد ارشادی 📝 آستانه ۳۵ (تازه های ادببیات فارسی) 👈 /read2730
🌐 Mihan.net 🙂 @mihansitebot
📝 «حاکمان ایران؛ فقدان نگاه ملی، برهوت نگاه انسانی» و «جهانی که برپاشنه سابق خواهد چرخید!»
اا
👤 رضا علیجانی
اا

◀️ بحران زیستی- اقتصادی جهانی که بحران کووید 19 ایجاد کرده در مرحله کنونی دو پرسش مهم را در برابر تک تک ساکنان این کره خاکی قرار داده است: -این بحران تا کی طول می کشد، این ویروس تا کی جان جهانیان را خواهد گرفت و کی این ویروس با کشف واکسن آن مهار خواهد شد؟ -در نسبت و انتخاب خطیری که اینک بین لزوم حفظ جان آدمیان و حیاتی بودن چرخه اقتصاد جوامع برقرار شده چه باید کرد و چه می توان کرد؟

◀️ همه حکومت های جهان اینک در برابر این دو پرسش هولناک قرار گرفته اند و هر یک بنا به ماهیت و ساختار قدرت و ویژگی قدرتمندانشان بدان پاسخی خاص می دهند.

◀️ آنچه در این مدت گذشت نشان داد که حکومت‌ها و قدرتمندان مختلف برخوردهای گوناگونی با این پدیده مهم داشته‌اند. برخوردی حاکی از تیزهوشی و یا کندذهنی؛ از منظری انسانی و یا از زاویه ای پرقساوت و بی اعتنا به جان آدمیان و ارجح دانستن اموری دیگر(مثل اقتصاد، نظرگاه های سیاسی و مذهبی و احیانا ماجراجویی‌ها و بلندپروازی‌های شخصی و فکری و...) بر حیات مردمان کشورشان ؛ از منظری متکی بر نظرات کارشناسان و یا مبتنی بر تعصبات و کوته فکری‌های شخصی و...ِ .

◀️ به لحاظ علمی ظاهرا کووید19 دیگر هیچگاه جهان ما را ترک نخواهد کرد و به جزئی از «موجودات» در جهان ما تبدیل شده است. همانگونه که مثلا ویروس منجر به فلج اطفال در جهان ما وجود دارد و هر فردی باید با تزریق(یا خوردن) واکسن آن خود را در برابر آن مصون کند. بنابر این کووید19 با همین ترکیب ژنتیکش دیگر به بخشی از چرخه سیاره ما تبدیل شده و پرسش دقیق‌تر این خواهد بود که ما کی می توانیم با کشف واکسن‌اش به همزیستی با آن برسیم؟

◀️ پاسخ ها بسیار مختلف است. برخی از عبور از مرحله آزمایش روی حیوانات و ورود به آزمایش روی نمونه های انسانی سخن می گویند. هر چه هست جدا از رقابت اقتصادی که روی این امر وجود دارد اما برخی نیز نوع دوستانه اهتمام فراوانی برای تسهیل در این موفقیت دارند. گفته می شود بین دوازده تا هیجده ماه متوسط زمانی است که این واکسن بتواند همگانی شود.

◀️ حال پرسش مهیب این است که در این یکسال و بلکه بیشتر تا کشف واکسن، این ویروس با جوامع انسانی مختلف و کلا با بشرخاکی چه خواهد کرد؟ آیا مهار نسبی آن در بعضی از جوامع پایدار خواهد ماند و در امتداد پرسش دوم اگر چرخه کار و فعالیت اقتصادی آدمیان دوباره به سمت عادی شدن برود این وضعیت همچنان ثابت خواهد بود و یا ویروس باز تاخت و تاز خواهد کرد و آدمیان را دوباره به خانه ها عقب خواهد راند و چرخ اقتصاد را دوباره کند و حتی متوقف خواهد کرد؟ در این صورت توان تاب آوری اقتصادهای گوناگون و حتی به صورت کلی توان تحمل کل اقتصاد جهان(علیرغم همه اختلافات و فاصله های کهکشانی که با هم دارند) تا چه اندازه خواهد بود؟

