مرگ خاموش یک انقلابی سابق و پیام عبرت آموز خانواده او
ابوالقاسم سرحدی زاده از بی حاشیه ترین سیاستمداران جمهوری اسلامی پس از یکدوره طولانی بیماری درگذشت. بازماندگان سرحدی زاده پیام عبرت آموزی صادر کرده و خواستار گذشت ایرانیان نسبت به خطاهای احتمالی او شده اند
<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/rIvP5j2CNFs" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
ابوالقاسم سرحدی زاده از بی حاشیه ترین سیاستمداران جمهوری اسلامی پس از یکدوره طولانی بیماری درگذشت. بازماندگان سرحدی زاده پیام عبرت آموزی صادر کرده و خواستار گذشت ایرانیان نسبت به خطاهای احتمالی او شده اند
<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/rIvP5j2CNFs" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
YouTube
مرگ خاموش یک انقلابی سابق و پیام عبرت آموز خانواده او
ابوالقاسم سرحدی زاده از بی حاشیه ترین سیاستمداران جمهوری اسلامی پس از یکدوره طولانی بیماری درگذشت. بازماندگان سرحدی زاده پیام عبرت آموزی صادر کرده و خواستار گذشت ایرانیان نسبت به خطاهای احتمالی او شده اند
Forwarded from M
سه ماه از معرفی و رونمایی دستگاه کرونایاب (مستعان ۱۱۰) گذشته است. خوب است گزارشی از عملکرد این دستگاه و تعداد ویروسها و بیمارانی که یافته، داده شود؛ بهخصوص حالا که خبرهای کرونایی زیاد هم شده است.
#نیمکت
http://T.me/nymkat
#نیمکت
http://T.me/nymkat
Forwarded from صادق زیباکلام - Sadegh Zibakalam
✍️توافق ایران و چین: تشابهات و تفاوتها با امتیازهای گذشته| ۱ مرداد ۹۹
🔹امروز جلسه مشترک سرمایه اجتماعی و اقتصاد دانشگاه تهران با حضور آقای دکترظریف بعنوان میهمان ویژه بود. موضوع نشست هم، توافق بیست و پنج ساله ایران و چین بود. روز قبلش در یک نشست دیگری از اساتید نظرخواهی شده بود که فردا کدام نکات مهم را میخواهند در رابطه با آن توافق با آقای ظریف در میان بگذارند. در آن جلسه من گفتم که میخواهم تشابه و تفاوتهای توافق با چین را با موارد گذشته همچون رویتر یا۱۹۱۹ مقایسه کنم. میدانیم که نگاهی بسیارمنفی به آنان وجود دارد و آنها را طرحهای استعماری به منظور غارت منابع کشور و تبدیل ایران به مستعمره میدانند.
🔹قبل از ارائه نظرم گفتم که من بر خلاف نظر رایج،اتفاقاً معتقدم امتیاز رویتر گام سودمندی برای ایران بود و اگر تحقق پیدا میکرد یقیناً کمک به پیشرفت و ترقی ایران میکرد. استخراج معادن، کشف نفت، احداث راه آهن، ساخت بنادر، کشیدن تلگراف و این دست اقدامات جزء امتیاز رویتر بود. من البته این نظر مثبت را پیرامون قرارداد۱۹۱۹ ندارم؛ اگرچه آن قرارداد هم موجبات پیشرفت و ترقی ایران را فراهم میآوُرد. مخالفتم بواسطه آنست که ایران تبدیل به تحت الحمایه انگلستان میشد.
🔹نخستین تشابه میان توافق با چین وامتیاز رویتر آنست که ایران در مقطعی که امتیاز رویتر را واگذار نمود در شرایطی قرار داشت که خودش به هیچروی نمیتوانست هیچیک از آن اقدامات را انجام دهد. امروز هم ایران در شرایطی قرار گرفته که طرحهایی را که چینیها قرار است انجام دهند خودش نمیتواند آنها را بثمر برساند. با این تفاوت که در ایرانِ عصر رویتر، مجموعهای از شرایط تاریخی ایران را به آن وضعیت درآورده بود. درحالیکه وضعیتی که ما را امروز ناتوان و وابسته به چین و روسیه نموده، محصول سیاستهای غربستیزی، آمریکاستیزی و صدور انقلاب است.
🔹تفاوت ما با ناصرالدینشاه و صدراعظم ترقیخواهش، میرزاحسین خان سپهسالار، آن است که آنها چاره دیگری بجز سرمایه گذاری رویتر نداشتند. نه سرمایه داشتند، نه درآمد، نه علم ودانش، نه افراد تحصیلکرده و کاردان. اما ما امروز همه اینها را داریم لکن با دست خودمان بواسطه ایدئولوژی انقلابی که انتخاب کرده و به آن افتخار هم میکنیم، روز به روز بیشتر به قهقرا میرویم و به چین و روسیه وابسته تر میشویم.
https://www.instagram.com/p/CC8nTjEJmKk/?igshid=x4eomddfye6s
🔹امروز جلسه مشترک سرمایه اجتماعی و اقتصاد دانشگاه تهران با حضور آقای دکترظریف بعنوان میهمان ویژه بود. موضوع نشست هم، توافق بیست و پنج ساله ایران و چین بود. روز قبلش در یک نشست دیگری از اساتید نظرخواهی شده بود که فردا کدام نکات مهم را میخواهند در رابطه با آن توافق با آقای ظریف در میان بگذارند. در آن جلسه من گفتم که میخواهم تشابه و تفاوتهای توافق با چین را با موارد گذشته همچون رویتر یا۱۹۱۹ مقایسه کنم. میدانیم که نگاهی بسیارمنفی به آنان وجود دارد و آنها را طرحهای استعماری به منظور غارت منابع کشور و تبدیل ایران به مستعمره میدانند.
🔹قبل از ارائه نظرم گفتم که من بر خلاف نظر رایج،اتفاقاً معتقدم امتیاز رویتر گام سودمندی برای ایران بود و اگر تحقق پیدا میکرد یقیناً کمک به پیشرفت و ترقی ایران میکرد. استخراج معادن، کشف نفت، احداث راه آهن، ساخت بنادر، کشیدن تلگراف و این دست اقدامات جزء امتیاز رویتر بود. من البته این نظر مثبت را پیرامون قرارداد۱۹۱۹ ندارم؛ اگرچه آن قرارداد هم موجبات پیشرفت و ترقی ایران را فراهم میآوُرد. مخالفتم بواسطه آنست که ایران تبدیل به تحت الحمایه انگلستان میشد.
