نحوه «توزیع» و «قیمت» واکسن آنفلوآنزا - تابناک | TABNAK
https://www.tabnak.ir/fa/news/1002523/%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9-%D9%88-%D9%82%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D9%86-%D8%A2%D9%86%D9%81%D9%84%D9%88%D8%A2%D9%86%D8%B2%D8%A7
https://www.tabnak.ir/fa/news/1002523/%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9-%D9%88-%D9%82%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D9%86-%D8%A2%D9%86%D9%81%D9%84%D9%88%D8%A2%D9%86%D8%B2%D8%A7
تابناک | TABNAK
نحوه «توزیع» و «قیمت» واکسن آنفلوآنزا
مدیرکل امور دارو و مواد تحت کنترل سازمان غذا و دارو ضمن تشریح زمان و نحوه توزیع، عرضه و قیمت واکسن آنفلوآنزا، گفت: امسال به گونه ای برنامه ریزی شده که یکی از اعضای خانواده بتواند با مراجعه به داروخانه و ثبت کد ملی خود و دو نفر دیگر از اعضای خانواده اش، تا…
*«منشأ روحانیتِ شیعهٔ صفوی»*
همانگونه که هیچکدام از قزلباشانِ صفوی ایرانی نبودند و سابقهٔ اسکان در ایران نداشتند، فقیهانِ تشیعِ صفوی هیچکدام ایرانی نبودند و سابقهٔ اسکان در ایران نداشتند. در پایانِ سلطنتِ شاه اسماعیل شماری از ملایانِ منطقهٔ جبلعامل لبنان وارد ایران شدند و دستگاهِ دینیِ قزلباشان را در اختیارِ خودشان گرفتند تا تشیعِ نوینِ صفوی را تئوریزه کنند. مناطقِ کوهستانیِ جنوبِ لبنان و نیز شمالِ سوریه از دیرباز مراکزِ تجمعِ «غُلاتِ شیعه» موسوم به رافضی بود که همواره در اقلیت بودند و زیرِ سلطهٔ حکامِ سنی میزیستند. شام از نظرِ تاریخی مرکزِ فعالیتِ پیروانِ مذهبِ تندروِ حنبلی بود. شیعیانِ شام چونکه نمیتوانستند از آزادیِ کاملِ مذهبی برخوردار باشند بهحالتِ واکنشیِ تند در برابرِ حنبلیان رانده شدند. در نتیجه در دورانِ ممالیک، در مناطقِ کوهستانی و عمدتاً مسیحینشینِ لبنان که پناهگاهِ گریختگانِ شیعه بود، یک تشیعِ شدیداً سنیستیز شکل گرفت که انتسابش به تشیعِ اثناعشری بود، ولی ماهیتش رافضی بود و در دگرستیزی از حنبلیان نیز گویِ سبقت ربوده بود. با اشغالِ شام توسطِ ترکانِ عثمانی سیاستِ شیعهستیزی دنبال شد و هر شیعهئی در هرجا که بود بالقوه هوادارِ شاه اسماعیل به شمار آمد. بسیاری از رهبرانِ شیعیانِ شام مجبور به ترکِ وطن شدند و چون شنیده بودند که در ایران یک دولتِ شیعه بر سرِ کار است به ایران روی آوردند تا همهٔ کینههایِ تاریخی که از سنیان در دل داشتند را با خودِشان به ایران آورده، تئوریزه و تدوین کنند. در ایران پیش از صفویان هیچ فقیهِ شیعهٔ اثناعشریِ ایرانی وجود نداشته است. کافیست که نگاهی به نامهایِ فقیهان و مفسرانِ شیعهٔ دوازده امامی از آغاز تا تشکیلِ سلطنتِ قزلباشان بیافکنیم تا بدانیم که در میانِ آنها حتی یک ایرانی وجود ندارد، بلکه همه عرب و عمدتاً از قبایلِ کوفه یا از بومیانِ عراقیاند. محمدابن یعقوب کلینی از یمنیتبارانِ عراق، متولد و بزرگ شدهٔ عراق و مقیمِ بغداد بود؛ شیخ صدوق از عربهایِ یمنیتبارِ قم بود؛ شیخ مفید از بومیانِ جنوبِ عراق بود؛ شیخ طوسی و شیخ طبرسی نیز عربتبار بودند که خاندانِشان از عراق به ایران آمده بود.
در ایران ماقبلِ صفوی از شیعهٔ اثناعشری خبری نیست، مگر در قم و کاشان. عربتبارهایِ پارسیزبان شدهٔ قم و کاشان شیعهٔ دوازدهامامی بودند و مذهبی نزدیک به مذهبِ قزلباشان داشتند. با رویِ کار آمدنِ شاه تهماسب قبایلِ مختلفِ قزلباش بر سرِ تقسیمِ خیراتِ کشورِ ما در میانِ خودِشان به رقابت افتاده بودند. چون عربهایِ عراقی، لبنانی و احسایی واردِ ایران شدند و رهبریِ دینی را بهدست گرفتند هرکدام از سرانِ قزلباش یکی از آنها را در دامنِ حمایت گرفت. در نتیجه میانِ عربهای تازه وارد رقابتِ گستردهئی آغاز شد. سرشناسترینِ آنها شیخ علیابن عبدالعالی کَرَکی اهلِ کَرَک در جنوبِ لبنان، امیر نعمةاللّه اهلِ حلّه و شیخ ابراهیم اهلِ قطیف بودند. در نهایت، دستگاهِ دینی و قضایی و سازمانِ اوقافِ ایران به دستِ شیخ کَرَکی و یارانِ لبنانیاش افتاد. کَرَکی که ادعایِ نیابتِ امامِ غائب را داشت قزلباشان را با اصطلاحِ نائبِ امام آشنا کرد و تعریفی که از نائبِ امامِ غائب داد چنان بود که بر خودِ او مصداق مییافت. شیخ کَرَکی دستگاهِ دینی و قضایی و اوقافِ کشورِ ایران را در انحصارِ عربهایِ تازهواردِ لبنانی قرار داد. اینگونه، ایران به دستِ مردمی افتاد که هیچ سهمی در تمدنِ خاورمیانه نداشتند و همواره در حاشیههایِ تمدن زیسته بودند. یعنی ترکانِ آمده از بیابانهایِ آناتولی و عَرَبانِ آمده از روستاهایِ جنوبِ لبنان. شیخ کَرَکی و لبنانیان به سرانِ قزلباش و شاه تهماسبِ نوجوان فهماندند که سلطنتِ حقیقی از آنِ امامِ غائب است و پادشاه باید سلطنتش را از معصوم دریافت دارد تا مشروعیت داشته باشد. در نتیجه برایِ نخستینبار در تاریخِ ایران مقامِ مرجعیتِ شرعی به گونهئی که اکنون میشناسیم توسطِ شیخ کَرَکی ابداع شد. و این عقیده تدوین گردید که بدونِ اذنِ مرجع که نمایندهٔ معصوم است هیچ سلطنتی مشروعیت ندارد. کسانی که میگویند «ولایتِ فقیه» یک صیغهٔ نوظهور است که در سدهٔ اخیر ابداع شده، از این جریانها آگاهی ندارند. ولایتِ فقیه را نخستینبار در تاریخِ ایران شیخ کَرَکی ابداع کرد و خودش ولیِ فقیه در سلطنتِ شاه تهماسب شد و منبع مشروعیتِ سلطنتِ او شد. اینگونه ملاهایِ آمده از لبنان شریکِ سلطنتِ قزلباشان شدند و برایِ نخستینبار در تاریخِ ایران یک حاکمیتِ دوگانه ایجاد گردید که برایِ همیشه ماندگار شد. تا پیش از دورانِ صفوی مسلمانانِ ایران آموخته بودند که عقاید و باورها را بشنوند و بسنجند و بهترینش را برگزینند. اما از وقتی که فقیهانِ لبنانی وارد ایران شدند و دستگاهِ دینیِ قزلباشان را قبضه کردند، یک عنصرِ نوینی واردِ دستگاهِ فکریِ ایرانیان شد به نامِ
تقل
همانگونه که هیچکدام از قزلباشانِ صفوی ایرانی نبودند و سابقهٔ اسکان در ایران نداشتند، فقیهانِ تشیعِ صفوی هیچکدام ایرانی نبودند و سابقهٔ اسکان در ایران نداشتند. در پایانِ سلطنتِ شاه اسماعیل شماری از ملایانِ منطقهٔ جبلعامل لبنان وارد ایران شدند و دستگاهِ دینیِ قزلباشان را در اختیارِ خودشان گرفتند تا تشیعِ نوینِ صفوی را تئوریزه کنند. مناطقِ کوهستانیِ جنوبِ لبنان و نیز شمالِ سوریه از دیرباز مراکزِ تجمعِ «غُلاتِ شیعه» موسوم به رافضی بود که همواره در اقلیت بودند و زیرِ سلطهٔ حکامِ سنی میزیستند. شام از نظرِ تاریخی مرکزِ فعالیتِ پیروانِ مذهبِ تندروِ حنبلی بود. شیعیانِ شام چونکه نمیتوانستند از آزادیِ کاملِ مذهبی برخوردار باشند بهحالتِ واکنشیِ تند در برابرِ حنبلیان رانده شدند. در نتیجه در دورانِ ممالیک، در مناطقِ کوهستانی و عمدتاً مسیحینشینِ لبنان که پناهگاهِ گریختگانِ شیعه بود، یک تشیعِ شدیداً سنیستیز شکل گرفت که انتسابش به تشیعِ اثناعشری بود، ولی ماهیتش رافضی بود و در دگرستیزی از حنبلیان نیز گویِ سبقت ربوده بود. با اشغالِ شام توسطِ ترکانِ عثمانی سیاستِ شیعهستیزی دنبال شد و هر شیعهئی در هرجا که بود بالقوه هوادارِ شاه اسماعیل به شمار آمد. بسیاری از رهبرانِ شیعیانِ شام مجبور به ترکِ وطن شدند و چون شنیده بودند که در ایران یک دولتِ شیعه بر سرِ کار است به ایران روی آوردند تا همهٔ کینههایِ تاریخی که از سنیان در دل داشتند را با خودِشان به ایران آورده، تئوریزه و تدوین کنند. در ایران پیش از صفویان هیچ فقیهِ شیعهٔ اثناعشریِ ایرانی وجود نداشته است. کافیست که نگاهی به نامهایِ فقیهان و مفسرانِ شیعهٔ دوازده امامی از آغاز تا تشکیلِ سلطنتِ قزلباشان بیافکنیم تا بدانیم که در میانِ آنها حتی یک ایرانی وجود ندارد، بلکه همه عرب و عمدتاً از قبایلِ کوفه یا از بومیانِ عراقیاند. محمدابن یعقوب کلینی از یمنیتبارانِ عراق، متولد و بزرگ شدهٔ عراق و مقیمِ بغداد بود؛ شیخ صدوق از عربهایِ یمنیتبارِ قم بود؛ شیخ مفید از بومیانِ جنوبِ عراق بود؛ شیخ طوسی و شیخ طبرسی نیز عربتبار بودند که خاندانِشان از عراق به ایران آمده بود.
در ایران ماقبلِ صفوی از شیعهٔ اثناعشری خبری نیست، مگر در قم و کاشان. عربتبارهایِ پارسیزبان شدهٔ قم و کاشان شیعهٔ دوازدهامامی بودند و مذهبی نزدیک به مذهبِ قزلباشان داشتند. با رویِ کار آمدنِ شاه تهماسب قبایلِ مختلفِ قزلباش بر سرِ تقسیمِ خیراتِ کشورِ ما در میانِ خودِشان به رقابت افتاده بودند. چون عربهایِ عراقی، لبنانی و احسایی واردِ ایران شدند و رهبریِ دینی را بهدست گرفتند هرکدام از سرانِ قزلباش یکی از آنها را در دامنِ حمایت گرفت. در نتیجه میانِ عربهای تازه وارد رقابتِ گستردهئی آغاز شد. سرشناسترینِ آنها شیخ علیابن عبدالعالی کَرَکی اهلِ کَرَک در جنوبِ لبنان، امیر نعمةاللّه اهلِ حلّه و شیخ ابراهیم اهلِ قطیف بودند. در نهایت، دستگاهِ دینی و قضایی و سازمانِ اوقافِ ایران به دستِ شیخ کَرَکی و یارانِ لبنانیاش افتاد. کَرَکی که ادعایِ نیابتِ امامِ غائب را داشت قزلباشان را با اصطلاحِ نائبِ امام آشنا کرد و تعریفی که از نائبِ امامِ غائب داد چنان بود که بر خودِ او مصداق مییافت. شیخ کَرَکی دستگاهِ دینی و قضایی و اوقافِ کشورِ ایران را در انحصارِ عربهایِ تازهواردِ لبنانی قرار داد. اینگونه، ایران به دستِ مردمی افتاد که هیچ سهمی در تمدنِ خاورمیانه نداشتند و همواره در حاشیههایِ تمدن زیسته بودند. یعنی ترکانِ آمده از بیابانهایِ آناتولی و عَرَبانِ آمده از روستاهایِ جنوبِ لبنان. شیخ کَرَکی و لبنانیان به سرانِ قزلباش و شاه تهماسبِ نوجوان فهماندند که سلطنتِ حقیقی از آنِ امامِ غائب است و پادشاه باید سلطنتش را از معصوم دریافت دارد تا مشروعیت داشته باشد. در نتیجه برایِ نخستینبار در تاریخِ ایران مقامِ مرجعیتِ شرعی به گونهئی که اکنون میشناسیم توسطِ شیخ کَرَکی ابداع شد. و این عقیده تدوین گردید که بدونِ اذنِ مرجع که نمایندهٔ معصوم است هیچ سلطنتی مشروعیت ندارد. کسانی که میگویند «ولایتِ فقیه» یک صیغهٔ نوظهور است که در سدهٔ اخیر ابداع شده، از این جریانها آگاهی ندارند. ولایتِ فقیه را نخستینبار در تاریخِ ایران شیخ کَرَکی ابداع کرد و خودش ولیِ فقیه در سلطنتِ شاه تهماسب شد و منبع مشروعیتِ سلطنتِ او شد. اینگونه ملاهایِ آمده از لبنان شریکِ سلطنتِ قزلباشان شدند و برایِ نخستینبار در تاریخِ ایران یک حاکمیتِ دوگانه ایجاد گردید که برایِ همیشه ماندگار شد. تا پیش از دورانِ صفوی مسلمانانِ ایران آموخته بودند که عقاید و باورها را بشنوند و بسنجند و بهترینش را برگزینند. اما از وقتی که فقیهانِ لبنانی وارد ایران شدند و دستگاهِ دینیِ قزلباشان را قبضه کردند، یک عنصرِ نوینی واردِ دستگاهِ فکریِ ایرانیان شد به نامِ
تقل
ید». تقلید در فرهنگِ ایرانی وجود نداشت، زیرا با فرهنگِ آزاداندیش و خردگرایِ ایرانیان درتعارض بود. مرجعِ تقلید که از لبنان آمده بود به مردمِ ایران حکم کرد که دینِتان وباورهایِتان را باید از من بشنوید و از من بیاموزید و از من بگیرید؛ خودِتان حقِ فکر کردن و برگزیدنِ عقیده و باورِتان را ندارید، زیرا شما نمیدانید و من میدانم؛ زیرا نمایندهٔ خدا و نمایندهٔ امامِ معصوم و ارائهدهندهٔ احکامِ دین منم. اینگونه بود که مقدمهٔ تعطیلِ فکر که نتیجهٔ ممنوع بودنِ تفکر برایِ انتخاب بود، در ایران آغاز گردید. امتناعِ تفکر نتیجهٔ حتمیِ پیدایشِ تقلید بود. آمدهگان از لبنان به مردمِ ایران حکم میکردند که ما فقها میاندیشیم و میگوئیم، و شما ایرانیها بشنوید و اطاعت کنید و بیپرس و جو بهکار بندید. شیخ کَرَکی صدها تن را با عنوانِ فقیه از لبنان به ایران آورد، واردِ دستگاهِ دینی کرد و کلِ دستگاهِ دینیِ ایران بهدستِ لبنانیها سپرده شد. از آن پس تا پایانِ دورانِ صفوی هرچه فقیهِ شیعه در ایرانِ صفوی میشناسیم فرزندان و نوادهگان همین لبنانیان بودند.