◀️ تا همینجا اقتصاد بسیاری از کشورها ضربات سنگینی را متحمل شده است. میزان اثرگذاری این ضربه برای کشورهای گوناگون یک اندازه نیست. اگر فاصله زمانی کشف واکسن خیلی طولانی نباشد شاید بسیاری از این اقتصادها قدرت بازیابی خود علیرغم ضربات شدیدی که خورده اند را بیابند. اما آیا اقتصادهای ضعیف تر که شاخص های کلان و خردشان (که زندگی روزمره مردمان‌شان را به شدت متاثر می کند)، از هم اکنون آژیرهای خطر را به صدا درآورده نیز همین میزان تاب آوری را دارند و یا می توانند بعد از این ضربه هولناک که آنها را به کما می برد دوباره احیا شوند و یا در حالت ابربحرانی شان دچار تبعات و زلزله های سیاسی خواهند شد؟

◀️ انتخاب بین «جان یا نان» بیشتر سئوالی معطوف به فقراست، انسان های کم درآمد. اغنیا می توانند مدت بیشتری به طور داوطلبانه در قرنطینه بمانند. فقرا اما شاید چند روز هم برایشان دشوار باشد. مخصوصا در کشورهایی که حکومت هایش کمک چندانی نمی کنند و یا نمی توانند بکنند. بدین ترتیب این که فرد کم درآمد و فقیر در یک کشور فقیر زندگی می کند و یا در کشوری ثروتمند، باز خود وضعیتی متفاوت بدنبال دارد. فرد فقیر در یک کشور فقیر بدبختی مضاعفی دارد.
Mihan_33.pdf
1.3 MB
نسخه چاپی شماره 33 دوماهنامه میهن
کرونا ما را به کجا می برد؟

🌐 Mihan.net 🙂 @mihansitebot
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استاد دانشگاه و رییس اسبق بانک مرکزی، فرق گرونفروشی و تورم رو متوجه نیست!

تورم، کاهش ارزش پوله! وقتی حجم پول زیاد میشه ارزشش کم میشه که بهش می‌گیم تورم. ارزش پول که کم میشه، کسبه قیمت رو افزایش میدن. این گرونفروشی نیست! بی‌ارزش شدن پوله!

مسئول کنترل حجم و ارزش پول، بانک مرکزیه.
از بهار ۱۳۸۲ تا تابستون ۱۳۸۶ که ایشون رییس کل بانک مرکزی بودند،‌ نقدینگی ۲۴۰٪ رشد کرد. اما مقصر ایجاد تورم رو سبزی‌فروش میدونند!



نقدینگی سالی ۲۶٪ سریعتر از بخش واقعی اقتصاد رشد می‌کنه.
1.26^10 = 10
یعنی هر ده سال نقدینگی ده برابر میشه و ارزش ریال یک دهم.
همینه که پراید تو ده سال ده برابر شده. مشق شب: سال ۱۴۰۹ پراید چنده؟ دلار چنده؟



«هر ده سال ده برابر» یعنی هر چهل سال چهار تا صفر اضافه میشه.

پاک کردن اثر چهار دهه رشد نقدینگی از روی اسکناسها اشکالی نداره. ولی حذف چهار صفر صرفا یک اتفاق حسابداریه و تبعات اقتصادی واقعی نداره، کما اینکه اگه اتاقی رو بجای متر با کیلومتر اندازه بگیریم، اتاق کوچیک نمیشه.