🔹نخستین تشابه میان توافق با چین وامتیاز رویتر آنست که ایران در مقطعی که امتیاز رویتر را واگذار نمود در شرایطی قرار داشت که خودش به هیچروی نمیتوانست هیچیک از آن اقدامات را انجام دهد. امروز هم ایران در شرایطی قرار گرفته که طرحهایی را که چینیها قرار است انجام دهند خودش نمیتواند آنها را بثمر برساند. با این تفاوت که در ایرانِ عصر رویتر، مجموعهای از شرایط تاریخی ایران را به آن وضعیت درآورده بود. درحالیکه وضعیتی که ما را امروز ناتوان و وابسته به چین و روسیه نموده، محصول سیاستهای غربستیزی، آمریکاستیزی و صدور انقلاب است.
🔹تفاوت ما با ناصرالدینشاه و صدراعظم ترقیخواهش، میرزاحسین خان سپهسالار، آن است که آنها چاره دیگری بجز سرمایه گذاری رویتر نداشتند. نه سرمایه داشتند، نه درآمد، نه علم ودانش، نه افراد تحصیلکرده و کاردان. اما ما امروز همه اینها را داریم لکن با دست خودمان بواسطه ایدئولوژی انقلابی که انتخاب کرده و به آن افتخار هم میکنیم، روز به روز بیشتر به قهقرا میرویم و به چین و روسیه وابسته تر میشویم.
https://www.instagram.com/p/CC8nTjEJmKk/?igshid=x4eomddfye6s
Instagram
Sadegh Zibakalam|صادق زیباکلام
توافق ایران و چین: تشابهات و تفاوتها با امتیازهای گذشته. امروز جلسه مشترک سرمایه اجتماعی و اقتصاد دانشگاه تهران با حضور آقای دکترظریف بعنوان میهمان ویژه بود. موضوع نشست هم، توافق بیست و پنج ساله ایران و چین بود.روز قبلش در یک نشست دیگری از اساتید نظرخواهی…
Forwarded from صادق زیباکلام - Sadegh Zibakalam
✍️مکتوب دوم توافق ایران و چین|۲ مرداد۹۹
🔹بعد از سخنان مبسوط آقای دکتر ظریف پیرامون روند چندساله شکلگیری توافق با چین، شماری از اساتید به صورت حضوری یا آنلاین نقطه نظراتشان را بیان کردند. من درنوبتم عرض کردم که شما در پذیرش این توافق با سه مانع عمده روبهرو هستید:
-اول : بی اعتمادی بسیاری از اقشار تحصیلکرده به تصمیمات و سیاستهای نظام.
-دوم : تاریخ،یا درست تر گفته باشم تحریف تاریخ توسط نظام که اکنون گریبانگیر خود نظام شده.
-سوم: ممانعت تندروها
🔹پیرامون بیاعتمادی مردم نیازی به توضیح نمیرود. آنقدر دروغ و تحریف از مسئولین شنیدهاند که اگر وسط روز هم دولتمردان ما بگویند الان ظهر است، بسیاری باور نمیکنند.چه رسد باینکه نظام مدعی شود که توافق با چین بنفع ایران است.
اما درخصوص تاریخ.ظرف چهل و یک سال گذشته بسیاری از جنبههای تاریخ معاصر را نظام تحریف نموده و روایتی را که با جهانبینی و ایدئولوژیاش همخوانی داشته را جایگزین واقعیتها نموده. از جمله تحریفهایی که صورت گرفته آن است که هر قرارداد، معامله یا توافقی که با غربیها صورت گرفته، لزوماً توطئه و تلاشی بوده از سوی غربیهای ظالم و استثمارگر بمنظور غارت منابع ایران وصد البته ایرانیانی هم که توافقات با غربیها را انجام دادهاند، مزدور، خودفروخته، نوکر، عامل بیگانه، وطنفروش و خائن بودهاند. در مقابل ایرانیانی که علیه این قراردادهای ظالمانه استعماری برخاستهاند، وطنپرست، ملی و آزاده بوده اند. در آموزشِ تاریخ رسمی، همه قراردادها از امتیاز رویتر، تنباکو، دارسی، قرارداد۱۹۱۹،توافق نفتی ۱۹۳۳ میان رضاشاه با انگلستان، کنسرسیوم و ... جملگی خائنانه بودهاند.
درحالیکه نظام عمری است این تاریخ تحریف شده را آموزش داده، میخواهد به یکباره مردم بپذیرند که همه آن قراردادها، خائنانه بوده اما توافق با چین و روسیه استثنا ملی و وطنپرستانه هستند.
میرسیم به مانع سوم:تندروها
بعنوان یک قاعده کلی، تندروها با هرسیاستی که ممکن است نفعی به دولت روحانی برساند مخالفت خواهند نمود؛صرفنظر از آنکه آن تصمیم بنفع مملکت باشد یا نه. نمونه بارز آن هم برجام بود که از همان ابتدا که مذاکرات شروع شد، تحت عنوان "دلواپسان" جبهه گیری کردند. بعد هم که توافق صورت گرفت هر تیغ و تیشهای که توانستند برسر راه آن ریختند تا مبادا خللی در "آمریکاستیزی" ایجاد شود. دست آخر هم که ترامپ تیر خلاص را شلیک کرد، گفتند ما که از ابتدا میگفتیم به آمریکاییها نمیشود اعتماد کرد.
https://www.instagram.com/p/CC_qRJ4Jsq9/?igshid=ks12wq9zcqvo
🔹بعد از سخنان مبسوط آقای دکتر ظریف پیرامون روند چندساله شکلگیری توافق با چین، شماری از اساتید به صورت حضوری یا آنلاین نقطه نظراتشان را بیان کردند. من درنوبتم عرض کردم که شما در پذیرش این توافق با سه مانع عمده روبهرو هستید:
-اول : بی اعتمادی بسیاری از اقشار تحصیلکرده به تصمیمات و سیاستهای نظام.
-دوم : تاریخ،یا درست تر گفته باشم تحریف تاریخ توسط نظام که اکنون گریبانگیر خود نظام شده.
-سوم: ممانعت تندروها
🔹پیرامون بیاعتمادی مردم نیازی به توضیح نمیرود. آنقدر دروغ و تحریف از مسئولین شنیدهاند که اگر وسط روز هم دولتمردان ما بگویند الان ظهر است، بسیاری باور نمیکنند.چه رسد باینکه نظام مدعی شود که توافق با چین بنفع ایران است.
