لینکستان | لینک‌های جذاب
3 subscribers
713 photos
393 videos
121 files
4.76K links
مجموعه ای از لینک ها به مطالب ارزشمند، مفید و جالب اینترنت و تلگرام
Download Telegram
Forwarded from مجمع دیوانگان (Arman)
نه هرکه سر بتراشد قلندری دارند!
https://t.me/divanesara/1166
#A 263

آرمان امیری @ArmanParian - در خبرها آمده جواد ظریف، جلسه اخیر شورای امنیت را با نقل قولی از دکتر مصدق به پایان برده است. این نخستین بار نیست که کفگیر سیاست‌مداران نظام به ته دیگ می‌خورد و دست به دامن وجاهت تاریخی مردی می‌شوند که چهار دهه تمام بر لبه خط قرمزها قرار داشته؛ گاهی مرتد و کافر خوانده می‌شود و گاه ساده‌لوح و فریب خورده آمریکا. این شعبده‌بازی سیاسی اما، نیازمند یک پیش‌شرطی در تحریف و قلب روایت‌های تاریخی ما است.

جریان دموکراتیک ملی‌ ایران، ریشه در انقلاب مشروطه و جنبشی آزادی‌خواهانه و استبدادستیز داشت که ترقی، توسعه و تجدد را در بستر آزادی، دموکراسی و حاکمیت قانون جستجو می‌کرد. برای آنکه توسل به چنین جریانی به حال یک حکومت تماما ارتجاعی، مدنیت ستیز و استبدادی میسر شود، باید نسخه ملی‌گرایی را به گرایشی شبه فاشیستی، جنگ‌طلب، بیگانه‌ستیز و تهاجمی قلب کرد و از محمد مصدق نیز تصویر یک دلقک بیگانه‌هراس و غرب‌ستیز درست کرد: یک سیاست‌مدار کله‌شق که تمام شهروندان کشورش را قربانی سوداگری‌های جنون‌آمیز خود ساخته بود!

در این سناریو، کل روایت حکومتی از کودتای ۲۸ مرداد در یک دسیسه خارجی خلاصه می‌شود. یعنی هیچ رد پایی از حکومت استبدادی، نظامیان وارد شده در سیاست و مهم‌تر از همه، روحانیت ارتجاعی دخیل در کودتا باقی نمی‌ماند. ناظر خردمند اما، کافی است با خود بیندیشد، که اگر مصدق این دن‌کیشوت غرب‌ستیزی است که حکومت ادعا می‌کند، پس تفاوت‌ش با حاکمان منفور کنونی در چیست؟ چطور آن مرد برای تمامی آزادی‌خواهان و میهن‌دوستان کشورش اسطوره شد و اینان با همان شعارهای پر طمطراق غرب‌ستیزانه منفور خاص و عام هستند؟

واقعیت جریان ملی ایران اما، آن نمایش دروغینی نیست که پیاده نظام توجیه‌گر نظامی‌گری و جنون منطقه‌ای در تلاش هستند ارائه کنند. مصدق اگر مصدق شد، کارنامه‌اش فقط در یک کودتا خلاصه نمی‌شود. یک عمر مشروطه‌خواهی، یک عمر مبارزه برای آزادی، یک عمر مقاومت در برابر استبداد حکومتی و جریان‌های ارتجاعی بود که او را تا سرحد رهبر جریان ملی ایران بالا برد.

البته که در ماجرای ملی کردن صنعت نفت، منافع ملی ایرانیان با زیاده‌خواهی‌های کمپانی‌های غربی در تقابل قرار گرفت. اما نفت، سرمایه‌ای بود که به زیست روزمره تک تک شهروندان و به ویژه کارگران ایرانی پیوند داشت. از جنس توهمات خودساخته و جنون‌آمیز هسته‌ای و موشکی نبود که حکومت بخواهد به زور آن را به جای «منافع ملی» قالب کند. اگر مصدق بر سر ملی کردن صنعت نفت مقاومت می‌کرد، دقیقا برای بازگرداندن رونق به سفره‌های مردم بود. برای آن بود که می‌دانست اولویت سیاست، تامین معاش و رفاه شهروندان است. پس آنانی که با صراحت مدعی می‌شوند «اینکه سفره مردم کوچک شده اولویت اول دولت نیست» نه تنها هیچ صلاحیتی برای داعیه پیروی از ملی‌گرایی مصدقی ندارند، بلکه دقیقا همانانی هستند که اساسا مصدق علیه‌شان دست به طغیان زد.

