پاسخ تاریخ به آخرین کتاب شاه چیست؟
مازیار بهروز | استاد تاریخ در دانشگاه ایالتی سانفرانسیسکو
محمدرضا پهلوی در آخرین کتاب خود با نام «پاسخ به تاریخ» تلاش کرد تا به پرسش نسل های بعد از خود درباره کارنامه و دوران زمامداری اش پاسخ بدهد. اینک چند دهه پس از درگذشت شاه، این موضوع مطرح است که پاسخ های او به تاریخ در آخرین کتاب اش تا چه حد قانع کننده است و تاریخ چه قضاوتی درباره او و کارنامه اش دارد.
https://telegra.ph/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-07-19
مازیار بهروز | استاد تاریخ در دانشگاه ایالتی سانفرانسیسکو
محمدرضا پهلوی در آخرین کتاب خود با نام «پاسخ به تاریخ» تلاش کرد تا به پرسش نسل های بعد از خود درباره کارنامه و دوران زمامداری اش پاسخ بدهد. اینک چند دهه پس از درگذشت شاه، این موضوع مطرح است که پاسخ های او به تاریخ در آخرین کتاب اش تا چه حد قانع کننده است و تاریخ چه قضاوتی درباره او و کارنامه اش دارد.
https://telegra.ph/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-07-19
Telegraph
پاسخ تاریخ به آخرین کتاب شاه چیست؟
توضیح بی بی سی: محمدرضا پهلوی در آخرین کتاب خود با نام «پاسخ به تاریخ» تلاش کرد تا به پرسش نسل های بعد از خود درباره کارنامه و دوران زمامداری اش پاسخ بدهد. این کتاب در اصل به زبان فرانسه منتشر شده و پس از چندی برگردان آن به فارسی در ایران هم انتشار یافت.…
Forwarded from فردین علیخواه
مکث، تعجب، تعظیم!
◽️سالها قبل وقتی که به « خارج» سفر میکردم و در آنجا وارد فروشگاههای کوچک میشدم فروشنده با لبخند میگفت " سلام، خوش اومدین". همیشه در این هنگام چند بار به پشت سرم نگاه میکردم چون مطمئن نبودم که مخاطبِ فروشنده من باشم. پیش خودم میگفتم که احتمالأ بعد از من فرد دیگری وارد فروشگاه شده و به یقین آشنای فروشنده است که به گرمی به او سلام میدهد. ولی حدس من اشتباه بود. او با من بود. بله با خود من. وقتی چیزی نمیخریدم سعی می کردم یواشکی مغازه را ترک کنم. هنوز پایم را از فروشگاه بیرون نگذاشته، باز صدایی پشتسرم میشنیدم که با مهربانی میگفت" روز خوبی داشته باشید. خداحافظ". هول و ولا مرا میگرفت و به تندی و غضبناک میگفتم «یس یس!» راستش را بخواهید برایم عجیب و غریب بود. آن وقتها به خودم میگفتم که اینها فروشندهاند و روابط عمومی خوبی دارند تا فروششان بیشتر شود.
بعدها کمکم به محیطهای دیگر «خارج » هم رفتم و باز احترام دیدم. حتی توهینهایشان هم محترمانه بود! و راستش را بخواهید توهینهای آنها دقیقا مانند احترامهای ما به یکدیگر بود. در آنجا رفتهرفته احترام به خودم را پذیرفتم و با آن کنار آمدم. سخت بود ولی کنار آمدم. همچنین به نکتهای اجتماعی پی بردم، اینکه فقط « احترام گذاشتن» نیست که نیاز به یادگیری یا آموزش دارد بلکه درباره تواناییِ «احترام دیدن» هم باید آموزش دید. آنجا فهمیدم که من برای «احترام دیدن» به خوبی تعلیم ندیده و تربیت نشده بودم.
یکی از رفتارهای خوبی که از رانندگان کشورهای « خارج» آموختم ایستادن آنان در نزدیکی خط عابرپیاده و در مواردی اشاره به عابر پیاده برای رد شدن از عرض خیابان است. بعضی از رانندگان در « خارج» برای انتقال این پیام به عابر، از دست و لبخند استفاده میکردند. در این خصوص هم احترام به خودم را پذیرفتم. اصلا آسان نبود. اوایل حتی پیش میآمد که وسط خیابان و روی خط عابر پیاده بأیستم و هاج و واج به ماشینهایی که به من احترام میگذارند نگاه کنم، نگاهی عاقل اندر سفیه! پیش خودم فکر میکردم که به یقین دوربین مخفی یک برنامه تلویزیونی باشد، یا اینکه یک کمپانی ماشینسازی دارد اولین ماشین بدون راننده خود را آزمایش میکند تا ببیند که واکنش ماشین به یک جسم زنده در خیابان چیست؟! باز هم حدس من اشتباه بود. یک راننده بالغ و عاقل در ماشین نشسته بود و با لبخند به من نگاه میکرد و البته من با تعجب و اندکی خشم به او خیره میشدم. در هر صورت، سخت بود ولی با احترام به خودم کنار آمدم. خشمم از این بود که « لعنتی، نکن این کارو، من تحملشو ندارم.» به تدریج احساس کردم که احترام مانند هوای تازهای است که به زور دارد وارد ششهای کثیف من میشود. ششهایی که سالها به دودی به نام بیاحترامی عادت کرده بودند. وقتی احترام دیدن را باور کردم دیدم که چقدر حس خوبی دارم. نگاهم به زندگی مثبتتر شد. اعتماد به نفسم بیشتر شد. آدمها را دوست داشتم.
دوستان من. سطرهای قبلی را با چاشنی طنز همراه کردم. هر چند خوب میدانید که در دل آن حقیقتی تلخ نهفته است. ولی خواستم نکته دیگری را بگویم. معمولا وقتی در خیابانهای شهرهای مختلف کشور رانندگی میکنم سعیام آن است تا رفتار خوب رانندگان « خارج» را تقلید کنم. معمولا چند متر مانده به خطکشی عابر پیاده از سرعتم میکاهم، کامل توقف میکنم و با تکان دادن محترمانه دستانم، به عابر پیاده میگویم که بفرماید. سعی میکنم نوع ایستادنم همین معنی «بفرمایید» را منتقل کند نه «گمشو برو دیگه!»
تاکنون با عابری مواجه نشدهام که نأیستد، اول تعجب نکند و بعد از مکثی کوتاه از من تشکر نکند. جالب است که بعضی از هموطنانم آنقدر در وسط خیابان میایستند، و تعظیم و تشکر می کنند که داد و فریاد ماشینهای پشتسر و حتی گاهی اوقات خود من هم درمی آید. باورتان می شود که در پاسخ به احترام من رو به ماشین تعظیم می کنند. حتی در شهرهای کوچک، زنان که ممکن است ملاحظاتی داشته باشند مکث میکنند و به نشانه تشکر دستشان را روی سینهشان میگذارند .
آنچه من انجام می دهم رفتاری معمولی در بسیاری کشورهاست. ولی چرا ما به وضعیتی رسیدهایم که اینقدر در مواجهه با رفتار سادهای نظیر توقف احترامآمیز یک راننده پشت خط عابر اینقدر تعجب می کنیم؟ علیرغم هر پاسخی به این سوال، آنچه مهم است نتیجه است که در این مثال انتقال حس شیرین «محترم بودن» به آدمهاست.
تعظیم و تشکر عابران در مقابل ماشین یک تاریخ را برایم زنده میکند. شاید این رفتار چندان مهم نباشد ولی نشانه است نشانه. این رفتار بیانگر تاریخی مملو از بیاحترامی حاکمان به مردم، بیاحترامی نهادهای رسمی به انسانها و در نتیجه، بیاحترامی «مردم احترامندیده» به همدیگر است.
🔺فردین علیخواه|گروه جامعه شناسی دانشگاه گیلان
_______________
✅ارسال نظر: @alikhahfardin
✅کانال: @fardinalikhah
◽️سالها قبل وقتی که به « خارج» سفر میکردم و در آنجا وارد فروشگاههای کوچک میشدم فروشنده با لبخند میگفت " سلام، خوش اومدین". همیشه در این هنگام چند بار به پشت سرم نگاه میکردم چون مطمئن نبودم که مخاطبِ فروشنده من باشم. پیش خودم میگفتم که احتمالأ بعد از من فرد دیگری وارد فروشگاه شده و به یقین آشنای فروشنده است که به گرمی به او سلام میدهد. ولی حدس من اشتباه بود. او با من بود. بله با خود من. وقتی چیزی نمیخریدم سعی می کردم یواشکی مغازه را ترک کنم. هنوز پایم را از فروشگاه بیرون نگذاشته، باز صدایی پشتسرم میشنیدم که با مهربانی میگفت" روز خوبی داشته باشید. خداحافظ". هول و ولا مرا میگرفت و به تندی و غضبناک میگفتم «یس یس!» راستش را بخواهید برایم عجیب و غریب بود. آن وقتها به خودم میگفتم که اینها فروشندهاند و روابط عمومی خوبی دارند تا فروششان بیشتر شود.
بعدها کمکم به محیطهای دیگر «خارج » هم رفتم و باز احترام دیدم. حتی توهینهایشان هم محترمانه بود! و راستش را بخواهید توهینهای آنها دقیقا مانند احترامهای ما به یکدیگر بود. در آنجا رفتهرفته احترام به خودم را پذیرفتم و با آن کنار آمدم. سخت بود ولی کنار آمدم. همچنین به نکتهای اجتماعی پی بردم، اینکه فقط « احترام گذاشتن» نیست که نیاز به یادگیری یا آموزش دارد بلکه درباره تواناییِ «احترام دیدن» هم باید آموزش دید. آنجا فهمیدم که من برای «احترام دیدن» به خوبی تعلیم ندیده و تربیت نشده بودم.
یکی از رفتارهای خوبی که از رانندگان کشورهای « خارج» آموختم ایستادن آنان در نزدیکی خط عابرپیاده و در مواردی اشاره به عابر پیاده برای رد شدن از عرض خیابان است. بعضی از رانندگان در « خارج» برای انتقال این پیام به عابر، از دست و لبخند استفاده میکردند. در این خصوص هم احترام به خودم را پذیرفتم. اصلا آسان نبود. اوایل حتی پیش میآمد که وسط خیابان و روی خط عابر پیاده بأیستم و هاج و واج به ماشینهایی که به من احترام میگذارند نگاه کنم، نگاهی عاقل اندر سفیه! پیش خودم فکر میکردم که به یقین دوربین مخفی یک برنامه تلویزیونی باشد، یا اینکه یک کمپانی ماشینسازی دارد اولین ماشین بدون راننده خود را آزمایش میکند تا ببیند که واکنش ماشین به یک جسم زنده در خیابان چیست؟! باز هم حدس من اشتباه بود. یک راننده بالغ و عاقل در ماشین نشسته بود و با لبخند به من نگاه میکرد و البته من با تعجب و اندکی خشم به او خیره میشدم. در هر صورت، سخت بود ولی با احترام به خودم کنار آمدم. خشمم از این بود که « لعنتی، نکن این کارو، من تحملشو ندارم.» به تدریج احساس کردم که احترام مانند هوای تازهای است که به زور دارد وارد ششهای کثیف من میشود. ششهایی که سالها به دودی به نام بیاحترامی عادت کرده بودند. وقتی احترام دیدن را باور کردم دیدم که چقدر حس خوبی دارم. نگاهم به زندگی مثبتتر شد. اعتماد به نفسم بیشتر شد. آدمها را دوست داشتم.