اما درخصوص تاریخ.ظرف چهل و یک سال گذشته بسیاری از جنبههای تاریخ معاصر را نظام تحریف نموده و روایتی را که با جهانبینی و ایدئولوژیاش همخوانی داشته را جایگزین واقعیتها نموده. از جمله تحریفهایی که صورت گرفته آن است که هر قرارداد، معامله یا توافقی که با غربیها صورت گرفته، لزوماً توطئه و تلاشی بوده از سوی غربیهای ظالم و استثمارگر بمنظور غارت منابع ایران وصد البته ایرانیانی هم که توافقات با غربیها را انجام دادهاند، مزدور، خودفروخته، نوکر، عامل بیگانه، وطنفروش و خائن بودهاند. در مقابل ایرانیانی که علیه این قراردادهای ظالمانه استعماری برخاستهاند، وطنپرست، ملی و آزاده بوده اند. در آموزشِ تاریخ رسمی، همه قراردادها از امتیاز رویتر، تنباکو، دارسی، قرارداد۱۹۱۹،توافق نفتی ۱۹۳۳ میان رضاشاه با انگلستان، کنسرسیوم و ... جملگی خائنانه بودهاند.
درحالیکه نظام عمری است این تاریخ تحریف شده را آموزش داده، میخواهد به یکباره مردم بپذیرند که همه آن قراردادها، خائنانه بوده اما توافق با چین و روسیه استثنا ملی و وطنپرستانه هستند.
میرسیم به مانع سوم:تندروها
بعنوان یک قاعده کلی، تندروها با هرسیاستی که ممکن است نفعی به دولت روحانی برساند مخالفت خواهند نمود؛صرفنظر از آنکه آن تصمیم بنفع مملکت باشد یا نه. نمونه بارز آن هم برجام بود که از همان ابتدا که مذاکرات شروع شد، تحت عنوان "دلواپسان" جبهه گیری کردند. بعد هم که توافق صورت گرفت هر تیغ و تیشهای که توانستند برسر راه آن ریختند تا مبادا خللی در "آمریکاستیزی" ایجاد شود. دست آخر هم که ترامپ تیر خلاص را شلیک کرد، گفتند ما که از ابتدا میگفتیم به آمریکاییها نمیشود اعتماد کرد.
https://www.instagram.com/p/CC_qRJ4Jsq9/?igshid=ks12wq9zcqvo
Instagram
Sadegh Zibakalam|صادق زیباکلام
مکتوب دوم توافق ایران و چین. بعد از سخنان مبسوط آقای دکتر ظریف پیرامون روند چندساله شکلگیری توافق با چین، شماری از اساتید به صورت حضوری یا آنلاین نقطه نظراتشان را بیان کردند. من درنوبتم عرض کردم که شما در پذیرش این توافق با سه مانع عمده روبهرو هستید. اول…
🔳⭕️ سندروم «خشم پیادهرو» ایرانیان
دکتر مجتبی لشکربلوکی
بجُنب لعنتی! حتما همه ما این تجربه را داشتهایم: چراغ سبز شده اما ماشین جلویی هنوز راه نیفتاده یا ده نفر توی صف سوپرمارکتی ایستادهاند اما نفر جلویی بعد از اینکه وسایلش را جمع کرده تازه دارد خیلی بیخیال دنبال کیف پولش میگردد. این انتظارها مغز ما را منفجر میکند، حتی اگر چند ثانیه بیشتر طول نکشد. توی دلمان فحش میدهیم. به این حالت روانی وقتی که بیهوده معطل میشویم، میگویند «سندروم خشم پیادهرو»! نام این سندروم از کجا آمده است؟
آیا تابهحال برایتان پیش آمده که هنگام راهرفتن با جمعی از دوستان، یکی از آنها سرعت کمتری دارد و خیلی آرام و سلانه سلانه قدم برمیدارد و این باعث خشم شما میشود. البته، خشم فقط در پیادهروی خود را نشان نمیدهد بلکه رانندههای کُنددست، اینترنت کند، معطلی در مطب دکتر، صفهای طولانی خرید که به کندی جلو میروند، همۀ این کندیها دیوانهمان میکنند! (رفرنس: نشریه وزین ترجمان)
ما ایرانیان نیز مانند همه مردم جهان در معرض این سندروم هستیم. اما یک نکته وجود دارد یک خشم جمعی در مردم ایران وجود دارد که شبیه به همین سندروم است. خشم ناشی از کُندی نظام کشورداری. همیشه سوال میکنیم که چرا دولت کاری نمیکند؟ چرا حاکمیت دست به اقدام موثری نمیزند؟ چرا مسوولین خوابند؟ مردم ما خشمگین هستند از این همه کندی. شبیه همان خشمی که چراغ سبز شده است و ما منتظریم ماشین جلویی (دولت) حرکت کند اما میبینیم که دست دست میکند. این همه کندی نظام کشورداری ما را دیوانه میکند!
☑️ تحلیل و تجویز راهبردی:
قبل از اینکه بیشتر توضیح بدهم. شما را به یک چالش دعوت میکنم. نوشته زیر را بخوانید و بگویید که این نوشته برای چه دورانی است؟
"در ایران کمیسیونها، شوراهای عالی و سازمانهای دولتی زیادی وجود دارد که رسما مسئولیت اتخاذ و اجرای سیاستها را برعهده دارند. بنابراین، در هر زمان چند سازمان وجود دارد که قانونا مجاز به سیاستگذاری هستند. در سالهای اخیر درجه اهمیت این سازمانها تقریبا ماه به ماه تغییر کرده است. در چنین محیطی برای سد کردن راه یک سیاست به راحتی میتوان یک سازمان دولتی را علیه سازمان دیگر برانگیخت یا از اجرای تصميمات یک سازمان از طریق ارجاع موضوع به سازمان یا شورای دیگر، جلوگیری کرد. در نتیجه این وضع هیچ فرد، شورا یا سازمانی را نمیتوان مسوول موفقیت یا شکست دانست. همه اینها سبب شده است که نظام اداری [نظام کشورداری] ایران نتواند تصمیم بگیرد و تقریبا هیچ یک از تصمیمات اتخاذ شده بدرستی اجرا نشدهاند"
این نوشته را که میخوانی، انگار همین دیروز نوشته شده. اما تاریخ این نوشته مربوط است به ۱۳۴۲. حدود ۶۰ سال پیش! چه کسی این مطلب را نوشته؟ مشاورینی که از هاروارد به ایران آمده بودند و بعد از هفت سال تجربه مستقیم و غوطهخوردن در نظام کشورداری دیدگاههای خود را در کتاب برنامهریزی در ایران نوشتهاند. نظام کشورداری ما در طول این سالها بدتر هم شده؛ تلنبار شدن آیین نامهها و دستورالعملهای متداخل، تنوع دستگاههایی که راجع به یک موضوع با حق و بدون حق دخالت میکنند و سازوکارهای نظارتی متعدد و کم فایده همه و همه باعث شده که این ماشین کار نکند. چراغ سبز است، راننده هم میخواهد حرکت کند، اما این ماشین زنگ زده، چرخ دندههایش به هم گیر کرده و حرکت نمیکند و ما هم خشمگین و دست مان را گذاشتهایم روی بوق و میگوییم بجنب لعنتی!