مصدق، از قماش امثال جواد ظریف نبود که در هر بار مصاحبه خود با رسانه‌ها علیه بدیهی‌ترین حقوق شهروندان مظلوم ایرانی دروغ‌گویی کند. یک روز سرکوب سیستماتیک شهروندان بهایی را منکر شود، روز دیگر بر سرکوب گسترده فعالین سیاسی و خیل گسترده زندانیان عقیدتی سرپوش بگذارد. مصدق بر خلاف امثال ظریف، نه تنها در برابر ارباب قدرت یک بلی قربان‌گوی متملق نبود، بلکه برای دفاع از حقوق و آزادی‌های دموکراتیک جامعه بیشترین ایستادگی را در برابر راس حکومت انجام داد. مصدق هرگز اجازه نداد که به عروسکی در دست نظامیان بدل شود تا بر جنون نظامی‌گری و ماجراجویی‌های منطقه‌ایشان سرپوش بگذارند؛ بلکه برای کوتاه کردن دست نظامیان از سیاست مستقیم در برابر پادشاه ایستاد، حتی تا پای استعفا رفت تا فضای سیاسی را از لوث وجود چکمه‌پوش‌ها پاک کند.

مصدق کسی بود که نه تنها از هزینه‌های بیت‌المال برای منافع شخصی خودش استفاده‌ای نکرد، بلکه مطبوعات و رسانه‌ها را آزاد گذاشت تا حتی علیه خودش شدیدترین انتقادات و گاه تخریب‌ها و فحاشی‌ها را انجام دهند. او را نمی‌شود با وزرایی مقایسه کرد که برای تحریف فضای خبری ردیف بودجه اختصاص می‌دهند تا از مشتی مزدور آواره، شبکه‌های رسوای رسانه‌ای تشکیل دهند.

پیشتر هم بودند بوقچی‌هایی که تلاش کردند از احمدی‌نژاد یک کاریکاتور مصدقی بسازند؛ اما اگر با آن مضحکه «جشن ملی شدن هسته‌ای» احمدی‌نژاد، مصدق شد، جواد ظریف هم با دو دیالوگ تکراری می‌تواند مصدق بشود. من اما گمان می‌کنم که قامت ایشان آنقدر کوتاه و رفتارهای‌شان به قدری حقیرانه بوده است که تاریخ شرم خواهد داشت نام او را حتی در زمره سیاست‌مداران بدنام خود ثبت کند. فراموشی این شوخی تلخ، بهترین پاسخ به این عمر و آرزوهای تلف شده یک ملت خواهد بود.

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
از تهران تا اورشلیم؛ نگاهی به زندگی ایرانیان اسرائیل



یهودیان ایرانی تبار اسرائیل، بخشی مهم و تاثیرگذار از جامعه این کشور را تشکیل می‌دهند. گروهی که با وجود داشتن شهروندی کشور تازه‌شان، همچنان پیوندهای عمیقی با ایران دارند: نه فقط با یهودیان ایران، که با فرهنگ و تاریخ و هنر این کشور؛ آنچنانکه، در مواردی، هنوز خود را، ایرانی و دلبسته ایران می‌دانند. حسن سربخشیان، عکاس و مستندساز، در فیلم «از تهران تا اورشلیم»، نگاهی کرده به زندگی نسل‌های مختلف اسرائیلی های ایرانی- تبار

<iframe src="https://www.radiofarda.com/embed/player/0/30692607.html?type=video" frameborder="0" scrolling="no" width="640" height="360" allowfullscreen></iframe>
در مهمانی‌های شبانۀ ‌آدم‌های پولدار چه می‌گذرد؟