دوستان من. سطرهای قبلی را با چاشنی طنز همراه کردم. هر چند خوب میدانید که در دل آن حقیقتی تلخ نهفته است. ولی خواستم نکته دیگری را بگویم. معمولا وقتی در خیابانهای شهرهای مختلف کشور رانندگی میکنم سعیام آن است تا رفتار خوب رانندگان « خارج» را تقلید کنم. معمولا چند متر مانده به خطکشی عابر پیاده از سرعتم میکاهم، کامل توقف میکنم و با تکان دادن محترمانه دستانم، به عابر پیاده میگویم که بفرماید. سعی میکنم نوع ایستادنم همین معنی «بفرمایید» را منتقل کند نه «گمشو برو دیگه!»
تاکنون با عابری مواجه نشدهام که نأیستد، اول تعجب نکند و بعد از مکثی کوتاه از من تشکر نکند. جالب است که بعضی از هموطنانم آنقدر در وسط خیابان میایستند، و تعظیم و تشکر می کنند که داد و فریاد ماشینهای پشتسر و حتی گاهی اوقات خود من هم درمی آید. باورتان می شود که در پاسخ به احترام من رو به ماشین تعظیم می کنند. حتی در شهرهای کوچک، زنان که ممکن است ملاحظاتی داشته باشند مکث میکنند و به نشانه تشکر دستشان را روی سینهشان میگذارند .
آنچه من انجام می دهم رفتاری معمولی در بسیاری کشورهاست. ولی چرا ما به وضعیتی رسیدهایم که اینقدر در مواجهه با رفتار سادهای نظیر توقف احترامآمیز یک راننده پشت خط عابر اینقدر تعجب می کنیم؟ علیرغم هر پاسخی به این سوال، آنچه مهم است نتیجه است که در این مثال انتقال حس شیرین «محترم بودن» به آدمهاست.
تعظیم و تشکر عابران در مقابل ماشین یک تاریخ را برایم زنده میکند. شاید این رفتار چندان مهم نباشد ولی نشانه است نشانه. این رفتار بیانگر تاریخی مملو از بیاحترامی حاکمان به مردم، بیاحترامی نهادهای رسمی به انسانها و در نتیجه، بیاحترامی «مردم احترامندیده» به همدیگر است.
🔺فردین علیخواه|گروه جامعه شناسی دانشگاه گیلان
_______________
✅ارسال نظر: @alikhahfardin
✅کانال: @fardinalikhah
Forwarded from اتچ بات
يک گام کوچک به سمت عقلانيت
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
✅ مملکت بهتر ساختن، خون دل خوردن و صبر بسيار ميطلبد. يک نمونهاش را خدمت شما توضيح ميدهم.
✅ داخل يکي از مصوبات دولت به تاريخ 4/4/1399 نوشته شده است: «دستگاههاي اجرايي و مجريان برنامههاي کلان توسعهاي موظفند گزارشهاي نهاييشده مطالعات پيوست اجتماعي برنامههاي مشمول اين آييننامه را به همراه کليه اسناد و مدارک و دادههاي پشتيبان با رعايت قانون انتشار و دسترسي آزاد به اطلاعات – مصوب 1387 – و آييننامه اجرايي آن، پيش از اجراي برنامه کلان توسعهاي به مدت حداقل 60 روز بر روي تارنماي مربوطه قرار دهند.»
✅ معناي اين مصوبه و ماده روي زمين واقعيت چيست؟ يعني دولت مکلف شده است اگر ميخواهد هدفمندي يارانهها، مسکن مهر، طرح تحول سلامت، افزايش قيمت بنزين، ساخت بزرگراه، احداث پالايشگاه، توسعه ميدان نفتي، ساخت سد، نيروگاه، شبکه آبياري، بازسازي بافت فرسوده و ... را انجام دهد، بايد «پيش از اجرا» اثرات اجتماعي آنرا طبق مقررات و ضوابطي که در آئيننامه ذکرشده، مطالعه کرده و نتيجه مطالعه را به مدت 60 روز روي اينترنت منتشر کند تا عموم مردم نتايج اجتماعي آنرا مشاهده کنند.
✅ راحت به اين نقطه نرسيديم، الان هم که رسيديم به راحتي اجرا نخواهد شد. چند دهه است دولتها و بخش خصوصي در ايران ما سياستهايي وضع و طرحهايي اجرا، ميکنند که عليرغم برخي فوايدشان، خسارتهايي هم به جامعه ميزنند. شماري هم جز خسارت نداشتهاند. خواسته متخصصان و دلسوزان کشور در همه اين سالها آن بوده که واضعان سياستها، مجريان طرحها و برنامهها، قبل از اجرا، اثرات اجتماعي سياستها، برنامهها و طرحها را ارزيابي کرده، به اطلاع عموم برسانند و عقلاني عمل کنند.
✅ حوزه تخصصي انجام اين گونه مطالعات در جهان «ارزيابي تأثير اجتماعي» (Social Impact Assessment - SIA) خوانده ميشود. انجمن بينالمللي تخصصي (International Association for Impact Assessment - IAIA) در اين زمينه هم وجود دارد.
✅ روشن شدن عواقب ناخوشايند سياستها، برنامهها و طرحها از يک سو و مطالبه نخبگان و جامعه براي عقلانيتر شدن اقدامات دولت و بخش خصوصي، در نهايت در بندي از قانون برنامه ششم توسعه بروز يافت. دولت مکلف شد آئيننامه تدوين پيوست اجتماعي براي طرحهاي توسعه را تدوين کند.
✅ تدوين اين آئيننامه تا تصويب آن قريب دوونيم سال طول کشيد، اما در نهايت آئيننامه تهيه پيوست اجتماعي براي سياستها و طرحها در تاريخ 4/4/1399 در دولت تصويب و ابلاغ شد (فايل پيوست). اين آييننامه مشخص ميکند که بايد براي هر سياست يا اقدامي که «برنامه کلان ملي»، «برنامه کلان توسعهاي» يا «برنامه کلان محلي» تلقي شود، پيوست اجتماعي نيز تهيه گردد.
✅ من توهم ندارم و خوشخيالانه فکر نميکنم با اين آئيننامه، ارزيابي اجتماعي همه سياستها و طرحها انجام ميشود و از اين به بعد شاهد کارهاي دور از خرد نخواهيم بود؛ اما حالا سندي داريم که دولت را موظف ميکند کارهايش را با خرد اجتماعي بسنجد و عاقلانهتر تصميم بگيرد. سندي داريم که به مردم حق ميدهد از مجريان سياستها، برنامهها و طرحها عقلانيت بيشتري طلب کنند. اميدوارم به اندازه کافي کنشگران، فعالان اجتماعي، سمنها، رسانهها و ذينفعاني داشته باشيم که به استناد همين آئيننامه، سطح بالاتري از خرد و عقل را مطالبه کنند.
✅ چند دهه براي واداشتن قدرت سياسي به مکتوب کردن بديهيات عقلاني؛ و قريب دوونيم سال براي تصويب اين مکتوب زمان صرف شد. اين همان خون دل خوردن براي کسب يک موفقيت کوچک است. مطالبهگري ما ميتواند کاري کند که تحقق عقلانيت بديهي، چند دهه طول نکشد و زمان کمتري براي آن صرف شود.
✅ شماري از کساني را که براي رسيدن به اين آئيننامه تلاش کردند از نزديک ميشناسم و با هم همکاري کردهايم. کسب يک #موفقيت_کوچک حاصل زحمت آنها و هزاران انساني است که در چند دهه گذشته براي رسيدن به اين نقطه تلاش کردند، خسته نباشند.
#پيوست_اجتماعي
(اگر ميپسنديد به اشتراک بگذاريد.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
✅ مملکت بهتر ساختن، خون دل خوردن و صبر بسيار ميطلبد. يک نمونهاش را خدمت شما توضيح ميدهم.
✅ داخل يکي از مصوبات دولت به تاريخ 4/4/1399 نوشته شده است: «دستگاههاي اجرايي و مجريان برنامههاي کلان توسعهاي موظفند گزارشهاي نهاييشده مطالعات پيوست اجتماعي برنامههاي مشمول اين آييننامه را به همراه کليه اسناد و مدارک و دادههاي پشتيبان با رعايت قانون انتشار و دسترسي آزاد به اطلاعات – مصوب 1387 – و آييننامه اجرايي آن، پيش از اجراي برنامه کلان توسعهاي به مدت حداقل 60 روز بر روي تارنماي مربوطه قرار دهند.»
✅ معناي اين مصوبه و ماده روي زمين واقعيت چيست؟ يعني دولت مکلف شده است اگر ميخواهد هدفمندي يارانهها، مسکن مهر، طرح تحول سلامت، افزايش قيمت بنزين، ساخت بزرگراه، احداث پالايشگاه، توسعه ميدان نفتي، ساخت سد، نيروگاه، شبکه آبياري، بازسازي بافت فرسوده و ... را انجام دهد، بايد «پيش از اجرا» اثرات اجتماعي آنرا طبق مقررات و ضوابطي که در آئيننامه ذکرشده، مطالعه کرده و نتيجه مطالعه را به مدت 60 روز روي اينترنت منتشر کند تا عموم مردم نتايج اجتماعي آنرا مشاهده کنند.
✅ راحت به اين نقطه نرسيديم، الان هم که رسيديم به راحتي اجرا نخواهد شد. چند دهه است دولتها و بخش خصوصي در ايران ما سياستهايي وضع و طرحهايي اجرا، ميکنند که عليرغم برخي فوايدشان، خسارتهايي هم به جامعه ميزنند. شماري هم جز خسارت نداشتهاند. خواسته متخصصان و دلسوزان کشور در همه اين سالها آن بوده که واضعان سياستها، مجريان طرحها و برنامهها، قبل از اجرا، اثرات اجتماعي سياستها، برنامهها و طرحها را ارزيابي کرده، به اطلاع عموم برسانند و عقلاني عمل کنند.
✅ حوزه تخصصي انجام اين گونه مطالعات در جهان «ارزيابي تأثير اجتماعي» (Social Impact Assessment - SIA) خوانده ميشود. انجمن بينالمللي تخصصي (International Association for Impact Assessment - IAIA) در اين زمينه هم وجود دارد.
✅ روشن شدن عواقب ناخوشايند سياستها، برنامهها و طرحها از يک سو و مطالبه نخبگان و جامعه براي عقلانيتر شدن اقدامات دولت و بخش خصوصي، در نهايت در بندي از قانون برنامه ششم توسعه بروز يافت. دولت مکلف شد آئيننامه تدوين پيوست اجتماعي براي طرحهاي توسعه را تدوين کند.
✅ تدوين اين آئيننامه تا تصويب آن قريب دوونيم سال طول کشيد، اما در نهايت آئيننامه تهيه پيوست اجتماعي براي سياستها و طرحها در تاريخ 4/4/1399 در دولت تصويب و ابلاغ شد (فايل پيوست). اين آييننامه مشخص ميکند که بايد براي هر سياست يا اقدامي که «برنامه کلان ملي»، «برنامه کلان توسعهاي» يا «برنامه کلان محلي» تلقي شود، پيوست اجتماعي نيز تهيه گردد.