چه میتوان کرد؟ ممکن است روزی روزگاری شرایطی پیش آید که نظام کشورداری از درون و عمیقا اصلاح شود، تا آن موقع چه میتوان کرد؟ عجالتا به دو مورد اشاره میکنم:
۱- سبکبار سازی دولت (دولت فراتر از قوه مجریه)؛ تا آن جا که میتوانیم از دولت بخواهیم متمرکز شود بر کار اصلیاش. اصلا چه دلیلی دارد که دولت درگیر مدرسهداری، شرکتداری، سدسازی، باشگاهداری، بیمارستانداری و راهسازی شود. دولت باید از ساخت و ساز مهاجرت کند به سازوکار! سازوکارهایی که باعث شود خود جامعه، خود مردم بازی کنند! دولت فقط و فقط باید تنظیمگر بازی باشد نه یک بازیکن گنده کُند!
۲- شبکهسازی غیردولت؛ تجربه کرونا نشان داد که ظرفیت مردمی بالایی در اطلاع رسانی مردم به مردم، خدمت رسانی مردم به مردم و حتی کمک مردم به دولت وجود دارد. گام بعدی این که نشان دهیم نهادها، انجمنها، اصناف و تشکلها میتوانند در حوزههای سیاست گذاری، اجماع آفرینی و طراحی راه حل برای مسایل ملی، نقش آفرین باشند. اما لویاتان (هیولای) دولت فقط در برابر قدرتی هم تراز مذاکره میکند. با توجه به اینکه هیچ نهاد مدنی مستقل و قدرتمندی در ایران باقی نمانده، تنها راه، شبکهسازیِ خرده نهادهای مردمی-مدنی (تشکلهای مردمی مانند اصناف، انجمنها) است. خشم پیاده روی خود را تبدیل کنیم به تلاش برای سبکبارسازی و شبکه سازی.
@I_D_Network
@Dr_Lashkarbolouki
دکتر مجتبی لشکربلوکی
بجُنب لعنتی! حتما همه ما این تجربه را داشتهایم: چراغ سبز شده اما ماشین جلویی هنوز راه نیفتاده یا ده نفر توی صف سوپرمارکتی ایستادهاند اما نفر جلویی بعد از اینکه وسایلش را جمع کرده تازه دارد خیلی بیخیال دنبال کیف پولش میگردد. این انتظارها مغز ما را منفجر میکند، حتی اگر چند ثانیه بیشتر طول نکشد. توی دلمان فحش میدهیم. به این حالت روانی وقتی که بیهوده معطل میشویم، میگویند «سندروم خشم پیادهرو»! نام این سندروم از کجا آمده است؟
آیا تابهحال برایتان پیش آمده که هنگام راهرفتن با جمعی از دوستان، یکی از آنها سرعت کمتری دارد و خیلی آرام و سلانه سلانه قدم برمیدارد و این باعث خشم شما میشود. البته، خشم فقط در پیادهروی خود را نشان نمیدهد بلکه رانندههای کُنددست، اینترنت کند، معطلی در مطب دکتر، صفهای طولانی خرید که به کندی جلو میروند، همۀ این کندیها دیوانهمان میکنند! (رفرنس: نشریه وزین ترجمان)
ما ایرانیان نیز مانند همه مردم جهان در معرض این سندروم هستیم. اما یک نکته وجود دارد یک خشم جمعی در مردم ایران وجود دارد که شبیه به همین سندروم است. خشم ناشی از کُندی نظام کشورداری. همیشه سوال میکنیم که چرا دولت کاری نمیکند؟ چرا حاکمیت دست به اقدام موثری نمیزند؟ چرا مسوولین خوابند؟ مردم ما خشمگین هستند از این همه کندی. شبیه همان خشمی که چراغ سبز شده است و ما منتظریم ماشین جلویی (دولت) حرکت کند اما میبینیم که دست دست میکند. این همه کندی نظام کشورداری ما را دیوانه میکند!
☑️ تحلیل و تجویز راهبردی:
قبل از اینکه بیشتر توضیح بدهم. شما را به یک چالش دعوت میکنم. نوشته زیر را بخوانید و بگویید که این نوشته برای چه دورانی است؟
"در ایران کمیسیونها، شوراهای عالی و سازمانهای دولتی زیادی وجود دارد که رسما مسئولیت اتخاذ و اجرای سیاستها را برعهده دارند. بنابراین، در هر زمان چند سازمان وجود دارد که قانونا مجاز به سیاستگذاری هستند. در سالهای اخیر درجه اهمیت این سازمانها تقریبا ماه به ماه تغییر کرده است. در چنین محیطی برای سد کردن راه یک سیاست به راحتی میتوان یک سازمان دولتی را علیه سازمان دیگر برانگیخت یا از اجرای تصميمات یک سازمان از طریق ارجاع موضوع به سازمان یا شورای دیگر، جلوگیری کرد. در نتیجه این وضع هیچ فرد، شورا یا سازمانی را نمیتوان مسوول موفقیت یا شکست دانست. همه اینها سبب شده است که نظام اداری [نظام کشورداری] ایران نتواند تصمیم بگیرد و تقریبا هیچ یک از تصمیمات اتخاذ شده بدرستی اجرا نشدهاند"
این نوشته را که میخوانی، انگار همین دیروز نوشته شده. اما تاریخ این نوشته مربوط است به ۱۳۴۲. حدود ۶۰ سال پیش! چه کسی این مطلب را نوشته؟ مشاورینی که از هاروارد به ایران آمده بودند و بعد از هفت سال تجربه مستقیم و غوطهخوردن در نظام کشورداری دیدگاههای خود را در کتاب برنامهریزی در ایران نوشتهاند. نظام کشورداری ما در طول این سالها بدتر هم شده؛ تلنبار شدن آیین نامهها و دستورالعملهای متداخل، تنوع دستگاههایی که راجع به یک موضوع با حق و بدون حق دخالت میکنند و سازوکارهای نظارتی متعدد و کم فایده همه و همه باعث شده که این ماشین کار نکند. چراغ سبز است، راننده هم میخواهد حرکت کند، اما این ماشین زنگ زده، چرخ دندههایش به هم گیر کرده و حرکت نمیکند و ما هم خشمگین و دست مان را گذاشتهایم روی بوق و میگوییم بجنب لعنتی!