بر هر فقیهِ نامدارِ دوازده امامی دورانِ صفوی و منسوب به شهرهایِ ایران با لقبهائی همچون استرآبادی، قزوینی، سیستانی، اردبیلی، تبریزی و... دست بگذاریم وقتی ریشهاش را میکاویم میبینیم که به یکی از این لبنانیها یا یک عراقی خواهد رسید.
منبع: قزلباشان در ا یران
نویسنده: رضا سحری
بر هر فقیهِ نامدارِ دوازده امامی دورانِ صفوی و منسوب به شهرهایِ ایران با لقبهائی همچون استرآبادی، قزوینی، سیستانی، اردبیلی، تبریزی و... دست بگذاریم وقتی ریشهاش را میکاویم میبینیم که به یکی از این لبنانیها یا یک عراقی خواهد رسید.
منبع: قزلباشان در ا یران
نویسنده: رضا سحری
صدیقی امام جمعه موقت تهران:
مردم از مشکلات و مسائل اقتصادی، نماز استغاثه به حضرت زهرا، نماز جعفر طیار و نماز امام زمان بخوانند و به خداوند پناه ببرند و صبر پیشه کنند.
آیتالله بهشتی:
اگر در جامعه اى، کسانى فقرا را به صبر دعوت کردند، که میدان را براى یغماگرى یغماگران باز بگذارد و بگویند صبور باش تا خدا در آخرت به تو عوض دهد! این سخن، سخن اسلام نیست... (کتاب بانکدارى، ربا و قوانین مالى اسلام ص. ۸۶)
بله، ما ایرانیان شخصیتهای کتاب «مزرعه (قلعه) حیوانات» هستیم.
مردم از مشکلات و مسائل اقتصادی، نماز استغاثه به حضرت زهرا، نماز جعفر طیار و نماز امام زمان بخوانند و به خداوند پناه ببرند و صبر پیشه کنند.
آیتالله بهشتی:
اگر در جامعه اى، کسانى فقرا را به صبر دعوت کردند، که میدان را براى یغماگرى یغماگران باز بگذارد و بگویند صبور باش تا خدا در آخرت به تو عوض دهد! این سخن، سخن اسلام نیست... (کتاب بانکدارى، ربا و قوانین مالى اسلام ص. ۸۶)
بله، ما ایرانیان شخصیتهای کتاب «مزرعه (قلعه) حیوانات» هستیم.
SekkePod Episode 31
Mehdi Naji
اپیزود سیویکم پادکست سکه
"بازار کلیه در ایران"
چگونه میتوان عضو بدن یک فرد را در یک بازار خرید و فروش کرد؟ چرا ایران تنها کشوری است که خرید و فروش کلیه در آن قانونی است؟ در سایر کشورها که بازار قانونی وجود ندارد، چگونه کلیه مورد نیاز تامین میشود؟ مبنای تعیین قیمت در خرید و فروش کلیه چیست؟ موانع اخلاقی و اقتصادی شکلگیری بازار اعضای بدن چیست؟
مهمان: فرشاد فاطمی
اسپانسر:
معاونت امور تعاون وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی | سامانه جامع هوشمند بخش تعاون کشور
همراه کارت | وبسایت همراه کارت | اپلیکیشن کارت به کارت تلفن همراه
#اپیزود_سیویکم
#بازار_کلیه
@Sekke_Podcast
"بازار کلیه در ایران"
چگونه میتوان عضو بدن یک فرد را در یک بازار خرید و فروش کرد؟ چرا ایران تنها کشوری است که خرید و فروش کلیه در آن قانونی است؟ در سایر کشورها که بازار قانونی وجود ندارد، چگونه کلیه مورد نیاز تامین میشود؟ مبنای تعیین قیمت در خرید و فروش کلیه چیست؟ موانع اخلاقی و اقتصادی شکلگیری بازار اعضای بدن چیست؟
مهمان: فرشاد فاطمی
اسپانسر:
معاونت امور تعاون وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی | سامانه جامع هوشمند بخش تعاون کشور
همراه کارت | وبسایت همراه کارت | اپلیکیشن کارت به کارت تلفن همراه
#اپیزود_سیویکم
#بازار_کلیه
@Sekke_Podcast
هیجانات خود را سرکوب نکنید، بروز آنها را مدیریت کنید تا سالم و موثرتر باشید | پوینده دهکده جهانی https://uveco.ir/hrblog/هیجانات-انباشته-و-انفجار-هیجانی/ -via Flynx
uveco.ir
هیجانات خود را سرکوب نکنید، بروز آنها را مدیریت کنید تا سالم و موثرتر باشید | پوینده دهکده جهانی
مدیریت هیجان به معنی سرکوب هیجان نیست، به معنی بروز آن به شیوه ای موثر و در عین حال غیر آزارنده برای خودمان و دیگران است. مدیریت هیجان مهارتی آموختنی است.
OnWar&Peace
در چیستی جنگ و چگونگی تحقق صلح
در نخستین پادکست از مجموعه جدید خود، به سراغ پرسش در باب صلح و جنگ رفتهایم. هدف آن است که برای پرسش «چگونگی تحقق یک صلح پایدار» پاسخی پیدا کنیم. به این منظور، از نظرات امانوئل کانت شروع میکنیم، نگاهی خواهیم داشت به تعریف «کلاوزویتس» از جنگ، سپس بخشی از نظرات مارکس و انگلس در باب جنگ را مرور خواهیم کرد و در نهایت با بهرهگیری از نگاه لئو تولستوی، سعی میکنیم به یک جمعبندی نهایی برسیم.
#پادکست شماره ۱
ارائه از آرمان امیری
@ArmanParian
کتاب مورد اشاره: «فیلسوفان صلح و جنگ»
نوشته: «والتر برایس گالی»
پادکستهای مجمع دیوانگان را علاوه بر کانال ما میتوانید از طریق
CastBox
هم دنبال کنید.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
در نخستین پادکست از مجموعه جدید خود، به سراغ پرسش در باب صلح و جنگ رفتهایم. هدف آن است که برای پرسش «چگونگی تحقق یک صلح پایدار» پاسخی پیدا کنیم. به این منظور، از نظرات امانوئل کانت شروع میکنیم، نگاهی خواهیم داشت به تعریف «کلاوزویتس» از جنگ، سپس بخشی از نظرات مارکس و انگلس در باب جنگ را مرور خواهیم کرد و در نهایت با بهرهگیری از نگاه لئو تولستوی، سعی میکنیم به یک جمعبندی نهایی برسیم.
#پادکست شماره ۱
ارائه از آرمان امیری
@ArmanParian
کتاب مورد اشاره: «فیلسوفان صلح و جنگ»
نوشته: «والتر برایس گالی»
پادکستهای مجمع دیوانگان را علاوه بر کانال ما میتوانید از طریق
CastBox
هم دنبال کنید.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
Forwarded from مجمع دیوانگان (Arman)
شکستهای بزرگتری در پیش است
https://t.me/divanesara/1210
#A 277
آرمان امیری @ArmanParian - هفت سال پیش، یادداشتی نوشتم با عنوان «در لزوم بازخوانی کلیشه تاریخی ترکمانچای»! آن زمان بسیاری برجام را به «ترکمانچای» تشبیه میکردند و من، به عنوان یکی از مدافعان جدی برجام، اتفاقا با این تشبیه بسیار موافق بودم؛ البته به این شرط که شکست را بپذیریم و به پیامدهایش پایبند بمانیم!
شواهد تاریخی نشان میدهد که بنیان جنگهای ایران و روس به هزار و یک دلیل قابل اجتناب بود. (از جمله اساتیدی که بر این مساله تاکید دارند میتوان به دکتر داوود فیرحی اشاره کرد) متاسفانه، بیکفایتی دولت مرکزی و فساد حکومتی باعث شد که کار به جنگی برسد که در مرحله نخست با معاهده «گلستان» متوقف شد. بخشی از خاک کشور از دست رفت و هزینههای سنگینی هم به ایران تحمیل شد؛ اما متاسفانه از آن شکست بزرگ درس نگرفتیم و با توهم جبران شکست در دام جنگ دوم افتادیم.
نتیجه جنگ دوم، شکست بیشتر، هزینههای بیشتر و از دست دادن بخش بیشتری از خاک کشور بود که این بار با قرارداد ترکمانچای به تثبیت رسید. حالا میتوان پرسید: آیا این قرارداد مایه ننگ کشور بود؟ یا جلوی ویرانی بیشتر و تجزیه باقی سرزمینهای ایران را گرفت؟ بیشک اگر ترکمانچای نقطه پایان آن ماجراجویی دیوانهوار نمیشد، ای بسا جنگ سوم ایران و روس هم از راه میرسید و شاید این بار کل آذربایجان را هم از دست میدادیم. اتفاقی که البته در مورد برجام هم میشد پیشبینی کرد. در بند آخر آن یادداشت نوشته بودم:
«به باور من، توافقنامه ژنو اگر از جانب ایران نقض نشود، به صورت تاریخی میتواند با ترکمانچای مقایسه شود و به عنوان یکی از حامیان توافق ژنو، ابدا از چنین مقایسهای هم شرمنده نیستم. بدین جهت که توافق ترکمانچای نیز جلوی پیشروی بیشتر ارتش روسیه و ویرانی هرچه بیشتر کشور را گرفت. اما اگر همین توافق ژنو از جانب ایران نقض شود، قطعا باید آن را با عهدنامه گلستان مقایسه کرد که دیر یا زود با خسارتهای بیشتر و هزینههای گزافتر یک ترکمانچای دیگر را به کشور تحمیل خواهد کرد».
متاسفانه، آن آرزوی من به تحقق نپیوست و البته، در یک دهنکجی تاریخی، حتی به مخالفان برجام هم نشان داد که بالاتر از سیاهی هم رنگی هست. برجام، به جای اینکه ترکمانچای از آب در بیاید، فعلا در سطح گلستان ظاهر شده و بالاترین آرزویی که میتوانیم بکنیم این است که یک ترکمانچای دیگر از راه برسد و ما را از تداوم این ویرانی نجات بدهد؛ مشکل اما از کجا بود؟
گروهی باور دارند که از اول هم نباید به برجام تن میدادیم. البته توضیح نمیدهند که اگر نمیدادیم پس چه میکردیم؟ نتیجه که احتمالا همین فلاکت تحریم بود، آن هم با حمایت باقی کشورهای جهان! گروه دوم که کمی هم ژست عاقل اندر سفیه به خود میگیرند، مدعی میشوند ما کار درست را کردیم، اما ترامپ دیوانه همه چیز را خراب کرد؛ اصلا هم نمیفهمند که با این توجیه مضحک، فقط بر بلاهت خود صحه میگذارند، وگرنه هیچ دولتمرد عاقلی برنامههایش را بر روی تصمیمات شخصی رییس جمهور کشوری دیگر بنا نمیکند.
به باور من اما مشکل کار به مانند همیشه ریشه در داخل کشور داشت. مشکل این بود که ما شهامت و صداقت آن را نداشتیم که اعتراف کنیم «نرمش قهرمانانه» یعنی اینکه به دلیل یک سیاست غلط شکست خوردهایم و حالا داریم پای معاهده شکست را امضا میکنیم. حکومت تلاش کرد که حتی شکست خودش را هم پیروزی جا بزند. بدبختی اینکه گویا تبلیغاتش بیشتر از آنکه مردم را فریب بدهد خود حضرات را دچار اشتباه محاسباتی کرد. در نتیجه خیلی زود دوباره فیلشان یاد هندوستان کرد و به جای آنکه از دستاوردهای برجام برای بهبود اقتصاد کشور و برداشتن باری از دوش مردم استفاده کنند، به فکر لشکرکشیهای منطقهای و جایگزینی سودای موشکی به جای رویای هستهای افتادند.
به باور من، سقوط هر ملتی، تنها در نقطهای متوقف میشود که بتواند شکست خود را بفهمد و بپذیرد. آلمانها یک بار جنگ جهانی را باختند، اما چون در اعماق وجودشان شکست را نپذیرفتند و گناهش را به گردن دیگران انداختند، در جنگ دوم کشورشان را به نابودی بیشتر کشاندند. ژاپنیها هم تنها پس از فاجعه بمبهای اتمی با سنگینی واقعیت کنار آمدند. شکستهای بزرگتر، سرنوشت هر ملتی است که عقلانیت یا شهامت پذیرش مفهوم شکستهای قبلی را نداشته باشد و حتی وقتی تن به معاهدات شکست میدهد، باز هم ضعفهای خود را انکار کند و گناه اشتباهاتش را به گردن دیگران بیندازد. تاریخ نشان داده، برای چنین ملتهایی، همیشه فاجعهای بزرگتر در راه است.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
https://t.me/divanesara/1210
#A 277
آرمان امیری @ArmanParian - هفت سال پیش، یادداشتی نوشتم با عنوان «در لزوم بازخوانی کلیشه تاریخی ترکمانچای»! آن زمان بسیاری برجام را به «ترکمانچای» تشبیه میکردند و من، به عنوان یکی از مدافعان جدی برجام، اتفاقا با این تشبیه بسیار موافق بودم؛ البته به این شرط که شکست را بپذیریم و به پیامدهایش پایبند بمانیم!