✅ من توهم ندارم و خوشخيالانه فکر نميکنم با اين آئيننامه، ارزيابي اجتماعي همه سياستها و طرحها انجام ميشود و از اين به بعد شاهد کارهاي دور از خرد نخواهيم بود؛ اما حالا سندي داريم که دولت را موظف ميکند کارهايش را با خرد اجتماعي بسنجد و عاقلانهتر تصميم بگيرد. سندي داريم که به مردم حق ميدهد از مجريان سياستها، برنامهها و طرحها عقلانيت بيشتري طلب کنند. اميدوارم به اندازه کافي کنشگران، فعالان اجتماعي، سمنها، رسانهها و ذينفعاني داشته باشيم که به استناد همين آئيننامه، سطح بالاتري از خرد و عقل را مطالبه کنند.
✅ چند دهه براي واداشتن قدرت سياسي به مکتوب کردن بديهيات عقلاني؛ و قريب دوونيم سال براي تصويب اين مکتوب زمان صرف شد. اين همان خون دل خوردن براي کسب يک موفقيت کوچک است. مطالبهگري ما ميتواند کاري کند که تحقق عقلانيت بديهي، چند دهه طول نکشد و زمان کمتري براي آن صرف شود.
✅ شماري از کساني را که براي رسيدن به اين آئيننامه تلاش کردند از نزديک ميشناسم و با هم همکاري کردهايم. کسب يک #موفقيت_کوچک حاصل زحمت آنها و هزاران انساني است که در چند دهه گذشته براي رسيدن به اين نقطه تلاش کردند، خسته نباشند.
#پيوست_اجتماعي
(اگر ميپسنديد به اشتراک بگذاريد.)
@fazeli_mohammad
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
دادی که میخوای بگیری؟
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
✅ پليس رانندهاي را که بد ميراند متوقف کرد و به او گفت: گواهينامهات را بده. راننده که اصلاً گواهينامه نگرفته بود، به پليس گفت: اصلاً دادي که حالا ميخواهي بگيري؟
✅ مسئولان و کارشناسان و فعالان محيطزيست در بحث مديريت منابع آب، خيلي بر مشارکت مردم و همراهيشان با رويههاي درست مديريت مصرف تأکيد ميکنند. مردم هم عين همان راننده ميتوانند بگويند: اصلاً دادي که ميخوای بگيري؟ منظورشان هم اين است که مگر تا حالا چيزي درباره «سواد آبي» به ما گفتهايد؟ شيوههاي درست مديريت مصرف و رفتار درست در مقابل آب را به ما آموزش دادهايد که حالا انتظار داريد مشارکت مؤثر انجام دهيم؟
✅ خبر خوب اينکه دفتر «مديريت مصرف و ارتقاي بهرهوري آب و آبفا» وزارت نیرو کتابچهاي مختصر منتشر کرده که در آن اقلام مهم سواد آبي و روشهاي مديريت مصرف که هر شهروندي خوب است آنها را بداند يکجا ذکر شده است. خلاصه براي دادن گواهينامه اقدام کردهاند که نشه بگیم: دادي که ميخواي بگيري؟
✅ کل کتابچه را به اين يادداشت ضميمه کردهام و در آينده نيز سعي ميکنم صفحات و بخشهاي مهمي از آن را در اينستاگرام منتشر کنم.
✅ خواندن اين کتابچه، توضيح دادن آن براي کودکانمان، آموزش آن به دانشآموزان، بهکار بستن توصيههايش در سازمان و اداره خودمان و ... ميتواند راهي به سوي ايفاي مسئوليت ما در قبال منابع کمياب آب ايران عزيز باشد.
(اگر ميپسنديد به اشتراک بگذاريد.)
@fazeli_mohammad
⭕️ پينوشت: مشکلات اقتصادي، نابهساماني و ... زياد داريم، اما عليرغم همه مشکلات بايد منابع آب اين سرزمين را حفظ کرد. مشکلات و نااميديها و سرخوردگيها بهانه خوبي براي بيتوجهي به منابع آب نيستند. زنده ماندن و زندگي آب نياز دارد، تحت هر شرايطي.
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
✅ پليس رانندهاي را که بد ميراند متوقف کرد و به او گفت: گواهينامهات را بده. راننده که اصلاً گواهينامه نگرفته بود، به پليس گفت: اصلاً دادي که حالا ميخواهي بگيري؟
✅ مسئولان و کارشناسان و فعالان محيطزيست در بحث مديريت منابع آب، خيلي بر مشارکت مردم و همراهيشان با رويههاي درست مديريت مصرف تأکيد ميکنند. مردم هم عين همان راننده ميتوانند بگويند: اصلاً دادي که ميخوای بگيري؟ منظورشان هم اين است که مگر تا حالا چيزي درباره «سواد آبي» به ما گفتهايد؟ شيوههاي درست مديريت مصرف و رفتار درست در مقابل آب را به ما آموزش دادهايد که حالا انتظار داريد مشارکت مؤثر انجام دهيم؟
✅ خبر خوب اينکه دفتر «مديريت مصرف و ارتقاي بهرهوري آب و آبفا» وزارت نیرو کتابچهاي مختصر منتشر کرده که در آن اقلام مهم سواد آبي و روشهاي مديريت مصرف که هر شهروندي خوب است آنها را بداند يکجا ذکر شده است. خلاصه براي دادن گواهينامه اقدام کردهاند که نشه بگیم: دادي که ميخواي بگيري؟
✅ کل کتابچه را به اين يادداشت ضميمه کردهام و در آينده نيز سعي ميکنم صفحات و بخشهاي مهمي از آن را در اينستاگرام منتشر کنم.
✅ خواندن اين کتابچه، توضيح دادن آن براي کودکانمان، آموزش آن به دانشآموزان، بهکار بستن توصيههايش در سازمان و اداره خودمان و ... ميتواند راهي به سوي ايفاي مسئوليت ما در قبال منابع کمياب آب ايران عزيز باشد.
(اگر ميپسنديد به اشتراک بگذاريد.)
@fazeli_mohammad
⭕️ پينوشت: مشکلات اقتصادي، نابهساماني و ... زياد داريم، اما عليرغم همه مشکلات بايد منابع آب اين سرزمين را حفظ کرد. مشکلات و نااميديها و سرخوردگيها بهانه خوبي براي بيتوجهي به منابع آب نيستند. زنده ماندن و زندگي آب نياز دارد، تحت هر شرايطي.
Telegram
attach 📎
Forwarded from دغدغه ایران
داستان برنامه همکاري 25 ساله با چين چيست؟ (قسمت اول)
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
✅ متن «ويرايش نهايي برنامه همکاريهاي جامع (25 ساله) ايران و چين» در 18 صفحه و از طرف دبيرخانه سازوکار عالي مشارکت جامع راهبردي ايران و چين در خرداد 1399 تهيه شده و اکنون در دسترس است و به دليل نبودن متن مورد تأييد ديگر، با همين متن شروع ميکنم.
✅ متن شامل اين قسمتهاست:
🔹مقدمه
🔹بند اول: چشمانداز
🔹بند دوم: مأموريت
🔹بند سوم: اهداف اساسي (ضميمه 1)
🔹بند چهارم: زمينههاي همکاري (ضميمه 2)
🔹بند پنجم: اقدامات اجرايي (ضميمه 3)
🔹بند ششم: نظارت و اجرا
🔹بند هفتم: همکاري در کشور ثالث
🔹بند هشتم: نفي فشارهاي خارجي
🔹بند نهم: مفاد نهايي
⭕️ضميمه شماره (1): اهداف اساسي
⭕️ضميمه شماره (2): عناوين اصلي براي برنامه همکاريهاي جامع 25 ساله
⭕️ضميمه شماره (3): اقدامات اجرايي
✅ بندهاي اول تا نهم 4 صفحه و سه ضميمه آن نيز 13 صفحه است.
☑️⭕️ خلاصه متن
✅ يک. مقدمه تا پايان بند نهم، بهواقع کلياتي است که هر دو کشوري – بسته به ظرفيتها، منابع و توانمنديهايشان - ميتوانند در روابط با يکديگر مد نظر داشته باشند. طبيعي است که چون ايران داراي منابع نفت، گاز و ساير انرژيها، برخي مواد معدني خام، و مزيتهايي براي حمل و نقل جادهاي، ريلي، دريايي و هوايي است، عمده بندهاي اين چند صفحه درباره همکاري در اين عرصههاست. مقولات نظامي-امنيتي و دفاعي هم در کنار موارد فوق ذکر شده و دو کشور در اين متن بر گسترش همکاريها در همه اين زمينهها تأکيد ميکنند. همکاريهاي علمي، فناورانه، گردشگري و ارتباطات هم که در دنياي جديد بخشي از هر نوع تفاهمنامه يا توافق اقتصادي جامع است. دو کشور تأکيد ميکنند که همکاريهايشان برد-برد، راهبردي و بلندمدت است و در زمينههاي دوجانبه، منطقهاي و بينالمللي خواهد بود.
✅ دو. ضميمهها مباحث مشخصتري را شامل ميشوند. منظورم از مشخصتر اين است که:
🔹 زمينههاي همکاري در بخش اهداف ذکر شده و براي مثال بر توسعه همکاري در نفت، پتروشيمي، کشاورزي، شبکههاي هوشمند، صنايع آب و برق، محيطزيست، صنايع هوايي، گردشگري و ... تأکيد شده است. البته هر نوع زمينه همکاري که دنبالش باشيد به نوعي در اين ضمائم پيدا ميشود.
✅ سه. عناوين اصلي برنامه همکاريهاي جامع 25 ساله در ضميمه شماره (2) آمده است و عبارتند از:
🔹 حوزه نفت و انرژي
🔹 مشارکت فعال در پروژه بزرگ چين با عنوان کمربند-جاده (OBOR) با تأکيد بر کريدورهاي منطقهاي، شبکه ريلي، و همکاري ايران و چين در کشورهاي ثالث متأثر از کمربند-جاده
🔹 توسعه سواحل مکران
🔹 همکاري در زمينه فناوري و ارتباطات راه دور
🔹 همکاريهاي مالي، اقتصادي و تجاري
🔹 همکاريهاي نظامي، دفاعي و امنيتي دوجانبه
🔹 همکاري سياسي
✅ چهار. دو کشور در اين برنامه، ذيل اقدامات اجرايي، برخي فعاليتها و اقداماتي را برشمردهاند که بايد انجام شود تا اهداف مندرج در ضميمه (1) و همکاريهاي مندرج در ضميمه (2) محقق شوند. اين اقدامات اجرايي گاه خيلي کلي نظير «گسترش همکاريهاي مالي، بانکي و بيمهاي در چارچوب اصلو بازار و قوانين دو کشور» است و گاه خيلي ريز ميشود و به مقولهاي نظير «همکاري درباره توليد برق و کود از زبالههاي شهري»، «گشايش شعبات نمايندگي بانکهاي ايراني در مناطق ويژه اقتصادي چين»، «سرمايهگذاري مشترک در ساخت شهرهاي هوشمند»، «تأمين مواد با کربن کم براي ايران»، «دانش فني ارقام برنج هيبريد» يا «همکاري پيرامون راههاي مقابله و تثبيت گرد و غبار در ايران» ميپردازد.