چه میتوان کرد؟ ممکن است روزی روزگاری شرایطی پیش آید که نظام کشورداری از درون و عمیقا اصلاح شود، تا آن موقع چه میتوان کرد؟ عجالتا به دو مورد اشاره میکنم:
۱- سبکبار سازی دولت (دولت فراتر از قوه مجریه)؛ تا آن جا که میتوانیم از دولت بخواهیم متمرکز شود بر کار اصلیاش. اصلا چه دلیلی دارد که دولت درگیر مدرسهداری، شرکتداری، سدسازی، باشگاهداری، بیمارستانداری و راهسازی شود. دولت باید از ساخت و ساز مهاجرت کند به سازوکار! سازوکارهایی که باعث شود خود جامعه، خود مردم بازی کنند! دولت فقط و فقط باید تنظیمگر بازی باشد نه یک بازیکن گنده کُند!
۲- شبکهسازی غیردولت؛ تجربه کرونا نشان داد که ظرفیت مردمی بالایی در اطلاع رسانی مردم به مردم، خدمت رسانی مردم به مردم و حتی کمک مردم به دولت وجود دارد. گام بعدی این که نشان دهیم نهادها، انجمنها، اصناف و تشکلها میتوانند در حوزههای سیاست گذاری، اجماع آفرینی و طراحی راه حل برای مسایل ملی، نقش آفرین باشند. اما لویاتان (هیولای) دولت فقط در برابر قدرتی هم تراز مذاکره میکند. با توجه به اینکه هیچ نهاد مدنی مستقل و قدرتمندی در ایران باقی نمانده، تنها راه، شبکهسازیِ خرده نهادهای مردمی-مدنی (تشکلهای مردمی مانند اصناف، انجمنها) است. خشم پیاده روی خود را تبدیل کنیم به تلاش برای سبکبارسازی و شبکه سازی.
@I_D_Network
@Dr_Lashkarbolouki
Forwarded from شبکه توسعه
🔳⭕️ ایران و ثروتی کلان که جلوی چشمان ما آب میشود!
مهدی ناجی _ عضو هیئت علمی دانشگاه تهران
⭕️ آیا واقعا مهم است که تا کی نفت داریم؟
مدتها تصور میشد منابع نفتی محدود و در افق زمانی میانمدت تمام شدنی است، و طبعا هر چه زمان میگذرد ارزش واقعی آن بیشتر میشود. بنابراین کشورهای نفتخیزی مثل ایران بهتر است در استخراج نفت عجله نکنند. توجیه دیگر هم این بود که منابع زیرزمینی یک ثروت بین نسلی هستند و ما حق نداریم آنها را بیش از حد (سهم نسل خودمان) استخراج کنیم. در واقع برای مدتها مساله اصلی تحلیلگران بازار انرژی «پیک عرضه نفت» بود و این که چه زمانی عرضهی نفت به اوج خودش میرسد و از آن پس کمتر و کمتر میشود و محدودیت آن بر اقتصاد کشورها فشار میآورد. اما پیشرفت تکنولوژی (بهرهوری تولید)، ظهور انرژیهای تجدیدپذیر و حتی کشف ذخائر مختلف و متنوعتر نفت و گاز به ما نشان داد این باور غلط است. آنچه در این میدان اهمیت دارد «پیک تقاضای نفت» است نه عرضهی آن. به عبارت دیگر خیلی زودتر از آنکه عرضهی نفت در جهان محدود شود، تقاضا برای آن فروکش خواهد کرد و آن جاست که روزی برسد که ما نفتی در زیر زمین داشته باشیم که خواهانی ندارد!
بنابراین مساله این نیست که تا کِی نفت داریم. مساله اصلی این است که تا کِی نفت ما خریدار دارد. به نظر میرسد به اندازه کافی متوجه این موضوع مهم نیستیم و داریم این فرصت خدادادی و ارزشمند را به سرعت از دست میدهیم.
⭕️ ما در استخراج نفت جِداً کوتاهی کردهایم.
اگر توضیحاتی که در بالا آمد را بپذیریم، میبینیم که نفت یک دارایی ارزشمند است که به نظر میرسد ارزش واقعی آن در طول زمان در حال کاهش است. در این شرایط استراتژی درست برای استخراج چه باید باشد؟ طبیعی است که در چنین شرایطی باید همهی ظرفیت خود را معطوف به استخراج حداکثری نفت و تبدیل آن به یک دارایی ارزشمند دیگر بکنیم. در این صورت میتوانیم قبل از آن که نفت بیارزش یا کمارزش شود آن را بفروشیم و از کاهش ارزش آن جلوگیری کنیم، و با سرمایهگذاری منابع حاصل از فروش نفت به منابع جدیدی دست یابیم. در این صورت نه تنها نسل حاضر به خوبی از منافع آن بهرهمند میشود بلکه میتوانیم سهم نسلهای آتی را هم بپردازیم.
البته واضح است که اینجا یک «اگر» بزرگ وجود دارد: اگر سیاستمداران و سیاستگذاران فعلی طمع نکنند و به بهانههای مختلف (افزایش حقوق کارمندان دولت، افزایش انواع یارانهها و ...) به جای سرمایهگذاری بلندمدت به عواید حاصل از استخراج نفت دستبرد نزنند! به هر حال تا بیش از این دیر نشده باید برای این «اگر» (که به کیفیت حکمرانی ما برمیگردد) هم باید فکری بکنیم!
⭕️ تحریمهای امریکا مانع از اتخاذ سیاست درست نشده است.
اول این که اگر ما با استخراج حداکثری نفت تلاش میکردیم سهم بیشتری در بازار نفت داشته باشیم، هزینهی تحریم برای امریکا بسیار بیشتر بود. فراموش نکنیم که رییسجمهور امریکا طبق قانون داخلی این کشور موظف است تنها تا جایی با ابزار تحریم به ایران فشار بیاورد که عرضه نفت در بازار جهانی با مشکل روبرو نشود و متاسفانه میبینیم که در این زمینه موفق هم بوده است. هرچند تقریبا ایران از بازار نفت کنار گذاشته شده، همچنان عرضه نفت بر تقاضا مسلط است. در حالی که اگر ایران سهم بیشتری از این بازار را در دست داشت، (و البته مانند عربستان سرمایهگذاریهای قابل توجهی در خارج از کشور انجام داده بود!) دیگر تحریم ایران به این سادگی نبود.