اگه غرورمون رو کنار نگذاریم و بانکداری مدرن رو یاد نگیریم، چهار دهه دیگه باز چهار تا صفر جدید اومده جلو قیمتها.
Forwarded from بورژوا
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بر ملاکردن فساد دانشگاهی در حوزه‌های معلوم‌الحال که علم را بازیچه اکتیویسم سیاسی کرده‌اند. این سه پژوهشگر موفق شدند مقالات بی‌سروته و ساختگی در تایید جریان‌های مد روز مطالعات زنان، جامعه‌شناسی، مطالعات نژادی، مطالعات چاق‌پذیری، مطالعات فرهنگی و... را در معتبرترین ژورنال‌های علمی دنیا در این حوزه‌ها چاپ کنند. دریغ که بسیاری از تولیدات شبه علمی این حوزه‌ها در ایران توسط افراد تحصیل‌کرده، بدون مطالعه، تبلیغ شده و طرفدار دارد.

@bourgeois_ir
🔴 پویه‌ی پایای پارسی

📝 جستاری از دکتر میرجلال‌الدین کزازی درباره‌ی زبان فارسی:

🔸 آیا زبان «پارسی دری» (فارسی امروزین) زبانی مُرده و ایستاست و در برابر، زبان‌های فرانسوی، انگلیسی و آلمانی زبان‌هایی پویا و پیشرفته‌اند؟
🔸 چرا ما می‌توانیم متن فارسی «هزار سال پیش» را دریابیم در حالی که متن انگلیسیِ «دویست سال پیش» برای انگلیسی‌زبان‌ها قابل‌فهم نیست؟
🔸 دشواری‌های یادگیری زبان فارسی و سایر زبان‌ها چیست؟
🔸 ته‌نشست‌های تاریخی و اسطوره‌ای در زبان چیست؟
🔸 آیا نداشتن «جنسیت» در نام‌ها و ضمایر زبان فارسی، نقص و کمبودِ این زبان محسوب می‌شود؟
و...

📣 اینجا بشنوید:
https://t.me/homosapiensfa/768

🔷 اینستاگرام دکتر کزازی (زیر نظر مستقیم ایشان):
https://www.instagram.com/drkazzazi/

🔷 کانال تلگرام دکتر کزازی:
https://t.me/DrKazzazi

📸 عکس از: فرهاد ارکانی (1391)

@HomoSapiensFA
نگرش به مرگ
یووال نوح هراری
🔴 آیا ویروس کرونا نگرش ما را به مرگ تغییر خواهد داد؟

🖌 یووال نوح هراری
🌐 20 آوریل 2020
🖋 برگردان : عرفان ثابتی

@Homosapiensfa
پویه پایای پارسی
دکتر کزازی
🔴 پویه‌ی پایای پارسی

📝 جستاری از دکتر میرجلال‌الدین کزازی درباره‌ی پویایی زبان فارسی

@HomoSapiensFA
Forwarded from 🆔تلخندستان 👈 (@athm1362)
این استقلال نیست که عطسه ترامپ ارزش پول ما را تغییر دهد

✍️ اسفندیار خدایی

🌿 استقلال این نیست که ترامپ با یک پیام توییتری، اقتصاد و معیشت و درآمد مردم ما را در تنگنا قرار دهد و بر فقر و فساد و فحشا در جامعه ما بیفزاید و ناموس و شرف ما را بازیچه بگیرد. رئیس‌جمهور آمریکا کدام کشور جهان را می‌تواند راحت‌تر از ایران ما آماج تحریم و تهدید و توهین قرار دهد و هیچ هزینه و عوارضی هم برایش نداشته باشد.

🌿 استقلال این نیست که بیش از چهل میلیارد دلار ما در بانکهای کشورهای دوست و بعضاً هم‌پیمان ما نظیر چین و عراق و هند و ترکیه و... بلوکه باشد اما به دلیل تحریمهای بانکی آمریکا قادر به استفاده از آنها برای درمان زخمهای ملت نباشیم؛ آن هم در این روزهای تنگ کرونایی و تحریمها.