✅ پنج. به نظرم حساسترين جملات در اين ضمائم عبارتند از:
⭕️ چين به عنوان واردکننده ثابت نفت خام ايران خواهد بود و اميدوار است که ايران به نگرانيهاي چين درباره بازگشت سرمايهگذاري در بخش نفت ايران توجه نمايد. (ضميمه 1)
⭕️ طرف چيني نيز متقابلاً به استفاده بهينه از منابع مالي بهدست آمده از فروش نفت به چين توجه نمايد. (ضميمه 1)
⭕️ تلاش مشترک براي ايجاد مکانيزم واردات پايدار نفت خام از ايران. (ضميمه 2)
⭕️ ارتقاي جايگاه ايران در ابتکار کمربند-جاده چين (ضميمه 1)
⭕️ گفتوگو درباره آغاز احداث کريدور خط آهن زيارتي پاکستان-ايران-عراق-سوريه (ضميمه 2)
⭕️ همکاري در ايجاد مراکز صنعتيمحور/ خدماتيمحور /فناوريمحور در بنادر و جزاير منتخب با هدف توليد و صادرات خدمات و کالاهاي مشترک به کشورهاي منطقه (ضميمه 1)
⭕️ توسعه جزاير منتخب با هدف ايجاد مراکز منطقهاي صنايع غذايي، دريايي، پتروشيمي و گردشگري (ضميمه 3)
✅ خلاصه پيشنويس منتشرشده سند همکاري ايران و چين براي اينکه بدانيم کلاً اين سند چيست خوب است و در قسمت بعدي (انتشار 25 يا 26 تيرماه) تحليلم درباره آنرا مينويسم.
(اگر ميپسنديد به اشتراک بگذاريد.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
✅ متن «ويرايش نهايي برنامه همکاريهاي جامع (25 ساله) ايران و چين» در 18 صفحه و از طرف دبيرخانه سازوکار عالي مشارکت جامع راهبردي ايران و چين در خرداد 1399 تهيه شده و اکنون در دسترس است و به دليل نبودن متن مورد تأييد ديگر، با همين متن شروع ميکنم.
✅ متن شامل اين قسمتهاست:
🔹مقدمه
🔹بند اول: چشمانداز
🔹بند دوم: مأموريت
🔹بند سوم: اهداف اساسي (ضميمه 1)
🔹بند چهارم: زمينههاي همکاري (ضميمه 2)
🔹بند پنجم: اقدامات اجرايي (ضميمه 3)
🔹بند ششم: نظارت و اجرا
🔹بند هفتم: همکاري در کشور ثالث
🔹بند هشتم: نفي فشارهاي خارجي
🔹بند نهم: مفاد نهايي
⭕️ضميمه شماره (1): اهداف اساسي
⭕️ضميمه شماره (2): عناوين اصلي براي برنامه همکاريهاي جامع 25 ساله
⭕️ضميمه شماره (3): اقدامات اجرايي
✅ بندهاي اول تا نهم 4 صفحه و سه ضميمه آن نيز 13 صفحه است.
☑️⭕️ خلاصه متن
✅ يک. مقدمه تا پايان بند نهم، بهواقع کلياتي است که هر دو کشوري – بسته به ظرفيتها، منابع و توانمنديهايشان - ميتوانند در روابط با يکديگر مد نظر داشته باشند. طبيعي است که چون ايران داراي منابع نفت، گاز و ساير انرژيها، برخي مواد معدني خام، و مزيتهايي براي حمل و نقل جادهاي، ريلي، دريايي و هوايي است، عمده بندهاي اين چند صفحه درباره همکاري در اين عرصههاست. مقولات نظامي-امنيتي و دفاعي هم در کنار موارد فوق ذکر شده و دو کشور در اين متن بر گسترش همکاريها در همه اين زمينهها تأکيد ميکنند. همکاريهاي علمي، فناورانه، گردشگري و ارتباطات هم که در دنياي جديد بخشي از هر نوع تفاهمنامه يا توافق اقتصادي جامع است. دو کشور تأکيد ميکنند که همکاريهايشان برد-برد، راهبردي و بلندمدت است و در زمينههاي دوجانبه، منطقهاي و بينالمللي خواهد بود.
✅ دو. ضميمهها مباحث مشخصتري را شامل ميشوند. منظورم از مشخصتر اين است که:
🔹 زمينههاي همکاري در بخش اهداف ذکر شده و براي مثال بر توسعه همکاري در نفت، پتروشيمي، کشاورزي، شبکههاي هوشمند، صنايع آب و برق، محيطزيست، صنايع هوايي، گردشگري و ... تأکيد شده است. البته هر نوع زمينه همکاري که دنبالش باشيد به نوعي در اين ضمائم پيدا ميشود.
✅ سه. عناوين اصلي برنامه همکاريهاي جامع 25 ساله در ضميمه شماره (2) آمده است و عبارتند از:
🔹 حوزه نفت و انرژي
🔹 مشارکت فعال در پروژه بزرگ چين با عنوان کمربند-جاده (OBOR) با تأکيد بر کريدورهاي منطقهاي، شبکه ريلي، و همکاري ايران و چين در کشورهاي ثالث متأثر از کمربند-جاده
🔹 توسعه سواحل مکران
🔹 همکاري در زمينه فناوري و ارتباطات راه دور
🔹 همکاريهاي مالي، اقتصادي و تجاري
🔹 همکاريهاي نظامي، دفاعي و امنيتي دوجانبه
🔹 همکاري سياسي
✅ چهار. دو کشور در اين برنامه، ذيل اقدامات اجرايي، برخي فعاليتها و اقداماتي را برشمردهاند که بايد انجام شود تا اهداف مندرج در ضميمه (1) و همکاريهاي مندرج در ضميمه (2) محقق شوند. اين اقدامات اجرايي گاه خيلي کلي نظير «گسترش همکاريهاي مالي، بانکي و بيمهاي در چارچوب اصلو بازار و قوانين دو کشور» است و گاه خيلي ريز ميشود و به مقولهاي نظير «همکاري درباره توليد برق و کود از زبالههاي شهري»، «گشايش شعبات نمايندگي بانکهاي ايراني در مناطق ويژه اقتصادي چين»، «سرمايهگذاري مشترک در ساخت شهرهاي هوشمند»، «تأمين مواد با کربن کم براي ايران»، «دانش فني ارقام برنج هيبريد» يا «همکاري پيرامون راههاي مقابله و تثبيت گرد و غبار در ايران» ميپردازد.
✅ پنج. به نظرم حساسترين جملات در اين ضمائم عبارتند از:
⭕️ چين به عنوان واردکننده ثابت نفت خام ايران خواهد بود و اميدوار است که ايران به نگرانيهاي چين درباره بازگشت سرمايهگذاري در بخش نفت ايران توجه نمايد. (ضميمه 1)
⭕️ طرف چيني نيز متقابلاً به استفاده بهينه از منابع مالي بهدست آمده از فروش نفت به چين توجه نمايد. (ضميمه 1)
⭕️ تلاش مشترک براي ايجاد مکانيزم واردات پايدار نفت خام از ايران. (ضميمه 2)
⭕️ ارتقاي جايگاه ايران در ابتکار کمربند-جاده چين (ضميمه 1)
⭕️ گفتوگو درباره آغاز احداث کريدور خط آهن زيارتي پاکستان-ايران-عراق-سوريه (ضميمه 2)
⭕️ همکاري در ايجاد مراکز صنعتيمحور/ خدماتيمحور /فناوريمحور در بنادر و جزاير منتخب با هدف توليد و صادرات خدمات و کالاهاي مشترک به کشورهاي منطقه (ضميمه 1)
⭕️ توسعه جزاير منتخب با هدف ايجاد مراکز منطقهاي صنايع غذايي، دريايي، پتروشيمي و گردشگري (ضميمه 3)
✅ خلاصه پيشنويس منتشرشده سند همکاري ايران و چين براي اينکه بدانيم کلاً اين سند چيست خوب است و در قسمت بعدي (انتشار 25 يا 26 تيرماه) تحليلم درباره آنرا مينويسم.
(اگر ميپسنديد به اشتراک بگذاريد.)
@fazeli_mohammad
Forwarded from اتاق آینده / شیرعلینیا
شرط عجیب برای صلح.pdf
103.3 KB
@jafarshiralinia
شرط عجیب ایران برای صلح، پس از آزادی خرمشهر؛ جنگ با اسرائیل
ایرانیها خرمشهر را آزاد کرده بودند و خودشان را در اوج قدرت میدیدند. وقتی اسرائیل به جنوب لبنان حمله کرد، نیروی نظامی به سوریه فرستادند تا با صهیونیستها بجنگند. یک شرط عجیب هم به شرایطشان برای پایان دادن به جنگ با صدام اضافه کردند، شرط این بود که عراق باید راهی زمینی برای عبور نیروهای زمینی و زرهی ایران برای رسیدن به جبههی جنگ با صهیونیستها بدهد. در این فایل پی دی اف نکاتی از این ماجرا میخوانید که شاید تا حالا نشنیده باشید.
جعفر شیرعلی نیا
@jafarshiralinia
شرط عجیب ایران برای صلح، پس از آزادی خرمشهر؛ جنگ با اسرائیل
ایرانیها خرمشهر را آزاد کرده بودند و خودشان را در اوج قدرت میدیدند. وقتی اسرائیل به جنوب لبنان حمله کرد، نیروی نظامی به سوریه فرستادند تا با صهیونیستها بجنگند. یک شرط عجیب هم به شرایطشان برای پایان دادن به جنگ با صدام اضافه کردند، شرط این بود که عراق باید راهی زمینی برای عبور نیروهای زمینی و زرهی ایران برای رسیدن به جبههی جنگ با صهیونیستها بدهد. در این فایل پی دی اف نکاتی از این ماجرا میخوانید که شاید تا حالا نشنیده باشید.
جعفر شیرعلی نیا
@jafarshiralinia
Forwarded from h b
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔆 اختصاصی/ گزارش تکاندهنده نماینده مجلس به «زنگنه»؛
وزارت نفت در افزایش حقوق کارکنانش شاگرد آخر دولت شد/ رتبه نفت در پرداخت حقوق کارکنان در بین نوزده وزارتخانه دولت اعلام شد
⛽️ 🇮🇷 @enenews
⛽️ 🇮🇷 @enenews2
⛽️ 🇮🇷 www.instagram.com/energynews.ir?r=nametag
⛽️ 🇮🇷 www.enenews.ir
وزارت نفت در افزایش حقوق کارکنانش شاگرد آخر دولت شد/ رتبه نفت در پرداخت حقوق کارکنان در بین نوزده وزارتخانه دولت اعلام شد
⛽️ 🇮🇷 @enenews
⛽️ 🇮🇷 @enenews2
⛽️ 🇮🇷 www.instagram.com/energynews.ir?r=nametag
⛽️ 🇮🇷 www.enenews.ir
Forwarded from صادق زیباکلام - Sadegh Zibakalam
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✍️گناه این فرزندان کدام بوده است؟
🔹یازده ماه میشود که کیانا و علی صدای مادر را نشنیدهاند.مادری که ممکن است در زندان مبتلا به کرونا هم شده باشد. براستی فرزندان مادران یا پدرانی که سیاسیاند و بجرم داشتن نظر مخالف حکومت میبایستی در زندان بسربرند، چه گناهی مرتکب شدهاند؟
#نرگس_محمدی
#صدای_نرگس_باش
https://www.instagram.com/p/CC5kdr3pTmZ/?igshid=ste8ssanb5xy
🔹یازده ماه میشود که کیانا و علی صدای مادر را نشنیدهاند.مادری که ممکن است در زندان مبتلا به کرونا هم شده باشد. براستی فرزندان مادران یا پدرانی که سیاسیاند و بجرم داشتن نظر مخالف حکومت میبایستی در زندان بسربرند، چه گناهی مرتکب شدهاند؟
#نرگس_محمدی
#صدای_نرگس_باش
https://www.instagram.com/p/CC5kdr3pTmZ/?igshid=ste8ssanb5xy
چرا با رسانه های فارسی زبان گفتگو نمی کنم؟
مجتبی واحدی
هر روزه با پرسش های مکرر در مورد علت عدم گفتگو با برخی رسانه های فارسی زبان مواجه هستم. تصمیم گرفتم یکبار و به صورت عمومی به این پرسش ، پاسخ بدهم.