اشلی میرز، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه بوستون، به لطف ویژگی‌های ظاهری‌اش توانست به مهمانی‌های دیوانه‌واری راه‌ بیابد که جز مردان پولدار و مدل‌ها کس دیگری امکان ورود به آن‌ها را نداشت. مهمانی‌هایی که قرار بود خستگی همیشگی این مردان قدرتمند را با افراطی‌ترین خدمات برطرف کند. تحقیق او سراغ بازیگران مختلفی می‌رود که در این نمایشِ جلوه‌فروشانۀ ثروت و قدرت نقش ایفا می‌کنند. از کسانی که این مهمانی‌ها را ترتیب می‌دهند، تا کسانی که به آن‌ها دعوت می‌شوند.

http://tarjomaan.com/neveshtar/9794/
برنامه رپرتاژ شبکه من و تو: مستند پرواز ۷۵۲ از فریب تا اعتراف، قسمت ۱

در این مستند با خانواده‌های کشته‌شدگان و کارشناسان هوایی و نظامی همراه می‌شویم تا وقایع مرتبط با فاجعه سرنگونی هواپیمای مسافربری اوکراین توسط پدافند هوایی سپاه پاسداران را بررسی کنیم: از لحظه پرواز تا ساقط شدن، از سه روز پنهانکاری مسئولان تا اعتراف به شلیک پرواز ۷۵۲ هواپیمایی بین‌المللی اوکراین از تهران به مقصد کی‌اف در هجدهم دی ۱۳۹۸ هفت دقیقه بعد از برخاستن از زمین و در نزدیکی تهران هدف دو موشک پدافند هوایی سپاه پاسداران قرار گرفت و ساقط شد.
در این سانحه همه ۱۷۶ سرنشین هواپیما جان باختند. مقامات رسمی ایران تا سه روز پس از این سانحه با پنهان کردن موضوع شلیک به هواپیما همچنان علت این سانحه را نقص فنی اعلام می‌کردند. اما به دنبال فشارهای جامعه جهانی و کشورهای غربی که از روی تصاویر ماهواره‌ای وقوع انفجار در هواپیما را مشاهده کرده بودند از یک سو و همینطور انتشار تصاویر ثبت شده از شلیک موشک در شبکه‌های اجتماعی و تایید آن‌ها از سوی دیگر نهایتا امیرعلی حاجی زاده فرمانده هوافضای سپاه پاسداران اعلام کرد که هواپیمای مسافربری توسط پدافند سپاه پاسداران سرنگون شده.

https://download.manototv.com/vod/2030626.mp4
یکشنبه‌ سیاه سیاست / آرمان امیری



صبح امروز (یکشنبه، ۱۵ تیرماه ۱۳۹۹) محمد جواد ظریف بار دیگر به صحن مجلس رفت تا پاسخ‌گوی نمایندگان باشد. همان‌گونه که انتظار می‌رفت، اصول‌گرایان نشانده شده بر کرسی نمایندگی، به شدیدترین وجه ممکن وزیر خارجه را مورد انتقاد و حتی حمله قرار دادند. طبیعتا من با زاویه نگاه راه‌یافتگان به مجلس اخیر موافق نیستم و اساسا گمان می‌کنم اگر امروز کشور ما دچار بحران و بن‌بستی است، محصول همین رویکرد غرب‌ستیز و جنون تقابل‌گرایی است. با این حال، بر خلاف بسیاری از مدعیان ظاهری عقلانیت در روابط بین‌الملل، گمان می‌کنم تصویر زشت و سیاه امروز را، نه نمایندگان منتقد ظریف، بلکه پروپاگاندای اصلاح‌طلبان حامی او رقم زدند!

عصاره نطق و دفاعیات وزیر خارجه در صحن مجلس را می‌توان در دو دسته استدلال کلی خلاصه کرد:

- نخست آنکه من ابزار دست و مطیع کامل فرمایشات شخص اول نظام هستم و هرچه کرده‌ام با نظر مساعد ایشان بوده و مفتخر به تحسین و تمجید ایشان هستم.

- دوم آنکه من در تمام تصمیمات منطقه‌ای، با هماهنگی و نظارت (و احتمالا فرماندهی) نظامیان عمل کرده‌ام و به صورت هفتگی با فرمانده نام‌آشنای منطقه‌ای جلسه برگزار کرده‌ام.