🌿 استقلال این نیست که انتخابات 2020 آمریکا برای مردم ما سرنوشت‌سازتر از انتخابات 1400 خودمان باشد. استقلال این نیست که ملت ما با حسرت به دست رای‌دهندگان آمریکایی چشم بدوزند که کدام نسخه را برای سفره و زندگی ما می‌پیچند. اما همین انتخابات برای مردم آمریکا چنان بی‌اهمیت است که نیمی از آنها حتی پای صندوق رای نمی‌آیند. امروز سرنوشت کدام کشور دنیا، بیش از ما، به انتخابات آمریکا وابسته است؟

🌿 استقلال این نیست که فرزندانمان در آرزوی ترک کشور و حضور در کارخانه‌ها و دانشگاههای آمریکا و اروپا لحظه‌شماری کنند. اما هیچ آمریکایی، اروپایی یا حتی آفریقایی برای زندگی در کشور ما تمایلی نداشته باشند. مگر سرزمین ما چه از بلاد کفر کم دارد؟

🌿 استقلال این نیست که برای امرار معاشمان به کشورهایی همچون عراق و کویت و ترکیه و چین و روسیه و حتی کشورهای آفریقایی باج بدهیم تا شاید بخشی از پول نفت خودمان را دریافت کنیم.

🌿 استقلال این نیست که برای دور زدن تحریمها، همانند قاچاقچیان و دزدان دریایی در سیاهی شب، بار نفت کشتی‌هایمان را جابجا کنیم و یا پول هنگفتی بدهیم تا مخفیانه پرچم قشنگ کشورمان را برداریم تا پرچم برخی کشورها بر فراز کشتی ایرانی قرار گیرد و در نهایت بدون نظارت قانونی، بخشی از پول نفت به حساب افراد خاصی واریز شود، بلکه زمینه فساد این افراد و غارت سرمایه ملی مملکت فراهم شود.

🌿 ما کجای کار اشتباه کردیم که به این روز افتادیم؟ آیا برای استقلالمان کم هزینه پرداختیم؟ آیا کم شهید و جانباز دادیم؟ آیا مردم ما در فداکاری و شجاعت و تحمل سختیها، تحریمها و جنگها کوتاهی کردند و پشت به دشمن کردند؟ پس اشکال کار کجاست؟ حال اگر بیشتر هزینه دهیم، آیا افق روشنی در این مسیر دیده می‌شود یا پرتگاه‌هایی مهیب‌تری در انتظار ماست؟

🌿 با افتخار، شعار مرگ سر می‌دهیم و پرچم می‌سوزانیم و برای نابودی دشمنانمان کرنومتر می‌سازیم و نابودسازی آمریکای مستکبر را رسالت خود می‌دانیم، اما در اقتصاد به بن‌بست خورده‌ایم و برنامه‌ای برای محیط زیست و خشکسالی نداریم و رئیس سازمان محیط زیست کشورمان از تخلیه استانهای مرکزیمان و مهاجرت چهل میلیون ایرانی به خارج کشور در اثر بی‌آبی در آینده نزدیک خبر می‌دهد.

🌿 آیا وقت آن نرسیده که درباره مسیرمان شک کنیم که مبادا این ره که به نیت کعبه می‌رویم به ترکستان است. نکند راه ما از نظر اخلاقی و دینی و انسانی هم درست نباشد. نکند در این مسیر، خدا هم با ما نباشد که خلق خدا اینگونه از ما رویگردان شده‌اند و در دنیا محبوبیتی نداریم.