<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/4vgjff8K-3Y" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
مجتبی واحدی
هر روزه با پرسش های مکرر در مورد علت عدم گفتگو با برخی رسانه های فارسی زبان مواجه هستم. تصمیم گرفتم یکبار و به صورت عمومی به این پرسش ، پاسخ بدهم.
<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/4vgjff8K-3Y" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
YouTube
چرا با رسانه های فارسی زبان گفتگو نمی کنم؟
هر روزه با پرسش های مکرر در مورد علت عدم گفتگو با برخی رسانه های فارسی زبان مواجه هستم. تصمیم گرفتم یکبار و به صورت عمومی به این پرسش ، پاسخ بدهم
اعدام موسوی مجد: از همراهی با سپاه قدس تا بالای چوبهدار
قوه قضائیه ایران اعلام کرده که محمود موسوی مجد امروز اعدام شد. آقای موسوی مجد که در سوریه با نیروی قدس سپاه پاسداران همکاری میکرد به اتهام جاسوسی برای سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل به مرگ محکوم شده بود.از جمله اتهامات او این بود که اطلاعات محل رفت و آمد بعضی از فرماندهان نظامی از جمله قاسم سلیمانی فرمانده سابق نیروی قدس را در اختیار سیا و موساد میگذاشته است. آقای موسوی مجد که از حدود دو سال پیش در بازداشت بود با انتشار یک فایل صوتی از داخل زندان، گفته بود کسانی قصد دارند با اعدام زودهنگامش، منافع شخصیشان را حفظ کنند. خانواده اش می گویند او جاسوس نبود و قربانی انتقام افراد قدرتمند در سوریه شد.
ژیار گل گزارش میدهد.
https://www.bbc.com/persian/iran-53475425
قوه قضائیه ایران اعلام کرده که محمود موسوی مجد امروز اعدام شد. آقای موسوی مجد که در سوریه با نیروی قدس سپاه پاسداران همکاری میکرد به اتهام جاسوسی برای سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل به مرگ محکوم شده بود.از جمله اتهامات او این بود که اطلاعات محل رفت و آمد بعضی از فرماندهان نظامی از جمله قاسم سلیمانی فرمانده سابق نیروی قدس را در اختیار سیا و موساد میگذاشته است. آقای موسوی مجد که از حدود دو سال پیش در بازداشت بود با انتشار یک فایل صوتی از داخل زندان، گفته بود کسانی قصد دارند با اعدام زودهنگامش، منافع شخصیشان را حفظ کنند. خانواده اش می گویند او جاسوس نبود و قربانی انتقام افراد قدرتمند در سوریه شد.
ژیار گل گزارش میدهد.
https://www.bbc.com/persian/iran-53475425
BBC News فارسی
اعدام موسوی مجد: از همراهی با سپاه قدس تا بالای چوبهدار - BBC News فارسی
آقای موسوی مجد که در سوریه با نیروی قدس سپاه پاسداران همکاری میکرد به اتهام جاسوسی برای سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل به مرگ محکوم شده بود.
سمینار علم مدرن، انسان مدرن(بخش سوم)_دکتر فرهنگ هلاکویی
سمینار «علم مدرن، انسان مدرن»
سخنرانان: دکتر فرهنگ هلاکویی
<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/7eLg_lcdvOE" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
سمینار «علم مدرن، انسان مدرن»
سخنرانان: دکتر فرهنگ هلاکویی
<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/7eLg_lcdvOE" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
YouTube
سمینار علم مدرن، انسان مدرن(بخش سوم)_دکتر فرهنگ هلاکویی
سمینار «علم مدرن، انسان مدرن»
سخنرانان: دکتر فرهنگ هلاکویی
سخنرانان: دکتر فرهنگ هلاکویی
چـين چه ايـرادی دارد؟ فكـر كنيد اسمش آمريكـاست
مهدی صفری سفیر پیشین حکومت اسلامی در چین، طی مصاحبه با روزنامه اعتماد به مخالفان داخلی قرارداد ۲۵ ساله هشدار داد و خطاب به آنها گفت: چین اگر احساس كند كه مخالفت جدی در ميان ايرانيان وجود دارد، ممكن است كه پا پس بكشد, چين چه ايرادی دارد؟ فكر كنيد اسمش آمريكاست.
مهدی صفری سفیر پیشین حکومت اسلامی در چین، طی مصاحبه با روزنامه اعتماد به مخالفان داخلی قرارداد ۲۵ ساله هشدار داد و خطاب به آنها گفت: چین اگر احساس كند كه مخالفت جدی در ميان ايرانيان وجود دارد، ممكن است كه پا پس بكشد, چين چه ايرادی دارد؟ فكر كنيد اسمش آمريكاست.
مرگ خاموش یک انقلابی سابق و پیام عبرت آموز خانواده او
ابوالقاسم سرحدی زاده از بی حاشیه ترین سیاستمداران جمهوری اسلامی پس از یکدوره طولانی بیماری درگذشت. بازماندگان سرحدی زاده پیام عبرت آموزی صادر کرده و خواستار گذشت ایرانیان نسبت به خطاهای احتمالی او شده اند
<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/rIvP5j2CNFs" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
ابوالقاسم سرحدی زاده از بی حاشیه ترین سیاستمداران جمهوری اسلامی پس از یکدوره طولانی بیماری درگذشت. بازماندگان سرحدی زاده پیام عبرت آموزی صادر کرده و خواستار گذشت ایرانیان نسبت به خطاهای احتمالی او شده اند
<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/rIvP5j2CNFs" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
YouTube
مرگ خاموش یک انقلابی سابق و پیام عبرت آموز خانواده او
ابوالقاسم سرحدی زاده از بی حاشیه ترین سیاستمداران جمهوری اسلامی پس از یکدوره طولانی بیماری درگذشت. بازماندگان سرحدی زاده پیام عبرت آموزی صادر کرده و خواستار گذشت ایرانیان نسبت به خطاهای احتمالی او شده اند
Forwarded from M
سه ماه از معرفی و رونمایی دستگاه کرونایاب (مستعان ۱۱۰) گذشته است. خوب است گزارشی از عملکرد این دستگاه و تعداد ویروسها و بیمارانی که یافته، داده شود؛ بهخصوص حالا که خبرهای کرونایی زیاد هم شده است.
#نیمکت
http://T.me/nymkat
#نیمکت
http://T.me/nymkat
Forwarded from صادق زیباکلام - Sadegh Zibakalam
✍️توافق ایران و چین: تشابهات و تفاوتها با امتیازهای گذشته| ۱ مرداد ۹۹
🔹امروز جلسه مشترک سرمایه اجتماعی و اقتصاد دانشگاه تهران با حضور آقای دکترظریف بعنوان میهمان ویژه بود. موضوع نشست هم، توافق بیست و پنج ساله ایران و چین بود. روز قبلش در یک نشست دیگری از اساتید نظرخواهی شده بود که فردا کدام نکات مهم را میخواهند در رابطه با آن توافق با آقای ظریف در میان بگذارند. در آن جلسه من گفتم که میخواهم تشابه و تفاوتهای توافق با چین را با موارد گذشته همچون رویتر یا۱۹۱۹ مقایسه کنم. میدانیم که نگاهی بسیارمنفی به آنان وجود دارد و آنها را طرحهای استعماری به منظور غارت منابع کشور و تبدیل ایران به مستعمره میدانند.
🔹قبل از ارائه نظرم گفتم که من بر خلاف نظر رایج،اتفاقاً معتقدم امتیاز رویتر گام سودمندی برای ایران بود و اگر تحقق پیدا میکرد یقیناً کمک به پیشرفت و ترقی ایران میکرد. استخراج معادن، کشف نفت، احداث راه آهن، ساخت بنادر، کشیدن تلگراف و این دست اقدامات جزء امتیاز رویتر بود. من البته این نظر مثبت را پیرامون قرارداد۱۹۱۹ ندارم؛ اگرچه آن قرارداد هم موجبات پیشرفت و ترقی ایران را فراهم میآوُرد. مخالفتم بواسطه آنست که ایران تبدیل به تحت الحمایه انگلستان میشد.
🔹نخستین تشابه میان توافق با چین وامتیاز رویتر آنست که ایران در مقطعی که امتیاز رویتر را واگذار نمود در شرایطی قرار داشت که خودش به هیچروی نمیتوانست هیچیک از آن اقدامات را انجام دهد. امروز هم ایران در شرایطی قرار گرفته که طرحهایی را که چینیها قرار است انجام دهند خودش نمیتواند آنها را بثمر برساند. با این تفاوت که در ایرانِ عصر رویتر، مجموعهای از شرایط تاریخی ایران را به آن وضعیت درآورده بود. درحالیکه وضعیتی که ما را امروز ناتوان و وابسته به چین و روسیه نموده، محصول سیاستهای غربستیزی، آمریکاستیزی و صدور انقلاب است.
🔹تفاوت ما با ناصرالدینشاه و صدراعظم ترقیخواهش، میرزاحسین خان سپهسالار، آن است که آنها چاره دیگری بجز سرمایه گذاری رویتر نداشتند. نه سرمایه داشتند، نه درآمد، نه علم ودانش، نه افراد تحصیلکرده و کاردان. اما ما امروز همه اینها را داریم لکن با دست خودمان بواسطه ایدئولوژی انقلابی که انتخاب کرده و به آن افتخار هم میکنیم، روز به روز بیشتر به قهقرا میرویم و به چین و روسیه وابسته تر میشویم.
https://www.instagram.com/p/CC8nTjEJmKk/?igshid=x4eomddfye6s
🔹امروز جلسه مشترک سرمایه اجتماعی و اقتصاد دانشگاه تهران با حضور آقای دکترظریف بعنوان میهمان ویژه بود. موضوع نشست هم، توافق بیست و پنج ساله ایران و چین بود. روز قبلش در یک نشست دیگری از اساتید نظرخواهی شده بود که فردا کدام نکات مهم را میخواهند در رابطه با آن توافق با آقای ظریف در میان بگذارند. در آن جلسه من گفتم که میخواهم تشابه و تفاوتهای توافق با چین را با موارد گذشته همچون رویتر یا۱۹۱۹ مقایسه کنم. میدانیم که نگاهی بسیارمنفی به آنان وجود دارد و آنها را طرحهای استعماری به منظور غارت منابع کشور و تبدیل ایران به مستعمره میدانند.