بیراه نیست اگر بگوییم برای نخستین بار در تاریخ این کشور است که شاهد حضور وزیری در مجلس هستیم که به جای دفاع از استقلال خود و تلاش برای حفظ حریم وزارت‌خانه‌اش، به وابستگی مطلق، ابزار دست بودن، نداشتن استقلال و اختیار، و از همه بدتر، سهیم کردن نظامیان در سیاست و حتی مطیع بودن در برابر آنان افتخار می‌کند، و البته چه خفت و حقارتی بالاتر از این که وزیر مملکت، برای متقاعد کردن نمایندگان مملکت، اسامی چهره‌ها و نیروهای خارجی (سیدحسن نصراله‌، مقاومت لبنان و عراق و فلسطین) را گواه خود معرفی کند!

دست بر قضا، آنان که به چنین مهره متملق و بلی‌قربان‌گویی نهیب می‌زدند، اصول‌گرایان متهم به انتصابی بودن بودند و آن زنجیره رسانه‌هایی که بوغ‌های تبلیغاتی خود را در تمجید از این مترسک سیاسی بسیج کرده‌اند، مدعیان «اصلاحات»ی هستند که سال‌ها پیش نسبت به «تدارکاتچی» شدن رییس جمهور هشدار می‌دادند و علی الاصول باید از ورود نظامیان به تصمیم‌گیری‌های کلان سیاسی انتقاد کنند.

برای مجلس این کشور بیشتر از این نمی‌شود افسوس خورد که از مدت‌ها پیش می‌دانیم تابوت استقلال‌ش را هم به خاک سپرده‌اند. روسیاهی یکشنبه این هفته، بماند برای آنانی که بار دیگر ثابت کردند نه تنها به هیچ اصول و هیچ پرنسیبی پایبند نیستند، بلکه حسرت و شهوت بازگشت به قدرت چنان کورشان کرده که صرفا برای مخالفت با جناح رقیب، حاضر هستند تک‌تک اهداف و ادعاهای خود را هم زیر پا بگذارند.

کانال «مجمع دیوانگان»

http://www.iran-emrooz.net/index.php/news1/2020-07-05_1820/
یک زندانی در مشهد به اتهام «نوشیدن مشروبات الکلی» اعدام شد

سازمان حقوق بشر ایران روز پنجشنبه ۱۹ تیرماه خبر داد که یک زندانی بنام مرتضی جمالی به اتهام «نوشیدن مشروبات الکلی»، در زندان مرکزی مشهد اعدام شده است. از او دو فرزند خردسال و همسر بجای مانده است. این سازمان به نقل از حسین حبیبی شهری، وکیل این زندانی، گزارش داده است: موکلش به اتهام «شرب خمر برای ششمین بار» به اعدام محکوم شده بود که حکم او روز ۱۸ تیرماه در زندان مرکزی مشهد به اجرا درآمد. منابع رسمی در ایران هنوز این خبر را تایید یا تکذیب نکرده‌اند. محمود امیری‌مقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران، در این زمینه گفته که «با این اعدام سیستم قضایی جمهوری اسلامی بار دیگر ثابت کرد که دیدگاهش هیچ تفاوتی با دیدگاه داعش ندارد». براساس ماده ۱۷۹ قانون مجازات اسلامی، «هرگاه كسي چند بار شرب مسكر بنمايد و بعد از هربار حد بر او جاری شود در مرتبه سوم كشته می‌شود».
عقدنامه ترکمنچاینا