دوم این که اگر استخراج و فروش نفت ایران در انحصار دولت نبود، تحریمها نمیتوانست تا این اندازه اثربخش باشد. به عبارت دیگر قبل از تحریم اگر به بخش خصوصی به اندازه کافی میدان داده میشد تا مسیرها و مقاصد فروش نفت را متنوع کند تحریمها فروش نفت ایران را قفل نمیکرد. حتی بعد از تحریم هم اعتماد و ورود بخش خصوصی میتواند در دور زدن تحریمها بسیار راهگشا باشد. اما ظاهرا عدم اعتماد تاریخی به بخش خصوصی که هنوز در ذهن برخی تداعیکننده چپاول و غارت ثروت ملی است از یک سو و این باور باطل که نفت در آینده ارزشمندتر خواهد شد ازسوی دیگر، موانع جدی در برابر این تصمیم حیاتی حاکمیت است.
@I_D_Network
@Sekke_Podcast
🔹 این یادداشت تحت تاثیر گفتگو با رامین فروزنده در اپیزود بیست و یکم پادکست سکه در خصوص تحولات اخیر بازار نفت نوشته شده است.
آیا ما به اندازه کافی نفت تولید میکنیم؟
مهدی ناجی _ عضو هیئت علمی دانشگاه تهران
⭕️ آیا واقعا مهم است که تا کی نفت داریم؟
مدتها تصور میشد منابع نفتی محدود و در افق زمانی میانمدت تمام شدنی است، و طبعا هر چه زمان میگذرد ارزش واقعی آن بیشتر میشود. بنابراین کشورهای نفتخیزی مثل ایران بهتر است در استخراج نفت عجله نکنند. توجیه دیگر هم این بود که منابع زیرزمینی یک ثروت بین نسلی هستند و ما حق نداریم آنها را بیش از حد (سهم نسل خودمان) استخراج کنیم. در واقع برای مدتها مساله اصلی تحلیلگران بازار انرژی «پیک عرضه نفت» بود و این که چه زمانی عرضهی نفت به اوج خودش میرسد و از آن پس کمتر و کمتر میشود و محدودیت آن بر اقتصاد کشورها فشار میآورد. اما پیشرفت تکنولوژی (بهرهوری تولید)، ظهور انرژیهای تجدیدپذیر و حتی کشف ذخائر مختلف و متنوعتر نفت و گاز به ما نشان داد این باور غلط است. آنچه در این میدان اهمیت دارد «پیک تقاضای نفت» است نه عرضهی آن. به عبارت دیگر خیلی زودتر از آنکه عرضهی نفت در جهان محدود شود، تقاضا برای آن فروکش خواهد کرد و آن جاست که روزی برسد که ما نفتی در زیر زمین داشته باشیم که خواهانی ندارد!
بنابراین مساله این نیست که تا کِی نفت داریم. مساله اصلی این است که تا کِی نفت ما خریدار دارد. به نظر میرسد به اندازه کافی متوجه این موضوع مهم نیستیم و داریم این فرصت خدادادی و ارزشمند را به سرعت از دست میدهیم.
⭕️ ما در استخراج نفت جِداً کوتاهی کردهایم.
اگر توضیحاتی که در بالا آمد را بپذیریم، میبینیم که نفت یک دارایی ارزشمند است که به نظر میرسد ارزش واقعی آن در طول زمان در حال کاهش است. در این شرایط استراتژی درست برای استخراج چه باید باشد؟ طبیعی است که در چنین شرایطی باید همهی ظرفیت خود را معطوف به استخراج حداکثری نفت و تبدیل آن به یک دارایی ارزشمند دیگر بکنیم. در این صورت میتوانیم قبل از آن که نفت بیارزش یا کمارزش شود آن را بفروشیم و از کاهش ارزش آن جلوگیری کنیم، و با سرمایهگذاری منابع حاصل از فروش نفت به منابع جدیدی دست یابیم. در این صورت نه تنها نسل حاضر به خوبی از منافع آن بهرهمند میشود بلکه میتوانیم سهم نسلهای آتی را هم بپردازیم.
البته واضح است که اینجا یک «اگر» بزرگ وجود دارد: اگر سیاستمداران و سیاستگذاران فعلی طمع نکنند و به بهانههای مختلف (افزایش حقوق کارمندان دولت، افزایش انواع یارانهها و ...) به جای سرمایهگذاری بلندمدت به عواید حاصل از استخراج نفت دستبرد نزنند! به هر حال تا بیش از این دیر نشده باید برای این «اگر» (که به کیفیت حکمرانی ما برمیگردد) هم باید فکری بکنیم!
⭕️ تحریمهای امریکا مانع از اتخاذ سیاست درست نشده است.
اول این که اگر ما با استخراج حداکثری نفت تلاش میکردیم سهم بیشتری در بازار نفت داشته باشیم، هزینهی تحریم برای امریکا بسیار بیشتر بود. فراموش نکنیم که رییسجمهور امریکا طبق قانون داخلی این کشور موظف است تنها تا جایی با ابزار تحریم به ایران فشار بیاورد که عرضه نفت در بازار جهانی با مشکل روبرو نشود و متاسفانه میبینیم که در این زمینه موفق هم بوده است. هرچند تقریبا ایران از بازار نفت کنار گذاشته شده، همچنان عرضه نفت بر تقاضا مسلط است. در حالی که اگر ایران سهم بیشتری از این بازار را در دست داشت، (و البته مانند عربستان سرمایهگذاریهای قابل توجهی در خارج از کشور انجام داده بود!) دیگر تحریم ایران به این سادگی نبود.
دوم این که اگر استخراج و فروش نفت ایران در انحصار دولت نبود، تحریمها نمیتوانست تا این اندازه اثربخش باشد. به عبارت دیگر قبل از تحریم اگر به بخش خصوصی به اندازه کافی میدان داده میشد تا مسیرها و مقاصد فروش نفت را متنوع کند تحریمها فروش نفت ایران را قفل نمیکرد. حتی بعد از تحریم هم اعتماد و ورود بخش خصوصی میتواند در دور زدن تحریمها بسیار راهگشا باشد. اما ظاهرا عدم اعتماد تاریخی به بخش خصوصی که هنوز در ذهن برخی تداعیکننده چپاول و غارت ثروت ملی است از یک سو و این باور باطل که نفت در آینده ارزشمندتر خواهد شد ازسوی دیگر، موانع جدی در برابر این تصمیم حیاتی حاکمیت است.
@I_D_Network
@Sekke_Podcast
🔹 این یادداشت تحت تاثیر گفتگو با رامین فروزنده در اپیزود بیست و یکم پادکست سکه در خصوص تحولات اخیر بازار نفت نوشته شده است.