شواهد تاریخی نشان میدهد که بنیان جنگهای ایران و روس به هزار و یک دلیل قابل اجتناب بود. (از جمله اساتیدی که بر این مساله تاکید دارند میتوان به دکتر داوود فیرحی اشاره کرد) متاسفانه، بیکفایتی دولت مرکزی و فساد حکومتی باعث شد که کار به جنگی برسد که در مرحله نخست با معاهده «گلستان» متوقف شد. بخشی از خاک کشور از دست رفت و هزینههای سنگینی هم به ایران تحمیل شد؛ اما متاسفانه از آن شکست بزرگ درس نگرفتیم و با توهم جبران شکست در دام جنگ دوم افتادیم.
نتیجه جنگ دوم، شکست بیشتر، هزینههای بیشتر و از دست دادن بخش بیشتری از خاک کشور بود که این بار با قرارداد ترکمانچای به تثبیت رسید. حالا میتوان پرسید: آیا این قرارداد مایه ننگ کشور بود؟ یا جلوی ویرانی بیشتر و تجزیه باقی سرزمینهای ایران را گرفت؟ بیشک اگر ترکمانچای نقطه پایان آن ماجراجویی دیوانهوار نمیشد، ای بسا جنگ سوم ایران و روس هم از راه میرسید و شاید این بار کل آذربایجان را هم از دست میدادیم. اتفاقی که البته در مورد برجام هم میشد پیشبینی کرد. در بند آخر آن یادداشت نوشته بودم:
«به باور من، توافقنامه ژنو اگر از جانب ایران نقض نشود، به صورت تاریخی میتواند با ترکمانچای مقایسه شود و به عنوان یکی از حامیان توافق ژنو، ابدا از چنین مقایسهای هم شرمنده نیستم. بدین جهت که توافق ترکمانچای نیز جلوی پیشروی بیشتر ارتش روسیه و ویرانی هرچه بیشتر کشور را گرفت. اما اگر همین توافق ژنو از جانب ایران نقض شود، قطعا باید آن را با عهدنامه گلستان مقایسه کرد که دیر یا زود با خسارتهای بیشتر و هزینههای گزافتر یک ترکمانچای دیگر را به کشور تحمیل خواهد کرد».
متاسفانه، آن آرزوی من به تحقق نپیوست و البته، در یک دهنکجی تاریخی، حتی به مخالفان برجام هم نشان داد که بالاتر از سیاهی هم رنگی هست. برجام، به جای اینکه ترکمانچای از آب در بیاید، فعلا در سطح گلستان ظاهر شده و بالاترین آرزویی که میتوانیم بکنیم این است که یک ترکمانچای دیگر از راه برسد و ما را از تداوم این ویرانی نجات بدهد؛ مشکل اما از کجا بود؟
گروهی باور دارند که از اول هم نباید به برجام تن میدادیم. البته توضیح نمیدهند که اگر نمیدادیم پس چه میکردیم؟ نتیجه که احتمالا همین فلاکت تحریم بود، آن هم با حمایت باقی کشورهای جهان! گروه دوم که کمی هم ژست عاقل اندر سفیه به خود میگیرند، مدعی میشوند ما کار درست را کردیم، اما ترامپ دیوانه همه چیز را خراب کرد؛ اصلا هم نمیفهمند که با این توجیه مضحک، فقط بر بلاهت خود صحه میگذارند، وگرنه هیچ دولتمرد عاقلی برنامههایش را بر روی تصمیمات شخصی رییس جمهور کشوری دیگر بنا نمیکند.
به باور من اما مشکل کار به مانند همیشه ریشه در داخل کشور داشت. مشکل این بود که ما شهامت و صداقت آن را نداشتیم که اعتراف کنیم «نرمش قهرمانانه» یعنی اینکه به دلیل یک سیاست غلط شکست خوردهایم و حالا داریم پای معاهده شکست را امضا میکنیم. حکومت تلاش کرد که حتی شکست خودش را هم پیروزی جا بزند. بدبختی اینکه گویا تبلیغاتش بیشتر از آنکه مردم را فریب بدهد خود حضرات را دچار اشتباه محاسباتی کرد. در نتیجه خیلی زود دوباره فیلشان یاد هندوستان کرد و به جای آنکه از دستاوردهای برجام برای بهبود اقتصاد کشور و برداشتن باری از دوش مردم استفاده کنند، به فکر لشکرکشیهای منطقهای و جایگزینی سودای موشکی به جای رویای هستهای افتادند.
به باور من، سقوط هر ملتی، تنها در نقطهای متوقف میشود که بتواند شکست خود را بفهمد و بپذیرد. آلمانها یک بار جنگ جهانی را باختند، اما چون در اعماق وجودشان شکست را نپذیرفتند و گناهش را به گردن دیگران انداختند، در جنگ دوم کشورشان را به نابودی بیشتر کشاندند. ژاپنیها هم تنها پس از فاجعه بمبهای اتمی با سنگینی واقعیت کنار آمدند. شکستهای بزرگتر، سرنوشت هر ملتی است که عقلانیت یا شهامت پذیرش مفهوم شکستهای قبلی را نداشته باشد و حتی وقتی تن به معاهدات شکست میدهد، باز هم ضعفهای خود را انکار کند و گناه اشتباهاتش را به گردن دیگران بیندازد. تاریخ نشان داده، برای چنین ملتهایی، همیشه فاجعهای بزرگتر در راه است.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
Telegram
مجمع دیوانگان
شکستهای بزرگتری در پیش است
#A 277
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
#A 277
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
تحلیل دلار ۳۲ تومنی و بورس ۱/۵
پویا ناظران
بورسی که نیمه مرداد بالای ۲ میلیون بود، الان حدود ۱/۵ میلیون گیر کرده. دلاری که اون موقع ۲۲ تومن بود، الان بالای ۳۰ مستقر شده! سکه بهار متناسب با دلار ۳۶ تومنی قیمت می خوره. نیم سکه متناسب با دلار ۳۹ تومنی و ربع سکه متناسب با دلار ۵۲ تومنی قیمت می خوره.
چه جوری رسیدیم به این نقطه ؟
بعد از این چی میشه؟
تو این پست، به تحلیل وقایع اقتصادی اخیر میپردازیم و سناریوهای احتمالی پیش روی رو بررسی میکنیم.
۲۹ دقیقه - ۱۴ مگ
@Economics_and_Finance
چه جوری رسیدیم به این نقطه ؟
بعد از این چی میشه؟
تو این پست، به تحلیل وقایع اقتصادی اخیر میپردازیم و سناریوهای احتمالی پیش روی رو بررسی میکنیم.
۲۹ دقیقه - ۱۴ مگ
@Economics_and_Finance
Forwarded from جامعه نو
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔸 یک بام و دو هوای حاکمیت و جنگ ملت با ملت
🖌مژگان باقری، دانش آموخته جامعه شناسی
▫️یکی از دوستان مذهبی در وضعیت خود نوشته بود:" مردم تو صف غذای نذری امام حسین کرونا می گیرن ولی تو صف پرواز کیش، نه!" دوست ورزشکار دیگری نوشته بود:" دولت به کرونا دستور داده که تو هئیت های مذهبی نره ولی تو مسیر علم کوه و دماوند بره!"
گذشته از اینکه طعنه زدن آخرین راه مجادله است و زمانی به وجود می آید که راه گفتگوی منطقی بین طرفین بسته شده، اما مسئله مهم این است که چرا فضای مجازی پر است از اینهمه طعنه و گلایه؟ چرا در مقابل یک مشکل بزرگ مثل کرونا، نگاه گروههای مختلف مردم به یکدیگر سرشار از بغض و ناراحتی و کینه و متلک است؟
ریشه این ماجراها به دو عامل مهم برمی گردد؛ برخورد سیاسی و دوگانه حاکمیت با مشکل کرونا. اولا مسئله ای صد درصد بهداشتی که مستقیما به سلامت مردم مربوط می شود از همان ابتدا با موضع گیری های نادرست حکومت تبدیل به مسئله ای سیاسی شد. به دلایل بسیار که جای طرح آنها در این مجال نیست مردم ایران به آمارهای ارائه شده از سوی وزارت بهداشت به دیده شک و تردید می نگرند. منحنی فوتی های کرونا در ایران شبیه منحنی هیچ کدام از کشورهای جهان نیست. عدم صداقت حاکمیت در ارائه آمارهای درست باعث شده که ترس مردم از کرونا به تدریج فروکش کند و نسبت به رعایت پروتکل های بهداشتی سهل انگار شوند.
ثانیا حاکمیت در برخورد با مسائل مختلف از الگوهای دوگانه پیروی می کند از طرفی با قاطعیت از مردم می خواهد که پروتکل های بهداشتی را رعایت کنند و به عنوان مثال مسافرت نروند، از طرف دیگر با همان قاطعیت در مقابل درخواست مردم برای لغو آزمون کنکور مقاومت و به هر مکافاتی شده کنکور را برگزار می کند.
یا به عنوان نمونه ای دیگر مجوز صعود به قلل بلند را برای گروههای کوهنوردی لغو کرده و دستور می دهد تمام مسابقات ورزشی بدون تماشاچی برگزار شود اما در همان حال هیئت ها اجازه می یابند که مراسم عزاداری محرم را برگزار کنند.
مردم از خود می پرسند چرا حکومت در مقابل هیئت های مذهبی به ارائه پروتکل بسنده می کند اما به دیگر اقشار مردم که می رسد از قدرت حاکمیتی خود استفاده کرده و با قانون و بخشنامه جلوی ورزش و تفریح مردم را می گیرد؟
از طرف دیگر، صدا و سیما نیز که از محل مالیات کل مردم ایران اداره می شود (مردمی که ممکن است شیعه، سنی، مسیحی، کلیمی، زردشتی و حتی خدا ناباور باشند) علاوه بر آنکه به روال معمول سالانه تمام شبکه های خود را در اختیار برنامه های عزاداری قرار می دهد با دعوت از مداحان و روسای هیئت ها و مصاحبه با آنان سعی در القاء این مطلب دارد که در هیئت های عزاداری همه پروتکل های بهداشتی رعایت شده و جای هیچ گونه نگرانی نیست. آیا چنین صدا و سیمایی را می توان ملی خواند؟
آقای روحانی در سخنانی گفته اند که اگر عزاداری محرم نباشد مردم دچار افسردگی می شوند. ایشان باید پاسخ دهند اولا این نتیجه را از کدام نظرسنجی معتبر به دست آورده اند و آیا برای بیان این سخن با روانشناسان مشورت کرده اند؟ و ثانیا اگر چنین است آیا مردم با نشستن در خانه و مسافرت نرفتن، افسرده نمی شوند؟ آیا گروههای گردشگری از ورشکست شدن به دلیل تعطیلی کسب و کارشان افسرده نمی شوند؟ آیا مردم عادی از نرفتن به مراسم مهمانی یا عروسی افسرده نمی شوند؟ اگر حکومت می تواند برای هیئت های مذهبی پروتکل تعیین کند چرا به عنوان مثال برای تماشای مسابقات ورزشی پروتکل تعیین نمی کند؟
ظاهرا به نظر می رسد که رئیس جمهور، نه منتخب مردم ایران، بلکه نماینده و مدافع مافیای کنکور و نهادهای قدرتمند مذهبی و به طور کلی سخنگوی هر گروهی است که زورش به حاکمیت بچربد!
این برخوردهای تبعیض آمیز و دوگانه حاکمیت، مردم را به جان هم انداخته است و باعث شده مذهبی ها و غیرمذهبی ها در مقابل هم جبهه بگیرند و نتیجه این رویارویی پیشاپیش مشخص است: از بین رفتن وفاق اجتماعی و تقسیم جامعه واحد به گروههای پراکنده ای که چشم دیدن یکدیگر را ندارند و فقط به صورت فیزیکی کنار هم زندگی می کنند.
اما واقعیت آن است که حکومت باید فراتر از اختلافات مذهبی که در تمام جوامع امری طبیعی است فقط به وظیفه اصلی خود که حفظ جان و سلامت همه مردم است بپردازد، به عنوان داوری بی طرف عمل کند و یار کمکی هیچ کدام از گروهها و اقشار جامعه نشود.
اگر لازم باشد تورهای گردشگری را تعطیل کند، اگر لازم باشد راههای ورود به کوهها را ببندد، اگر لازم باشد کافه ها و رستوران ها را تخته کند و صد البته اگر لازم باشد با قدرت در مقابل هیئت های مذهبی بایستد و مراسم عزاداری را هم تعطیل کند.
اینکه حاکمیت با استفاده از قدرت قانونی خود همه تفریحات را تعطیل کند اما برای برگزاری مراسم عزاداری با مداحان نشست مشورتی برگزار کند نشانه ضعف حکومت و سرپیچی از وظایفی است که در قانون اساسی ذکر شده است.
🆔 @jameeno
🔸 یک بام و دو هوای حاکمیت و جنگ ملت با ملت
🖌مژگان باقری، دانش آموخته جامعه شناسی
▫️یکی از دوستان مذهبی در وضعیت خود نوشته بود:" مردم تو صف غذای نذری امام حسین کرونا می گیرن ولی تو صف پرواز کیش، نه!" دوست ورزشکار دیگری نوشته بود:" دولت به کرونا دستور داده که تو هئیت های مذهبی نره ولی تو مسیر علم کوه و دماوند بره!"
گذشته از اینکه طعنه زدن آخرین راه مجادله است و زمانی به وجود می آید که راه گفتگوی منطقی بین طرفین بسته شده، اما مسئله مهم این است که چرا فضای مجازی پر است از اینهمه طعنه و گلایه؟ چرا در مقابل یک مشکل بزرگ مثل کرونا، نگاه گروههای مختلف مردم به یکدیگر سرشار از بغض و ناراحتی و کینه و متلک است؟
ریشه این ماجراها به دو عامل مهم برمی گردد؛ برخورد سیاسی و دوگانه حاکمیت با مشکل کرونا. اولا مسئله ای صد درصد بهداشتی که مستقیما به سلامت مردم مربوط می شود از همان ابتدا با موضع گیری های نادرست حکومت تبدیل به مسئله ای سیاسی شد. به دلایل بسیار که جای طرح آنها در این مجال نیست مردم ایران به آمارهای ارائه شده از سوی وزارت بهداشت به دیده شک و تردید می نگرند. منحنی فوتی های کرونا در ایران شبیه منحنی هیچ کدام از کشورهای جهان نیست. عدم صداقت حاکمیت در ارائه آمارهای درست باعث شده که ترس مردم از کرونا به تدریج فروکش کند و نسبت به رعایت پروتکل های بهداشتی سهل انگار شوند.