دوشیزه محترمه ،مکرمه ، ایران خانم اسلامی ، آیا بنده وکیلم شما را به صداق معلوم روزانه ده هزار تن آینه شمعدان و آفتابه و لگن و جغجغه و فلاسک و مهر و تسبیح و برنج و تخم مرغ و دمپایی و .‌‌‌... همه از پالاستیک خالص و حلبی ۱۸ عیار ، به مدت معلوم یعنی ربع قرن ( با قابلیت تمدید تا آخرالزمان ) به عقد خاقان چین در بیاورم‌ ، بنده وکیلم ؟؟
... عروس رفته گور بچینه )))
..عاروس خانم آیا بنده وکیلم؟
عروس رفته چندتا اعدام بکنه بیاد ))
..عاروس خانم برای بار سوم آیا بنده وکیلم ؟
..با اجازه بزرگتر ها و آقامون و استیجازه از محضر پوتین و استیخاره ازآقا امام زمان و استیماله و استیفتاله از علمای اعلام بله....
..مبارک است انشالله .تکبیر بزن دست قشنگه رو .. اوری بادی ، همه باهم ‌‌وووووووهان جای ی وووو هو هو هو شیی جایووو شی شی شی چو چن شی ..پکیینگ جایو .چاینا جایووو هلو هلو هلو جایو صلواد ...
داره میریزه ، داره میریزه ، از آسمون داس و ستاره داره میریزه، داره میریزه از آسمون پوشک و ملاقه ، داره میریزه از آسمون تسبیح و مهر و سجاده داره میریزه .....
..ممجواد باید برقصه ، ممجواد باید برقصه.....‌
ایران جایزه بزرگ طرح استعماری چین. ایران در دام ارقام مالی کلان.

مناسبات شکننده جمهوری اسلامی با اروپا را که در نتیجهٔ تشدید تحریم‌های آمریکا و همسویی ناگزیر دولت‌های اروپایی با سیاست‌های واشینگتن به وضعیت تأسف‌بار کنونی نزول کرده، می‌توان یکی از دلایل جمهوری اسلامی برای رویکرد آن به سیاست «نگاه به شرق» خواند.

علی لاریجانی، به‌خصوص در منصب رئیس مجلس، از واسطه‌های اصلی جا انداختن سیاست نگاه به شرق جمهوری اسلامی به‌خصوص در بخش مرتبط با روسیه بود؛ سیاستی که از پشتیبانی کامل علی خامنه‌ای، اصولگرایان و سپاه پاسداران برخوردار است.

امکانات مالی محدود روسیه برای عرضه کمک‌های کلان اضطراری به تهران و فقدان خاصیت اقتصاد‌های مکمل بین روسیه و ایران، کفه سیاست نگاه به شرق جمهوری اسلامی را، در مقایسه با روسیه، به نفع چین سنگین کرد. همزمان، معرفی طرح «یک کمربند-یک راه» از سوی چین رویدادی بود که رفتن کامل جمهوری اسلامی به آغوش اژدهای زرد را تسهیل کرد.

دولت روحانی در بهمن ماه سال گذشته، هنگام تسلیم بودجه سال ۹۹، از قرض پنج میلیارد دلاری روسیه به ایران خبر داد ولی از پرداخت آن خبری نشد و متعاقباً دولت او درخواست یک وام پنج میلیارد دلاری از صندوق بین‌المللی پول را مطرح کرد که این درخواست هم به‌رغم پرداخت کمک‌های صندوق به ۷۰ کشور دیگر جهان، در مورد ایران بی‌جواب مانده است.

کارنامه چین

در ماه اوت سال ۲۰۱۶، جواد ظریف که ظاهراً مدیریت تدوین و هدایت طرح همکاری‌های ایران و چین به او واگذار شده، طی سفری رسمی به چین با ونگ لی، وزیر خارجه چین، دیدار و موافقت اصولی دولت روحانی با بسته همکاری‌های تهران و پکن را در قالب طرح «یک کمربند یک راه» اعلام کرد.

در آن زمان چین وعده داد ۴۰۰ میلیارد دلار به مدت ۲۵ سال در ایران سرمایه‌گذاری خواهد کرد. به موجب این وعده که جزئیات آن را نشریه ماهانه پترولیوم اکونومیست در همان تاریخ منتشر کرد، قرار است چین ۲۸۰ میلیارد دلار در صنایع نفت و گاز، و ۱۲۰ میلیارد دلار در صنایع پتروشیمی ایران سرمایه‌گذاری کند.

در مقابل، جمهوری اسلامی ظاهراً انحصار بهره‌برداری از سه میدان نفت و گاز را که جزئیات آن اعلام نشده، به چین واگذار کرده است. همراه با واگذاری امتیاز بهره‌برداری انحصاری که برای پرهیز از تعارض ظاهری با قانون اساسی، «اجازه بهره‌برداری مشارکتی» خوانده شده، به چین اجازه داده شده پنج هزار نیروی امنیتی خود را به بهانه حفاظت از تأسیسات (مشترک) در ایران مستقر کند.