🌿 استقلال این نیست که ما هنوز یک دلار به اقتصاد آمریکا آسیب نزده‌ایم، اما هزاران میلیارد دلار خسارت دیده‌ایم؛ بلکه باعث فروش میلیاردها دلار اسلحه آمریکایی و تقویت ارتش آمریکا شده‌ایم؛ اما بلایی نیست که آمریکائیها بر سر ما نیاورده باشد. چرا نمی‌توانیم گلیم خود را از اب بکشیم. چرا نمی‌توانیم همانند چین و قطر و ترکیه و سنگاپور و امارات، سرمایه‌ها را از آمریکا و اروپا به سرزمینمان جذب کنیم و ضربات واقعی و نه شعاری، به اقتصاد آمریکا وارد کنیم؟

🌿 دیگر کشورها برای حفظ استقلال خود چه کرده‌اند که ما نکردیم؟ چرا از تجربه دیگران درس نمی‌گیریم. ما پیروان امت پیامبری هستیم که میگوید علم را بجویید حتی اگر در چین باشد. نظریه‌پردازان اصولگرای ما باور کنند انکار مسائل فوق، مشکلی را حل نمیکند و ریشه مشکلات در دولت روحانی، احمدی‌نژاد، خاتمی و هاشمی و اشتباه مردم در رای روز انتخاباتِ استصوابی کشورمان نیست.

🌿 ادامه این مسیر به نابودی استقلال و تسلیم شدن می‌انجامد، ما باید هوشمندانه مبارزه کنیم. از تجرییاتِ تاریخی خود و سایر کشورها استفاده کنیم. سیاست یعنی بیشتر ضربه بزنیم و کمتر ضربه بخوریم. استقلال و شرف و ناموس ما سالهاست که عرصه تاخت و تاز است. موشکهای آمریکایی سالهاست که اقتصاد ما را شخم می‌زنند و گلوله‌ها بر سینه جوانان ما می‌نشینند. باید از تغییر نترسیم، باید در راهبردمان تجدید نظر اساسی کنیم. ایران تشنه شهامت و تدبیر سیاستمداران است.
Forwarded from اتچ بات
این سخنرانی شایسته میلیون‌ها بار شنیده‌شدن است
(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
محرم هر سال متون بسیاری درباره عاشورا می‌خوانیم و سخنرانی‌های بسیاری می‌شنویم؛ اما معدودی از آن‌ها آدمی را به فکر فرو می‌برند، و در اندکی از آن‌ها شعور، شجاعت و دانش موج می‌زند.

سخنرانی‌های بسیار کمتری هستند که به غیر از شیعیان و علاقمندان به امام حسین، بتوانند از آن بیاموزند و حادثه‌ای اسلامی-شیعی را در بستر نظریه‌های علوم اجتماعی، و در چارچوبی مفید برای کل بشریت تحلیل کنند.

سخنرانی دکتر داود فیرحی، محقق و استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، با عنوان #عاشورا_و_بحران_خلافت از آن معدود سخنرانی‌هاست که علی‌رغم کوتاه بودن، توضیحی عمیق از شرایط اجتماعی و سیاسی منجر به پیدایش حادثه عاشورا ارائه می‌کند. چند خصیصه این سخنرانی، آن‌را به محتوایی ارزشمند برای شنیدن بدل می‌کند.

به‌کار گرفتن نظریات علوم سیاسی و جامعه‌شناسی برای توضیح شرایط اجتماعی منجر به پیدایش واقعه عاشورا

🔹تبیین سازوکارهای پیدایش فساد سیستماتیک در جامعه

🔹تبیین نسبت جامعه رانتی و کردار و اخلاق حاکمان

🔹فراتر بردن حادثه عاشورا از چارچوبی اسلامی-شیعی، و قرار دادن آن در چارچوب دولت‌پژوهی و شناخت‌های علوم انسانی و اجتماعی

🔹ذکر سخنانی از حسین بن علی بالاخص در آخرین فراز سخنرانی که در آن امام حسین، منطق خود برای پا نهادن به میدان عاشورا را تشریح می‌کند.

این سخنرانی شایسته میلیون‌ها بار شنیده‌شدن است.

#عاشورا_و_بحران_خلافت

#داود_فیرحی

آدرس کانال دکتر داود فیرحی: @Feirahi

(این یادداشت و سخنرانی را اگر می‌پسندید، برای دیگران نیز ارسال کنید.)
@fazeli_mohammad