آیا ما به اندازه کافی نفت تولید میکنیم؟
ویرگول
آیا ما به اندازه کافی نفت تولید میکنیم؟ - ویرگول
پادکست سکه: گفتگو با رامین فروزندهاین یادداشت را تحت تاثیر گفتگوی اخیرم با رامین فروزنده در اپیزود بیست و یکم پادکست سکه در خصوص تحولات اخ…
Forwarded from تهران من
♦️روحانی: عزاداری محرم چه در مناطق قرمز و چه سفید برگزار شود
👤رئیس جمهور:
🔹همه جا باید عزاداری امام حسین (ع)برگزار شود، چه در شهر و چه در روستا، چه در جایی که قرمز است یا سفید است
🔹کسی نمیتواند بین علم و دین فاصله ایجاد کند. ما هم علم را رعایت میکنیم هم به دین عمل میکنیم و از همه متولیان فرهنگی و اماکن مذهبی میخواهیم که در چارچوب دین و رعایت پروتکلها کار را پیش ببریم. ما میخواهیم هم عزاداری کنیم هم عزادار امام حسین را مبتلا نکنیم. این چیزی است که هم مردم و هم دین و هم امام حسین (ع) از ما میخواهد
@Tehrancity
👤رئیس جمهور:
🔹همه جا باید عزاداری امام حسین (ع)برگزار شود، چه در شهر و چه در روستا، چه در جایی که قرمز است یا سفید است
🔹کسی نمیتواند بین علم و دین فاصله ایجاد کند. ما هم علم را رعایت میکنیم هم به دین عمل میکنیم و از همه متولیان فرهنگی و اماکن مذهبی میخواهیم که در چارچوب دین و رعایت پروتکلها کار را پیش ببریم. ما میخواهیم هم عزاداری کنیم هم عزادار امام حسین را مبتلا نکنیم. این چیزی است که هم مردم و هم دین و هم امام حسین (ع) از ما میخواهد
@Tehrancity
علم نزد امامان است و بس ! خسرو فروهر در کانال یک
<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/HGziI8HE_jo" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/HGziI8HE_jo" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
YouTube
علم نزد امامان است و بس ! خسرو فروهر در کانال یک
Instagram: @channelyektv
www.facebook.com/ChannelYek
#Channelone
www.facebook.com/ChannelYek
#Channelone
به عبارت دیگر: گفتگو با محمد نوری زاد
<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/aFYPzWcxGg0" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/aFYPzWcxGg0" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
YouTube
به عبارت دیگر: گفتگو با محمد نوری زاد
محمد نوری زاد
مستندساز منتقد حکومت ایران
تاریخ پخش: 09/07/2013
مستندساز منتقد حکومت ایران
تاریخ پخش: 09/07/2013
چهلمین سالمرگ محمدرضا شاه/ یک پوزش به او بدهکارم
<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/BOD8CS3FEzw" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/BOD8CS3FEzw" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
YouTube
چهلمین سالمرگ محمدرضا شاه/ یک پوزش به او بدهکارم
مخالفت سید حسن مدرس با حق رای زنان
مدرس که یکی از مجتهدان ناظر مجلس دوم مشروطه بود، مخالفت شدیدی با حق رأی و انتخاب زنان به نمایندگی مجلس داشت. او در توضیح مخالفت خود در مجلس چنین استدلال کرده بود:
از اول عمر تا به حال بسیار در بر و بحر ممالک اتفاق افتاد بود برای بنده، ولی بدن بنده به لرزه درنیامد و امروز بدنم به لرزه آمد. اشکال بر کمسیون اینکه اسم نسوان را در منتخبین برد، که از کسانی که حق انتخاب ندارند نسوان هستند… خداوند قابلیت در اینها قرار ندادهاست که لیاقت حق انتخاب داشته باشند، مستضعفین و مستضعفات و آنها از این نمرهاند که عقول آنها استعداد ندارد. گذشته از اینکه در حقیقت نسوان در مذهب اسلام تحت قیمومیتند، الرجال قوامون علی النساء، در تحت قیمومیت رجال هستند.
https://www.balatarin.com/permlink/2020/7/31/5369141
مدرس که یکی از مجتهدان ناظر مجلس دوم مشروطه بود، مخالفت شدیدی با حق رأی و انتخاب زنان به نمایندگی مجلس داشت. او در توضیح مخالفت خود در مجلس چنین استدلال کرده بود:
از اول عمر تا به حال بسیار در بر و بحر ممالک اتفاق افتاد بود برای بنده، ولی بدن بنده به لرزه درنیامد و امروز بدنم به لرزه آمد. اشکال بر کمسیون اینکه اسم نسوان را در منتخبین برد، که از کسانی که حق انتخاب ندارند نسوان هستند… خداوند قابلیت در اینها قرار ندادهاست که لیاقت حق انتخاب داشته باشند، مستضعفین و مستضعفات و آنها از این نمرهاند که عقول آنها استعداد ندارد. گذشته از اینکه در حقیقت نسوان در مذهب اسلام تحت قیمومیتند، الرجال قوامون علی النساء، در تحت قیمومیت رجال هستند.
https://www.balatarin.com/permlink/2020/7/31/5369141
بالاترین
مخالفت سید حسن مدرس با حق رای زنان
۱ رأی و ۰ نظر تاکنون در بالاترین
این کتاب زندگی ام را تغییر دادند!
#معرفی_کتاب #راز_شادی #مسیر_موفقیت
چه کتاب هایی در زندگی از میان کتاب های بسیاری که خوانده ام بیشترین تاثیر را در مسیر زندگی من به شخصه داشتهاند؟
بی شک نه فقط بر من بلکه بر میلیون ها نفر این کتاب ها تاثیر مثبت گذاشتهاند و به آنها کمک کرده اند که زندگی بهتری داشته باشند و در مسیر روبه جلو به آنها کمک کردهاند.
شما چه کتاب هایی را پیشنهاد میکنید؟ حتما به من و بقیه دوستان این کتاب ها میتونند کمک کنند و نکات باارزشی را یاد بدهند.
<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/Jg1C6Sfi5-4" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
#معرفی_کتاب #راز_شادی #مسیر_موفقیت
چه کتاب هایی در زندگی از میان کتاب های بسیاری که خوانده ام بیشترین تاثیر را در مسیر زندگی من به شخصه داشتهاند؟
بی شک نه فقط بر من بلکه بر میلیون ها نفر این کتاب ها تاثیر مثبت گذاشتهاند و به آنها کمک کرده اند که زندگی بهتری داشته باشند و در مسیر روبه جلو به آنها کمک کردهاند.
شما چه کتاب هایی را پیشنهاد میکنید؟ حتما به من و بقیه دوستان این کتاب ها میتونند کمک کنند و نکات باارزشی را یاد بدهند.
<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/Jg1C6Sfi5-4" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
YouTube
این کتاب زندگی ام را تغییر دادند!