استقرار نیرو‌های چین در بنادر ایرانی خلیج فارس، جزیره کیش، حق بهره‌برداری ۲۵ ساله از آب‌های خلیج فارس برای ماهیگیری و صید مروارید توسط صیادان چینی، که رسماً مورد تأیید جواد ظریف قرار گرفت، تنها بخشی از امتیاز‌های واگذارشدهٔ تازه از سوی جمهوری اسلامی به دولت کمونیستی خلق چین است.

علاوه بر وعده ۴۰۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری در طرح‌های توسعه نفت و گاز و پتروشیمی ایران، چین به‌منظور رنگین‌تر کردن «قرارداد قرن»، با افزودن طرح‌هایی مانند راه‌آهن برقی تهران - مشهد و همچنین راه‌آهن اورومچی- تهران که گفته شده از خاک چین آغاز و بعد از عبور از آلماتی در قزاقستان، بیشکک در قرقیزقستان، تاشکند و سمرقند در ازبکستان، و عشق‌آباد در ترکمنستان به تهران خواهد رسید، سقف تعهدات کاغذی را به ۶۰۰ میلیارد دلار افزایش داده است؛ حال آن‌که کارنامه دولت و شرکت‌های چینی در طرح‌های بسیار کوچک‌تر در ایران حاکی از عدم تعهد به وعده‌ها، سودجویی غیرعادی، کم‌کاری و زورگویی‌های آن‌هاست.
مشارکت در ساختن بزرگراه کرج چالوس به طول فقط ۱۱۰ کیلومتر که بعد از ۲۳ سال هنوز تا رسیدن به بهره‌برداری کامل فاصله بسیار دارد و بخش‌های به‌اصطلاح افتتاح‌شده آن چند روز بعد از گشودن اخیراً فرو ریخت و مسدود شد، خلع‌ید و اخراج شرکت پیمانکار چینی CNPCI در نهم اردیبهشت سال ۱۳۹۳ از طرح توسعه میدان مشترک نفتی آزادگان جنوبی که اعتبار آن دو و نیم میلیارد دلار پیش‌بینی شده بود، عدم تحرک پیمانکاران در عملیاتی کردن طرح فولاد زرند، ناموفق ماندن همکاری با سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی در طراحی مجدد رآکتور آب سنگین اراک و ده‌ها طرح ناقص و نیمه‌تمام دیگر در صنایع برق، ساخت نیروگاه و کشیدن خط لوله، شواهدی از شکست‌های متعدد شرکت‌های دولتی و وابسته به دولت در ایران است.

در عین حال که طرح‌های صنعتی و عمرانی چین در ایران کارنامه‌ای ناموفق دارند، در بخش‌های غیرعمرانی این همکاری‌ها توسعه خارق‌العاده یافته‌اند. برای نمونه، بیش از ۷۰۰ چینی از سوی دولت چین به عنوان طلبه در جامعه المصطفی قم متمرکز شده‌اند، اگرچه در درون چین حتی فرزند آوردن خانواده‌های مسلمان، به دلیل سیاست پیشگیری از افزایش تعداد آن‌ها، با مشکلات جدی روبه‌رو است.
ایران در دام وعده‌های مالی کلان چین

به دلیل جغرافیای سیاسی با اهمیت و حساس، منابع عظیم انرژی و البته ثروت هنگفت نهفته در معادن، علاوه بر بازار مصرف ۸۵ میلیونی، ایران را می‌توان جایزه بزرگ طرح استعماری چین که به اختصار «او-بی –او- آر» (OBOR) نامیده می‌شود تلقی کرد.

امکانات مالی محدود روسیه برای عرضه کمک‌های کلان اضطراری به تهران و فقدان خاصیت اقتصاد‌های مکمل بین روسیه و ایران، کفه سیاست نگاه به شرق جمهوری اسلامی را، در مقایسه با روسیه، به نفع چین سنگین کرد. همزمان، معرفی طرح «یک کمربند-یک راه» از سوی چین رویدادی بود که رفتن کامل جمهوری اسلامی به آغوش اژدهای زرد را تسهیل کرد.