ثانیا حاکمیت در برخورد با مسائل مختلف از الگوهای دوگانه پیروی می کند از طرفی با قاطعیت از مردم می خواهد که پروتکل های بهداشتی را رعایت کنند و به عنوان مثال مسافرت نروند، از طرف دیگر با همان قاطعیت در مقابل درخواست مردم برای لغو آزمون کنکور مقاومت و به هر مکافاتی شده کنکور را برگزار می کند.
یا به عنوان نمونه ای دیگر مجوز صعود به قلل بلند را برای گروههای کوهنوردی لغو کرده و دستور می دهد تمام مسابقات ورزشی بدون تماشاچی برگزار شود اما در همان حال هیئت ها اجازه می یابند که مراسم عزاداری محرم را برگزار کنند.
مردم از خود می پرسند چرا حکومت در مقابل هیئت های مذهبی به ارائه پروتکل بسنده می کند اما به دیگر اقشار مردم که می رسد از قدرت حاکمیتی خود استفاده کرده و با قانون و بخشنامه جلوی ورزش و تفریح مردم را می گیرد؟
از طرف دیگر، صدا و سیما نیز که از محل مالیات کل مردم ایران اداره می شود (مردمی که ممکن است شیعه، سنی، مسیحی، کلیمی، زردشتی و حتی خدا ناباور باشند) علاوه بر آنکه به روال معمول سالانه تمام شبکه های خود را در اختیار برنامه های عزاداری قرار می دهد با دعوت از مداحان و روسای هیئت ها و مصاحبه با آنان سعی در القاء این مطلب دارد که در هیئت های عزاداری همه پروتکل های بهداشتی رعایت شده و جای هیچ گونه نگرانی نیست. آیا چنین صدا و سیمایی را می توان ملی خواند؟
آقای روحانی در سخنانی گفته اند که اگر عزاداری محرم نباشد مردم دچار افسردگی می شوند. ایشان باید پاسخ دهند اولا این نتیجه را از کدام نظرسنجی معتبر به دست آورده اند و آیا برای بیان این سخن با روانشناسان مشورت کرده اند؟ و ثانیا اگر چنین است آیا مردم با نشستن در خانه و مسافرت نرفتن، افسرده نمی شوند؟ آیا گروههای گردشگری از ورشکست شدن به دلیل تعطیلی کسب و کارشان افسرده نمی شوند؟ آیا مردم عادی از نرفتن به مراسم مهمانی یا عروسی افسرده نمی شوند؟ اگر حکومت می تواند برای هیئت های مذهبی پروتکل تعیین کند چرا به عنوان مثال برای تماشای مسابقات ورزشی پروتکل تعیین نمی کند؟
ظاهرا به نظر می رسد که رئیس جمهور، نه منتخب مردم ایران، بلکه نماینده و مدافع مافیای کنکور و نهادهای قدرتمند مذهبی و به طور کلی سخنگوی هر گروهی است که زورش به حاکمیت بچربد!
این برخوردهای تبعیض آمیز و دوگانه حاکمیت، مردم را به جان هم انداخته است و باعث شده مذهبی ها و غیرمذهبی ها در مقابل هم جبهه بگیرند و نتیجه این رویارویی پیشاپیش مشخص است: از بین رفتن وفاق اجتماعی و تقسیم جامعه واحد به گروههای پراکنده ای که چشم دیدن یکدیگر را ندارند و فقط به صورت فیزیکی کنار هم زندگی می کنند.
اما واقعیت آن است که حکومت باید فراتر از اختلافات مذهبی که در تمام جوامع امری طبیعی است فقط به وظیفه اصلی خود که حفظ جان و سلامت همه مردم است بپردازد، به عنوان داوری بی طرف عمل کند و یار کمکی هیچ کدام از گروهها و اقشار جامعه نشود.
اگر لازم باشد تورهای گردشگری را تعطیل کند، اگر لازم باشد راههای ورود به کوهها را ببندد، اگر لازم باشد کافه ها و رستوران ها را تخته کند و صد البته اگر لازم باشد با قدرت در مقابل هیئت های مذهبی بایستد و مراسم عزاداری را هم تعطیل کند.
اینکه حاکمیت با استفاده از قدرت قانونی خود همه تفریحات را تعطیل کند اما برای برگزاری مراسم عزاداری با مداحان نشست مشورتی برگزار کند نشانه ضعف حکومت و سرپیچی از وظایفی است که در قانون اساسی ذکر شده است.
🆔 @jameeno
Forwarded from ربات تلگرام سایت میهن
نمایش سرخط مقالات نشریه میهن
در شماره 36 دوماهنامه میهن آمده است:
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
http://mihan.net/1399/7/12/
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
📝 سرسخن سی و ششم 👈 /read2954
👤 آرش آذرخش 📝 تبدیل فعالین سیاسی به تحلیل گران سیاسی، آغاز یک فاجعه 👈 /read2950
👤 علی افشاری 📝 حامی پروری و امتناع اصلاحات حربه اصلی بقا 👈 /read2946
👤 فاطمه امان 📝 چین و خاورمیانه 👈 /read2941
👤 بهروز بیات 📝 نقشه راهی که بسترش ناهموار و تاریک است 👈 /read2938
👤 فریدون خاوند 📝 انحطاط اقتصادی، فقر و آینده نظام سیاسی ایران 👈 /read2931
👤 حسن شریعتمداری 📝 جمهوری اسلامی در سراشیب اضمحلال 👈 /read2928
👤 شهریار صادقی 📝 تله عمق استراتژیک یا همان ویتنام نظام 👈 /read2920
👤 احمد علوی 📝 چه متغیرهایی تاب آوری حکومت در مقابل بحرانها را رقم میزند؟ 👈 /read2917
👤 رضا علیجانی 📝 هشدار نسبت به «نقشه راه حکومت برای بقا» که اصلاحطلبان و سرنگونیطلبان را غافلگیر میکند 👈 /read2912
👤 هادی کحالزاده 📝 کژکارکردی نظام سیاست گذاری و ناتوانی انتخاب استراتژی موثر 👈 /read2908
👤 بهزاد کریمی 📝 نقشه راه نظام برای تشریف فرمائی امام زمان! 👈 /read2904
👤 علی کشتگر 📝 استراتژی و تاکتیکهای بقاء جمهوری اسلامی 👈 /read2898
👤 محسن یلفانی 📝 فردائی که نیامد 👈 /read2893
👤 بامداد ارشادی 📝 آستانه 36 (تازههای ادبیات فارسی) 👈 /read2887
🌐 Mihan.net 🙂 @mihansitebot
میانبر برای این دستور /list <شماره نشریه>در شماره 36 دوماهنامه میهن آمده است:
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
http://mihan.net/1399/7/12/
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
📝 سرسخن سی و ششم 👈 /read2954
👤 آرش آذرخش 📝 تبدیل فعالین سیاسی به تحلیل گران سیاسی، آغاز یک فاجعه 👈 /read2950
👤 علی افشاری 📝 حامی پروری و امتناع اصلاحات حربه اصلی بقا 👈 /read2946
👤 فاطمه امان 📝 چین و خاورمیانه 👈 /read2941
👤 بهروز بیات 📝 نقشه راهی که بسترش ناهموار و تاریک است 👈 /read2938
👤 فریدون خاوند 📝 انحطاط اقتصادی، فقر و آینده نظام سیاسی ایران 👈 /read2931
👤 حسن شریعتمداری 📝 جمهوری اسلامی در سراشیب اضمحلال 👈 /read2928
👤 شهریار صادقی 📝 تله عمق استراتژیک یا همان ویتنام نظام 👈 /read2920
👤 احمد علوی 📝 چه متغیرهایی تاب آوری حکومت در مقابل بحرانها را رقم میزند؟ 👈 /read2917
👤 رضا علیجانی 📝 هشدار نسبت به «نقشه راه حکومت برای بقا» که اصلاحطلبان و سرنگونیطلبان را غافلگیر میکند 👈 /read2912
👤 هادی کحالزاده 📝 کژکارکردی نظام سیاست گذاری و ناتوانی انتخاب استراتژی موثر 👈 /read2908
👤 بهزاد کریمی 📝 نقشه راه نظام برای تشریف فرمائی امام زمان! 👈 /read2904
👤 علی کشتگر 📝 استراتژی و تاکتیکهای بقاء جمهوری اسلامی 👈 /read2898
👤 محسن یلفانی 📝 فردائی که نیامد 👈 /read2893
👤 بامداد ارشادی 📝 آستانه 36 (تازههای ادبیات فارسی) 👈 /read2887
🌐 Mihan.net 🙂 @mihansitebot
Forwarded from دوماهنامه میهن | Mihan.net
📝 آستانه ۳۵ (تازه های ادبیات فارسی)
ا➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ا
👤 بامداد ارشادی
ا➖➖➖➖➖ا
◀️ کتاب یادداشتهای بغداد (نُها الراضی/ مریم مومنی-نشر چشمه) روزنوشتههای زنی در جنگ و تبعید بین سالهای 1991تا 2003 است. کتاب یکی از نمونههای مستندنگاری است بر اساس خاطرات و مشاهدات شخصی. این کتاب روزنوشتههای نقاش و هنرمند و مدرنیست برجستهی عراقی است که از ابتدای جنگ اول خلیج فارس تا انتهای جنگ دوم خلیج فارس را روایت میکند و یک سال بعد پایان کتابش به خاطر سرطان خون از دنیا میرود.
◀️ کتاب صرفا خاطره نویسی نیست بلکه روایت رنج و تاریخ و روزگار ملتهب 12 سال آخر حکومت صدام است از چشم زنی برخاسته از یکی از مهمترین خانوادههای روشنفکر عراق. نُها یکی از نقاشان مهم نوگرای عراقی است که در لندن و بیروت درس خوانده و کار کرده و با آغاز جنگ لبنان در اویل دههی هشتاد به کشورش بازگشته. او در این کتاب روایتی میسازد از چگونگی نابودشدن عراق به دست صدام و آمریکا. نابودیای که به زعم او کل خاورمیانه را هدف گرفته است. یادداشتهای او مدام به اتفاقهای روز گذشتهها و هنر و ادبیات اشاره میکند و برای همین کتاب به یک اثر مهم ادبی تبدیل میشود و برای این نقاش برجسته اعتبار فراوانی به همراه میآورد. قصهی پُرآب چشم رویاهایی که قدرتها تباهشان کردند.
◀️ نها الراضی(۲۰۰۴-۱۹۴۱) هنرمندی عراقی است که در یادداشتهای روزانهاش چهرهی متفاوتی از عراقی که تاکنون شنیدهایم ترسیم کرده و نشان میدهد عراقی که با قدمت چندهزارسالهاش گهوارهی تمدن بشر بوده چه طور در چند دهه چنان ویران میشود که بازسازی آن در افق روزگار امروز به امری محال میماند.
◀️ یادداشتهای روزانهی او از روایتهای بزرگ و ایدئولوژی فاصله میگیرد تا تنهایی آدمی در شب های بمباران و شرایط آخرالزماني زندگی در دورهی جنگ و تحریم را ثبت کند. و در عین حال، ردپای زندگی و زیبایی را هم نشانمان دهد.
◀️ او لابه لای ماجراهای شخصیاش زندگی روزمرهی مردم بغداد را هم شرح میدهد؛ کم آبی، غذایی که در نبود برق و از کار افتادن یخچالها باید پیش از فاسدشدن خورده شود، زندگی دهقانی، سروصدا و کم خوابی و آرامشی که از زندگی ها رخت بربسته و مردمی که از ترس کمبودها و هراسهای همگانی به هم پناه می آورند و یا از یکدیگر میدزدند.
◀️ جنگ ناامنی به همراه دارد. بنزین کالایی ارزشمندتر از الماس میشود، آن قدر که حتی سهمیهی بنزین پلیس هم محدود میشود و دزدها به هیچ چیز رحم نمیکنند. وقتی بنزین نیست، رفت و آمد آدمها هم محدود می شود و مردم منزوی میشوند و زندگی شهری به کل مختل میشود. چون شهر یعنی مسافتهای طولانی، یعنی رفت و آمد روزمره از این سر تا آن سر شهر، برای رفع نیازهای اولیه ی فردی و اجتماعی، و وقتی اینها ممکن نباشد، همه چیز خلاصه میشود به محله و خانه و جماعت دوروبر.
◀️ هیچ کس چیزی نمیداند. به معنای واقعی، کمبود اطلاعات محلی داریم. رادیو بغداد چند ساعت در روز برنامه پخش میکند و اطلاعات نبردها را به ما میدهد... چندتا هواپیما را زدیم، دشمن دارد چه بلایی سرمان می آورد و ما چه طور عليه شان میجنگیم. برای حفظ روحیهی ما پروپاگاندا بیداد میکند. هیچ کس اهمیت زیادی نمیدهد. ساعت هشت به رادیو مونته کارلو گوش میدهیم. شبها بی بی سی یا صدای امریکاست." اما از دل این رسانهها خبر دلگرم کنندهای بیرون نمیآید. نها از تنهایی مینویسد، از تنهایی خود و از تنهایی مردم عراق، زیر هجوم همه جانبهی نیروهای ائتلافی خارجی و سیاست های خودخواهانهی داخلی. تنهایی آدمی در جنگ، در موقعیتهایی که از توان خودش خارج است و در مصایبی که کنترلی بر آنها ندارد، فراتر از تنهایی آدم در زندگی عادی است.
◀️ سؤال معقول و مشروع نها این است که «چرا دنیا از ما متنفر است؟» چه میشود که تمام قدرتها عليه صدام صف میکشند تا به هر قیمتی که شده، حتی به قیمت ویران شدن تمدن چندین هزارساله و گذشته و حال مردمانش، او را از صحنه حذف کنند؟ نها در عین انتقاد به سیاستهای صدام، چشم خواننده را به استانداردهای دوگانهی جهانی در برخورد با ظلم باز میکند، دنیایی که مثلا چشمانش را به روی شرارتهای اسراییل بر فلسطینیها و لبنانیها بسته و آزادش گذاشته تا بر هر که میخواهد بتازد.
ا➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ا
👤 بامداد ارشادی
ا➖➖➖➖➖ا
◀️ کتاب یادداشتهای بغداد (نُها الراضی/ مریم مومنی-نشر چشمه) روزنوشتههای زنی در جنگ و تبعید بین سالهای 1991تا 2003 است. کتاب یکی از نمونههای مستندنگاری است بر اساس خاطرات و مشاهدات شخصی. این کتاب روزنوشتههای نقاش و هنرمند و مدرنیست برجستهی عراقی است که از ابتدای جنگ اول خلیج فارس تا انتهای جنگ دوم خلیج فارس را روایت میکند و یک سال بعد پایان کتابش به خاطر سرطان خون از دنیا میرود.