#معرفی_کتاب #راز_شادی #مسیر_موفقیت
چه کتاب هایی در زندگی از میان کتاب های بسیاری که خوانده ام بیشترین تاثیر را در مسیر زندگی من به شخصه داشتهاند؟
بی شک نه فقط بر من بلکه بر میلیون ها نفر این کتاب ها تاثیر مثبت گذاشتهاند و به آنها کمک کرده اند که زندگی…
چه کتاب هایی در زندگی از میان کتاب های بسیاری که خوانده ام بیشترین تاثیر را در مسیر زندگی من به شخصه داشتهاند؟
بی شک نه فقط بر من بلکه بر میلیون ها نفر این کتاب ها تاثیر مثبت گذاشتهاند و به آنها کمک کرده اند که زندگی…
پرونده «رسوایی» مهرداد بذرپاش؛ از جعل سابقه تا سرقت پایاننامه
تصویر لینک یک حساب کاربری توئیتری با بازنشر متن پایاننامه دکتری مهرداد بذرپاش که پس از جنجال درباره «جعل سوابق» به ریاست دیوان محاسبات منصوب شد، و بررسی تطبیقی آن نشان داده که بخشهای گستردهای از این پایاننامه «کپی و سرقت» از کتابها و مقالات دیگران بوده است. این حساب توئیتری که ظاهراً برخی دانشجویان دانشگاههای شریف و علامه طباطبایی آن را ایجاد کردهاند، تصاویری را از برخی مقالهها و کتابهای دیگران منتشر کرده که پیش از نگارش پایاننامه آقای بذرپاش منتشر شدهاند و برشهایی بزرگ و کوچک از آنها «یکجا و اغلب بدون هیچ تغییری» در متن پایاننامه رئیس دیوان محاسبات آمده است. تا کنون مهرداد بذرپاش و مقامات مرتبط واکنشی به «دزدی بودن پایاننامه» او نشان ندادهاند، اما جمشید صالحی صدقیانی، رئیس دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی، پیشتر اعلام کرده بود او در دوره دکتری با نمره «حدود ۱۸ فارغالتحصیل شده است». آقای صدقیانی یکی از دو استاد مشاور بذرپاش در نگارش پایاننامه دکتری او در سال ۱۳۹۴ در دانشگاه علامه طباطبایی بوده است.
https://www.balatarin.com/permlink/2020/7/30/5368960
تصویر لینک یک حساب کاربری توئیتری با بازنشر متن پایاننامه دکتری مهرداد بذرپاش که پس از جنجال درباره «جعل سوابق» به ریاست دیوان محاسبات منصوب شد، و بررسی تطبیقی آن نشان داده که بخشهای گستردهای از این پایاننامه «کپی و سرقت» از کتابها و مقالات دیگران بوده است. این حساب توئیتری که ظاهراً برخی دانشجویان دانشگاههای شریف و علامه طباطبایی آن را ایجاد کردهاند، تصاویری را از برخی مقالهها و کتابهای دیگران منتشر کرده که پیش از نگارش پایاننامه آقای بذرپاش منتشر شدهاند و برشهایی بزرگ و کوچک از آنها «یکجا و اغلب بدون هیچ تغییری» در متن پایاننامه رئیس دیوان محاسبات آمده است. تا کنون مهرداد بذرپاش و مقامات مرتبط واکنشی به «دزدی بودن پایاننامه» او نشان ندادهاند، اما جمشید صالحی صدقیانی، رئیس دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی، پیشتر اعلام کرده بود او در دوره دکتری با نمره «حدود ۱۸ فارغالتحصیل شده است». آقای صدقیانی یکی از دو استاد مشاور بذرپاش در نگارش پایاننامه دکتری او در سال ۱۳۹۴ در دانشگاه علامه طباطبایی بوده است.
https://www.balatarin.com/permlink/2020/7/30/5368960
بالاترین
پرونده «رسوایی» مهرداد بذرپاش؛ از جعل سابقه تا سرقت پایاننامه
۴۱ رأی و ۰ نظر تاکنون در بالاترین
Forwarded from کارگیک | CarGeek.Live (CarGeek کارگیک)
🚨 پایان تعیین سن فرسودگی برای از رده خارج کردن خودرو
دیوان عدالت اداری بر مبنای نظر فقهای شورای نگهبان که از رده خارج شدن خودروها صرفاً بدلیل رسیدن به سن معین را خلاف مبانی شرع دانسته اند رای به ابطال آیین نامه اجرایی ماده 8 قانون هوای پاک داد
https://divan-edalat.ir/aho-detail/13227
.
دیوان عدالت اداری بر مبنای نظر فقهای شورای نگهبان که از رده خارج شدن خودروها صرفاً بدلیل رسیدن به سن معین را خلاف مبانی شرع دانسته اند رای به ابطال آیین نامه اجرایی ماده 8 قانون هوای پاک داد
https://divan-edalat.ir/aho-detail/13227
.
https://www.aparat.com/v/nV0qR
دلیل تفاوت جهت رانندگی در کشورها چیست؟
دلیل تفاوت جهت رانندگی در کشورها چیست؟
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
دلیل تفاوت جهت رانندگی در کشورها چیست؟
ما ایرانیان و حدود ۶۵ درصد دیگر از جمعیت دنیا از سمت راست جاده رانندگی میکنیم و فرمان خودروهایمان سمت چپ است. ۳۵ درصد مابقی در سمت چپ جاده رانندگی میکنند و فرمان خودروهایشان سمت راست است. اما چرا؟ این ویدئو توضیح میدهد چرا.
RadioGeek 101 - Marcus Hutchins
Jadi
رادیوگیک ۱۰۱ - اعترافات مارکوس هاچینز ، هکری که اینترنت را نجات داد
توی این شماره از رادیوگیک، به سراغ داستان هکری میریم که خوبه شنیده بشه: مارکوس هاچینز. کسی که از یه زندگی روستایی ساده شروع کرد ولی به زودی پاش به زیرزمینهای تاریک و نمور باز شد. کسی که از اتاق خوابش اینترنت رو نجات داد؛ ولی اف بی آی بالاخره دستگیرش کرد؛ اونهم بعد از یک هفته پارتی سنگین! داستان مارکوس هاچینز رو بشنوین!
توی این شماره از رادیوگیک، به سراغ داستان هکری میریم که خوبه شنیده بشه: مارکوس هاچینز. کسی که از یه زندگی روستایی ساده شروع کرد ولی به زودی پاش به زیرزمینهای تاریک و نمور باز شد. کسی که از اتاق خوابش اینترنت رو نجات داد؛ ولی اف بی آی بالاخره دستگیرش کرد؛ اونهم بعد از یک هفته پارتی سنگین! داستان مارکوس هاچینز رو بشنوین!