🔹قبل از ارائه نظرم گفتم که من بر خلاف نظر رایج،اتفاقاً معتقدم امتیاز رویتر گام سودمندی برای ایران بود و اگر تحقق پیدا میکرد یقیناً کمک به پیشرفت و ترقی ایران میکرد. استخراج معادن، کشف نفت، احداث راه آهن، ساخت بنادر، کشیدن تلگراف و این دست اقدامات جزء امتیاز رویتر بود. من البته این نظر مثبت را پیرامون قرارداد۱۹۱۹ ندارم؛ اگرچه آن قرارداد هم موجبات پیشرفت و ترقی ایران را فراهم میآوُرد. مخالفتم بواسطه آنست که ایران تبدیل به تحت الحمایه انگلستان میشد.
🔹نخستین تشابه میان توافق با چین وامتیاز رویتر آنست که ایران در مقطعی که امتیاز رویتر را واگذار نمود در شرایطی قرار داشت که خودش به هیچروی نمیتوانست هیچیک از آن اقدامات را انجام دهد. امروز هم ایران در شرایطی قرار گرفته که طرحهایی را که چینیها قرار است انجام دهند خودش نمیتواند آنها را بثمر برساند. با این تفاوت که در ایرانِ عصر رویتر، مجموعهای از شرایط تاریخی ایران را به آن وضعیت درآورده بود. درحالیکه وضعیتی که ما را امروز ناتوان و وابسته به چین و روسیه نموده، محصول سیاستهای غربستیزی، آمریکاستیزی و صدور انقلاب است.
🔹تفاوت ما با ناصرالدینشاه و صدراعظم ترقیخواهش، میرزاحسین خان سپهسالار، آن است که آنها چاره دیگری بجز سرمایه گذاری رویتر نداشتند. نه سرمایه داشتند، نه درآمد، نه علم ودانش، نه افراد تحصیلکرده و کاردان. اما ما امروز همه اینها را داریم لکن با دست خودمان بواسطه ایدئولوژی انقلابی که انتخاب کرده و به آن افتخار هم میکنیم، روز به روز بیشتر به قهقرا میرویم و به چین و روسیه وابسته تر میشویم.
https://www.instagram.com/p/CC8nTjEJmKk/?igshid=x4eomddfye6s
Instagram
Sadegh Zibakalam|صادق زیباکلام
توافق ایران و چین: تشابهات و تفاوتها با امتیازهای گذشته. امروز جلسه مشترک سرمایه اجتماعی و اقتصاد دانشگاه تهران با حضور آقای دکترظریف بعنوان میهمان ویژه بود. موضوع نشست هم، توافق بیست و پنج ساله ایران و چین بود.روز قبلش در یک نشست دیگری از اساتید نظرخواهی…
Forwarded from صادق زیباکلام - Sadegh Zibakalam
✍️مکتوب دوم توافق ایران و چین|۲ مرداد۹۹
🔹بعد از سخنان مبسوط آقای دکتر ظریف پیرامون روند چندساله شکلگیری توافق با چین، شماری از اساتید به صورت حضوری یا آنلاین نقطه نظراتشان را بیان کردند. من درنوبتم عرض کردم که شما در پذیرش این توافق با سه مانع عمده روبهرو هستید:
-اول : بی اعتمادی بسیاری از اقشار تحصیلکرده به تصمیمات و سیاستهای نظام.
-دوم : تاریخ،یا درست تر گفته باشم تحریف تاریخ توسط نظام که اکنون گریبانگیر خود نظام شده.
-سوم: ممانعت تندروها
🔹پیرامون بیاعتمادی مردم نیازی به توضیح نمیرود. آنقدر دروغ و تحریف از مسئولین شنیدهاند که اگر وسط روز هم دولتمردان ما بگویند الان ظهر است، بسیاری باور نمیکنند.چه رسد باینکه نظام مدعی شود که توافق با چین بنفع ایران است.
اما درخصوص تاریخ.ظرف چهل و یک سال گذشته بسیاری از جنبههای تاریخ معاصر را نظام تحریف نموده و روایتی را که با جهانبینی و ایدئولوژیاش همخوانی داشته را جایگزین واقعیتها نموده. از جمله تحریفهایی که صورت گرفته آن است که هر قرارداد، معامله یا توافقی که با غربیها صورت گرفته، لزوماً توطئه و تلاشی بوده از سوی غربیهای ظالم و استثمارگر بمنظور غارت منابع ایران وصد البته ایرانیانی هم که توافقات با غربیها را انجام دادهاند، مزدور، خودفروخته، نوکر، عامل بیگانه، وطنفروش و خائن بودهاند. در مقابل ایرانیانی که علیه این قراردادهای ظالمانه استعماری برخاستهاند، وطنپرست، ملی و آزاده بوده اند. در آموزشِ تاریخ رسمی، همه قراردادها از امتیاز رویتر، تنباکو، دارسی، قرارداد۱۹۱۹،توافق نفتی ۱۹۳۳ میان رضاشاه با انگلستان، کنسرسیوم و ... جملگی خائنانه بودهاند.
درحالیکه نظام عمری است این تاریخ تحریف شده را آموزش داده، میخواهد به یکباره مردم بپذیرند که همه آن قراردادها، خائنانه بوده اما توافق با چین و روسیه استثنا ملی و وطنپرستانه هستند.
میرسیم به مانع سوم:تندروها
بعنوان یک قاعده کلی، تندروها با هرسیاستی که ممکن است نفعی به دولت روحانی برساند مخالفت خواهند نمود؛صرفنظر از آنکه آن تصمیم بنفع مملکت باشد یا نه. نمونه بارز آن هم برجام بود که از همان ابتدا که مذاکرات شروع شد، تحت عنوان "دلواپسان" جبهه گیری کردند. بعد هم که توافق صورت گرفت هر تیغ و تیشهای که توانستند برسر راه آن ریختند تا مبادا خللی در "آمریکاستیزی" ایجاد شود. دست آخر هم که ترامپ تیر خلاص را شلیک کرد، گفتند ما که از ابتدا میگفتیم به آمریکاییها نمیشود اعتماد کرد.
https://www.instagram.com/p/CC_qRJ4Jsq9/?igshid=ks12wq9zcqvo
🔹بعد از سخنان مبسوط آقای دکتر ظریف پیرامون روند چندساله شکلگیری توافق با چین، شماری از اساتید به صورت حضوری یا آنلاین نقطه نظراتشان را بیان کردند. من درنوبتم عرض کردم که شما در پذیرش این توافق با سه مانع عمده روبهرو هستید:
-اول : بی اعتمادی بسیاری از اقشار تحصیلکرده به تصمیمات و سیاستهای نظام.
-دوم : تاریخ،یا درست تر گفته باشم تحریف تاریخ توسط نظام که اکنون گریبانگیر خود نظام شده.
-سوم: ممانعت تندروها
🔹پیرامون بیاعتمادی مردم نیازی به توضیح نمیرود. آنقدر دروغ و تحریف از مسئولین شنیدهاند که اگر وسط روز هم دولتمردان ما بگویند الان ظهر است، بسیاری باور نمیکنند.چه رسد باینکه نظام مدعی شود که توافق با چین بنفع ایران است.
اما درخصوص تاریخ.ظرف چهل و یک سال گذشته بسیاری از جنبههای تاریخ معاصر را نظام تحریف نموده و روایتی را که با جهانبینی و ایدئولوژیاش همخوانی داشته را جایگزین واقعیتها نموده. از جمله تحریفهایی که صورت گرفته آن است که هر قرارداد، معامله یا توافقی که با غربیها صورت گرفته، لزوماً توطئه و تلاشی بوده از سوی غربیهای ظالم و استثمارگر بمنظور غارت منابع ایران وصد البته ایرانیانی هم که توافقات با غربیها را انجام دادهاند، مزدور، خودفروخته، نوکر، عامل بیگانه، وطنفروش و خائن بودهاند. در مقابل ایرانیانی که علیه این قراردادهای ظالمانه استعماری برخاستهاند، وطنپرست، ملی و آزاده بوده اند. در آموزشِ تاریخ رسمی، همه قراردادها از امتیاز رویتر، تنباکو، دارسی، قرارداد۱۹۱۹،توافق نفتی ۱۹۳۳ میان رضاشاه با انگلستان، کنسرسیوم و ... جملگی خائنانه بودهاند.
درحالیکه نظام عمری است این تاریخ تحریف شده را آموزش داده، میخواهد به یکباره مردم بپذیرند که همه آن قراردادها، خائنانه بوده اما توافق با چین و روسیه استثنا ملی و وطنپرستانه هستند.
میرسیم به مانع سوم:تندروها
بعنوان یک قاعده کلی، تندروها با هرسیاستی که ممکن است نفعی به دولت روحانی برساند مخالفت خواهند نمود؛صرفنظر از آنکه آن تصمیم بنفع مملکت باشد یا نه. نمونه بارز آن هم برجام بود که از همان ابتدا که مذاکرات شروع شد، تحت عنوان "دلواپسان" جبهه گیری کردند. بعد هم که توافق صورت گرفت هر تیغ و تیشهای که توانستند برسر راه آن ریختند تا مبادا خللی در "آمریکاستیزی" ایجاد شود. دست آخر هم که ترامپ تیر خلاص را شلیک کرد، گفتند ما که از ابتدا میگفتیم به آمریکاییها نمیشود اعتماد کرد.
https://www.instagram.com/p/CC_qRJ4Jsq9/?igshid=ks12wq9zcqvo
Instagram
Sadegh Zibakalam|صادق زیباکلام
مکتوب دوم توافق ایران و چین. بعد از سخنان مبسوط آقای دکتر ظریف پیرامون روند چندساله شکلگیری توافق با چین، شماری از اساتید به صورت حضوری یا آنلاین نقطه نظراتشان را بیان کردند. من درنوبتم عرض کردم که شما در پذیرش این توافق با سه مانع عمده روبهرو هستید. اول…
🔳⭕️ سندروم «خشم پیادهرو» ایرانیان
دکتر مجتبی لشکربلوکی
بجُنب لعنتی! حتما همه ما این تجربه را داشتهایم: چراغ سبز شده اما ماشین جلویی هنوز راه نیفتاده یا ده نفر توی صف سوپرمارکتی ایستادهاند اما نفر جلویی بعد از اینکه وسایلش را جمع کرده تازه دارد خیلی بیخیال دنبال کیف پولش میگردد. این انتظارها مغز ما را منفجر میکند، حتی اگر چند ثانیه بیشتر طول نکشد. توی دلمان فحش میدهیم. به این حالت روانی وقتی که بیهوده معطل میشویم، میگویند «سندروم خشم پیادهرو»! نام این سندروم از کجا آمده است؟
آیا تابهحال برایتان پیش آمده که هنگام راهرفتن با جمعی از دوستان، یکی از آنها سرعت کمتری دارد و خیلی آرام و سلانه سلانه قدم برمیدارد و این باعث خشم شما میشود. البته، خشم فقط در پیادهروی خود را نشان نمیدهد بلکه رانندههای کُنددست، اینترنت کند، معطلی در مطب دکتر، صفهای طولانی خرید که به کندی جلو میروند، همۀ این کندیها دیوانهمان میکنند! (رفرنس: نشریه وزین ترجمان)
ما ایرانیان نیز مانند همه مردم جهان در معرض این سندروم هستیم. اما یک نکته وجود دارد یک خشم جمعی در مردم ایران وجود دارد که شبیه به همین سندروم است. خشم ناشی از کُندی نظام کشورداری. همیشه سوال میکنیم که چرا دولت کاری نمیکند؟ چرا حاکمیت دست به اقدام موثری نمیزند؟ چرا مسوولین خوابند؟ مردم ما خشمگین هستند از این همه کندی. شبیه همان خشمی که چراغ سبز شده است و ما منتظریم ماشین جلویی (دولت) حرکت کند اما میبینیم که دست دست میکند. این همه کندی نظام کشورداری ما را دیوانه میکند!