◀️ کتاب صرفا خاطره نویسی نیست بلکه روایت رنج و تاریخ و روزگار ملتهب 12 سال آخر حکومت صدام است از چشم زنی برخاسته از یکی از مهمترین خانوادههای روشنفکر عراق. نُها یکی از نقاشان مهم نوگرای عراقی است که در لندن و بیروت درس خوانده و کار کرده و با آغاز جنگ لبنان در اویل دههی هشتاد به کشورش بازگشته. او در این کتاب روایتی میسازد از چگونگی نابودشدن عراق به دست صدام و آمریکا. نابودیای که به زعم او کل خاورمیانه را هدف گرفته است. یادداشتهای او مدام به اتفاقهای روز گذشتهها و هنر و ادبیات اشاره میکند و برای همین کتاب به یک اثر مهم ادبی تبدیل میشود و برای این نقاش برجسته اعتبار فراوانی به همراه میآورد. قصهی پُرآب چشم رویاهایی که قدرتها تباهشان کردند.
◀️ نها الراضی(۲۰۰۴-۱۹۴۱) هنرمندی عراقی است که در یادداشتهای روزانهاش چهرهی متفاوتی از عراقی که تاکنون شنیدهایم ترسیم کرده و نشان میدهد عراقی که با قدمت چندهزارسالهاش گهوارهی تمدن بشر بوده چه طور در چند دهه چنان ویران میشود که بازسازی آن در افق روزگار امروز به امری محال میماند.
◀️ یادداشتهای روزانهی او از روایتهای بزرگ و ایدئولوژی فاصله میگیرد تا تنهایی آدمی در شب های بمباران و شرایط آخرالزماني زندگی در دورهی جنگ و تحریم را ثبت کند. و در عین حال، ردپای زندگی و زیبایی را هم نشانمان دهد.
◀️ او لابه لای ماجراهای شخصیاش زندگی روزمرهی مردم بغداد را هم شرح میدهد؛ کم آبی، غذایی که در نبود برق و از کار افتادن یخچالها باید پیش از فاسدشدن خورده شود، زندگی دهقانی، سروصدا و کم خوابی و آرامشی که از زندگی ها رخت بربسته و مردمی که از ترس کمبودها و هراسهای همگانی به هم پناه می آورند و یا از یکدیگر میدزدند.
◀️ جنگ ناامنی به همراه دارد. بنزین کالایی ارزشمندتر از الماس میشود، آن قدر که حتی سهمیهی بنزین پلیس هم محدود میشود و دزدها به هیچ چیز رحم نمیکنند. وقتی بنزین نیست، رفت و آمد آدمها هم محدود می شود و مردم منزوی میشوند و زندگی شهری به کل مختل میشود. چون شهر یعنی مسافتهای طولانی، یعنی رفت و آمد روزمره از این سر تا آن سر شهر، برای رفع نیازهای اولیه ی فردی و اجتماعی، و وقتی اینها ممکن نباشد، همه چیز خلاصه میشود به محله و خانه و جماعت دوروبر.
◀️ هیچ کس چیزی نمیداند. به معنای واقعی، کمبود اطلاعات محلی داریم. رادیو بغداد چند ساعت در روز برنامه پخش میکند و اطلاعات نبردها را به ما میدهد... چندتا هواپیما را زدیم، دشمن دارد چه بلایی سرمان می آورد و ما چه طور عليه شان میجنگیم. برای حفظ روحیهی ما پروپاگاندا بیداد میکند. هیچ کس اهمیت زیادی نمیدهد. ساعت هشت به رادیو مونته کارلو گوش میدهیم. شبها بی بی سی یا صدای امریکاست." اما از دل این رسانهها خبر دلگرم کنندهای بیرون نمیآید. نها از تنهایی مینویسد، از تنهایی خود و از تنهایی مردم عراق، زیر هجوم همه جانبهی نیروهای ائتلافی خارجی و سیاست های خودخواهانهی داخلی. تنهایی آدمی در جنگ، در موقعیتهایی که از توان خودش خارج است و در مصایبی که کنترلی بر آنها ندارد، فراتر از تنهایی آدم در زندگی عادی است.
◀️ سؤال معقول و مشروع نها این است که «چرا دنیا از ما متنفر است؟» چه میشود که تمام قدرتها عليه صدام صف میکشند تا به هر قیمتی که شده، حتی به قیمت ویران شدن تمدن چندین هزارساله و گذشته و حال مردمانش، او را از صحنه حذف کنند؟ نها در عین انتقاد به سیاستهای صدام، چشم خواننده را به استانداردهای دوگانهی جهانی در برخورد با ظلم باز میکند، دنیایی که مثلا چشمانش را به روی شرارتهای اسراییل بر فلسطینیها و لبنانیها بسته و آزادش گذاشته تا بر هر که میخواهد بتازد.
Forwarded from دوماهنامه میهن | Mihan.net
📝 از هرات تا یزد
ا➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ا
👤 محسن نکومنش
ا➖➖➖➖➖ا
◀️ با توجه به نفوذ تفکر ضدامپریالیستی و ضدآمریکایی بر ذهنیت بسیاری از فعالان سیاسی و اجتماعی در ایران و افغانستان عجیب نبود که اعتراضات علیه تبعیض نژادی در آمریکا به سرعت و به شدت از سوی محافل ایرانی و افغان مورد حمایت قرار گرفت. طبعا این حمایت از مطالبات مشروع رنگین پوستان در آمریکا بسیار مثبت بود. اما الزاما هر حامی مبارزه علیه تبعیض در آمریکا با تبعیض به طور عام در ستیز نیست بلکه ممکن است در بسیاری موارد توجیه¬گر انواع دیگر تبعیض هم باشد. پرده¬ی تناقض در گفتار و کردار زمانی پس زده خواهد شد که بخواهیم تبعیض را به عنوان پدیده¬ای گسترده و با اشکال و ابعاد مختلف مورد بررسی قرار دهیم.
◀️ توجیه تبعیض اغلب با فرار از انتقاد از خود رابطه¬ی مستقیم دارد. کسانی که اکراه دارند شمایل خود را در آینه ببینند به آسانی می¬توانند معایب دیگران را برجسته کنند. نوع دموکراسی آمریکایی شاید شیوه¬ی مطلوب بسیاری از شیفتگان دموکراسی نباشد اما به هر حال و با توجه به قوانین آمریکا، دیر یا زود، موارد نقض قانون و اعمال تبعیض مورد بررسی قرار خواهد گرفت و دست کم امکان اعتراض به خطاها و مظالم دستگاه حاکمه وجود دارد. با این حساب جا دارد ما با شنیدن صدای اعتراض مردم آمریکا بیشتر نسبت به موارد انبوه تبعیض و بی¬عدالتی در جوامع خود آگاه و حساس شویم و فکری به حال دردمندان و ستمدیدگان کشورهای خود داشته باشیم.
◀️ وجهی از تبعیض در ایران که مشخصا با تبعیض علیه سیاه¬پوستان در آمریکا قابل قیاس است تبعیض علیه مهاجرین و پناهجویان افغانستانی است که عمر آن تقریبا با عمر جمهوری اسلامی برابر است. با توجه به این واقعیت که جمهوری اسلامی عدالت را در مورد شهروندان ایرانی اجرا نمی¬کند نمی-توان انتظاری جز بی¬عدالتی نسبت به مهاجرین و پناهجویان از این رژیم داشت. اما آنچه مایه¬ی تاسف است این که حتا جامعه¬ی مدنی ایران هم عمدتا در زمینه¬ی حق مهاجرین و پناهجویان افغانستانی دست کم سه دهه سکوت پیشه کرد و نتوانست سهم خود را در این زمینه بر عهده بگیرد. حتما برای توجیه این بی¬مسئولیتی می¬توان توضیحاتی ارائه داد اما، با توجه به گستردگی و عمق ستمهای روزمره نسبت به پناهجویان افغانستانی انفعال حیرت¬آور مدعیان عدالت در ایران، تا اوایل دهه¬ی نود را با هیچ منطقی نمی¬توان توجیه نمود.
◀️ بسیار بعید است که یک ایرانی هرگز شاهد اعمال تبعیض و تحقیر افغان¬ها از سوی عوامل رژیم و هموطنان خود نبوده باشد، مگر قشر خیلی جوان و تنها در استان¬هایی که در ده سال گذشته سکونت افغان¬ها در آنجا ممنوع اعلام شده است. قوانین و آیین¬نامه¬های حکومتی یک وجه از فشارهایی است که روزمره در ایران نسبت به افغان¬ها اعمال می¬شود. از سوی دیگر عوامل رژیم در بسیاری موارد حتا پا را از قوانین ظالمانه¬ی حاکمیت هم فراتر گذاشته¬اند. نمونه¬ی آن برخورد ماموران مرزی در سال جاری در نزدیکی هرات بود که منجر به غرق شدن تعدادی از مهاجران در رودخانه¬ی هریرود گردید. وجه دوم تبعیض علیه افغان¬ها از سوی کارفرمایان جزء مثلا در مرغداری¬ها، کارگاه¬های کوچک و در شاخه¬ی ساختمان¬سازی اعمال می¬شود. در بیشتر موارد افغان¬ها از حقوق برابر با کارگران ایرانی برخوردار نیستند و شامل بیمه نمی¬شوند. وجه سوم تحقیر افغان¬ها در زندگی روزمره صورت می¬گیرد و شامل همه¬ی آنان، حتا کسانی که مشاغل و موقعیت خوبی در جامعه دارند، می-شود. بسیاری از افغانستانی¬ها که مدت زمانی را در ایران زندگی کرده¬اند در خیابان، مدرسه، بازار، اتوبوس و مترو توسط شهروندان عادی مورد توهین و تحقیر قرار گرفته¬اند. وادار کردن چهار دانش-آموز دبستانی در پاکدشت ورامین در زمستان ۱۳۹۳ به دست کردن در داخل توالت، یکی از نمونه-های چنین تحقیرهایی، آن هم از سوی یک آموزگار، بوده است.
◀️ هر افغانستانی که سال¬ها به طور قانونی در ایران زندگی کرده باید بتواند تابعیت ایرانی بگیرد اما واقعیت تلخ این است که این افراد نه تنها هرگز شهروند ایرانی به حساب نخواهند آمد بلکه حتا حق خرید یک موتورسیکلت و یا یک سیم کارت به نام خود را ندارند. فراهم نکردن امکان تحصیل برای کودکان و نوجوانان و حتا مانع¬تراشی در مسیر تلاش¬های افراد و سازمان¬هایی که داوطلب فراهم کردن زمینه برای تحصیل این کودکان بوده¬اند از زیان¬بارترین سیاست¬های این رژیم نه تنها برای مهاجرین بلکه برای جامعه¬ی ایران بوده است. جلوگیری از تحصیل کودکان و نوجوانانی که به هر حال در ایران رشد می¬کنند به بی¬سوادی یا کم¬سوادی بخشی از جامعه می¬انجامد.
ا➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ا
👤 محسن نکومنش
ا➖➖➖➖➖ا
◀️ با توجه به نفوذ تفکر ضدامپریالیستی و ضدآمریکایی بر ذهنیت بسیاری از فعالان سیاسی و اجتماعی در ایران و افغانستان عجیب نبود که اعتراضات علیه تبعیض نژادی در آمریکا به سرعت و به شدت از سوی محافل ایرانی و افغان مورد حمایت قرار گرفت. طبعا این حمایت از مطالبات مشروع رنگین پوستان در آمریکا بسیار مثبت بود. اما الزاما هر حامی مبارزه علیه تبعیض در آمریکا با تبعیض به طور عام در ستیز نیست بلکه ممکن است در بسیاری موارد توجیه¬گر انواع دیگر تبعیض هم باشد. پرده¬ی تناقض در گفتار و کردار زمانی پس زده خواهد شد که بخواهیم تبعیض را به عنوان پدیده¬ای گسترده و با اشکال و ابعاد مختلف مورد بررسی قرار دهیم.
◀️ توجیه تبعیض اغلب با فرار از انتقاد از خود رابطه¬ی مستقیم دارد. کسانی که اکراه دارند شمایل خود را در آینه ببینند به آسانی می¬توانند معایب دیگران را برجسته کنند. نوع دموکراسی آمریکایی شاید شیوه¬ی مطلوب بسیاری از شیفتگان دموکراسی نباشد اما به هر حال و با توجه به قوانین آمریکا، دیر یا زود، موارد نقض قانون و اعمال تبعیض مورد بررسی قرار خواهد گرفت و دست کم امکان اعتراض به خطاها و مظالم دستگاه حاکمه وجود دارد. با این حساب جا دارد ما با شنیدن صدای اعتراض مردم آمریکا بیشتر نسبت به موارد انبوه تبعیض و بی¬عدالتی در جوامع خود آگاه و حساس شویم و فکری به حال دردمندان و ستمدیدگان کشورهای خود داشته باشیم.
◀️ وجهی از تبعیض در ایران که مشخصا با تبعیض علیه سیاه¬پوستان در آمریکا قابل قیاس است تبعیض علیه مهاجرین و پناهجویان افغانستانی است که عمر آن تقریبا با عمر جمهوری اسلامی برابر است. با توجه به این واقعیت که جمهوری اسلامی عدالت را در مورد شهروندان ایرانی اجرا نمی¬کند نمی-توان انتظاری جز بی¬عدالتی نسبت به مهاجرین و پناهجویان از این رژیم داشت. اما آنچه مایه¬ی تاسف است این که حتا جامعه¬ی مدنی ایران هم عمدتا در زمینه¬ی حق مهاجرین و پناهجویان افغانستانی دست کم سه دهه سکوت پیشه کرد و نتوانست سهم خود را در این زمینه بر عهده بگیرد. حتما برای توجیه این بی¬مسئولیتی می¬توان توضیحاتی ارائه داد اما، با توجه به گستردگی و عمق ستمهای روزمره نسبت به پناهجویان افغانستانی انفعال حیرت¬آور مدعیان عدالت در ایران، تا اوایل دهه¬ی نود را با هیچ منطقی نمی¬توان توجیه نمود.