دولت روحانی در بهمن ماه سال گذشته، هنگام تسلیم بودجه سال ۹۹، از قرض پنج میلیارد دلاری روسیه به ایران خبر داد ولی از پرداخت آن خبری نشد و متعاقباً دولت او درخواست یک وام پنج میلیارد دلاری از صندوق بین‌المللی پول را مطرح کرد که این درخواست هم به‌رغم پرداخت کمک‌های صندوق به ۷۰ کشور دیگر جهان، در مورد ایران بی‌جواب مانده است.

https://www.balatarin.com/permlink/2020/7/10/5354526
چجوری تقّ «عوض اش امنیت داریم» در رفت؟! ف. م. سخن

می
گفتند: اگر پول نداریم، عوض اش امنیت داریم!
می گفتند: اگر مفلس فی امان الله شده ایم، عوض اش امنیت داریم!
می گفتند: اگر کشور را غارتگران شخم زده اند، عوض اش امنیت داریم!
می گفتند: اگر ثروت مملکت را خرج سید حسن نصرالله و بشار اسد می کنیم، عوض اش امنیت داریم....

هی گفتند و گفتند و گفتند و ما هم داشت کم کم باورمان می شد که اگر هیچی توو مملکت نداریم، عوض اش امنیت داریم!

همین جوری که با لالاییِ «عوض اش امنیت داریم» دچار چرت ملیح شده بودیم، و چشمان مان بر روی تجاوز به دختر بچه ها و بریده شدن سر فرزند به دست پدر و تجاوز در روز روشن به «مرد جوان» و غارت مملکت توسط اکبر طبری و آملی لاریجانی و کشته شدن زن بدبخت، به دست وزیر آموزش و پرورش کشور و ارسال سازمان دهی شده دختران ایرانی برای تن فروشی در کشورهای منطقه و این ها بسته شده بود و با قصه ی هیجان انگیز سقوط قاضی فاسد از طبقه چهارم هتلی در بخارست داشت خوابمان می برد، ناگهان صداهای تق و توقی بلند شد و «کپسول های گاز» بود که به هوا می رفت!

یک روز پارچین، یک روز نطنز، یک روز زرگان، یک روز شیراز، و امشب هم گرمدره و غرب تهران، ما که این صداها، مزاحم خواب مان با لالایی «عوض اش امنیت داریم» شده بود و به نق نق افتاده بودیم، به لـلـه مان غُر زدیم که لـلـه جان! انگار خبرایی ه و همچین هم امنیت نداریم، که لــلــه ی مزبور که موجودی ست ترسناک شبیه به خانم فرهادی زاد و بدبخت از شدت فشار روحی و عصبی و مالی و این ها پستان اش مثل گرسنگان آفریقا آویزان شده و قطره ای هم شیر ندارد، پستان چروسکیده را چپاند در دهان مان، و با نعره ای رعب آور به ما فرمود که خفه شو توله سگ! مگه نمی بینی توو جنگل های شمال یه عده بچه رو که با موسیقی خارجی زدن و رقصیدن دستور دستگیری شون رو صادر کردن و یک عرق خور رو هم بالا ی دار کشیدن و انگشت یارو دزده رو هم توو زندان بریدن؟ ت خ م سگ اگه این امنیت نیست پس چیست؟ کوفت کن شیر منو تا نزدم مثل اون صاحب ملکِ حکومتی در لواسون توو فرق سر ت! از دیه میه هم خبری نیست! پس بخواب گل پونه، اینقدر نگیر تو بهونه....
بگیر این پستون رو به دهن ات که ممکنه فردا همین هم گیر ت نیاد!
یادت نره این جمله ی قشنگ، که هیچی هم نداشته باشیم، عوض اش امنیت داریم!
https://news.gooya.com/2020/07/post-40693.php
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پلوس ماشین چطور کار می‌کند؟
آشنایی با یک مزدور: داریوش سجادی روزنامه نگار مزدور مقیم امریکا

داریوش سجادی با پول ملت ایران در حال عشق و حال در امریکا و قلم فرسایی به نفع دیکتاتوری داخل کشور است.