☑️ تحلیل و تجویز راهبردی:
قبل از اینکه بیشتر توضیح بدهم. شما را به یک چالش دعوت میکنم. نوشته زیر را بخوانید و بگویید که این نوشته برای چه دورانی است؟
"در ایران کمیسیونها، شوراهای عالی و سازمانهای دولتی زیادی وجود دارد که رسما مسئولیت اتخاذ و اجرای سیاستها را برعهده دارند. بنابراین، در هر زمان چند سازمان وجود دارد که قانونا مجاز به سیاستگذاری هستند. در سالهای اخیر درجه اهمیت این سازمانها تقریبا ماه به ماه تغییر کرده است. در چنین محیطی برای سد کردن راه یک سیاست به راحتی میتوان یک سازمان دولتی را علیه سازمان دیگر برانگیخت یا از اجرای تصميمات یک سازمان از طریق ارجاع موضوع به سازمان یا شورای دیگر، جلوگیری کرد. در نتیجه این وضع هیچ فرد، شورا یا سازمانی را نمیتوان مسوول موفقیت یا شکست دانست. همه اینها سبب شده است که نظام اداری [نظام کشورداری] ایران نتواند تصمیم بگیرد و تقریبا هیچ یک از تصمیمات اتخاذ شده بدرستی اجرا نشدهاند"
این نوشته را که میخوانی، انگار همین دیروز نوشته شده. اما تاریخ این نوشته مربوط است به ۱۳۴۲. حدود ۶۰ سال پیش! چه کسی این مطلب را نوشته؟ مشاورینی که از هاروارد به ایران آمده بودند و بعد از هفت سال تجربه مستقیم و غوطهخوردن در نظام کشورداری دیدگاههای خود را در کتاب برنامهریزی در ایران نوشتهاند. نظام کشورداری ما در طول این سالها بدتر هم شده؛ تلنبار شدن آیین نامهها و دستورالعملهای متداخل، تنوع دستگاههایی که راجع به یک موضوع با حق و بدون حق دخالت میکنند و سازوکارهای نظارتی متعدد و کم فایده همه و همه باعث شده که این ماشین کار نکند. چراغ سبز است، راننده هم میخواهد حرکت کند، اما این ماشین زنگ زده، چرخ دندههایش به هم گیر کرده و حرکت نمیکند و ما هم خشمگین و دست مان را گذاشتهایم روی بوق و میگوییم بجنب لعنتی!
چه میتوان کرد؟ ممکن است روزی روزگاری شرایطی پیش آید که نظام کشورداری از درون و عمیقا اصلاح شود، تا آن موقع چه میتوان کرد؟ عجالتا به دو مورد اشاره میکنم:
۱- سبکبار سازی دولت (دولت فراتر از قوه مجریه)؛ تا آن جا که میتوانیم از دولت بخواهیم متمرکز شود بر کار اصلیاش. اصلا چه دلیلی دارد که دولت درگیر مدرسهداری، شرکتداری، سدسازی، باشگاهداری، بیمارستانداری و راهسازی شود. دولت باید از ساخت و ساز مهاجرت کند به سازوکار! سازوکارهایی که باعث شود خود جامعه، خود مردم بازی کنند! دولت فقط و فقط باید تنظیمگر بازی باشد نه یک بازیکن گنده کُند!
۲- شبکهسازی غیردولت؛ تجربه کرونا نشان داد که ظرفیت مردمی بالایی در اطلاع رسانی مردم به مردم، خدمت رسانی مردم به مردم و حتی کمک مردم به دولت وجود دارد. گام بعدی این که نشان دهیم نهادها، انجمنها، اصناف و تشکلها میتوانند در حوزههای سیاست گذاری، اجماع آفرینی و طراحی راه حل برای مسایل ملی، نقش آفرین باشند. اما لویاتان (هیولای) دولت فقط در برابر قدرتی هم تراز مذاکره میکند. با توجه به اینکه هیچ نهاد مدنی مستقل و قدرتمندی در ایران باقی نمانده، تنها راه، شبکهسازیِ خرده نهادهای مردمی-مدنی (تشکلهای مردمی مانند اصناف، انجمنها) است. خشم پیاده روی خود را تبدیل کنیم به تلاش برای سبکبارسازی و شبکه سازی.
@I_D_Network
@Dr_Lashkarbolouki
دکتر مجتبی لشکربلوکی
بجُنب لعنتی! حتما همه ما این تجربه را داشتهایم: چراغ سبز شده اما ماشین جلویی هنوز راه نیفتاده یا ده نفر توی صف سوپرمارکتی ایستادهاند اما نفر جلویی بعد از اینکه وسایلش را جمع کرده تازه دارد خیلی بیخیال دنبال کیف پولش میگردد. این انتظارها مغز ما را منفجر میکند، حتی اگر چند ثانیه بیشتر طول نکشد. توی دلمان فحش میدهیم. به این حالت روانی وقتی که بیهوده معطل میشویم، میگویند «سندروم خشم پیادهرو»! نام این سندروم از کجا آمده است؟
آیا تابهحال برایتان پیش آمده که هنگام راهرفتن با جمعی از دوستان، یکی از آنها سرعت کمتری دارد و خیلی آرام و سلانه سلانه قدم برمیدارد و این باعث خشم شما میشود. البته، خشم فقط در پیادهروی خود را نشان نمیدهد بلکه رانندههای کُنددست، اینترنت کند، معطلی در مطب دکتر، صفهای طولانی خرید که به کندی جلو میروند، همۀ این کندیها دیوانهمان میکنند! (رفرنس: نشریه وزین ترجمان)
ما ایرانیان نیز مانند همه مردم جهان در معرض این سندروم هستیم. اما یک نکته وجود دارد یک خشم جمعی در مردم ایران وجود دارد که شبیه به همین سندروم است. خشم ناشی از کُندی نظام کشورداری. همیشه سوال میکنیم که چرا دولت کاری نمیکند؟ چرا حاکمیت دست به اقدام موثری نمیزند؟ چرا مسوولین خوابند؟ مردم ما خشمگین هستند از این همه کندی. شبیه همان خشمی که چراغ سبز شده است و ما منتظریم ماشین جلویی (دولت) حرکت کند اما میبینیم که دست دست میکند. این همه کندی نظام کشورداری ما را دیوانه میکند!
☑️ تحلیل و تجویز راهبردی:
قبل از اینکه بیشتر توضیح بدهم. شما را به یک چالش دعوت میکنم. نوشته زیر را بخوانید و بگویید که این نوشته برای چه دورانی است؟
"در ایران کمیسیونها، شوراهای عالی و سازمانهای دولتی زیادی وجود دارد که رسما مسئولیت اتخاذ و اجرای سیاستها را برعهده دارند. بنابراین، در هر زمان چند سازمان وجود دارد که قانونا مجاز به سیاستگذاری هستند. در سالهای اخیر درجه اهمیت این سازمانها تقریبا ماه به ماه تغییر کرده است. در چنین محیطی برای سد کردن راه یک سیاست به راحتی میتوان یک سازمان دولتی را علیه سازمان دیگر برانگیخت یا از اجرای تصميمات یک سازمان از طریق ارجاع موضوع به سازمان یا شورای دیگر، جلوگیری کرد. در نتیجه این وضع هیچ فرد، شورا یا سازمانی را نمیتوان مسوول موفقیت یا شکست دانست. همه اینها سبب شده است که نظام اداری [نظام کشورداری] ایران نتواند تصمیم بگیرد و تقریبا هیچ یک از تصمیمات اتخاذ شده بدرستی اجرا نشدهاند"
این نوشته را که میخوانی، انگار همین دیروز نوشته شده. اما تاریخ این نوشته مربوط است به ۱۳۴۲. حدود ۶۰ سال پیش! چه کسی این مطلب را نوشته؟ مشاورینی که از هاروارد به ایران آمده بودند و بعد از هفت سال تجربه مستقیم و غوطهخوردن در نظام کشورداری دیدگاههای خود را در کتاب برنامهریزی در ایران نوشتهاند. نظام کشورداری ما در طول این سالها بدتر هم شده؛ تلنبار شدن آیین نامهها و دستورالعملهای متداخل، تنوع دستگاههایی که راجع به یک موضوع با حق و بدون حق دخالت میکنند و سازوکارهای نظارتی متعدد و کم فایده همه و همه باعث شده که این ماشین کار نکند. چراغ سبز است، راننده هم میخواهد حرکت کند، اما این ماشین زنگ زده، چرخ دندههایش به هم گیر کرده و حرکت نمیکند و ما هم خشمگین و دست مان را گذاشتهایم روی بوق و میگوییم بجنب لعنتی!
چه میتوان کرد؟ ممکن است روزی روزگاری شرایطی پیش آید که نظام کشورداری از درون و عمیقا اصلاح شود، تا آن موقع چه میتوان کرد؟ عجالتا به دو مورد اشاره میکنم:
۱- سبکبار سازی دولت (دولت فراتر از قوه مجریه)؛ تا آن جا که میتوانیم از دولت بخواهیم متمرکز شود بر کار اصلیاش. اصلا چه دلیلی دارد که دولت درگیر مدرسهداری، شرکتداری، سدسازی، باشگاهداری، بیمارستانداری و راهسازی شود. دولت باید از ساخت و ساز مهاجرت کند به سازوکار! سازوکارهایی که باعث شود خود جامعه، خود مردم بازی کنند! دولت فقط و فقط باید تنظیمگر بازی باشد نه یک بازیکن گنده کُند!
۲- شبکهسازی غیردولت؛ تجربه کرونا نشان داد که ظرفیت مردمی بالایی در اطلاع رسانی مردم به مردم، خدمت رسانی مردم به مردم و حتی کمک مردم به دولت وجود دارد. گام بعدی این که نشان دهیم نهادها، انجمنها، اصناف و تشکلها میتوانند در حوزههای سیاست گذاری، اجماع آفرینی و طراحی راه حل برای مسایل ملی، نقش آفرین باشند. اما لویاتان (هیولای) دولت فقط در برابر قدرتی هم تراز مذاکره میکند. با توجه به اینکه هیچ نهاد مدنی مستقل و قدرتمندی در ایران باقی نمانده، تنها راه، شبکهسازیِ خرده نهادهای مردمی-مدنی (تشکلهای مردمی مانند اصناف، انجمنها) است. خشم پیاده روی خود را تبدیل کنیم به تلاش برای سبکبارسازی و شبکه سازی.
@I_D_Network
@Dr_Lashkarbolouki
Forwarded from شبکه توسعه
🔳⭕️ ایران و ثروتی کلان که جلوی چشمان ما آب میشود!