◀️ بسیار بعید است که یک ایرانی هرگز شاهد اعمال تبعیض و تحقیر افغان¬ها از سوی عوامل رژیم و هموطنان خود نبوده باشد، مگر قشر خیلی جوان و تنها در استان¬هایی که در ده سال گذشته سکونت افغان¬ها در آنجا ممنوع اعلام شده است. قوانین و آیین¬نامه¬های حکومتی یک وجه از فشارهایی است که روزمره در ایران نسبت به افغان¬ها اعمال می¬شود. از سوی دیگر عوامل رژیم در بسیاری موارد حتا پا را از قوانین ظالمانه¬ی حاکمیت هم فراتر گذاشته¬اند. نمونه¬ی آن برخورد ماموران مرزی در سال جاری در نزدیکی هرات بود که منجر به غرق شدن تعدادی از مهاجران در رودخانه¬ی هریرود گردید. وجه دوم تبعیض علیه افغان¬ها از سوی کارفرمایان جزء مثلا در مرغداری¬ها، کارگاه¬های کوچک و در شاخه¬ی ساختمان¬سازی اعمال می¬شود. در بیشتر موارد افغان¬ها از حقوق برابر با کارگران ایرانی برخوردار نیستند و شامل بیمه نمی¬شوند. وجه سوم تحقیر افغان¬ها در زندگی روزمره صورت می¬گیرد و شامل همه¬ی آنان، حتا کسانی که مشاغل و موقعیت خوبی در جامعه دارند، می-شود. بسیاری از افغانستانی¬ها که مدت زمانی را در ایران زندگی کرده¬اند در خیابان، مدرسه، بازار، اتوبوس و مترو توسط شهروندان عادی مورد توهین و تحقیر قرار گرفته¬اند. وادار کردن چهار دانش-آموز دبستانی در پاکدشت ورامین در زمستان ۱۳۹۳ به دست کردن در داخل توالت، یکی از نمونه-های چنین تحقیرهایی، آن هم از سوی یک آموزگار، بوده است.
◀️ هر افغانستانی که سال¬ها به طور قانونی در ایران زندگی کرده باید بتواند تابعیت ایرانی بگیرد اما واقعیت تلخ این است که این افراد نه تنها هرگز شهروند ایرانی به حساب نخواهند آمد بلکه حتا حق خرید یک موتورسیکلت و یا یک سیم کارت به نام خود را ندارند. فراهم نکردن امکان تحصیل برای کودکان و نوجوانان و حتا مانع¬تراشی در مسیر تلاش¬های افراد و سازمان¬هایی که داوطلب فراهم کردن زمینه برای تحصیل این کودکان بوده¬اند از زیان¬بارترین سیاست¬های این رژیم نه تنها برای مهاجرین بلکه برای جامعه¬ی ایران بوده است. جلوگیری از تحصیل کودکان و نوجوانانی که به هر حال در ایران رشد می¬کنند به بی¬سوادی یا کم¬سوادی بخشی از جامعه می¬انجامد.
Forwarded from دوماهنامه میهن | Mihan.net
📝 سگ، خوک و کافرِ نجس
ا➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ا
👤 رضا مردانی
ا➖➖➖➖➖ا
◀️ بزرگترین دستاورد بشریت، اعلامیه جهانی حقوق بشر است این اعلامیه عمدتا جهت جلوگیری از تبعیض و نژاد پرستی تهیه شده و موارد بسیاری از جمله برده داری را که تا دویست سال پیش کاری مرسوم از ابتدای تاریخ بود لغو کرده است. اصولی که رعایت آن مستلزم برابری زن و مرد، سیاه و سفید، مسلمان و بودایی و لائیک می باشد.
◀️ اگر بخواهیم به صورت جزئی به موارد نقض شده حقوق بشر در ایران بپردازیم شاید به دهها جلد کتاب قطور نیاز باشد. اما در این مقاله میخواهیم به ریشه های فکری این تبعیض به صورت اجمالی بر اساس آنچه مدعیان ولایت فقیه به آن استناد می کنند، بپردازیم.
◀️ قانون اساسی حکومت ولایت فقیه فقط چهار دین را به عنوان دین رسمی می شناسد و افراد پیرو غیر از این ادیان را جزء شهروندان ایرانی حساب نمیکند و همانگونه که بارها دیده ایم آن ها را از حقوق شهروندی محروم میکند. علاوه بر این کسانی که از اسلام به یکی از سه دین دیگر رسمی کشور بپیودند از حقوق شهروندی محروم شده و مورد آزار و اذیت قرار میگیرد. در طول تاریخ انقلاب اسلامی همواره بودند افرادی که به دلیل تغییر دین زندانی شده، یا از کشور گریخته و حتی در مواردی، اعدام شدهاند.
◀️ در قانون اساسی حکومت ولایت فقیه از 177 اصل، 17 اصل صلاحیت سایر قوانین را به مطابقت با موازین شرعی و اسلامی ارجاع داده که توسط شورای نگهبان بررسی میشود. در واقع هم قانون گذاران و هم قوانینی که وضع میکنند، از این طریق فیلتر میشود که در مورد موازین شرعی و اسلامی توضیحی در قانون اساسی داده نشده است.
◀️ در تحصیلات حوزوی عالی رتبه ترین افراد میتوانند کتابی را تحت عنوان رساله تنظیم نمایند که در واقع این رساله به جزئیترین مسائل و اعمال در زندگی روزمره اشاره میکند که فرد مسلمان باید از انجام آنها پرهیز نماید و یا باید آن اعمال را انجام دهد. رسالههای متعددی از افراد مختلف وجود دارد ولی بیش از ۹۵ درصد رساله ها عمدتاً شبیه همدیگر هستند. در این رساله ها موارد بسیاری وجود دارد که ناقض اعلامیه جهانی حقوق بشر و در نتیجه آن موجبات تبعیض علیه بشر را فراهم می کند.
◀️ مطالعه بندهایی از رساله آقای خمینی در افراد مختلف احساسات مختلفی را برمیانگیزد. برای برخی طنزگونه، برای برخی دیگر تأسفبار و برای برخی دیگر جزء مسایل عادی محسوب میشود.
◀️ مسأله 83- نجاسات یازده چیز است: اول:بول. دوم:غائط. سوم:منی. چهارم:مردار. پنجم:خون. ششم:سگ هفتم: خوک. هشتم:کافر. نهم:شراب. دهم:فقّاع. یازدهم:عرق شتر نجاستخوار.
◀️ مساله 106ـ کافر یعنی کسی که منکر خدا است، یا برای خدا شریک قرار می دهد، یا پیغمبری حضرت خاتم الانبیاء محمد بن عبدالله را قبول ندارد، نجس است.
◀️ تبعیضها و محدودیت های بسیاری بر پیروان دیگر ادیان (بهایی و ... ) تحمیل میشود. جلوگیری از تحصیل و کار دولتی و حتی ابطال پروانه کسب آنها در سایر مشاغل نمونه های عینی در مورد اینگونه تبعیضها میباشد.
◀️ موضوع دیگر آزار و اذیت افرادی است که دین خود را از اسلام به سایر ادیان حتی ادیان ابراهیمی تغیر دادهاند. این آزار در چندین مورد به اعدام نیز منجر شده است که نقض آشکار اعلامیه جهانی حقوق بشر است.
◀️ مساله 2783ـ مسلمان از کافر ارث می برد ولی کافر اگرچه پدر یا پسر میت باشد از او ارث نمی برد.
◀️ مساله 2375ـ پدر و جد پدری می توانند برای فرزند نابالغ یا دیوانۀ خود که به حال دیوانگی بالغ شده است ازدواج کنند. و بعد از آن که آن طفل بالغ شد یا دیوانه عاقل گردید، اگر ازدواجی که برای او کرده اند مفسده ای نداشته نمی تواند آن را به هم بزند و اگر مفسده ای داشته می تواند آن را به هم بزند.
◀️ مساله 2412ـ زنی که عقد دائمی شده نباید بدون اجازۀ شوهر از خانه بیرون رود، و باید خود را برای هر لذتی که او می خواهد، تسلیم نماید و بدون عذر شرعی از نزدیکی کردن او جلوگیری نکند.
ا➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ا
👤 رضا مردانی
ا➖➖➖➖➖ا
◀️ بزرگترین دستاورد بشریت، اعلامیه جهانی حقوق بشر است این اعلامیه عمدتا جهت جلوگیری از تبعیض و نژاد پرستی تهیه شده و موارد بسیاری از جمله برده داری را که تا دویست سال پیش کاری مرسوم از ابتدای تاریخ بود لغو کرده است. اصولی که رعایت آن مستلزم برابری زن و مرد، سیاه و سفید، مسلمان و بودایی و لائیک می باشد.
◀️ اگر بخواهیم به صورت جزئی به موارد نقض شده حقوق بشر در ایران بپردازیم شاید به دهها جلد کتاب قطور نیاز باشد. اما در این مقاله میخواهیم به ریشه های فکری این تبعیض به صورت اجمالی بر اساس آنچه مدعیان ولایت فقیه به آن استناد می کنند، بپردازیم.
◀️ قانون اساسی حکومت ولایت فقیه فقط چهار دین را به عنوان دین رسمی می شناسد و افراد پیرو غیر از این ادیان را جزء شهروندان ایرانی حساب نمیکند و همانگونه که بارها دیده ایم آن ها را از حقوق شهروندی محروم میکند. علاوه بر این کسانی که از اسلام به یکی از سه دین دیگر رسمی کشور بپیودند از حقوق شهروندی محروم شده و مورد آزار و اذیت قرار میگیرد. در طول تاریخ انقلاب اسلامی همواره بودند افرادی که به دلیل تغییر دین زندانی شده، یا از کشور گریخته و حتی در مواردی، اعدام شدهاند.
◀️ در قانون اساسی حکومت ولایت فقیه از 177 اصل، 17 اصل صلاحیت سایر قوانین را به مطابقت با موازین شرعی و اسلامی ارجاع داده که توسط شورای نگهبان بررسی میشود. در واقع هم قانون گذاران و هم قوانینی که وضع میکنند، از این طریق فیلتر میشود که در مورد موازین شرعی و اسلامی توضیحی در قانون اساسی داده نشده است.
◀️ در تحصیلات حوزوی عالی رتبه ترین افراد میتوانند کتابی را تحت عنوان رساله تنظیم نمایند که در واقع این رساله به جزئیترین مسائل و اعمال در زندگی روزمره اشاره میکند که فرد مسلمان باید از انجام آنها پرهیز نماید و یا باید آن اعمال را انجام دهد. رسالههای متعددی از افراد مختلف وجود دارد ولی بیش از ۹۵ درصد رساله ها عمدتاً شبیه همدیگر هستند. در این رساله ها موارد بسیاری وجود دارد که ناقض اعلامیه جهانی حقوق بشر و در نتیجه آن موجبات تبعیض علیه بشر را فراهم می کند.
◀️ مطالعه بندهایی از رساله آقای خمینی در افراد مختلف احساسات مختلفی را برمیانگیزد. برای برخی طنزگونه، برای برخی دیگر تأسفبار و برای برخی دیگر جزء مسایل عادی محسوب میشود.
◀️ مسأله 83- نجاسات یازده چیز است: اول:بول. دوم:غائط. سوم:منی. چهارم:مردار. پنجم:خون. ششم:سگ هفتم: خوک. هشتم:کافر. نهم:شراب. دهم:فقّاع. یازدهم:عرق شتر نجاستخوار.
◀️ مساله 106ـ کافر یعنی کسی که منکر خدا است، یا برای خدا شریک قرار می دهد، یا پیغمبری حضرت خاتم الانبیاء محمد بن عبدالله را قبول ندارد، نجس است.
◀️ تبعیضها و محدودیت های بسیاری بر پیروان دیگر ادیان (بهایی و ... ) تحمیل میشود. جلوگیری از تحصیل و کار دولتی و حتی ابطال پروانه کسب آنها در سایر مشاغل نمونه های عینی در مورد اینگونه تبعیضها میباشد.
◀️ موضوع دیگر آزار و اذیت افرادی است که دین خود را از اسلام به سایر ادیان حتی ادیان ابراهیمی تغیر دادهاند. این آزار در چندین مورد به اعدام نیز منجر شده است که نقض آشکار اعلامیه جهانی حقوق بشر است.
◀️ مساله 2783ـ مسلمان از کافر ارث می برد ولی کافر اگرچه پدر یا پسر میت باشد از او ارث نمی برد.
◀️ مساله 2375ـ پدر و جد پدری می توانند برای فرزند نابالغ یا دیوانۀ خود که به حال دیوانگی بالغ شده است ازدواج کنند. و بعد از آن که آن طفل بالغ شد یا دیوانه عاقل گردید، اگر ازدواجی که برای او کرده اند مفسده ای نداشته نمی تواند آن را به هم بزند و اگر مفسده ای داشته می تواند آن را به هم بزند.
◀️ مساله 2412ـ زنی که عقد دائمی شده نباید بدون اجازۀ شوهر از خانه بیرون رود، و باید خود را برای هر لذتی که او می خواهد، تسلیم نماید و بدون عذر شرعی از نزدیکی کردن او جلوگیری نکند.
Forwarded from دوماهنامه میهن | Mihan.net
📝 رعیّت، حاکمان و کاهنان
ا➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ا
👤 جورج سجعان جرداق - محمدجواد اکبرین
ا➖➖➖➖➖ا
◀️ جورج سجعان جرداق (۱۹۳۳ -۲۰۱۴) استاد ادبیات و فلسفه در دانشگاه لبنان بود؛ هر چند به شعر و تاریخ و نمایشنامهنویسی بیشتر شهرت داشت تا فلسفه او را در ايران و جامعه شيعه با كتاب پنج جلدى «امام على؛ صداى عدالت انسانى» مىشناسند و در لبنان با قصيده «امشب شب من است» كه «امكلثوم» آن را خوانده است.
◀️ مسئله عدل چندان برایش مهم بود که علیرغم دیانتِ مسیحیاش از ديوار دين و آئین عبور کرده بود و توجه «نهجالبلاغه» به عدالت و رفع فقر و تبعیض، او را به نوشتن کتابی در این باب کشانده بود؛ هر چند جرداق از شيعيان گلایه داشت! مىگفت «شيعيان كتاب مرا اعتراف به حقانیت خود خواندند تا على را به اندازه نداشتههاى خود پايين بياورند و نخواستند باور كنند كه او از يك مذهب بزرگتر است حتى اگر آن مذهب بر مدار و محورِ نامش شكل گرفته باشد».
◀️ گفت برای تحقق عدالت و رفع تبعیض، هم ایده دارد هم چهره. ایدهاش مالکیت مردم و آبادی زمین بود و چهرهاش علیبن ابیطالب! جرداق در یادداشت پیش رو که در نیمه دهه ۱۹۵۰ منتشر شده از ایده و چهرهی آرمانیاش میگوید با این یادآوری که او در منطقهای میزیست که کشاورزی درآمد محوریاش بود.
◀️ غرضام از ترجمه این یادداشت کوتاه فقط یک نکته است؛ ۷ دهه پس از این یادداشت، آنچه جرداق نوشته صرفنظر از آنکه در روش تا چه اندازه عملی باشد و در نظر برخی حتی تصویری رمانتیک از عدالت به دست دهد، اما همین که هنوز هم راه «مبارزه علیه فقر و تبعیض» از رویارویی با حکمرانان و کاهنان میگذرد نشان میدهد نوشتههای کهن لزوما کهنه نیست و ما گاهی از سر «تجدید عهد» به بازخوانیشان نیازمندیم تا مبادا «شهروندان مُحق» بیآنکه بدانند به تدریج به «رعیت مستحق» تبدیل شوند.
◀️ نخست: تعلق همه منابع ثروت به همه مردم به این معناست که به مقدار استحقاق میان افراد توزیع شود، البته پس از آنکه به همه امکان کار داده شود.
◀️ دوم: آبادى زمین، مایه و پایه رشد و معیشت است. از اینرو کارگزاران و کارمندان باید به آبادی زمین، بیش از آنچه در جمع مالیات مىکوشند نظر کنند.
◀️ برخی از پیشینیان مىپنداشتند که راه آبادى زمین استخدام اجباریِ بردگان است. مزد اندکی اگر به آنان پرداخت میشد از سر شفقت بود نه وظیفه! زیرا بهره از آنِ مالکان و اشراف بود. در این منظر، قدر انسان و مقدار کار از میان رفته بود. این منظر بدَوی اما قانونهای نوشته و نانوشته داشت. حاکمان و کاهنان از حرمتِ نداشتهی مردم و زحمتکشان بهرهها بردند و یکی با نام مملکت و دیگری از راه عبادت و عبودیت به کمک هم شتافتند و خون مردم را مکیدند.
◀️ کاهنان به مردم مىآموختند زمینی را که در آن کشت و کوشش مىکنند متعلق به آنان نیست، بلکه از آنِ خدایان معابد است و این خدایان، آنها را به حکمرانان بخشیدهاند و حکمرانان نیز به هر که بخواهند مىبخشند!
◀️ رعیت اندک اندک باور کرد که نه تنها بخشی از محصول زمینی را که در آن کشت و کار میکند باید به خدایان ببخشد و نه تنها حاکم که نظرکردهی خدایان است حق دارد آنچه میخواهد از محصول بردارد، بلکه به وقت ضرورت باید زمین و کار خود را ترک گوید و براى ارباب کار کند. رعیت سرانجام درنیافت که مالکیت چیست و اندازهاش تا کجاست. زیرا تاریخ رعیتِ عربی، تاریخِ غصب و تبعیض بود نه حق و عدالت.
💬 درمورد این مقاله 2 نظر داده شده، نظر شما چیست؟ 👈 @mihansitebot
http://mihan.net/1399/05/13/2796/
🌐 Mihan.net 🙂 @mihansitebot
ا➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ا
👤 جورج سجعان جرداق - محمدجواد اکبرین
ا➖➖➖➖➖ا
◀️ جورج سجعان جرداق (۱۹۳۳ -۲۰۱۴) استاد ادبیات و فلسفه در دانشگاه لبنان بود؛ هر چند به شعر و تاریخ و نمایشنامهنویسی بیشتر شهرت داشت تا فلسفه او را در ايران و جامعه شيعه با كتاب پنج جلدى «امام على؛ صداى عدالت انسانى» مىشناسند و در لبنان با قصيده «امشب شب من است» كه «امكلثوم» آن را خوانده است.
◀️ مسئله عدل چندان برایش مهم بود که علیرغم دیانتِ مسیحیاش از ديوار دين و آئین عبور کرده بود و توجه «نهجالبلاغه» به عدالت و رفع فقر و تبعیض، او را به نوشتن کتابی در این باب کشانده بود؛ هر چند جرداق از شيعيان گلایه داشت! مىگفت «شيعيان كتاب مرا اعتراف به حقانیت خود خواندند تا على را به اندازه نداشتههاى خود پايين بياورند و نخواستند باور كنند كه او از يك مذهب بزرگتر است حتى اگر آن مذهب بر مدار و محورِ نامش شكل گرفته باشد».
◀️ گفت برای تحقق عدالت و رفع تبعیض، هم ایده دارد هم چهره. ایدهاش مالکیت مردم و آبادی زمین بود و چهرهاش علیبن ابیطالب! جرداق در یادداشت پیش رو که در نیمه دهه ۱۹۵۰ منتشر شده از ایده و چهرهی آرمانیاش میگوید با این یادآوری که او در منطقهای میزیست که کشاورزی درآمد محوریاش بود.
◀️ غرضام از ترجمه این یادداشت کوتاه فقط یک نکته است؛ ۷ دهه پس از این یادداشت، آنچه جرداق نوشته صرفنظر از آنکه در روش تا چه اندازه عملی باشد و در نظر برخی حتی تصویری رمانتیک از عدالت به دست دهد، اما همین که هنوز هم راه «مبارزه علیه فقر و تبعیض» از رویارویی با حکمرانان و کاهنان میگذرد نشان میدهد نوشتههای کهن لزوما کهنه نیست و ما گاهی از سر «تجدید عهد» به بازخوانیشان نیازمندیم تا مبادا «شهروندان مُحق» بیآنکه بدانند به تدریج به «رعیت مستحق» تبدیل شوند.
◀️ نخست: تعلق همه منابع ثروت به همه مردم به این معناست که به مقدار استحقاق میان افراد توزیع شود، البته پس از آنکه به همه امکان کار داده شود.
◀️ دوم: آبادى زمین، مایه و پایه رشد و معیشت است. از اینرو کارگزاران و کارمندان باید به آبادی زمین، بیش از آنچه در جمع مالیات مىکوشند نظر کنند.
◀️ برخی از پیشینیان مىپنداشتند که راه آبادى زمین استخدام اجباریِ بردگان است. مزد اندکی اگر به آنان پرداخت میشد از سر شفقت بود نه وظیفه! زیرا بهره از آنِ مالکان و اشراف بود. در این منظر، قدر انسان و مقدار کار از میان رفته بود. این منظر بدَوی اما قانونهای نوشته و نانوشته داشت. حاکمان و کاهنان از حرمتِ نداشتهی مردم و زحمتکشان بهرهها بردند و یکی با نام مملکت و دیگری از راه عبادت و عبودیت به کمک هم شتافتند و خون مردم را مکیدند.
◀️ کاهنان به مردم مىآموختند زمینی را که در آن کشت و کوشش مىکنند متعلق به آنان نیست، بلکه از آنِ خدایان معابد است و این خدایان، آنها را به حکمرانان بخشیدهاند و حکمرانان نیز به هر که بخواهند مىبخشند!
◀️ رعیت اندک اندک باور کرد که نه تنها بخشی از محصول زمینی را که در آن کشت و کار میکند باید به خدایان ببخشد و نه تنها حاکم که نظرکردهی خدایان است حق دارد آنچه میخواهد از محصول بردارد، بلکه به وقت ضرورت باید زمین و کار خود را ترک گوید و براى ارباب کار کند. رعیت سرانجام درنیافت که مالکیت چیست و اندازهاش تا کجاست. زیرا تاریخ رعیتِ عربی، تاریخِ غصب و تبعیض بود نه حق و عدالت.
💬 درمورد این مقاله 2 نظر داده شده، نظر شما چیست؟ 👈 @mihansitebot
http://mihan.net/1399/05/13/2796/
🌐 Mihan.net 🙂 @mihansitebot
دوماهنامه میهن
دوماهنامه میهن | رعیّت، حاکمان و کاهنان
محمد جواد اکبرین: جورج سجعان جرداق (۱۹۳۳ -۲۰۱۴) استاد ادبیات و فلسفه در دانشگاه لبنان بود؛ هر چند به شعر و تاریخ و نمایشنامهنویسی بیشتر شهرت داشت تا فلسفه او را در ایران و جامعه شیعه با کتاب پنج جلدى «امام على؛ صداى عدالت انسانى» مىشناسند و در لبنان با…
Forwarded from دوماهنامه میهن | Mihan.net
📝 تورک دیلینده مدرسه اولمالیدیر هرکسه
ا➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ا
👤 علیرضا ایرانی
ا➖➖➖➖➖ا
◀️ تیم فوتبال تراکتور فقط یک تیم فوتبال نیست، بلکه محلی برای جمع شدن و بهانه ای برای بازخواست حکومت، جهت دستیابی به حق طبیعی خود یعنی آموزش زبان مادری است که توسط سازمان ملل و کنوانیسیونهای مربوط به آن به رسمیت شناخته میشود و در اصل ۱۵ قانون اساسی نیز به آن تاکید شده است، ولی نه تنها اجرا نمی شود بلکه از هر حرکت دیگر در راستای ترویج و بزرگداشت این زبان جلوگیری به عمل می آید.
◀️ این مقاله فقط درباره زمان مادری تورکی نیست بلکه میتواند به سایر زبانهای غیر از فارسی که در ایران رایج است نیز اطلاق شود مانند زبانهای کردی، لری، بلوچ و غیره.
◀️ در تفسیر عنوان این مقاله می توان دو مفهوم برداشت کرد. اولی تدریس زبان تورکی و دوم تدریس به زبان تورکی به طوری که از آموزش زبان دیگر (زبان فارسی) جلوگیری به عمل آید. مقصود ما همان مورد اول است. خواسته ای به حق که هیچ آسیبی به جامعه وارد نمی کند. پس چرا از آموزش این زبان و تلاش برای آموزش زبان در مدارس جلوگیری به عمل میآید؟
◀️ قبل از سال ۱۳۱۳ در سطح بینالمللی، ایران به نامی که اکنون میشناسیم شناخته نمیشد، بلکه در اکثر نامهها و قراردادهای بینالملی با نام پرشیا و یا با نام حکومت های حاکم مانند حکومت قاجاریه و یا صفویه شناخته میشد. در اوایل حکومت رضا شاه پهلوی گروهی از روشنفکران و مشاوران رضا شاه مانند محمد علی فروغی و سعید نفیسی به تقلید از ترکیه درصدد ایجاد و تقویت ملی گرایی ایرانی برآمدند. یکی از پیشنهادات آنها تاکید بر استفاده از نام ایران در معاهدات بینالمللی بود. به این ترتیب بر خلاف تصور اکثریت ایرانیان، ایران نامی جدید برای این مرز و بوم ولی با پیشینه تاریخیِ بسیار قدیمی و البته درخشان میباشد.
◀️ به اذعان بسیاری از صاحب نظران تاریخ و سیاست، رضا شاه پهلوی، سهم بسیاری در ساخت ایران نوین داشت و کمتر کسی منکر آن است، ولی یکی از انتقادهایی که بر حکومت وی وارد است، همین سیاست یکسانسازی فرهنگ چندزبانی به یک زبان (فارسی) است که زمینه ساز تبعیض بر گویشوران زبان های تورکی و کردی و ... شده است.
◀️ برخی خانوادهها در مناطق غیر فارسی زبان جهت برخورداری از آموزش بهتر و سایر امکانات فرهنگی که برای گویشوران فارسی زبان موجود است، ترجیح میدهند اولین زبان فرزندان خود (که در واقع همان زبان مادری نامیده میشود) زبان فارسی باشد که این کار به فرسایش زبان ترکی میانجامد. اسم ها، صفتها و حتی گاهی فعلها هم در زبان تورکی به کلمات فارسی تغییر مییابند که در طی چند دهه اخیر برای بیشتر تورک زبانان، این تغییرات مشهود است.
◀️ اردیبهشت و خرداد ۸۵ نقطه عطفی در مطالبه حق طبیعی آموزش زبان مادری در میان تورک زبانان بود. در واقع کاریکاتور چاپ شده در روزنامه ایران جرقه ای بود که باروت انباشته شده از تبعیض آگاهانه یا ناآگاهانه موجود توسط حکومت و جامعه را شعله ور ساخت.سطح گستردگی و شدت اعتراضات 85 را شاید بتوان همانند اعتراضات 88 جنبش سبز و شاید بیشتر (در شهرهای تورکزبان) در نظر گرفت.
◀️ این اعتراضات آنچنان که میبایست توسط نهادها و رسانه های دولتی و بینالمللی (مانند عفو بینالملل) رصد نشد، تعداد کشتهها توسط نیروهای امنیتی به گفته برخی معترضان و رسانه های غیر رسمی (شاید مغرضانه) دهها نفر اعلام شد، اما آنچه که شکی در آن نیست کشتار نقده (سولدوز) بود که به کشته شدن 5 نفر انجامید، ولی انعکاسی درخور در رسانههای جمعی (حتی صدای آمریکا یا بی بی سی) نداشت. در شبکه های استانی تلوزیون ایران نیز با فراخوان جهت تجمع، مردمِ معترض را به خیابانها کشیده و همانند حوادث کوی دانشگاه با حملات گاز انبری و استراتژی لوله کردن به سرکوب مردم پرداختند. چه بسیار دانشجویانی که ستارهدار شده و از ادامه تحصیل باز ماندند، چه بسیار افرادی که به زندان افتادند و انسانهایی که توسط سرکوبگران رژیم جان خود را از دست دادند.
ا➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ا
👤 علیرضا ایرانی
ا➖➖➖➖➖ا
◀️ تیم فوتبال تراکتور فقط یک تیم فوتبال نیست، بلکه محلی برای جمع شدن و بهانه ای برای بازخواست حکومت، جهت دستیابی به حق طبیعی خود یعنی آموزش زبان مادری است که توسط سازمان ملل و کنوانیسیونهای مربوط به آن به رسمیت شناخته میشود و در اصل ۱۵ قانون اساسی نیز به آن تاکید شده است، ولی نه تنها اجرا نمی شود بلکه از هر حرکت دیگر در راستای ترویج و بزرگداشت این زبان جلوگیری به عمل می آید.
◀️ این مقاله فقط درباره زمان مادری تورکی نیست بلکه میتواند به سایر زبانهای غیر از فارسی که در ایران رایج است نیز اطلاق شود مانند زبانهای کردی، لری، بلوچ و غیره.
◀️ در تفسیر عنوان این مقاله می توان دو مفهوم برداشت کرد. اولی تدریس زبان تورکی و دوم تدریس به زبان تورکی به طوری که از آموزش زبان دیگر (زبان فارسی) جلوگیری به عمل آید. مقصود ما همان مورد اول است. خواسته ای به حق که هیچ آسیبی به جامعه وارد نمی کند. پس چرا از آموزش این زبان و تلاش برای آموزش زبان در مدارس جلوگیری به عمل میآید؟
◀️ قبل از سال ۱۳۱۳ در سطح بینالمللی، ایران به نامی که اکنون میشناسیم شناخته نمیشد، بلکه در اکثر نامهها و قراردادهای بینالملی با نام پرشیا و یا با نام حکومت های حاکم مانند حکومت قاجاریه و یا صفویه شناخته میشد. در اوایل حکومت رضا شاه پهلوی گروهی از روشنفکران و مشاوران رضا شاه مانند محمد علی فروغی و سعید نفیسی به تقلید از ترکیه درصدد ایجاد و تقویت ملی گرایی ایرانی برآمدند. یکی از پیشنهادات آنها تاکید بر استفاده از نام ایران در معاهدات بینالمللی بود. به این ترتیب بر خلاف تصور اکثریت ایرانیان، ایران نامی جدید برای این مرز و بوم ولی با پیشینه تاریخیِ بسیار قدیمی و البته درخشان میباشد.