مهدی ناجی _ عضو هیئت علمی دانشگاه تهران
⭕️ آیا واقعا مهم است که تا کی نفت داریم؟
مدتها تصور میشد منابع نفتی محدود و در افق زمانی میانمدت تمام شدنی است، و طبعا هر چه زمان میگذرد ارزش واقعی آن بیشتر میشود. بنابراین کشورهای نفتخیزی مثل ایران بهتر است در استخراج نفت عجله نکنند. توجیه دیگر هم این بود که منابع زیرزمینی یک ثروت بین نسلی هستند و ما حق نداریم آنها را بیش از حد (سهم نسل خودمان) استخراج کنیم. در واقع برای مدتها مساله اصلی تحلیلگران بازار انرژی «پیک عرضه نفت» بود و این که چه زمانی عرضهی نفت به اوج خودش میرسد و از آن پس کمتر و کمتر میشود و محدودیت آن بر اقتصاد کشورها فشار میآورد. اما پیشرفت تکنولوژی (بهرهوری تولید)، ظهور انرژیهای تجدیدپذیر و حتی کشف ذخائر مختلف و متنوعتر نفت و گاز به ما نشان داد این باور غلط است. آنچه در این میدان اهمیت دارد «پیک تقاضای نفت» است نه عرضهی آن. به عبارت دیگر خیلی زودتر از آنکه عرضهی نفت در جهان محدود شود، تقاضا برای آن فروکش خواهد کرد و آن جاست که روزی برسد که ما نفتی در زیر زمین داشته باشیم که خواهانی ندارد!
بنابراین مساله این نیست که تا کِی نفت داریم. مساله اصلی این است که تا کِی نفت ما خریدار دارد. به نظر میرسد به اندازه کافی متوجه این موضوع مهم نیستیم و داریم این فرصت خدادادی و ارزشمند را به سرعت از دست میدهیم.
⭕️ ما در استخراج نفت جِداً کوتاهی کردهایم.
اگر توضیحاتی که در بالا آمد را بپذیریم، میبینیم که نفت یک دارایی ارزشمند است که به نظر میرسد ارزش واقعی آن در طول زمان در حال کاهش است. در این شرایط استراتژی درست برای استخراج چه باید باشد؟ طبیعی است که در چنین شرایطی باید همهی ظرفیت خود را معطوف به استخراج حداکثری نفت و تبدیل آن به یک دارایی ارزشمند دیگر بکنیم. در این صورت میتوانیم قبل از آن که نفت بیارزش یا کمارزش شود آن را بفروشیم و از کاهش ارزش آن جلوگیری کنیم، و با سرمایهگذاری منابع حاصل از فروش نفت به منابع جدیدی دست یابیم. در این صورت نه تنها نسل حاضر به خوبی از منافع آن بهرهمند میشود بلکه میتوانیم سهم نسلهای آتی را هم بپردازیم.
البته واضح است که اینجا یک «اگر» بزرگ وجود دارد: اگر سیاستمداران و سیاستگذاران فعلی طمع نکنند و به بهانههای مختلف (افزایش حقوق کارمندان دولت، افزایش انواع یارانهها و ...) به جای سرمایهگذاری بلندمدت به عواید حاصل از استخراج نفت دستبرد نزنند! به هر حال تا بیش از این دیر نشده باید برای این «اگر» (که به کیفیت حکمرانی ما برمیگردد) هم باید فکری بکنیم!
⭕️ تحریمهای امریکا مانع از اتخاذ سیاست درست نشده است.
اول این که اگر ما با استخراج حداکثری نفت تلاش میکردیم سهم بیشتری در بازار نفت داشته باشیم، هزینهی تحریم برای امریکا بسیار بیشتر بود. فراموش نکنیم که رییسجمهور امریکا طبق قانون داخلی این کشور موظف است تنها تا جایی با ابزار تحریم به ایران فشار بیاورد که عرضه نفت در بازار جهانی با مشکل روبرو نشود و متاسفانه میبینیم که در این زمینه موفق هم بوده است. هرچند تقریبا ایران از بازار نفت کنار گذاشته شده، همچنان عرضه نفت بر تقاضا مسلط است. در حالی که اگر ایران سهم بیشتری از این بازار را در دست داشت، (و البته مانند عربستان سرمایهگذاریهای قابل توجهی در خارج از کشور انجام داده بود!) دیگر تحریم ایران به این سادگی نبود.
دوم این که اگر استخراج و فروش نفت ایران در انحصار دولت نبود، تحریمها نمیتوانست تا این اندازه اثربخش باشد. به عبارت دیگر قبل از تحریم اگر به بخش خصوصی به اندازه کافی میدان داده میشد تا مسیرها و مقاصد فروش نفت را متنوع کند تحریمها فروش نفت ایران را قفل نمیکرد. حتی بعد از تحریم هم اعتماد و ورود بخش خصوصی میتواند در دور زدن تحریمها بسیار راهگشا باشد. اما ظاهرا عدم اعتماد تاریخی به بخش خصوصی که هنوز در ذهن برخی تداعیکننده چپاول و غارت ثروت ملی است از یک سو و این باور باطل که نفت در آینده ارزشمندتر خواهد شد ازسوی دیگر، موانع جدی در برابر این تصمیم حیاتی حاکمیت است.
@I_D_Network
@Sekke_Podcast
🔹 این یادداشت تحت تاثیر گفتگو با رامین فروزنده در اپیزود بیست و یکم پادکست سکه در خصوص تحولات اخیر بازار نفت نوشته شده است.
آیا ما به اندازه کافی نفت تولید میکنیم؟
مهدی ناجی _ عضو هیئت علمی دانشگاه تهران
⭕️ آیا واقعا مهم است که تا کی نفت داریم؟
مدتها تصور میشد منابع نفتی محدود و در افق زمانی میانمدت تمام شدنی است، و طبعا هر چه زمان میگذرد ارزش واقعی آن بیشتر میشود. بنابراین کشورهای نفتخیزی مثل ایران بهتر است در استخراج نفت عجله نکنند. توجیه دیگر هم این بود که منابع زیرزمینی یک ثروت بین نسلی هستند و ما حق نداریم آنها را بیش از حد (سهم نسل خودمان) استخراج کنیم. در واقع برای مدتها مساله اصلی تحلیلگران بازار انرژی «پیک عرضه نفت» بود و این که چه زمانی عرضهی نفت به اوج خودش میرسد و از آن پس کمتر و کمتر میشود و محدودیت آن بر اقتصاد کشورها فشار میآورد. اما پیشرفت تکنولوژی (بهرهوری تولید)، ظهور انرژیهای تجدیدپذیر و حتی کشف ذخائر مختلف و متنوعتر نفت و گاز به ما نشان داد این باور غلط است. آنچه در این میدان اهمیت دارد «پیک تقاضای نفت» است نه عرضهی آن. به عبارت دیگر خیلی زودتر از آنکه عرضهی نفت در جهان محدود شود، تقاضا برای آن فروکش خواهد کرد و آن جاست که روزی برسد که ما نفتی در زیر زمین داشته باشیم که خواهانی ندارد!
بنابراین مساله این نیست که تا کِی نفت داریم. مساله اصلی این است که تا کِی نفت ما خریدار دارد. به نظر میرسد به اندازه کافی متوجه این موضوع مهم نیستیم و داریم این فرصت خدادادی و ارزشمند را به سرعت از دست میدهیم.
⭕️ ما در استخراج نفت جِداً کوتاهی کردهایم.
اگر توضیحاتی که در بالا آمد را بپذیریم، میبینیم که نفت یک دارایی ارزشمند است که به نظر میرسد ارزش واقعی آن در طول زمان در حال کاهش است. در این شرایط استراتژی درست برای استخراج چه باید باشد؟ طبیعی است که در چنین شرایطی باید همهی ظرفیت خود را معطوف به استخراج حداکثری نفت و تبدیل آن به یک دارایی ارزشمند دیگر بکنیم. در این صورت میتوانیم قبل از آن که نفت بیارزش یا کمارزش شود آن را بفروشیم و از کاهش ارزش آن جلوگیری کنیم، و با سرمایهگذاری منابع حاصل از فروش نفت به منابع جدیدی دست یابیم. در این صورت نه تنها نسل حاضر به خوبی از منافع آن بهرهمند میشود بلکه میتوانیم سهم نسلهای آتی را هم بپردازیم.
البته واضح است که اینجا یک «اگر» بزرگ وجود دارد: اگر سیاستمداران و سیاستگذاران فعلی طمع نکنند و به بهانههای مختلف (افزایش حقوق کارمندان دولت، افزایش انواع یارانهها و ...) به جای سرمایهگذاری بلندمدت به عواید حاصل از استخراج نفت دستبرد نزنند! به هر حال تا بیش از این دیر نشده باید برای این «اگر» (که به کیفیت حکمرانی ما برمیگردد) هم باید فکری بکنیم!
⭕️ تحریمهای امریکا مانع از اتخاذ سیاست درست نشده است.
اول این که اگر ما با استخراج حداکثری نفت تلاش میکردیم سهم بیشتری در بازار نفت داشته باشیم، هزینهی تحریم برای امریکا بسیار بیشتر بود. فراموش نکنیم که رییسجمهور امریکا طبق قانون داخلی این کشور موظف است تنها تا جایی با ابزار تحریم به ایران فشار بیاورد که عرضه نفت در بازار جهانی با مشکل روبرو نشود و متاسفانه میبینیم که در این زمینه موفق هم بوده است. هرچند تقریبا ایران از بازار نفت کنار گذاشته شده، همچنان عرضه نفت بر تقاضا مسلط است. در حالی که اگر ایران سهم بیشتری از این بازار را در دست داشت، (و البته مانند عربستان سرمایهگذاریهای قابل توجهی در خارج از کشور انجام داده بود!) دیگر تحریم ایران به این سادگی نبود.
دوم این که اگر استخراج و فروش نفت ایران در انحصار دولت نبود، تحریمها نمیتوانست تا این اندازه اثربخش باشد. به عبارت دیگر قبل از تحریم اگر به بخش خصوصی به اندازه کافی میدان داده میشد تا مسیرها و مقاصد فروش نفت را متنوع کند تحریمها فروش نفت ایران را قفل نمیکرد. حتی بعد از تحریم هم اعتماد و ورود بخش خصوصی میتواند در دور زدن تحریمها بسیار راهگشا باشد. اما ظاهرا عدم اعتماد تاریخی به بخش خصوصی که هنوز در ذهن برخی تداعیکننده چپاول و غارت ثروت ملی است از یک سو و این باور باطل که نفت در آینده ارزشمندتر خواهد شد ازسوی دیگر، موانع جدی در برابر این تصمیم حیاتی حاکمیت است.
@I_D_Network
@Sekke_Podcast
🔹 این یادداشت تحت تاثیر گفتگو با رامین فروزنده در اپیزود بیست و یکم پادکست سکه در خصوص تحولات اخیر بازار نفت نوشته شده است.
آیا ما به اندازه کافی نفت تولید میکنیم؟
ویرگول
آیا ما به اندازه کافی نفت تولید میکنیم؟ - ویرگول
پادکست سکه: گفتگو با رامین فروزندهاین یادداشت را تحت تاثیر گفتگوی اخیرم با رامین فروزنده در اپیزود بیست و یکم پادکست سکه در خصوص تحولات اخ…