◀️ به اذعان بسیاری از صاحب نظران تاریخ و سیاست، رضا شاه پهلوی، سهم بسیاری در ساخت ایران نوین داشت و کمتر کسی منکر آن است، ولی یکی از انتقادهایی که بر حکومت وی وارد است، همین سیاست یکسانسازی فرهنگ چندزبانی به یک زبان (فارسی) است که زمینه ساز تبعیض بر گویشوران زبان های تورکی و کردی و ... شده است.
◀️ برخی خانوادهها در مناطق غیر فارسی زبان جهت برخورداری از آموزش بهتر و سایر امکانات فرهنگی که برای گویشوران فارسی زبان موجود است، ترجیح میدهند اولین زبان فرزندان خود (که در واقع همان زبان مادری نامیده میشود) زبان فارسی باشد که این کار به فرسایش زبان ترکی میانجامد. اسم ها، صفتها و حتی گاهی فعلها هم در زبان تورکی به کلمات فارسی تغییر مییابند که در طی چند دهه اخیر برای بیشتر تورک زبانان، این تغییرات مشهود است.
◀️ اردیبهشت و خرداد ۸۵ نقطه عطفی در مطالبه حق طبیعی آموزش زبان مادری در میان تورک زبانان بود. در واقع کاریکاتور چاپ شده در روزنامه ایران جرقه ای بود که باروت انباشته شده از تبعیض آگاهانه یا ناآگاهانه موجود توسط حکومت و جامعه را شعله ور ساخت.سطح گستردگی و شدت اعتراضات 85 را شاید بتوان همانند اعتراضات 88 جنبش سبز و شاید بیشتر (در شهرهای تورکزبان) در نظر گرفت.
◀️ این اعتراضات آنچنان که میبایست توسط نهادها و رسانه های دولتی و بینالمللی (مانند عفو بینالملل) رصد نشد، تعداد کشتهها توسط نیروهای امنیتی به گفته برخی معترضان و رسانه های غیر رسمی (شاید مغرضانه) دهها نفر اعلام شد، اما آنچه که شکی در آن نیست کشتار نقده (سولدوز) بود که به کشته شدن 5 نفر انجامید، ولی انعکاسی درخور در رسانههای جمعی (حتی صدای آمریکا یا بی بی سی) نداشت. در شبکه های استانی تلوزیون ایران نیز با فراخوان جهت تجمع، مردمِ معترض را به خیابانها کشیده و همانند حوادث کوی دانشگاه با حملات گاز انبری و استراتژی لوله کردن به سرکوب مردم پرداختند. چه بسیار دانشجویانی که ستارهدار شده و از ادامه تحصیل باز ماندند، چه بسیار افرادی که به زندان افتادند و انسانهایی که توسط سرکوبگران رژیم جان خود را از دست دادند.
Forwarded from دوماهنامه میهن | Mihan.net
📝 محروم از همه چیز: زندگی شهروندان افغان در ایران
ا➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ا
👤 جوشوا اِوانژِلیستا - فواد روستائی
ا➖➖➖➖➖ا
◀️ اشغال افغانستان توسّط نیروهای ارتش سرخ اتحاد شوروی در سال ۱۹۷۹ به آواره شدن شهروندان این کشور در دیگر کشورها منجر شد. چهل سال پس از این رویداد، میلیونها شهروند افغان در ایران قربانی انواع آزار و اذیّت اند.
◀️ عبدالعلی در پایان و پیش از آن که با گاری خود و دخترک هفت ساله کار را از سر گیرد می گوید: "ما افغان هستیم و سرنوشت ما انجام کارهائی است که ایرانی ها نمی خواهند انجام دهند. تقدیری که تا دمِ مرگ با ماست."
◀️ کار عبدالعلی تنها منبع درآمد خانوادهی پرجمعیّت پسرِ بیکار او نیز می باشد. در ماه های اخیر، نوه ی هفت ساله ی او به کمک پدر بزرگ آمده و زباله ها و آشغال های کوچک تر را جمع می کند. عبدالعلی پسر دیگری به نام "ماهر" نیز دارد که پس از اخراج شدن از ایران در جائی در افغانستان است. جائی که عبدالعلی نمیداند کجاست. عبدالعلی خبری از پسر خود ندارد و نگران ان است که به دست طالبان یا داعش کشته شده باشد.
◀️ یزد شهری با جمعیّتی نیم میلیونی است که هزاران پناهجوی ی افغان را در خود جای داده است که اکثریت آنان به صورتِ غیرقانونی در خانه هائی محقّر در این شهر ساکن اند. کار بیشترین شمار این افغان ها بنّائی، نظافت فاضلاب ها یا بارکِشی است و اکثراً آماج توهین های ساکنان شهر اند. شهروندانی که گهگاه تظاهراتی ولو غیرِ رسمی هم علیه حضور آنان برپا کرده اند.
◀️ یک ملّای هزاره ی افغان – هزاره ها شیعیان افغانستان اند - در مورد برخورد مردم با افغان ها می گوید : " نمی توان گفت که همه ی اهالی شهر از ما متنفر هستند. ما دارای ریشه های مشترک مذهبی و آداب و رسومی مشابه هستیم. امّا ما در یک بافتار اجتماعی تبعیض آمیز و جداسری زندگی می کنیم که به تندروها اجازه می دهد به هرکاری دل شان خواست دست بزنند بدون آن که مجازاتی در انتظارشان باشد".
◀️ شعار هائی نیر علیه حضور مهاجران در شهر یزد در مرکز این شهر بر دیوارها خودنمائی می کند که امضای "اهالی محّل" را در پای خود دارد. آن چه که در یزد می گذرد منحصر به این شهر نیست و مهاجران افغان در همه ی شهرهای بزرگ ایران با چنین مصائبی رو به رو هستند.
◀️ چهاردهه پس از آغاز این مهاجرت بزرگ در حدوسه میلیون نفر از جمعیّت هشتاد میلیونی ایران را مهاجران افغان تشکیل می دهند.
◀️ آیت الله خامنه ای در سال ۱٣۹۵ در دیداری با اشرف غنی رئیس جمهوری افغانستان مدعی شد : "برخلاف برخی کشورها چون انگلیس و ایالات متحده ی آمریکا، جمهوری اسلامیِ ایران همواره با مهمان نوازی، برادری و احترام با مردم افغانستان برخورد کرده است". این سخنان برای پناهندگان و پناه جویانِ افغان که در ایران متولد و بزرگ شده اند بیشتر به شوخی می ماند.
◀️ بر اساس یکی از گزارش های سازمان "دیده بان حقوق بشر" که در سال ۱۶·۲ میلادی منتشر شده است جمهوری اسلامی ایران به رغم وخیم تر شدن هر چه بیشتر اوضاع در افغانستان شرایط اخذ پناهندگی یا اقامت های دیگر در چهارچوب مهاجرت را برای افغان ها دشوار تر و محدود تر کرده است. پناهجویان افغان با رشته ی بی پایانی از تبعیض ها رو به رو هستند. این تبعیض ها و سختگیری ها به حدی است که گروهی از افغان ها به فکر متوّسل شدن به قاچاقچیان انسان برای رساندن خود به اروپا می شوند.
◀️ اتهّام دیگری که به جمهوری اسلامی در ارتباط با مهاجران و پناهجویان افغان وارد می شود این است که هیچ کاری برای مقابله با خشونت های روزافزونِ ناشی از بیگانه ستیزی در کشور و پاسخگو کردن مسئولان در این عرصه و حفاظت از افغان ها نمی کند.
◀️ پناهنده ی افغان بودن به این معناست که این شخص نمی تواند دارنده ی یک حساب بانکی، مالک یک خانه یا یک خودرو یا حتی یک سیم کارت تلفن باشد مگر به واسطه ی یک ایرانی. چنین شخصی نمی تواند یک کارفرما باشد یا در مقام و جایگاه حقوق بگیر نیز هر لحظه با خطر اخراج رو به روست. اگر یک شهروند افغان بدون اجازه ی اقامت یا دیگر اسناد لازم بازداشت شود به آن مناطقی از کشورش بازگردانده خواهد شد که در دست طالبان یا داعش است.
◀️ افغان ها را می توان توسّطِ سپاه پاسداران برای جنگیدن راهی سوریه کرد. بسیاری از پناهندگان افغان برای حفاظت از "اماکن مقدّسه" یا گرفتن اجازه ی اقامت طولانی مدت و یا حقوق و مزایای بیشتر این مأموریّت را می پذیرند. با وجود این بر اساس پاره ای از گزارش ها حتّی برای کسانی هم که به جبهه های جنگ سوریه اعزام شده اند به بسیاری از وعده ها و قول های داده شده عمل نمی شود.
ا➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ا
👤 جوشوا اِوانژِلیستا - فواد روستائی
ا➖➖➖➖➖ا
◀️ اشغال افغانستان توسّط نیروهای ارتش سرخ اتحاد شوروی در سال ۱۹۷۹ به آواره شدن شهروندان این کشور در دیگر کشورها منجر شد. چهل سال پس از این رویداد، میلیونها شهروند افغان در ایران قربانی انواع آزار و اذیّت اند.
◀️ عبدالعلی در پایان و پیش از آن که با گاری خود و دخترک هفت ساله کار را از سر گیرد می گوید: "ما افغان هستیم و سرنوشت ما انجام کارهائی است که ایرانی ها نمی خواهند انجام دهند. تقدیری که تا دمِ مرگ با ماست."
◀️ کار عبدالعلی تنها منبع درآمد خانوادهی پرجمعیّت پسرِ بیکار او نیز می باشد. در ماه های اخیر، نوه ی هفت ساله ی او به کمک پدر بزرگ آمده و زباله ها و آشغال های کوچک تر را جمع می کند. عبدالعلی پسر دیگری به نام "ماهر" نیز دارد که پس از اخراج شدن از ایران در جائی در افغانستان است. جائی که عبدالعلی نمیداند کجاست. عبدالعلی خبری از پسر خود ندارد و نگران ان است که به دست طالبان یا داعش کشته شده باشد.
◀️ یزد شهری با جمعیّتی نیم میلیونی است که هزاران پناهجوی ی افغان را در خود جای داده است که اکثریت آنان به صورتِ غیرقانونی در خانه هائی محقّر در این شهر ساکن اند. کار بیشترین شمار این افغان ها بنّائی، نظافت فاضلاب ها یا بارکِشی است و اکثراً آماج توهین های ساکنان شهر اند. شهروندانی که گهگاه تظاهراتی ولو غیرِ رسمی هم علیه حضور آنان برپا کرده اند.
◀️ یک ملّای هزاره ی افغان – هزاره ها شیعیان افغانستان اند - در مورد برخورد مردم با افغان ها می گوید : " نمی توان گفت که همه ی اهالی شهر از ما متنفر هستند. ما دارای ریشه های مشترک مذهبی و آداب و رسومی مشابه هستیم. امّا ما در یک بافتار اجتماعی تبعیض آمیز و جداسری زندگی می کنیم که به تندروها اجازه می دهد به هرکاری دل شان خواست دست بزنند بدون آن که مجازاتی در انتظارشان باشد".
◀️ شعار هائی نیر علیه حضور مهاجران در شهر یزد در مرکز این شهر بر دیوارها خودنمائی می کند که امضای "اهالی محّل" را در پای خود دارد. آن چه که در یزد می گذرد منحصر به این شهر نیست و مهاجران افغان در همه ی شهرهای بزرگ ایران با چنین مصائبی رو به رو هستند.
◀️ چهاردهه پس از آغاز این مهاجرت بزرگ در حدوسه میلیون نفر از جمعیّت هشتاد میلیونی ایران را مهاجران افغان تشکیل می دهند.
◀️ آیت الله خامنه ای در سال ۱٣۹۵ در دیداری با اشرف غنی رئیس جمهوری افغانستان مدعی شد : "برخلاف برخی کشورها چون انگلیس و ایالات متحده ی آمریکا، جمهوری اسلامیِ ایران همواره با مهمان نوازی، برادری و احترام با مردم افغانستان برخورد کرده است". این سخنان برای پناهندگان و پناه جویانِ افغان که در ایران متولد و بزرگ شده اند بیشتر به شوخی می ماند.
◀️ بر اساس یکی از گزارش های سازمان "دیده بان حقوق بشر" که در سال ۱۶·۲ میلادی منتشر شده است جمهوری اسلامی ایران به رغم وخیم تر شدن هر چه بیشتر اوضاع در افغانستان شرایط اخذ پناهندگی یا اقامت های دیگر در چهارچوب مهاجرت را برای افغان ها دشوار تر و محدود تر کرده است. پناهجویان افغان با رشته ی بی پایانی از تبعیض ها رو به رو هستند. این تبعیض ها و سختگیری ها به حدی است که گروهی از افغان ها به فکر متوّسل شدن به قاچاقچیان انسان برای رساندن خود به اروپا می شوند.
◀️ اتهّام دیگری که به جمهوری اسلامی در ارتباط با مهاجران و پناهجویان افغان وارد می شود این است که هیچ کاری برای مقابله با خشونت های روزافزونِ ناشی از بیگانه ستیزی در کشور و پاسخگو کردن مسئولان در این عرصه و حفاظت از افغان ها نمی کند.
◀️ پناهنده ی افغان بودن به این معناست که این شخص نمی تواند دارنده ی یک حساب بانکی، مالک یک خانه یا یک خودرو یا حتی یک سیم کارت تلفن باشد مگر به واسطه ی یک ایرانی. چنین شخصی نمی تواند یک کارفرما باشد یا در مقام و جایگاه حقوق بگیر نیز هر لحظه با خطر اخراج رو به روست. اگر یک شهروند افغان بدون اجازه ی اقامت یا دیگر اسناد لازم بازداشت شود به آن مناطقی از کشورش بازگردانده خواهد شد که در دست طالبان یا داعش است.
◀️ افغان ها را می توان توسّطِ سپاه پاسداران برای جنگیدن راهی سوریه کرد. بسیاری از پناهندگان افغان برای حفاظت از "اماکن مقدّسه" یا گرفتن اجازه ی اقامت طولانی مدت و یا حقوق و مزایای بیشتر این مأموریّت را می پذیرند. با وجود این بر اساس پاره ای از گزارش ها حتّی برای کسانی هم که به جبهه های جنگ سوریه اعزام شده اند به بسیاری از وعده ها و قول های داده شده عمل نمی شود.
Forwarded from دوماهنامه میهن | Mihan.net
Mihan_35.pdf
1.4 MB